صفحه 2 از 22 نخست 123412 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نگاه علم اخلاق به انسان

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,761
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 16 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1-3.نیروهای نفس انسان
    نفس انسان دارای چهار نیروست: نیروی عاقله، نیروی خشم، نیروی شهوت، نیروی واهمه
    عاقله صفت فرشتگان است و کارش ادراک حقایق و تشخیص خیر و شر و نیکی و بدی است به کارهای نیک فرمان می دهد و از کارهای زشت باز می دارد و انسان را به کسب صفت های پسندسده و پاک سازی از صفت های نکوهیده می خواند.
    شهوت صفت چهارپایان است و انسان را به پیروی فرج و شکم می خواند. پرخوری؛ پرگویی و مباشرت جنسی کنترل نشده از آثار این نیروست. فایده شهوت این است که منافع بدن را تامین می کند و به این وسیله بدن را حفظ و بقا نسل انسان را تضمین می کند. بدون شهوت انسان نه چیزی می خورد، نه چیزی می نوشد و نه به فعالیت جنسی روی می آورد.
    خشم صفت درندگان است و انسان را بی باک می کند و به کارهایی چون ضرب و شتم و آزار دیگران وا می دارد.
    این نیرو در وجود انسان دو فایده دارد نخست آنکه در مقابل تهدیدهای خارجی از جسم دفاع و آفات و زیان ها را از آن دور می کند. بدون فعالیت این نیرو انسان حتی یک مگس را از خود دور نمی کند؛ از هیچ خطری نمی گریزد و با هیچ تهدیدی مقابله نمی کند. فایده دیگر غضب آن است که در مقابل طغیان نیروی همه ایستادگی می کند تا وجود انسان را تسخیر نکند.

    واهمه صفنت شیطانی است که کارش ترتیب دادن مکر، حیله، خدعه، نیرنگ است ولی علاوه بر این قادر است معانی جزئی را درک کند و برای دستیابی به مقاصد خوب طرح و نقشه تهیه می کند.
    نیروی واهمه راه های تامین منافع و پرهیز از خطر و ضرر را در اختیار قوه غضب و شهوت قرار می دهد. نیروی شهوت غذا می خورد؛ نیروی واهمه به او یاد می دهد از چه راهی غذا به دست آورد. انسان وقتی گرسنه می شود برای رفع گرسنگی اقدامی صحیح و یا نادرست می کند یا به کار و فعالیت روی می آورد یا به سرقت و دریوزگی.
    تمامی این راه ها را واهمه طراحی می کند و در اختیار شهوت قرار می دهد. قوه غضب به استیلا میل دارد و از شکست بیزار است واهمه برای او نقشه می کشد تا پیروز شود؛ بنابراین قوه واهمه با خدمت به شهوت و غضب در حقیقت به انسان خدمت می کند.



  2. تشکر


  3. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,761
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 16 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دانشمندان اخلاق اجتماع قوای چهارگانه نفس را در این مثل نمایش می دهند که در خانه ای مردی حکیم با یک سگ، یک خوک و یک شیطان محبوس باشد و هریک از این چهار تلاش می کند دیگران را تحت فرمان خود بگیرد و برای تامین مقاصد خود از آنها استفاده کند مرد حکیم قوه عاقله، سگ نیروی غضب، خوک قوه شهوت و شیطان قوه واهمه انسان است. نیروی غضب همانند سگی که پیوسته به این و آن حمله می برد و به هر کس چنگ و دندان نشان می دهد؛ انسان را به آزار دیگران وا می داردو فعالیت خود را با کتک کاری، فریاد، فحش، و ناسزاو در نهایت قتل و خونریزی نشان می دهد و با این همه تلاش می کند نیروهای دیگر را نیز با خود هماهنگ کند.
    نیروی شهوت مثل خوکی که جز خوردن و شهوت رانی هیچ نمی فهمد و نمی خواهد، انسان را به اشباع این دو میل وا می دارد و می خواهد تمامی نیروهای نفس را به خدمت خود بگمارد.
    قوه واهمه نیز نیروی غضب و شهوت را تهییج می کند و کارهایشان را زیبا جلوه می دهد. کار عقل در این گیر و دار این است که قوه غضب را با شهوت رام و شهوت را با غضب سرکوب کند و خدعه های قوه واهمه را با نورانیت خویش شناسایی و به سرانگشت تدبیر خنثی کند.



  4. تشکر


  5. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,761
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 16 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در تمثیلی دیگر عقل به مردی شکارچی دانسته شده که سوار بر اسب و با سگی به دنبال شکار آمده و جاسوسی از راهزنان در پی اوست تا به دست ایشان گرفتارش کند.
    مرد شکارچی، عقل آدمیزاد است که برای کسب کمال به دنیا آمده، اسب او شهوت و سگ او قوه غضب است و جاسوس همان قوه واهمه است که خدمت شیطان می گزارد و انسان را به سمت او می کشاند.
    اسب سواری و سگ شکاری در صورتی کارآمد خواهند بود و در شکار، یاور شکارچی، که تربیت شده باشند. سگ تعلیم ندیده هر چه بگیرد می خورد و از تلاش او بهره ای به شکارچی نمی رسدو بسا که با خوردن و دریدن اموال مردم موجب زیان و شرمساری صاحبش شود یا در فرصتی از غفلت صاحب خود استفاده کرد او را نیز بدرد.
    اسب چموش نیز به جای اینکه در پی شکار بتازد بیهوده به هر فراز و نشیبی می رود تا در نهایت سوار خود را به پرتگاهی درافکند و خود لجام گسیخته به هر سو که خواهد دوندگی کند.
    سخن جاسوس شنیدن و در پی او رفتن نیز جز هلاک همگی پیامدی ندارد پس تنها چاره نجات این است که همه از عقل فرمان برند تا همگی بسان نیرویی واحد به جست و جوی هدف بپردازند و راه کمال را طی کنند.



  6. تشکر


  7. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,761
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 16 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1-3-1.مهار نیروها
    انسان موجودی است بی نهایت طلب که در هیچ زمینه ای محدودیت را بر نمی تابد از این رو قوای او نیز در پی بی نهایت فعالیت می کنند و هیچ نهایتی برای خواسته خود نمی شناسد بنابراین ممکن نیست که غضب و شهوت بدون نظارت قوه قاهره ای دست از طلب بردارند چرا که هرگز احساس سیری نمی کنند و نیروی واهمه نیز پیوسته آنها را با نقشه ها و حیله های جدید تجهیز می کند و در صورتی که به حال خود رها شوند نزاع داخلی بین شهوت و غضب وجود انسان را متلاشی می کند و او را از مرتبه حیوانیت هم پایین تر می کشد بنابراین وجود انسان به یک نیروی برتر محتاج است که قوای نفس را مهار کند.
    از آنجا که نیروی عقل حقیقت اشیا را درک می کند و خوب و بد را می فهمد برای مهار قوای نفس سه مرحله طی می کند: نخست مقدار استفاده از هر نیرو را تعیین می کند پس از آن جای استفاده را نشان می دهد و در نهایت کیفیت اعمال آن را. در صورتی که قوای نفس از عقل پیروی نکنند و به حدی که تعیین می کند راضی نشوند عقل برای کنترل آنها راهکارهای ویژه ای دارد:
    غضب و شهوت را بر ضد هم تحریک می کند هنگامی که غضب سرکشی کند با تحریک شهوت او را سست می کند و چون شهوت طغیان کند با تحریک غضب او را سرکوب می کند و اگر واهمه دست از دسیسه برندارد با یورش غضب او را کنترل می کند و در نهایت اگر غضب از عهده او برنیاید عقل خود با افشاگری او را رسوا می کند.
    گاهی واهمه با شیطنت هدف های پست و شیطانی خود را در پوششی از هدف های متعالی الاهی؛ انسانی زیبا جلوه داده دیگران را فریب می دهد.
    مثلا مقامی را که به خاطر جاه طلبی پذیرفته وظیفه دینی و وسیله ای برای خدمت به انسان ها می شمرد؛ در این گونه موارد چون انسان به نفس خویش آگاه است عقل فریب واهمه را نمی خورد و با افشای حقیقت او را رسوا می کند نتیجه این نظارت و کنترل در درون انسان این است که بین قوای نفسانی رابطه ای عادلانه پیدا می شود؛ هر کس در مقام و موقعیت خود قرار می گیرد عقل به مقام فرماندهی و رهبری خود می رسد و شهوت و غضب در پست های لایق خویش تحت فرمان عقل عمل می کنند. استحقاق غضب و شهوت این است که در اختیار عقل باشند تا بدن را حفظ کنند و انسان به کمال خود برسد.



  8. تشکر


  9. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,761
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 16 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    گفتنی است که رسیدن به این مقام کار آسانی نیست و بسا که تا پایان عمر صورت نبندد در حکایت است که حکومت وقت از سیدبن طاووس تقاضا کرد منصب قضاوت بپذیرد و قاضی القضات مملکت اسلام باشد سید در پاسخ فرمود من عمری است که نتوانسته ام یک نزاع را فیصله دهم و در درون خودم صلح و آرامش برقرار کنم چگونه می توانم منازعات یک ملت را فیصله دهم و بین آنها صلح برقرار کنم.
    معنی این سخن این است که انسان تا در درون خویش به عدالت نرسد در خارج از وجود خود موفق به اجرای عدالت نمی شود.
    کسی که با شهوت و غضب خود دست به گریبان است نمی تواند حق را به صاحب حق برگرداند از این رو در نظام سیاسی اسلام کسی به حکومت و رهبری می رسد که در این مبارزه پیروز شده باشد. در تفسیر منسوب به امام حسن عسکری (علیه السلام) آمده است:
    «فَأَمَّامَنْ‏ كَانَ‏ مِنَ ‏الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ، حَافِظاً لِدِينِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ»؛ «هر یک از فقها خودنگهدار باشد دینش را حفظ کند با هوای نفس مخافت ورزد و امر خدای خویش را اطاعت کند عامه مردم می توانند از او پیروی کنند.»


  10. تشکر


  11. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,761
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 16 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1-4.مراتب نفس
    دانستیم که عقل در وجود آدمی سمت رهبری و مدیریت دارد و همه قوا باید تحت فرمان او عمل کنند ولی این جایگاه به آسانی و بدون درگیری در اختیار عقل نهاده نمی شود.
    مبارزات طولانی باید تا شهوت و غضب به حق عقل اعتراف کنند. و طوق اطاعت او را به گردن گیرند ناگفته پیداست که معرکه همیشه به نفع یک طرف نیست هر حریفی گاهی شکست را می پذیرد و زمانی با استفاده از غفلت حریف بر او می تازد و بسا که او را تا مرز نابودی به عقب می راند و هم از این رو عقل انسان در طول مبارزات خود با شهوت و غضب شرایط مختلفی را تجربه می کند و در نهایت نیز نتیجه مبارزه برای تمامی انسان ها یکسان نیست.
    گاهی عقل به طور کامل شکست می خورد و پرونده جنگ برای همیشه به نفع شهوت و غضب بسته می شود. گاهی حریف را منکوب می کند و طوق بندگی خود را به گردنش می نهد و گاهی نیز در جنگ و گریز است و به نتیجه ای قطعی نمی رسد. قرآن کریم با لحاظ این سه حالت نفس را با سه صفت یاد کرده است.



  12. تشکر


  13. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,761
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 16 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1-4-1.نفس اماره
    در صورتی که عقل به طور کامل شکست خورده به خدمت شهوت و غضب درآید و خود نیز به ابزاری در دست واهمه تبدیل شود از آن به نفس اماره تعبیر می شود. قرآن کریم می فرماید: «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي ۚ؛[یوسف/53]؛ نفس انسان پیوسته فرمان به بدی می دهد مگر آنکه پروردگارم رحم کند.»
    1-4-2.نفس لوامه
    هنگامی که عقل با شهوت و غضب می جنگد و میدان نبرد را به نفع آنها خالی نمی کند گاهی زمین می خورد و گاه برمی خیزد و پیوسته در میدان کرّ و فرّی دارد نفس لوامه نامیده می شود. چرا که خود را برای هر شکست سرزنش می کند. قرآن کریم در مقام ارزش گذاری به این مرتبه نفس سوگند یاد کرده می فرماید: «وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ؛ [قیامت/ 2]؛ و سوگند به نفس ملامتگر»
    1-4-3.نفس مطمئنه
    بالاترین مرتبه نفس انسان حالت آرامش و اطمینان است یعنی هنگامی که نیروی عقل بر قوای دیگر فائق آمده شهوت و غضب را تحت فرمان گرفته دسیسه های واهمه را بر ملا کرده و بر تمام وجود آدمی حکم می راند. قرآن کریم می فرماید:
    «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ *ارْجِعِی إِلى رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً * فَادْخُلِی فِی عِبادِی *وَ ادْخُلِی جَنَّتِی؛[فجر/27-30]؛ ای جان آرام گرفته، خشنود و پسندیده به سوی پروردگات باز گرد در زمره بندگان من درآی و پا در بهشت من بگذار.»


  14. تشکر


  15. #18

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,761
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 16 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1-5حالت ها و ویژگی های روح انسان
    1-5-1.روح انسان مجرد است
    مهم ترین ویژگی روح انسان تجرد اوست به این معنی که روح جسم یا جسمانی نیست زیرا توانایی های او در اجسام مشاهده نمی شود از جمله اینکه
    1-هیچ جسمی در آن واحد بیش از یک صورت و حالت نمی پذیرد یک جسم اگر سفید باشد سیاه نیست و تنها در صورتی می تواند سیاهی را بپذیرد که سفیدی را ترک کند. اگر به شکل مکعب باشد کروی نیست و تنها زمانی کروی می شود که مکعب نباشد بالاتر اینکه یک جسم مثلا یافلز است یا چوب، یا جامد است یا مایع یا گاز، چون در یک زمان تنها یکی از این صورت ها را می پذیرد، اگر جامد باشد گاز و مایع نیست و جامد اگر فلز باشد چوب نیست.
    ولی روح انسان همه صورت ها و حالت ها را هم زمان در می یابد. برای اینکه صورتی را ترک کند به ترک صورت دیگر نیاز ندارد و برای اینکه حالتی را دریابد محتاج پاک کردن حالت سابق نیست علاوه بر این با دریافت حالت ها و صورت های مختلف توانایی اش برای دریافت صورت ها و حالت های جدید بیشتر می شود.

    2. یک جسم تنها زمانی صفت یا حالتی را در می یابد که خود به آن صفت متصف شود طول و عرض وقتی برای جسم حاصل می شود که خود عریض و طویل یاشد ارتباط جسم با تمامی حالت ها و عوارض مثل رنگ ها، بوها، مزه ها، و با همه صورت ها به همین سیاق است در حالی که روح انسان تمامی صورت ها، عوارض، و حالت ها را در می یابد بدون آنکه خود به آنها متصف شود.
    3.رنج و لذت روح با رنج و لذت جسم متفاوت است روح از چیزهایی لذت می برد که با یکی از حواس پنج گانه ادراک شود ولی از درک لذت عبادت، مناجات، و خلوت با محبوب محروم است.
    جسم از خوردن لذت می برد ولی از لذت ایثار بی خبر است در همان حالی که انسان از بخشیدن غذای مورد نیاز خود غرق لذت و سرور است جسمش از گرسنگی رنج می برد و بسا که روح به کلی از رنج او غافل است.

    4.ضعف و قوت روح به ضعف و قوت جسم وابسته نیست، هر چه جسم در اثر کهولت ضعیف و ناتوان می شود روح انسان قوی تر می شود به این معنی که اندوخته های ادراکی اش بیشتر و صفت ها و ملکاتش استوارتر می شود.
    از آنچه گذشت نتیجه می گیریم روح انسان موجودی است مجرد و اهل جهانی غیر از جهان جسم و جسمانیات.


  16. تشکر


  17. #19

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,761
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 16 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1-5-2.روح به جسم محتاج است
    روح با آنکه خود مجرد است و هیچ ارتباطی با جسم و ماده ندارد در عمل به آن محتاج است. به این معنی که بدون جسم نمی تواند برنامه های خود را اجرا کند و به مقاصد خود برسد.
    روح برای ادای منظور خود محتاج زبان است تا سخنی بگوید، برای انجام کارها به دست نیاز دارد و برای حرکت از جایی به جای دیگر وسیله ای چون پا می خواهد. از این رو حکما گفته اند روح در ذات مجرد است و در فعل مادی.
    بنابراین روح انسان به جسم محتاج است از طرفی می دانیم که این جسم بدون قوه غضب و شهوت باقی نمی ماند به شهوت نیاز دارد تا منافع او را تامین کند به غضب نیاز دارد تا خطرها و زیان ها را از او دور کند. به قوه واهمه نیاز دارد تا با درک جزئیات و نشان دادن راه رسیدن به مقصدهای دنیوی مثل به دست آوردن غذا و لباس و مسکن و پرهیز از خطرها به او خدمت کند.
    بنابراین روح انسان به شهوت، غضب و واهمه هم محتاج است.



  18. تشکر


  19. #20

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,761
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 16 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1-5-3.نفس انسان جاوید است
    ویژگی دیگر نفس انسانی این است که با مرگ بدن نمی میرد بلکه همیشگی و جاویدان است و زوالی برای او نیست. چرا که زوال تنها بر مرکبات طبیعی عارض می شود و موجوات مجرد بسیط از زوال در امان اند و پیش از این پی بردیم که نفس انسان مجرد است. در حدیث نیز آمده است:
    «مَاخُلِقْتُمْ ‏لِلْفَنَاءِ بَلْ خُلِقْتُمْ لِلْبَقَاءِ، وَ إِنَّمَا تُنْقَلُونَ مِنْ دَارٍ إِلَى دَارٍ»(1)؛ «شما برای فنا آفریده نشده اید بلکه برای بقا آفریده شده اید(مرگ چیزی نیست جز اینکه) از خانه ای به خانه دیگر منتقل می شوید.
    بنابراین نفس انسان پس از مرگ بدن باقی است و به زندگی خود ادامه می دهد و در شخصیت او تغییری ایجاد نمی شود و هم از این روست که در طول حیات دنیوی نیز بارها بدن خود را به اقتضای سنین مختلف عوض می کند ولی خودش همچنان باقی است.
    پی نوشت:
    1.إعتقادات الإمامية (للصدوق)،ص 47


  20. تشکر


صفحه 2 از 22 نخست 123412 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود