صفحه 9 از 9 نخست ... 789
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نگاه علم اخلاق به انسان

  1. #81

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    4,742
    مورد تشکر
    2,340 پست
    حضور
    25 روز 16 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    4-2.کمال گرایی

    جهان با تمامی اجزای خرد و کلان خویش در حرکت است. حرکت از اجزای نهادی موجودات عالم است. در این حرکت هر یک از موجودات به تنهایی و همه جهان به مجموع خود به سمت کمال ره می پیماید.

    در حکمت متعالیه به اثبات رسیده است که خداوند متعال برای هر موجودی کمالی قرار داده و شوق رسیدن به آن را در نهادش به ویعت نهاده است همچنین به او حرکتی داده تا برای رسیدن به آن کمال تلاش و تکاپو کند.
    هر تحولی که رخ می دهد هر چند کوچک اولا یک حرکت است، ثانیا موجودی را قدمی به مقصد نزدیک می کند.
    مولانا جلال الدین رومی حرکت کمالی انسان را از پست ترین مرحله وجود یعنی جمادی تا رسیدن به مقام نظاره به جمال جمیل حق جلت عظمته با چند تحول به صورت زیر تصویر می کند.


    از جمادی مردم و نامی شدم / وز نما مردم ز حیوان سر زدم

    مردم از حیوانی و آدم شدم/ پس چه ترسم من ز مردن کم شدم؟

    حملهٔ دیگر بمیرم از بشر / تا بر آرم از ملایک پر و سر

    وز ملک هم بایدم جستن ز جو/ کل شیء هالک الا وجهه

    بار دیگر از ملک قربان شو م /آنچ اندر وهم ناید آن شوم

    پس عدم گردم عدم چون ارغنون/ گویدم که انا الیه راجعون



  2. تشکر


  3. #82

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    4,742
    مورد تشکر
    2,340 پست
    حضور
    25 روز 16 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    4-3.اتقان و استحکام
    خداوند متعال تمامی موجودات را در کمال اتقان آفریده است، در تمام جهان موجودی به چشم نمی آید که در سازمان خلقتش خللی وجود داشته باشد ساحت فعل خدا از سستی و گسستگی منزه است. قرآن کریم می فرماید:
    «الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا ۖ مَا تَرَىٰ فِي خَلْقِ الرَّحْمَٰنِ مِنْ تَفَاوُتٍ ۖ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَىٰ مِنْ فُطُورٍ ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِئًا وَهُوَ حَسِير ؛[ملک/3-4]؛ آنکه هفت آسمان را در طبقات متعدد بیافرید به آنها بنگر آیا اختلالی در آنها می بینی باز برگرد و مکرر بنگر تا دیده ات زبون و خسته شود(خللی در آنها نخواهی یافت)
    بر مبنای این آموزه است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «رحم الله امرء عمل عملا فاتقنه»(1)؛ «خدا رحمت کند کسی را که چون کاری می کند محکمش کند.»
    در خبر است که وقتی سعدبن معاذ را دفن می کرد از اصحاب خشت و سنگ می گرفت بر لحد می چید و با خاک گل شکاف بین آنها را پر می کرد وقتی کارش تمام شد فرمود: می دانم در هر صورت جسم سعد می پوسد ولی خدا دوست دارد که وقتی کسی کاری می کند محکمش کند.»(2)
    پی نوشت
    1.شواهد التنزیل، ج1، ص5
    2.امالی، ص468


  4. تشکر


  5. #83

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    4,742
    مورد تشکر
    2,340 پست
    حضور
    25 روز 16 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    4-4.نظم
    جهان بر اساس نظم آفریده شده و بر همین اساس نیز اداره می شود آفرینش جهان بر پایه نظم است چنان که در تمام جهان نیازی به چشم نمی آید که پیش از پیدایش، پاسخ مناسب آن در طبیعت موجود نباشد و پدیده ای را نمی بینم که در این جهان هیچ نیازی به او نباشد.
    تدبیر و اداره عالم نیز بر مبنای نظم است چون هر جزئی از اجزای عالم در جایگاه مناسب خود به انجام وظیفه غریزی مشغول است و اندکی هم خطا نمی کند.
    نظم حاکم بر جهان چنان دقیق است که دانشمندان تجربی حتی اگر یک بار از رابطه علّی و معلولی دو چیز مطمئن شوند آن را یک قانون فراگیر و همیشگی تلقی می کنند.
    این انگاره فطری انسان که اگر چیزی یک بار منشا پیدایش یک پدیده است بارهای دیگر نیز می تواند منشا باشد مستند به این باور است که جهان منظم آفریده شده و منظم اداره می شود و قوانین محکم و استواری بر آن حاکم است.


  6. تشکر


  7. #84

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    4,742
    مورد تشکر
    2,340 پست
    حضور
    25 روز 16 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    4-5. توازن
    از مظاهر حق مداری جهان این است که هر چیزی به اندازه آفریده شده است نه بیشتر و نه کمتر.
    قرآن کریم می فرماید: «وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ؛[حجر/21]؛ هر چیزی خزائنش در نزد ماست و ما آن را به اندازه معلوم نازل می کنیم.»
    و می فرماید: «إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَر؛ [قمر/49]؛ ما هر چیزی را به اندازه آفریدیم.»


  8. تشکر


  9. #85

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    4,742
    مورد تشکر
    2,340 پست
    حضور
    25 روز 16 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    5-اصل پنجم: اصل تطهیر
    یکی از ویژگی های جهان از دیدگاه اسلامی که از جلوه های رحمت الاهی نمود تطهیر است. دستگاه آفرینش دارای خصیصه شستشو و تطهیر است.
    شستشوی ناپاکی ها و آلودگی ها و حرکت به سوی پاکی و قداست در عالم ماده و معنی و در ظاهر و باطن دستگاه آفرینش حرکتی پیوسته و دائمی است. از مظاهر پاک سازی در عالم طبیعت می توان تصفیه هوا و تجزیه لاشه ها، پس مانده ها، و فضولات را نام برد. در عالم معنی مهم ترین نمود پاک سازی آمرزش الاهی است که پیوسته از جانب خدا به سمت بندگان در جریان است.
    خداوند متعال پیوسته خواهان خیر است و هیچ گاه برای بندگان خویش بد نمی خواهد. از این رو به مقتضای رحمت خویش بدی های بندگان را می بخشد و اعمال زشت آنها را بی اثر می کند البته می دانیم که خداوند هیچ کاری را بدون سبب انجام نمی دهد.
    بنابراین اراده پرودگار در مورد پاک سازی بندگان از راه های گوناگون و با اسباب مختلف عملی می شود. اگر چه تمامی این راه ها در نهایت به یک جا ختم می شوند و همه این اسباب به یک سبب اصلی می رسند. سبب اصلی آمرزش هر کس تنها صلاحیت و شایستگی اوست که او را مشمول رحمت پروردگار می کند. برخی از راه هایی که رحمت پروردگار از آنها جریان پیدا می کند بر بندگان نازل می شود و آنها را از آلودگی معنوی پاک می کند تا صلاحیت و شایستگی شمول رحمت و مغفرت را پیدا کنند عبارت اند از بعثت پیامبران، عمل نیک بندگان، توبه و شفاعت.


  10. تشکر


  11. #86

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    4,742
    مورد تشکر
    2,340 پست
    حضور
    25 روز 16 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    5-1.بعثت پیامبران
    پیامبران الاهی با حضور خود در جامعه بشری ناپاکی های معنوی را می زداید و انسان ها را از بدی های اعتقادی، عملی و اخلاقی شستشو می دهند:
    «هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ ؛[جمعه/2]؛ اوست خدایی که در میان مردم بی سواد پیامبری از خودشان مبعوث کرد تا آیات او را بر آنها بخواند و پاک شان سازد.»
    5-2.کارهای نیک
    یکی از نمودهای پاک سازی معنوی تاثیر اعمال نیک در پالایش روح آدمی است. به طوری که اولا تاثیر کارهای نیک در رشد و کمال آدمی از تاثیر کارهای بد و ناروا در سقوط و انحطاط او بیشتر است.
    قرآن کریم می فرماید:
    «مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا ۖ وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَىٰ إِلَّا مِثْلَهَا؛[انعام/160]؛ کسی که عمل نیکی انجام می دهد ده برابر پاداش آن را می گیرد ولی کسی که کار بدی انجام می دهد پیش از اندازه کار خویش کیفر نمی بیند.»




  12. تشکر


  13. #87

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    4,742
    مورد تشکر
    2,340 پست
    حضور
    25 روز 16 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امام صادق (علیه السلام) در این باره می فرماید:
    «هنگامی که انسان تصمیم می گیرد کار نیکی انجام دهد اگر آن را انجام ندهد برای او پاداش یک کار نیک می نویسند و اگر انجامش دهد ده برابر آن پاداش می نویسند. ولی هنگامی که تصمیم می گیرد کار بدی انجام دهد تا زمانی که انجام نداده کیفری برای او نمی نویسند. اگر از آن دست بداشت و انجامش نداد به خاطر اینکه کار بدی را ترک کرد برای او پاداش یک کار نیک می نویسند و اگر انجامش داد نه ساعت به او مهلت می دهند اگر توبه کرد و پشیمان شد برای او چیزی نمی نویسند ولی اگر توبه نکرد و پشیمان نشد برای او کیفر یک گناه می نویسند.»(1)
    پی نوشت:
    1.صدوق، علی بن حسین، توحید، ص408



  14. تشکر


  15. #88

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    26,273
    صلوات
    8900
    تعداد دلنوشته
    56
    مورد تشکر
    37,218 پست
    حضور
    113 روز 22 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط کافی نمایش پست
    از جمادی مردم و نامی شدم / وز نما مردم ز حیوان سر زدم

    مردم از حیوانی و آدم شدم/ پس چه ترسم من ز مردن کم شدم؟

    حملهٔ دیگر بمیرم از بشر / تا بر آرم از ملایک پر و سر

    وز ملک هم بایدم جستن ز جو/ کل شیء هالک الا وجهه

    بار دیگر از ملک قربان شو م /آنچ اندر وهم ناید آن شوم

    پس عدم گردم عدم چون ارغنون/ گویدم که انا الیه راجعون
    سلام

    بسیار عالی

    چقدر این شعر دوست داشتم وقتی استاد عرفان سرکلاس می خوند یه حالت جذبه عرفانی خاصی داشت

    انگار خود خدا داشت این شعر معنی می کرد انگار تمام وجودت شده باشه اشرف مخلوقات

    همون چیزی که حسرت مردم این زمانه است

    گفت من مستسقیم آبم کشد



    گرچه می‌دانم که هم آبم کشد





    هیچ مستقسقی بنگریزد ز آب




    گر دو صد بارش کند مات و خراب




    گر بیاماسد مرا دست و شکم



    عشق آب از من نخواهد گشت کم





    گویم آنگه که بپرسند از بطون




    کاشکی بحرم روان بودی درون





    خیک اشکم گو بدر از موج آب




    گر بمیرم هست مرگم مستطاب




    من بهر جایی که بینم آب جو



    رشکم آید بودمی من جای او





    دست چون دف و شکم همچون دهل




    طبل عشق آب می‌کوبم چو گل





    گر بریزد خونم آن روح الامین




    جرعه جرعه خون خورم همچون زمین





    چون زمین وچون جنین خون‌خواره‌ام



    تا که عاشق گشته‌ام این کاره‌ام




    شب همی‌جوشم در آتش همچو دیگ



    روز تا شب خون خورم مانند ریگ




    من پشیمانم که مکر انگیختم



    از مراد خشم او بگریختم





    گو بران بر جان مستم خشم خویش




    عید قربان اوست و عاشق گاومیش





    گاو اگر خسپد وگر چیزی خورد




    بهر عید و ذبح او می‌پرورد





    گاو موسی دان مرا جان داده‌ای




    جزو جزوم حشر هر آزاده‌ای





    گاو موسی بود قربان گشته‌ای




    کمترین جزوش حیات کشته‌ای





    برجهید آن کشته ز آسیبش ز جا




    در خطاب اضربوه بعضها




    یا کرامی اذبحوا هذا البقر




    ان اردتم حشر ارواح النظر




    از جمادی مردم و نامی شدم




    وز نما مردم به حیوان برزدم





    مردم از حیوانی و آدم شدم




    پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم





    حملهٔ دیگر بمیرم از بشر




    تا بر آرم از ملایک پر و سر





    وز ملک هم بایدم جستن ز جو




    کل شیء هالک الا وجهه





    بار دیگر از ملک قربان شوم




    آنچ اندر وهم ناید آن شوم





    پس عدم گردم عدم چون ارغنون




    گویدم که انا الیه راجعون





    مرگ دان آنک اتفاق امتست



    کاب حیوانی نهان در ظلمتست





    همچو نیلوفر برو زین طرف جو



    همچو مستسقی حریص و مرگ‌جو





    مرگ او آبست و او جویای آب




    می‌خورد والله اعلم بالصواب





    ای فسرده عاشق ننگین نمد




    کو ز بیم جان ز جانان می‌رمد





    سوی تیغ عشقش ای ننگ زنان




    صد هزاران جان نگر دستک‌زنان


    جوی دیدی کوزه اندر جوی ریز

    آب را از جوی کی باشد گریز


    آب کوزه چون در آب جو شود

    محو گردد در وی و جو او شود



    وصف او فانی شد و ذاتش بقا

    زین سپس نه کم شود نه بدلقا


    خویش را بر نخل او آویختم

    عذر آن را که ازو بگریختم




    نگاه علم اخلاق به انسان

صفحه 9 از 9 نخست ... 789

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود