صفحه 2 از 13 نخست 123412 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اصول آموزشی در سیره پیامبر و اهل بیت(علیهم السلام)

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    2-اصل انگیزش
    از دیگر اصول آموزشی در سیره معصومان (علیهم السلام) ایجاد و افزایش انگیزه و رغبت به یادگیری به عنوان یکی از مهم ترین عوامل موثر در فراگیران است. انگیزه دو گونه است: درونی و بیرونی.
    انگیزه درونی می تواند تاثیرات بیشتر و عمیق تری در یادگیری داشته باشد. مراد از انگیزه درونی انگیزه ای است که عامل برانگیزنده آن درون خود فرد باشد به گونه ای که فرد از درون نسبت به یادگیری اشتیاق پیدا کند و دیگر نیازی به تشویق های بیرونی نباشد. این نوع انگیزه در هر کس که باشد معمولا در پیشرفت و ادامه کار به آسانی متوقف نمی شودبرخلاف انگیزه بیرونی که به تشویق کننده های بیرونی نیاز دارد و یا به دست آوردن آن مشوق انگیزه کاهش می یابد و نیازی به تشویق و تحریک کننده جدید پیدا می شود.
    برای مثال وجود حس کنجکاوی در انسان، یک انگیزه درونی برا یادگیری و وعده و پاداش، یک انگیزه بیرونی است. همچنین ایجاد یک نیاز در انسان یک انگیزه درونی برای رفع آن نیاز است از این رو یکی از راه های ایجاد انگیزه درونی این است که نیاز به علم و یادگیری را در دانش آموز برانگیزیم به عبارت دقیق تر باید عوامل درونی ایجاد انگیزه را فعال سازیم زیرا انگیزه در هر صورت درونی است آنچه گاهی درونی است و گاهی بیرونی عوامل انگیزه است و نه خود انگیزه.


  2. تشکر


  3. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برای این کار معصومان(علیهم السلام) گاه ابتدافردی را به جهلش آگاه می ساختند پس از اینکه فرد از درون به علم و آگاهی احساس نیاز می کرد و از امام آموزش می خواست امام به آموزش او می پرداخت این کار از از روی بخل علمی نبود که این از ساحت آن بزرگان به دور است بلکه به دلیل همین نکته آموزشی یعنی ایجاد انگیزه بود . سیره ای که اکنون بیان خواهیم کرد نمونه ای از همین شیوه است:
    «روزی پیامبرگرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) به مسجد آمد مردی نیز وارد مسجد شد و نماز گزارد پس نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)آمد و سلام کرد و حضرت پاسخ سلام او را داد و فرمود: برگرد و نمازت را بخوان که نماز نخوانده ای آن مرد نمازش را دوباره خواند و نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)آمد و سلام کرد حضرت باز فرمود برگرد نماز بخوان که نماز نخوانده ای تا سه بار پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) چنین کرد آن مرد پس از بار سوم که درمانده شده بود و نمی دانست عیب نمازش کجاست؟ گفت به آن خدایی که تو را به حق برانگیخت من بهتر از این نمی توانم نماز بخوانم تو آن را به من بیاموز.»(1)
    پس پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) کیفیت نماز صبح را به او آموخت.
    پی نوشت
    1.بخاری الجعفی، محمدبن اسماعیل(1401ق)ج1، ص192، الصحیح، بیروت، دارالفکر


  4. تشکر


  5. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دراین سیره پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) از همان ابتدا می توانست نماز صحیح را به او بیاموزد ولی چنین نکرد زیرا آن مرد فکر می کرد نماز صحیح را می داند و نیاز به یادگیری را در خود احساس نمی کرد از این رو پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) ابتدا با این شیوه ندانستن و جهل آن فرد را بر او روشن ساخت و به او فهماند که کیفیت نماز صبح را نمی داند و در جهل مرکب گرفتار است یعنی ابتدا احساس نیاز را در او برانگیخت و سپس با درخواست او نماز صحیح را به وی آموخت.
    راه دیگر برای ایجاد انگیزه درونی که در آیات و روایات و سیره عملی معصومان(علیهم السلام) دیده می شود تشویق به علم آموزی و یادگیری است. در این زمینه سفارش های فراوانی به ویژه در آموختن علم دین وارد شده است که در اینجا تنها به بیان چند نمونه اکتفا می کنیم.
    امیرمومنان(علیه السلام) می فرماید:
    «أَيُّهَاالنَّاسُ ‏اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ»(1)؛ «ای مردم بدانید که کمال دین در طلب علم و عمل به آن است و طلب علم بر شما واجب تر از طلب مال است زیرا مال بین شما تقسیم و برای شما تضمین شده است. عادلی آن را بین شما قسمت و ضمانت کرده و به زودی به عهد خود وفاخواهد کرد ولی علم را از شما پوشیده شده و نزد اهلش اندوخته است و شما دستوردارید که به دنبالش بروید و آن را بجویید.»
    آیات و روایاتی که سبب تشویق مسلمانان به تحصیل علم می شود و انگیزه درونی آنان را افزایش می دهد بسیار است.معصومان(علیهم السلام) در این سیره ها می کوشند تا انگیزه درونی افراد را به یادگیری و علم آموزی افزایش دهند به گونه ای که خود مشتاقانه به تحصیل علم بپردازند.
    از سوی دیگر تشویق ها و تکریم های معصومان(علیهم السلام)برای اهل علم و دانش پژوهان عامل دیگری در ایجاد انگیزه بیرونی در آنها بوده است. در این مورد به ذکر چند نمونه بسنده می کنیم.
    پی نوشت
    1.الكافي (ط - الإسلامية)،ج‏1، ص30


  6. تشکر


  7. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    راوی می گوید:
    «به امام هادی(علیه السلام) خبر رسید که یک فقیهی شیعی با یکی از ناصبیان بحث کرده و با دلیل او را محکوم و رسوا ساخته است. این مرد در حالی به مجلس امام وارد شد که تختی بزرگ برای بزرگان گذاشته بودند و امام در کنار آن تخت نشسته بود و در مقابل او نیز شمار بسیاری از علویان و بنی هاشم نشسته بودند. امام به استقبال این فقیه آمد و او را بر آن تخت نشاند این امر بر بزرگان علوی و بنی هاشم گران آمد. علویان امام را بالاتر از آن می دانستند که از او گلایه کنند اما بزرگ بنی هاشم عرض کرد ای زاده رسول الله چرا این اندازه فردی عامی را بر بنی هاشم از طالبی و عباسی مقدم می داری؟
    امام فرمود: از این بپرهیزید که از کسانی باشید که خداوند درباره آنان فرموده است: «آیا ندیدی کسانی را که بهره ای از کتاب(آسمانی) داشتند و به سوی کتاب الهی دعوت شدند تا در میان آنان داوری کند سپس گروهی از آنان روی می گردانند در حالی که (از قبول حق) اعراض دارند؟آیا به داوری کتاب خدا راضی نیستید؟ گفتند چرا راضی هستیم امام فرمود آیا خداوند نمی فرماید: «کسانی را که به آنها علم داده شده است درجات عظیمی می بخشد.» پس خدا راضی نیست مگر اینکه مومن عالم بر مومن غیر عالم برتری داده شود چنان که راضی نیست مومن بر غیر مومن برتری داده شود.»(1)

    پی نوشت
    1.نوری، حسین،(1408ق)،مستدرک الوسائل، ج9، ص52،قم، موسسه ال البیت(علیهم السلام)


  8. تشکر


  9. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در روایت دیگری چنین می خوانیم:
    «عربی بادیه نشین نزد امام حسین(علیه السلام) آمد و گفت ای پسر رسول خدا دیه کاملی بر عهده من است و از پرداخت آن عاجزم به خود گفتم از کریم ترین افراد درخواست کمک کنم و کریم تر از اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نیافتم.
    امام (علیه السلام) فرمود: ای برادر عرب سه سوال از تو می پرسم اگر یکی را پاسخ گفتی ثلت دیه را به تو می دهم. اگر دوتا را پاسخ گفتی دو ثلث دیه را و اگر مه را پاسخ گفتی همه دیه را بر تو می دهم.
    بادیه نشین گفت ای زاده رسول الله آیا کسی چون تو که از اهل علم و شرفی، از کسی مثل من سوال می کنه؟ امام فرمود: آری، از جدم شنیدم که فرمود نیکی به افراد باید به اندازه معرفتشان باشد اعرابی عرض کرد آنچه می خواهی بپرس اگر پاسخ دادم که دادم وگرنه از شما می آموزم و قدرتی نیست مگر از خدا. امام حسین(علیه السلام) پرسش ها را مطرح کرد و اعرابی به همه آنها پاسخ گفت در نتیجه امام(علیه السلام) انگشتر خود را با هزار دینار به او داد و فرمود: دینارها را به طلب کاران بده و انگشتر را نیز در مخارج زندگی صرف کن.»(1)

    این گونه برخوردهای معصومان(علیهم السلام) باعث تشویق اصحاب به فراگیری علم و تقویت انگیزه آنان می شد.
    پی نوشت
    1.مجلسی، بحارالانوار، ج44، ص196، چاپ سوم، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی


  10. تشکر


  11. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    3.اصل کوشش
    از دیگر اصول آموزشی در سیره معصومان(علیهم السلام) کوشش و فعالیت یادگیرنده است یعنی کسی که می خواهد در مسائل علمی و دینی عالم و دانشمند شود باید خود در این زمینه فعال باشد نه اینکه تنها منفعل و گیرنده باشد و منتظر بماند که معلم و استاد مطالب خود را بیان کند و او تنها گوشی باشد برای شنیدن و ضبط مطالب آنها.
    طالب علم باید با انگیزه و فعال در پی آموختن علم باشد و در مسائل علمی و دینی کندو کاو کند تا دست کم پرسش های لازم را فراهم آورد و از معلم و استاد در پاسخ به پرسش های خویش کمک بگیرد.


  12. تشکر


  13. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    این ویژگی در سیره معصومان(علیهم السلام) بیشتر در مورد کسانی است که قصد دارند عالم و دانشمند شوند نه عموم مردم؛
    درباره عموم مردم کوشش معصومان(علیهم السلام) بر این بود که مطالب دینی لازم را در هر فرصتی به آنان بیاموزند اگر چه آنان خود کوششی در این زمینه نداشته باشند زیرا آموزش مسائل دینی به مسلمانان وظیفه عالمان دینی به ویژه معصومان(علیهم السلام)است.
    البته معصومان(علیهم السلام)اغلب در مورد عموم مردم نیز می کوشیدند تابه شیوه های گوناگونی توجه و انگیزه آنان را برانگیزانند. راز این مطلب در این نهفته که عالم و دانشمند کسی است که علم را به فهم عقل و قلب و با تمام وجود خود درک کند نه اینکه تنها مطالبی را در ذهن و حافظه خود نگهداری کند .


  14. تشکر


  15. #18

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    معصومان(علیهم السلام) همواره می کوشیدند تا شاگردان خود را به کند و کاو در مسائل علمی وا دارند به گونه ای که دست کم پرسش خود را بیابند و پاسخ را از امام بشنوند در این صورت پاسخ در برابر یک نیاز درونی است و فراگیر آن را به خوبی درک می کند و اگر اشکال و ابهامی نیز درباره آن داشته باشد با پرسش از امام آن را رفع کرده و علم را از مرحله سمع به مرحله فهم می رساند.
    شیوه تدریس امام باقر و امام صادق(علیهم السلام) و به طور کلی همه معصومان(علیهم السلام) بدین گونه بود که همواره پرسش از سوی شاگردان و اصحاب بود و پاسخ از سوی ایشان. یکی از نویسندگان در این باره می نویسد:
    «در مسجد پس از نماز امام (علیهم السلام) رو به مردم می کرد و یا حلقه درس طوری بود که صدر و ذیل نداشت و امام (علیه السلام) مسائل روز مردم را که یک یک می پرسیدند به آنان می آموخت و می فرمود: بپرسید هر چه می خواهید هر یک از افراد بر اساس مقتضای نیاز روحی و معنوی خود یا بر حسب احتیاجات محیط زندگی و احکام دین مسائلی می پرسید و امام به او پاسخ می داد و سایرین هم می شنیدند.»(1)
    پی نوشت
    1.عمادزاده، حسین،السنة النبویة: رویة تربویة، ج2، ص99، القاهرة، دارالفکر العربی



    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۷/۱۰/۰۵ در ساعت ۱۲:۱۵

  16. تشکر


  17. #19

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    البته گاه معصومان(علیهم السلام) حتی به محض شنیدن سوال اصحاب زود پاسخ نمی گفتندبلکه تلاش می کردند تا پاسخ را از خد پرسش کننده بشنوند و او را درگیر بحث کنند به این سیره توجه کنید:
    محمدبن منصور می گوید:
    «از اما باقر(علیه السلام)درباره آیه 28 سوره اعراف پرسیدم امام فرمود آیا کسی را دیده ای که گمان کند خدا به زنا، شربخمر و نظیر این محرمات امر کند؟ گفتم نه فرمود پس این «فاحشه» ای که آنان ادعا می کند خدا بدان امرشان کرده چیست؟ گفتم خدا و ولیش بهتر می دانند فرمودند: این در مورد«ائمه جور» است که مدعی اند خدا آنان را به حکومت بر مردم امر کرده است و حال آن که خدا آنان را به چنین کاری امر نکرده است..»(1)
    در این سیره افزون بر اینکه ابتدا پرسش از سوی شاگرد مطرح شد امام در پاسخ نیز او را شرکت داد تا خود فکر کند و درگیر بحث شود.
    این اصل دارای آثار آموزشی بسیاری از جمله افزایش عمق یادگیری، افزایش گستره یادگیری، تحرک دانش پژوه و تنوع آموزش، استقلال علمی دانشجو و تحقق دانشجوی واقعی خواهد بود.
    پی نوشت
    1.کلینی، محمدبن یعقوب، ج1، ص373،


  18. تشکر


  19. #20

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    4.اصل توجه به تفاوت های فردی
    توجه به تفاوت های فردی از دیگر اصول آموزشی در سیره معصومان(علیهم السلام) است انسان ها هر یک در موقعیت و محیط ارثی و زیستی ویژه خود رشد می کنند از این رو گر چه انسان ها دارای مشترکات فراوانی هستند تفاوت های بسیاری نیز دارند.
    در این بحث درصدد بیان مشترکات و تفاوت های افراد نیستیم آنچه مهم استاصل وجود تفاوت های انسانی است که این تفاوت نیز وجود دارد. قرآن کریم در این باره می فرماید:
    «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ...»(1)،ای مردم ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید(اینها ملاک امتیاز نیست)گرامی ترین شما نزد خدا باتقواترین شماست.»
    البته این آیه گر چه بر بی تاثیری این تفاوت ها در قرب به خدا تاکید دارد در عین حال اصل وجود تفاوت را می پذیرد. همچنین آیات دیگری بر وجود این تفاوت دلالت دارد از جمله
    «وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ»(2)، برتری هایی را که خداوند برای بعضی از شما بر بعضی دیگر قرار داده آرزو نکنید.» این تفاوت های حقیقی و حقوقی برای حفظ نظام زندگی شما و بر طبق عدالت است.
    پی نوشت
    1.حجرات/13
    2.نساء/32




  20. تشکر


صفحه 2 از 13 نخست 123412 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود