جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تجسم خدا و جاء ربک و ...

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۷
    نوشته
    14
    مورد تشکر
    28 پست
    حضور
    3 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تجسم خدا و جاء ربک و ...




    یه پرسش دیگه هم از جناب سدید دارم

    صفاتی مثل جاء ربک رو چگونه توضیح میدین؟

    میدونم برخی از کلامی ها به این آیه استناد کردند و تجسم خدا رو نتیجه گرفتن.

    راهکار شما چیه؟

  2. تشکرها 2


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    4,808
    مورد تشکر
    10,332 پست
    حضور
    156 روز 14 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    18




    با نام و یاد دوست

    تجسم خدا و جاء ربک و ...

    کارشناس بحث: استاد قول سدید


    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    تجسم خدا و جاء ربک و ...


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    127
    مورد تشکر
    257 پست
    حضور
    7 روز 5 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ایرانمهر نمایش پست
    یه پرسش دیگه هم از جناب سدید دارم

    صفاتی مثل جاء ربک رو چگونه توضیح میدین؟

    میدونم برخی از کلامی ها به این آیه استناد کردند و تجسم خدا رو نتیجه گرفتن.

    راهکار شما چیه؟



    با سلام و عرض ادب و آرزوي توفيق روزافزون.

    از آن جایی که خداوند متجسم نیست و فاقد رفت و آمد های متعارف انسانی نیست، پس متفکران در تفسیر این آیه و یا آیاتی از این قبیل، سه راهکار ارائه کردند:

    یکی این که این آیه استعاره و مجاز است از احاطه وجودی.

    دیگری این که این آیه دربردارنده کلمه مقدر «امر» است؛ یعنی امر خداوند آمد.

    سومی این که این آیه نه معنای مجازی دارد و نه کلمه ای در تقدیر دارد؛ بلکه به همان معنای حقیقی آمدن است. نهایتا آمدن مصادیق مختلفی دارد؛ گاهی با جسم و بدن مادی است و گاهی هم از سنخ دیگر. در این صورت، آمدن خداوند به معنای رفع حجاب و حصول قرب و نزدیک شدن است؛ نه به معنای پیمودن مسافتی برای انتقال از یک مکان به مکان دیگر.




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    127
    مورد تشکر
    257 پست
    حضور
    7 روز 5 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    علامه طباطبائی بعد از طرح این نظرات، دیدگاه سوم را دیدگاه برگزیده می داند که هم قواعد عرفی و ظاهر اولیه عبارت را حفظ می کند و هم از تجسم خداوند پرهیز می شود.

    برای مطالعه بیشتر، رک:
    طباطبائی، محمدحسین، المیزان، انتشارات اسماعیلیان، ج2، صص103-104.


  6. تشکرها 2


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۷
    نوشته
    14
    مورد تشکر
    28 پست
    حضور
    3 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط قول سدید نمایش پست
    علامه طباطبائی بعد از طرح این نظرات، دیدگاه سوم را دیدگاه برگزیده می داند که هم قواعد عرفی و ظاهر اولیه عبارت را حفظ می کند و هم از تجسم خداوند پرهیز می شود.

    برای مطالعه بیشتر، رک:
    طباطبائی، محمدحسین، المیزان، انتشارات اسماعیلیان، ج2، صص103-104.

    ولی این دیدگاه مخالف فهم عرفی از آیه است

    بعیده مردم از این آیه حصول قرب رو فهمیده باشند. معنای آمدن مشخصه که همون انتقال از مکانی یه مکان دیگه است

  8. تشکر


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    127
    مورد تشکر
    257 پست
    حضور
    7 روز 5 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ایرانمهر نمایش پست
    ولی این دیدگاه مخالف فهم عرفی از آیه است

    بعیده مردم از این آیه حصول قرب رو فهمیده باشند. معنای آمدن مشخصه که همون انتقال از مکانی یه مکان دیگه است

    سلام و عرض ادب

    موافقم که معنای متعارف واژه «جاء» (آمدن) انتقال از مکانی به مکان دیگر است اما وقتی این معنا در مورد خدایی غیرجسمانی تطبیق می یابد، متوجه می شویم که همان معنای متعارف با اصلاحاتی در مورد خداوند صدق یافته است؛ یعنی حصول نزدیکی به کسی یا چیزی. در واقع، نزدیکی به کسی، در معنای آمدن نهفته است. نهایتا چون آمدن و نزدیکی در مورد انسان، غالبا در قالب بدن و جسم رخ می دهد، این نزدیکی به نحو خاصی حاصل می شود یعنی بدین نحو که از مکانی به مکان دیگر منتقل می شویم. اما در مورد خداوند این نزدیکی به نحو دیگری حاصل می شود که دقیقا از آن مطلع نیستیم جز این که همین مقدار می دانیم که به صورت انتقال مکانی یک جسم نیست.


    این مطلب در مورد تطبیق سایر واژگان بر موجودات مختلف نیز صادق است. مثلا ما غالبا به انسانی که به خوبی مسائل پیچیده را درک و حل می کند، «باهوش» می گوییم. اما با این حال، گاهی دیده می شود که همین واژه را در مورد حیوانات نیز به کار می بریم در حالی که مطمئن نیستیم آنها نیز قدرت درک و حل مسائل پیچیده را دارند یا نه. همین که سگی متوجه درخواست من بشود و آن را انجام دهد، کافی است که به او باهوش بگوییم. مثلا اخیرا در کلیپی دیدم که سگی با درخواست صاحبش، چراغ را روشن یا خاموش می کرد و یا چهارپایه را برای صاحبش نگه داشته بود تا لامپ را عوض کند.

    روشن است که چنین کارهایی سبب می شود که به سگ نیز باهوش بگوییم بی آن که برایش همان قدرت ذهنی و فرآیند پیچیده ذهنی انسان را در نظر بگیریم.

    بنابراین، در انتزاع و حصول معانی، اگرچه نخست ویژگی های مصادیق اولیه در معنا قید می شوند اما با بسط مصادیق، آن ویژگیهای اولیه را از معنا جدا می کنیم تا به معنای پیراسته تر و کلی تری دست یابیم که بر مصادیق جدید نیز تطبیق بیابند.

    همین فرآیند اصلاحی معانی در مورد واژه «جاء» (آمدن) نیز صادق است. وقتی این واژه در مورد خدای غیرجسمانی به کار می رود، متوجه می شویم که باید معنای اصلاح شده ای برایش در نظر بگیریم و برخی از قیود اولیه را از او حذف کنیم تا این تطبیق صحیح باشد.

    در این صورت، واژه در معنای حقیقی خودش استعمال شده است و بر خداوند نیز تطبیق می یابد.

    البته همانطور که سابقاعرض شد برخی اصلاح معانی را قبول نمی کنند و از مجازی بودن استعمال دفاع می کنند بدین بیان که معنای واژه آمدن همان معنای متعارف انتقال مکانی است اما در اینجا مجازا در معنای دیگری (حصول قرب) استعمال شده است.

    ویرایش توسط قول سدید : ۱۳۹۷/۰۷/۲۸ در ساعت ۰۶:۴۷

  10. تشکر


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    127
    مورد تشکر
    257 پست
    حضور
    7 روز 5 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    صفاتی مثل «جاء ربک» را چگونه توضیح میدهید؟ میدانم برخی از کلامی ها به این آیه استناد کردند و تجسم خدا را نتیجه گرفتند. راهکار شما چیست؟

    پاسخ:
    از آن جایی که خداوند متجسم نیست و فاقد رفت و آمد های متعارف انسانی نیست، پس متفکران در تفسیر این آیه و یا آیاتی از این قبیل، سه راهکار ارائه کردند:

    یکی این که این آیه استعاره و مجاز است از احاطه وجودی.

    دیگری این که این آیه دربردارنده کلمه مقدر «امر» است؛ یعنی امر خداوند آمد.

    سومی این که این آیه نه معنای مجازی دارد و نه کلمه ای در تقدیر دارد؛ بلکه به همان معنای حقیقی آمدن است. نهایتا آمدن مصادیق مختلفی دارد؛ گاهی با جسم و بدن مادی است و گاهی هم از سنخ دیگر. در این صورت، آمدن خداوند به معنای رفع حجاب و حصول قرب و نزدیک شدن است؛ نه به معنای پیمودن مسافتی برای انتقال از یک مکان به مکان دیگر.

    علامه طباطبائی بعد از طرح این نظرات، دیدگاه سوم را دیدگاه برگزیده می داند که هم قواعد عرفی و ظاهر اولیه عبارت را حفظ می کند و هم از تجسم خداوند پرهیز می شود.(1)

    توضیح بیشتر این که معنای متعارف واژه «جاء» (آمدن) انتقال از مکانی به مکان دیگر است اما وقتی این معنا در مورد خدایی غیرجسمانی تطبیق می یابد، متوجه می شویم که همان معنای متعارف با اصلاحاتی در مورد خداوند صدق یافته است؛ یعنی حصول نزدیکی به کسی یا چیزی. در واقع، نزدیکی به کسی، در معنای آمدن نهفته است. نهایتا چون آمدن و نزدیکی در مورد انسان، غالبا در قالب بدن و جسم رخ می دهد، این نزدیکی به نحو خاصی حاصل می شود یعنی بدین نحو که از مکانی به مکان دیگر منتقل می شویم. اما در مورد خداوند این نزدیکی به نحو دیگری حاصل می شود که دقیقا از آن مطلع نیستیم جز این که همین مقدار می دانیم که به صورت انتقال مکانی یک جسم نیست.

    این مطلب در مورد تطبیق سایر واژگان بر موجودات مختلف نیز صادق است. مثلا ما غالبا به انسانی که به خوبی مسائل پیچیده را درک و حل می کند، «باهوش» می گوییم. اما با این حال، گاهی دیده می شود که همین واژه را در مورد حیوانات نیز به کار می بریم در حالی که مطمئن نیستیم آنها نیز قدرت درک و حل مسائل پیچیده را دارند یا نه. همین که سگی متوجه درخواست من بشود و آن را انجام دهد، کافی است که به او باهوش بگوییم. مثلا اخیرا در کلیپی دیدم که سگی با درخواست صاحبش، چراغ را روشن یا خاموش می کرد و یا چهارپایه را برای صاحبش نگه داشته بود تا لامپ را عوض کند.

    روشن است که چنین کارهایی سبب می شود که به سگ نیز باهوش بگوییم بی آن که برایش همان قدرت ذهنی و فرآیند پیچیده ذهنی انسان را در نظر بگیریم.

    بنابراین، در انتزاع و حصول معانی، اگرچه نخست ویژگی های مصادیق اولیه در معنا قید می شوند اما با بسط مصادیق، آن ویژگیهای اولیه را از معنا جدا می کنیم تا به معنای پیراسته تر و کلی تری دست یابیم که بر مصادیق جدید نیز تطبیق بیابند.

    همین فرآیند اصلاحی معانی در مورد واژه «جاء» (آمدن) نیز صادق است. وقتی این واژه در مورد خدای غیرجسمانی به کار می رود، متوجه می شویم که باید معنای اصلاح شده ای برایش در نظر بگیریم و برخی از قیود اولیه را از او حذف کنیم تا این تطبیق صحیح باشد. در این صورت، واژه در معنای حقیقی خودش استعمال شده است و بر خداوند نیز تطبیق می یابد.

    البته همانطور که سابقاعرض شد برخی اصلاح معانی را قبول نمی کنند و از مجازی بودن استعمال دفاع می کنند بدین بیان که معنای واژه آمدن همان معنای متعارف انتقال مکانی یک جسم است اما در مورد خداوند مجازا در معنای دیگری (حصول قرب) استعمال شده است.(2)

    پی نوشت:
    1. برای مطالعه بیشتر، رک: طباطبائی، محمدحسین، المیزان، انتشارات اسماعیلیان، ج2، صص103-104.
    2. همان.

    ویرایش توسط قول سدید : ۱۳۹۷/۰۸/۲۲ در ساعت ۱۰:۲۶

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود