جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: طبق این حدیث غیر شیعه کافر است.(بررسی این حدیث)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۶
    نوشته
    244
    مورد تشکر
    424 پست
    حضور
    9 روز 14 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    طبق این حدیث غیر شیعه کافر است.(بررسی این حدیث)




    با سلام

    حدیث زیر از روضه المتقین، محمد تقی مجلسی جلد5، صفحه23

    در نظر بگیرید:

    و رواه الكليني في الحسن كالصحيح عنه قال: قلت لأبي عبد الله عليه السلام: أ يحج الرجل عن الناصب؟(أي غيرالاثني عشري أو السني) أو" المعادي لأهل البيت) عليهم السلام فقال لا (1) فإن الجميع كفار و لا ينتفعون بعبادة و لا يجوز السعي في تخفيف العذاب عنهم أيضا، بل يستحب اللعن عليهم

    منظور این حدیث در صورت اعتبار داشتن چیست؟

    این که باعث میشه بین شیعه و سنی تفرقه بوجود بیاد و معنای برادری از بین بره؟

  2. تشکرها 2


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    5,259
    مورد تشکر
    10,770 پست
    حضور
    172 روز 12 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    18



    با نام و یاد دوست

    طبق این حدیث غیر شیعه کافر است.(بررسی این حدیث)

    کارشناس بحث: استاد واسع


    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    طبق این حدیث غیر شیعه کافر است.(بررسی این حدیث)

  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۸
    نوشته
    126
    مورد تشکر
    231 پست
    حضور
    4 روز 12 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسمه تعالی
    با سلام و احترام
    در ارتباط با «ناصبی» روایات متعددی به شرح زیر درمنابع روایی آمده است:

    • ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ مُنَاكَحَةِ النَّاصِبِ وَ الصَّلَاةِ خَلْفَهُ فَقَالَ لَا تُنَاكِحْهُ وَ لَا تُصَلِّ خَلْفَهُ‏(1) از امام باقر(علیه السلام) از ازدواج با ناصبی و اقتدا کردن در نماز به او پرسیدم فرمودند با ناصبی ازدواج مکن و پشت سرش نماز مخوان.
    • النَّضْرُ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ‏ النَّاصِبِ‏ الَّذِي قَدْ عُرِفَ نَصْبُهُ وَ عَدَاوَتُهُ هَلْ يُزَوِّجُهُ الْمُؤْمِنُ وَ هُوَ قَادِرٌ عَلَى رَدِّهِ قَالَ لَا يَتَزَوَّجُ الْمُؤْمِنُ نَاصِبَةً وَ لَا يَتَزَوَّجُ النَّاصِبُ الْمُؤْمِنَةَ ‏(2)؛ از امام صادق (علیه السلام) درباره فرد ناصبی که ناصبی بودن و دشمنی اش روشن است پرسیدم که آیا انسان مومن می تواند با ناصبی ازدواج کند درحالی که می تواند او را از ناصبی بودن برگرداند. فرمود مرد مومن با زن ناصبی ازدواج نمی کند و مرد ناصبی با زن مومنه ازدواج نمی کند.
    • الإمام الصادق (عليه السلام): إنَّ المُؤمِنَ لَيَشفَعُ لِحَميمِهِ إلّاأن يَكونَ ناصِباً، ولَو أنَّ ناصِباً شَفَعَ لَهُ كُلُّ نَبِيٍّ مُرسَلٍ ومَلَكٍ مُقَرَّبٍ ما شُفِّعوا.(3) امام صادق عليه السلام: مؤمن براى خويشاوند خود، شفاعت مى‏كند، مگر اين كه ناصبى‏ باشد. در حقّ ناصبى، حتّى اگر پيامبرى مرسل يا فرشته ‏اى مقرّب هم شفاعت كند، شفاعت، پذيرفته نمى‏ شود.
    • الإمام الباقر (عليه السلام): لَو أنَّ كُلَّ مَلَكٍ خَلَقَهُ اللَّهُ عز و جل، وكُلَّ نَبِيٍّ بَعَثَهُ اللَّهُ، وكُلَّ صِدّيقٍ وكُلَّ شَهيدٍ شَفَعوا في ناصِبٍ‏ لَنا أهلَ البَيتِ، أن يُخرِجَهُ اللَّهُ عز و جل مِنَ النّارِ ما أخرَجَهُ اللَّهُ أبَداً، وَاللَّهُ عز و جل يَقولُ في كِتابِهِ: «ماكِثِينَ فِيهِ أَبَداً»(4) امام باقر(علیه السلام) فرمود: اگر حتّى همه فرشتگانى كه خداوند عز و جل آفريده و همه پيامبرانى كه خدا بر انگيخته و همه صدّيقان و شهيدان، در حقّ دشمنِ كينه ‏توزِ ما اهل بيت، شفاعت كنند كه خداى عز و جل او را از آتش دوزخ بيرون آورد، هرگز خداوند، او را بيرون نخواهد آورد. خداوند عز و جل در كتاب خود مى‏ فرمايد: «براى هميشه در آن، ماندگارند»
    • عن رسول اللَّه (صلى الله عليه و آله): صِنفانِ مِن امَّتي لا نَصيبَ لَهُما فِي الإِسلامِ: النّاصِبُ‏ لِأَهلِ بَيتي حَرباً، و غالٍ فِي الدّينِ مارِقٌ مِنهُ(5) پیامبر اسلام فرمود: دو گروه از امت من بهره ای از اسلام ندارند دشمنان حربی اهل بیت و غلو کنندگان در دین و خارج شوندگان از آن.

    یکی دیگر از روایات مربوط به گروه«ناصب» روایت زیر است که درباره حج نیابتی می باشد.

    • عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ وَهْبِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَ يَحُجُّ الرَّجُلُ عَنِ‏ النَّاصِبِ‏ فَقَالَ لَا فَقُلْتُ فَإِنْ كَانَ أَبِي قَالَ فَإِنْ كَانَ أَبَاكَ فَنَعَمْ.(6). وهب بن عبد ربه می گوید به امام صادق(علیه السلام) عرض کردم آیا انسان می توان به نیابت از ناصبی حج به جا آورد؟ فرمود: نه گفتم اگر ناصبی پدرم باشد چطور فرمود اگر پدرتان باشد آری.

    در روضه المتقین در شرح این روایت آمده است: رواه الكليني في الحسن كالصحيح عنه قال: قلت لأبي عبد الله عليه السلام: أ يحج الرجل عن‏ الناصب‏؟ (أي غير الاثني عشري" أو" السني" أو" المعادي لأهل البيت) عليهم السلام فقال لا فإن الجميع كفار و لا ينتفعون بعبادة و لا يجوز السعي في تخفيف العذاب عنهم أيضا، بل يستحب اللعن عليهم إلا الأب فإنه لا يقبح السعي في تخفيف العذاب عنه، و يمكن إدخاله في المصاحبة المعروفة بقوله تعالى‏ «وَ صاحِبْهُما فِي الدُّنْيا مَعْرُوفاً»على أنه يمكن أن لا ينتفع الأب به و ينتفع الابن بسبب رعاية حق الأبوة و ليس في الخبر انتفاعه بها(7)

    روایات فوق نشان می دهد که در متون روایی به صراحت از گروهی خاص با واژه «ناصب» نام برده شده است. اما در اینکه مراد از «ناصب» چیست باید گفت هر چند در برخی از شرح الحدیث ها مطلق غیر شیعه«ناصبی» شمرده شده اند اما به نظر می رسد این تفسیر از معنای«ناصب» صحیح نبوده بلکه ناصبی در فرهنگ روایی و استعمالات آن صرفا گروه خاصی از مخالفین شیعه می باشند که اهل دشنام و ناسزا و بدگویی نسبت به اهل بیت(علیهم السلام) می باشند. از این رو شامل اهل سنت نخواهد شد چرا که اصل مودت اهل بیت(علیهم السلام) به صراحت «آیه مودت» مورد پذیرش شیعه و اهل سنت می باشد. علاوه بر اینکه « ناصب» کافر شمرده می شود در حالیکه اهل سنت مسلمان بوده و احکام آنان با شیعیان در بسیاری از موارد یکسان بوده و ازدواج با آنان جایز بوده و سایر احکام مسلمانی برای آنان جاری می باشد . از این رو تفسیر «ناصبی» به مطلق غیر شیعه صحیح نیست. چرا همانطور که در«روضه المتقین» در شرح روایت مذکور آمده است ناصبی در زمره کفار شمرده می شود و عبادت کردن برای آنان بی معناست و از عبادت نفعی نمی برند و سعی و طواف برای آنان برای تخفیف عذابشان معنا ندارد بلکه لعن کردن آنان مستحب است. البته در روایت فوق پدر استثنا شده است البته نه به خاطر سودمند بودن عبادت برای پدر بلکه به دلیل جایگاه پدران در اسلام و قران کریم و ضروت حفظ این جایگاه از ناحیه فرزندان که در حقیقت منفعت آن عبادت را فرزندان می برند نه پدران که ناصبی هستند و در زمره کافران می باشند.
    با عنایت به آنچه گذشت می توان دریافت که روایت فوق دارای اعتبار بوده و شواهدی نیز در روایات برای آن وجود دارد و صرفا مساله حج نیست که نیابت در آن از طرف «ناصب» ممنوع است بلکه احکامی که یک مسلمان در ارتباط با کافر دارد و ممنوعیت ها و محدودیت هایی که دارد کاملا درباره ناصبی هم ساری و جاری است و دقیقا با شخص«ناصب» معامله«کافر» می شود و شاید بتوان در مواردی وضعیت و جایگاه ناصب را در فرهنگ دینی بدتر از کافر دانست زیرا کفار همواره دشمنی و عناد با مسلمانان ندارند و همه کافران معاند و دشنام دهنده مسلمانان نیستند زیرا برخی از آنان حربی و برخی غیر حربی هستند و لذا کاری با مسلمانان ندارند و مشغول فعالیت های خود هستند. از سوی دیگر هنگامی که معنای ناصبی مطلق غیر شیعه نبود بلکه گروه خاصی از انسانها بودند که معاند و دشنام دهنده اهل بیت محسوب شدند اساسا با اهل سنت هم تراز نخواهند بود و مساله وحدت و برادری شیعه و سنی دچار مشکل نخواهد شد. زیرا اهل سنت وجوب و ضرورت مودت به اهل بیت را طبق نص قران کریم باور دارند و همین نقطه محوری و حلقه وصل بین شیعه و اهل سنت برای وحدت فراگیر و جهانی کفایت می کند و با تمرکز بر این نقطه مهم و نادیده گرفتن اختلافات و تفاوت ها می توان جامعه مسلمانان را جامعه ای بزرگ که بر جوهره «مودت اهل بیت» بنا شده است دارای خیر و برکت فراوان دانست.

    برای مطالعه بیشتر می توان به مقاله«معنا شناسی ناصبی گری با تأکید بر متون امامیه تا قرن هفتم» ازمهدی مجتهدی به آدرس زیر مراجعه کرد.
    http://thaqalain.ir/%D9%85%D8%B9%D9%...-%D8%A7%D9%85/
    آدرسی دیگر جهت مطالعه بیشتر:
    https://hawzah.net/fa/Magazine/View/...8C%D8%B3%D8%AA

    پی نوشت ها:
    1. اشعرى قمى، احمد بن محمد بن عيسى، النوادر(للأشعري)، ناشر: مدرسه امام مهدی(علیه السلام)، 1408ق، چاپ: اول، قم. ص 130
    2.
    اشعرى قمى، احمد بن محمد بن عيسى، النوادر(للأشعري)، ناشر: مدرسه امام مهدی(علیه السلام)، 1408ق، چاپ: اول، قم. ص 130
    3. محمدى رى‏شهرى، محمد، اهل بيت «عليهم السلام» در قرآن و حديث، موسسه علمى فرهنگى دار الحديث، سازمان چاپ و نشر ، 1379ش، چاپ: 7، قم، ص 950.
    4. محمدى رى‏شهرى، محمد، اهل بيت «عليهم السلام» در قرآن و حديث، موسسه علمى فرهنگى دار الحديث، سازمان چاپ و نشر،1379ش، چاپ: 7، قم، ص 954.
    5. محمدى رى‏شهرى، محمد، اهل بيت «عليهم السلام» در قرآن و حديث، 1جلد، موسسه علمى فرهنگى دار الحديث، سازمان چاپ و نشر،1379ش، چاپ: 7، قم، ص 1090.
    6. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - الإسلامية) ناشر: دارالکتب الاسلامیه ،1407ق، چاپ: چهارم، تهران، ج4 ص 309.
    7. مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى، روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه (ط - القديمة) ناشر: موسسه فرهنگی اسلامی کوشانپور، 1406ق، چاپ: دوم، قم، ج 5 ص 23.

    ویرایش توسط واسع : ۱۳۹۷/۱۲/۲۶ در ساعت ۱۳:۳۴

  6. تشکرها 3


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۶
    نوشته
    244
    مورد تشکر
    424 پست
    حضور
    9 روز 14 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط واسع نمایش پست
    در ارتباط با «ناصبی» روایات متعددی به شرح زیر درمنابع روایی آمده است:
    با سلام

    از پاسخ شما نتونستم جواب این دو سوال رو دریافت کنم:



    نقل قول نوشته اصلی توسط محب خدا نمایش پست
    منظور این حدیث در صورت اعتبار داشتن چیست؟

    این که باعث میشه بین شیعه و سنی تفرقه بوجود بیاد و معنای برادری از بین بره؟


  8. تشکرها 2


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۸
    نوشته
    126
    مورد تشکر
    231 پست
    حضور
    4 روز 12 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و تشکر
    از اینکه پاسخ سوالتان را دریافت نکردید عذر خواهی میکنم. زیرا فرصت ما اندک بود و پاسخ ما ناتمام.
    امیدوارم مباحث تکمیلی ارائه شده شما را قانع کرده باشد و پاسختان را دریافت کرده باشید.
    در صورت باقی ماندن هر گونه ابهام مجددا بفرمایید تا نکات لازم بیان شود. سپاس.

  10. تشکرها 2


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    29,146
    مورد تشکر
    40,335 پست
    حضور
    121 روز 17 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط واسع نمایش پست
    اصل مودت اهل بیت(علیهم السلام) به صراحت «آیه مودت» مورد پذیرش شیعه و اهل سنت می باشد. علاوه بر اینکه « ناصب» کافر شمرده می شود در حالیکه اهل سنت مسلمان بوده و احکام آنان با شیعیان در بسیاری از موارد یکسان بوده و ازدواج با آنان جایز بوده و سایر احکام مسلمانی برای آنان جاری می باشد . از این رو تفسیر «ناصبی» به مطلق غیر شیعه صحیح نیست. چرا همانطور که در«روضه المتقین» در شرح روایت مذکور آمده است
    سلام

    کارشناس محترم جواب کامل و مقبول ارائه دادند این قسمت کاملا مشخص هست طبق فرمایشات مقام معظم رهبری هست. نکته ی مبهم ندارد که کسی متوجه نشود سلام و صلوات محمدی نزد مسلمانان رایج هست اما کسی که به دین اعتقاد ندارد و مسلمان نیست از این رده خارج است

    سال خوب و سرشار از موفقیت داشته باشید

    طبق این حدیث غیر شیعه کافر است.(بررسی این حدیث)

  12. تشکرها 2


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۸
    نوشته
    126
    مورد تشکر
    231 پست
    حضور
    4 روز 12 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش: آیا ناصبی و اهل سنت در احادیث شیعه دارای حکم واحدی هستند؟
    پاسخ:


    در ارتباط با «ناصبی» روایات متعددی به شرح زیر درمنابع روایی آمده است:


    • «ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ مُنَاكَحَةِ النَّاصِبِ وَ الصَّلَاةِ خَلْفَهُ فَقَالَ لَا تُنَاكِحْهُ وَ لَا تُصَلِّ خَلْفَهُ‏»(1) از امام باقر(علیه السلام) از ازدواج با ناصبی و اقتدا کردن در نماز به او پرسیدم فرمودند با ناصبی ازدواج مکن و پشت سرش نماز مخوان.
    • النَّضْرُ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ‏ النَّاصِبِ‏ الَّذِي قَدْ عُرِفَ نَصْبُهُ وَ عَدَاوَتُهُ هَلْ يُزَوِّجُهُ الْمُؤْمِنُ وَ هُوَ قَادِرٌ عَلَى رَدِّهِ قَالَ لَا يَتَزَوَّجُ الْمُؤْمِنُ نَاصِبَةً وَ لَا يَتَزَوَّجُ النَّاصِبُ الْمُؤْمِنَةَ» ‏(2)؛ از امام صادق (علیه السلام) درباره فرد ناصبی که ناصبی بودن و دشمنی اش روشن است پرسیدم که آیا انسان مومن می تواند با ناصبی ازدواج کند درحالی که می تواند او را از ناصبی بودن برگرداند. فرمود مرد مومن با زن ناصبی ازدواج نمی کند و مرد ناصبی با زن مومنه ازدواج نمی کند.
    • الإمام الصادق (عليه السلام): «إنَّ المُؤمِنَ لَيَشفَعُ لِحَميمِهِ إلّاأن يَكونَ ناصِباً، ولَو أنَّ ناصِباً شَفَعَ لَهُ كُلُّ نَبِيٍّ مُرسَلٍ ومَلَكٍ مُقَرَّبٍ ما شُفِّعوا».(3) امام صادق عليه السلام: مؤمن براى خويشاوند خود، شفاعت مى‏كند، مگر اين كه ناصبى‏ باشد. در حقّ ناصبى، حتّى اگر پيامبرى مرسل يا فرشته ‏اى مقرّب هم شفاعت كند، شفاعت، پذيرفته نمى‏ شود.
    • الإمام الباقر (عليه السلام):« لَو أنَّ كُلَّ مَلَكٍ خَلَقَهُ اللَّهُ عز و جل، وكُلَّ نَبِيٍّ بَعَثَهُ اللَّهُ، وكُلَّ صِدّيقٍ وكُلَّ شَهيدٍ شَفَعوا في ناصِبٍ‏ لَنا أهلَ البَيتِ، أن يُخرِجَهُ اللَّهُ عز و جل مِنَ النّارِ ما أخرَجَهُ اللَّهُ أبَداً، وَاللَّهُ عز و جل يَقولُ في كِتابِهِ: «ماكِثِينَ فِيهِ أَبَداً»(4) امام باقر(علیه السلام) فرمود: اگر حتّى همه فرشتگانى كه خداوند عز و جل آفريده و همه پيامبرانى كه خدا بر انگيخته و همه صدّيقان و شهيدان، در حقّ دشمنِ كينه ‏توزِ ما اهل بيت، شفاعت كنند كه خداى عز و جل او را از آتش دوزخ بيرون آورد، هرگز خداوند، او را بيرون نخواهد آورد. خداوند عز و جل در كتاب خود مى‏ فرمايد: «براى هميشه در آن، ماندگارند»
    • عن رسول اللَّه (صلى الله عليه و آله): «صِنفانِ مِن امَّتي لا نَصيبَ لَهُما فِي الإِسلامِ: النّاصِبُ‏ لِأَهلِ بَيتي حَرباً، و غالٍ فِي الدّينِ مارِقٌ مِنهُ»(5) پیامبر اسلام فرمود: دو گروه از امت من بهره ای از اسلام ندارند دشمنان حربی اهل بیت و غلو کنندگان در دین و خارج شوندگان از آن.


    یکی دیگر از روایات مربوط به گروه«ناصب» روایت زیر است که درباره حج نیابتی می باشد.


    • عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ وَهْبِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ قَالَ: «قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَ يَحُجُّ الرَّجُلُ عَنِ‏ النَّاصِبِ‏ فَقَالَ لَا فَقُلْتُ فَإِنْ كَانَ أَبِي قَالَ فَإِنْ كَانَ أَبَاكَ فَنَعَمْ».(6). وهب بن عبد ربه می گوید به امام صادق(علیه السلام) عرض کردم آیا انسان می توان به نیابت از ناصبی حج به جا آورد؟ فرمود: نه گفتم اگر ناصبی پدرم باشد چطور فرمود اگر پدرتان باشد آری.


    در روضه المتقین در شرح این روایت آمده است: رواه الكليني في الحسن كالصحيح عنه قال: «قلت لأبي عبد الله (عليه السلام): أ يحج الرجل عن‏ الناصب‏؟ (أي غير الاثني عشري" أو" السني" أو" المعادي لأهل البيت) (عليهم السلام) فقال لا فإن الجميع كفار و لا ينتفعون بعبادة و لا يجوز السعي في تخفيف العذاب عنهم أيضا، بل يستحب اللعن عليهم إلا الأب فإنه لا يقبح السعي في تخفيف العذاب عنه، و يمكن إدخاله في المصاحبة المعروفة بقوله تعالى‏ «وَ صاحِبْهُما فِي الدُّنْيا مَعْرُوفاً»على أنه يمكن أن لا ينتفع الأب به و ينتفع الابن بسبب رعاية حق الأبوة و ليس في الخبر انتفاعه بها»(7)
    مرحوم کلینی در روایتی نقل می کند که راوی به امام صادق (علیه السلام) عرض می کند آیا انسان می تواند به نیابت از ناصبی حج به جا آورد؟(ناصبی یعنی غیراز شعیان دوازده امامی یا اهل سنت یا دشمنان اهل بیت(علیهم السلام)) امام فرمود: خیر زیرا همه آنها کافرند و از عبادتشان نفعی نمی برند و جایز نیست سعی به جا آوردن از ناحیه آنها برای تخفیف عذابشان، بلکه مستحب است لعن کردن آنها مگر اینکه ناصبی پدر انسان باشد که به جا آوردن سعی برای تخفیف عذاب او قبیح نیست و ممکن است این عمل در «همراهی و مصاحبت نیکو» که در قران کریم با آیه« و صاحبهما فی الدنیا معروفا» بیان شده است داخل باشد. علاوه بر اینکه ممکن است پدر نیز از این عمل نفعی نبرد بلکه فرزند از آ ن منتفع شود به خاطر مراعات حق پدری. و در روایت انتفاع پدر از این عمل وارد نشده است.

    تحلیل مطلب:
    روایات فوق نشان می دهد که در متون روایی به صراحت از گروهی خاص با واژه «ناصب» نام برده شده است. اما در اینکه مراد از «ناصب» چیست باید گفت هر چند در برخی از شرح الحدیث ها مطلق غیر شیعه«ناصبی» شمرده شده اند اما به نظر می رسد این تفسیر از معنای«ناصب» صحیح نبوده بلکه ناصبی در فرهنگ روایی و استعمالات آن صرفا گروه خاصی از مخالفین شیعه می باشند که اهل دشنام و ناسزا و بدگویی نسبت به اهل بیت(علیهم السلام) می باشند. از این رو شامل اهل سنت نخواهد شد چرا که اصل مودت اهل بیت(علیهم السلام) به صراحت «آیه مودت» مورد پذیرش شیعه و اهل سنت می باشد. علاوه بر اینکه « ناصب» کافر شمرده می شود در حالیکه اهل سنت مسلمان بوده و احکام آنان با شیعیان در بسیاری از موارد یکسان بوده و ازدواج با آنان جایز بوده و سایر احکام مسلمانی برای آنان جاری می باشد . از این رو تفسیر «ناصبی» به مطلق غیر شیعه صحیح نیست. چرا همانطور که در«روضه المتقین» در شرح روایت مذکور آمده است ناصبی در زمره کفار شمرده می شود و عبادت کردن برای آنان بی معناست و از عبادت نفعی نمی برند و سعی و طواف برای آنان برای تخفیف عذابشان معنا ندارد بلکه لعن کردن آنان مستحب است. البته در روایت فوق پدر استثنا شده است البته نه به خاطر سودمند بودن عبادت برای پدر بلکه به دلیل جایگاه پدران در اسلام و قران کریم و ضروت حفظ این جایگاه از ناحیه فرزندان که در حقیقت منفعت آن عبادت را فرزندان می برند نه پدران که ناصبی هستند و در زمره کافران می باشند.
    با عنایت به آنچه گذشت می توان دریافت که روایت فوق دارای اعتبار بوده و شواهدی نیز در روایات برای آن وجود دارد و صرفا مساله حج نیست که نیابت در آن از طرف «ناصب» ممنوع است بلکه احکامی که یک مسلمان در ارتباط با کافر دارد و ممنوعیت ها و محدودیت هایی که دارد کاملا درباره ناصبی هم ساری و جاری است و دقیقا با شخص«ناصب» معامله«کافر» می شود و شاید بتوان در مواردی وضعیت و جایگاه ناصب را در فرهنگ دینی بدتر از کافر دانست زیرا کفار همواره دشمنی و عناد با مسلمانان ندارند و همه کافران معاند و دشنام دهنده مسلمانان نیستند زیرا برخی از آنان حربی و برخی غیر حربی هستند و لذا کاری با مسلمانان ندارند و مشغول فعالیت های خود هستند. از سوی دیگر هنگامی که معنای ناصبی مطلق غیر شیعه نبود بلکه گروه خاصی از انسانها بودند که معاند و دشنام دهنده اهل بیت محسوب شدند اساسا با اهل سنت هم تراز نخواهند بود و مساله وحدت و برادری شیعه و سنی دچار مشکل نخواهد شد. زیرا اهل سنت وجوب و ضرورت مودت به اهل بیت را طبق نص قران کریم باور دارند و همین نقطه محوری و حلقه وصل بین شیعه و اهل سنت برای وحدت فراگیر و جهانی کفایت می کند و با تمرکز بر این نقطه مهم و نادیده گرفتن اختلافات و تفاوت ها می توان جامعه مسلمانان را جامعه ای بزرگ که بر جوهره «مودت اهل بیت» بنا شده است دارای خیر و برکت فراوان دانست.

    برای مطالعه بیشتر می توان به مقاله«معنا شناسی ناصبی گری با تأکید بر متون امامیه تا قرن هفتم» ازمهدی مجتهدی به آدرس زیر مراجعه کرد.
    http://thaqalain.ir/%D9%85%D8%B9%D9%...-%D8%A7%D9%85/
    آدرسی دیگر جهت مطالعه بیشتر:
    https://hawzah.net/fa/Magazine/View/...8C%D8%B3%D8%AA

    پی نوشت ها:
    1. اشعرى قمى، احمد بن محمد بن عيسى، النوادر(للأشعري)، ناشر: مدرسه امام مهدی(علیه السلام)، 1408ق، چاپ: اول، قم. ص 130
    2.
    اشعرى قمى، احمد بن محمد بن عيسى، النوادر(للأشعري)، ناشر: مدرسه امام مهدی(علیه السلام)، 1408ق، چاپ: اول، قم. ص 130
    3. محمدى رى‏شهرى، محمد، اهل بيت «عليهم السلام» در قرآن و حديث، موسسه علمى فرهنگى دار الحديث، سازمان چاپ و نشر ، 1379ش، چاپ: 7، قم، ص 950.
    4. محمدى رى‏شهرى، محمد، اهل بيت «عليهم السلام» در قرآن و حديث، موسسه علمى فرهنگى دار الحديث، سازمان چاپ و نشر،1379ش، چاپ: 7، قم، ص 954.
    5. محمدى رى‏شهرى، محمد، اهل بيت «عليهم السلام» در قرآن و حديث، 1جلد، موسسه علمى فرهنگى دار الحديث، سازمان چاپ و نشر،1379ش، چاپ: 7، قم، ص 1090.
    6. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - الإسلامية) ناشر: دارالکتب الاسلامیه ،1407ق، چاپ: چهارم، تهران، ج4 ص 309.
    7. مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى، روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه (ط - القديمة) ناشر: موسسه فرهنگی اسلامی کوشانپور، 1406ق، چاپ: دوم، قم، ج 5 ص 23.

    ویرایش توسط واسع : ۱۳۹۸/۰۲/۲۰ در ساعت ۱۰:۵۰


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود