جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بررسی حدیث قتال با مشرکین در منابع اهل سنت

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۶
    نوشته
    242
    مورد تشکر
    421 پست
    حضور
    9 روز 10 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بررسی حدیث قتال با مشرکین در منابع اهل سنت




    سلام

    در مورد مفهوم این حدیث توضیح دهید و همچنین آیا سند آن معتبر است؟

    من مأمور شده‌ام که با مردم به قتال بپردازم تا زمانی که شهادت دهند: نیست معبودِ بر حقی جز الله و همانا محمد فرستاده الله است و نماز بر پای دارند و زکات بدهند. هرگاه چنین کنند، خون‌ها و مال‌هایشان از من در امان است مگر در مورد حقوقِ اسلام و حساب نهانِ آن‌ها که با خداوند است.



    منبع حدیث: ۱- صحيح البخاری، روایت ۲۵ [همچنین ۶۹۲۴، ۱۳۹۹، ۷۲۸۴ و...] ۲- صحیح مسلم، روایت 22

    با تشکر

  2. تشکر


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    5,259
    مورد تشکر
    10,770 پست
    حضور
    172 روز 12 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    18



    با نام و یاد دوست

    بررسی حدیث قتال با مشرکین در منابع اهل سنت

    کارشناس بحث: استاد صدرا


    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    بررسی حدیث قتال با مشرکین در منابع اهل سنت

  4. تشکر


  5. #3
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    235
    مورد تشکر
    578 پست
    حضور
    9 روز 12 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محب خدا نمایش پست
    سلام

    در مورد مفهوم این حدیث توضیح دهید و همچنین آیا سند آن معتبر است؟

    من مأمور شده‌ام که با مردم به قتال بپردازم تا زمانی که شهادت دهند: نیست معبودِ بر حقی جز الله و همانا محمد فرستاده الله است و نماز بر پای دارند و زکات بدهند. هرگاه چنین کنند، خون‌ها و مال‌هایشان از من در امان است مگر در مورد حقوقِ اسلام و حساب نهانِ آن‌ها که با خداوند است.



    منبع حدیث: ۱- صحيح البخاری، روایت ۲۵ [همچنین ۶۹۲۴، ۱۳۹۹، ۷۲۸۴ و...] ۲- صحیح مسلم، روایت 22

    با تشکر
    با سلام و عرض ادب

    تکفیر مسلمانان توسط یکدیگر یکی از اولین بدعتهای صورت پذیرفته بعد از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بوده است.[1] این عمل هر چند که اصلی اسلامی داشته؛[2] اما عدم شناخت صحیح دین و افراط و زیاده روی در استناد چنین حکمی به مسلمانان صدمات غیر قابل جبرانی را بر پیکره ی جهان اسلام وارد ساخته، به گونه ای که نقش اين عمل زشت و غير اسلامى در تحوّلات كنونى و حوادث خونين برخى كشورهاى مسلمان مانند سوریه و عراق و افغانستان برجسته و غير قابل انكار است.

    كافر انگاشتن ديگران از مهم‏ترين ويژگى‏هاى وهابيان در گذشته و حال بوده است. اينان بر پايه برداشت نادرستى كه از دو مفهوم «توحيد» و «شرك» داشته ‏اند بيشتر مسلمانان در سرتاسر جهان را مشرك و سزاوار مرگ پنداشته ‏اند! و اين در حالى است كه قرآن كريم از كافر انگاشتن هر كه تظاهر به اسلام نمايد بر حذر داشته و فرموده‏ است: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياهِ الدُّنْيا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغانِمُ كَثِيرَهٌ كَذلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا إِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً»؛[3] «اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! هنگامى كه در راه خدا بيرون مى ‏رويد بررسى كنيد و به كسى كه براى شما تظاهر به اسلام مى ‏نمايد نگوييد كه تو مؤمن نيستى تا فراخى زندگى دنيا را تحصيل نماييد چه آن‏كه نزد خدا بهره ‏هاى فراوان است، شما پيشتر چنين بوديد پس خدا بر شما منّت نهاد، اكنون بررسى كنيد، همانا خداوند به آن‏چه انجام مى‏ دهيد آگاه است».

    در شأن نزول اين آيه در اکثر کتب تفسیری شیعه و سنی آمده است: پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) دسته‏اى از ياران خود را به فرمانده ى «اسامه بن زيد» براى جنگ با «بنى ضمرة» فرستادند. آنان با مردى از قبيله مذكور به نام «مرداس» روبه رو شدند كه مقدارى دارايى و شترى سرخ موی داشت.
    هنگامى كه «مرداس» با سپاه اسامه رو به رو شد بر آنان سلام كرد و كلمه شهادتين را بر زبان راند، امّا اسامه به سخنان او توجّهى ننمود و وى را به قتل رسانید تا دارايى و شتر او را بگيرد!
    همراهان اسامه پس از بازگشت ماجرا را به‏ پيامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) گزارش دادند و گفتند: اى رسول خدا! نديدى كه اسامه چگونه مردى را كه مى ‏گفت «لا إله إلا الله محمّد رسول الله» به قتل رسانید! پيامبر (صلی الله علیه وآله) وقتى اين گزارش را شنيد خطاب به اسامه فرمود: با لا إله إلا الله چه كردى؟! اسامه گفت: اى رسول خدا! آن مرد تنها براى اين شهادتين گفت كه جان خويش را حفظ كند!

    پيامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: آيا تو دلش را شكافتى و از درونش آگاهى يافتى؟! در اين هنگام آيه مذكور نازل شد و اسامه سوگند ياد كرد كه ديگر هرگز با كسى كه شهادتين را بر زبان مى ‏راند نجنگد.[4]

    ملاک تحقق اسلام اقرار به شهادتین است:

    در اولین صفحات کتابهای روائی اهل سنت همچون «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» روایت شده که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند:

    «أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَشْهَدُوا أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، وَ يُقِيمُوا الصَّلَاةَ، وَ يُؤْتُوا الزَّكَاةَ، فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ عَصَمُوا مِنِّي دِمَاءَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ، إِلَّا بِحَقِّ الْإِسْلَامِ، وَ حِسَابُهُمْ عَلَى اللَّهِ».
    [5] «من مامور شده ام که تا زمانی با مردم به نبرد بپردازم که گواهی دهند بر اینکه: نیست خدایی جز خدای یکتا و محمد فرستاده ی اوست و نماز برپا دارند و زکات بدهند، هرگاه چنین کنند خونها و مالهای آنان را از من بازداشته اند، مگر در مورد حقوق اسلام، و حساب آنان با خداست».

    حکم سند:

    این روایت از نظر سندی (بر اساس مبنای حدیثی اهل سنت) در بالاترین درجه ی صحت قرار دارد؛ زیرا بخاری و مسلم هر دو این روایت را نقل نموده اند؛ علاوه بر اینکه این روایت در منابع شیعه نیز نقل شده است؛ چنانکه این روایت در کتاب «المحاسن»؛[6] و «عیون اخبار الرضاء علیه السلام»؛[7] از طریق شیعه روایت شده است.

    نکات:
    1. این روایت بیانگر آن است اسلام ظاهری فرد که با اقرار به شهادتین حاصل می گردد، موجب حفظ و حرمت جان و مال فرد خواهد بود و با تحقق آن احکام ظاهری اسلام بر فرد جاری می گردد؛ هر چند اسلام حقیقی که موجب نجات فرد در آخرت می گردد، تنها با ایمان و عمل صالح حاصل می گردد.
    2. رویکرد سلفی تکفیری معاصر در تعارض با این اخبار است.
    3. «اقاتل» در این اخبار به معنای «اجاهد» است؛

    موفق باشید.


    [1] .مجموع الفتاوی، ابن تیمیة، ج13،ص31:«يَجِبُ الِاحْتِرَازُ مِنْ تَكْفِيرِ الْمُسْلِمِينَ بِالذُّنُوبِ وَالْخَطَايَا فَإِنَّهُ أَوَّلُ بِدْعَةٍ ظَهَرَتْ فِي الْإِسْلَامِ فَكَفَّرَ أَهْلُهَا الْمُسْلِمِينَ وَاسْتَحَلُّوا دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ».

    [2] . الموسوعة الکویتیة، ج13، ص227: «قَال صَاحِبُ الدُّرِّ الْمُخْتَارِ : الْكُفْرُ شَرْعًا : تَكْذِيبُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي شَيْءٍ مِمَّا جَاءَ بِهِ مِنَ الدِّينِ ضَرُورَةً وَالتَّكْفِيرُ: هُوَ نِسْبَةُ أَحَدٍ مِنْ أَهْل الْقِبْلَةِ إِلَى الْكُفْر».

    [3] . النساء/ 94.

    [4] . جامع البیان فی تفسیر القرآن، الطبری، ج5،ص142:«بعث رسول الله صلى الله عليه و سلم سرية رسول الله عليها أسامة بن زيد إلى بني ضمرة، فلقوا رجلا منهم يدعى مرداس بن نهيك معه غنيمة له و جمل أحمر، فلما رآهم أوى إلى كهف جبل، و اتبعه أسامة، فلما بلغ مرداس الكهف وضع فيه غنمه، ثم أقبل إليهم فقال: السلام عليكم، أشهد أن لا إله إلا الله و أن محمدا رسول الله فشد عليه أسامة فقتله من أجل جمله و غنيمته. و كان النبي صلى الله عليه و سلم إذا بعث أسامة أحب أن يثني عليه خيرا، و يسأل عنه أصحابه النبي صلى الله عليه و سلم، فلما رجعوا لم يسألهم عنه، فجعل القوم يحدثون النبي صلى الله عليه و سلم و يقولون: يا رسول الله لو رأيت أسامة و لقيه رجل فقال الرجل: لا إله إلا الله محمد رسول الله، فشد عليه فقتله و هو معرض عنهم. فلما أكثروا عليه، رفع رأسه إلى أسامة فقال:"كيف أنت و لا إله إلا الله"؟ قال: يا رسول الله إنما قالها متعوذا، تعوذ بها. فقال له رسول الله صلى الله عليه و سلم:" و هو شققت عن قلبه فنظرت إليه؟" قال: يا رسول الله إنما قلبه بضعة من جسده. فأنزل الله عز وجل خبر هذا، و أخبره إنما قتله من أجل جمله و غنمه، فذلك حين يقول: تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا فلما بلغ: فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ يقول: فتاب الله عليكم، فحلف أسامة أن لا يقاتل رجلا يقول لا إله إلا الله بعد ذلك الرجل و ما لقي من رسول الله صلى الله عليه و سلم فيه»؛ منهاج السنة، ج5، ص518 ، جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية:«نَزَلَتْ فِي شَأْنِ مِرْدَاسٍ، رَجُلٌ مِنْ غَطَفَانَ، بَعَثَ النَّبِيُّ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - جَيْشًا إِلَى قَوْمِهِ، عَلَيْهِمْ غَالِبٌ اللَّيْثِيُّ، فَفَرَّ أَصْحَابُهُ وَلَمْ يَفِرَّ. قَالَ: إِنِّي مُؤْمِنٌ، فَصَبَّحَتْهُ الْخَيْلُ، فَسَلَّمَ عَلَيْهِمْ، فَقَتَلُوهُ وَأَخَذُوا غَنَمَهُ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ هَذِهِ الْآيَةَ، وَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - بِرَدِّ أَمْوَالِهِ إِلَى أَهْلِهِ وَبِدِيَتِهِ إِلَيْهِمْ، وَنَهَى الْمُؤْمِنِينَ عَنْ مِثْلِ ذَلِكَ»؛ و...

    [5] بخارى، محمد بن اسماعيل، صحيح البخاري، 11جلد، ج1، ص29، ح24، جمهورية مصر العربية، وزارة الاوقاف، المجلس الاعلى للشئون الاسلامية، لجنة إحياء كتب السنة - مصر - قاهره، چاپ: 2، 1410 ه.ق؛ مسلم بن حجاج، صحيح مسلم، 5جلد، ج1، ص54، ح34، دار الحديث - مصر - قاهره، چاپ: 1، 1412 ه.ق.

    [6] . برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، 2جلد، ج1، ص284، ح421، دار الكتب الإسلامية - قم، چاپ: دوم، 1371 ق. : «عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي أُمِرْتُ‏ أَنْ‏ أُقَاتِلَكُمْ حَتَّى تَشْهَدُوا أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنِّي مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ فَإِذَا فَعَلْتُمْ ذَلِكَ حَقَنْتُمْ بِهَا أَمْوَالَكُمْ وَ دِمَاءَكُمْ إِلَّا بِحَقِّهَا وَ كَانَ حِسَابُكُمْ‏ عَلَى اللَّه».

    [7] . ابن بابويه، محمد بن على، عيون أخبار الرضا عليه السلام، 2جلد، نشر جهان - تهران، چاپ: اول، 1378ق. : «وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ قَالَ النَّبِيُّ ص‏ أُمِرْتُ‏ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَقُولُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَإِذَا قَالُوهَا فَقَدْ حُرِّمَ‏ عَلَيَ‏ دِمَاؤُهُمْ وَ أَمْوَالُهُمْ».
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۸/۰۱/۰۷ در ساعت ۱۰:۴۴
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۶
    نوشته
    242
    مورد تشکر
    421 پست
    حضور
    9 روز 10 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست
    این روایت بیانگر آن است اسلام ظاهری فرد که با اقرار به شهادتین حاصل می گردد، موجب حفظ و حرمت جان و مال فرد خواهد بود و با تحقق آن احکام ظاهری اسلام بر فرد جاری می گردد؛ هر چند اسلام حقیقی که موجب نجات فرد در آخرت می گردد، تنها با ایمان و عمل صالح حاصل می گردد.
    2. رویکرد سلفی تکفیری معاصر در تعارض با این اخبار است.
    3. «اقاتل» در این اخبار به معنای «اجاهد» است؛
    با سلام

    سوال بنده این است که منظور از قتال با مردم چیست؟ یعنی پیامبر ص مامور هست با همه مردم جنگ کند و آنها را تا زمانیکه شهادتین میگویند به اسلام وادار کند؟ ظاهر مفهومیه این حدیث چنین میگوید.

  8. تشکر


  9. #5
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    235
    مورد تشکر
    578 پست
    حضور
    9 روز 12 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محب خدا نمایش پست
    با سلام

    سوال بنده این است که منظور از قتال با مردم چیست؟ یعنی پیامبر ص مامور هست با همه مردم جنگ کند و آنها را تا زمانیکه شهادتین میگویند به اسلام وادار کند؟ ظاهر مفهومیه این حدیث چنین میگوید.

    باسلام و عرض ادب

    آنچه از این روایت بدست می آید آن است که با تحقق اسلام ظاهری، احکام فقهی اسلام بر افراد جاری خواهد بود؛
    اما قسمت اول این خبر با وجود مقیداتی، همچون حرمت جان کافر ذمی و معاهد ومستامن، به اطلاق خود باقی نیست؛ لذا ذر فهم یک خبر هر چند صحیح می بایست توجه به مجموع اخبار داشت.

    برای اطلاع بیشتر به این لینک مراجعه فرمائید:

    http://www.askdin.com/showthread.php?t=49369


    موفق باشید.
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

  10. تشکر


  11. #6
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    235
    مورد تشکر
    578 پست
    حضور
    9 روز 12 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    سؤال:
    در مورد مفهوم حدیث قتال با مشرکین توضیح دهید و همچنین آیا سند آن معتبر است؟
    «من مأمور شده‌ام که با مردم به قتال بپردازم تا زمانی که شهادت دهند: نیست معبودِ بر حقی جز الله و همانا محمد فرستاده الله است و نماز بر پای دارند و زکات بدهند. هرگاه چنین کنند، خون‌ها و مال‌هایشان از من در امان است مگر در مورد حقوقِ اسلام و حساب نهانِ آن‌ها که با خداوند است».

    جواب:
    تکفیر مسلمانان توسط یکدیگر یکی از اولین بدعتهای صورت پذیرفته پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بوده است.(1) این عمل هر چند که اصلی اسلامی داشته؛(2) اما عدم شناخت صحیح معارف دین و افراط و زیاده روی در استناد چنین حکمی به مسلمانان صدمات غیر قابل جبرانی را بر پیکره ی جهان اسلام وارد ساخته، به گونه ای که نقش اين عمل زشت و غير اسلامى در تحوّلات كنونى و حوادث خونين برخى كشورهاى مسلمان مانند سوریه و عراق و افغانستان برجسته و غير قابل انكار است.

    كافر انگاشتن ديگران از مهم‏ترين ويژگى‏ هاى وهابيان در گذشته و حال بوده است. اينان بر پايه ی برداشت نادرستى كه از دو مفهوم «توحيد» و «شرك» داشته ‏اند، بيشتر مسلمانان در سرتاسر جهان را مشرك و سزاوار مرگ پنداشته ‏اند! و اين در حالى است كه قرآن كريم از كافر انگاشتن هر كه تظاهر به اسلام نمايد بر حذر داشته و فرموده‏ است: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياهِ الدُّنْيا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغانِمُ كَثِيرَهٌ كَذلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا إِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً»؛(3) «اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! هنگامى كه در راه خدا بيرون مى ‏رويد بررسى كنيد و به كسى كه براى شما تظاهر به اسلام مى ‏نمايد نگوييد كه تو مؤمن نيستى تا فراخى زندگى دنيا را تحصيل نماييد چه آن‏كه نزد خدا بهره ‏هاى فراوان است، شما پيشتر چنين بوديد پس خدا بر شما منّت نهاد، اكنون بررسى كنيد، همانا خداوند به آن‏چه انجام مى‏ دهيد آگاه است».

    در شأن نزول اين آيه در اکثر کتب تفسیری شیعه و سنی آمده است: پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) دسته‏ اى از ياران خود را به فرماندهی «اسامه بن زيد» براى جنگ با «بنى ضمرة» فرستادند. آنان با مردى از قبيله مذكور به نام «مرداس» روبه رو شدند كه مقدارى دارايى و شترى سرخ موی داشت. هنگامى كه «مرداس» با سپاه «اسامه» رو به رو شد بر آنان سلام كرد و كلمه ی شهادتين را بر زبان راند، امّا «اسامه» به سخنان او توجّهى ننمود و وى را به قتل رسانید تا دارايى و شتر او را بگيرد!
    همراهان اسامه پس از بازگشت ماجرا را به‏ پيامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) گزارش دادند و گفتند: اى رسول خدا! نديدى كه اسامه چگونه مردى را كه مى ‏گفت «لا إله إلا الله محمّد رسول الله» به قتل رسانید! پيامبر (صلی الله علیه وآله) وقتى اين گزارش را شنيد خطاب به اسامه فرمود: با لا إله إلا الله چه كردى؟! اسامه گفت: اى رسول خدا! آن مرد تنها براى اين شهادتين گفت كه جان خويش را حفظ كند! پيامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: آيا تو دلش را شكافتى و از درونش آگاهى يافتى؟! در اين هنگام آيه مذكور نازل شد و اسامه سوگند ياد كرد كه ديگر هرگز با كسى كه شهادتين را بر زبان مى ‏راند نجنگد.(4)

    ملاک تحقق اسلام اقرار به شهادتین است:

    در اولین صفحات کتابهای روائی اهل سنت همچون «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» روایت شده که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند:

    «أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَشْهَدُوا أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، وَ يُقِيمُوا الصَّلَاةَ، وَ يُؤْتُوا الزَّكَاةَ، فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ عَصَمُوا مِنِّي دِمَاءَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ، إِلَّا بِحَقِّ الْإِسْلَامِ، وَ حِسَابُهُمْ عَلَى اللَّهِ».(5)
    «من مامور شده ام که تا زمانی با مردم به نبرد بپردازم که گواهی دهند بر اینکه: نیست خدایی جز خدای یکتا و محمد فرستاده ی اوست و نماز برپا دارند و زکات بدهند، هرگاه چنین کنند خونها و مالهای آنان را از من بازداشته اند، مگر در مورد حقوق اسلام، و حساب آنان با خداست».

    حکم سند:

    این روایت از نظر سندی (بر اساس مبنای حدیثی اهل سنت) در بالاترین درجه ی صحت قرار دارد؛ زیرا «بخاری» و «مسلم» هر دو این روایت را نقل نموده اند؛ علاوه بر اینکه این روایت در منابع شیعه نیز نقل شده است؛ چنانکه این روایت در کتاب «المحاسن»؛(6) و «عیون اخبار الرضاء علیه السلام»؛(7) از طریق شیعه روایت شده است.

    دلالت حدیث:

    1. این روایت بیانگر آن است اسلام ظاهری فرد که با اقرار به شهادتین حاصل می گردد، موجب حفظ و حرمت جان و مال فرد خواهد بود و با تحقق آن احکام ظاهری اسلام(فقهی) بر فرد جاری است؛ هر چند اسلام حقیقی که موجب نجات فرد در آخرت می گردد، تنها با ایمان و عمل صالح حاصل می گردد.
    2. «اقاتل» در این اخبار به معنای «اجاهد» و جنگیدن است؛
    3. قسمت اول این خبر: «
    أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ» با وجود مقیداتی، همچون حرمت جان «کافر ذمی»(8) و «کافر معاهَد»(9) و «کافر مُستَأمن»،(10) به اطلاق خود باقی نیست؛ لذا در فهم یک خبر هر چند صحیح، می بایست توجه به مجموع اخبار داشت؛
    4. رویکرد سلفی تکفیری معاصر در تعارض با این اخبار است.

    پی نوشت:
    1. ابن تیمیة، مجموع الفتاوی، مجمع الملك فهد لطباعة المصحف الشريف، المدينة النبوية، عام النشر: 1416هـ/1995م، ج13،ص31: «يَجِبُ الِاحْتِرَازُ مِنْ تَكْفِيرِ الْمُسْلِمِينَ بِالذُّنُوبِ وَالْخَطَايَا فَإِنَّهُ أَوَّلُ بِدْعَةٍ ظَهَرَتْ فِي الْإِسْلَامِ فَكَفَّرَ أَهْلُهَا الْمُسْلِمِينَ وَاسْتَحَلُّوا دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ».
    2
    . الموسوعة الکویتیة، وزارة الأوقاف والشئون الإسلامية - الكويت،‌ الطبعة الثانية، طبع الوزارة، ج13، ص227: «قَال صَاحِبُ الدُّرِّ الْمُخْتَارِ : الْكُفْرُ شَرْعًا : تَكْذِيبُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي شَيْءٍ مِمَّا جَاءَ بِهِ مِنَ الدِّينِ ضَرُورَةً وَالتَّكْفِيرُ: هُوَ نِسْبَةُ أَحَدٍ مِنْ أَهْل الْقِبْلَةِ إِلَى الْكُفْر».
    3
    . النساء/ 94.
    4. الطبری،‌ جامع البیان فی تفسیر القرآن، مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، 1420 هـ، ج9، ص78.: «بعث رسول الله صلى الله عليه و سلم سرية رسول الله عليها أسامة بن زيد إلى بني ضمرة، فلقوا رجلا منهم يدعى مرداس بن نهيك معه غنيمة له و جمل أحمر، فلما رآهم أوى إلى كهف جبل، و اتبعه أسامة، فلما بلغ مرداس الكهف وضع فيه غنمه، ثم أقبل إليهم فقال: السلام عليكم، أشهد أن لا إله إلا الله و أن محمدا رسول الله فشد عليه أسامة فقتله من أجل جمله و غنيمته. و كان النبي صلى الله عليه و سلم إذا بعث أسامة أحب أن يثني عليه خيرا، و يسأل عنه أصحابه النبي صلى الله عليه و سلم، فلما رجعوا لم يسألهم عنه، فجعل القوم يحدثون النبي صلى الله عليه و سلم و يقولون: يا رسول الله لو رأيت أسامة و لقيه رجل فقال الرجل: لا إله إلا الله محمد رسول الله، فشد عليه فقتله و هو معرض عنهم. فلما أكثروا عليه، رفع رأسه إلى أسامة فقال:"كيف أنت و لا إله إلا الله"؟ قال: يا رسول الله إنما قالها متعوذا، تعوذ بها. فقال له رسول الله صلى الله عليه و سلم:" و هو شققت عن قلبه فنظرت إليه؟" قال: يا رسول الله إنما قلبه بضعة من جسده. فأنزل الله عز وجل خبر هذا، و أخبره إنما قتله من أجل جمله و غنمه، فذلك حين يقول: تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا فلما بلغ: فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ يقول: فتاب الله عليكم، فحلف أسامة أن لا يقاتل رجلا يقول لا إله إلا الله بعد ذلك الرجل و ما لقي من رسول الله صلى الله عليه و سلم فيه»؛ ابن تیمیة، منهاج السنة،جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية،‌ ج5، ص518.:«نَزَلَتْ فِي شَأْنِ مِرْدَاسٍ، رَجُلٌ مِنْ غَطَفَانَ، بَعَثَ النَّبِيُّ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - جَيْشًا إِلَى قَوْمِهِ، عَلَيْهِمْ غَالِبٌ اللَّيْثِيُّ، فَفَرَّ أَصْحَابُهُ وَلَمْ يَفِرَّ. قَالَ: إِنِّي مُؤْمِنٌ، فَصَبَّحَتْهُ الْخَيْلُ، فَسَلَّمَ عَلَيْهِمْ، فَقَتَلُوهُ وَأَخَذُوا غَنَمَهُ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ هَذِهِ الْآيَةَ، وَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - بِرَدِّ أَمْوَالِهِ إِلَى أَهْلِهِ وَبِدِيَتِهِ إِلَيْهِمْ، وَنَهَى الْمُؤْمِنِينَ عَنْ مِثْلِ ذَلِكَ»؛ و...
    5.
    بخارى، محمد بن اسماعيل، صحيح البخاري، 11جلد، جمهورية مصر العربية، وزارة الاوقاف، المجلس الاعلى للشئون الاسلامية، لجنة إحياء كتب السنة - مصر - قاهره، چاپ: 2، 1410 ه.ق، ج1، ص29، ح24؛ مسلم بن حجاج، صحيح مسلم، 5جلد، دار الحديث - مصر - قاهره، چاپ: 1، 1412 ه.ق، ج1، ص54، ح34.
    6
    . برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، 2جلد، دار الكتب الإسلامية - قم، چاپ: دوم، 1371 ق، ج1، ص284، ح421.: «عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص‏لی الله علیه وآله) أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي أُمِرْتُ‏ أَنْ‏ أُقَاتِلَكُمْ حَتَّى تَشْهَدُوا أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنِّي مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ فَإِذَا فَعَلْتُمْ ذَلِكَ حَقَنْتُمْ بِهَا أَمْوَالَكُمْ وَ دِمَاءَكُمْ إِلَّا بِحَقِّهَا وَ كَانَ حِسَابُكُمْ‏ عَلَى اللَّه».
    7. ابن بابويه، محمد بن على، عيون أخبار الرضا عليه السلام، 2جلد، نشر جهان - تهران، چاپ: اول، 1378ق،‌ج2، ص64.: «وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيٍّ (علیه السلام) قَالَ قَالَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه و آله)‏ أُمِرْتُ‏ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَقُولُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَإِذَا قَالُوهَا فَقَدْ حُرِّمَ‏ عَلَيَ‏ دِمَاؤُهُمْ وَ أَمْوَالُهُمْ».
    8. اهل كتاب اگر قرارداد ذمه و پرداخت جزيه را بپذيرند، اهل ذمه به حساب مى ‏آيند و به آنها ذمّى گفته مى ‏شود. در مقابل ذمّى حربى قرار دارد كه به معنى كسى است كه با مسلمانان در مقام جنگ است.
    9. غير اهل كتاب مانند ملحدان و مشركان درصورتى كه با مسلمانان پيمان هدنه منعقد كرده باشند«معاهَد»ناميده مى ‏شوند.
    10.مستأمن، امان داده شده، به كافرى مى‏ گويند كه دست از نبرد كشيده وامان خواسته ‏است كه توسط رزمندگان اسلام يا فرمانده به او امان داده مى‏ شود.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۸/۰۴/۱۲ در ساعت ۱۶:۴۳
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود