صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا جهان از عدم محض خلق شده؟

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    183
    مورد تشکر
    393 پست
    حضور
    3 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط farid14 نمایش پست
    درواقع می خواهم بدانم کلمه عدم از قرآن یا احادیث ائمه علیه السلام استنباط می شود؟
    واژه عدم در قرآن به کار نرفته است، اما در روایات این کلمه و مشتقات آن استفاده شده است.
    به عنوان مثال امام صادق علیه السلام در بخشی از جواب ابو شاکر دیصانی می فرماید: «فَإِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّ الْمَعْدُومَ‏ لَا يُحْدِثُ شَيْئاً»؛ همانا تو میدانی که معدوم چیزی را نمی تواند خلق کند.(توحید صدوق، ص290) و یا امام رضا علیه السلام در روایتی اعتقادی می فرماید: «هَذَا مَعْدُومٌ‏ أَنْ يَكُونَ اثْنَانِ بِمَعْنًى وَاحِدٍ مِنْ كُلِّ جِهَة»؛ اینکه دو چیز از تمام جهات به یک معنا باشند، معدوم(محال) است.(عیون، ج2، ص186)
    عبارات دیگری نیز در این رابطه وجود دارد که بیان آنها بحث را طولانی می کند.
    اما چه این کلمه در نقل استفاده شده باشد یا نه، بالاخره یک مفهومی است که انسان آن را درک می کند و در تاملات و تعقل خود استفاده می کند.

    آیا جهان از عدم محض خلق شده؟


  2. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۶
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    416 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست
    واژه عدم در قرآن به کار نرفته است، اما در روایات این کلمه و مشتقات آن استفاده شده است.
    سلام
    البته در قرآن هم به عدم اشاره شده مانند آیه ای که میفرماید آیا از هیچ خلق شده اند یا خود خالق خویش اند؟

    أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ

  3. تشکرها 3


  4. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۶
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    416 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست
    تنها امر وجودی که می توان قبل از خلقت اشیاء در نظر گرفت، خود خداست!
    سلام
    البته فردی ممکنه اشکال کنه لابد خدا خود بصورت اشیا در آمده(چنانچه بعضی تفاسیر وحدت وجود چنین است) یا در خلقت بخشی از خدا صرف جهان خلق شده(نعوذ بالله)

    بنده البته با این اشکال موافق نیستم اما بنظر میاد درک آن مشکل باشد.

  5. تشکرها 2


  6. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    214
    مورد تشکر
    435 پست
    حضور
    3 روز 4 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    275
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست
    سلام

    واژه عدم در قرآن به کار نرفته است، اما در روایات این کلمه و مشتقات آن استفاده شده است.
    به عنوان مثال امام صادق علیه السلام در بخشی از جواب ابو شاکر دیصانی می فرماید: «فَإِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّ الْمَعْدُومَ‏ لَا يُحْدِثُ شَيْئاً»؛ همانا تو میدانی که معدوم چیزی را نمی تواند خلق کند.(توحید صدوق، ص290) و یا امام رضا علیه السلام در روایتی اعتقادی می فرماید: «هَذَا مَعْدُومٌ‏ أَنْ يَكُونَ اثْنَانِ بِمَعْنًى وَاحِدٍ مِنْ كُلِّ جِهَة»؛ اینکه دو چیز از تمام جهات به یک معنا باشند، معدوم(محال) است.(عیون، ج2، ص186)
    عبارات دیگری نیز در این رابطه وجود دارد که بیان آنها بحث را طولانی می کند.
    اما چه این کلمه در نقل استفاده شده باشد یا نه، بالاخره یک مفهومی است که انسان آن را درک می کند و در تاملات و تعقل خود استفاده می کند.
    سلام.
    ازتوضیح شماکارشناس محترم ممنونم.
    حدیثی که از امام رضا علیه السلام نقل کردید نیاز به توضیح بیشتری دارد.
    ای کاش عبارات دیگری که فرمودید توضیح می دادید.
    بهرحال از نظرما مهفوم کلمه عدم وخود کلمه عدم علاوه براینکه دراحادیث ائمه علیه السلام و درقرآن هم ممکن است به آن اشاره شده باشد.

    ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿۵۳﴾ الأنفال
    اين [كيفر] بدان سبب است كه خداوند نعمتى را كه بر قومى ارزانى داشته تغيير نمى‏ دهد مگر آنكه آنان آنچه را در دل دارند تغيير دهند و خدا شنواى داناست.

  7. تشکر


  8. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    214
    مورد تشکر
    435 پست
    حضور
    3 روز 4 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    275
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محب خدا نمایش پست
    سلام
    البته در قرآن هم به عدم اشاره شده مانند آیه ای که میفرماید آیا از هیچ خلق شده اند یا خود خالق خویش اند؟

    أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ
    سلام.
    لطفا"نام سوره وشماره آیه راذکربفرمایید. باتشکٌر.

    ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿۵۳﴾ الأنفال
    اين [كيفر] بدان سبب است كه خداوند نعمتى را كه بر قومى ارزانى داشته تغيير نمى‏ دهد مگر آنكه آنان آنچه را در دل دارند تغيير دهند و خدا شنواى داناست.

  9. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۶
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    416 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط farid14 نمایش پست
    سلام.
    لطفا"نام سوره وشماره آیه راذکربفرمایید. باتشکٌر.
    سلام

    سوره طور آیه 35

  10. تشکرها 2


  11. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    183
    مورد تشکر
    393 پست
    حضور
    3 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1

    جمع بندی





    پرسش:
    خداوند جهان را از عدم محض خلق کرده یا از یک نمونه اولیه؟


    پاسخ:
    مقدمه؛ خالقيت خداوند به دو صورت است؛ گاهي خلقت ابداعي است، بطوري كه احداث و ایجاد اشياء مسبوق به مادّه و زمان نباشد.(1) و يا بي سابقه باشد كه ابداع چیزی، به معنای اختراع آن بدون نمونه قبلی است.(2) گاهي نيز خلقت به همراه ماده و زمان يا فقط ماده است كه در صورت اول مواليد و در صورت دوم اختراع خواهد بود. و وقتی ابداع در مورد خداوند استعمال می‌شود به معنای ایجاد چیزی بدون نیاز به آلت، ماده، زمان و مکان است، و این تنها به خداوند اختصاص دارد.(3)
    با توجه به مقدمه مذکور، خلق از عدم اگر به معنای این است که عدم ماده برای تحقق امر وجودی شود، این امر محال است؛ چرا که عدم نقیض وجود است و خلقت از عدم به معنای تبدیل عدم به وجود است، در حالی که این دو نقیض هم هستند و نمی توان از نیستی استفاده کرد(استفاده کردن باید از امری وجودی باشد و استفاده از امر عدمی معنا ندارد) و هستی را پدید آورد. به عبارتي شبهه از اينجا ناشی مي شود كه با پيش زمينه ي نياز خلقت به ماده اوليه، به خلقت ابتدائي خداوند نگاه كنيم. پس منظور الهيون از عبارت«خلق الله الاشياء‌ من العدم؛ خداوند اشیاء را از عدم خلق کرد» سابقه عدمي آنهاست نه اينكه علت مادي اشياء‌، عدم است و خداوند از عدم آنها را خلق كرده است.(4) توضیح بیشتر اینکه برای تحقق چیزی، چهار علت باید جمع شود: علت مادی، صوری، فاعلی و غایی. در خلق جهان نیز مسلما علت فاعلی خداست و خلق از عدم یا وجود، برمی گردد به علت مادی عالم. در این صورت اگر علت مادی عالم عدم باشد، یعنی خداوند متعال از هیچ و عدم، چیزی را به وجود آورده است. این جمله به معنای این است که از جمع شدن مقداری نیستی، هستی به وجود آمده است! این همان تناقض است که مثلا از جمع شدن مقداری صفر، یک عدد به وجود بیاید.
    بدین ترتیب اگر هستی را تجلی خداوند متعال بدانیم، عالم سابقه عدمی خواهد داشت، در حالی که از عدم خلق نشده است، بلکه نمودی از اوصاف خداوند خواهد بود؛ مانند عکسی که در آینه منعکس می شود، عالم تمام قوامش به خالق است و از خود چیزی ندارد. بر مبنای متکلمان نیز خداوند متعال هستی را بدون استناد به ماده و مدت خلق کرده است، چنین خلقی اصلا نیاز به ماده یا همان علت مادی ندارد. به عبارت دیگر صرف وجود علت فاعلی برای تحقق خلق اولیه کافی است. به همین دلیل فلاسفه تنها علت فاعلی و غایی را علت حقیقی می دانند، به صورتی که حتی اگر علت مادی و صوری هم نباشند، تحقق چیزی ممتنع نیست.
    پاسخ به این سوال در خطبه فدكيه حضرت زهرا(سلام الله عليها) نیز مورد اشاره قرار گرفته است: «ابتدع الأشياء لا من شيء»؛ خداوند اشياء را از چيزی نیافريد.(5) معني اين فرمايش اين نيست كه خداوند اشياء را از عدم آفريد! بلکه در مقام بیان خلق ابداعی و عدم نیاز چنین خلقی به ماده اولیه است. به عبارت دیگر حدیث مذکور، تبیین می کند که نقیضِ آفریدن «از چیزی»، آفریدن از ناچیز یا عدم نیست که اشکال شود: عدم که چیزی نیست تا از او خلقی صورت گیرد! بلکه نقیض آن، آفریدنِ «نه از چیزی» است که به معنای آفرینش بی مثال و ابداعی می باشد.(6)

    بنابراین خداوند متعال نه عالم را از نمونه اولیه خلق کرده و نه از عدم محض(به این معنا که عدم، علت مادی برای خلق باشد) بلکه خداوند متعال ماده اولیه عالم را به نحو ابداع به وجود آورد، یعنی بدون ماده و مدت خلق کرده و پس از آن نیز به صورت مصنوع و خلق از ماده اولیه، دیگر مخلوقات را خلق کرده است. بدین ترتیب هر چیزی نشات گرفته از خدای متعال بوده اما نه به این معنا که خدا ماده خلق است! بلکه خدا برای خلق نیازی به ماده ندارد و در ابداع، نیازی به ماده اولیه نیست و صرف وجود خالق کفایت می کند. این خلق نیز به معنای خلق از عدم نیستند، چراکه عدم چیزی نیست که ماده یا علت مادی برای خلق عالم باشد و تعبیر خلق از عدم به معنای سابقه نداشتن چیزی است.


    پی نوشت ها:
    1. جرجانی، سید شریف علی بن محمد، (1370)، التعریفات، چهارم، تهران، ناصرخسرو، ج1، ص3.
    2. طريحي، فخر الدين بن محمد، (1375)، مجمع البحرين، احمد حسيني اشكوري،‌ سوم، تهران، مرتضوي، ج4، ص298.
    3. راغب اصفهانی، حسين بن محمد، (1412)، مفردات ألفاظ القرآن‏، اول، بیروت، دار القلم، ج1، ص38.
    4. مفيد، محمد بن محمد، (1421)، الامثل في تفسير كتاب الله المنزل،‌ اول، قم، مدرسة الامام علي بن ابي طالب(علیه السلام)، ج4، ص415.
    5. طبرسی، احمد بن علی، (1403)، الإحتجاج على أهل اللجاج، تصحیح محمدباقر خرسان، اول، مشهد، نشر مرتضی، ج‏1 ؛ ص98. حضرت علي(عليه‌السلام) نیز در این رابطه می فرماید: «الذي لا من شي‏ءٍ كان، و لا من شي‏ءٍ خلق ما كان... و كل صانع شي‏ءٍ فمِن شي‏ءٍ صَنَع و اللهُ لا من شي‏ءٍ صنع ما خلق»؛ خدايي كه نه از چيزي كه از قبل بود، وجود يافت، و نه آنچه را خلق فرمود از چيزي آفريد... سازنده هر چيزي آن را از چيزي ساخته است و خدا آنچه را آفريده نو و بديع يعني «لا من شي‏ءٍ» آفريده و ساخته است.(کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، (1407)، الکافی، چهارم، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ج1، ص134و 135)
    6. برای توضیح بیشتر ر.ک: جوادي آملي، عبد الله، (1383)، توحيد در قرآن، حيدر علي ايوبي، اول، قم، اسراء، ص383.

    ویرایش توسط عامل : ۱۳۹۸/۰۱/۲۸ در ساعت ۰۹:۴۱
    آیا جهان از عدم محض خلق شده؟

صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود