صفحه 2 از 4 نخست 1234 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آرامش در پرتو معاشرت

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اسلام می خواهد با اندیشیدن در مورد معاشرت و انتخاب همنشین رنگی از دقت و نظم به عقل انسان ببخشدد و او را به انضباط در کارها و تصمیمات عادت دهد و از سوی دیگر توجهش را به فضیلت حقیقی از این راه جلب نماید، تا از عمق وجدان به آن معتقد شود و دایما مراحل عالی تر حقیقت را درک کند و به اوج کمال انسانیت برسد کمالی که ارزش آن با معیارهای مادی قابل سنجش نیست.

    اسلام، پیشرفت و ارتقاء برونی و درونی را به انسان نشان می دهد و این دیگر وظیفه اوست که در طرز تفکر و اندیشه و طریق عمل و انتخاب روش از آن استفاده کند.

    مصاحبت با پاکانی که پای بند ملاحظات اخلاقی و انسانی هستند فرصت و موقعیت مناسبی برای تغذیه قوای روحی انسان است، فکرها در سایه افکار بلندشان وسعت و گسترش می یابد و علاقه به نیکی و پاکی در مغز آدمی رشد می کند بر اثر تماس با آن ها شخص به نقایص روحی خویش بیش تر پی می برد و صلاحیت خود را با مردان لایق و باکفایت می سنجد؛ از راه همین مقایسه ممکن است رفته رفته از زیر نفوذ و تاثیر سیئات و صفات ناپسند بیرون بیاید و از مخفی ترین اعماق روحش روشنایی و بصیرت کسب کند.




  2. تشکرها 2


  3. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    توجه به خصوصیات روحی معاشران انسان، مساله ای نیست که تنها در روان شناسی جدید مورد ارزیابی و دقت قرار گرفته باشد، بلکه لزوم شناسایی روحیات افرادی که آدمی می خواهد به عنوان دوست برگزیند و با آن ها پیوند صمیمت برقرار سازد، از قرن ها پیش در آثار و روایات مذهبی به فراوانی و روشنی ملاحظه می شود و روان شناسی جدید تنها می تواند با نهایت احترام ، آن دستورات عمیق را ارج نهد و راهنمایی های سودبخش و پرثمری را که در این خصوص شده تکرار نماید.

    پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) با بیانی جذاب و رسا می فرماید:

    «انسان عملا از روش و سیره دوست خود پیروی می کند، هر یک از شما در انتخاب دوست باید دقت کافی مبذول دارد و درباره کسی که می خواهد با او طرح رفاقت بریزد قبلا مطالعه کند.»(1)

    علی(علیه السلام) توصیه می نماید که به علت خوپذیری نفس باید هر کس مراقب باشد تا از تماس با افراد فاسد خود داری و احتراز جوید:
    «لا تصحب‏ الشرير فإن طبعك يسرق من طبعه شرا و أنت لا تعلم»(2)؛«از معاشرت با مردم فاسد بپرهیزید زیرا طبیعت تو ناخودآگاه انحراف و ناپاکی را از طبع ان ها سرقت می کند.»
    پی نوشت:
    1.مستدرک الوسائل، ج2، ص62
    2.ابن أبي الحديد، عبد الحميد بن هبة الله‏، شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد،ج‏20،ص272.







  4. تشکرها 3


  5. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دکتر کارل دانشمند شهیر فرانسوی می گوید:
    «تا حد زیادی شدت و کیفیت تظاهرات نفسانی هر فرد را محیط روانی وی تعیین می کنداگر محیط خیلی فقیر باشد هوش و حس اخلاقی در آن رشد نمی یابد و اگر بد باشد این فعالیت ها معیوب می ماند؛ ما در محیط اجتماعی خود مانند سلول ها در محیط داخلی بدن غوطه وریم و همچون سلول ها نمی توانیم از نفوذ شرایط محیز درامامان بمانیم.
    کالبد آدمی در برابر دنیای مادی خود را بهتر از شعور در مقابل دنیای روانی حفظ می کند زیرا جسم بر ضد هجوم عوامل زیان بخش فیزیکی و شیمیایی محیط، به حصار پوست و مخاط روده ها مجهز است، ولی مرزهای شعوری، برعکس همیشه گشوده اند و روان آدمی در معرض تهاجم دایمی همه قسم عوامل فکری و معنوی محیط اجتماعی خود قرار می گیرد و بر حسب طبیعت آن ها سالم یا معیوب بار می آید.

    روی هم رفته پرورش فکر آسان است ولی در مورد فعالیت های اخلاقی و مذهبی چنین نیست تاثیر محیط اجتماعی بر روی آن ها بیش تر و دقیق تر است. دفاع آدمی از خود، در برابر چنین محیط روانی، تقریبا غیرممکن است؛ همه بلاشک تحت تاثیر افرادی که با آنان به سر می برند قرار می گیرند؛ اگر از کودکی با جنایتکاران و نادانان معاشر باشند، در آینده خود نیز، جانی یا نادان به بار خواهند آمد.» (1)
    پی نوشت:
    1. انسان موجود ناشناخته، ص161 و 162 و 164





  6. تشکرها 3


  7. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در زمینه تقلید روان شناسان اجتماعی آزمایش هایی به عمل آورده اند که نتیجه آن حیرت انگیز و جالب بوده است.

    در بهار سال 1953 یک گروه صد نفری از مردان داوطلب برای احراز مشاغل مدیریت و رهبری، به منظور آزمایش صلاحیت روحی، در آزمایشگاه روان شناسی دانشگاه کالیفرنیا برای مدت سه روز تحت آزمایش قرار گرفتند؛ روز سوم، نوبت اندازه گیری دقیق مقدار نفوذناپذیری شخصیت آنان پیش آمد؛ این صد نفر نخست به دو دسته پنجاه نفری گروه آزمایش و گروه شاهد، تقسیم شدند، قصد این بود که افراد گروه آزمایش هنگامی که تحت نفوذ نظر جمع قرار گرفته اند و نیز افراد گروه شاهد، هر یک به طور انفرادی و مستقل از نظر و عقیده سایر هم گروهان خود آزموده شوند، آن گاه ترتیبی داده شد که دسته گروه آزمایش به ده دسته پنج نفری تقسیم شوند و در برابر هر فرد دستگاهی قرار داشت که هنگام سوال آزمایش شوندگان به وسیله چراغ های مخصوصی می توانستند از نتیجه پاسخ سایر هم گروهان خود آگاه شوند. لیکن راز این آزمایش در همین نکته پنهان بود که در حقیقت نتیجه پاسخ سایر هم گروهان خود آگاه شوند. لیکن راز این آزمایش در همین نکته پنهان بود که در حقیقت نتیجه پاسخ روی تابلو به دلخواه آزمایش کننده منعکس می گردید، نه به وسیسله آزمایش شوندگان در واقع آزمایش کننده در هر مورد با ایجاد یک نوع اکثریت دلخواه و مصنوعی آرای یکایک آزمایش شوندگان را فریب می داد و آنان بی خبر از این راز، آن چه را که روی تابلو می دیدند نظر اکثریت می پنداشتند و غالبا کورکورانه از آن پیروی می کردند

    در برابر تعجب کامل آزمایش کنندگان در مورد حل یک مساله ریاضی، 79 درصد مردان؛ بدون اندیشه از پاسخ نادرست و غیرمنطقی «اکثریت مصنوعی» پیروی می کردند.(1)
    پی نوشت:
    1.راز کرشمه ها، ص39.



  8. تشکرها 2


  9. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باید توجه داشت که اگر هدف از تماس با آلودگان ارشاد و دست گیری آن ها از پرتگاه سقوط و بدبختی باشد، بسیار پسندیده و قابل ستایش است؛ اسلام این روش را تصویب می کند که از راه تماس با کسانی که از مرزهای اخلاق و فضیلت تجاوز کرده اند با راهنمایی های سودمند موجبات نجاتشان را فراهم سازند.
    البته این کار باید با شیوه خاصی دنیال شود؛ چه خرده گیری جز به صورت خفیف در چنین مواردی نتیجه مطلوبی به بار نخواهد آورد.
    در بسیاری از موارد؛ اتخاذ این روش بی اثر نخواهد بود و حتی گاهی نتیجه مثبت و تحول انگیزی در بر خواهد داشت؛ زیرا ممکن است که این بیداری، به تلاش وی در راه کسب مقام انسانیت واقعی و پاکی و رستگاری منجر گردد و از همین راه است که واقعا شرف و حیثیت حقیقی به او بخشیده و حق مصاحبت را به شایسته ترین وجهی ادا کرده است.
    امام صادق (علیه السلام) فرمود:
    «ُمَنْ‏ رَأَى ‏أَخَاهُ‏ عَلَى ‏أَمْرٍ يَكْرَهُهُ فَلَمْ يَرُدَّهُ عَنْهُ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَيْهِ فَقَدْ خَانَهُ (1) شخصی که ببیند دوستش در راه خطا و عصیان گام برمی دارد و بتواند او را زا زیانکاری باز دارد؛ ولی در عین حال از خود بی اعتنایی نشان دهد در حق او خیانت کرده است.»

    پی نوشت:
    1.ابن بابويه، محمد بن على‏، الأمالي( للصدوق)؛ کتابچی، تهران، 1376ش، ص 270





    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۱/۲۰ در ساعت ۲۱:۲۴

  10. تشکرها 2


  11. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    70
    مورد تشکر
    132 پست
    حضور
    1 روز 5 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    251
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط کافی نمایش پست
    ولی مرزهای شعوری، برعکس همیشه گشوده اند و روان آدمی در معرض تهاجم دایمی همه قسم عوامل فکری و معنوی محیط اجتماعی خود قرار می گیرد و بر حسب طبیعت آن ها سالم یا معیوب بار می آید.

    روی هم رفته پرورش فکر آسان است ولی در مورد فعالیت های اخلاقی و مذهبی چنین نیست تاثیر محیط اجتماعی بر روی آن ها بیش تر و دقیق تر است. دفاع آدمی از خود، در برابر چنین محیط روانی، تقریبا غیرممکن است؛
    باسلام.
    چگونه می توان از این عوامل محیط اجتماعی وهمه نوع تهاحم آن حالا چه فکری وچه فرهنگی وچه اخلاقی ... باشد جلوگیری کرد؟
    چگونه روان وذهن آدمی می تواندمدافع خوددربرابرآن تهاجمات باشد؟

    باتشکٌر.
    ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿۵۳﴾ الأنفال
    اين [كيفر] بدان سبب است كه خداوند نعمتى را كه بر قومى ارزانى داشته تغيير نمى‏ دهد مگر آنكه آنان آنچه را در دل دارند تغيير دهند و خدا شنواى داناست.

  12. تشکرها 3


  13. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ادامه ...
    از قدیم گفته اند: نصیحت تلخ است؛ این یک واقعیت مسلم است؛ ولی باید ناصح مشفق با ملایمت و نرم زبانی به نصیحت بپردازد و به صورت رضایت بخشی روی نقاط ضعف و نارسایی اخلاقی مخاطب خود انگشت بگذارد و دوستانه به او اعلام کند و بفهماند: راهی را که در پیش گرفته جز نابودی و شقاوت پایانی ندارد و در عین حال اعتماد و اطمینان او را به بی نظری خویش جلب نماید و مراقب باشد در پنهانی و دور از چشم اغیار به اندرز دادن مبادرت ورزد.
    ممکن است دوست نادان، باکیفیتی اندرز دهد که نتیجه ای معکوس به بار آورد، ولی شخص خردمند هر چند آلوده باشد نصایحش توام با مهارت و هوشمندی است، و به احتمال زیاد ثمربخش می افتد.
    امیرمومنان(علیه السلام) این نکات را چنین گوشزد می فرماید: «نصحك‏ بين‏ الملاء تقريع‏ (1) این که در میان جمع شخصی را پند و اندرز دهی این نکوهش است نه پند.»
    «دیل کارنگی» می گوید:
    «اگر می خواهید نکته ای را به ثبوت برسانید چنان با چالاکی و مهارت عمل نمایید که کسی حدس نزند چه مقصود دارید؛ پند آن شاعر را به کار بندید که می گفت:«بیاموزید بی آن که شما را آموزنده بدانند.»
    مردمانی که قوه قضاوتشان کاملا سالم و روشن باشد بسیار نادرند. ما اکثر مردمانی لجوج و مغرض هستیم حسد و بدگمانی و بیم و آز و غرور عقل ما را تیره کرده است؛ حال اخلاق خود را بررسی کنید؛ اگر می بینید غالبا میل دارید خطاهای طرف خود را به رخ او بکشید، باید در پی چاره برآیید.
    ما وقتی خطایی بکنیم، به سهولت نزد خود اعتراف خواهیم کرد، دیگران هم اگر قدرت مهارت داشته باشند و به شیرینی زبانی و لطف و خوشی می توانند ما را به اقرار خطاهای خود وادارند.
    حتی در چنین مواردی برخود می بالیم و از صدق لهجه و شجاعتی که در بیان لغزش های خود به خرج می دهیم مباهات می کنیم؛ ولی اگر طرف بخواهد قهرا ما را به بیان این اقرار نامطبوع وادارد، هرگز موفق نخواهد شد.(2)
    پی نوشت:
    1.آقا جمال خوانسارى، محمد بن حسين‏، شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم و درر الكلم ؛الفهرست‏، ج‏7 ؛ص 382 ؛ محقق / مصحح: حسينى ارموى محدث، جلال الدين‏، چاپ: تهران‏، 1366ش.
    2.
    آیین دوست یابی، ص 156و 159 و 161


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۱/۲۱ در ساعت ۱۸:۰۲

  14. تشکرها 2


  15. #18

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امام یازدهم (علیه السلام) فرمودند: «کسی که در پنهانی برادر خود را اندرز گوید و راهنمایی کند، در حقیقت جمال و زیبایی به او بخشیده است و آن کس که برادر خویش را بی پروا و بدون رعایت شئونش نصیحت نماید، او را نازیبا ساخته است.»(1) از سوی دیگر، اگر کسی گرفتار انحراف باشد و دوستی عاقبت اندیش بخواهد با نصیحت و اندرز او از گرداب پلیدی نجات بخشد، بر وی لازم است پندهای دوست خیرخواه خود را از جان و دل بپذیر و به اصلاح خویش بپردازد.
    امام علی (علیه السلام) می فرماید:
    «مناصحك‏ شفيق‏ عليك محسن إليك ناظر في عواقبك‏؛ مستدرك فوارطك ففي طاعته رشادك و في مخالفته فسادك (1) آن کس که اندرزت می گوید و زبان به نصیحتت می گشاید، نسبت به تو مهربان است، قصد دارد درباره ات نیکی کند؛ به پایان کارت چشم می دوزد؛ می خواهد آن چه را که در زندگی از دست داده ای جبران نماید؛ بنابراین رستگاری و نیک بختی تو در پذیرفتن نصایح اوست، در حالی که نافرمانی و بی اعتنایی به راهنمایی های ثمربخش او مایه انحطاط و تباهی تو خواهد بود.»
    اگر انسان به محض توجه به آلودگی خود، هر چه سریع تر خویشتن را شست و شو دهد، بیش تر به سودش تمام می شود؛ زیرا هر گونه پشت هم اندازی و مسامحه در این راه موجب ندامت و پشیمانی است و چه بسا که سرانجام شرف و آبروی او نیز در این راه از میان برود؛ چنانچه امیرمومنان (علیه السلام) فرمود: «هر که پلیدی ها و بدی ها را زمانی ترک نکند که مورد ستایش قرار گیرد وقتی ترک می کند که توام با رسوایی و ملامت خواهد بود.»(3)
    نه تنها سرزنش دوستان بلکه انتقاد دشمنان نیز در ترمیم نارسایی ها و سازندگی انسان به طور موثری ثمربخش است.
    پی نوشت:
    1.تحف العقول، ص 489.
    2.
    تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، ص709، دارالکتاب الاسلامی، 1410ق.
    3.همان، ص765.



    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۱/۲۱ در ساعت ۱۹:۰۴

  16. تشکرها 2


  17. #19

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یکی از فلاسفه امریکایی می گوید:
    «مرد بزرگ وقتی بر مسند عزت تکیه زده است، به خواب می رود اما چون تحریک شود و مورد ایذا قرار گیرد و شکست بخورد فرصت فراگیری به دست خواهد آورد؛ در خانه خواهد نشست و دیده بر مردانگی خویش خواهد گشود؛ بر حقایق دست خواهد یافت؛ از جهل خودآگاه خواهد گشت؛ از جنون خودپسندی رهایی خواهد یافت و سرانجام به سوی اعتدال ره خواهد سپرد و به درک هنر واقعی نایل خواهد گشت.
    مرد خردمند با معاندان خود همداستان خواهد شد زیرا وقوف بر نقاط ضعفش بیش از آن که برای آنان مفید باشد؛ برای خود او سودمند خواهد بود، زخمی که به دست آنان بر جسم او می نشیند درمان خواهد شد و چون پوست خشکیده مار از تنش خواهد افتاد و چون معاندانش به مرحله ظفر نزدیک شوند او از آن مرحله به سلامت گذاشته است.
    سرزنش از ستایش سالم تر و امن تر است؛ به همین علت من از این که روزنامه ای به هواخواهی ام برخیزد، بیزارم؛ تا هنگامی که درباره من بی پرده صحبت شود، من تا حدی بر موفقیت خود یقین خواهم یافت اما به محض این که سخنان دلنشین درباره ام ادا شود خود را در برابر دشمنانم بی حفاظ خواهم یافت. به طور کلی هر شری تا آن جا که ما را منکوب خویش نساخته است برای ما خیر است؛ همان گونه که ساکنان جزیره به گاه کشتن دشمنان خود، گمان می کنند که دلیری کشتگان به روح کشندگان حلول خواهد کرد؛ ما نیز باید معتقد باشیم که قدرت معاندانمان سرانجام بر جان ما خواهد نشست.....»(1)
    پی نوشت:
    1.فلسفه اجتماعی، ص 391
    .




    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۱/۲۱ در ساعت ۱۹:۰۶

  18. تشکرها 2


  19. #20

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یکی از زیان بخش ترین معاشرت ها تماس با افراد نادان و بی خرد است که به عقب افتادگی و چه بسا بدبختی انسان خواهد انجامید. گاهی خطر و زیان بدفرجام و دردناکی که از ناحیه دوست نادان دامنگیر آدمی می شود از خطر یک دشمن افزون تر است چه به علت اعتماد و توجه خاص نسبت به دوست کم تر آمادگی دارد که از خویشتن دفاع کند و ممکن است به آسانی عافلگیر گردد و هنگامی که بیدار شود که دیگر، راه بازگشت به رویش مسدود باشد؛
    در حالی که انسان در برابر دشمن برای روبه رو شدن با خطر احتمالی حالت دفاعی به خود می گیرد و در حالت آماده باش به سر می برد.
    تشخیص نادرست و کشاندن دوست به راه های غلط امکان دارد ناشی از علاقه به خدمت و خیرخواهی باشد، اما بسیار اتفاق افتاده که اتخاذ تصمیم و روشی را توصیه می کند که موجب رنج ها و سرگشتگی های دوستان خود می گردد.
    در یک داستان قدیمی آمده است که مرد خردمند و باهوشی، به اتفاق یک مرد نادان و بی خرد به مسافرتی می رفتند تا به نقطه ای رسیدند که در آن جا به روی آن ها دو راه گشوده می شد: یکی صاف و هموار و دیگری پرسنگلاخ و ناهموار.
    مرد احمق مصمم شد جاده صاف و هموار را انتخاب کند، اما مرد دانا به خوبی آگاه بود که راه ناهموار بی خطرترین و کوتاه ترین راه هاست و لذا به دوست و همسفر خود پیشنهاد نمود راه ناهموار را در پیش بگیرند، ولی اصرار و فشار دوست نادان، او را وادار به تسلیم کرد و هر دو در جاده هموار به راه افتادند.
    دیری نگذشت که به گروهی از راهزنان برخوردند و به اسارت آنان در آمدند؛ اندکی بعد آن دو دوست را با همه راهزنان به طور دسته جمعی دستگیر کردند و به نزد قاضی بردند؛ مرد دانا ماجرا را برای قاضی تشریح کرد و دوست نادان را مقصر معرفی نمود و گفت: او بود که گمراهش کرد و به راه خطرناکش کشانید.
    مرد نادان به دفاع از خود پرداخت و گفت: او احمقی بیش نیست زیرا او از نعمت خردمندی برخوردار بود و نمی بایست تسلیم پیشنهاد دوست نادان شود و از تصمیم عاقلانه خود برگردد؛ قاضی پس از استماع سخنان آن ها، هر دو را به طور مساوی مجازات کرد.



  20. تشکرها 2


صفحه 2 از 4 نخست 1234 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود