صفحه 3 از 22 نخست 1234513 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نگاه علم اخلاق به انسان

  1. #21

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,761
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 16 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    2.اصل دوم، اعتقادبه زندگی اخروی
    2-1.محدود نبودن عمر انسان به زندگی دنیا
    از نظر اسلام عمر انسان محدود به زندگی کوتاه دنیوی نیست. قرآن کریم برای انسان عمری به درازای ابد قائل است که بخش اصلی آن پس از عبور از دنیا اتفاق می افتد و زندگی دنیا در مقایسه با آن چنان ناچیز است که به حساب نمی آید. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمود:
    «دنیا نسبت به آخرت چنان است که انگشت در اب دریا فرو بری این انگشت چه مقدار زا اب دریا به همراه می آورد.»(1)
    از این رو قرآن کریم در شمارش مراحل زندگی انسان به مراحلی که در این دنیا اتفاق می افتد بسنده نکرده پس از همه آنها دو مرحله دیگر شماره کرده می فرماید:
    « ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذَٰلِكَ لَمَيِّتُونَ "ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تُبْعَثُونَ؛[مومنون/15-16]؛ آن گاه پس از همه این مراحل می میرید سپس در روز قیامت برانگیخته می شوید.»
    زندگی اخروی از نگاه قرآن ضرورتی است که بدون آفرینش انسان بیهوده است و انسان به هدف آفرینش نمی رسد و عدل و رحمت خدا مجالی برای بروز نمی یابد می فرماید:
    «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ؛ [مومنون/115]؛ آیا می پندارید که ما شما را بیهوده آفریدیم و به سوی ما باز نمی گردید.»
    آری خداوند انسان و هیچ مخلوقی را بیهوده نیافریده است چرا که او حکیمی است از بیهوده کاری منزه.
    پی نوشت
    1.مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج70، ص119


  2. تشکر


  3. #22

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,761
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 16 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امام علی (علیه السلام در وصیتش به امام مجتبی(علیه السلام)نوشته است: «وَاعْلَمْ ‏يَابُنَيَ‏ أَنَّكَ‏ إِنَّمَا خُلِقْتَ لِلْآخِرَةِ لَا لِلدُّنْيَا»(1)؛ «پسرم بدان که تو برای آخرت آفریده شده ای نه برای دنیا.»
    مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک / چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
    علاوه بر این عدل الاهی اقتضا می کند که بین نیکی و بدی تفاوتی باشد. نیکان پاداش نیکی و بدان کیفر بدی خود را ببینند. از طرفی به وضوح می بینم که سرای دنیا برای بازتاب تمامی کرده های خوب و بد انسان بسیار کوچک است.
    گاهی یک انسان کار شایسته ای انجام می دهد که همه دنیا برای پاداش آن کوچک و ناچیز است و گاهی از دیگری عملی ناپسند سر می زند که هیچ کیفری برای آن کافی نیست اگر زندگی انسان در دنیا خلاصه شود هرگز واکنش شایسته کردار زشت و زیبای خود را نمی بیند؛ این چیزی است که انسان به فطرت خویش به آن پی برده و هم از این رو قرآن کریم با حذف مقدمات به نتیجه پرداخته می فرماید:

    «إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا ۖ وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا ۚ إِنَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ بِالْقِسْطِ ۚ وَالَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ شَرَابٌ مِنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْفُرُونَ؛[یونس/4]؛ خداوند وعده حقی فرموده؛ او آفرینش را آغاز می کند سپس آن را باز می گرداند تا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند به عدالت جزا دهد و برای کسانی که کافر شدند نوشیدنی از مایع سوزان است و عذابی دردناک به خاطر آنکه کفر می ورزیدند.»
    در چند جای قرآن این باور نادرست که کار نیک و بد با مرگ خاتمه می یابد با تاکید تمام رد شده است. از جمله می فرماید: «أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ؛ [ص/28]؛ آیا آنان را که ایمان آورده عمل صالح انجام دادند با مفسدان زمین یکسان قرار دادیم یا تقواپیشگان را با بدکاران.»
    پی نوشت:
    1.نهج البلاغه(للصبحی صالح)، ص400


  4. تشکر


  5. #23

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,761
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 16 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بنابراین عدل الاهی اقتضا می کند که انسان زندگی دیگری داشته باشد که با شرایطی برتر و فضایی گسترده تر فرصت بهره وری از نتیجه های اعمال نیک و تحمل کیفر کارهای زشت را برای او فراهم کند. علاوه براین همه پایان گرفتن زندگی انسان با مرگ بدن که با تباه شدن سرمایه های فراوانی در وجود او مساوی است برخلاف رحمت گسترده الاهی است.
    قرآن کریم می فرمایند: «كَتَبَ عَلَىٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ ۚ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ؛[انعام/12]؛ او رحمت را بر خویش مقرر کرده است که بدون شک همه شما را در روز قیامت جمع خواهد کرد.»


  6. تشکر


  7. #24

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,761
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 16 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    2-2.انسان در سرای آخرت
    دانستیم که زندگی انسان به دنیا منحصر نیست و روح انسان چون مجرد و جاوید است پس از مرگ جسم همچنان به زندگی خود ادامه می دهد ولی باید بپذیریم که زندگی در سرای آخرت با زندگی دنیا متفاوت است و انسان در صورتی در آنجا زندگی راحتی خواهد داشت که شرایط آن را بشناسد و خود را برای آن آماده کند.
    یکی از تفاوت های دنیا و آخرت که در این بحث مورد نظر ماست این است که زندگی دنیا دستخوش تدریج و تجدد است ولی آخرت جهان ثبات و قرار است.
    انسان در زندگی دنیا پیوسته در حال حرکت است حرکتی کمالی یا قهقری ولی در آخرت حرکتی صورت نمی گیرد بنابراین تکاملی هم در کار نیست هر کس به هر مرتبه ای برسد در زندگی دنیا می رسد.
    امام علی (علیه السلام) می فرماید:
    «الْيَوْمَ‏ عَمَلٌ‏ وَلَاحِسَابَ‏ وَ غَداً حِسَابٌ وَ لَا عَمَلَ »(1)؛ «امروز روز کار و تلاش و حرکت است و حسابی در کار نیست، کسی انسان را حسابرسی نمی کند و فردا روز حساب است و فرصتی برای عمل نیست.»
    و رسول خدا (صل الله علیه و آله و سلم) نیز می فرماید: «الدّنيامزرعةالاخرة»(2)؛«زندگی دنیا فصل کاشتن است؛ برداشت در زندگی اخروی صورت می گیرد.»
    از این بیان شریف نیز استفاده می شود آخرت محل کسب و تلاش و تکامل نیست.»
    پی نوشت:
    1. کلینی،محمدبن یعقوب، کافی، ج8، ص58
    2.عوالی الثالی، ج1، ص267


  8. تشکر


  9. #25

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,761
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 16 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    3.اصل سوم، هدفمندی انسان
    3-1.ویژگی انسان
    آدمی توانایی هایی دارد که موجوداتی چون حیوانات و نباتات نیز از آن برخوردارند و به همین دلیل آثار و افعالی از او صادر می شود که آنها بهتر و کامل تر از او انجام می دهند؛ ولی به سان هر موجود دیگر از یک ویژگی برخوردار است که هیچ موجود دیگری از آن بهره مند نیست و انسانیت انسان بدان باز شناخته می شود. هر موجودی وقتی به کمال می رسد که اثر ویژه او به طور کامل از او پدید آید.
    ویژگی انسان نیروی عقل اوست؛ نیرویی که به او توانایی می دهد کلیات را درک کند، زشت و زیبا را بشناسد و با اراده و اختیار خود کاری را بر کار دیگر ترجیح دهد.
    هیچ موجود زنده ای جز انسان با دیدن مصداق ها و جزئیات نمی تواند یک مفهوم کلی بسازد که بر سایر مصداق هاو جزئیات خود منطبق باشد.
    هیچ کاری در نظر حیوانات زشت یا زیبا نیست آنچه را غریزه فرمان دهد بدون قضاوت درباره نیک و بدش انجام می دهند و جز انسان هیچ موجود زنده ای توانایی ترجیح یک کار بر کار دیگری ندارد.
    این همه خاصیت انسان و ناشی از نیروی عقل اوست. انسان در صورتی به کمال می رسد که عقل به عنوان نیروی ویژه وجود او در جایگاه شایسته خویش فعال باشد و سایر نیروها در مسیر خواسته ها و هدف های او فعالیت کنند و به عبارت دیگر تحت فرمان او باشند ولی همان طور که پیش از این دانستیم این جایگاه بدون معارض نیست و بی نزاع و کشمش به عقل وانهاده نمی شود.


  10. تشکر


  11. #26

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,761
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 16 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چون هیچ یک از نیروهای نفس محدودیت را برنمی تابد بنابراین هیچ یک از این نیروها خوش ندارد از نیروی دیگر فرمان برد هر نیرویی از محدودیت رنج می برد و از گستردگی میدان عمل احساس لذت می کند و روح انسان از رنج و لذت همه نیروهای خود متاثر می شود.
    هر یک از نیروهای نفس به لذتی برسد روح از لذت او بهره مند می شود و هر یک به رنجی گرفتار شود نفس را رنجور می کند.
    بنابراین انسان هم از طریق نیروهای مشترک مثل شهوت و غضب رنج و لذت می بیند و هم از طریق عقل که نیروی ویژه اوست.
    لذت نیروی غضب در پیروزی و استیلا و رنج او در شکست و مقهوری است. هنگامی که به مقام و ریاست برسد و بر دیگران فرمان براند روح را قرین لذت می کند و هنگامی که ریاست را از دست دهد رنج می برد و روح را نیز آزرده می کند.
    لذت نیروی شهوت از خوردن و آشامیدن، فعالیت جنسی و سخن گفتن تامین می شود و محرومیت از آنها به درد و رنج گرفتارش می کند و روح نیز از رنج و لذت او تاثیر می پذیرد.
    نیروی واهمه از تصوراتی که با غضب و شهوت موافق و سازگار است لذت می برد و از تصوراتی که بروفق مراد آن دو نیست درد می کشد و رنج می بیند و روح را نیز متاثر می کند.
    عقل از درک حقیقت لذت می برد و از جهل و نادانی رنج می کشد و روح را متاثر می کند. نفس انسانی برای درک این لذت ها و فرار از رنجی که هر قوه به او منتقل می کند گاه در پی شهوت می رود، گاه به دنبال غضب و گاهی نیز از عقل پیروی می کند و زمانی که یکی از آنان بر دیگری پیروز شود تمامی وجود انسان را تسخیر می کند و آدمی را به دنبال خویش می برد.
    برای اینکه انسان از حمله غضب و شهوت در امان بماند و به رهزن واهمه گرفتار نشود باید بتواند از برخی لذت ها صرف نظر و بعضی از رنج ها را تحمل کند و برای رسیدن به این توانایی باید بداند که برخی لذت ها در وجود آدمی اصالت ندارد و برای رسیدن به کمال باید از آنها اجتناب کرد و درد و رنجی را که از ترک آنها عاید نفس می شود با آغوش باز پذیرفت در حالی که برخی دیگر از لذت ها اصیل اند و مساوق با کمال انسان و باید به دنبال آنها ریاضت کشید.
    بنابراین برای تمییز لذت اصیل که همان صفت کمالی انسان است از لذت غیر اصیل باید معیاری در دست داشته باشیم.


  12. تشکر


  13. #27

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,761
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 16 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    3-2.معیارهای صفت کمالی
    برای شناسایی صفت های کمالی یا لذت های اصیل و ویژه آدمی سه معیار در دست داریم.
    3-2-1.معیار اول: موجب توسعه وجود باشد
    اولین معیار لذت اصیل این است که چیزی بر وجود ما بیفزایدیعنی وجود انسان را گسترش دهد و بزرگ کند.
    اموری که نواقص انسان را رفع و کمبودها را جبران می کند هر چند لذت بخش اند موجب کمال نمی شوند. انسان گرسنه کمبودی دارد که با غذا خوردن رفع می شود بنابراین از خوردن لذت می برد ولی این لذت اصیل نیست چون وجودش را توسعه نمی دهد.
    درمان بیماری کمال نیست چون چیزی بر وجود ما نمی افزاید. غضب و شهوت مامور جبران نواقص و رفع کمبودهای جسم اند.
    از این رو هر لذتی که از ناحیه این دو نیرو به روح انسان برسد لذت غیراصیل است. حیوانات در بهره وری از این گونه لذایذ بر انسان برتری دارند اگر انسان تمام تلاش خود را در کامرانی یا کسب سلطه و سیطره به کار گیرد به چهارپایان و درندگان نمی رسد چرا که آنها در اعمال غضب و شهوت از انسان کامیاب ترند.


  14. تشکر


  15. #28

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,761
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 16 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    3-2-2. معیار دوم: همیشگی باشد
    همیشگی بودن یکی از معیارهای اصالت لذت است. لذت موقت لذت اصیل نیست. انسان همیشه از خوردن و نوشیدن لذت نمی برد غذایی که به هنگام گرسنگی انسان را قرین لذت می کند به وقت سیری نفرت انگیز است.
    بنابراین لذایذی که از طریق قوه شهوت و غضب عاید روح انسان می شود به دلیل موقتی بودن لذت اصیل و موجب کمال انسان نیستند.


  16. تشکر


  17. #29

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,761
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 16 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    3-2-3.معیار سوم: موجب سرور و افتخار باشد
    معیار دیگر کمال که امری فطری و وجدانی است این است که اگر انسان را به آن صفت یاد کنند موجب سرور و افتخار باشد.
    انسان های متعارف از اینکه به شهوت و غضب شهره شوند اجتناب دارند. هیچ کس نمی پسندد که او را به پرخوری، شهوت رانی، زیاده گویی، جاه طلبی، زورگویی، فحاشی و... یاد کنند.
    برعکس انسان های متعارف و متعادل تلاش می کنند فعالیت قوای غضبی و شهوی خود را از انظار دیگران مخفی نگه دارند.
    این در حالی است که همه کس می کوشد حتی به گزاف خود را عاقل و بامعرفت جلوه دهد. از این تفاوت است که در می یابیم کمال انسان به معرفت اوست.
    به بیان دیگر لذت اصیل لذتی است که از راه عقل به دست آید چون اولا وجود را گسترش می دهد، ثانیا همیشگی است، ثالثا انسان آن را برای خود می پسندد و چون عقل دارای دو نیروی نظری و عملی است هریک از آن دو کمالی ویژه خود دارند که حاصل جمع آن دو کمال انسان است.

    کمال قوه نظری به این است که بر حقایق موجودات با هر مراتبی که دارند احاطه پیدا کند و از این رهگذر به شناخت مطلوب حقیقی دست یابد تا به مقام توحید نائل شود. از وساوس شیطانی نجات یابد و قلبش آرام گیرد و این همان حکمت نظری است و کمال عقل عملی به آن است که از صفت های زشت پیراسته و به صفت های پسندیده آراسته شود و از این رهگذر به پاک سازی ضمیر از غیرخدا برسد و این مقام حکمت عملی است.
    علمای اخلاق معتقدند حکمت عملی به منزله ماده و حکمت نظری به منزله صورت است همان طور که صورت بدون ماده تباه می شود و ماده بدون صورت هرگز تحقق نمی یابد رسیدن به حکمت عملی بدون تحقق پیشین حکمت نظری محال و حکمت نظری بدون حکمت عملی ضایع و بی ثمر است.
    هنگامی که انسان به این دو مقام دست یابد و به کمال برسد همان انسان کامل و جهان کوچکی خواهد بود که نسخه عالم اکبر است.

    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۷/۰۷/۱۹ در ساعت ۱۴:۰۶

  18. تشکر


  19. #30

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,761
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 16 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    3-3.خیر و سعادت
    هدف از تهذیب نفس واضح است و حتی کسانی که با اسامی و اصطلاحات آشنا نیستند می دانند به چه هدفی باید با اخلاق ناپسند مبارزه کرد و در پی کسب اخلاق پسندیده کوشید. با این حال علمای اخلاق از دیرباز در کتب خود فصلی با عنوان خیر و سعادت گشوده و در زیر آن از هدف تهذیب نفس و کسب کمال سخن گفته اند و درباره ماهیت خیر و سعادت بحث کرده اند تا آنان که قدم در طریق کمال نگذاشته و به تهذیب نفس نپرداخته اند به شوق رسیدن به خیر و سعادت قدمی بردارند و آنان که پای در این راه نهاده اند شوق شان بیشتر شده سایر خواسته ها را تحت الشعاع قرار دهد و آنان که به مراتبی از کمال رسیده اند شادمانه برای رسیدن به مطلوب نهایی بیشتر بکوشند.


  20. تشکر


صفحه 3 از 22 نخست 1234513 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود