صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفسیر تمثیلی قرآن کریم

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,839
    مورد تشکر
    9,185 پست
    حضور
    47 روز 23 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محب خدا نمایش پست
    امیدوارم سوال این دفعه روشن شده باشد.
    با سلام و درود

    اگر از ابتدا چنین می فرمودید، زودتر به منظورتان منتقل می شدم؛ در چنین مواردی و در کتب و منابع، بیش از آن که از تعبیر تفسیر تمثیلی استفاده شود، از تعبیر سمبلیک بودن استفاده می شود.


    نقل قول نوشته اصلی توسط محب خدا نمایش پست
    آیا می توان اصلا آیات قرآن را (بخصوص آیاتی که از معانی ظاهری انها مفهومی روشن دریافت نمی شود نظیر خلقت انسان از خاک یا سجده فرشتگان غیر مادی بر انسان و مواردی دیگر که دوستان بزرگوار مثال زدند) رو چنین تفسیری ارائه داد؟
    یا ما فقط مجاز هستیم به همان معنای ظاهری چنین آیاتی توجه داشته باشیمو مجاز به تفسیر تمثیلی انها نیستیم؟

    در باره استعاره و سمبلیک بودن برخی آیات و توصیفات قرآن، باید گفت:

    اگر آن را مربوط به حوزه بیان بدانیم یعنی نوعی بیان از یک واقعیت خارجی باشد، یا بعبارتی وقتی می گوییم این توصیفات سمبلیک است، اشاره به یک حقیقت ملکوتی است و این گونه توصیف شده تا برای ما قابل درک و فهم باشد؛ قابل قبول و پذیرفتنی است.

    کما این که مفسرانی که مثلا داستان آدم و حوا را سمبلیک می دانند منظورشان این است که آن ماجرا حقیقت و واقعیت دارد، ولی نوع گویش و بیانی که حکایت از آن واقعیت می کند، به گونه استعاره ای و سمبلک است؛ یعنی قرآن دارد به صورت سمبلیک و استعاره، از یک واقعیت خارجی حکایت می کند.

    این بیان قابل قبول است.

    ولی اگر مراد از استعاره و سمبلیک بودن، اسطوره ای، غیرواقعی و غیر حقیقی بودن باشد، یعنی در واقع و حقیقت، اصلا چنین چیزی نبوده است؛ این مردود و نارست است.

    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۷/۰۸/۰۸ در ساعت ۲۱:۱۴

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  2. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,839
    مورد تشکر
    9,185 پست
    حضور
    47 روز 23 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0





    با سلام و درود

    خلاصه و اصل پاسخ، همان بود که در پست قبلی خدمتتان عرض شد؛ ولی برای تفصیل این موضوع، مطالبی از دیگران نقل می شود تا موضوع بیشتر روشن شود:


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  3. تشکرها 3


  4. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,839
    مورد تشکر
    9,185 پست
    حضور
    47 روز 23 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سمبليک بودن‏

    قرآن كريم در عين حال كه از واقعيات سخن مى‏ گويد بيانش «رمزى و سمبليک» مى ‏باشد؛ بدين معنى كه از بيان امور خارجى واقعى، علاوه بر واقعيت، معانى هدايتى و تربيتى را اشاره دارد و از دل واقعيت، نقبى به درون حقايق متعالى مى ‏زند كه در واقع «واقعيت و پيام» را با هم جمع نموده است....

    مثلا، تعبير «فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً»(طه: 20/ 12)، به ظاهر، درآوردن [کندن] كفش ها را مطرح مى ‏نمايد چرا كه حضرت موسى در وادى مقدس «طوى» قرار دارد و در مكان مقدس نبايد با كفش رفت؛ اين معنى ظاهرى در عين حال كه واقعا جزء دستور خداست ليكن تمام مطلب نيست بلكه به «رفع دو خوف نيز اشاره دارد كه يكى خوف از تلف شدن همسرش مى ‏باشد كه در حال زايمان بسر مى ‏برد و ديگرى خوف از فرعون مى ‏باشد كه فكرش را بخود مشغول داشته ‏اند.»

    و يا اين كه به «زدودن عشق به همسرش در مقابل عشق به خدا و صرف توجه از غير خدا به خدا» نظر دارد كه هر دو در احاديث آمده است(علل الشرایع، ج 1، ص 66؛ بحار الانوار، ج 13، ص 64 و 65) و در واقع امور ظاهرى، حقيقتى را در باطن خويش مطرح مى ‏نمايند كه با استفاده از شواهد لفظى در آيات و احاديث، حقايق ظريف بسيارى در آيات، بدست مى ‏آيد.

    با توجه به توضيح احاديث، تعليل «إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً» معنى باطنى را اشاره دارد:
    «چون كه تو در وادى مقدس محبت خدا قرار گرفته ‏اى كه «طوى» است، پس قلبت را از هر گونه خوف و هراس و عشق و محبت به غير، فارغ گردان»؛ ذكر «طوى» نيز در عين نام درّه، امرى باطنى را نظر دارد كه قابل تأمل است.

    در احاديث، آمده است كه «از پيامبر (صلی الله علیه و آله) سؤال شد چرا اين وادى، «مقدس» ناميده شده است؟ فرمود: به جهت اين كه ارواح در آن به قداست رسيده ‏اند و فرشتگان برگزيده شده ‏اند و خداى عزيز و جليل در آن با موسى سخن نموده است».(علل الشرایع، ج 2، ص 472؛ بحار الانوار، ج 13، ص 66، ح 5)

    مى ‏بينيم كه حديث مذكور نيز سمبليک بودن بيانات قرآنى را در نقل حوادث و ذكر اوامر و غيره نشان مى دهد.

    __________
    (ر.ک: نقی پورفر، پژوهشى پيرامون تدبردر قرآن، ص 292 و 293)


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  5. تشکرها 3


  6. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,839
    مورد تشکر
    9,185 پست
    حضور
    47 روز 23 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آیت الله مکارم شیرازی:


    «مسئله رمزى بودن آيات و شكل سمبليک به آن ها دادن، در حالى ‏كه هيچ مانع عقلى و نقلى وجود ندارد كه انسان در اصل از لجن متعفن آفريده شده باشد [ناظر به آیه شریفه: «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ‏ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُون‏»(حجر: 15/ 26)]، همان چيزى كه به عقيده‏ زيست‏ شناسان، آماده ‏ترين ماده بيجان براى پيدايش حيات و زندگى است و نخستين جوانه حيات در جهان، طبق تحقيقات دانشمندان، به احتمال قوى از آن پيدا شده است؛
    و نيز هيچ مانع عقلى و نقلى، براى اين كه يک روح الهى، در انسان قرار گرفته باشد وجود ندارد و با نبودن هيچ قرينه ‏اى برخلاف مفهوم اصلى لغات و جمله ‏هايى كه در زمينه خلقت انسان به كار رفته، آن ها را به صورت رمزى و سمبليک تفسير كردن، چيزى جز تفسير به رأى نيست.

    فتح اين باب، سبب مى ‏شود كه يكى موسى را، كنايه از روح انقلاب توده‏ هاى زحمت‏كش و فرعون را اشاره به رژيم هاى جبار مى ‏گيرد و ديگرى، عيسى را به معناى افكار زنده ‏كننده اجتماع و مريم را، كنايه از روح پاكى و عفت مى ‏داند و كم كم دامنه اين تفسير به رأى، به احكام و قوانين اسلام كشيده مى‏ شود. يكى مى‏ گويد، منظور از نماز توجه باطنى به خداست، ديگرى مى‏ گويد، روزه به معناى خويشتن‏ دارى از گناه است و به اين ترتيب، همه قوانين، زير چرخ هاى تفسير به رأى، در هم كوبيده مى ‏شود.»

    ________________
    مكارم شيرازى، تفسير به رأى و هرج و مرج ادبی، ص 73 به بعد؛ نقل توسط: رضایی اصفهانی، در آمدى بر تفسير علمى قرآن، ص 262.
    آدرس کتاب در سایت ایشان


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  7. تشکرها 3


  8. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,839
    مورد تشکر
    9,185 پست
    حضور
    47 روز 23 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باید بین دو مطلب تفاوت قائل شویم:

    الف. يک مفسّر، ممكن است در كنار تفسير صحيح قرآن با شرايط آن، اشاراتى هم از آيات متوجه شود ولو اينكه بسيارى از مردم، يا مفسران ديگر، به اين نكات توجه نكرده باشند و اين مطلب صحيح است و حتى در روايتى نقل شده كه فرمودند:
    «كِتَابُ اللَّهِ‏ عَلَى‏ أَرْبَعَةِ أَشْيَاءَ: عَلَى الْعِبَارَةِ وَ الْإِشَارَةِ وَ اللَّطَائِفِ وَ الْحَقَائِقِ؛ فَالْعِبَارَةُ لِلْعَوَامِّ وَ الْإِشَارَةُ لِلْخَوَاصِّ وَ اللَّطَائِفُ لِلْأَوْلِيَاءِ وَ الْحَقَائِقُ لِلْأَنْبِيَاءِ»
    کتاب خدا چهار بخش است: عبارات، اشارات، لطائف و حقائق. عبارات برای عوام، اشارات برای خواص، لطائف برای اولیای الهی و حقایق برای انبیاء است.(بحارالانوار (ط ـ بیروت)، ج 89، ص 103)

    ب. اين كه يک نفر، آيات و داستان هاى كتب آسمانى را غير واقعى، مى ‏داند و آن ها را مجعولات مفيد معرفى مى ‏كند و از طرف ديگر، آن ها را با افكار مكتب مورد نظر خود، وفق مى ‏دهد (براى مثال: هابيل را، بر جامعه بى‏ طبقه سوسياليستى و قابيل را بر دوره فئودالى و سرمايه‏ دارى تفسير مى ‏كند)؛ شكى نيست كه اين طريق، يكى از مصاديق تفسير به رأى است و براى آن وعده آتش داده شده است.

    يادآورى اين مطلب لازم است كه در كتاب مقدس (تورات و انجيل) بسيارى از داستان ها با واقعيات و نشانه ‏هاى تاريخى، سازگار نيست، از اين‏رو ناچار شدند آن ها را بر مطالب اسطوره ‏اى حمل كنند.
    ولى قرآن داستان هايش، با واقعيات تاريخى، ناسازگارى ندارد و هنوز در هيچ موردى كذب آن ها ثابت نشده است، بر اين اساس دليلى بر اسطوره و سمبليک بودن آن ها نداريم و اين در حالى است كه بسيارى از كشفيات علمى، واقعيات تاريخى قرآن را اثبات مى ‏كند.

    ______________
    رضایی اصفهانی، در آمدى بر تفسير علمى قرآن، ص 262 و 263.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  9. تشکرها 3


صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود