صفحه 1 از 22 1231121 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نگاه علم اخلاق به انسان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۷
    نوشته
    10
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    3 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نگاه علم اخلاق به انسان




    به نام خدا
    سلام
    می خواستم بدانم که اخلاق چه نگاهی به انسان دارد؟

  2. تشکرها 3


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    5,116
    مورد تشکر
    10,655 پست
    حضور
    169 روز 23 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    18



    با نام و یاد دوست

    نگاه علم اخلاق به انسان

    کارشناس بحث: استاد کافی


    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    نگاه علم اخلاق به انسان

  4. تشکرها 3


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 11 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط تجلی 213 نمایش پست
    به نام خدا
    سلام
    می خواستم بدانم که اخلاق چه نگاهی به انسان دارد؟
    باسمه تعالی
    با سلام
    مبانی نظام اخلاق اسلامی
    هر نظام اخلاقی از جمله نظام اخلاق اسلامی بر پایه هایی استوار است که از آن جمله مبانی معرفت شناسی، مبانی جهان شناسی، و مبانی انسان شناسی است. ما در این تاپیک تلاش می کنیم مبانی جهان شناسی و مبانی انسان شناسی نظام اخلاق اسلامی را به اجمال بررسی کنیم.
    الف)مبانی انسان شناسی
    تعریف هر شخص یا مکتب از انسان، توانایی ها و استعدادهای او،جایگاه او در نظام هستی و مبدأ و منتهای عمر او، در ترسیم و تشکیل نظام اخلاقی او تاثیرگذار است. بنابراین برای درک صحیح نظام اخلاق اسلامی لازم است انسان را از دیدگاه اسلام بازشناسی کنیم.


  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 11 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ویژگی های انسان از دیدگاه مکتب اسلام
    در انسان شناسی اسلامی که یکی از پایه ها و مبانی نظام اخلاق اسلامی را تشکیل می دهد شش اصل به طور خاص مورد توجه قرار گرفته است.
    1.انسان موجودی دو بعدی است. وجود انسان در جسم خلاصه نمی شود بخش اصلی وجود انسان که عنصری شریف تر و مرتبه ای والاتر دارد به نام روح از دایره جسم و جسمانیات خارج است.
    2. عمر انسان محدود به زندگی دنیا نیست دنیا دوره ای کوتاه از زندگی ماست که با مقایسه به طول عمر انسان توقف کوتاه مسافری خسته در طول راه می ماند.
    3.انسان موجودی هدفمند است و در تمام زندگی خود هدفی والا را دنبال می کند.
    4.تلاش انسان در سرنوشت او موثر است.
    5.انسان موجودی مختار است و می تواند سرنوشت خود را بسازد و تغییر دهد.
    6.انسان موجودی تغییر پذیر است.
    ما این اصول شش گانه را به ترتیب مورد بررسی قرار می دهیم.


  8. تشکرها 3


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 11 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1.اصل اول: انسان موجودی دوبعدی
    برای اینکه بدانیم وجود انسان در جسم و آثار جسمانی او خلاصه نمی شود اندک تاملی کافی است. استعدادها و توانایی های انسان بسیار گسترده تر و متنوع تر از توانایی ها و استعدادهای جسم است. موجودی که می اندیشد، می فهمد، محبت و نفرت می ورزد، حسادت و خیرخواهی می کند، خشم و بردباری دارد می بخشد یا در پی کین خواهی است، زاهد و قانع و یا حریص و طماع است، خودپسند و متکبر یا فروتن و متواضع است، آرزو دارد، می ترسد، دل می بندد، امیدوار است و... جسم انسان نیست چرا که ما جسم را می بینیم که در پی حادثه ای به جمادی تبدیل می شود که هیچ از او برنمی آید و جز اشغال فضایی به حجم خود هیچ اثری ندارد بنابراین وجود انسان علاوه بر این جسم دارای بعد دیگری است که تمامی این آثار و توانایی ها از آن اوست
    یا رب این کیست کزین دیده برون می نگرد/ یا که باشد سخن می کند اندر دهنم
    این بعد نادیدنی وجود انسان در فرهنگ اسلامی روح انسان نامیده می شود.
    قرآن کریم بارها از این بعد معنوی انسان یاد کرد و درباره شیوه آفرینش آن سخن گفته است ما یکی از این آیاتی را که در این باب سخن گفته نقل می کنیم.
    «وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِينٍ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَكِينٍ "ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ"؛ [مومنون/ 12-14]؛ «ما انسان را از عصاره ای از گل آفریدیم سپس او را به صورت نطفه در جایگاه مطمئنی قراردادیم پس از آن نطفه را به خونی بسته و خون بسته را به گوشتی جویده شده و آن گوشت را به چند استخوان تبدیل کردیم آن گاه بر آن استخوان ها گوشت پوشاندیم سپس آن را به شیوه ای دیگر آفریدیم پس آفرین بر خدا که بهترین آفرینندگان است.»

    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۷/۰۷/۱۸ در ساعت ۲۰:۱۷

  10. تشکرها 2


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 11 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    این آیه کریمه از همه مراحل آفرینش انسان با واژه خلقت تعبیر می کندجز آخرین مرحله که آن را انشا می نامد.
    این تعبیر جدید برای این است که نشان دهد امر جدیدی حادث شده که ماده، قابلیت آن را ندارداین مرحله با تمامی مراحل آفرینش انسان تفاوتی آشکار دارد. مراحل پیشین هر چند در بعضی اوصاف ظاهری مثل رنگ، بو، شکل و حجم تفاوت دارند در این اصل مشترکند که وصفی برتر از اوصاف ماده ندارند و هم از این رو اوصاف آنها در اصل مادی بودن مشترک است؛ ولی آخرین مرحله دارای حیات، علم و قدرت است؛ اوصافی که پیش از آن نبود.
    از این رو شیوه ای جدید از آفرینش می خواهد این شیوه جدید که در آیات دیگر نفخ روح نامیده شده چیزی جز بهره مند شدن انسان از وجود الاهی نیست.
    روح الاهی که انسان را از حیات پست گیاهی تا افق حیات انسانی بالا می برد و او را به موجودی تبدیل می کند که به دلیل اوصاف ویژه خویش شایسته خلافت الاهی در زمین می شود.



  12. تشکرها 2


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 11 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ترکیب روح با بدن مادی در وجود انسان نباید موجب این اشتباه شود که روح با بدن سنخیت و مجانستی دارد؛ افق روح از افق ماده بسیار فراتر است و تنها ارتباطش با بدن این است که از آن به عنوان ابزار استفاده می کند ولی چون از آن بی نیاز شود همان طور که روزی به اذن خدا به بدن تعلق یافته و آن را در راستای هدف های خود به کار گرفته و باعث شرافت آن شده به امر خدا رهایش می کند و در پی پیک حق به پیشگاه پروردگار خود می شتابد.
    «قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ؛ [سجده/11]؛ بگو فرشته مرگ که بر شما مامور شده (روح) شما را می گیرد سپس شما را به سوی پروردگارتان باز می گرداند.»
    اکنون که دانستیم انسان علاوه بر جسم دارای روح است برای آشنایی با این بعد معنوی چند مسئله را مورد بررسی قرار می دهیم.


  14. تشکرها 2


  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 11 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1-1. روح چیست؟
    انسان به دلیل محدودیت دانش و ناتوانی ابراز فراگیری به حقیقت مجردات احاطه پیدا نمی کند و جز به مقداری که از طریق وحی به او گفته اند از عالم مجردات آگاهی ندارد.
    «وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا؛[الاسراء/85]؛ به شما جز اندکی از دانش داده نشده است.»
    روح انسان از جمله مجردات است پس برای شناخت آن راهی جز ریزه خواری از خوان گسترده وحی الاهی و علوم دنیوی نداریم.
    پیش نیاز تهذیب نفس آشنایی با ویژگی ها و حالت های روح است کسی که حالت ها و ویژگی های روح را بشناسد می تواند بیماری اش را درمان و سلامتش را حفظ کند تا با نشاط و سلامت در راه کمال گام بردارد از این رو قرآن کریم در پاسخ به سوال درباره روح راه اجمال پیموده می فرماید: «وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ ۖ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي؛ [الاسراء/85]؛ از تو درباره روح می پرسند بگو روح از امر پروردگار من است» منظور از امر پروردگار در این آیه کریمه عالم مجردات است که پیدایش آنها منوط به زمان و مقید به مکان نیست و جز اراده حضرت خالق هیچ شرطی ندارد. قرآن کریم می فرماید:
    «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ؛ [یس/82-83]؛ امر خدا چنین است که چون چیزی را اراده کند می گوید باش و آن می شود پس منزه است کسی که ملکوت هر چیز در دست اوست.»
    واژه امر در این آیه کریمه نیز به موجودات مجرد اشاره دارد جون تنها موجود مجرد می تواند بدون طی مراحل تدریجی آفرینش پیدا شود. موجودات مادی جسمانی همه در یک روند تدریجی آفریده می شوند و به شرایط زمانی و مکانی گرفتارند.
    قرآن کریم پیش از این پرده از حقیقت روح برنداشته و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) نیز پا از ادب قرآن فراتر ننهاده و آشنایی با این لطیفه زبانی را به شهود اهل تزکیه موکول کرده است.
    و بسا که انسان پس از مجاهده طولانی و تهذیب نفس از اخلاق ناپسند و آراستگی به اخلاق پسندیده به معرفت روح هم دست یابد بی آنکه از کسی بیاموزد.
    قرآن کریم می فرماید: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا؛ [عنکبوت/ 69]؛ آنان که در راه ما تلاش می کنند به راه های خود راهنمایی خواهیم کرد.»


  16. تشکرها 2


  17. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 11 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    علامه مجلسی پس از بررسی آیات و روایات مربوط به قلب که تعبیر دیگری از روح انسان است می نویسد: «معرفت حقیقت و صفات قلب بر اکثر مردمان پوشیده است و پیشوایان جز با کنایه و اشاره از آن سخن نگفته اند برای ما نیز بهتر (احوط) است که در این باب به سخنانی که ایشان درباره صلاح و فساد و آفات و درجات قلب فرموده اند بسنده کنیم و به جای تحقیق درباره حقیقت روح در تکمیل این آفریده شگفت الاهی و لطیفه ربانی بکوشیم و تلاش کنیم آن را ازصفات نکوهیده شیطانی پاک و به سجایای فرشتگان روحانی بیاراییم تا برای عروج به قله کمال و دریافت فیض معارف از جانب حضرت حق آماده شویم و برای این همه لازم نیست که پیشاپیش با حقیقت قلب آشنا باشیم اگر تهذیب نفس و پیمودن راه کمال منوط به شناخت حقیقت روح بود حتما رهبران و پیشوایان ما به ما گفتند.(1)
    بنابراین ما نیز بحث خود را به حالت ها و کیفیات روح منحصر می کنیم و به این منظور درباره این موضوع ها بحث می کنیم.
    اسامی روح
    قوا و نیروهای باطنی انسان
    ویژگی های روح انسان
    پی نوشت

    1.مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج67، ص35


  18. تشکرها 2


  19. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 11 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1-2. اسامی روح
    در فرهنگ اسلامی برای تعبیر از روح انسان سه واژه نفس، عقل و قلب نیز به کار گرفته شده است؛ معمولا تعداد اسم برای یک حقیقت ناشی از تعداد اعتبارات و ملاحظات است که این خود از تعدد شئون یک حقیقت ناشی می شود. حقیقت باطنی انسان را روح می نامند چون زندگی انسان به آن وابسته است و عقل می گویند چون حقایقی را درک می کند که جسم از دست یابی به آنها ناتوان است و قلب می خوانند چون با اندیشه های مختلف حالت های گوناگون می یابد و با این همه نفس انسان است یعنی خود اوست و نه غریبه ای که مهمان خانه وجودش باشد.
    از این تعدد تعبیر می توان به این نتیجه رسید که حقیقت انسان همان جنبه باطنی اوست که علم و حیات آدمی به عنوان بارزترین نمود و بالاترین مرتبه وجود تابع اوست و به عبارت روشن تر انسانیت انسان به او بستگی دارد .



  20. تشکرها 2


صفحه 1 از 22 1231121 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود