جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: انگیزه یا هدف برای زندگی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۸
    نوشته
    1
    تشکر:
    1
    حضور
    1 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    انگیزه یا هدف برای زندگی




    به نام خدا

    با عرض سلام

    ازمدتی که با تفکر و عقل خودم شروع به شناخت و درک حقیقت زندگی کردم .هر روز زندگی ام خراب تر از قبل شده چون تا به جواب سوالی می رسم سوالی بزرگتر ازقبل ذهنم را به چالش کشیده است.
    مدتی هست دنبال دلیلی (انگیزه ای) برای ادامه زندگی و تلاش برای رسیدن به خدا هستم یا بقولی تنها هدفم بندگی خداست...اما جالب این که اصلا تلاشی ندارم ..

    دلیلم هم این است...انگیزشی در وجودم نیست..زیرا با اینکه گناهکارم واعمال خوبی نداشتم .باز با این حال دوس ندارم از ترس جهنم بخاطر گناهانم یا طمع به بهشت پر ز زرق و برق زندگی کنم...

    جواب دین و روحانیون این است خدا انسان رو افریده برای عبادت و ازمون ..ودر قران هم هست....من به این موضوع شکی ندارم وقبول دارم واین مطلب حقیقتی اشکار است

    ولی چرااا؟؟؟؟مهم اینه خدا به عبادت ما نیاز نداره وما هستیم که نیازمندیم...با این وجود چرااا ی این موضوع گنگ هست..

    ویرایش توسط بدیع : ۱۳۹۸/۰۱/۱۹ در ساعت ۰۰:۳۴

  2. تشکر


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    5,259
    مورد تشکر
    10,769 پست
    حضور
    172 روز 12 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    18




    با نام و یاد دوست

    انگیزه یا هدف برای زندگی

    کارشناس بحث: استاد بدیع


    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    انگیزه یا هدف برای زندگی

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۶
    نوشته
    161
    مورد تشکر
    328 پست
    حضور
    7 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط arazsoldier نمایش پست
    با عرض سلام

    ازمدتی که با تفکر و عقل خودم شروع به شناخت و درک حقیقت زندگی کردم .هر روز زندگی ام خراب تر از قبل شده چون تا به جواب سوالی می رسم سوالی بزرگتر ازقبل ذهنم را به چالش کشیده است.
    مدتی هست دنبال دلیلی (انگیزه ای) برای ادامه زندگی و تلاش برای رسیدن به خدا هستم یا بقولی تنها هدفم بندگی خداست...اما جالب این که اصلا تلاشی ندارم ..

    دلیلم هم این است...انگیزشی در وجودم نیست..زیرا با اینکه گناهکارم واعمال خوبی نداشتم .باز با این حال دوس ندارم از ترس جهنم بخاطر گناهانم یا طمع به بهشت پر ز زرق و برق زندگی کنم...

    جواب دین و روحانیون این است خدا انسان رو افریده برای عبادت و ازمون ..ودر قران هم هست....من به این موضوع شکی ندارم وقبول دارم واین مطلب حقیقتی اشکار است

    ولی چرااا؟؟؟؟مهم اینه خدا به عبادت ما نیاز نداره وما هستیم که نیازمندیم...با این وجود چرااا ی این موضوع گنگ هست..
    با سلام

    پرسشگر گرامی
    هدفی که در منابع دینی برای انسان به تصویر کشیده شده است رسیدن به سعادت است. در قرآن کریم در آیات متعددی تعبیر «لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون‏؛ به این امید که رستگار شوید.»(1) آمده است. سعادت در ساده ترین تعبیر به معنای لذت و آرامش پایدار است که در سایه قرب الهی تحقق پیدا کند. چنین هدفی نیاز و درخواست ذاتی هر انسان است و هیچ کسی نمی تواند خودش را از آن بی نیاز بداند. هر مقصدی از مسیر خاصی قابل دستیابی و هر هدفی به وسیله خاصی قابل تحقق است. مسیر رسیدن به سعادت زندگی دنیا و وسیله تحقق آن عبادت است. عبادت و بندگی خداوند باعث میشود عبد جایگاه واقعی خود را نسبت به خداوند بیابد و در آن قرار گیرد. جایگاه که در نزدیک ترین موقعیت ممکن به خداوند متعال است.
    آیت الله مصباح(حفظه الله) در این باره تبیین جامعی دارند که خدمت شما تقدیم میکنیم. ان شا الله که بتواند به شما برای دستیابی به انیگزه در زندگی کمک کند:


    پی نوشت:
    1. بقره، 189.


  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۶
    نوشته
    161
    مورد تشکر
    328 پست
    حضور
    7 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «قـرآن کـريم کمـال نهـايي انسـان را قـرب الهـي مـي دانـد . وقتـي قرب را تحليل ميکنيم مـي بينـيم کـه منظـور از آن، قـرب مكـاني يـا زمـاني نيسـت چـون هيچگـاه انسـان بـا خـداي متعال رابطه زماني يا مكاني نخواهد داشت. چنـين رابطـه اي فقـط مـي توانـد بـين دو موجـود جسـماني برقـرار باشـد دو موجودي که در ظرف زمان و مكان قـرار گيرنـد . امـا اگـر يكـي از طـرفين خـارج از ظـرف زمـان و مكـان باشـد رابطـه زماني و مكاني بين آن و امري که خارج از زمان و مكان است، حاصل نخواهد شد. همـينطـور ايـن قـرب، يـك امـر اعتبـاري و تشـريفاتي محـض نيسـت بلكـه داراي يـك منشـأ تكـويني اسـت. يعنـي نميتوان قرارداد کرد کـه مـثالا فـلان فـرد بـه خـدا مقـرب اسـت مگـر آن کـه يـك منشـأ تكـويني داشـته باشـد . و الا لازمه آن اين است که اخلاق تابع اعتبـارات و قراردادهـاي محـض باشـد . بـدون شـك ايـن قـرب، يـك قـرب وجـودي است، رابطه اي است که بين خدا و انسان، تكويناً حاصـل مـي شـود، امـا ايـن چگونـه رابطـه اي اسـت آيـا رابطـة عليـت است يا چيز ديگري است؟ رابطه عليـت موجـب قـرب تكـويني اسـت کـه خـدا نسـبت بـه همـه موجـودات دارد. خـداي متعال احاطة وجودي بر همة مخلوقات خودش دارد و هيچ چيز از او دور نيست. پـس منظـور از ايـن قـرب چيسـت؟ آيـا يـك رابطـه علمـي ذهنـي اسـت بـه معنـاي ايـن کـه هـر انسـاني کـه معـرفتش نسـبت بـه خـدا بيشـتر باشـد و قضـاياي بيشـتر و صـادقتـري را نسـبت بـه خـداي متعـال بدانـد، بـه خـدا نزديكتر خواهد بود چه بسا ايـن مطلـب از نظريـه مشـائيان بـه دسـت آيـد . امـا ايـن نظريـه هـم موافـق بيـنش هـاي اسلامي نيست. از نظر عقلي هم قابل مناقشـه اسـت، صرف ايـن کـه انسـان مفـاهيم ذهنـي را کسـب کنـد ايـن دليـل کمالش نميشود. البته يك کمال نسبي نسـبت بـه آن کسـاني کـه فاقـد ايـن مفـاهيم هسـتند خواهـد داشـت ولـي ايـن را نميشود کمال نهايي انسان حساب کرد. از آنچه که در کتاب و سنّت وارد شـده و قابـل تحليـل فلسـفي و عقلـي هـم هسـت بـه دسـت مـي آيـد کـه روح انسـان در اثر اعمال خاصي رابطه وجودي قويتري با خـداي متعـال پيـدا مـي کنـد و ايـن امـري اسـت حقيقـي و تكـويني ولـي اکتسابي. در اثر اين رابطه، خود جوهر نفس انسان کاملتر مـي شـود و هـر قـدر کمـال نفـس بيشـتر شـود لذائـذش هـم بيشتر خواهد بود. و اين همان معنايي اسـت کـه پيشـتر اشـاره کـرديم کـه کمـال بـا سـعادت ملازمـه دارد. چـون کمـال نفــس اســت و نفــس موجــود مجــرد اســت، کمــال خــودش را مــي يابــد و چــون کمــال بــراي نفــس مناسبترين چيزهاست اين است کـه بيشـترين لـذت را از کمـال خـودش مـي بـرد . پـس اگـر کمـال ثـابتي بـراي نفـس حاصل شود لذت پايداري هم براي نفـس حاصـل خواهـد شـد کـه اسـمش سـعادت اسـت . بـه هـر حـال، اگـر بخـواهيم به زبان فني نوع اين رابطه وجودي را مشخص کنيم بايد بگوييم از قبيل علم حضوري است. اما اين که چگونه و با چه وسايلي مي شود اين رابطـه را تقويـت کـرد امـري بسـيار پيچيـده اسـت . جـواب کلـي آن ايـن است که تقويت اين رابطه تنها و تنها بـه وسـيله عمـل بـه دسـتورات شـرع حاصـل مـي شـود و همـه دسـتورات شـرع به خاطر همين هدف نهـايي نـازل شـده است. البتـه اهـداف متوسـط و نـازلي هـم دارد ولـي هـدف نهايي همه آنها همين است. پس در زمينه تشخيص کمال نهايي مـي تـوانيم ايـن مطلـب را اظهـار کنـيم کـه کمـال نهـايي انسـان در تقويـت رابطـه وجودي او با خداي متعال است به اين معني که علـم حضـوري نفـس بـه خـداي متعـال شـديدتر شـود . هـر قـدر شـدت و قوت و ظهور وجودي بيشتري داشته باشد انسان به خدا نزديكتر خواهد شد.
    ویرایش توسط بدیع : ۱۳۹۸/۰۱/۲۰ در ساعت ۱۰:۰۲

  8. تشکرها 3


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۶
    نوشته
    161
    مورد تشکر
    328 پست
    حضور
    7 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ارتباط اطاعت با قرب

    اطاعت کردن خدا در امور ديني و زنـدگي، ارزش ايجـاد مـي کنـد و بـه تعبيـر ديگـر، موجـب قـرب بـه خـداميشود. چه نسبتي از مسلمانان، خدا را فقط براي رسيدن بـه قـرب عبـادت مـي کننـد؟ حقيقـت ايـن اسـت، کسـاني کـه خـدا رافقط براي »قرب« عبادت مـي کننـد بسـيار نادرنـد . اصـولا يكـي از سـنت هـاي الهـي حـاکم بـر هسـتي ايـن اسـت کـه تعداد وجودهاي کامل نسـبت بـه موجـودات نـاق بسـيار کمتـر اسـت . در ميـان ميليـون هـا انسـان، گـاهي فقـط يـكنابغه پيدا مـي شـود. کسـاني کـه از چنـين معرفـت و کمـال و همتـي برخـوردار باشـند و صـرفاً رضـايت خـدا را در نظـربگيرند، بسيار محدودنـد، امـا همانگونـه کـه سـابقاً بيـان شـد، ارزشهـا در اسـالم، مراتـب و مراحـل بـي شـماري دارنـدکسي هم که خدا را بـراي کسـب بهشـت و گوشـت و ميـ وه و امثـال آن عبـادت کنـد، در حـد خـودش ارزشـمند اسـت،چون او هم از بسياري لذتهاي دنيا صرف نظر کرده و به لذات اخروي دل بسته است.

    ویرایش توسط بدیع : ۱۳۹۸/۰۱/۳۱ در ساعت ۲۰:۱۲

  10. تشکر


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۶
    نوشته
    161
    مورد تشکر
    328 پست
    حضور
    7 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    راه رسيدن به کمال نهایی: عبادت

    اما راجع به شناخت راهي که انسان را به اين کمال مـي رسـاند . تفصـيل ايـن راه را هـم مـي بايسـت از وحـي تلقـي کـردولي آنچه به عنوان تحليل عقلي و به صـورت عنـوان کلـي مـي تـوان مطـرح کـرد ايـن اسـت کـه هـر چـه انسـان را ازاسـتقلال، از خودپرسـتي و از شـرک بـه خـدا دور کنـد در جهـت حصـول ايــن کمـال واقـع مـيشـود. آنچـه موجـبميشـود کـه انسـان رابطـه وجـودي خـودش را بـا خـداي متعـال درسـت نيابـد و علـم حضـوري اش نسـبت بـه خـدايمتعال ضعيف باشد، استقلال دادن به غيـر خـدا اسـت، توجـه دادن بـه غيـر خـدا بـه صـورت موجـودات مسـتقل و مـؤثراستقلالي است که اولش خود انسان است.مادامي که براي هر موجودي غيـر از خـدا اسـتقلال ببينـيم بـين مـا و او حجـابي وجـود دارد. هـر چنـد ايـن اسـتقلال رابراي ملائكه يا براي انبيا بدانيم تفـاوتي نمـي کنـد . پـس کمـال حقيقـي قـرب بـه خـدا اسـت . راه کلـي آن هـم عبـادتاست و ما آفريده شده ايم براي همين که اين راه را بپيماييم تا به آن هدف برسيم.البته روشن است که اگر کسي بخواهـد بـه خـدا نزديـك شـود و بنـدگي او کنـد بـدون شـك اول بايـد خـدا را بشناسـد .پس ارزش حقيقـي انسـان بـدون شـناخت خـدا حاصـل نمـي شـود، علـم و معرفـت بـه خـداي متعـال شـرط الزم بـرايتحقق کمال اخالقي است، ولي اين کافي نيسـت، بلكـه بايـد ايمـان قلبـي هـم داشـته باشـد، در ايمـان، نـوعي اختيـار واراده ملحوظ است. انسان بايد دلش را اختياراً تسليم خدا کنـد . ايـن يـك حالـت قلبـي اسـت کـه در دل پديـد مـي آيـد وصددرصد جبري و اضطراري نيست».(نقد و بررسی مکاتب اخلاقی، ص343-352)

    ویرایش توسط بدیع : ۱۳۹۸/۰۱/۲۰ در ساعت ۱۰:۰۳

  12. تشکرها 2


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۶
    نوشته
    161
    مورد تشکر
    328 پست
    حضور
    7 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش: مدتی است دنبال دلیلی (انگیزه ای) برای ادامه زندگی و تلاش برای رسیدن به خدا هستم. جواب خیلی از روحانیون این است که برای عبادت خدا خلق شده ایم. اما من برای عبادت انگیزه کافی ندارم. چون احساس میکنم خداوند به عبادت ما نیازی ندارد.

    پاسخ: هدفی که در منابع دینی برای انسان به تصویر کشیده شده است رسیدن به سعادت است. در قرآن کریم در آیات متعددی تعبیر «لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون‏؛ به این امید که رستگار شوید.»(1) آمده است. سعادت در ساده ترین تعبیر به معنای لذت و آرامش پایدار است که در سایه قرب الهی تحقق پیدا کند. چنین هدفی نیاز و درخواست ذاتی هر انسان است و هیچ کسی نمی تواند خودش را از آن بی نیاز بداند. هر مقصدی از مسیر خاصی قابل دستیابی و هر هدفی به وسیله خاصی قابل تحقق است. مسیر رسیدن به سعادت زندگی دنیا و وسیله تحقق آن عبادت است. عبادت و بندگی خداوند باعث میشود عبد جایگاه واقعی خود را نسبت به خداوند بیابد و در آن قرار گیرد. جایگاه که در نزدیک ترین موقعیت ممکن به خداوند متعال است.

    آیت الله مصباح(حفظه الله) در این باره تبیین جامعی دارند که خدمت شما تقدیم میکنیم. ان شا الله که بتواند به شما برای دستیابی به انگیزه در زندگی کمک کند:

    کمال نهایی انسان
    «قـرآن کـريم کمـال نهـايي انسـان را قـرب الهـي مـي دانـد . وقتـي قرب را تحليل ميکنيم مـي بينـيم کـه منظـور از آن، قـرب مكـاني يـا زمـاني نيسـت چـون هيچگـاه انسـان بـا خـداي متعال رابطه زماني يا مكاني نخواهد داشت. چنـين رابطـه اي فقـط مـي توانـد بـين دو موجـود جسـماني برقـرار باشـد دو موجودي که در ظرف زمان و مكان قـرار گيرنـد . امـا اگـر يكـي از طـرفين خـارج از ظـرف زمـان و مكـان باشـد رابطـه زماني و مكاني بين آن و امري که خارج از زمان و مكان است، حاصل نخواهد شد. همـينطـور ايـن قـرب، يـك امـر اعتبـاري و تشـريفاتي محـض نيسـت بلكـه داراي يـك منشـأ تكـويني اسـت. يعنـي نميتوان قرارداد کرد کـه مـثالا فـلان فـرد بـه خـدا مقـرب اسـت مگـر آن کـه يـك منشـأ تكـويني داشـته باشـد . و الا لازمه آن اين است که اخلاق تابع اعتبـارات و قراردادهـاي محـض باشـد . بـدون شـك ايـن قـرب، يـك قـرب وجـودي است، رابطه اي است که بين خدا و انسان، تكويناً حاصـل مـي شـود، امـا ايـن چگونـه رابطـه اي اسـت آيـا رابطـة عليـت است يا چيز ديگري است؟ رابطه عليـت موجـب قـرب تكـويني اسـت کـه خـدا نسـبت بـه همـه موجـودات دارد. خـداي متعال احاطة وجودي بر همة مخلوقات خودش دارد و هيچ چيز از او دور نيست. پـس منظـور از ايـن قـرب چيسـت؟ آيـا يـك رابطـه علمـي ذهنـي اسـت بـه معنـاي ايـن کـه هـر انسـاني کـه معـرفتش نسـبت بـه خـدا بيشـتر باشـد و قضـاياي بيشـتر و صـادقتـري را نسـبت بـه خـداي متعـال بدانـد، بـه خـدا نزديكتر خواهد بود چه بسا ايـن مطلـب از نظريـه مشـائيان بـه دسـت آيـد . امـا ايـن نظريـه هـم موافـق بيـنش هـاي اسلامي نيست. از نظر عقلي هم قابل مناقشـه اسـت، صرف ايـن کـه انسـان مفـاهيم ذهنـي را کسـب کنـد ايـن دليـل کمالش نميشود. البته يك کمال نسبي نسـبت بـه آن کسـاني کـه فاقـد ايـن مفـاهيم هسـتند خواهـد داشـت ولـي ايـن را نميشود کمال نهايي انسان حساب کرد. از آنچه که در کتاب و سنّت وارد شـده و قابـل تحليـل فلسـفي و عقلـي هـم هسـت بـه دسـت مـي آيـد کـه روح انسـان در اثر اعمال خاصي رابطه وجودي قويتري با خـداي متعـال پيـدا مـي کنـد و ايـن امـري اسـت حقيقـي و تكـويني ولـي اکتسابي. در اثر اين رابطه، خود جوهر نفس انسان کاملتر مـي شـود و هـر قـدر کمـال نفـس بيشـتر شـود لذائـذش هـم بيشتر خواهد بود. و اين همان معنايي اسـت کـه پيشـتر اشـاره کـرديم کـه کمـال بـا سـعادت ملازمـه دارد. چـون کمـال نفــس اســت و نفــس موجــود مجــرد اســت، کمــال خــودش را مــي يابــد و چــون کمــال بــراي نفــس مناسبترين چيزهاست اين است کـه بيشـترين لـذت را از کمـال خـودش مـي بـرد . پـس اگـر کمـال ثـابتي بـراي نفـس حاصل شود لذت پايداري هم براي نفـس حاصـل خواهـد شـد کـه اسـمش سـعادت اسـت . بـه هـر حـال، اگـر بخـواهيم به زبان فني نوع اين رابطه وجودي را مشخص کنيم بايد بگوييم از قبيل علم حضوري است. اما اين که چگونه و با چه وسايلي مي شود اين رابطـه را تقويـت کـرد امـري بسـيار پيچيـده اسـت . جـواب کلـي آن ايـن است که تقويت اين رابطه تنها و تنها بـه وسـيله عمـل بـه دسـتورات شـرع حاصـل مـي شـود و همـه دسـتورات شـرع به خاطر همين هدف نهـايي نـازل شـده است. البتـه اهـداف متوسـط و نـازلي هـم دارد ولـي هـدف نهايي همه آنها همين است. پس در زمينه تشخيص کمال نهايي مـي تـوانيم ايـن مطلـب را اظهـار کنـيم کـه کمـال نهـايي انسـان در تقويـت رابطـه وجودي او با خداي متعال است به اين معني که علـم حضـوري نفـس بـه خـداي متعـال شـديدتر شـود. هـر قـدر شـدت و قوت و ظهور وجودي بيشتري داشته باشد انسان به خدا نزديكتر خواهد شد.

    ارتباط اطاعت با قرب
    اطاعت کردن خدا در امور ديني و زنـدگي، ارزش ايجـاد مـي کنـد و بـه تعبيـر ديگـر، موجـب قـرب بـه خـداميشود. چه نسبتي از مسلمانان، خدا را فقط براي رسيدن بـه قـرب عبـادت مـي کننـد؟ حقيقـت ايـن اسـت، کسـاني کـه خـدا رافقط براي «قرب» عبادت مـي کننـد بسـيار نادرنـد . اصـولا يكـي از سـنت هـاي الهـي حـاکم بـر هسـتي ايـن اسـت کـه تعداد وجودهاي کامل نسـبت بـه موجـودات نـاقص بسـيار کمتـر اسـت . در ميـان ميليـون هـا انسـان، گـاهي فقـط يـك نابغه پيدا مـي شـود. کسـاني کـه از چنـين معرفـت و کمـال و همتـي برخـوردار باشـند و صـرفاً رضـايت خـدا را در نظـربگيرند، بسيار محدودنـد، امـا همانگونـه کـه سـابقاً بيـان شـد، ارزشهـا در اسـلام، مراتـب و مراحـل بـي شـماري دارنـدکسي هم که خدا را بـراي کسـب بهشـت و گوشـت و ميـوه و امثـال آن عبـادت کنـد، در حـد خـودش ارزشـمند اسـت،چون او هم از بسياري لذتهاي دنيا صرف نظر کرده و به لذات اخروي دل بسته است.

    راه رسيدن به کمال نهایی
    اما راجع به شناخت راهي که انسان را به اين کمال مـي رسـاند . تفصـيل ايـن راه را هـم مـي بايسـت از وحـي تلقـي کـردولي آنچه به عنوان تحليل عقلي و به صـورت عنـوان کلـي مـي تـوان مطـرح کـرد ايـن اسـت کـه هـر چـه انسـان را ازاسـتقلال، از خودپرسـتي و از شـرک بـه خـدا دور کنـد در جهـت حصـول ايــن کمـال واقـع مـيشـود. آنچـه موجـب ميشـود کـه انسـان رابطـه وجـودي خـودش را بـا خـداي متعـال درسـت نيابـد و علـم حضـوري اش نسـبت بـه خـداي متعال ضعيف باشد، استقلال دادن به غيـر خـدا اسـت، توجـه دادن بـه غيـر خـدا بـه صـورت موجـودات مسـتقل و مـؤثراستقلالي است که اولش خود انسان است.مادامي که براي هر موجودي غيـر از خـدا اسـتقلال ببينـيم بـين مـا و او حجـابي وجـود دارد. هـر چنـد ايـن اسـتقلال رابراي ملائكه يا براي انبيا بدانيم تفـاوتي نمـي کنـد . پـس کمـال حقيقـي قـرب بـه خـدا اسـت . راه کلـي آن هـم عبـادت است و ما آفريده شده ايم براي همين که اين راه را بپيماييم تا به آن هدف برسيم.البته روشن است که اگر کسي بخواهـد بـه خـدا نزديـك شـود و بنـدگي او کنـد بـدون شـك اول بايـد خـدا را بشناسـد .پس ارزش حقيقـي انسـان بـدون شـناخت خـدا حاصـل نمـي شـود، علـم و معرفـت بـه خـداي متعـال شـرط الزام بـراي تحقق کمال اخلاقي است، ولي اين کافي نيسـت، بلكـه بايـد ايمـان قلبـي هـم داشـته باشـد، در ايمـان، نـوعي اختيـار واراده ملحوظ است. انسان بايد دلش را اختياراً تسليم خدا کنـد . ايـن يـك حالـت قلبـي اسـت کـه در دل پديـد مـي آيـد وصددرصد جبري و اضطراري نيست».(2)


    پی نوشت ها:

    1. بقره/189.
    2.
    مصباح یزدی، محمد تقی، نقد و بررسی مکاتب اخلاقی، موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی، قم، 1384، ص343-352.

    ویرایش توسط بدیع : ۱۳۹۸/۰۳/۲۹ در ساعت ۱۷:۰۱


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود