جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا وحی بر پیامبر (ص) منحصر به وحی قرآنی بوده است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    3,284
    مورد تشکر
    17,692 پست
    حضور
    289 روز 18 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    57
    آپلود
    7
    گالری
    67

    آیا وحی بر پیامبر (ص) منحصر به وحی قرآنی بوده است؟




    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام و عرض ادب

    در کتاب مساله حجاب شهید مطهری روایتی مطرح شده است درباره بیرون رفتن همسر پیامبر(ص) در نیمه شب،

    پيغمبر اكرم زنان را اجازه می‌داد كه به خاطر حاجتی كه دارند بيرون روند و كار خويش را انجام دهند . سوده دختر زمعه ، همسر رسول خدا زنی بلند بالا بود . يك شب با اجازه رسول خدا از خانه به خاطر كاری بيرون آمد با اينكه شب بود عمر بن الخطاب سوده را به خاطر بلند بالائيش شناخت

    عمر در اين جهت تعصب شديدی داشت و همواره به پيغمبر توصيه می‌كرد اجازه ندهد زنانش بيرون‌ روند . عمر با لحن خشنی به سوده گفت : تو خيال كردی كه ما ترا نشناختيم‌ ؟ ! خير شناختيم . پس از اين در بيرون آمدن خود دقت بيشتری بكن . سوده‌ از همانجا مراجعت كرد و ماجرا را به عرض رسول خدا رساند در حالی كه‌ رسول خدا مشغول شام خوردن بود و استخوانی در دستش بود . طولی نكشيد كه‌ حالت وحی بر آنحضرت عارض شد . پس از بازگشت به حالت عادی فرمود : " « انه قد اذن لكن ان تخرجن لحوائجكن » " . يعنی اجازه داده شد به‌ شما كه اگر حاجتی داريد بيرون رويد ( صحيح مسلم جلد 7 صفحه 6 و صحيح بخاری جلد 7 صفحه 49 و جلد 8 صفحه‌ . 66)

    جمله « انه قد اذن لكن ان تخرجن لحوائجكن » که در قرآن نیست. این چگونه وحیی بوده؟ آیا گاهی به پیامبر(ص) وحی هایی می شده که جزء قرآن نیست؟ یا این نتیجه عملی وحی بوده و پیامبر(ص) مامور به ابلاغ دقیق آیه در آن لحظه نبوده اند؟
    حلال کنید...


  2. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    5,286
    مورد تشکر
    10,833 پست
    حضور
    172 روز 12 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    18



    با نام و یاد دوست

    آیا وحی بر پیامبر (ص) منحصر به وحی قرآنی بوده است؟

    کارشناس بحث: استاد صدرا


    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    آیا وحی بر پیامبر (ص) منحصر به وحی قرآنی بوده است؟


  3. #3
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    238
    مورد تشکر
    583 پست
    حضور
    9 روز 18 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رحیل نمایش پست
    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام و عرض ادب

    در کتاب مساله حجاب شهید مطهری روایتی مطرح شده است درباره بیرون رفتن همسر پیامبر(ص) در نیمه شب،

    پيغمبر اكرم زنان را اجازه می‌داد كه به خاطر حاجتی كه دارند بيرون روند و كار خويش را انجام دهند . سوده دختر زمعه ، همسر رسول خدا زنی بلند بالا بود . يك شب با اجازه رسول خدا از خانه به خاطر كاری بيرون آمد با اينكه شب بود عمر بن الخطاب سوده را به خاطر بلند بالائيش شناخت

    عمر در اين جهت تعصب شديدی داشت و همواره به پيغمبر توصيه می‌كرد اجازه ندهد زنانش بيرون‌ روند . عمر با لحن خشنی به سوده گفت : تو خيال كردی كه ما ترا نشناختيم‌ ؟ ! خير شناختيم . پس از اين در بيرون آمدن خود دقت بيشتری بكن . سوده‌ از همانجا مراجعت كرد و ماجرا را به عرض رسول خدا رساند در حالی كه‌ رسول خدا مشغول شام خوردن بود و استخوانی در دستش بود . طولی نكشيد كه‌ حالت وحی بر آنحضرت عارض شد . پس از بازگشت به حالت عادی فرمود : " « انه قد اذن لكن ان تخرجن لحوائجكن » " . يعنی اجازه داده شد به‌ شما كه اگر حاجتی داريد بيرون رويد ( صحيح مسلم جلد 7 صفحه 6 و صحيح بخاری جلد 7 صفحه 49 و جلد 8 صفحه‌ . 66)
    با سلام و عرض ادب

    در رابطه با خروج زنان از منزل به هنگام شب، (پس از نزول آیه ی حجاب و یا قبل از آن)، اخباری در منابع اهل سنت ذکر گردیده که بیانگر اجازه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به همسران خویش نسبت به خروج از منزل و انجام امور ضروریشان است. هر چند که مورد اخبار خروج زن به هنگام شب برای انجام امر ضروری است؛ اما نکته ای که در این اخبار مشخص است بیشتر بودن غیرت «عمر بن خطاب» نسبت به پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در امر زنان آن حضرت!!! و چشم چرانی و مزاحمت گفتاری وی برای همسران آنحضرت است. که ما این روایات را به نقل «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» بیان می نمائیم:

    1) «محمد بن اسماعیل بخاری» در صحیح خود در باب «خُرُوجِ النِّسَاءِ لِحَوَائِجِهِنَ‏: خروج زنان برای (رفع) نیازمندی هایشان» به نقل از عایشه روایت نموده:

    «عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: خَرَجَتْ سَوْدَةُ بِنْتُ زَمْعَةَ لَيْلًا فَرَآهَا عُمَرُ فَعَرَفَهَا، فَقَالَ: إِنَّكِ وَ اللَّهِ يَا سَوْدَةُ مَا تَخْفَيْنَ عَلَيْنَا، فَرَجَعَتْ إِلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ فَذَكَرَتْ ذَلِكَ لَهُ وَ هُوَ فِي حُجْرَتِي يَتَعَشَّى، وَ إِنَّ فِي يَدِهِ لَعَرْقًا، فَأَنْزَلَ عَلَيْهِ، فَرُفِعَ عَنْهُ وَ هُوَ يَقُولُ: قَدْ أَذِنَ لَكُنَّ أَنْ‏ تَخْرُجْنَ‏ لِحَوَائِجِكُنَّ»؛
    [1] «سوده دختر زمعه (همسر پیامبر (صلی الله علیه و آله) ) شبی از منزل خارج شد. عمر وی را دید و شناخت و گفت: بخ خدا سوگند ای سوده! تو خود را از دید ما نمی توانی پنهان نمایی. سوده به نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله) آمد و سخن عمر را یاد کرد در حالی که پیامبر در منزل مشغول خوردن شام بود و در دست حضرت تکه استخوان گوشتداری بود. در این هنگام وحی بر آنحضرت نازل شد و چون این حالت از حضرت رفع شد می گفت: «همانا خداوند برای شما زنان اجازه داده است که برای (رفع) نیازمندی های خویش بیرون روید».

    2)‌ «مسلم بن حجاج» (متوفی: 261هـ) این داستان را با تفصیلی بیشتر روایت نموده است. وی در باب «بَابُ إِبَاحَةِ الْخُرُوجِ لِلنِّسَاءِ لِقَضَاءِ حَاجَةِ الْإِنْسَانِ‏» به نقل از عایشه روایت می کند:

    «عَنْ عَائِشَةَ. قَالَتْ: خَرَجَتْ سَوْدَةُ، بَعْدَ مَا ضُرِبَ عَلَيْهَا الْحِجَابُ، لِتَقْضِيَ حَاجَتَهَا. وَ كَانَتْ امْرَأَةً جَسِيمَةً تَفْرَعُ النِّسَاءَ جِسْمًا. لَا تَخْفَى عَلَى مَنْ يَعْرِفُهَا. فَرَآهَا عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ. فَقَالَ: يَا سَوْدَةُ! وَ اللَّهِ! مَا تَخْفَيْنَ عَلَيْنَا. فَانْظُرِي كَيْفَ تَخْرُجِينَ. قَالَتْ: فَانْكَفَأَتْ رَاجِعَةً وَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ فِي بَيْتِي. وَ إِنَّهُ لَيَتَعَشَّى وَ فِي يَدِهِ عَرْقٌ‏. فَدَخَلَتْ فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنِّي خَرَجْتُ. فَقَالَ لِي عُمَرُ: كَذَا وَ كَذَا. قَالَتْ: فَأُوحِيَ إِلَيْهِ. ثُمَّ رُفِعَ عَنْهُ وَ إِنَّ الْعَرْقَ فِي يَدِهِ مَا وَضَعَهُ. فَقَالَ «إِنَّهُ قَدْ أُذِنَ لَكُنَّ أَنْ تَخْرُجْنَ لِحَاجَتِكُنَّ».[2] پس از واجب شدن حجاب، سوده (یکی از همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله)) جهت قضای حاجت از منزلش خارج شد. سوده زنی درشت اندام بود و نمی توانست خود را از دید کسانی که او را می شناختند بپوشاند. پس عمر بن خطاب وی را دید و به او گفت: ای سوده! قسم به خدا که نمی توانی خود را از ما پنهان سازی! ببین چطور از منزل بیرون می آیی!
    عایشه می گوید: سوده به خانه برگشت پیامبر (صلی الله علیه وآله) در منزل من مشغول خوردن شام بود. یک تکه استخوان گوشت دار را در دست داشت. سوده وارد شد و گفت: ای رسول خدا!من برای انجام کار مورد نیاز از منزل بیرون رفتم و عمر این سخنان را به من گفت. عایشه می گوید: در این اثنا وحی بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) نازل شد. وقتی وحی تمام شد و سنگینی آن از آنحضرت رفع گردید، هنوز آن تکه استخوان را در دست داشت و بر سفره نگذاشته بود. پس فرمود: «خداوند به شما زنان اجازه داد که انجام کارهای مورد نیاز از منزل خارج شوید».

    در نقل دیگری «مسلم» از «عایشه» روایت می کند: «عَنْ عَائِشَةَ: أَنَّ أَزْوَاجَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ كُنَّ يَخْرُجْنَ بِاللَّيْلِ، إِذَا تَبَرَّزْنَ‏، إِلَى الْمَنَاصِعِ‏. وَ هُوَ صَعِيدٌ أَفْيَحُ‏. وَ كَانَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ يَقُولُ لِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: احْجُبْ نِسَاءَكَ. فَلَمْ يَكُنْ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ يَفْعَلُ. فَخَرَجَتْ سَوْدَةُ بِنْتُ زَمْعَةَ، زَوْجُ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ لَيْلَةً مِنْ اللَّيَالِي، عِشَاءً. وَ كَانَتْ امْرَأَةً طَوِيلَةً. فَنَادَاهَا عُمَرُ: أَلَا قَدْ عَرَفْنَاكِ. يَا سَوْدَةُ! حِرْصًا عَلَى أَنْ يُنْزَلَ الْحِجَابُ. قَالَتْ عَائِشَةُ: فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْحِجَابَ».[3] «همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) شب هنگام برای قضای حاجت بیرون رفته و به «مناصع» می رفتند. مناصع زمین گسترده و فراخی بود. عمر به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) گفت: زنان خود را در حجاب بدار!!!!(یعنی به رعایت حجاب دستور ده!) ولی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) این کار را انجام نمی داد. در یکی از شبها سوده دختر زمعه، همسر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نیمه شب خارج شد. او زنی قد بلند بود. عمر او را صدا زد که: ای سوده! تو را شناختیم. عمر بسیار علاقمند بود که درباره ی حجاب فرمانی نازل شود. عایشه می گوید: خداوند آیه ی حجاب را نازل نمود».

    نکات قابل توجه:

    1. این اخبار در منابع اهل سنت ذکر شده؛‌ لذا اعتبار آنها بر اساس مبانی اهل سنت و نه شیعه است؛
    2. مضمون این اخبار بیانگر توجه بیشتر عمر به حفظ ناموس پیامبر (صلی الله علیه و آله) و بیشتر بودن غیرت وی نسبت به پیامبر (صلی الله علیه وآله) است؛ هر چند که بیانگر چشم چرانی و مزاحمت وی برای همسران آنحضرت نیز است.
    3.اجازه ای که پیامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به خروج زنانشان در شب برای رفع نیازهای ضروریشان داده بود مبتنی بر نزول وحی بود؛ لذا پس از نزول وحی، آنحضرت جواز خروج از منزل را برای همسر خویش بیان فرمودند: « إِنَّهُ قَدْ أُذِنَ لَكُنَّ أَنْ تَخْرُجْنَ لِحَاجَتِكُنَّ»، «خداوند به شما زنان اجازه داد که انجام کارهای مورد نیاز از منزل خارج شوید». که این کلام نه عین وحی نازل شده؛ بلکه حکم وحی بود که بر لسان آنحضرت جاری شده است.


    1. بخارى، محمد بن اسماعيل، صحيح البخاري، 11جلد، ج8، ص202، ح4584، جمهورية مصر العربية، وزارة الاوقاف، المجلس الاعلى للشئون الاسلامية، لجنة إحياء كتب السنة - مصر - قاهره، چاپ: 2، 1410 ه.ق.

    2. مسلم بن حجاج، صحيح مسلم، 5جلد، ج4،‌ص1709، دار الحديث - مصر - قاهره، چاپ: 1، 1412 ه.ق.

    3. مسلم بن حجاج، صحيح مسلم، 5جلد، دار الحديث - مصر - قاهره، چاپ: 1، 1412 ه.ق.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۷/۱۱/۰۲ در ساعت ۲۱:۲۱
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37


  4. #4
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    238
    مورد تشکر
    583 پست
    حضور
    9 روز 18 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رحیل نمایش پست
    جمله « انه قد اذن لكن ان تخرجن لحوائجكن » که در قرآن نیست. این چگونه وحیی بوده؟ آیا گاهی به پیامبر(ص) وحی هایی می شده که جزء قرآن نیست؟ یا این نتیجه عملی وحی بوده و پیامبر(ص) مامور به ابلاغ دقیق آیه در آن لحظه نبوده اند؟
    مضمون اخبار دیگری که در منابع اهل سنت نقل شده؛ بیانگر نزول وحی غیر قرآنی به اندازه ی وحی قرآنی بر آنحضرت است. که این خبر نیز ممکن است از این باب بوده باشد.

    توضیح:
    الف) وحی بر پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) بردو نوع بوده است؛ در يك نوع آن، هم لفظ و هم معنى از خداوند است، که این وحی محتوای قرآن كريم است. در اين جنبه، ساير كتب آسمانى با قرآن شريک بوده، با اين تفاوت كه قرآن کریم به شکل اعجاز بوده و از دسترس تحریف بدور است؛ بخلاف کتب آسمانی گذشته که چنین ویژگی ای را نداشته اند.

    در نوع دوم از وحى، فقط معنى آن از سوی خداوند متعال است، ولى لفظ آن از شخص پيامبر(صلی الله علیه وآله) است. در اين قسم، تمام مفهوم و معنا از طريق وحى، بر آنحضرت نازل شده؛ اما بیان آن در قالب الفاظ از سوی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) صورت پذیرفته كه عنوان حديث و روايت را داشته که بُعد تبیین قرآن نیز از
    این نوع است؛ چنانکه خدای متعال می فرماید: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون»؛[1]«و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى و شايد انديشه كنند».

    ب) مفاد حدیث «اریکه»:
    حدیث «اریکه» از احادیث صحیحی است که در جوامع روایی اهل سنت نقل گردیده است. محتوای این روایت چنین است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) خبر از آینده ای نزدیک داده که شخصی بر اریکه ی قدرت تکیه خواهد زد وبا شعار «حسبنا کتاب الله»، به سنت نبوی (صلی الله علیه وآله) بی اعتنائی می ورزد؛ در حالی که چنین سنتی خود با وحی بر آنحضرت نازل شده است.


    بیان حدیث اریکه در منابع روایی اهل سنت.

    1) «عرباض بن ساريه سلمى» نقل مى ‏كند كه ما صحابه همراه پيامبر (صلی الله علیه وآله) در خيبر فرود آمديم. قلعه ‏ها فتح شدند. فرمانده ی يهودى خيبر كه مردى زمخت و خشن و تندخو بود، نزد پيامبر آمده با تندى گفت: اى محمّد! آيا براى شما رواست كه حيوان‏هاى ما را بكشيد و ميوه‏ هاى درختان ما را بخوريد، و زنان ما را بزنید؟ پيامبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله) به خشم آمده به «عبد الرّحمن بن عوف» فرمود: «بر اسبت بنشين، و فرياد برآور كه بهشت جز براى فرد مؤمن سزاوار نيست؛ همه براى نماز جمع شويد».[2] به دنبال اين ندا، مردم مسلمان جمع شدند. پيامبر (صلی الله علیه وآله) نماز خواند و به منبر رفت و خطبه‏اى ايراد نموده و فرمودند:
    « أَيَحْسَبُ أَحَدُكُمْ مُتَّكِئًا عَلَى أَرِيكَتِهِ قَدْ يَظُنُّ أَنَّ اللَّهَ لَمْ يُحَرِّمْ شَيْئًا إِلاَّ مَا فِى هَذَا الْقُرْآنِ أَلاَ وَإِنِّى وَاللَّهِ قَدْ وَعَظْتُ وَأَمَرْتُ وَنَهَيْتُ عَنْ أَشْيَاءَ إِنَّهَا لَمِثْلُ الْقُرْآنِ أَوْ أَكْثَرُ وَأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَمْ يُحِلَّ لَكُمْ أَنْ تَدْخُلُوا بُيُوتَ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلاَّ بِإِذْنٍ وَلاَ ضَرْبَ نِسَائِهِمْ وَلاَ أَكْلَ ثِمَارِهِمْ إِذَا أَعْطَوْكُمُ الَّذِى عَلَيْهِمْ»، «آيا كسى از شما، در حالى كه بر جايگاه خويش تكيه زده، فكر مى‏ كند كه خداوند چيزى را بر شما حرام نكرده مگر آنكه در قرآن گفته باشد؟ او گمان مى‏ كند حرام همان است كه در قرآن موجود مى‏ باشد، و خارج از آن حرامى نيست؟ آگاه باشيد كه به خدا سوگند من شما را وعظ كرده ‏ام، امر و نهى نموده ‏ام. آنچه من گفتم در وجوب يا در حرمت، مانند آنهاست كه در قرآن مى‏باشد. خداوند بر شما روا نمى‏ دارد كه بى ‏اجازه به خانه ‏هاى اهل كتاب وارد شويد ...». [3]

    2) در روایت دیگری از مقدام بن معدی کرب آمده است: «...عَنِ الْمِقْدَامِ بْنِ مَعْدِيكَرِبَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- أَنَّهُ قَالَ «أَلاَ إِنِّى أُوتِيتُ الْكِتَابَ وَمِثْلَهُ مَعَهُ أَلاَ يُوشِكُ رَجُلٌ شَبْعَانُ عَلَى أَرِيكَتِهِ يَقُولُ عَلَيْكُمْ بِهَذَا الْقُرْآنِ فَمَا وَجَدْتُمْ فِيهِ مِنْ حَلاَلٍ فَأَحِلُّوهُ وَمَا وَجَدْتُمْ فِيهِ مِنْ حَرَامٍ فَحَرِّمُوهُ ...»؛[4] « آگاه باشيد كه خداوند براى من، قرآن، كتاب خود و به همراه آن حقايق فراوان ديگرى مانند آن را، فرستاده است. آگاه باشيد، به زودى شخصى كه شكمش سير است، در حالى كه به تكيه ‏گاه خويش تكيه كرده (از سر پرى شكم) مى‏گويد: بر شما باد به قرآن، هر چه در آن حلال بيابيد، حلال بداريد، و هر چه در آن حرام يافتيد، حرام بداريد».

    این روایت به نقل «احمد بن حنبل» در «المسند» چنین است:
    «حَدَّثَنِي الْحَسَنُ بْنُ جَابِرٍ قَالَ سَمِعْتُ الْمِقْدَامَ بْنَ مَعْدِي كَرِبَ، يَقُولُ: حَرَّمَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَوْمَ خَيْبَرَ أَشْيَاءَ، ثُمَّ قَالَ:" يُوشِكُ أَحَدُكُمْ أَنْ يُكَذِّبَنِي وَهُوَ مُتَّكِئٌ عَلَى أَرِيكَتِهِ يُحَدَّثُ بِحَدِيثِي، فَيَقُولُ: بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ كِتَابُ اللَّهِ، فَمَا وَجَدْنَا فِيهِ مِنْ حَلَالٍ‏ اسْتَحْلَلْنَاهُ‏، وَمَا وَجَدْنَا فِيهِ‏ مِنْ‏ حَرَامٍ‏ حَرَّمْنَاهُ، أَلَا وَإِنَّ مَا حَرَّمَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِثْلُ مَا حَرَّمَ اللَّه‏»؛[5] «نزديك است كه يكى از شما- صحابيان من- مرا تكذيب كند! حديث مرا برايش نقل كنند، و او در حالى كه تكيه بر جايگاه خويش كرده بگويد: بين ما و شما، قرآن، كتاب خدا هست، هر چه در آن حرام باشد، حرام مى‏ داريم، و هر چه حلال باشد، حلالش خواهيم دانست! (نه، اين سخن درست نيست) بدانيد آنچه پيامبر حرام كرده است مانند آن است كه خدا حرام كرده باشد».

    همچنین این روایت به نقل «ابن ماجه» از «مقدام بن معدی کرب» اینچنین است: «عَنِ الْمِقْدَامِ بْنِ معْدِ يكَرِبَ الْكِنْدِيِّ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «يُوشِكُ الرَّجُلُ مُتَّكِئًا عَلَى أَرِيكَتِهِ يُحَدَّثُ بِحَدِيثٍ مِنْ حَدِيثِي فَيَقُولُ: بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ كِتَابُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَمَا وَجَدْنَا فِيهِ مِنْ حَلَالٍ‏ اسْتَحْلَلْنَاهُ‏، وَ مَا وَجَدْنَا فِيهِ مِنْ حَرَامٍ حَرَّمْنَاهُ، أَلَّا وَ إِنَّ مَا حَرَّمَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ مِثْلُ مَا حَرَّمَ اللَّه»؛‏[6]«نزديك است كه مَردي بر بالشگاه خود تكيه زند و حديثى از احاديث مرا براى او بخوانند و بگويد: در ميان ما و ميان شما كتاب الله عزّ و جلّ است، آنچه را كه در آن حلال بيابيم حلال مى‏ شمريم، و آنچه را كه در آن حرام بيابيم حرام مى‏ شمريم. آگاه باشيد! آنچه را كه رسول خدا حرام كرده است همانند آن است كه خدا حرام كرده است».

    در این اخبار بیان شده که
    پيامبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله) فرمودند: خداوند به من عنايت كرده و قرآن را فرو فرستاده است، و نيز به مانند قرآن و به اندازه آن وحى غير قرآنى دارم.

    «ابن اثیر» (متوفی: 606هـ) صاحب کتاب «جامع الاصول» از علمای بزرگ علم حدیث اهل سنت، در ذیل این حدیث دو احتمال برای این سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) ذکر کرده است:
    1) وحی باطنی؛ 2) اذن در تبیین قرآن؛[7] که البته جمع میان این دو اقرب به صواب است.

    بنابراین بنا بر پذیرش این خبر در صورتی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) آن وحی را به عنوان نزول قران بر مردم قرائت نفرموده باشد؛ مراد از آن سنخ دیگر از وحی که جنبه ی غیر قرآنی داشته خواهد بود.

    موفق باشید.


    1. النحل/44.

    2. از نظر قوانين اسلامى نماز جماعت با پيامبر مستحبّ مؤكّد است، و نماز جمعه واجب. امّا وقتى نداى «الصّلاة جامعة» (همه براى نماز جماعت جمع شويد) برمى‏خاست، نماز جماعت نيز واجب مى‏شد، و مردم مى‏بايست گرد هم آمده نماز جماعت را با پيامبر اكرم به جاى آورند.
    3. ابو داود، سنن ابی داود، باب فِى تَعْشِيرِ أَهْلِ الذِّمَّةِ إِذَا اخْتَلَفُوا بِالتِّجَارَاتِ، ح3050، المكتبة العصرية، صيدا – بيروت.

    4. سنن ابی داود، ح4604، المكتبة العصرية، صيدا – بيروت.

    5. ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، 50جلد،ج28، ص429، ح17194، مؤسسة الرسالة - لبنان - بيروت، چاپ: 1، 1416 ه.ق.

    6.
    ابن ماجه، محمد بن يزيد، سنن الحافظ أبى عبدالله محمد بن يزيد القزويني ابن ماجه، 6جلد، ج1، ص49، ح12، دار الجيل - لبنان - بيروت، چاپ: 1، 1418 ه.ق.

    7. جامع الاصول،ج1،ص281، روایت 68:«أُوتيتُ : قال الخطابي في شرح هذا الحديث: قوله -صلى الله عليه وسلم- : «أوتيتُ هذا الكتاب ومثلَه» يحتمل وجهين من التأويل: أحدهما : أن معناه: أنه أُوتي من الوحي الباطن غير المتلوِّ مثل ما أعطى من الظاهر المتلو أنه أوتي الكتاب وحيًا ، وأوتي من البيان مثله ، أي: أذن له أن يبين ما في الكتاب ، فيعم ويخص ، ويزيد عليه ، ويشرع ما ليس في الكتاب ، فيكون في وجوب العمل به ، ولزوم قبوله كالظاهر المتلو من القرآن .
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۷/۱۱/۰۲ در ساعت ۲۱:۲۵
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37


  5. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    3,284
    مورد تشکر
    17,692 پست
    حضور
    289 روز 18 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    57
    آپلود
    7
    گالری
    67



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست
    مضمون اخبار دیگری که در منابع اهل سنت نقل شده؛ بیانگر نزول وحی غیر قرآنی به اندازه ی وحی قرآنی بر آنحضرت است. که این خبر نیز ممکن است از این باب بوده باشد.

    توضیح:
    الف) وحی بر پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) بردو نوع بوده است؛ در يك نوع آن، هم لفظ و هم معنى از خداوند است، که این وحی محتوای قرآن كريم است. در اين جنبه، ساير كتب آسمانى با قرآن شريک بوده، با اين تفاوت كه قرآن کریم به شکل اعجاز بوده و از دسترس تحریف بدور است؛ بخلاف کتب آسمانی گذشته که چنین ویژگی ای را نداشته اند.

    در نوع دوم از وحى، فقط معنى آن از سوی خداوند متعال است، ولى لفظ آن از شخص پيامبر(صلی الله علیه وآله) است. در اين قسم، تمام مفهوم و معنا از طريق وحى، بر آنحضرت نازل شده؛ اما بیان آن در قالب الفاظ از سوی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) صورت پذیرفته كه عنوان حديث و روايت را داشته که بُعد تبیین قرآن نیز از این نوع است؛ چنانکه خدای متعال می فرماید: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون»؛[1]«و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى و شايد انديشه كنند».
    سلام علیکم
    یعنی حدیث قدسی بوده؟

    طبق منابع شیعه هم وحی غیر قرآنی به اندازه وحی قرآنی نازل شده؟
    حلال کنید...


  6. #6
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    238
    مورد تشکر
    583 پست
    حضور
    9 روز 18 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رحیل نمایش پست
    سلام علیکم
    یعنی حدیث قدسی بوده؟

    طبق منابع شیعه هم وحی غیر قرآنی به اندازه وحی قرآنی نازل شده؟
    با سلام و عرض ادب
    1) بر اساس آیه ی شریفه ی : «وَ اَنْزَلْنا اِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ اِلَيْهِم»(1)؛ «و ما قرآن را بر تو نازل كرديم تا آنچه را برايی مردم فرو فرستاده شده است تبيين كنی». یکی از شئون پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) تبیین معصومانه ی معارف قرآن است. چنین امری خود در حیطه ی تفصیل آن باز متکی بر وحی بوده و اینچنین نیست که آنحضرت بدون ارتباط با مبداء وحی به تبیین کلام وحی بپردازد؛ چنانکه خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: «إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ؛ فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ؛‌ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَه»؛(2) «پس هر گاه آن را خوانديم، از خواندن آن پيروى كن!؛ سپس بيان و (توضيح) آن (نيز) بر عهده ماست».
    این جنبه ی از بیان همان وحی بیانی است که عنوان قرآنی نداشته و حدیث قدسی نیز نمی باشد.

    2) یکی از آثار روایی امام علی (علیه السلام) کتاب آنحضرت است در روایتی در رابطه با محتوای این کتاب از امام علی (علیه السلام)‌ آمده است:
    «تمام آیاتی که بر پیامبر نازل شد با املای پیامبر (صلی الله علیه وآله) و خط خودم در نزد من است. همچنین تأویل آیات نازل شده، حلالها و حرامها، حد و حکم و هر چیزی که امت تا روز قیامت به آن محتاج است ... نگاشته شده به املای پیامبر (صلی الله علیه وآله) و خط من در نزد من است؛ حتی ارش خراشیدن بدن».(3)
    محتوای این کتاب که مشتمل بر «تأویل آیات قرآن؛ احکام (کل حرام و حلال)؛‌قوانین جزائی؛ عبادات؛‌احتیاجات کلی امت» همگی جنبه ی وحیانی داشته که بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شده و توسط امام علی (علیه السلام) نگاشته شده است که این امور داخل در وحی بیانی است.

    موفق باشید.

    1. النحل/44.
    2. القیاة/19و 18.
    3. طبرسى، احمد بن على، الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) / ترجمه و شرح غفارى، 4جلد، مرتضوى - تهران، چاپ: اول، 1371 ش. : «إِنَّ كُلَّ آيَةٍ أَنْزَلَهَا اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ ص عِنْدِي بِإِمْلَاءِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ خَطِّي بِيَدِي وَ تَأْوِيلَ كُلِّ آيَةٍ أَنْزَلَهَا اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ ص وَ كُلَّ حَلَالٍ وَ حَرَامٍ أَوْ حَدٍّ أَوْ حُكْمٍ تَحْتَاجُ‏ إِلَيْهِ‏ الْأُمَّةُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ عِنْدِي مَكْتُوبٌ بِإِمْلَاءِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ خَطِّي بِيَدِي حَتَّى أَرْشَ‏ الْخَدْشِ».

    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

  7. تشکر


  8. #7
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    238
    مورد تشکر
    583 پست
    حضور
    9 روز 18 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    سوال: آیا وحی بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) منحصر به وحی قرآنی بوده؟ یا علاوه بر آن گونه ای دیگر از وحی بر آن حضرت نازل شده است؟

    در کتاب مساله حجاب شهید مطهری روایتی مطرح شده است درباره بیرون رفتن همسر پیامبر(ص) در نیمه شب، پيغمبر اكرم زنان را اجازه می‌داد كه به خاطر حاجتی كه دارند بيرون روند و كار خويش را انجام دهند . سوده دختر زمعه ، همسر رسول خدا زنی بلند بالا بود . يك شب با اجازه رسول خدا از خانه به خاطر كاری بيرون آمد با اينكه شب بود عمر بن الخطاب سوده را به خاطر بلند بالائيش شناخت عمر در اين جهت تعصب شديدی داشت و همواره به پيغمبر توصيه می‌كرد اجازه ندهد زنانش بيرون‌ روند . عمر با لحن خشنی به سوده گفت : تو خيال كردی كه ما ترا نشناختيم‌ ؟ ! خير شناختيم . پس از اين در بيرون آمدن خود دقت بيشتری بكن . سوده‌ از همانجا مراجعت كرد و ماجرا را به عرض رسول خدا رساند در حالی كه‌ رسول خدا مشغول شام خوردن بود و استخوانی در دستش بود . طولی نكشيد كه‌ حالت وحی بر آنحضرت عارض شد . پس از بازگشت به حالت عادی فرمود : " « انه قد اذن لكن ان تخرجن لحوائجكن » " . يعنی اجازه داده شد به‌ شما كه اگر حاجتی داريد بيرون رويد ( صحيح مسلم جلد 7 صفحه 6 و صحيح بخاری جلد 7 صفحه 49 و جلد 8 صفحه‌ . 66)
    در این داستان جمله «انه قد اذن لكن ان تخرجن لحوائجكن» که در قرآن نیست. این چگونه وحیی بوده؟ آیا گاهی به پیامبر(ص) وحی هایی می شده که جزء قرآن نیست؟ یا این نتیجه عملی وحی بوده و پیامبر(ص) مامور به ابلاغ دقیق آیه در آن لحظه نبوده اند؟


    جواب:
    وحی بر پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) بردو نوع بوده است؛ در يك نوع آن، هم لفظ و هم معنى از خداوند است، که این وحی محتوای قرآن كريم است. در اين جنبه، ساير كتب آسمانى با قرآن شريک بوده، با اين تفاوت كه قرآن کریم به شکل اعجاز بوده و از دسترس تحریف بدور است؛ بخلاف کتب آسمانی گذشته که چنین ویژگی ای را نداشته اند.

    در نوع دوم از وحى، تنها معنى آن از سوی خداوند متعال است، ولى لفظ آن از شخص پيامبر(صلی الله علیه وآله) است. در اين قسم، تمام مفهوم و معنا از طريق وحى، بر آنحضرت نازل شده؛ اما بیان آن در قالب الفاظ از سوی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) صورت پذیرفته كه عنوان حديث و روايت را داشته است.

    بر اساس آیه ی:
    «وَ اَنْزَلْنا اِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ اِلَيْهِم...»(1)؛ «و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى...». یکی از شئون پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) تبیین معصومانه ی معارف قرآن است. چنین امری خود در حیطه ی تفصیل آن متکی بر وحی بوده و اینچنین نیست که آنحضرت بدون ارتباط با مبداء وحی به تبیین کلام وحی پرداخته باشد؛ چنانکه خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: «إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ؛ فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ؛‌ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَه»؛(2) «پس هر گاه آن را خوانديم، از خواندن آن پيروى كن!؛ سپس بيان و (توضيح) آن (نيز) بر عهده ماست». این جنبه ی از بیان همان وحی بیانی است.(3)

    مفاد حدیث «اریکه»:
    حدیث «اریکه» از احادیث صحیحی است که در جوامع روایی اهل سنت نقل گردیده است. محتوای این روایت چنین است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) خبر از آینده ای نزدیک داده که شخصی بر اریکه ی قدرت تکیه خواهد زد وبا شعار «حسبنا کتاب الله»، به سنت نبوی (صلی الله علیه وآله) بی اعتنایی می ورزد؛ در حالی که چنین سنتی خود با وحی بر آنحضرت نازل شده است.

    در قسمتی از حدیث بنا بر نقل «ابوداود» آمده است: «پيامبر (صلی الله علیه وآله) نماز خواند و به منبر رفته و فرمودند: «أَيَحْسَبُ أَحَدُكُمْ مُتَّكِئًا عَلَى أَرِيكَتِهِ قَدْ يَظُنُّ أَنَّ اللَّهَ لَمْ يُحَرِّمْ شَيْئًا إِلاَّ مَا فِى هَذَا الْقُرْآنِ. أَلاَ وَإِنِّى وَاللَّهِ قَدْ وَعَظْتُ وَأَمَرْتُ وَنَهَيْتُ عَنْ أَشْيَاءَ إِنَّهَا لَمِثْلُ الْقُرْآنِ أَوْ أَكْثَرُ...»،(4) «آیا برخی از شما در حالی که بر تکیه گاه خویش تکیه نموده می پندارد خداوند چیزی را جز آنچه در این قرآن است حرام نکرده است؟ آگاه باشید که من موعظه نمودم و به چیزهایی امر و نهی کردم که به اندازه ی قرآن و یا بیش از آن است».

    در روایت دیگری از «مقدام بن معدیکرب» آمده است: «...عَنِ الْمِقْدَامِ بْنِ مَعْدِيكَرِبَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله عليه(وآله) وسلم- أَنَّهُ قَالَ «أَلاَ إِنِّى أُوتِيتُ الْكِتَابَ وَمِثْلَهُ مَعَهُ أَلاَ يُوشِكُ رَجُلٌ شَبْعَانُ عَلَى أَرِيكَتِهِ يَقُولُ عَلَيْكُمْ بِهَذَا الْقُرْآنِ فَمَا وَجَدْتُمْ فِيهِ مِنْ حَلاَلٍ فَأَحِلُّوهُ وَمَا وَجَدْتُمْ فِيهِ مِنْ حَرَامٍ فَحَرِّمُوهُ ...»؛(5)« آگاه باشيد كه خداوند براى من، قرآن، كتاب خود و به همراه آن حقايق فراوان ديگرى مانند آن را، فرستاده است. آگاه باشيد، به زودى شخصى كه شكمش سير است، در حالى كه به تكيه ‏گاه خويش تكيه كرده (از سر پرى شكم) مى‏ گويد: بر شما باد به قرآن، هر چه در آن حلال بيابيد، حلال بداريد، و هر چه در آن حرام يافتيد، حرام بداريد».

    همچنین این روایت به نقل «ابن ماجه» از «مقدام بن معدیکرب» اینچنین است: «عَنِ الْمِقْدَامِ بْنِ معْدِيكَرِبَ الْكِنْدِيِّ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ (وآله) وَسَلَّمَ قَالَ: «يُوشِكُ الرَّجُلُ مُتَّكِئًا عَلَى أَرِيكَتِهِ يُحَدَّثُ بِحَدِيثٍ مِنْ حَدِيثِي فَيَقُولُ: بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ كِتَابُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَمَا وَجَدْنَا فِيهِ مِنْ حَلَالٍ‏ اسْتَحْلَلْنَاهُ‏، وَ مَا وَجَدْنَا فِيهِ مِنْ حَرَامٍ حَرَّمْنَاهُ، أَلَّا وَ إِنَّ مَا حَرَّمَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ مِثْلُ مَا حَرَّمَ اللَّه»؛(6) «نزديك است كه مَردي بر بالشگاه خود تكيه زند و حديثى از احاديث مرا براى او بخوانند و بگويد: در ميان ما و ميان شما كتاب الله عزّ و جلّ است، آنچه را كه در آن حلال بيابيم حلال مى‏ شمريم، و آنچه را كه در آن حرام بيابيم حرام مى‏ شمريم. آگاه باشيد! آنچه را كه رسول خدا حرام كرده است همانند آن است كه خدا حرام كرده است».

    در این اخبار بیان شده که پيامبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله) فرمودند: خداوند به من عنايت كرده و قرآن را فرو فرستاده است، و نيز به مانند قرآن و به اندازه آن وحى غير قرآنى دارم.
    «ابن اثیر» (متوفی: 606هـ) صاحب کتاب «جامع الاصول» از علمای بزرگ علم حدیث اهل سنت، در ذیل این حدیث دو احتمال برای این سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) ذکر کرده است: الف) وحی باطنی؛ ب) اذن در تبیین قرآن؛(7) که البته جمع میان این دو اقرب به صواب است.

    نتیجه ی مطالب:
    با توجه به مطالب فوق روشن می شود اینکه پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند:
    «انه قد اذن لكن ان تخرجن لحوائجكن»؛ «
    اجازه داده شد به‌ شما كه اگر حاجتی داريد بيرون رويد»، سخنی بر اساس تبیین معصومانه بوده که چنین تبیینی خود صبغه ی وحیانی دارد. البته می بایست توجه داشت که چنین امری بر فرض پذیرش صدور این روایت از پیامبر (صلی الله علیه وآله) است.

    پی نوشت:

    1. النحل/44.
    2. القیامة/19و 18.
    3. یکی از آثار روایی امام علی (علیه السلام) کتاب آنحضرت است در روایتی در رابطه با محتوای این کتاب از امام علی (علیه السلام)‌ آمده است: «تمام آیاتی که بر پیامبر نازل شد با املای پیامبر (صلی الله علیه وآله) و خط خودم در نزد من است. همچنین تأویل آیات نازل شده، حلالها و حرامها، حد و حکم و هر چیزی که امت تا روز قیامت به آن محتاج است ... نگاشته شده به املای پیامبر (صلی الله علیه وآله) و خط من در نزد من است؛ حتی ارش خراشیدن بدن». (طبرسى، احمد بن على، الإحتجاج على أهل اللجاج / ترجمه و شرح غفارى، 4جلد، مرتضوى - تهران، چاپ: اول، 1371 ش.: «إِنَّ كُلَّ آيَةٍ أَنْزَلَهَا اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ ص عِنْدِي بِإِمْلَاءِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ خَطِّي بِيَدِي وَ تَأْوِيلَ كُلِّ آيَةٍ أَنْزَلَهَا اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ ص وَ كُلَّ حَلَالٍ وَ حَرَامٍ أَوْ حَدٍّ أَوْ حُكْمٍ تَحْتَاجُ‏ إِلَيْهِ‏ الْأُمَّةُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ عِنْدِي مَكْتُوبٌ بِإِمْلَاءِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ خَطِّي بِيَدِي حَتَّى أَرْشَ‏ الْخَدْشِ»). محتوای این کتاب که مشتمل بر «تأویل آیات قرآن؛ احکام (کل حرام و حلال)؛‌قوانین جزائی؛ عبادات؛‌احتیاجات کلی امت» همگی جنبه ی وحیانی داشته که بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شده و توسط امام علی (علیه السلام) نگاشته شده است که این امور داخل در وحی بیانی است.
    4. ابوداود، سليمان بن اشعث، سنن أبي داود، 5جلد، ج3، ص1332، ح3050، دار الحديث - مصر - قاهره، چاپ: 1، 1420 ه.ق.
    5. ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، 50جلد،ج28، ص411، ح17174و ص429، ح17194، مؤسسة الرسالة - لبنان - بيروت، چاپ: 1، 1416 ه.ق.
    6. ابن ماجه، محمد بن يزيد، سنن الحافظ أبى عبدالله محمد بن يزيد القزويني ابن ماجه، 6جلد، ج1، ص49، ح12، دار الجيل - لبنان - بيروت، چاپ: 1، 1418 ه.ق.
    7. جامع الاصول،ج1،ص281، روایت 68، مكتبة الحلواني - مطبعة الملاح - مكتبة دار البيان: «أُوتيتُ : قال الخطابي في شرح هذا الحديث: قوله -صلى الله عليه وسلم- : «أوتيتُ هذا الكتاب ومثلَه» يحتمل وجهين من التأويل: أحدهما : أن معناه: أنه أُوتي من الوحي الباطن غير المتلوِّ مثل ما أعطى من الظاهر المتلو أنه أوتي الكتاب وحيًا ، وأوتي من البيان مثله ، أي: أذن له أن يبين ما في الكتاب ، فيعم ويخص ، ويزيد عليه ، ويشرع ما ليس في الكتاب ، فيكون في وجوب العمل به ، ولزوم قبوله كالظاهر المتلو من القرآن .

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۸/۰۱/۲۱ در ساعت ۱۱:۱۵
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود