صفحه 3 از 3 نخست 123
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علم حضوری در تاریخ فلسفه اسلامی

  1. #21

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۷
    نوشته
    156
    مورد تشکر
    524 پست
    حضور
    9 روز 3 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط قول سدید نمایش پست


    سلام و عرض ادب و تشکر از لطف شما





    پاسخ به این پرسش بستگی به این دارد که زمان پیدایش روح مجرد در کودک را چه وقتی بدانیم؛ همچنین بستگی دارد به این که علم را محدود به موجود مجرد کنیم یا این که شامل سایر موجودات نیز بدانیم؛ همچنین بستگی دارد به این که علم و التفات را دارای مراتب بدانیم یا نه.

    بنده مستند به متون دینی بر این باورم که هر موجودی -نه فقط نوزاد- دارای علم و التفات است اما علم و التفات دارای مراتب است به گونه ای که در برخی قوی و در برخی ضعیف است و قابل افزایش یا کاهش است. از این رو، نوزاد نیز واجد علم حضوری به خود و خدای خودش است اما با التفاتی کمتر از یک انسان بالغ. حتی یک انسان بالغ نیز در طول زندگی التفاتش به خودش کم و زیاد می شود. برای من پیش آمده که گاهی رانندگی می کنم اما برای یک لحظه به خودم می آیم که حواسم کاملا جمع نبوده اما هیچ حرکت خطرناکی نیز مرتکب نشده ام؛ یا هنگام نماز جماعت با این که حواسم پرت شده اما همچون دیگران رکوع و سجود کرده ام و کسی به من اشتباهم را متذکر نشده که چرا مثلا رکعت دوم سجده و رکوع نکردی. بنابراین، گویا ما حتی وقتی به خودمان آگاهی کامل نداریم، اما واجد درجه ای ضعیف از التفات به خود یا حتی دیگران هستیم و به همین جهت، رفتارهایی مناسب با موقعیت بیرونی از خودمان صادر می کنیم.

    البته بهتر است تفصیل این مطلب و بررسی این مبانی را در تاپیک دیگر دنبال کنیم.
    از این منظر گفتم که علم حضوری انسان به خودی خود نیز محل مناقشه است،
    مثالهای دندان درد، غم و رنج و اینجور چیزها رو می‌توان به یک سری پالسهای الکتریکی تقلیل داد که از مبدا به مغز ما می‌رسد و به نظر می‌رسد فهم ما از دندان درد و ... با واسطه است.

    استاد تجربه گرایان کلن همه چیز را منوط به آمدن از تجربه میدانند، و به نظر می‌رسد که علم حضوری انسان به خود نیز از برهمکنش با سایر چیزها باشد
    مثلا همین دندان درد هم واقعا بی واسطه نزد من خاطر نیست و بقیه چیزها ...
    سپاس
    آنچه که نمی توانم بگوییم مهمتر است.

  2. تشکرها 2


  3. #22

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    233
    مورد تشکر
    448 پست
    حضور
    9 روز 10 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط یوری نمایش پست
    با سلام و احترام
    استاد گرامی این بیانات از نگاه علم جدید که رد است، درست است؟ اینکه نفس به موطن شی خارجی میرود و به آن پرتو افکنی میکند که یک چیز بی دفاع است،
    پرتوهای نور که از خورشید بر جسم مورد نظر می‌تابند و نور بازتابی آنها چشم ما را تحریک میکند که باعث فرستاده شدن یک سری پالس به مغز می‌شود و...

    به نظر شما این صحبتهای جناب سهروردی قابل دفاع است؟

    سپاس
    سلام و عرض ادب

    منظور شیخ اشراق از پرتو افکنی ، همان نور محسوس نیست بلکه منظورش همان التفات و اشراف به دیگری است.
    نور در کلمات شیخ اشراق حتی بر خدا هم صادق است تا جایی که به خدا نورالانوار می گوید

    شیخ اشراق در حکمت الاشراق صراحتا به این نکته اذعان می کند که ابصار به معنای خروج شعاع از چشم نادرست است. وی مفصلا به نقد و بررسی این ایده می پردازد. همچنین ابصار به معنای انطباع صورت خارجی در چشم را نیز نقد می کند. به نظر او، شئ مستنیر (نورانی) وقتی در مقابلم قرار می گیرد و به آن توجه می یابم، به خودش علم حضوری می یابم. او منکر شروط مادی برای تقابل نیست بلکه تاکید می کند که شئ مادی باید برای اندام ما حاضر باشد و ... اما تاکید می کند که آن چیزی که نهایتا درک می کند، خود روح من است که بی واسطه آن را می یابم. در واقع، درک من از آن شئ، بی واسطه صورت ذهنی است (نه این که هیچ واسطه مادی در کار نباشد). واسطه های مادی زمینه سازی می کنند تا نهایتا من به خود آن شئ خارجی التفات پیدا کنم. (سهروردی، مجموعه مصنفات، ج2، صص213-215)

    (منظورم از توضیح این دیدگاه دفاع از آن نیست بلکه صرفا درصدد تبیین درست از دیدگاه سهروردی هستم)

    ویرایش توسط قول سدید : ۱۳۹۷/۰۹/۱۸ در ساعت ۱۸:۵۱

  4. تشکرها 2


  5. #23

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    233
    مورد تشکر
    448 پست
    حضور
    9 روز 10 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط یوری نمایش پست
    از این منظر گفتم که علم حضوری انسان به خودی خود نیز محل مناقشه است،
    مثالهای دندان درد، غم و رنج و اینجور چیزها رو می‌توان به یک سری پالسهای الکتریکی تقلیل داد که از مبدا به مغز ما می‌رسد و به نظر می‌رسد فهم ما از دندان درد و ... با واسطه است.

    استاد تجربه گرایان کلن همه چیز را منوط به آمدن از تجربه میدانند، و به نظر می‌رسد که علم حضوری انسان به خود نیز از برهمکنش با سایر چیزها باشد
    مثلا همین دندان درد هم واقعا بی واسطه نزد من خاطر نیست و بقیه چیزها ...
    سپاس
    طرفداران علم حضوری منکر فرآیند مادی و تاثیر مغز و سیستم عصبی نیستند. به باور فلاسفه مسلمان اساسا علم از سنخ فعل و انفعالات مادی در مغز و سیستم عصبی نیست بلکه همه این موارد، زمینه پیدایش علم و التفات به چیزی هستند.

    در واقع، کیفیت مرآتیت (بازنمایی از چیزی) در خود فعل و انفعالات سلول مغزی و سیستم عصبی نیست.

    به همین جهت، برخی از کسانی که با نظریه روح مخالفند، از چیزی به عنوان ذهن سخن می گویند که همین فعل و انفعالات مادی در سیستم عصبی و فلان سلول مغز نیست بلکه کیفیتی است که محصول این فعل و انفعالات است. شبیه به اکسیژن و هیدروژن که وقتی با هم ترکیب می شوند، کیفیت جدید سیلان ایجاد می شود که هیچ یک از آنها واجدش نبودند.

    در واقع، اگر به کیفیت علم و بازنمایی و التفات دقت کنیم، متوجه می شویم که نمی توانیم آن را به فعل و انفعال عصبی یا یک سلول مغزی فروبکاهیم اگرچه این موارد زمینه پیدایش این کیفیت هستند.

    به باور کسانی که روح را قبول دارند، این کیفیت جدید در روح رخ می دهد اما به باور تجربه گرایان مخالف روح، این کیفیت جدید همچنان وصف ماده است به این صورت که کیفیت جدیدی است که بعد از فعل و انفعالات عصبی و سلولی در مغز ایجاد می شود یعنی بعد از مجموعه از فعل و انفعالات در اعصاب و سلولهای متعدد، این کیفیت برای مجموع ایجاد می شود(شبیه به اکسیژن و هیدروژن).

    برای مطالعه بیشتر، رک:
    سرل، جان آر، «ذهن، مغز و علم»، ترجمه دیوانی، انتشارات بوستان کتاب.

    ویرایش توسط قول سدید : ۱۳۹۷/۰۹/۱۸ در ساعت ۱۸:۴۵

  6. تشکرها 2


  7. #24

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    233
    مورد تشکر
    448 پست
    حضور
    9 روز 10 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    علم حضوری تا چه حدی در کتب فلسفی سابق ما وجود داشته است؟ آیا این یک نظر جدید است که علم را برای حل مشکلات معرفتی، حضوری می داند یا این که یک نظر قدیمی است؟ به هر حال، تاریخچه ای درباره اصل وجود علم حضوری و کاربردش در فلسفه اسلامی می خواستم.

    پاسخ:
    برای پاسخ به پرسش مذکور، توجه شما را به این نکات جلب می کنیم:

    1. علم و آگاهی آدمی به امور مختلف بر دو قسم است: الف. گاهی خود وجود خارجی معلوم، بدون واسطه نزد عالِم حاضر می‏شود که به آن علم حضوری می‏گویند، مانند علم ما به خودمان یا احوال ذهنی خودمان؛ ب. گاهی وجود خارجی معلوم از عالِم غایب است و آگاهی عالِم از آن، از طریق صورتی است که نمایانگر آن است که به آن علم حصولی می گویند، مانند علم ما به درخت اناری که از طریق صورت ذهنی به آن علم می یابیم(1). به بیان دیگر، علم ما به اشیاء یا بدون واسطه گری صورت ذهنی است(علم حضوری) و یا با واسطه گری صورت ذهنی است(علم حصولی).(2) از این منظر، علوم آدمی چیزی بیرون از این دو قسم نیست. آنچه فعلا مورد بحث است، علم حضوری و پیشینه آن در فلسفه اسلامی است.

    2. شکی نیست که از میان فلاسفه مسلمان؛ اولین فیلسوف که مفصلا و مشخصا به علم حضوری پرداخت، سهروردی بود اما کم و بیش این مطلب نیز پذیرفته شده است که حتی پیش از او نیز فیلسوفانی‌ همچون فارابی و ابن سینا، با صراحت تمام بر وجود علم‌ حضوری تأکید نمودند. البته این بدان معنا نیست که آنها نیز از واژه علم حضوری استفاده می کردند بلکه احیانا از چیزی سخن می گفتند که به لحاظ معنایی همان معنایی را می رساند که اصطلاح علم حضوری از آن خبر می دهد.

    3. در ادامه، علم حضوری در آثار برخی فلاسفه مسلمان را پی می گیریم و نشان می دهیم که حقیقت علم حضوری –و نه لزوما اصطلاح علم حضوری- در میان فلاسفه مسلمان کاملا مطرح و معروف بوده است.

    4. اولین فیلسوف مسلمان که در آثارش به حقیقت علم حضوری اشاره شده است و از آن برای حل مسائل فلسفی بهره گرفته شده است، فارابی است. فارابی علم خدا به ذات خود و به صور معقوله را از سنخ علم حضوری می داند. علم الهی به ذات خودش و صور معقوله، بدون واسطه است و خود وجود ذات یا صور معقوله، بدون واسطه صورت ذهنی، متعلق علم خداست؛ و دانسته شد که علم حضوری چیزی جز علم بدون واسطه نمی‏باشد(3). فارابی علم حضوری را محدود به علم الهی نمی‏داند و آن را شامل علم انسان به ذات خودش نیز می‏داند(4).

    5. دومین فیلسوف مسلمان که به حقیقت علم حضوری اشاره نمود، ابن سینا است. ابن‏سینا، همچون فارابی، بر این باور است که علم واجب به خودش علم حضوری است؛ همچنین علم واجب به صور علمی اشیاء نیز حضوری است.(5) ابن‏سینا علم و ادراک حضوری ذات مجرد به خودش را عین وجود مجرد می‏داند یعنی این طور نیست که ذات مجرد نخست موجود شده و سپس به خودش علم یافته است بلکه همین که موجود است به خودش نیز عالِم است؛ در واقع، علم حضوری ذات مجرد به خودش، نحوه وجود خودش است نه امری عارض بر آن(6)

    6. اما سهروردی اولین فیلسوف مسلمان است که کاملا تفصیلی به تعریف و تقسیم علم پرداخت و اصطلاح علم حضوری را بر یکی از اقسام علم به کار برد و قلمرو مصداقی علم حضوری را گسترش داد؛ از جمله این که علم انسان به اشیای محسوس را نیز علم حضوری و بدون واسطه صورت ذهنی دانست در حالی که فلاسفه مشاء آن را علم حصولی می دانستند: «و الابصار و ان كان مشروطا فيه المقابلة مع البصر، الّا انّ الباصر فيه النور الاسفهبد(یعنی همان روح و نفس انسانی)... و للنور الاسفهبد اشراق على مثل الخيال(خیال منفصل) و نحوه و اشراق على الابصار المستغنى عن الصورۀ» (7)

    توضیح مطلب این که: نفس با آمدن به موطن بدن و قوای خود، با آنها ارتباط وجودی برقرار می‏سازد و علم حضوری اشراقی به آنها می‏یابد. یکی از این قوا، قوه باصره(چشم) است. با مقابله قوه باصره با شیء مستنیر(نورانی)، نفس تحریک می‏شود و به موطن چشم می ‏آید و به آن اشراق می‏ یابد و در ادامه، به موطن
    شیء خارجی می‏رود و با پرتوافکنی بر آن، با شیء خارجی(نه با صورت آن) ارتباط وجودی می‏یابد(8).

    لازم به ذکر است وی منکر علم حصولی نبود و به همین جهت، معتقد بود وقتی نفس ما به
    شیء خارجی اشراق و التفات بی واسطه دارد و آن شیء خارجی محسوس برای نفس ما بی واسطه حاضر است، علم حضوری محقق شده است؛ اما وقتی که شیء محسوس از بین برود و یا ما دیگر به آن دسترسی نداشته باشیم، در این صورت اگر باز هم به آن محسوس خارجی توجه کنیم و آن را به یاد بیاوریم، در واقع، از طریق صورت ذهنیش به آن توجه کرده ایم که این همان علم باواسطه یا علم حصولی است. بنابراین، وی منکر علم حصولی نیست(9).

    7. ملاصدرا نیز علم حضوری را به حضور
    شیء برای شیء معنا می‏کند. این تعریف از علم حضوری، هم شامل علم حضوری ذات به خودش است و هم به دیگری: «علم عبارت است از وجود یک شیء فعلیت یافته برای شیء فعلیت یافته دیگر؛ بلکه عبارت است از وجود یک شیء فعلیت یافته(خواه مادی، خواه مجرد) نزد موجود مجرد از ماده».(10) اما ملاصدرا در عبارتی دیگر، قید تجرد معلوم را نیز لازم می‏داند. البته این بدان معنا نیست که معلوم مادی اصلا معلوم ما واقع نمی‏شود بلکه بواسطه صورت ذهنی معلوم بالعرض واقع می‏شود؛ یعنی متعلق علم حصولی ما واقع می شود.(11)

    8. فلاسفه مسلمان معاصر متاثر از اسلاف خود، تاکید ویژه ای بر علم حضوری دارند تا جایی که افزون بر استفاده از علم حضوری در مباحث هستی شناسی، از آن در مباحث معرفت شناسی نیز استفاده می کنند و برای حل مسائل و معضلات معرفت شناسی از علم حضوری بهره می برند. البته در این که تا چه میزان می توان مستند به علم حضوری بر مسائل معرفت شناسی غلبه نمود، همچنان محل مناقشه و چون و چرا است.(12)

    9. کوتاه سخن این که: از آنچه گذشت روشن شد که فلاسفه مسلمان، علم را به دو قسم حضوری و حصولی تقسیم می کنند و با استفاده از علم حضوری، علم خداوند با ذات خودش و معلول هایش و همچنین، علم انسان به ذات و احوال ذهنی خودش را توجیه می کردند. سهروردی حتی علم به اشیای محسوس و مادی را نیز حضوری می دانست. همچنین فلاسفه معاصر با استفاده از علم حضوری، افزون بر حل مسائل هستی شناسانه، مسائل معرفت شناسانه را نیز با آن حل می نمایند.

    پی نوشت ها:
    (1) فنائی اشکوری، محمد، علم حضوری، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ص25.
    (2) فیاضی، غلامرضا، درآمدی بر معرفت‌شناسی، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ص55.
    (3) فارابی، ابونصر، الأعمال الفلسفیۀ، دارالمناهل، ص380.
    (4) همان، ص387.
    (5) ابن‏سینا، التعلیقات، مکتبۀ الأعلام الاسلامی، ص81.
    (6) همان، ص148.
    (7) سهروردی، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ج1، ص71؛ همان، ج2، صص213-215.
    (8) یزدان‏ پناه، حکمت اشراق، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ج2، صص264-265.
    (9) سهروردی، مجموعه مصنفات، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ج1، ص72.
    (10) صدرالمتالهین، الحکمۀ المتعالیۀ فی الاسفار العقلیۀ الاربعۀ، دار احیاء التراث، ج3، ص354.
    (11) همان، ج6، ص416.
    (12) برای مطالعه بیشتر، رجوع کنید به: معلمی، حسن، پیشینه و پیرنگ معرفت شناسی اسلامی، انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.

    ویرایش توسط قول سدید : ۱۳۹۷/۱۰/۱۱ در ساعت ۱۱:۲۱


صفحه 3 از 3 نخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود