صفحه 3 از 13 نخست 12345 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اصول آموزشی در سیره پیامبر و اهل بیت(علیهم السلام)

  1. #21

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بنابراین اصل وجود تفات مسلم است و این تفاوت ها نیز برخی طبیعی و ارثی و برخی محیطی است تفاوت های محیطی نیز برخی زیستی و برخی فرهنگی است. هر یک از این تفاوت ها می تواند روش های آموزشی متفاوتی را طلب کند و عدم توجه به این تفاوت ها می تواند در فرآیند آموزش اختلال ایجاد کند.

    معصومان(علیهم السلام) در امر آموزش به این اصل مهم توجه ویژه داشتند.

    تفاوت در عقل یکی از جهت های تفاوت انسان هاست که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در روایتی می فرمایند: « إِنَّامَعَاشِرَالْأَنْبِي َاءِأُمِرْنَا أَنْ نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِمْ»(1)؛ «همانا ما پیامبران ماموریم که با مردم به اندازه عقلشان سخن بگوییم.» انسان ها در جهات دیگر هم تفاوت دارند از جمله استعداد ذهنی، و قدرت فهم و مانند آن، که آنها را در آموزش باید در نظر گرفت. معصومان(علیهم السلام) در آموزش های خود به این تفاوت ها توجه می کردند. محمدبن ابی نصر می گوید:«نسَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا ع عَنْ مَسْأَلَةٍ فَأَبَى وَ أَمْسَكَ ثُمَّ قَالَ لَوْ أَعْطَيْنَاكُمْ كُلَّمَا تُرِيدُونَ‏ كَانَ شَرّاًلَكُم‏»(2)«از امام رضا(علیه السلام) مسئله ای پرسیدم امام پاسخ نداد و فرمود: اگر هر چه را که شما بخواهید برایتان بیان کنیم برای شما زیان خواهد داشت

    پی نوشت

    1. کلینی، محمدبن یعقوب، الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1،ص23، تهران، دارالکتب الاسلامیه
    2.کلینی، محمدبن یعقوب، الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2 ،ص224،محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، تهران، دارالکتب الاسلامیه

    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۷/۱۰/۰۵ در ساعت ۱۲:۲۵

  2. تشکر


  3. #22

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جابربن یزید جعفی نیز می گوید:« امام باقر(علیه السلام) هفتاد هزار حدیث برایم بیان کرد که برای هیچ کس نقل نکرده ام و نخواهم کرد به امام گفتم فدایت شوم به سبب آنچه از اسرارتان برای من بیان کردید و من برای هیچ کس نقل نکرده ام بار سنگینی بر دوش خود احساس می کنم گاه آن چنان در سینه ام فوران می کند که چیزی شبیه جنون بر من عارض می شود امام فرمود: ای جابر هر گاه چنین شد به بیابان برو و چاهی حفر کن و بگو محمدبن علی به من چنین گفت و چنان گفت.»(1)
    امام(علیه السلام) برخی مطالب را برای همه بیان نمی کرد بلکه وقتی به افراد خاصی نیز می فرمود سفارش می کرد که آنها را به کسی نگویند زیرا هر کسی ظرفیت و تحمل شنیدن هر مطلبی را ندارد. معصومان(علیهم السلام) حتی در پاسخ به یک سوال نسبت به افراد متفاوت پاسخ های متفاوتی می دادند. عبدالله بن سلیمان می گوید:
    «از امام صادق(علیه اللسام) پرسیدم آیا چنان که برخی علوم به سلیمان بن داود واگذار شد به امام نیز واگذار شده است؟ امام فرمود: آری برای مثال روزی فردی مسئله ای از امام پرسید امام پاسخ داد شخص دیگرهمان را پرسید و امام پاسخی دیگر به او داد و شخص سوم نیز همان را مطرح کرد و امام پاسخ سومی به او داد ...عبدالله می گوید سپس به امام عرض کردم آیا هنگامی که امام جوابشان را می دهد آنان را می شناسد؟ فرمود آیا قول خدا را نشنیده ای؟ که همانادر این نشانه هایی است برای هوشمندان» همان ائمه هستند..... سپس فرمود بله امام هر گاه به مردی نگاه کند او را می شناسد و رنگ او را می شناسد و اگر صدای او را از پشت دیواری بشنود او را می شناسد و می داند کیست خداوند می فرماید از ایات او خلق آسمان و زمین و اختلاف زبان ها و رنگ هاست. همانا در آنها نشانه هایی برای عالمان است.»(2)
    آیا جز این است که این پاسخ های گوناگون به یک سوال به تفاوت و شرایط افراد سوال کننده مربوط می شود؟
    پی نوشت
    1.طوسی، ابی جعفر، ج2، ص441، تحقیق سیدمهدی رجایی، قم، موسسه آل البیت (علیهم السلام)
    2.حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، ج3، ص23، قم، موسسه اسماعیلیان




  4. تشکر


  5. #23

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    همچنین معصومان(علیهم السلام) در آموزش های علمی خود اغلب از روش پرسش و پاسخ استفاده می کردند که این نیز از توجه ویژه آنان به تفاوت های فردی حکایت می کند زیرا در این روش هر یک از شاگردان با توجه به علاقه . استعداد و تخصص خود پرسش هایی را مطرح می کردند و از امام پاسخ می شنیدند.


  6. تشکر


  7. #24

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به دیگر سخن، روش آموزش علمی معصومان(علیهم السلام) روش آموزش فردی بود به گونه ای که در این روش از مزایای روش آموزش انفرادی امروزی استفاده و از عیب های آن پرهیز می شد زیرا یکی از عیب های روش های انفرادی امروزی را ترویج گوشه گیری دانش آموزان و تشویق به انزوا می دانند و این با هدف اجتماعی کردن دانش آموزان که از اهداف آموزش و پرورش است منافات دارد زیرا در این روش ها دانش آموز از اجتماع به دور است و با دیگران ارتباطی ندارد و به تنهایی از معلم خود و یا از رایانه آموزش می بیند اما در سیره معصومان (علیهم السلام) اصحاب و شاگردان همه در یک مکان گرد هم می آمدند و در عین حال هر کس مسئله خاص خود را می پرسید و پاسخ می گرفت و با دیگران نیز در ارتباط بود.
    این اصل دارای آثار آموزشی ای از جمله: افزایش کارآیی معلم، استفاده بهینه از تلاش های استاد، افزایش انگیزه، و افزایش عمق یادگیری است.



  8. تشکر


  9. #25

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    5-اصل تفکر و تفقه
    از دیگر اصول آموزشی در سیره معصومان(علیهم السلام) این است که خواندن و شنیدن تنها و حتی حفظ کردن کفایت نمی کند بلکه باید مطالب آموزشی را فهمید در آنها تفکر و آنها را لمس کرد البته خواندن، شنیدن و گاه حفظ کردن لازمه و مقدمه فهم و تفکر است ولی نباید به اینها اکتفا شود بلکه باید از این مراحل مقدماتی گذشت و به مرحله تفکر، فهم عمیق و حتی عمل رسید.
    در سیره معصومان(علیهم السلام) به سطوح یادگیری توجه شده و سعی بر این است که یادگیری در سطوح عمیق تر صورت پذیرد.در روایتی آمده است: «مردی نزد امیرمومنان(علیه السلام) آمد و از امام(علیه السلام) خواست که او را به کارنیکی نصیحت کند که با آن نجات یابد. علی(علیه السلام) فرمود: ای انسان بشنو، سپس بفهم، سپس یقین کن پس از آن عمل کن و بدان که مردم سه د سته اند....»(1)

    پی نوشت
    1.ورام،الزاهدبن الحسین، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر،ص480


  10. تشکر


  11. #26

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در این روایت امام (علیه السلام) به چهار سطح از سطح های یادگیری اشاره کرده است: 1-حفظ، 2-فهم، 3-یقین، 4-کاربرد.
    مربیان آموزشی و تربیتی نیز امروزه سطح های شش گانه ای را برای اهداف آموزشی در حیطه شناختی بیان می کنند.
    دانش را می توان شنیدنی و حفظی دانست که در کلام امام علی (علیه السلام) آمده است چون دانش عبارت است از:یادآوری و بازشناسی مطالبی که قبلا آموخته شده است.
    در سطح دوم که فهم باشد هر دو مشترک اند. در سطح سوم امام(علیه السلام) از یقین سخن به میان آورده است و مراد امام از یقین این است که در آنچه یاد گرفته ای تامل و اندیشه کن و یا حتی در صورت تجربی بودن (به تناسب موضوع) آن را به تجربه ای بیازمای تا به درستی آن یقین پیدا کنی سپس به آن عمل کن.



  12. تشکر


  13. #27

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شاهد این سخن آن است که امام فرموده«استیقن» یعنی طلب یقین کن و برای یقین پیدا کردن به درستی آن کار مقدماتی لازم است از جمله: تجزیه و تحلیل و یا حتی در عمل به صورت آزمایشی به کارگرفتن و ارزشیابی و قضاوت. پس از طی این مراحل که مقدمه یقین است وقتی به درستی آن کار پی بردی می توانی در عمل به کارگیری.
    بنابراین از نظر امام ارزشیابی و قضاوت قبل از مرحله کاربرد است زیرا تا به درستی امری یقین نکنیم عمل به آن عمل به جهل است البته عمل آزمایشی برای اثبات درستی و نادرستی آن کار مانعی ندارد و چنان که
    گفتیم لازمه یقین درست همین است و به صورت ضمنی در درون آن وجود دارد.



  14. تشکر


  15. #28

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آنچه بیشتر دریادگیری مهم است فهم است که این مرحله اگرتحقق نیابدیادگیری سطحی خواهد بود و فایده چندانی ندارد.
    معصومان(علیهم السلام) افزون بر اینکه می کوشیدند یادگیری در سطح درک و فهم تحقق یابد گاهی کسانی را که بر این امر کوشا نبودند توبیخ می کردند.
    امام علی (علیه السلام) فرمودند:
    «اعْقِلُواالْخَبَرَإِذَاس َمِعْتُمُوهُ‏ عَقْلَ‏ رِعَايَةٍ لَا عَقْلَ رِوَايَةٍ فَإِنَّ رُوَاةَ الْعِلْمِ كَثِيرٌ وَ رُعَاتَهُ قَلِيلٌ.»(1)؛
    «چون سخنی را شنیدید در آن اندیشه کنید اندیشه ای برای به کار بستن نه برای دیگران گفتن؛ زیرا راویان علم بسیارند و کسانی که آن را به کار بندند کم است.»
    همچنین آن حضرت می فرمایند:« لَا خَيْرَ فِي‏ عِلْمٍ‏ لَيْسَ‏ فِيهِ تَفَكُّر»(2)؛ «در علم بدون اندیشه خیری نیست زیرا تفکر مقدمه و لازمه فهم است.»
    پی نوشت
    1.غررالحکم و دررالکلم، ص156
    2. حرانی، حسن بن شعبه، تحف العقول من آل الرسول، ص201،، ترجمه آیت الله کمره ای، قم، کتابخانه انتشارات الاسلامیه





  16. تشکر


  17. #29

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    « طبرسی نیز در حدیثی از ابن عباس آورده است:
    «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا حَدَّثَ الْحَدِيثَ أَوْسُئِلَ‏ عَنِ ‏الْأَمْرِ كَرَّرَهُ ثَلَاثاً لِيَفْهَمَ وَ يُفْهَمَ عَنْهُ»(1)؛
    «پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هر گاه سخنی را بیان می کرد یا در مورد چیزی از او پرسش می شد آن را سه بار تکرار می کرد تا سوال خوب روشن و سخن او خوب فهمیده شود.»

    تکرار مطلب افزون بر اینکه موجب فهم بهتر آن می شود موجب تامل و تفکر نیز می شود البته براساس کلام ابن عباس تکرار برای فهم مطلب بوده ولی محدود به آن نیست و این برداشت ابن عباس است و ممکن است این تکرار دلیل های متعددی داشته باشد که یکی از آنها تامل و تفکر در مطلب است به ویژه آنکه آن حضرت پرسش پرسشگر را نیز تکرار می کرد تا شاید خود پیامبر(ص) نیز در آن تامل کند همچنین در روایت دیگری از امیرمومنان(علیه السلام) آمده است: «مَنْ‏ أَسْرَعَ ‏فِي‏ الْجَوَابِ ‏لَمْ ‏يُدْرِكِ‏ الصَّوَاب‏»(2)
    «کسی که در پاسخ دادن عجله کند پاسخ درستی نخواهد داد.»
    یعنی ابتدا باید در پرسش تامل و تفکر کرد و آن را خوب فهمید و سپس به آن پاسخ داد.
    پی نوشت
    1.مکارم الاخلاق، ص20
    2.تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص215




  18. تشکر


  19. #30

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    6-اصل استفاده از فرصت ها
    از جمله اصول آموزشی در سیره معصومان(علیهم السلام) استفاده از فرصت های مناسب در آموزش دادن افراد است. این اصل از سویی موجب آسان شدن آموزش و از سوی دیگر موجب نشر و گسترش علم خواهد شد.
    زیرا معلم با تکیه بر این اصل همواره می کوشد در هر فرصتی که دانش آموزی پیدا شد به موزش او بپردازد افزون بر این همواره در صدد ایجاد فرصت های آموزشی برخواهد آمد.
    آموزش در سیره معصومان(علیهم السلام) به زمان و مکان خاصی محدود نیست گر چه ممکن است زمان و مکان برای آن معین شود ولی هرگز محدودیتی نمی آورد برای مثال معصومان (علیهم السلام) اغلب پس از طلوع آفتاب و در مسجد به ترتیب به آموزش شاگرد می پرداختند ولی آموزش های آنان به این زمان و مکان منحصر نبود بلکه در هر زمان و در هر مکان که طالب علم اهل درک و فهم و یا نیازمند به دانشی را می یافتند به آموزش او می پرداختند.



  20. تشکر


صفحه 3 از 13 نخست 12345 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود