صفحه 2 از 3 نخست 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حالا چه جوری اینهمه دروغ رو جبران کنم ؟

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۶
    نوشته
    129
    مورد تشکر
    275 پست
    حضور
    6 روز 2 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ashr نمایش پست
    راه مقابله با دروغ گفتن رو به زبان ساده و روان راهنمایی فرمایید .
    در رابطه با دروغگویی و دوری از آن این نکات کارگشا است:

    توجه به آثار اخروی و معنوی دروغگویی

    امیرالمومنین(علیه السلام) میفرمایند:
    «لَا يَجِدُ عَبْدٌ طَعْمَ الْإِيمَانِ حَتَّى‏ يَتْرُكَ‏ الْكَذِبَ‏ هَزْلَهُ وَ جِدَّهُ؛ بنده طعم ایمان را نمی چشد تا زمانی که دروغ شوخی و جدی را ترک کند».(1)

    توجه به آثار دنیوی و اجتماعی دروغگویی

    دروغ باعث سلب اعتماد عمومی از فرد و انزوا و تنزل شخصیتی او می شود. امیرالمومنین(علیه السلام) میفرمایند:
    «الْكَذَّابُ‏ وَ الْمَيِّتُ‏ سَوَاءٌ فَإِنَّ [لِأَنَ‏] فَضِيلَةَ الْحَيِّ عَلَى الْمَيِّتِ الثِّقَةُ بِهِ فَإِذَا لَمْ يُوثَقْ بِكَلَامِهِ [فَقَدْ] بَطَلَتْ حَيَاتُه؛ دروغ گو و مرده مساویند، برای این که امتیاز شخص زنده بر شخص مرده، اطمینان داشتن به شخص زنده است. بنابراین، اگر به گفتار او اطمینان نباشد، پس حیات او تباه و باطل شده است».(2)

    پرهیز از معاشرت با افراد دروغگو

    امام صادق(علیه السلام) میفرماید: «إِيَّاكَ‏ وَ مُصَاحَبَةَ الْكَذَّابِ‏ فَإِنَّهُ بِمَنْزِلَةِ السَّرَابِ يُقَرِّبُ لَكَ الْبَعِيدَ وَ يُبَاعِدُ لَكَ الْقَرِيب؛ از دوستي با دروغگو برحذر باش زيرا او مانند سراب است که در نظرت دور را نزديک و نزديک را دور مي سازد».(3)

    علاوه بر این رفت و آمد و دوستی با دروغگو این گناه را برای انسان عادی سازی میکند و او را شبیه به او می سازد.

    از بین بردن ریشه های دروغگویی

    باید انگیزه‏ هاى دروغ و ریشه‏ هاى این انحراف اخلاقى از قبیل طمع، ترس، خودخواهى، حب و بغض‏هاى افراطى، احساس حقارت و امثال آن را در خود از بین برد تا این رذیله خطرناک زمینه مساعد براى نشو و نماى خود در وجود انسان پیدا نکند.

    پی نوشت ها:

    1. الکافی، ج2، ص340.
    2. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص220.
    3. الكافی، ج‏2، ص376.


  2. تشکرها 2


  3. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۶
    نوشته
    129
    مورد تشکر
    275 پست
    حضور
    6 روز 2 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ashr نمایش پست
    یا حکمی یا حدسی رو نه به قصد از روی اشتباه دروغ گفته باشم
    با سلام
    حدس تا زمانی که به عنوان حدس بیان میشود میتواند اشتباه باشد. اما شنونده میداند گوینده به عنوان یک فرضیه و احتمال مطرح میکند نه یک نظریه و اطمینان. اما حکم بخ معنای بیان قطعی است که تا فرد به اطمینان در آن نرسد حق ندارد به صورت قطعی بیان کند. در بیان اشتباه احکام شرعی فرد وظیفه دارد ذهنیت اشتباه همه شنوندگان خود را اصلاح کند. یا مثلا اگر در فضای مجازی حکم اشتباهی را بیان کرده است در همان فضا اصلاح نماید.


  4. تشکرها 2


  5. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۶
    نوشته
    129
    مورد تشکر
    275 پست
    حضور
    6 روز 2 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ashr نمایش پست
    یا مثلا نقل قول از کسی رو دروغکی گفته باشم یا از زبون کسی حرف بدی نباشه ولی حرفمو از زبون یکی دیگه به کس دیگه گفته باشم یا اینکه مثلا از زبان یک فرد روحانی یا سیاسی که اثر گذاره حرف خوبی رو بگیم تا باور بشه و به نفع نظام و دین باشه تو خانواده گفته بشه

    صداقت به معنای مطابقت گفته با واقعیت است. بنابراین هر گونه تحریف از بیان واقعیت دروغ محسوب میشود.

    اگر فردی حرفی را نزده باشد نمی توانیم به او نسبت بدهیم و از قول او نقل کنیم حتی اگر حرف بدی نباشد و حتی اگر بدانیم آن فرد به آن اعتقاد دارد. در مورد اخیر میتوانیم بگوییم فلانی هم این حرف را قبول دارد نه اینکه این حرف را زده است.

    در بیان گفته هایی که دارای ارزش علمی و ادبی هستند و از خود ما نیستند باید نقل قول کنیم. نباید به گونه ای بیان کنیم یا بنویسیم که در ذهن مخاطب یا خواننده القا شود که صاحب این اثر خود ما هستیم.


  6. تشکرها 3


  7. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    3,226
    مورد تشکر
    17,515 پست
    حضور
    286 روز 18 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    57
    آپلود
    7
    گالری
    64



    نقل قول نوشته اصلی توسط بدیع نمایش پست
    با وجود علاقه به یک گناه نیز نمی توان به پایداری توبه امیدوار بود. بنابراین کسی که از گناهی توبه میکند باید نسبت به آن گناه منزجر شود و ریشه های نفسانی آن را در وجود خود از بین ببرد تا بتواند در تصمیم خود نسبت به ترک آن مصمم بماند.
    سلام علیکم
    چطور باید این انزجار در خودمون ایجاد کنیم؟
    به هر حال گناه منطقا باید یا لذتی داشته باشه، یا میان بری باشه، یه چیزی داشته که باعث شده ما مرتکبش بشیم.
    ببینید مثلا کسی که رژیم می گیره و به خاطر رژیمش دیگه شیرینی خامه ای نمی خوره (میتونید فست فودها و غذاهای رستوران و هر خوراکی ناسام دیگه ای رو هم مثال بزنید)، این آدم مثلا به خاطر مشکلاتی که برای سلامتش ممکنه به وجود بیاد یا به خاطر زیبایی و تناسب اندام یا پیدا کردن لباس مناسب در بازار یا فشار اجتماعی،... قانع شده که باید شیرینی خوردن رو کنار بگذاره. از طرفی فراوون هم شنیده (شاید هم دیده باشه) که فرایند تولیدش چه چیزهایی که استفاده نمیشه و چه نکات بهداشتی که نادیده گرفته نمیشه. (یعنی میشه گفت هم به عواقبش آگاهه، هم میدونه که صورت واقعی عملش چیه) ولی اینا همه باعث نمیشه که شیرینی و بدمزه بدونه، همچنان به نظرش خوشمزه است. هر چقدر هم که خوددار باشه و نخوره خوشمزه بودنش رو انکار نمی کنه

    گناه هم همینه
    چطور این انزجار رو در خودمون ایجاد کنیم؟
    حلال کنید...

  8. تشکر


  9. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    3,226
    مورد تشکر
    17,515 پست
    حضور
    286 روز 18 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    57
    آپلود
    7
    گالری
    64



    نقل قول نوشته اصلی توسط بدیع نمایش پست
    در بیان گفته هایی که دارای ارزش علمی و ادبی هستند و از خود ما نیستند باید نقل قول کنیم. نباید به گونه ای بیان کنیم یا بنویسیم که در ذهن مخاطب یا خواننده القا شود که صاحب این اثر خود ما هستیم.
    یه موقعی دست به سرقت ادبی میزدن و آثار دیگران رو به نام خودشون میزدن

    اما دیگه آثار خودشون رو به نام دیگران میزنن.
    می شینه یه پاراگراف درد دل می کنه، آخرش یه اسم بی ربط هم زیرش می نویسه که شاید اون اسم رو فقط شنیده باشه
    حلال کنید...

  10. تشکر


  11. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۶
    نوشته
    129
    مورد تشکر
    275 پست
    حضور
    6 روز 2 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ashr نمایش پست
    یا اینکه موضوعی پیاز داغشو زیاد کنیم و چیزهایی که دوست داشتیم که برامون اون موضوع توی این موضوعی که تعریف میکنیم برای ما هم بود خودمون اضافه کنیم بگیم به کس دیگه
    فراروی از واقع گویی و زیاده روی در توصیف سه مرحله دارد:
    مرحله اول مبالغه است. مبالغه یعنی گفتن چیزی که عقلا و عادتا ممکن است.
    مرحله دوم اغراق است. اغراق یعنی گفتن چیزی که عقلا ممکن اما عادتا محال است.
    مرحله سوم غلو است. غلو یعنی گفتن چیزی که عقلا و عادتا محال است.
    وجه مشترک هر سه اینها دروغ بودن آنها است. چرا که مرزهای واقعیت در هر سه در نوردیده شده است. البته اغراء به جهل در همه اینها به یک اندازه نیست. اغراء به جهل به معنای دادن اطلاعات نادرست و جاهل نگاه داشتن دیگری است. شاید در غلو یا اغراق اغراء به جهل به ندرت اتفاق بیفتد. چراکه مخاطب متوجه دروغ بودن حرف میشود. اغراء به جهل یکی از مبانی حرمت کذب است.





  12. تشکرها 3


  13. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۶
    نوشته
    129
    مورد تشکر
    275 پست
    حضور
    6 روز 2 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رحیل نمایش پست
    سلام علیکم
    چطور باید این انزجار در خودمون ایجاد کنیم؟
    به هر حال گناه منطقا باید یا لذتی داشته باشه، یا میان بری باشه، یه چیزی داشته که باعث شده ما مرتکبش بشیم.
    ببینید مثلا کسی که رژیم می گیره و به خاطر رژیمش دیگه شیرینی خامه ای نمی خوره (میتونید فست فودها و غذاهای رستوران و هر خوراکی ناسام دیگه ای رو هم مثال بزنید)، این آدم مثلا به خاطر مشکلاتی که برای سلامتش ممکنه به وجود بیاد یا به خاطر زیبایی و تناسب اندام یا پیدا کردن لباس مناسب در بازار یا فشار اجتماعی،... قانع شده که باید شیرینی خوردن رو کنار بگذاره. از طرفی فراوون هم شنیده (شاید هم دیده باشه) که فرایند تولیدش چه چیزهایی که استفاده نمیشه و چه نکات بهداشتی که نادیده گرفته نمیشه. (یعنی میشه گفت هم به عواقبش آگاهه، هم میدونه که صورت واقعی عملش چیه) ولی اینا همه باعث نمیشه که شیرینی و بدمزه بدونه، همچنان به نظرش خوشمزه است. هر چقدر هم که خوددار باشه و نخوره خوشمزه بودنش رو انکار نمی کنه
    با سلام و عرض ادب
    انزجار از گناه مراتبی دارد که ممکن است حد اعلای آن در هر مومنی تحقق پیدا نکند اما در عین حال میتواند مانع او از ارتکاب گناه شود. انسان دارای ابعاد وجود مختلف است. نفس انسانی دارای قوا و شوون متفاوت است که حداقل شامل نفس اماره و لوامه میشود. ممکن است گناه برای نفس اماره انسان همچنان لذت بخش باشد اما مورد تنفر نفس لوامه قرار گیرد. اگر نفس لوامه غلبه داشته باشد آن فرد گناه را انجام نمی دهد اگرچه هنوز به مقتضای نفس اماره اشتهای به آن دارد.
    اما وقتی فرد از دعوای میان نفس اماره و لوامه فارغ میشود و به مرتبه نفس مطمئنه می رسد به حقیقت آلوده گناه پی میبرد و نسبت به گناه یک سره تنفر و انزجار میشود.


  14. تشکرها 3


  15. #18

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۶
    نوشته
    129
    مورد تشکر
    275 پست
    حضور
    6 روز 2 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رحیل نمایش پست
    اما دیگه آثار خودشون رو به نام دیگران میزنن.
    می شینه یه پاراگراف درد دل می کنه، آخرش یه اسم بی ربط هم زیرش می نویسه که شاید اون اسم رو فقط شنیده باشه
    اگر آن اسم، مستعار و بدون مسمی نباشد یعنی فرد شناخته شده ای است هم دروغ است و هم افترا. اما اگر مستعار و کنایه از خود او باشد دروغ نیست.


  16. #19

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۶
    نوشته
    129
    مورد تشکر
    275 پست
    حضور
    6 روز 2 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رحیل نمایش پست
    به هر حال گناه منطقا باید یا لذتی داشته باشه، یا میان بری باشه، یه چیزی داشته که باعث شده ما مرتکبش بشیم.
    ببینید مثلا کسی که رژیم می گیره و به خاطر رژیمش دیگه شیرینی خامه ای نمی خوره (میتونید فست فودها و غذاهای رستوران و هر خوراکی ناسام دیگه ای رو هم مثال بزنید)، این آدم مثلا به خاطر مشکلاتی که برای سلامتش ممکنه به وجود بیاد یا به خاطر زیبایی و تناسب اندام یا پیدا کردن لباس مناسب در بازار یا فشار اجتماعی،... قانع شده که باید شیرینی خوردن رو کنار بگذاره. از طرفی فراوون هم شنیده (شاید هم دیده باشه) که فرایند تولیدش چه چیزهایی که استفاده نمیشه و چه نکات بهداشتی که نادیده گرفته نمیشه. (یعنی میشه گفت هم به عواقبش آگاهه، هم میدونه که صورت واقعی عملش چیه) ولی اینا همه باعث نمیشه که شیرینی و بدمزه بدونه، همچنان به نظرش خوشمزه است. هر چقدر هم که خوددار باشه و نخوره خوشمزه بودنش رو انکار نمی کنه
    با سلام
    ​خداوند متعال میفرماید: «وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإيمانَ وَ زَيَّنَهُ في‏ قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُون‏؛ ولى خداوند ايمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دلهايتان زينت بخشيده، و (به عكس) كفر و فسق و گناه را منفورتان قرار داده است كسانى كه داراى اين صفاتند هدايت يافتگانند».(1)
    پی نوشت:
    1. حجرات، 7.

    ویرایش توسط بدیع : ۱۳۹۷/۱۰/۲۳ در ساعت ۲۱:۰۲

  17. تشکر


  18. #20

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    3,226
    مورد تشکر
    17,515 پست
    حضور
    286 روز 18 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    57
    آپلود
    7
    گالری
    64



    نقل قول نوشته اصلی توسط بدیع نمایش پست
    با سلام
    ​خداوند متعال میفرماید: «وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإيمانَ وَ زَيَّنَهُ في‏ قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُون‏؛ ولى خداوند ايمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دلهايتان زينت بخشيده، و (به عكس) كفر و فسق و گناه را منفورتان قرار داده است كسانى كه داراى اين صفاتند هدايت يافتگانند».(1)
    پی نوشت:
    1. حجرات، 7.
    سلام علیکم
    خب حالا اگر اکراه از گناه در وجودمون قرار داده نشده نشانه اینه که خلاف راه هدایت رو داریم میریم؟
    حلال کنید...

  19. تشکرها 2


صفحه 2 از 3 نخست 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود