جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا موجودات جهان عالمند یا جماداتی بی شعور

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۷
    نوشته
    27
    مورد تشکر
    59 پست
    حضور
    6 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا موجودات جهان عالمند یا جماداتی بی شعور




    سلام خدمت اساتید

    یک سوالی برام مطرح شده درباره علم موجودات. مثلا درختان و آتش و ...

    اینها علم دارن یا نه

    اگر دارن محدودش چقدر هست و مثلا خداوند رو مینشاسن یا نه

    اگر ندارن پس چرا خدا گفته تسبیح و تقدیس می کنن

    دلیل عقلی و نقلی علم موجودات چی هست

    اصلن دلیلی داریم بر بیشعوری موجودات؟؟؟


  2. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    4,855
    مورد تشکر
    10,405 پست
    حضور
    158 روز 10 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    18



    با نام و یاد دوست

    آیا موجودات جهان عالمند یا جماداتی بی شعور

    کارشناس بحث: استاد مسلم


    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    آیا موجودات جهان عالمند یا جماداتی بی شعور


  3. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    541
    مورد تشکر
    1,623 پست
    حضور
    26 روز 3 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و احترام


    نقل قول نوشته اصلی توسط ایرانمهر نمایش پست
    یک سوالی برام مطرح شده درباره علم موجودات. مثلا درختان و آتش و ... اینها علم دارن یا نه
    بله، طبق ادله متعدد عقلی و نقلی تمام موجودات اعم از حیوانات و گیاهان و حتی جمادات آگاهی و شعور دارند؛ همان طور که اشاره کردید قرآن کریم همه موجودات را تسبیح گوی خداوند معرفی کرده، و بیان می دارد که شما تسبیح آنها را نمی فهمید:
    «و إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبيحَهُم‏»؛ وهيچ چيزى نيست مگر اينكه همراه با ستايش، تسبيح او مى‏گويد، ولى شما تسبيح آنها را نمى‏فهميد.(اسراء:44)

    همچنین در مورد شهادت پوست انسان ها در قیامت می فرماید:
    «قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ»؛ مى‏گويند: همان خدايى كه هر موجودى را به سخن آورد، ما را گويا ساخت‏(فصلت:21)
    طبیعتا موجودی که می خواهد شهادت بدهد، باید هنگام جرم صاحبشان نیز شعور و آگاهی داشته باشند و ناظر باشند تا بعدا بتوانند شهادت دهند، وگرنه شهادتشان منطقی نبوده، و مایه اتمام حجت نخواهد بود.

    یا آیاتی چون سخن گفتن مورچه(نمل:18)، یا هدهد (نمل:23) و آیات متعدد دیگری که حکایت از وجود شعور و اگاهی در تمامی موجودات دارند، منتهی این شعور و آگاهی متناسب با همان موجود است، یعنی هر چقدر موجود کامل تری بوده و سعه وجودی گسترده تری داشته باشد، علم و آگاهی او نیز افزون تر خواهد بود.(ترجمه المیزان، ج13، ص151)

    تبیین عقلی مسئله کمی دشوار است، اما سعی می کنم در بیانی ساده این مطب را ارائه کنم، ان شاالله که روشن شود.

    ببینید طبق مبانی حکمت متعالیه آنچه که در خارج اصالت دارد و منشأ آثار است «وجود» و «هستی» است، یعنی موجودات تا در خارج وجود پیدا نکنند اثری ندارند، آتش در ذهن نمیسوزاند، اما آتش در خارج می سوزاند، پس آنچه که منشأ سوزاندن است وجود آتش است.
    و این هستی و وجود در تمام موجودات مشترک است، و تفاوت آن صرفا در شدت و ضعف است، یعنی هر چه موجود آثار بیشتری داشته باشد یعنی وجودش شدت و سعه بیشتری دارد.

    بنابراین وجود، از قوی ترین وجود که هیچ بُعدی از عدم در او راه ندارد و از هر جهت کامل ترین است شروع می شود، یعنی خداوند متعال شروع می شود تا ضعیف ترین موجود که همه از خداوند نشأت گرفته اند.

    تمام دارایی ها اعم از حیات و علم و قدرت از سنخ «وجود» و «هستی» است، پس هر کجا «وجود» و «هستی» باشد، کمالات وجودی هم هستند، منتهی متناسب با درجه ی آن وجود؛ وجود هر درجه ای داشته باشد کمالات وجودی هم متناسب با همان خواهند بود، یعنی اگر موجودی وجودش یک درجه بود، علم و آگاهی و قدرتش هم یک درجه خواهد بود، و اگر 100 درجه بود، علم و شعور و قدرت و حیاش نیز 100 درجه خواهد بود، به همین خاطر ما این حیات و شعور را در جمادات درک نمی کنیم چرا که بسیار ضعیف است.

    برای اطلاع بیشتر در این خصوص ر.ک:
    امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص655
    ملاصدرا، اسفار، ج6، ص118و140.
    ملاصدرا، شواهدالربوبیه، ص7.


    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89
    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))


  4. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۷
    نوشته
    27
    مورد تشکر
    59 پست
    حضور
    6 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست
    تمام دارایی ها اعم از حیات و علم و قدرت از سنخ «وجود» و «هستی» است، پس هر کجا «وجود» و «هستی» باشد، کمالات وجودی هم هستند، منتهی متناسب با درجه ی آن وجود.
    سلام و تشکر

    از کجا معلوم علم و حیات از کمالات وجودیند یعنی هر جایی وجود باشه کمال علم و حیات هست؟

    این که هر کمالی حتما از سنخ وجود هست ثابت میکنه که هر کمالی وجودی هست اما ثابت نمیکنه هر وجودی واجد این کمال هست. مغالطه شما مغالطه ایهام و انعکاسه.

    شاهدش این که جسم هم کماله و از سنخ وجوده (چون عدم که چیزی نیست) اما نمیگیم که هر وجودی جسمانیه.

    به نظرم دلیل عقلی قابل قبولی نداریم برای این مطلب

    بهتره به نقل بسنده کنیم

    عقل فقط امکانش رو اثبات کنه کافیه. وقوعش رو از طریق نقل قبول کنیم بهتره.


  5. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    541
    مورد تشکر
    1,623 پست
    حضور
    26 روز 3 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ایرانمهر نمایش پست
    این که هر کمالی حتما از سنخ وجود هست ثابت میکنه که هر کمالی وجودی هست اما ثابت نمیکنه هر وجودی واجد این کمال هست. مغالطه شما مغالطه ایهام و انعکاسه.
    شاهدش این که جسم هم کماله و از سنخ وجوده (چون عدم که چیزی نیست) اما نمیگیم که هر وجودی جسمانیه.
    با سلام و احترام
    خیر ایرانمهر گرامی، جسم هرگز از کمالات وجودی نیست، اساسا ماهیت حد و مرز وجود است، و نشانه محدودیت، یعنی ممکنات که حیث وجود دارند و حیث ماهیت، این ماهیت نشان دهنده ی حد و محدوده ی وجودی آنهاست، نه اینکه خودش از کمالات وجودی به شمار برود؛ ماهیت به تبع وجود است که موجود میشود و حد و مرز وجود آن موجود را تعیین می کند، مثلا ماهیت اسب محدوده ی وجودی اسب را به تصویر میکشد اگرچه ما آن را وجودی می بینیم اما در حقیقت وجود اسب را به اسب بودن محدود می کند، یعنی حد و مرز وجود است، و هرگز یک کمال به حساب نمی آید! وگرنه لازمه آن این بود که اسب کمالی را داشته باشد که انسان فاقد آن است! بلکه بالاتر خداوند فاقد آن است!
    بحثی که بنده به صورت خیلی مختصر عرض کردم مبتنی بر مبانی مفصل عقلی است، تبیین بسیار خلاصه و موجز آن نباید موجب شود که آن را مغالطه بپندارید.

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89
    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))


  6. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۷
    نوشته
    148
    مورد تشکر
    397 پست
    حضور
    10 روز 10 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ایرانمهر نمایش پست
    یک سوالی برام مطرح شده درباره علم موجودات. مثلا درختان و آتش و ...

    اینها علم دارن یا نه
    سلام
    اینو گفتی من یاد یه چیزی افتادم ...واقعیه!

    یه بنده خدایی توی محل ما یه ساختمون خرابه قدیمی داشت که از توی دیوارش یه درخت انجیر بزرگ در اومده بود

    همون موقع که درخت سبز و زنده بود خواست خراب کنه تسطیح کنه رفت لودر اورد افتاد به جونش دیوار ها رو که خراب کرد دیدن درخته در کل ساختمون مثل جنگل آمازون ریشه کرده همه جا رو گرفته!
    بعد دستگاه بیل انداختن که ریشه ها همه رو بکنه یه چند تا ریشه ی اونو که در آورد و یه قسمت ساختمون خراب شد یهو شیلنگ روغن پمپ لودر ترکید و با فشار زیادی روغن زد بیرون همه خیابون همه جا رو روغنی کرد رفت ....بعد سریع لودر رو خاموش کردن و کار لنگ شد اون راننده هم که نفهمید اصلا چی شد دستگاه خودش رو برد مکانیکی و یه خیلی خرج رو دستش افتاد!

    اما اون شب (صاحب ملک) گمونم خواب دید یه شخصی به اون و راننده لودر توی جنگلی میگه با من بیاین .....همراه ش رفتن توی جنگل دیدن یه درخت غولی (که مثل دیو ها توی تنه ش سر داشت!) لبه جوبی با کنده قطور ریشه کرده و وقتی اونا رو دید سرش رو برگردوند و یک نعرهبلندی زد که یعنی من
    هنوز زنده بودم دردم اومد چیکار می کنین!

    که اون صاخاب ملک وقتی از خواب بیدار شد تعجب کرد و تازه متوجه حکمت قضیه شد!....دو سه ماهی صبر کردن تا درخت به خواب بره بعد گرفتن ساختمون و با درخت و ریشه ها خراب کردن در آوردن!

    این یعنی اون درخت طی سالیان دراز برای خودش یه سلطانی در بعد روحی و جهان ضمیر خودش شده بود!

    اینطوری مثلا ولی دیو هم بود و همه آب ها رو خودش تنهایی می خورد و یک هیولایی شده بود!


    آیا موجودات جهان عالمند یا جماداتی بی شعور

    این داستان و که من شنیدم فهمیدم آره درختان هم روح دارن و در بعد ضمیر خودشون جامعه و سلسله مراتبی دارن!

    برای بقیه اشیا هم گمونم اینطوری باشه

    برای رفتن به جهان و جامعه اشیا باید فیلسوف شد! (یعنی حکیم شد و به دنیای اونها سیطره پیدا کرد!)


    این جمله پیامبر (ص) هم به همین جهان ها اشاره داره که بره با همه ساکنین آنها صحبت کنه

    خدایا بطن همه اشیا رو به من نشون بده
    ویرایش توسط اتمقلی : ۱۳۹۷/۰۹/۱۵ در ساعت ۱۷:۰۶
    وقتی سلطان عمارتی در مرغزار بنا کند هر شبانگاه شغالان شیون می کنند!


  7. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۷
    نوشته
    27
    مورد تشکر
    59 پست
    حضور
    6 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست
    خیر ایرانمهر گرامی، جسم هرگز از کمالات وجودی نیست، اساسا ماهیت حد و مرز وجود است، و نشانه محدودیت، یعنی ممکنات که حیث وجود دارند و حیث ماهیت، این ماهیت نشان دهنده ی حد و محدوده ی وجودی آنهاست، نه اینکه خودش از کمالات وجودی به شمار برود؛ ماهیت به تبع وجود است که موجود میشود و حد و مرز وجود آن موجود را تعیین می کند، مثلا ماهیت اسب محدوده ی وجودی اسب را به تصویر میکشد اگرچه ما آن را وجودی می بینیم اما در حقیقت وجود اسب را به اسب بودن محدود می کند، یعنی حد و مرز وجود است، و هرگز یک کمال به حساب نمی آید! وگرنه لازمه آن این بود که اسب کمالی را داشته باشد که انسان فاقد آن است! بلکه بالاتر خداوند فاقد آن است!


    در این صورت، علم و قدرت هم کمالات وجودی نستند


  8. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    541
    مورد تشکر
    1,623 پست
    حضور
    26 روز 3 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ایرانمهر نمایش پست
    در این صورت، علم و قدرت هم کمالات وجودی نستند
    به نظرم اگر در معنای کمال، و کمالات وجودی دقت بفرمایید، مصادیق آن را بهتر خواهید یافت.
    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89
    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))


  9. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۷
    نوشته
    27
    مورد تشکر
    59 پست
    حضور
    6 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست
    به نظرم اگر در معنای کمال، و کمالات وجودی دقت بفرمایید، مصادیق آن را بهتر خواهید یافت.
    دقت هم کردم اما باز هم متوجه نشدم که چرا علم و قدرت رو کمال وجودی یک شئ میدونیم اما جسمانیت رو کمال وجودیش ندونیم!!!

    به نظرم جفتشون هم وجود دارن و هم ماهیت. ماهیت تعین یک چیزه و وجود تحققش.

    علم و قدرت و جسمانیت شئ هم وجود دارن و هم ماهیت پس همشون کمال وجودیند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود