صفحه 13 از 13 نخست ... 3111213
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اصول آموزشی در سیره پیامبر و اهل بیت(علیهم السلام)

  1. #121

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,144
    مورد تشکر
    2,918 پست
    حضور
    28 روز 21 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دیگر ائمه(علیهم السلام) نیز بیشتر از طریق سوال و جواب به آموزش اصحاب و شاگردان خود می پرداختند به گونه ای که بسیاری از اصحاب کتاب هایی را از پرسش های خود یا دیگران و پاسخ های آن بزرگواران با عنوان مسائل گردآوری کرده اند.
    آنچه بیان شد نمونه هایی از نوع اول از روش سوال و جواب در سیره معصومان(علیهم السلام) بود اما در این روش نوع دیگری مطرح است که در سیره معصومان(علیهم السلام) از آن استفاده فراوانی شده و آن چنین بود که پرسش از سوی امام طرح می شد و شاگردان پاسخ می دادند و پاسخ آنان به یکی از چهار صورت بود:
    یا پاسخ درست می دادند که امام پاسخ آنان را تایید می کرد یا پاسخ ناقص بود که امام آن را تکمیل می کرد و یا اشتباه و نادرست بود که امام پاسخ را اصلاح می کرد و یا هیچ پاسخی نمی دادند و از امام می خواستند که خود پاسخ دهددر این صورت امام پاسخ را بیان می فرمود.



  2. تشکر


  3. #122

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,144
    مورد تشکر
    2,918 پست
    حضور
    28 روز 21 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    و)تفاوت روش سوال و جواب با روش پرسش و پاسخ معروف در روش تدریس
    باید به این نکته توجه شود که این روش با آنچه امروزه به روش پرسش و پاسخ در محافل علمی شناخته شده است تفاوت دارد گر چه شباهت هایی با هم دارند.
    زیرا نوع اول از این روش کاملا عکس روش پرسش و پاسخ است. در روش پرسش و پاسخ پرسش از سوی استاد طرح می شود و پاسخ از سوی شاگرد در حالی که در این قسم پرسش از سوی شاگرد و پاسخ از امام و معصوم است.



  4. تشکر


  5. #123

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,144
    مورد تشکر
    2,918 پست
    حضور
    28 روز 21 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نوع دوم از این روش نیز با روش پرسش و پاسخ متفاوت است زیرا در روش پرسش و پاسخ استاد برای اسنکه شاگرد را به پاسخ صحیح هدایت کند پرسش های پی در پی طرح می کند اما در این قسم معصوم تنها یک سوال مطرح می کند نه پرسش های پیوسته.
    تفاوت دیگر اینکه اگر شاگرد پاسخ صحیح را می دانست امام آن را تایید می کرد و اگر پاسخ نادرست یا ناقص بود و یا اصلا پاسخ را نمی دانست امام پرسش دیگری مطرح نمی کرد بلکه خود پاسخ را کامل یا اصلاح کرده و یا پاسخ درست را ارائه می نمود.
    در عین حال با توجه به اینکه در این قسم گاهی امام پرسش هایی پی در پی مطرح می کند تا شاگرد خود به جواب برسدذ می توان روش پرسش و پاسخ را جزئی از این قسم دانست.



  6. تشکر


  7. #124

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,144
    مورد تشکر
    2,918 پست
    حضور
    28 روز 21 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نوع سوم از این روش نیز که در اصطلاح به آن روش مناظره می گویند با روش پرسش و پاسخ متفاوت است زیرا گر چه در هر دو روش پرسش و پاسخ ها پی در پی است ولی در روش پرسش و پاسخ پرسش ها همواره از سوی استاد طرح می شود در حالی که در روش مناظره پرسش ها می تواند از دو طرف مناظره مطرح شود.
    گذشته از آن هدف در روش پرسش و پاسخ این است که شاگرد خود به پاسخ واقعی دست یابد در حالی که در روش مناظره هدف روشن شدن حق برای دو طرف است حال خود به آن برسند یا طرف مقابل برای دیگری بیان کند.
    همچنین در روش پرسش و پاسخ دو طرف، استاد و شاگرد هستند در حالی که دو طرف در روش مناظره اغلب استاد و شاگرد نیستند و حتی ممکن است از نظر علمی مساوی باشند.


  8. تشکر


  9. #125

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,144
    مورد تشکر
    2,918 پست
    حضور
    28 روز 21 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    روش سوال و جواب با روش سقراطی نیز متفاوت است هر چند قسم سوم از آن با با بخشی از روش سقراطی شباهت بیشتری دارد زیرا برخی روش پرسش و پاسخ را با روش سقراطی یکسان می دانند در حالی که این دو با هم تفاوت هایی دارند. سقراط در روش خود ابتدا با پرسش های پیوسته شاگرد یا طرف بحث را به جهل یا خطای خود متوجه می ساخت و از آن پس در صدد بود تا او را به علم و صواب برساند.
    در حالی که در روش پرسش و پاسخ تنها بخش دوم از روش سقراط مطرح است البته اگر مراد از روش سقراطی روشی است که به روش سقراط شباهت دارد می توان این دو را یکی دانست.


  10. تشکر


  11. #126

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,144
    مورد تشکر
    2,918 پست
    حضور
    28 روز 21 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    همچنین در روش سقراط لازم نیست دو طرف بحث استاد و شاگرد باشند برخلاف روش پرسش و پاسخ که دو طرف استاد و شاگردند.
    اما شباهت روش سوال و جواب با روش سقراطی در این است که قسم سوم روش سوال و جواب یعنی روش مناظره مانند روش سقراطی با طرح پرسش های پی درپی تلاش می کند که طرف مقابل را به جهل و تناقص در گفتار گرفتار سازد
    اما در عین حال با آن تفاوت هم داردو آن اینکه در روش سقراطی وقتی طرف مقابل به جهل یا تناقص خویش پی برد پرسش تمام نمی شود بلکه پرسش ها ادامه می یابد تا به علم برسد.
    اما در روش مناظره وقتی یکی از دو طرف به جهل و یا تناقص خود پی برد بحث و مناظره پایان می پذیرد و برای رسیدن به علم باید از راه و روش های گوناگون آموزشی به یادگیری بپردازد.



  12. تشکر


  13. #127

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,144
    مورد تشکر
    2,918 پست
    حضور
    28 روز 21 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط شقایق نمایش پست


    سلام

    این حدیث برای من قابل درک نیست چون نشر علم زکات آن است

    ممنون از شما
    باسمه تعالی
    با عرض سلام و خسته نباشید
    بله زکات علم نشر آن است، منتها باید ظرفیت افراد را هم در نظر گرفت.
    گاهی اوقات اشخاصی هستند که ظرفیت پذیرش یک حرف و یا مطلب علمی را ندارند و لذا در این جا نباید آن سخنان خاص، گفته شود.
    بعضی از حلقوم ها تنگ است و لذا نمی توانند برخی مطالب را هضم کنند.
    به تعبیر مولوی:
    «دانه هر مرغ اندازه وی است/طعمه هر مرغ انجیری کی است
    طفل را گر نان دهی بر جای شیر/طفل مسکین را از آن نان مرده گیر»
    در بین اصحاب اهل بیت (علیهم السلام) افرادی بودند که تحت عنوان «اصحاب سرّ» از آنان یاد می شود. جابر بن یزید جعفی از زمره آن اشخاص است و حضرت با توجه به ظرفیتی که او داشت، یک سری از اسرار را به او تعلیم می دادند و چون چنین زمینه ای در دیگران نبود، توصیه حضرت به او این است که این سخنان و اسرار را به هر کسی نگو.
    بر همین اساس است که در روایت آمده «انا معاشر الانبیاء نکلم علی قدر عقولهم»
    پس بحث ظرفیت بوده که حضرت، چنین توصیه ای داشتند.

    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۷/۱۰/۰۶ در ساعت ۱۸:۱۷

  14. تشکر


  15. #128

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,144
    مورد تشکر
    2,918 پست
    حضور
    28 روز 21 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به هر حال یکی از مسائل مهم تربیت اسلامی کشف اصول و روش های آموزشی در سیره تربیتی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت(علیهم السلام) است آنان با شناختی که از خدا، انسان و هستی دارند حقیقت را دریافته اند و بر اساس آن عمل می نمایند بنابراین شیوه های آموزشی، اصول و آدابی که آنها در آموزش به کار می بردند از نظر علمی و روانی بیشترین تاثیر را بر مخاطب می گذارد.
    امیدوارم ما هم با رعایت این امور در مسائل تربیتی موفق باشیم.


  16. #129

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,144
    مورد تشکر
    2,918 پست
    حضور
    28 روز 21 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    در سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت(علیهم السلام) چه اصولی برای آشنا کردن دیگران با مبانی دینی و اسلامی دیده می شود؟
    پاسخ:
    در زمینه اصول آموزشی مبتنی بر سیره تربیتی معصومان(علیهم السلام) می توان به این اصول اشاره نمود:
    1-اصل ارتباط و جلب توجه مخاطب
    اولین اصل از اصولی که معلم باید در تدریس رعایت کند این است که باید بیش از هر چیز با شاگردان ارتباط برقرار کرده و توجه آنها را به خود جلب کند.
    معصومان(علیهم السلام) به این امر توجه کامل داشته با شیوه های گوناگون مانند طرح سوال، برانگیختن سوال در ذهن مخاطب، تاکید بر اهمیت مطلب،استفاده از کلمات یا عبارات خطابی در ضمن سخن، ابتدا توجه مخاطبان را به خود جلب کرده و سپس به بیان محتوای آموزشی می پرداختند.
    به این روایت در زمنیه طرح سوال توجه بفرمایید:
    پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
    «أَلَاأَدُلُّكُمْ ‏عَلَی ‏سِلَاحٍ‏ يُنْجِيكُمْ‏ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ يُدِرُّ أَرْزَاقَكُمْ؟ قَالُوا: بَلَى، قَالَ: تَدْعُونَ رَبَّكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ، فَإِنَّ سِلَاحَ الْمُؤْمِنِ الدُّعَاءُ.»(1)؛ «آیا شما را با سلاحی که از دشمن نجاتتان می دهد و روزی را بر شما سرازیر می سازد آشنا نسازم؟ گفتند چرا، فرمود: شبانه روز پروردگار خود را بخوانید و دعا کنید زیرا سلاح مومن دعاست.»

    2-اصل انگیزش
    از دیگر اصول آموزشی در سیره معصومان (علیهم السلام) ایجاد و افزایش انگیزه و رغبت به یادگیری به عنوان یکی از مهم ترین عوامل موثر در فراگیری آن است.
    مثلا یکی از عوامل انگیزه درونی که در آیات و روایات و سیره عملی معصومان(علیهم السلام) دیده می شود تشویق به علم آموزی و یادگیری است.
    امیرمومنان(علیه السلام) می فرماید: «أَيُّهَاالنَّاسُ ‏اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ (2) ای مردم بدانید که کمال دین در طلب علم و عمل به آن است و طلب علم بر شما واجب تر از طلب مال است زیرا مال بین شما تقسیم و برای شما تضمین شده است. عادلی آن را بین شما قسمت و ضمانت کرده و به زودی به عهد خود وفاخواهد کرد ولی علم از شما پوشیده شده و نزد اهلش اندوخته است و شما دستوردارید که به دنبالش بروید و آن را بجویید.»

    3.اصل کوشش
    از دیگر اصول آموزشی در سیره معصومان(علیهم السلام) کوشش و فعالیت یادگیرنده است یعنی کسی که می خواهد در مسائل علمی و دینی عالم و دانشمند شود باید خود در این زمینه فعال باشد نه اینکه تنها منفعل و گیرنده باشد و منتظر بماند که معلم و استاد مطالب خود را بیان کند و او تنها گوشی باشد برای شنیدن و ضبط مطالب آنها.
    طالب علم باید با انگیزه و فعال در پی آموختن علم باشد و در مسائل علمی و دینی کند و کاو کند تا دست کم پرسش های لازم را فراهم آورد و از معلم و استاد در پاسخ به پرسش های خویش کمک بگیرد.
    محمدبن منصور می گوید:
    «از امام باقر(علیه السلام) درباره آیه 28 سوره اعراف پرسیدم امام فرمود آیا کسی را دیده ای که گمان کند خدا به زنا، شرب خمر و نظیر این محرمات امر کند؟ گفتم نه فرمود پس این «فاحشه» ای که آنان ادعا می کنند خدا بدان امرشان کرده چیست؟ گفتم خدا و ولیش بهتر می دانند فرمودند: این در مورد«ائمه جور» است که مدعی اند خدا آنان را به حکومت بر مردم امر کرده است و حال آن که خدا آنان را به چنین کاری امر نکرده است..»(3)

    4.اصل توجه به تفاوت های فردی
    توجه به تفاوت های فردی از دیگر اصول آموزشی در سیره معصومان(علیهم السلام) است انسان ها هر یک در موقعیت و محیط ارثی و زیستی ویژه خود رشد می کنند از این رو گر چه انسان ها دارای مشترکات فراوانی هستند تفاوت های بسیاری نیز دارند.
    پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در روایتی می فرمایند: «إِنَّامَعَاشِرَ الْأَنْبِياءِ أُمِرْنَا أَنْ نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِمْ (4) همانا ما پیامبران ماموریم که با مردم به اندازه عقلشان سخن بگوییم.»

    5-اصل تفکر و تفقه
    از دیگر اصول آموزشی در سیره معصومان (علیهم السلام) این است که خواندن و شنیدن تنها و حتی حفظ کردن کفایت نمی کند بلکه باید مطالب آموزشی را فهمید در آنها تفکر و آنها را لمس کرد البته خواندن، شنیدن و گاه حفظ کردن لازمه و مقدمه فهم و تفکر است ولی نباید به اینها اکتفا شود بلکه باید از این مراحل مقدماتی گذشت و به مرحله تفکر، فهم عمیق و حتی عمل رسید.
    امیرالمومنین (علیه السلام) می فرمایند:«لَا خَيْرَ فِي‏ عِلْمٍ‏ لَيْسَ‏ فِيهِ تَفَكُّر (5) در علم بدون اندیشه خیری نیست زیرا تفکر مقدمه و لازمه فهم است.»

    6-اصل استفاده از فرصت ها
    از جمله اصول آموزشی در سیره معصومان(علیهم السلام) استفاده از فرصت های مناسب در آموزش دادن افراد است. این اصل از سویی موجب آسان شدن آموزش و از سوی دیگر موجب نشر و گسترش علم خواهد شد.
    زیرا معلم با تکیه بر این اصل همواره می کوشد در هر فرصتی که دانش آموزی پیدا شد به آموزش او بپردازد افزون بر این همواره در صدد ایجاد فرصت های آموزشی برخواهد آمد.
    آموزش در سیره معصومان (علیهم السلام) به زمان و مکان خاصی محدود نیست گر چه ممکن است زمان و مکان برای آن معین شود ولی هرگز محدودیتی نمی آورد برای مثال معصومان (علیهم السلام) اغلب پس از طلوع آفتاب و در مسجد، به آموزش شاگرد می پرداختند ولی آموزش های آنان به این زمان و مکان منحصر نبود بلکه در هر زمان و در هر مکان که طالب علم اهل درک و فهم و یا نیازمند به دانشی را می یافتند به آموزش او می پرداختند.
    7.اصل تناسب محتوا با موقعیت و شرایط دانشجو

    از جمله اصول آموزشی در سیره معصومان (علیهم السلام) این است که محتوای آموزشی باید با موقعیت یادگیرنده از قبیل نیازها، زمان و مکان آموزشی، روش آموزش و....متناسب باشد زیرا این امر اولا در راستای اصل عمل گرایی در آموزش و هماهنگ با آن است و ثانیا در کیفیت آموزش تاثیر بسزایی دارد.
    تحقق این اصل به دو صورت ممکن است اول اینکه محتوا را متناسب با شرایط انتخاب کنیم و دیگر آنکه شرایط را متناسب با محتوای آموزشی تغییر دهیم. البته در مواردی که محتوای آموزشی ثابت است به ناچار باید شرایط مناسب را ایجاد کردولی در مواردی که محتوا ثابت نیست و قابل انعطاف و تغییر است محتوا و شرایط هر دو تغییر پذیرند.
    برای مثال امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هر گاه می خواست اصحاب را به جنگ بفرستد آنان را جمع می کرد و می فرمود: «با نام و کمک خدا و در راه خدا و با (اعتقاد ) به دین رسول خدا حرکت کنید و خیانت نکنید، مثله نکنید، حیله نکنید، پیرمرد ضعیف و کودک و زن را نکشید، درختی را قطع نکنید مگر اینکه ناچار شوید و هر کدام از شما ضعیف ترین یا برترین شما مسلمانان مردی از مشرکان را پناه داد او در امان است تا کلام خدا را بشنود اگر پیرو شما شد برادر دینی شماست و اگر سرباز زد او را به جایگاه خویش برسانید و از خدا یاری بجویید.»(6)
    بنابراین یکی از اصول آموزشی در سیره معصومان(علیهم السلام) اصل تناسب محتوای آموزشی با شرایط دانش آموز است این اصل نیز دارای آثار آموزشی بسیاری از جمله یادگیری بیشتر و بهتر، افزایش انگیزه یادگیری، همراه شدن آموزش عملی با آموزش نظری آسان تر ساختن تدریس معلم و... است.
    8.اصل عمل گرایی

    از دیگر اصول آموزشی در سیره معصومان(علیهم السلام) اصل عمل گرایی است به این معنا که تلاش آن بزرگواران بر این بوده که مطالب آموزشی برای عمل آموخته شوند و به عمل بینجامد. تکیه بر این اصل را می توان از دو جهت تربیتی و آموزشی توجیه کرد.جهت تربیتی آن است که علمی که در عمل به کار دانش آموز یا دیگران نیاید نه تنها بی فایده است که باری بر دوش دارنده آن خواهد بود و باید از آن پرهیز کرد.
    بخشی از حکمت اصرار بر عمل به آموزه ها را می توان چنین بیان کرد که عمل به آموزه ها نقش موثری در یادگیری و به خاطرسپاری آنها دارد. کاربرد آموزه ها در عمل افزون بر اینکه مرور دوباره آنهاست نوعی یادگیری یا آموزش عملی و نیز کارورزی محسوب می شود از این رو در تکمیل یادگیری و یادسپاری و عمق بخشیدن به آموزش بسیار موثر است.
    امام صادق(علیه السلام) می فرماید:
    ««الْعِلْمُ‏ مَقْرُونٌ‏ إِلَى‏ الْعَمَلِ‏؛ فَمَنْ عَلِمَ عَمِلَ، وَ مَنْ عَمِلَ عَلِمَ، وَ الْعِلْمُ يَهْتِفُ بِالْعَمَلِ، فَإِنْ أَجَابَهُ، وَ إِلَّا ارْتَحَلَ عَنْهُ (7)علم با عمل همراه است کسی که بداند عمل می کند و کسی که عمل کند خواهد دانست. علم عمل را ندا می کند اگر پاسخ داد می ماند وگرنه رخت برمی بندد.»
    9.اصل ارزشیابی
    از دیگر اصول آموزشی در سیره معصومان(علیهم السلام) اصل ارزشیابی است.
    هدف اصلی از ارزشیابی آموزشی شناخت میزان آمادگی و توانایی دانش آموزان و نیز اصلاح یادگیری آنان است. این شناخت در مسائل آموزشی به آموزگار و دانش آموز در برنامه ریزی های آینده کمک خواهد کرد زیرا معلم می تواند بر اساس این ارزشیابی محتوای آموزشی بعدی را ارئه کند و دانش آموز نیز می تواند براساس آن به عیب ها و ضعف های خود پی برده و به جبران و رفع آنها بپردازد افزون بر این ارزشیابی های آموزشی کنونی؛ این امکان را فراهم می آورد که دانش آموز مروری دوباره بر آموخته های گذشته خود داشته باشد و آنها را به صورت بهتری بیاموزد.
    از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است که روزی از یکی از شاگردان خود پرسید:

    «از من چه آموخته ای؟
    گفت هشت مسئله از شما آموخته ام.
    امام فرمود: آنها را برایم بازگو. گفت اول اینکه دیدم هر محبوبی دوست خود را به هنگام مرگ رها می کند از این رو همت خود را صرف چیزی کردم که مرا در تنهایی رها نکند بلکه انیس تنهایی ام باشد و آن کار نیک است امام فرمود به خدا قسم چه نیک آموخته ای.»(8)
    بنابراین یکی از مسائل مهم تربیت اسلامی کشف اصول و روش های آموزشی در سیره تربیتی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت(علیهم السلام) است آنان با شناختی که از خدا، انسان و هستی دارند حقیقت را دریافته اند و بر اساس آن عمل می نمایند بنابراین شیوه های آموزشی، اصول و آدابی که آنها در آموزش به کار می بردند از نظر علمی و روانی بیشترین تاثیر را بر مخاطب می گذارد.(9)
    پی نوشت:
    1.مازندرانی، محمد صالح بن احمد،شرح الكافي-الأصول و الروضة (للمولى صالح المازندراني) ، محقق/مصحح: شعرانى، ابوالحسن‏، تهران، مکتب الاسلامیه،ج‏10،ص 206.
    2.كلينى، محمد بن يعقوب‏، الكافي (ط- الإسلامية)،دار الكتب الإسلامية،تهران‏،1407 ق‏،ج1،ص30.
    3.همان،ص373.
    4.همان،ص23.
    5.حرانی، حسن بن شعبه، تحف العقول من آل الرسول، ترجمه آیت الله کمره ای، قم، کتابخانه انتشارات الاسلامیه،ص201.
    6.عروسی حویزی، عبد علی بن جمعه(1370)تفسیر نورالثقلین، قم، موسسه اسماعیلیان،ج2، ص187.
    7.كلينى، محمد بن يعقوب‏، الكافي (ط- الإسلامية)،دار الكتب الإسلامية،تهران‏،1407 ق‏،ج1،ص44.
    8.ورام، الزاهدبن الحسین، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ج1، ص311.
    9.برگرفته شده از کتاب سیره تربیتی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت (علیهم السلام)،داودی محمد، و حسینی زاده سید علی،پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه،قم،1393ش.



    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۷/۱۰/۱۵ در ساعت ۲۲:۱۲


صفحه 13 از 13 نخست ... 3111213

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود