صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا جهان از عدم محض خلق شده؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۶
    نوشته
    206
    مورد تشکر
    388 پست
    حضور
    7 روز 13 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا جهان از عدم محض خلق شده؟




    با سلام

    آیا خدا جهان را از عدم محض خلق کرده یا از یک نمونه اولیه؟

  2. تشکر


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    5,116
    مورد تشکر
    10,655 پست
    حضور
    169 روز 23 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    18




    با نام و یاد دوست

    آیا جهان از عدم محض خلق شده؟

    کارشناس بحث: استاد عامل


    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    آیا جهان از عدم محض خلق شده؟

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    179
    مورد تشکر
    387 پست
    حضور
    3 روز 21 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1




    بسم الله الرحمن الرحیم


    با عرض سلام و تبریک به مناسبت مبعث رسول اکرم(صلی الله علیه و آله)

    قبل از هر چیز باید توجه داشت که خلق از روی نمونه در مقابل خلق بدون نمونه است و خلق از عدم نیز در مقابل خلق از وجود است. بنابراین دو مطلب مذکور در مقابل هم نیستند.
    نکته بعدی اینکه خالقيت خداوند به دو صورت است؛ گاهي خلقت ابداعي است، بطوري كه احداث و ایجاد اشياء مسبوق به مادّه و زمان نباشد.(1) و يا بي سابقه باشد كه ابداع چیزی، به معنای اختراع آن بدون نمونه قبلی است.(2) گاهي نيز خلقت به همراه ماده و زمان يا فقط ماده است كه در صورت اول مواليد و در صورت دوم اختراع خواهد بود. و وقتی ابداع در مورد خداوند استعمال می‌شود به معنای ایجاد چیزی بدون نیاز به آلت، ماده، زمان و مکان است، و این تنها به خداوند اختصاص دارد.(3)

    با توجه به مقدمات مذکور، خلق از عدم اگر به معنای این است که عدم ماده برای تحقق امر وجودی شود، این امر محال است؛ چرا که عدم نقیض وجود است و خلقت از عدم به معنای تبدیل عدم به وجود است، در حالی که این دو نقیض هم هستند و نمی توان از نیستی استفاده کرد(استفاده کردن باید از امری وجودی باشد و استفاده از امر عدمی معنا ندارد) و هستی را پدید آورد. به عبارتي شبهه از اينجا ناشی مي شود كه با پيش زمينه ي نياز خلقت به ماده اوليه، به خلقت ابتدائي خداوند نگاه كنيم. پس منظور الهيون از عبارت«خلق الله الاشياء‌ من العدم؛ خداوند اشیاء را از عدم خلق کرد» سابقه عدمي آنهاست نه اينكه علت مادي اشياء‌، عدم است و خداوند از عدم آنها را خلق كرده است.(4)

    این مساله در خطبه فدكيه حضرت زهرا(سلام الله عليها) نیز مورد اشاره قرار گرفته است: «ابتدع الأشياء لا من شيء»؛ خداوند اشياء را از چيزی نیافريد.(5) معني اين فرمايش اين نيست كه خداوند اشياء را از عدم آفريد! بلکه در مقام بیان خلق ابداعی و عدم نیاز چنین خلقی به ماده اولیه است. به عبارت دیگر حدیث مذکور، تبیین می کند که نقیضِ آفریدن «از چیزی»، آفریدن از ناچیز یا عدم نیست که اشکال شود: عدم که چیزی نیست تا از او خلقی صورت گیرد! بلکه نقیض آن، آفریدنِ «نه از چیزی» است که به معنای آفرینش بی مثال و ابداعی می باشد.(6)

    بنابراین خداوند متعال نه عالم را از نمونه اولیه خلق کرده و نه از عدم محض(به این معنا که عدم، علت مادی برای خلق باشد) بلکه خداوند متعال ماده اولیه عالم را به نحو ابداع به وجود آورد، یعنی بدون ماده و مدت خلق کرده و پس از آن نیز به صورت مصنوع و خلق از ماده اولیه، دیگر مخلوقات را خلق کرده است.


    پی نوشت ها:
    1. جرجانی، سید شریف علی بن محمد، (1370)، التعریفات، چهارم، تهران، ناصرخسرو، ج۱، ص۳.
    2. طريحي، فخر الدين بن محمد، (1375)، مجمع البحرين، احمد حسيني اشكوري،‌ سوم، تهران، مرتضوي، ج۴، ص۲۹۸.
    3. راغب اصفهانی، حسين بن محمد، (1412)، مفردات ألفاظ القرآن‏، اول، بیروت، دار القلم، ج۱، ص۳۸.
    4. مفيد، محمد بن محمد، (1421)، الامثل في تفسير كتاب الله المنزل،‌ اول، قم، مدرسة الامام علي بن ابي طالب(علیه السلام)، ج4، ص415.
    5. طبرسی، احمد بن علی، (1403)، الإحتجاج على أهل اللجاج، تصحیح محمدباقر خرسان، اول، مشهد، نشر مرتضی، ج‏1 ؛ ص98. حضرت علي(عليه‌السلام) نیز در این رابطه می فرماید: «الذي لا من شي‏ءٍ كان، و لا من شي‏ءٍ خلق ما كان... و كل صانع شي‏ءٍ فمِن شي‏ءٍ صَنَع و اللهُ لا من شي‏ءٍ صنع ما خلق»؛ خدايي كه نه از چيزي كه از قبل بود، وجود يافت، و نه آنچه را خلق فرمود از چيزي آفريد... سازنده هر چيزي آن را از چيزي ساخته است و خدا آنچه را آفريده نو و بديع يعني «لا من شي‏ءٍ» آفريده و ساخته است.(کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، (1407)، الکافی، چهارم، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ج1، ص134و 135)
    6. برای توضیح بیشتر ر.ک: جوادي آملي، عبد الله، (1383)، توحيد در قرآن، حيدر علي ايوبي، اول، قم، اسراء، ص383.


    آیا جهان از عدم محض خلق شده؟

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    70
    مورد تشکر
    130 پست
    حضور
    1 روز 5 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    251
    آپلود
    0
    گالری
    0



    عدم یعنی چه؟ تعریف عدم چیست؟عدم حتما" معنایی خاصی دارد؟
    ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿۵۳﴾ الأنفال
    اين [كيفر] بدان سبب است كه خداوند نعمتى را كه بر قومى ارزانى داشته تغيير نمى‏ دهد مگر آنكه آنان آنچه را در دل دارند تغيير دهند و خدا شنواى داناست.

  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۶
    نوشته
    206
    مورد تشکر
    388 پست
    حضور
    7 روز 13 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست
    بنابراین خداوند متعال نه عالم را از نمونه اولیه خلق کرده و نه از عدم محض(به این معنا که عدم، علت مادی برای خلق باشد) بلکه خداوند متعال ماده اولیه عالم را به نحو ابداع به وجود آورد، یعنی بدون ماده و مدت خلق کرده و پس از آن نیز به صورت مصنوع و خلق از ماده اولیه، دیگر مخلوقات را خلق کرده است.
    با سلام و تشکر از شما

    بنده فهمیدن این مطلب برایم کمی سخت و گیج کننده است..چون وقتی بگیم خدا عالم را نه از نمونه اولیه خلق کرد یعنی نمونه اولیه وجود نداشت.و این یعنی عدم وجود هیچ چیزی.و از آن طرف هم میگوییم از عدم محض هم خلق نشده. البته وقتی بنده سوال کردم خدا عالم را از عدم محض افریده تصورم این نیست که عدم محض شده علت برای خلق.بلکه علت خود خداست ولی بدون نیاز به خلق کردن از یک نمونه اولیه و خمیر مایه آفرینش.ولی وقتی هم نمونه اولیه ای هم در کار نیست دیگر باید گفت از خدا از عدم خلق کرده.

  10. تشکر


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    179
    مورد تشکر
    387 پست
    حضور
    3 روز 21 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط farid14 نمایش پست
    عدم یعنی چه؟ تعریف عدم چیست؟عدم حتما" معنایی خاصی دارد؟
    عدم یک مفهوم ساخته ذهن است، وگرنه در خارج مصداق ندارد.
    توضیح اینکه در تقسیم بندی عدم، دو نوع لحاظ شده است: عدم مطلق، عدم مضاف.
    عدم مضاف همان عدمی است که انسان می تواند از نبود برخی اشیاء وجودی درک کند، مثلا دیروز این گل روی تاقچه بود، اما امروز نیست. از این تفاوت بین گذشته و آینده که برخی اشیاء بودند و الان نیستند، ذهن انسان مفهوم عدم را استخراج می کند.
    در مرحله دوم همین مفهوم عدم مضاف را گسترش داده و مفهوم عدم مطلق را به معنای نیستی محض ادراک می کند. به تعبیر فلاسفه عدم جزو معقولات ثانیه است، یعنی ما بازاء خارجی ندارد. در حالی که مفاهیم اولیه که انسان درک می کند، ما بازاء خارجی دارند. مثلا مفهوم درخت که ما درک می کنیم برگرفته از موجود خارجی درخت است و در عالم خارج چیزی به نام درخت وجود دارد و ما مفهومی را از همان وجود خارجی برداشت می کنیم، این دست از مفاهیم، مفاهیم اولیه هستند که در مقابل مفاهیم ثانویه قرار می گیرند.
    در هر حال عدم یا نیستی، مصداق خارجی ندارد و مفهومی است ساخته ذهن بشر، در عین حال این مفهوم را همه انسان ها درک می کنند.

    آیا جهان از عدم محض خلق شده؟

  12. تشکر


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    179
    مورد تشکر
    387 پست
    حضور
    3 روز 21 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط محب خدا نمایش پست
    بنده فهمیدن این مطلب برایم کمی سخت و گیج کننده است..چون وقتی بگیم خدا عالم را نه از نمونه اولیه خلق کرد یعنی نمونه اولیه وجود نداشت.و این یعنی عدم وجود هیچ چیزی.و از آن طرف هم میگوییم از عدم محض هم خلق نشده. البته وقتی بنده سوال کردم خدا عالم را از عدم محض افریده تصورم این نیست که عدم محض شده علت برای خلق.بلکه علت خود خداست ولی بدون نیاز به خلق کردن از یک نمونه اولیه و خمیر مایه آفرینش.ولی وقتی هم نمونه اولیه ای هم در کار نیست دیگر باید گفت از خدا از عدم خلق کرده.
    نداشتن نمونه اولیه ملازمه ای با خلق از عدم ندارد. به عبارت دیگر نداشتن نمونه اولیه به معنای نداشتن سابقه است و این نداشتن سابقه در خلق چیزی ممکن است از امر وجودی نشات گرفته باشد. به همین دلیل یکی از اسامی خداوند متعال «بدیع» است.
    همانطور که می دانید برای تحقق چیزی، چهار علت باید جمع شود: علت مادی، صوری، فاعلی و غایی. در خلق جهان نیز مسلما علت فاعلی خداست و خلق از عدم یا وجود، برمی گردد به علت مادی عالم. حالا اگر علت مادی عالم عدم باشد، یعنی خداوند عالم از هیچ، چیزی را به وجود آورده است. این جمله به معنای این است که از جمع شدن مقداری نیستی، هستی به وجود آمده است! این همان تناقض است که مثلا از جمع شدن مقداری مثلا صفر، یک عدد به وجود بیاید.
    اما اگر هستی را تجلی خداوند متعال بدانیم، عالم سابقه عدمی خواهد داشت، در حالی که از عدم خلق نشده است، بلکه نمودی از اوصاف خداوند خواهد بود. بر مبنای متکلمان نیز خداوند متعال هستی را بدون استناد به ماده و مدت خلق کرده است، چنین خلقی اصلا نیاز به ماده یا همان علت مادی ندارد. به عبارت دیگر صرف وجود علت فاعلی برای تحقق خلق اولیه کافی است. به همین دلیل فلاسفه تنها علت فاعلی و غایی را علت حقیقی می دانند، به صورتی که حتی اگر علت مادی و صوری هم نباشند، تحقق چیزی ممتنع نیست.


    آیا جهان از عدم محض خلق شده؟

  14. تشکر


  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۶
    نوشته
    206
    مورد تشکر
    388 پست
    حضور
    7 روز 13 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست
    داشتن نمونه اولیه ملازمه ای با خلق از عدم ندارد. به عبارت دیگر نداشتن نمونه اولیه به معنای نداشتن سابقه است و این نداشتن سابقه در خلق چیزی ممکن است از امر وجودی نشات گرفته باشد. به همین دلیل یکی از اسامی خداوند متعال «بدیع» است.
    این امر وجودی که خلق چیزی از آن نشات گرفته چیست؟ شاید این بتواند پاسخ سوال را واضح کند.

  16. تشکر


  17. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    70
    مورد تشکر
    130 پست
    حضور
    1 روز 5 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    251
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست
    سلام

    عدم یک مفهوم ساخته ذهن است، وگرنه در خارج مصداق ندارد.
    توضیح اینکه در تقسیم بندی عدم، دو نوع لحاظ شده است: عدم مطلق، عدم مضاف.
    عدم مضاف همان عدمی است که انسان می تواند از نبود برخی اشیاء وجودی درک کند، مثلا دیروز این گل روی تاقچه بود، اما امروز نیست. از این تفاوت بین گذشته و آینده که برخی اشیاء بودند و الان نیستند، ذهن انسان مفهوم عدم را استخراج می کند.
    در مرحله دوم همین مفهوم عدم مضاف را گسترش داده و مفهوم عدم مطلق را به معنای نیستی محض ادراک می کند. به تعبیر فلاسفه عدم جزو معقولات ثانیه است، یعنی ما بازاء خارجی ندارد. در حالی که مفاهیم اولیه که انسان درک می کند، ما بازاء خارجی دارند. مثلا مفهوم درخت که ما درک می کنیم برگرفته از موجود خارجی درخت است و در عالم خارج چیزی به نام درخت وجود دارد و ما مفهومی را از همان وجود خارجی برداشت می کنیم، این دست از مفاهیم، مفاهیم اولیه هستند که در مقابل مفاهیم ثانویه قرار می گیرند.
    در هر حال عدم یا نیستی، مصداق خارجی ندارد و مفهومی است ساخته ذهن بشر، در عین حال این مفهوم را همه انسان ها درک می کنند.
    سلام علیکم.
    ازاین که زحمت کشید وقت گذاشتید پاسخ دادیدممنونم.
    من بیشتر می خواستم بدانم آیاکلمه عدم مفهوم قرآنی هم دارد یانه؟ درواقع می خواهم بدانم کلمه عدم از قرآن یا احادیث ائمه علیه السلام استنباط می شود؟ باتشکر ازشما.

    ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿۵۳﴾ الأنفال
    اين [كيفر] بدان سبب است كه خداوند نعمتى را كه بر قومى ارزانى داشته تغيير نمى‏ دهد مگر آنكه آنان آنچه را در دل دارند تغيير دهند و خدا شنواى داناست.

  18. تشکر


  19. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    179
    مورد تشکر
    387 پست
    حضور
    3 روز 21 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط محب خدا نمایش پست
    این امر وجودی که خلق چیزی از آن نشات گرفته چیست؟ شاید این بتواند پاسخ سوال را واضح کند.
    تنها امر وجودی که می توان قبل از خلقت اشیاء در نظر گرفت، خود خداست!
    به نظر عرفا عالم هستی نمودی از خداست، مانند عکسی که در آینه منعکس می شود، عالم تمام قوامش به خالق است و از خود چیزی ندارد.
    دیگر متفکران اسلامی مانند فلاسفه نیز مبدء را خدایی می دانند که برای خلق نیازی به ماده ندارد و اولین موجود این عالم را به اضافه اشراقیه خلق کرده است. در اضافه اشراقیه تنها وجود یک طرف کافی است. به عبارتی یک طرف خالق است و اضافه متکی به اوست. پس طرف دیگری لازم نیست تا این سوال پیش بیاید که ماده اولیه چه بود؟
    متکلمان هم خدا را منشائی می دانند که دو نوع خلق دارد، یکی خلق بدون ماده و دیگری خلق با ماده که همان مصنوع است. در مورد مصنوع این سوال که ماده اولیه چه بود، صحیح است، اما در مورد خلق اولیه، ابداع را مطرح می کنند که ابداع نیز خلق بدون ماده است.
    در هر حال هر چه نشات گرفته از خدای متعال بوده اما نه به این معنا که خدا ماده خلق است! بلکه خدا برای خلق نیازی به ماده ندارد و در اضافه اشراقی و یا ابداع، نیازی به ماده اولیه نیست و صرف وجود خالق کفایت می کند. این دو نوع خلق نیز به معنای خلق از عدم نیستند، چراکه عرض شد عدم چیزی نیست که ماده یا علت مادی برای خلق عالم باشد و تعبیر خلق از عدم به معنای سابقه نداشتن چیزی است.

    آیا جهان از عدم محض خلق شده؟

  20. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود