صفحه 2 از 15 نخست 123412 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عمل و تربیت اخلاقی

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مراتب توحید
    چنان که در الگوی روش های تربیت اخلاقی سه مرحله یا درجه در نظر گرفته شد برای توحید و نقش آن در تربیت اخلاقی سه درجه می توان در نظر گرفت:
    1-حد نصاب توحید، یعنی حداقلی که شخص را بتوان با آن موحد و اعمال عبادی او را قبول شده دانست؛ اعتقاد به یگانگی خداوند در ذات، خالقیت، ربوبیت تشریعی و تکوینی و الوهیت است یعنی انسان حداقل کلمه طیبه«لااله الاالله» را به زبان بگوید و در دل قبول کند هر چند در مقام عمل مبتلا به شرک یا نفاق شود.
    2-در رتبه بعد کسی قرار دارد که در مقام عمل نیز عبادت و بندگی می کند و توحید در استعانت، خشیت، رجاء، و محبت دارد چنین کسی به غیر خدا توکل نمی کند و از غیر خدا نمی ترسد و به کسی جز او دل نمی بندد و هر کس را دوست دارد در شعاع محبت الهی است ولی هنوز جز او را می بیند و به غیر توجه دارد.
    3-در آخرین مرحله توحید که علامه طباطبایی از آن با عنوان توحید خالص یاد می کند موحد به مرحله ای می رسد که عینا مشاهده می کند کل هستی و تمام شئون آن نیازمند الله است بلکه چیزی جز نیاز نیست که به زبان فلسفی از آن به عین الربط بودن تعبیر می کنند. کسی که به این مرحله در مقام شهود برسد موحد کامل خواهد بود.(1)
    پی نوشت
    1.برگرفته از محمدتقی مصباح یزدی، معارف قرآن، ج1، ص50-51



  2. تشکرها 2


  3. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1-2.طلب توفیق الهی

    روش دوم از روش های زمینه ساز در بعد عمل طلب توفیق از خداوند است. واژه توفیق در قرآن فقط یک بار به معنای مصطلح آن در اخلاق به کار رفته است. توفیق مصدر باب تفعیل است و چون متعدی شده به معنای ایجاد مطابقت و همراهی بین دو چیز است.

    علامه طباطبایی در تعریف توفیق می فرماید: «توفیق اثرش را در اسباب و وسایل خارجی است به گونه ای که در مسیر سعادت انسان قرار می گیرند.»(1)

    پی نوشت

    1.طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان، ج15، ص354


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۷/۰۸/۲۹ در ساعت ۱۴:۴۵

  4. تشکرها 2


  5. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در اصطلاح قرآنی و اخلاقی توفیق به یک معناست و در توضیح آن باید گفت چنین نیست که ما هر وقت بخواهیم عملی به ویژه اعمال عبادی را انجام دهیم و علل و اسباب ظاهری آن نیز فراهم باشد توان انجام آن عمل را داشته باشیم.
    در بسیاری مواقع با اینکه شرایط ظاهری فراهم است عمل محقق نمی شود زیرا اولا اسباب ظاهری باید با یکدیگر توفیق و اجتماعی پیدا کنند تا عمل محقق شود زیرا اگر علل در کنار هم قرار نگیرند عمل محقق نمی شود.
    ثانیا علل و اسباب ظاهری به تنهایی علت تامه نیستند و در تحقق هر معلولی افزون بر علل طبیعی ظاهری هزاران عامل دیگر که در اختیار ما نیست دخالت دارند. توفیق همراه کردن، کنار هم قرار دادن و هم زمان کردن جمیع علل ظاهری و غیر ظاهری و همچنین دفع موانع است.
    چنین کاری از کسی برنمی آید مگر کسی که به همه علل و اسباب ظاهری و غیر ظاهری احاطه کامل داشته باشد.
    بنابراین کسی غیر از خداوند چنین قدرتی ندارد از طرفی تا چنین چینش منظمی در علل و اسباب فراهم نشود هیچ عملی محقق نخواهد شد.
    پس توفیق از عوامل قطعی زمینه ساز برای انجام عمل است که باید از خداوند متعال آن را درخواست کرد.
    علامه طباطبایی در ضمن تفسیر آیه 88 سوره هود معنای اصطلاح توفیق را نیز بیان می کنند: «ردیف کردن و هماهنگ نمودن بعضی اسباب با بعضی دیگر....و خداست که اسباب را از طریق «استطاعت من ردیف و هماهنگ می کند پس استطاعت من از اوست و توفیق من هم به وسیله اوست.»(1)


    پی نوشت

    1.طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان، ج10، ص369


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۷/۰۸/۲۹ در ساعت ۱۴:۴۴

  6. تشکرها 2


  7. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بنابراین در هر عمل خیری عبادت و بندگی و قبولی در امتحانات الهی همیشه توفیق الهی همراه بندگان صالح خواهد بود حتی آنچه در قلب انسان می گذرد به عنوان عمل قلبی و جوانحی از تصرفات رحمانی به طرف خیر است که توفیق الهی است.
    علامه طباطبایی در زمینه اعمال قلبی و توفیق الهی می فرمایند: «خداوند میان انسان و قلب او حایل است و اوست که مالک حقیقی قلب است لذا قبل از اینکه خود انسان در قلبش تصرف کند خداوند به هر شکلی بخواهد در قلب او تصرف می کند در نتیجه تمام حالات قلبی نیز به خدا نسبت داده می شود بلکه اتنساب این حالات به خدا بیشتر است چون خداوند با توفیق و خذلان در قلب تصرف می کند.



  8. تشکرها 2


  9. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    کبر و غرور نتیجه بی توجهی به توفیق الهی
    توجه نداشتن به توفیق الهی کبر و غرور را در پی خواهد آورد علامه طباطبایی می فرمایند: ممکن است انسان به فضایل اخلاقی متلبس شود ولی اگر به خودش اعتماد کند و از خدا غافل شود نتیجه اش غرور و خودبینی است که از امهات رذایل است.
    انسان فقیری که نفع و ضرر و مرگ و حیاتی را برای خود مالک نیست کجا و گمان بی نیازی از خداوند سبحان در خیر یا فضیلت کجا؟

    در گفت و گوی بهشتیان و دوزخیان اهل بهشت نجات خود را به توفیق الهی مستند می کنند و می گویند:
    «وَ لَوْ لا نِعْمَةُ رَبِّي لَكُنْتُ مِنَ الْمُحْضَرين‏»(1)؛و اگر رحمت پروردگارم نبود هر آینه من (نیز) از احضارشدگان بودم»
    اگر توفیق الهی نبود من هم جزو کسانی بودم که در آتش با شما حاضر بودم. (2)
    پی نوشت
    1.صافات/57
    2.طباطبایی، سیدمحمدحسین، ج17، ص138



  10. تشکرها 2


  11. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    توفیق ترک گناه
    نه تنها انجام عمل به توفیق الهی نیاز دارد بلکه ترک گناه نیز جز به توفیق الهی ممکن نیست. اگر کسی گمان کند که خود با اتکا نیروهای درونی خودش گناه را ترک می کند سخت در اشتباه است. آن گاه که حضرت یوسف (علیه السلام) فرمودند: « أَنِّي لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَيْب‏»(1) عزیز بداند من در نهان به او خیانت نکردم.» بلافاصله این امر را به توفیق الهی نسبت داده می فرمایند: «وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسي‏ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّي‏»(2) و من نفس خود را تبرئه نمی کنم چرا که نفس قطعا به بدی امر می کند مگر کسی را که خدا رحم کند.»
    توفیق الهی که در قالب رحمت بر من نازل گردید مانع از این شد که آلوده شوم.
    علامه طباطبایی در تفسیر این آیه شریف می فرماید: «کفّ نفس از آلودگی به گناه با رحمت خداوندی بود که حضرت یوسف را از بدی برگرداند او را بر عمل صالح موفق گردانیده.»(3) این سنت و قانون الهی است که هر کس از خداوند طلب رحمت کند خداوند به او رحم می کند و کسی که از رحمت خداوند اعراض کند محروم می ماند. و در تفسیر آیه 9 سوره مومن نیز آمده است: «خدایا با توفیق خود آنها را از ارتکاب معاصی حفظ کن.»(4)
    پی نوشت
    1.یوسف/52
    2.یوسف/53
    3.طباطبایی، المیزان، ج11، ص198
    4.همان، ج17، ص310



  12. تشکرها 2


  13. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    عوامل سلب توفیق
    اعطای توفیق یا سلب آن از جانب خداوند بی حساب نیست. کسانی که از توفیق الهی بهره مند می شوند که طالب آن باشند و آن را از خداوند بخواهند.
    علامه طباطبایی می فرمایند: «علت محرومیت عده ای از توفیق این است که در زمین استکبار ورزیدند و این قانون و سنت خداوندی است (که در صورت استکبار انسان از توفیق الهی محروم شود.)(1)
    در دعای ابوحمزه ثمالی امام سجاد(علیه السلام) برخی از عوامل سلب توفیق را بیان می کنند: «اللهم انی کُلَّما قُلتُ قَد تَهَیَّات وَ تَعَبَّاتُ وَقُمتُ للصلاة بَینَ یَدیکَ و ناجَیتُکَ القیت علیَّ نُعاسا ً اذا انا صلّیتُ»
    پی نوشت
    1.طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان، ج7، ص312



  14. تشکرها 2


  15. #18

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    توفیق توبه
    ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا(1)
    پس خدا به آنان توفیق توبه داد تا توبه کنند.»
    یکی از مصادیق روشن توفیق الهی توبه است بنده گنهکار ممکن است گناه خود و توبه را فراموش کند و چه بسا متوجه گناه باشد ولی باز هم توبه نکند. لیکن در این آیه خداوند از رحمت بی نهایت خود خبر می دهد: «ابتدا ما به سوی بنده گناهکار خود رجوع کردیم(توبه اولی) تا اینکه او به یاد توبه افتاد و موفق به توبه شد.»
    علامه طباطبایی این نکته را بارها در تفسیر شریف المیزان یادآور می شوند. ایشان ذیل آیه 118 سوره توبه می فرمایند: «مراد از توبه در کلام خداوند بازگشت خدای تعالی به سوی ایشان در دو موضع است: یکی به واسطه هدایت به سوی خیر و دیگری توفیق توبه. پیش تر گذشت که توبه عبد همیشه در بین دو توبه خداوند است: رجوع خداوند به بنده و توفیق الهی و افاضه رحمت هدایت، توبه اول از جانب خداوند است بعد از این بنده به استعفار هدایت می شود که این توبه بنده است و سپس خداوند توبه او را می پذیرد که این توبه دوم خداوند است.»(2)
    ایشان می فرمایند: «توبه از بنده حسنه ای است که نیاز به قوتی دارد و حسنات همه از خداوند و قوت هم از اوست. پس خداوند باید اسباب را با توفیق خود فراهم کند تا بنده موفق به توبه شود.»(3)
    پی نوشت
    1.توبه/118
    2.طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان،ج9، ص401
    3.همان، ج4، ص237




  16. تشکرها 2


  17. #19

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1-3.مرابطه
    ربط در لغت به معنای محکم بستن است. مرابطه مانند محافظه است. مرابطه معنای به هم پیوستن نیز دارد. در اخلاق مرابطه به معنای به خود پیوستن و مراقب و مواظب خویش بودن نیز به کار رفته و عنوانی کلی برای چهار عمل مشارطه، مراقبه ، محاسبه، معاتبه است.
    نظارت بر اعمال و حالات خود مراقبه، محاسبه و تنبیه و مجازات خویشتن از جمله توانایی های ویژه نفس انسانی است.
    «وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ(1) و سوگند به نفس لوامه و وجدان بیدار و ملامتگرم»
    منظور از نفس لوامه نفس مومن است که او را بر معصیت و سستی بر طاعت سرزنش می کند.
    معمولا انسان به کارهای دیگران توجه و آنها را تشویق یا تنبیه و یا سرزنش می کند ولی از نظر قرآن نفس انسان به گونه ای است که می تواند بر خودش نیز مراقبت داشته باشد.
    «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ ۖ (2)ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا پروا کنید و هر کس باید بنگرد که برای فردای خود از پیش چه فرستاده است.»
    انسان در آنچه پیش می فرستد باید توجه و دقت کند اگر نفس انسان توانایی نظارت بر خویشتن را نداشت خداوند به آن امر نمی کرد.
    از آنجا که دنیا محل ابتلا و امتحان و وسوسه های گوناگون است هر لحظه ممکن است انسان دچار گناه و اشتباه شود از همین رو باید صبحگاهان با خود شرط بندگی بگذارد(مشارطه) در بین روز هم باید پیوسته بر خود نظارت داشته باشد(مراقبه) شب نیز خود را به محاسبه بکشد و اگر خطا و اشتباهی دید خود را معاتبه کند. این امور را باید به عنوان زمینه عمل برای خود پیش بینی کرد مجموعه این چهار عمل در اخلاق اسلامی مرابطه نام دارد.
    پی نوشت
    1.قیامت/2
    2.حشر/18



  18. تشکرها 2


  19. #20

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1-3-1.مشارطه
    مشارطه به این معناست که انسان صبحگاهان با خود شرط کند و از نفس خود عهد و پیمان بگیرد که در انجام وظایف عبودیت و بندگی کوتاهی نکند و حدود تقوا را مراعات کند و پیرامون گناه نگردد.
    1-3-2.مراقبه
    مراقبه در لغت از ریشه رقب به معنای حفظ و نگهداری است. رقیب که از اسمای الهی نیز هست به معنای حافظ و نگهبان است.
    مراقبه در اصطلاح اخلاق بدین معناست که انسان پس از آنکه صبحگاهان با خود شرط بندگی و اطاعت و پرهیز از گناهان گذاشت در طول روز از خویشتن مواظبت کندکه بر عهد و پیمان خود استوار باشد.
    مراقبه در تربیت اخلاقی و زمینه سازی برای بندگی و تقوا پیشگی بسیار ضرورت دارد و بدون آن هیچ کوششی در راه بندگی خداوند نتیجه نمی دهد.
    شیطان هم بر گمراه کردن انسان قسم یاد کرده است.بنابراین انسان باید مراقب باشد که مغلوب شیطان و هواهای نفسانی نشود.در مناجات شعبانیه آمده است:
    «خدایا مرا به نور عزتت که نشاط آورتر از هر لذتی است پیوند ده تا به تو عارف شوم و از غیر تو روی گردانم و از تو ترسان و در مراقبت باشم.»
    اگر انسان مراقب نباشد همان ابتدا از خداوند غافل می شودو همان طور که می دانیم غفلت ریشه همه رذایل و گناهان است و غفلت با مراقبه دائم برطرف می شود.
    اینکه منافقان با خدا و رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مخالفت کردند به این علت بود که مراقب اعمال خود نبودند به همین دلیل خدا را فراموش کردند و خداوند هم کاری کرد که خودشان را فراموش کردند. در نتیجه آنچه خیر و صلاحشان بود انتخاب نکردند و هلاک شدند. از همین رو خداوند مومنان را دعوت می کند به اینکه خدا را یاد کنند و مراقب اعمال خود باشندتا برای رضای خدا اعمال صالح انجام دهند.


  20. تشکرها 2


صفحه 2 از 15 نخست 123412 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود