جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کشف الارتیاب

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۷
    نوشته
    2
    تشکر:
    1
    حضور
    2 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    کشف الارتیاب




    سلام بنده راجع به تحریف لفظی قرآنی تحقیق میکردم که به کتاب فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الارباب رسیدم خواستم آنرا مطالعه کنم که متوجه شدم محدث نوری مولف کتاب مذکور رساله فارسی به نام الجواب عن شبهات کشف الارتیاب را تألیف کرد و گویا از برخی نظرات خویش در کتاب اصلی بازگشت و یا نظر خود را تشریح کرد و کوشید تا سوء تفاهم‌های پیش آمده را برطرف سازد او درباره این رساله گفته است: رضایت ندارد کسی پیش از خواندن رساله، کتاب فصل الخطاب را بخواند و این رساله منزله تکمله کتاب فصل الخطاب است
    هرچه گشتم رساله فارسی را پیدانکردم تا بخوانم آیا آنرا دارید؟

  2. تشکر


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    4,920
    مورد تشکر
    10,494 پست
    حضور
    160 روز 22 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    18




    با نام و یاد دوست

    کشف الارتیاب

    کارشناس بحث: استاد میقات


    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    کشف الارتیاب

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,850
    مورد تشکر
    9,215 پست
    حضور
    48 روز 16 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط pirukk نمایش پست
    هرچه گشتم رساله فارسی را پیدانکردم تا بخوانم آیا آنرا دارید؟

    با سلام و درود

    کتاب «كشف الارتياب عن تحريف كتاب رب الارباب» از شيخ محمود معرب تهرانى که اولین کتابی است که به صورت مستدل و مفصل، به رد کتاب «فصل الخطاب» پرداخته است و نیز رساله ‏اى كه خود حاجى نورى پس از انتشار «كشف الارتياب» نوشته است، هیچ کدام چاپ نشده اند.

    آیت الله استادی که در نسخه شناسی و کتب خطی، متبحر و سرشناس هستند می نویسند:

    سال ‏هاست كه در صدد تهيه جزوه مذكور [رساله حاجی نوری] بوده‏ ام؛ اما با وجود جستجوى بسيار در كتابخانه ‏هاى معتبر، هنوز به آن دسترس پيدا نكرده ‏ام‏.

    شنيده بودم كه نسخه‏ اى از آن در كتابخانه شخصى مرحوم آيت الله مرعشى نجفى هست كه مراجعه كردم و نتيجه نگرفتم.

    سپس شنيدم نسخه ‏اى از آن در كتابخانه آيت الله شيخ مسلم ملكوتى‏ در قم موجود است كه به ايشان هم مراجعه كردم و متأسفانه نسخه را پيدا نكردند.

    و اين اواخر معلوم شد كه نسخه ‏اى از آن در كتابخانه تخصصى تاريخ، به مديريت فاضل محترم، جناب آقاى رسول جعفريان هست كه ايشان هم گفتند در ميان كتاب ‏هاست و بايد پيدا كنم.(آشنايى با تفاسير ـ عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى‏، ص 13)

    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۷/۱۰/۰۳ در ساعت ۲۳:۱۲

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,850
    مورد تشکر
    9,215 پست
    حضور
    48 روز 16 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط pirukk نمایش پست
    گویا از برخی نظرات خویش در کتاب اصلی بازگشت و یا نظر خود را تشریح کرد و کوشید تا سوء تفاهم‌های پیش آمده را برطرف سازد

    علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى كه خود شاگرد حاجى نورى بوده است مى ‏گويد:

    استاد ما حاجى نورى در اواخر عمر خويش مى ‏گفت: من در نامگذارى كتابم اشتباه نمودم و سزاوار بود نام آن را «فصل الخطاب فى عدم تحريف الكتاب» بگذارم؛ چرا كه در آن ثابت مى ‏كنم، قرآن شريف موجود بين دو جلد كه در همه عالم منتشر شده است با تمامى سور و آيات و جملاتش وحى الهى است كه هيچ گونه تغيير يا تبديل و زياده و نقصانى از هنگام جمع آن تا به امروز در آن واقع نشده است... من در مواضع متعددى از كتاب به جهت جلوگيرى از تيرهاى سرزنش و ملامت ديگران در تصريح به عقيده خودم، اهمال نمودم، بلكه از روى غفلت برخلاف عقيده خود سخن گفتم.(مستدرك الوسائل، ج 1، ص 50، پاورقی؛ الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج 16، ص 231 و 232)

    هم چنین از ایشان نقل شده، نظرش این بوده که قرآن کریم (همین قرآن کنونی بین دو جلد) از جمع دوم به بعد یعنی از یکسان سازی مصاحف در زمان عثمان تاکنون، هیچ تغییری نکرده و محفوظ مانده و اصلا اضافه و کم نشده است، منتهی در جمع اول، مقداری از آن حذف شده و آن هم از احکام قرآنی نبوده است. ایشان تحریف به زیاده را هم رد می کند و می گوید به اتفاق شیعه و سنی باطل و مردود است.(ر.ک: صيانة القرآن من التحريف، ص 103)

    لذا آن چه منظور ایشان بوده این است که در جمع اول (در زمان خلیفه دوم) مقداری از قرآن حذف شده و آن هم قسمت هایی بوده که مربوط به نقل اسم اهلبیت در قرآن بوده؛ و ایشان بطور کلی اضافه شدن چیزی بر قرآن را در همه دوران های جمع آوری قرآن، مردود دانسته و باطل می داند.

    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۷/۱۰/۰۳ در ساعت ۲۳:۲۸

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    3,186
    مورد تشکر
    17,404 پست
    حضور
    277 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    51
    آپلود
    7
    گالری
    61



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست
    من در مواضع متعددى از كتاب به جهت جلوگيرى از تيرهاى سرزنش و ملامت ديگران در تصريح به عقيده خودم، اهمال نمودم، بلكه از روى غفلت برخلاف عقيده خود سخن گفتم.
    سلام علیکم
    یعنی عقیده شون این بوده که قرآن تحریف نشده، ولی اگر توی کتاب می گفتند تحریف نشده مورد ملامت قرار می گرفتند، به همین خاطر درباره تحریف کتاب نوشته اند؟ چه کسانی ایشان را ملامت می کرده اند؟
    یا اینکه عقیده شون این بوده که تحریف شده، ولی اگر در کتاب تصریح به تحریف می کردند، مورد ملامت قرار می گرفتند به همین خاطر محتوای کتاب متضاد نامش از آب در آمده؟ خب ایشان که با این ملاحظات هم مورد ملامت بوده اند.

    آیا جو غالب آن روز قائل به تحریف قرآن بوده اند؟ عقیده خود ایشان چه بوده که غفلتا بر خلاف آن سخن گفته اند؟
    حلال کنید...


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۷
    نوشته
    2
    تشکر:
    1
    حضور
    2 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در جمع اول (در زمان خلیفه دوم) مقداری از قرآن حذف شده و آن هم قسمت هایی بوده که مربوط به نقل اسم اهلبیت در قرآن بوده


    پس این همه که شیعیان یا مسلمانان انجیل و تورات را به دلیل تحریف لفظی
    تخطئه میکنند و داعیه عدم تحریف لفظی قرآنشان گوش جهانیان را کر کرده است این بود؟؟؟؟؟؟؟

  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,850
    مورد تشکر
    9,215 پست
    حضور
    48 روز 16 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط pirukk نمایش پست
    پس این همه که شیعیان یا مسلمانان انجیل و تورات را به دلیل تحریف لفظی تخطئه میکنند و داعیه عدم تحریف لفظی قرآنشان گوش جهانیان را کر کرده است این بود؟؟؟؟؟؟؟

    با سلام و درود

    نمی دانم چقدر با موضوع تحریف یا عدم تحریف قرآن آشنایی دارید و آیا اصلا تاکنون ادله عدم تحریف قرآن را خوانده اید یا نه؟

    هر ادعایی که دلیل بر صحیح بودن نیست؛ بهتر است به ادله عدم تحریف قرآن مراجعه کنید و ببینید چقدر استدلال های قوی و محکمی وجود دارد و قول به تحریف، مردود و باطل است.

    بسیاری از روایاتی که حاجی نوری به عنوان تحریف آورده، روایات تفسیری ای است که در مقام تفسیر و تبیین آیه، نام معصوم را آورده است؛ و این اصلا معنایش این نیست که نام معصوم جزء آیه بوده است.

    برخی روایات دیگر مورد استناد حاجی نوری، روایات اختلاف قرائات است؛ در حالی که اختلاف قرائات، موضوعی مستقل از اصل قرآن است.

    هم چنین منابعی که حاجی نوری از آن ها نقل کرده نیز بسیاری از آن ها غیر معتبر است و در نزد اندیشمندان قرآنی و حدیثی، اعتبار ندارند و قابل استناد نیستند.

    توجه:
    گلی گویی و صرف ادعا کار ساده ای است؛ شما هر کدام از ادله عدم تحریف قرآن را قبول ندارید، با دلیل و استدلال، وجه نادرستی آن را بفرمایید در خدمتتان هستم.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,850
    مورد تشکر
    9,215 پست
    حضور
    48 روز 16 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رحیل نمایش پست
    سلام علیکم
    یعنی عقیده شون این بوده که قرآن تحریف نشده، ولی اگر توی کتاب می گفتند تحریف نشده مورد ملامت قرار می گرفتند، به همین خاطر درباره تحریف کتاب نوشته اند؟ چه کسانی ایشان را ملامت می کرده اند؟
    یا اینکه عقیده شون این بوده که تحریف شده، ولی اگر در کتاب تصریح به تحریف می کردند، مورد ملامت قرار می گرفتند به همین خاطر محتوای کتاب متضاد نامش از آب در آمده؟ خب ایشان که با این ملاحظات هم مورد ملامت بوده اند.

    آیا جو غالب آن روز قائل به تحریف قرآن بوده اند؟ عقیده خود ایشان چه بوده که غفلتا بر خلاف آن سخن گفته اند؟

    با سلام و درود

    نظر حاجی نوری این بوده که این قرآن موجود، همان قرآن اصلی است و هیچ تحریفی در آن صورت نگرفته است. نظر ایشان این است که مقداری از قرآن را در جمع آوری، جزو قرآن قرار نداده اند.

    لذا ایشان نمی گوید این قرآن تحریف شده است بلکه می گوید قرآن بیشتر از این بوده و مقداری از قرآن را که باید به این قرآن ضمیمه می کردند نکردند. پس ایشان نسبت به این مقدار موجود، ادعای تحریف ندارد و می گوید او مصون از تحریف است.

    در باره انگیزه ایشان برای تالیف کتاب «فصل الخطاب» آمده است:

    برخی از سرزمین هند خدمت حاجى نورى رسيده و گفته ‏اند: در هند، در بحث‏ هاى ميان شيعه و سنى، روى اين مطلب، تأكيد فراوان مى ‏شود كه اگر على(علیه السلام) جانشين بلافصل رسول خداست؛ پس چرا نام او در قرآن در آياتى كه گفته مى ‏شود در باره امامت است، ياد نشده است؟

    مرحوم نورى براى پاسخ گفتن به اهل تسنن، به فكر مى ‏افتد كه با نقل و جمع ‏آورى روايات، اثبات كند كه مثلا نام على(علیه السلام) در اصل آيات نازل شده، بوده و هنگام گردآورى آيات، آن را انداخته ‏اند و نبايد اهل تسنن بگويند كه نام على(علیه السلام) در قرآن نازل شده به رسول خدا نبوده است.

    بنابراين، انگيزه حاجى نورى، اثبات تحريف قرآن نبوده؛ بلكه مطلب ديگرى را دنبال مى ‏كرده؛ اما از پيامد بسيار خطرناک اين كار، غافل بوده است و اين خود، بايد درس عبرتى براى محققان و نويسندگان و گويندگان باشد كه همواره به همه جوانب مطلبى كه طرح مى ‏كنند، توجه داشته باشند؛ زيرا گاهى مصداق همان مثل معروف مى‏ شوند كه «مى‏ خواست ابروانش را درست كند، چشمانش را هم كور كرد».(آشنايى با تفاسير ـ عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى، ص 11 و 12)

    علامه تهرانی از قول استاد خود، حاجی نوری می گویند که ایشان می گفت بهتر بود اسم این کتاب را «فصل الخطاب في عدم تحريف الكتاب» می گذاشتم. پس نامگذاری به این اسم، که مردم بر خلاف منظور من حمل می کنند، اشتباه در نامگذاری است و من نمی خواستم چنین برداشتی از آن شود.
    منظور من این بود که قسمتی از وحی الهی، افتاده و جزو این قرآن ثبت نشده است؛ لذا اگر می خواهی اسمش را بگذار «القول الفاصل في إسقاط بعض الوحي النازل».(الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج 16، ص 231 و 232؛ صيانة القرآن من التحريف، ص 104)


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,850
    مورد تشکر
    9,215 پست
    حضور
    48 روز 16 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    در باره تحریف لفظی قرآن، خواستم کتاب «فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الارباب» مطالعه کنم که متوجه شدم محدث نوری، رساله فارسی به نام «الجواب عن شبهات کشف الارتیاب» را تألیف کرده و گویا از برخی نظرات خویش در کتاب اصلی بازگشت و یا نظر خود را تشریح کرده و کوشیده تا سوء تفاهم‌ های پیش آمده را برطرف سازد. او درباره این رساله گفته است: رضایت ندارد کسی پیش از خواندن رساله، کتاب فصل الخطاب را بخواند، و این رساله به منزله تکمله کتاب فصل الخطاب است.
    هرچه گشتم رساله فارسی را پیدا نکردم آیا آن را دارید؟


    پاسخ:
    در چندین مطلب، به پرسش شما پرداخته می شود:

    مطلب اول: نسخه رساله فارسی
    کتاب «كشف الارتياب عن تحريف كتاب رب الارباب» از شيخ محمود معرب تهرانى ـ اولین کتابی است که به صورت مستدل و مفصل، به رد کتاب «فصل الخطاب» پرداخته ـ و نیز رساله ‏اى كه خود حاجى نورى پس از انتشار «كشف الارتياب» نوشته است، هیچ کدام چاپ نشده اند.
    آیت الله استادی که در نسخه شناسی و کتب خطی، متبحر و سرشناس هستند می نویسند:
    سال ‏هاست كه در صدد تهيه جزوه مذكور [رساله حاجی نوری] بوده‏ ام؛ اما با وجود جستجوى بسيار در كتابخانه ‏هاى معتبر، هنوز به آن دسترس پيدا نكرده ‏ام‏.
    شنيده بودم كه نسخه‏ اى از آن در كتاب خانه شخصى مرحوم آيت الله مرعشى نجفى هست كه مراجعه كردم و نتيجه نگرفتم.
    سپس شنيدم نسخه ‏اى از آن در كتابخانه آيت الله شيخ مسلم ملكوتى‏ در قم موجود است كه به ايشان هم مراجعه كردم و متأسفانه نسخه را پيدا نكردند.
    و اين اواخر معلوم شد كه نسخه ‏اى از آن در كتابخانه تخصصى تاريخ، به مديريت فاضل محترم، جناب آقاى رسول جعفريان هست كه ايشان هم گفتند در ميان كتاب ‏هاست و بايد پيدا كنم.(1)

    مطلب دوم: انگیزه حاجی نوری از تالیف کتاب «فصل الخطاب»
    در باره انگیزه ایشان برای تالیف کتاب «فصل الخطاب» آمده است:
    برخی از سرزمین هند خدمت حاجى نورى رسيده و گفته ‏اند: در هند، در بحث‏ هاى ميان شيعه و سنى، روى اين مطلب، تأكيد فراوان مى ‏شود كه اگر على(علیه السلام) جانشين بلافصل رسول خداست؛ پس چرا نام او در قرآن در آياتى كه گفته مى ‏شود در باره امامت است، ياد نشده است؟
    مرحوم نورى براى پاسخ گفتن به اهل تسنن، به فكر مى ‏افتد كه با نقل و جمع ‏آورى روايات، اثبات كند كه مثلا نام على(علیه السلام) در اصل آيات نازل شده، بوده و هنگام گردآورى آيات، آن را انداخته ‏اند و نبايد اهل تسنن بگويند كه نام على(علیه السلام) در قرآن نازل شده به رسول خدا نبوده است.
    بنابراين، انگيزه حاجى نورى، اثبات تحريف قرآن نبوده؛ بلكه مطلب ديگرى را دنبال مى ‏كرده؛ اما از پيامد بسيار خطرناک اين كار، غافل بوده است و اين خود، بايد درس عبرتى براى محققان و نويسندگان و گويندگان باشد كه همواره به همه جوانب مطلبى كه طرح مى ‏كنند، توجه داشته باشند؛ زيرا گاهى مصداق همان مثل معروف مى‏ شوند كه «مى‏ خواست ابروانش را درست كند، چشمانش را هم كور كرد».(2)

    مطلب سوم: نظر واقعی حاجی نوری، از زبان شاگردان
    «علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى» كه خود شاگرد حاجى نورى بوده است مى ‏گويد:
    استاد ما حاجى نورى در اواخر عمر خويش مى ‏گفت: من در نامگذارى كتابم اشتباه نمودم و سزاوار بود نام آن را «فصل الخطاب فى عدم تحريف الكتاب» بگذارم؛ چرا كه در آن ثابت مى ‏كنم، قرآن شريف موجود بين دو جلد كه در همه عالم منتشر شده است با تمامى سور و آيات و جملاتش وحى الهى است كه هيچ گونه تغيير يا تبديل و زياده و نقصانى از هنگام جمع آن تا به امروز در آن واقع نشده است... من در مواضع متعددى از كتاب به جهت جلوگيرى از تيرهاى سرزنش و ملامت ديگران در تصريح به عقيده خودم، اهمال نمودم، بلكه از روى غفلت برخلاف عقيده خود سخن گفتم.(3)

    هم چنین از ایشان نقل شده، نظرش این بوده که قرآن کریم (همین قرآن کنونی بین دو جلد) از جمع دوم به بعد یعنی از یکسان سازی مصاحف در زمان عثمان تاکنون، هیچ تغییری نکرده و محفوظ مانده و اصلا اضافه و کم نشده است، منتهی در جمع اول، مقداری از آن حذف شده و آن هم از احکام قرآنی نبوده است. ایشان تحریف به زیاده را هم رد می کند و می گوید به اتفاق شیعه و سنی باطل و مردود است.(4)
    لذا آن چه منظور ایشان بوده این است که در جمع اول (در زمان خلیفه دوم) مقداری از قرآن حذف شده و آن هم قسمت هایی بوده که مربوط به نقل اسم اهلبیت در قرآن بوده؛ و ایشان بطور کلی اضافه شدن چیزی بر قرآن را در همه دوران های جمع آوری قرآن، مردود دانسته و باطل می داند.

    علامه تهرانی از قول استاد خود، حاجی نوری می گویند که ایشان می گفت بهتر بود اسم این کتاب را «فصل الخطاب في عدم تحريف الكتاب» می گذاشتم. پس نامگذاری به این اسم، که مردم بر خلاف منظور من حمل می کنند، اشتباه در نامگذاری است و من نمی خواستم چنین برداشتی از آن شود.
    منظور من این بود که قسمتی از وحی الهی، افتاده و جزو این قرآن ثبت نشده است؛ لذا اگر می خواهی اسمش را بگذار «القول الفاصل في إسقاط بعض الوحي النازل».(5)

    بنابر این:
    نظر حاجی نوری این بوده که این قرآن موجود، همان قرآن اصلی است و هیچ تحریفی در آن صورت نگرفته است. نظر ایشان این است که مقداری از قرآن را در جمع آوری، جزو قرآن قرار نداده اند.
    لذا ایشان نمی گوید این قرآن تحریف شده است بلکه می گوید قرآن بیشتر از این بوده و مقداری از قرآن را که باید به این قرآن ضمیمه می کردند نکردند. پس ایشان نسبت به این مقدار موجود، ادعای تحریف ندارد و می گوید او مصون از تحریف است.

    پی نوشت ها:
    1. رضا استادى، آشنايى با تفاسير ـ عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى‏، ناشر: نشر قدس‏ ـ تهران، 1383، چاپ دوم‏، ص 13.
    2. همان، ص 11 و 12.
    3. نوری، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل‏، محقق/مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏ ـ قم، 1408 ق‏، چاپ اول‏، ج 1، ص 50، پاورقی؛ آقابزرگ طهراني، الذريعه الي تصانيف الشيعه، ناشر: دار الاضواء ـ بیروت، چاپ سوم، ج 16، ص 231 و 232.
    4. ر.ک: معرفت، صيانة القرآن من التحريف‏، ناشر: وزارت امور خارجه‏ ـ تهران‏، 1379ش، چاپ اوّل‏، ص 103.
    5. الذریعه الی تصانیف الشیعه، پیشین، ج 16، ص 231 و 232؛ صيانة القرآن من التحريف، پیشین، ص 104.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود