صفحه 3 از 4 نخست 1234 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آرامش در پرتو معاشرت

  1. #21

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بدین لحاظ تنها علاقه و صمیمیت و وفاداری در روابط دو جانبه برای برگزیدن اشخاص به دوستی کافی نیست، بلکه شناخت میزان خردمندی طرف باید در درجه اول اهمیت قرار گیرد؛ بی شک آن هایی را که از جلب مودت ابلهان بیزارند باید در ردیف خردمندان باتدبیر به شمار آورد.
    امام علی (علیه السلام) فرمود: «لا تَصحبنَّ مَن لا عَقل لَهُ (1)؛ هرگز مردان بی خرد را به دوستی انتخاب مکن.»

    امام باقر(علیه السلام) عناصر نامطلوبی را که شایسته و لایق معاشرت نیستند بدین سان معرفی کرده و نتایج زیان بار این گونه تماس های نامتناسب را گوشزد فرموده است:

    « لَا تُقَارِنْ‏ وَ لَا تُوَاخِ‏ أَرْبَعَةً الْأَحْمَقَ وَ الْبَخِيلَ وَ الْجَبَانَ وَ الْكَذَّابَ أَمَّا الْأَحْمَقُ فَإِنَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَنْفَعَكَ فَيَضُرُّكَ وَ أَمَّا الْبَخِيلُ فَإِنَّهُ يَأْخُذُ مِنْكَ وَ لَا يُعْطِيكَ وَ أَمَّا الْجَبَانُ فَإِنَّهُ يَهْرُبُ عَنْكَ وَ عَنْ وَالِدَيْكَ وَ أَمَّا الْكَذَّابُ فَإِنَّهُ يَصْدُقُ وَ لَا يُصَدَّقُ (2) دوستان خود را هیچ گاه از میان این چهارگروه انتخاب مکن؛ بی خرد، بخیل، ترسو و دروغگو
    زیرا احمق بی خرد در عین حال که حسن نیت دارد بی آن که بداند، به جای سود به تو زیان می رساند؛ آن که بخیل است کارش دوشیدن از توست، در حالی که خود نم پس نمی دهد؛ ترسو هنگام احتمال کم ترین خطری جاخالی می کند و نه تنها دوست بلکه حتی پدر و مادر خود را نیز رها خواهد کرد؛ اما دروغگو چه بسا به راستی سخنی بر زبان جاری سازد، ولی هرگز نمی توان به گفتارش اعتماد و اطمینان نمود.»

    فکر خام و ناقص و عدم توجه به عاقبت کار شخص را به آلودگی و سرانجام به بدبختی دچار خواهد ساخت فراوان دیده شده است:
    کسانی که می کوشند در برابر دعوت دوستان نااهل خود، آن ها را هم رنگ خود سازند، حالت انعطاف پذیری خاصی پیدا می کنند و با شرکت در مجالس گناه آلودشان سعادت خویش را لکه دار می سازند و به گرداب تباهی می افتند؛ ممکن است آنان این واقعیت را درک کنند که به راه خطرناکی کشیده می شوند، ولی بیمناکند که به تعصب و بی همتی متهم گردند.
    بدین سبب برای رد این اتهام، در برابر اصرار و تقاضای دوستان تبهکار بی هیچ مقاومتی تسلیم می شوند و پیروزی و تبعیت از آن ها را گردن می نهند و بالاخره بر روی تخته سنگ خجالت می لغزند و به اعماق دره پستی و فساد اخلاق سرنگون می شوند. ولی روزی به اشتباه جبران ناپذیر و لجام گسیختگی بدون تعقل خود، که صرفا جنبه تقلیدی داشته و عاری از دوراندیشی بوده است پی خواهند برد.
    اما افسوس که این بیداری هنگامی صورت می گیرد که مراحل مهمی از عمر را پشت سر گذاشته و روزگار خود را در سیه کاری تباه کرده اند و چه بسا حالت غفلت و خواب زدگی تا پایان زندگی شان امتداد یابد و به حسرت ابدی آنان منتهی گردد.

    قرآن کریم از زبان شخص حسرت زده تبهکار و گمراه در روز رستاخیز چنین یاد می کند:
    «يَا وَيْلَتَىٰ لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا (3) وای برمن؛ ای کاش فلان شخص آلوده و ناپاک را به دوستی انتخاب نکرده بودم.»
    امیرمومنان (علیه السلام) گروهی از مردم را که لایق معاشرت نیستند و می بایست از تماس با آن ها احتراز جست بدین گونه معرفی می فرماید:
    «با دنیا پرستان دوستی مکن زیرا اگر کاهشی و نقصانی در ثروت و مالت پدیدار شود، با دیده حقارت در تو بنگرند و اگر ثروتمند شوی مورد رشک و حسد آن ها قرار می گیری.»(4)
    «با کسی که لغزش های تو را نگه دارد و فضایل و خوبی هایت را فراموش کند هرگز مصاحبت مکن.»(5)
    «آن کس را که ستودگی ها و کمالات تو را می پوشاند و ناستودگی ها و نواقصت را آشکار و برملا می سازد به برادری انتخاب مکن.»(6)
    «متملق چاپلوس را به عنوان دوستی برمگزین زیرا که او اعمال ناپسندش را آراسته جلوه می دهد و علاقه مند است که تو نیز در کردار خود چنین باشی.»(7)
    «آن هم نشینی که تو را در کسب مزایای روحی و انسانی یاری ندهد، اگر درک نمایی معاشرت با او برایت بدفرجام خواهد بود.»(8)
    پی نوشت:
    1.تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، ص800.
    2.شيخ حر عاملى، محمد بن حسن‏؛ وسائل الشیعه، ج12، ص34،محقق/مصحح مؤسسة آل البيت (عليهم السلام).
    3.فرقان/28.
    4.تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، ص707.
    5.همان، ص811
    6.همان، ص812.
    7.همان، ص827.
    8.همان، ص657.


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۱/۲۱ در ساعت ۱۹:۱۳


  2. #22

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط farid14 نمایش پست
    باسلام.
    چگونه می توان از این عوامل محیط اجتماعی وهمه نوع تهاحم آن حالا چه فکری وچه فرهنگی وچه اخلاقی ... باشد جلوگیری کرد؟
    چگونه روان وذهن آدمی می تواندمدافع خوددربرابرآن تهاجمات باشد؟

    باتشکٌر.

    باسمه تعالی
    با عرض سلام و خسته نباشید.
    یک انسان دیندار برای تاثیر نپذیرفتن از محیط و حفظ اعتقادات خود باید زمینه های گناه و کجروی را از بین ببرد.
    یک راهکار در این زمینه، کنترل چشم و گوش خود است. بدین مفهوم که فرد دقیقاً باید مواظب چشم خود باشد که مبادا به موارد نامناسب و گناه آلود نگاه کند، چرا که نگاه کردن تاثیر مستقیمی بر حالات و رفتار انسان می گذارد . تحقیقات انجام شده در روان شناسی نیز مؤید آن است که نگاه کردن به افراد و تصاویری که ظاهری ناپسند و غیراخلاقی دارند ، انسان را به سوی رفتارهای خلاف و نادرست سوق می دهد.
    فرد با نگاه نکردن به مناظر گناه آلود و مشغول کردن نگاه و فکر خود به مسائل مفید می تواند در حفظ تقوای خود گامهای بلندی بردارد.
    درباره شنیدنی هایى که ممکن است به حرام منجر و زمینه‏ ساز حرام شوند نیز همین راهکار پیشنهاد می شود. یعنی فرد از شنیدن نوارهای موسیقى مستهجن ، شنیدن لطیفه و جوکهای نامناسب بپرهیزد و با خواندن مطالب آموزنده و پرورش دهنده فکر و روح، و با شنیدن نوای روحبخش قرآن ، شخصیت دینی و انسانی خود را به بهترین نحو، شکل دهد. چشم و گوش دو مجرای کسب علم انسان می باشد، و این علم است که انسان را به عمل وا می دارد. اگر این دو مجرا از موارد نادرست و حرام پر شوند، عملی که از انسان بروز می کند نیز جز حرام نخواهد بود.
    یک راه کار هم بحث معاشرت است که در این تاپیک به ان اشاره شد.
    از دیگر راهکارهای مهم در حفظ دین وابسته نکردن رفتار خود به نگاه و قضاوت اکثریت جامعه است . شخصی که معیار انتخابها و رفتارهایش را همرنگ شدن با اجتماع قرار می دهد، نمی تواند در محیط های ناسالم رفتارهای سالم و خداپسندانه ای داشته باشد. محیط ناسالم مسلماً حال و هواى الهى ندارد و آلوده به هوس هاى مردم مى شود.
    در سفارش معروف حضرت لقمان (علیه السلام) به پسرش نیز آمده است : «پسرم ! قلب خود را به خشنودى مردم وابسته مکن زیرا هر کاری انجام دهی، رضایت همه مردم بدست نمى آید ؛ پس به رضایت آنها دل مَبَند، و به خشنودى خداى بزرگ اشتغال داشته باش.»
    همچنین اعمالی از قبیل تفکر در نعمت های الهی، تأمل و تدبر در آیات الهی، درد دل با خدا، خواندن داستان زندگی انسانهای پرهیزگار و موارد دیگر، در حفظ دین و تقویت ایمان نقش مهمی را ایفا می کنند . .
    مسلماً حفظ ایمان و ارزش های دینی در محیط های نامساعد بسی دشوار است ولی ارزش افزون تری دارد. خداوند در سوره "تحریم" آسیه همسر فرعون را برای مومنان به عنوان الگو مثال می زند . او در محیط نامساعد و کفرآلودی قرار داشت ولی قلبش آنچنان مملو از ایمان به خدا بود که در برابر همۀ بدی ها ایستاد و علیرغم تمام سختی ها ، دست از اعتقاد به خداوند یکتا و روز معاد بر نداشت. آن هنگام که این بانوی بزرگ از شوهرش بیزاری جست ، عرضه داشت : « پروردگارا! خانه‏ ای برای من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و عمل او نجات ده، و مرا از قوم ظالم رهائی بخش.»()
    اگر انسان همچون آسیه بتواند لذت محبت الهی را بچشد، انگیزه او برای بدست آوردن لذت‌های معنوی تقویت می‌شود و حتی در بدترین محیط ها ، رضایت الهی را جستجو می کند تا مبادا رابطه شیرینی که با پروردگار بی همتایش برقرار کرده است، خدشه دار شود.
    پی نوشت:
    1. سوره تحریم ، آیه
    11



  3. #23

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حزم و احتیاط در زمینه دوستی
    رعایت میزان و حدود رفاقت و نگه داشتن جانب حزم و احتیاط، روش خردمندان عاقبت اندیش است افراط و تندروی در مراتب مودت و تجاوز از حریم اعتدال، ممکن است نتایج حسرت انگیزی به بار آورد و سبب ندامت و شرمساری رنج آوری گردد؛ زیرا در همه شرایط و موقعیت ها پیوند یک رنگی و صمیمیت پابرجا نخواهد ماند.
    شاید حوادث و پیشامدها و یا یک تضاد و رقابت، سبب بروز اختلاف در روابط دو جانبه شود و آسمان روشن پر از صفا و مودت را تیره و تار سازد.
    چه بسیار دوستی های جذاب و حرارت که بدین وسیله به دشمنی های حاد و خشونت بار و طغیان خشم و انتقام جویی انجامیده و یک دوست دیرین، بر اثر آگاهی و اطلاع از اسرار و نقاط ضعف دوست خود، او را بی رحمانه کوبیده است؛ در صورتی که قبلا برای هیچ کدام امکان وقوع چنین اختلاف دردناکی در روابط دو جانبه قابل پیش بینی نبود.
    اما دوستی های عاقلانه و معتدل معمولا علاوه بر بی خطری ثابت و پایدار خواهد ماندبا توجه به همین جنبه های حساب شده و دقیق است که امام صادق (علیه السلام) افراط و زیاده روی در مراتب دوستی و افشای اسرار خصوصی را شدیدا ممنوع کرده است:
    « لَا تُطْلِعْ‏ صَدِيقَكَ‏ مِنْ سِرِّكَ إِلَّا عَلَى مَا لَوِ اطَّلَعَ عَلَيْهِ عَدُوُّكَ لَمْ يَضُرَّكَ فَإِنَّ الصَّدِيق‏ قَدْ يَكُونُ عُدُّواً يَوْماً مَ»(1)؛ هرگز دوستت را از اسرار زندگی خود آگاه مکن، مگر اسراری که فرضا اگر دشمنت هم بداند بلااشکال باشد و نتواند از آن به زیان تو اقدام کند زیرا در نشیب و فراز زندگی ممکن است دوست کنونی روزی راه عداوت و دشمنی در پیش گیرد.»
    یکی از دانشمندان غرب در این خصوص چنین می گوید:
    «.......از این مرحله که بگذریم طرز معاشرت با دوستان پیش می آید، چه بسیار کسانی که همیشه مضطرب و آشفته خاطرند، محرمانه ترین اسرار خود را با دوستان در میان می گذارند؛ همین که رشته دوستی گسسته می شود و کار به دشمنی می کشد، دوستی که تا دیروز با آن ها چون یک مغز در دو پوست بودند به قصد جانشان برمی خیزند و با حربه ای که پیش از وقت به دستشان داده اند دمار از روزگارشان برمی آوردند.
    به همین جهت است که یکی از سرداران بزرگ، وقتی به جنگ می رفت، به لوئی چهاردهم گفته بود: «مرا از شر دوستانم حفظ کنید، از دشمنان باکی ندارم.»
    بعضی اشخاص از راه دیگری به خطا می روند: درباره دشمنان از هیچ گونه سخت گیری فروگذار نمی کنند و بعدها وقتی که غبار کدورت از میان برمی خیزد و آتش دشمنی فرو می نشیند از افراط کاری خویش شرمسار می شوند و به آتش ندامت می سوزند.»(2)
    اندرز امام علی(علیه السلام) را که سرشار از حکمت است در این مورد نیز باید به کار بست:
    «در دوستی و دشمنی تندروی نکنید زیرا شاید روزی وضع تغییر کند و دوست، دشمن شود و یا دشمن مورد علاقه تو واقع گردد و باب دوستی با او گشوده شود.»(3)
    پی نوشت:
    1.الامالی، للصدوق؛ ص670.
    2.در آغوش خوش بختی، ص66.
    3.وسائل الشیعه، احکام معاشرت، باب 101.


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۱/۲۱ در ساعت ۲۱:۲۹


  4. #24

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    70
    مورد تشکر
    132 پست
    حضور
    1 روز 5 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    251
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام.شما نیز خسته نباشیدازپاسخ شما ممنونم.
    وحالا با اجازه شما چند نکته ای راپاسخ آن سوالمان اضافه می کنم.
    اولا"اگرانسانی با لقمه حلال رشدکرده وپرورش یافته باشد.می توانداصالت وارزشهای اخلاقی ودینی خودرادبرابرتهاجمات فرهنگی ،اخلاقی وفکر واجتماعی بابهره گیری از آموزههای دینی ،خودرا حفظ وبه را کج منحرف نشود.لقمه حلال خیلی مهم است.که«پيامبر گرامي اسلام صلي‌الله عليه و آله و سلم»فرموده اند::طَلَبُ الحَلالِ جِهادٌ.به دنبال روزي حلال رفتن، جهاد در راه خدا است. (مواعظ عدديّه، ص ٣

    «حضرت اميرالمؤمنين عليه‌السلام»فرموده اند::ضِياءُ القَلبِ مِن أَكْلِ الحَلالِ.صفا و نورانيت قلب، نتيجة لقمة حلال است. (مواعظ عدديّه، ص ٢٣)
    پس اول لقمه حلال مهم است وخیلی تاثیردارد.دوم، تربیت ورشد وپرورش صحیح فرد دریک محیط مذهبی وفرهنگی است که اگراین دوعامل باشند. فرد نمی توانداز راه راست منحرف شود وبه خطا برود.البته لطف وکرم وخواست خدا هم مهم است که نباید نادیده گرفته شود.حالا اگر محیط زیاد هم مذهبی هم نباشدولی آن لقمه حلال کارش خودش دروجودآن فرد می کند که فردحلال وحرام راتشخیص بدهدحتی وقتی که بزرگ شد.چون آن لقمه حلال دروجوداو نهادینه شده است.
    ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿۵۳﴾ الأنفال
    اين [كيفر] بدان سبب است كه خداوند نعمتى را كه بر قومى ارزانى داشته تغيير نمى‏ دهد مگر آنكه آنان آنچه را در دل دارند تغيير دهند و خدا شنواى داناست.


  5. #25

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تظاهر و ریاکاری
    شاید در محیط اجتماع با مردمی روبه رو شده اید که با همه کس می جوشند و گرم می گیرند؛ تنها تلاششان این است که از این راه، نظر سایرین را به خود جلب کنند و به اصطلاح ارزش خویش را بالا ببرند، با آن که اعماق قلبشان از مهر و عاطفه خالی است زیر پوشش مهر و محبت چهره واقعی خود را پنهان می سازند به تملق و چاپلوسی و حسن خلق تصنعی متوسل می شوند و به منظور ارضای جامعه و بر حسب مقتضیات تظاهر به ارزش های واقعی را وسیله ای می دانند و با آن تجارت می کنند و این تمایل مرموز تمام رفتار و کردار و اندیشه هایشان را در بر می گیرد، ولی فراموشش می کنند که شخصیت و فضایل نفسانی هزار بار بر عقیده دیگران نسبت به شخص برتری دارد و به هیچ وجه با یکدیگر قابل مقایسه نیست.
    وقتی انسان می بیند که کلیه تلاش های این گروه به جای توجه به ندای وجدان، صرف ارضای هوای نفس می گردد به خوبی پی میبرد که آن ها تا چه اندازه گرفتار غریزه و خودنمایی هستند.
    آرا و نظرهای دیگران بدین پایه از اهمیت نمی رسد که در نیک بختی کسی تاثیری داشته باشد باید همواره برای احساسات و نظرهای مردم ارزشی در حد خود قائل شد و فهمید که مایه خوش بختی در نهاد آدمی متمکن است، نه در نظرهای دیگران وگرنه بشر با عادت به چنین اندیشه ای برده و اسیر نظر سایرین می شود و استقلال و حریت نفس را از دست می دهد.
    وانگهی در بیش تر موارد، قضاوت مردم نسبت به یکدیگر متکی بر اصل منافع شخصی و غالبا غرض آلود و نادرست است و براساس شرایط و مقتضیات تغییر می کند؛ هر گاه این نکته را به یاد آوریم به میزان ارزش داوری های افراد در این خصوص به خوبی پی خواهیم برد.
    بنابراین اگر انسان در زندگی راه صحیحی انتخاب کند که خوشایند دیگران نیست و او را به خاطر اتخاذ آن خط مشی اصولی مورد انتقاد قرار می دهند نباید از گفتار بیهوده مردم دچار رنجی گران شود.

    امام علی (علیه السلام) در این زمینه می فرمایند:
    «لَا يَسُوءَنَّكَ مَا يَقُولُ النَّاسُ فِيكَ فَإِنَّهُ‏ إِنْ‏ كَانَ‏ كَمَا يَقُولُونَ‏ كَانَ‏ ذَنْباً عُجِّلَتْ‏ عُقُوبَتُهُ‏ وَ إِنْ كَانَ عَلَى خِلَافِ مَا قَالُوا كَانَتْ حَسَنَةً لَمْ تَعْمَلْه (1)
    مبادا از سخنانی که دیگران درباره ات می گویند رنجیده خاطر شوی؛ زیرا اگر انتقاد آن ها به جاست (و تو شخصی بدکرداری) به زودی به کیفر بدکرداری خود خواهی رسید و اگر آن ها سخن خلاف واقع می گویند، این اجر و ثوابی است که بی زحمت و رنج به تو رسیده است.»
    پی نوشت:
    1.عيون الحكم و المواعظ( لليثي)، ليثى واسطى، على بن محمد، دار الحديث‏، قم‏
    ،1376 ش‏،ص526.

    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۱/۲۲ در ساعت ۰۹:۲۳


  6. #26

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «برتراند راسل» می گوید:
    «ترس از افکار دیگران مثل اقسام دیگر ترس ها، شاق و ظالمانه و مانع رشد و ترقی است. تامین هر نوع عظمت و برازندگی اجتماعی تا وقتی که این قبیل ترس ها حدت دارد سخت دشوار خواهد بود، و در این حال محال است که آزادی فکر و روح که خوش بختی واقعی ناشی از آن است حاصل شود؛ زیرا که شرط لازم سعادت این است که راه و رسم زندگی ما مبتنی بر انگیزه های وجودی خودمان باشد، نه این که به سلیقه و تمایل گذران دیگران منوط شود.»(1)
    یکی از محققان آمریکایی«ویلیام جون ریلی» در این زمینه می نویسد:
    «هیچ کس بی شخصیت تر و بی معنی تر از آن آدم های خودپسند مرددی که نه گرم و نه سرد و نه خشک و نه ترند، نیست؛ زیرا که آن ها همیشه در این تجسس و فکرند که سایرین درباره شان چه می اندیشند و لذا همیشه در صددند تا کاری کنند که مطبوع طبع مردم دیگر واقع شوند.
    این گونه افراد، در حقیقت شخصیت و اراده خود را فدای تمایلات اجتماعی دیگران می کنند؛ اگر شما اجازه بدهید که بیش از حد تحت تاثیر دیگران واقع شوید، هیچ وقت نه جرات انجام کاری را خواهید داشت و نه موفق و کامیاب خواهید بود.
    البته این مطلب دارای چنین مفهومی نیست که انسان از پیشنهادهای سودمند و خیرخواهانه دیگران به کلی چشم بپوشد و استفاده نکند بلکه موضوعی که باید به خاطر داشت این است که تنها آن دسته از پیشنهادهایی را که معتقدید ارزش بیشتری دارد و مفیدتر است و راه حل کامل تر و صحیح تری را نشان می دهد قبول کرده، به کار ببرید.
    اگر شما دنبال آمال مغرضانه و آرمان های خصوصی دیگران بروید، به هرج و مرج اجتماعی و ناراحتی شخصی گرفتار خواهید شد؛ از سوی دیگر؛ در قبال افکاری که دارید و معتقدید که سودمند است، پایمردی به خرج دهید؛ آسوده، نیرومند مستقل و مطمئن خواهید بود؛ تعقیب بیهوده اغراض و مصوبات دیگران، هر میل قلبی مهم و فکر ارزنده شما را تغییر داده و آزادگی و اراده و استقلال فردی و شخصیت به تمام معنی کلمه را از دستتان خواهد ربود و هرگز نخواهید توانست خودتان باشید، اگر آزادی فکر را از دست بدهید همه چیز را از دست داده اید.
    وضع و حالت و عقاید عمومی مردم در اجتماع، متغیر و متضاد است؛ هر قدر برای جلب نظر عمومی تعقیب و اصرار داشته باشید کم تر به نتیجه می رسید و هر اندازه به آن کم تر متوجه و تسلیم شوید بیش تر به سوی شما متمایل می شود. دنیا طبیعتا مردی را که جرات و شهامت اتخاذ تصمیم برای خود و اراده قوی داشته باشد، ستایش می کند.»(2)
    پی نوشت:
    1.شاهراه خوش بختی، ص159.
    2.تفکر صحیح، ص122.



  7. #27

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    حالت انزوا و تک روی
    یکی از علل انزوا و تک روی و بیزاری از معاشرت، پیدایش حس بدبینی در روان شخص است که موجب توقف رشد عاطفی و اجتماعی انسان می گردد و رویای همزیستی به کابوس یاس و احساس عجز و ناتوانی از معاشرت با دیگران تبدیل می شود.
    امیرمومنان(علیه السلام) فرمود:
    «مَن لَم یَحسُن ظنّهُ استوحش مِن کلِّ احدٍ (1) کسی که مبتلای به بدبینی است، از برخورد با هر فردی دچار وحشت می شود.»

    «شاختر» روان شناس معروف می نویسد:
    «همه کس میل دارد که با دیگران بیامیزد و آرزو دارد که در میان جمع مورد توجه و محبوب و کامیاب باشد، اما وقتی این آرزو برآورده نمی شود، فرار از مردم به نظر آسان تر می آید تا سازش با مردم، در صورتی که حقیقت جز این است و اگر فرار از سازش و معاشرت ناراحتی را موقتا تسکین می دهد، احتیاج غریزی و میل و آرزوی طبیعی ما را برنمی آورد و درد را دوا نمی کند.
    فرار از مردم و انزوا درجاتی دارد و تا به آن جا می رسد که شخص ناکام و ناامید، دوستان و خانواده و دنیا را یک باره ترک می گوید و گوشه عزلت می گیرد ولی خوشبختانه اشخاص ناسازگار تا به این درجه از بدبینی و گوشه گیری نمی رسند.
    مهندسی بود که صاحب درجه عالی بود و در فن خود، کمال استادی را داشت لکن در کارخانه با زیر دستان نهایت خشکی و خشونت را داشت؛ تنها غذا می خورد و در صحبت و تفریح دیگران شرکت نمی کرد و هرگز خنده و شوخی از دهانش بیرون نمی آمد؛ به هیچ کس اجازه ایراد و انتقاد نمی داد، ولی مشخص بود که در ته دل از این وضع و رفتار خود در عذاب است و آرزو دارد که بتواند با همه بگوید و بخندد و بر سر یک سفره بنشیند و دوستانه و برادرانه معامله کند وقتی استاد روان شناس به احوالش رسیدگی کرد، معلوم شد بدون این که او خود متوجه باشد، از اطاعت زیردستان در شک است و تصور می کند او را برای ریاست لایق نمی دانند و باید به خشونت حکم فرمایی خود را بر آنان تحمیل کند.(2)

    پی نوشت:
    1.غرر الحكم و درر الكلم‏، تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، دار الكتاب الإسلامي، قم‏،1410 ق‏،ص660.
    2.رشد شخصیت، هلن شاختر، ترجمه محمد حجازی، ص111







    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۱/۲۲ در ساعت ۰۹:۴۹


  8. #28

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    کتاب، دوست باارزش
    هنگام فراغت و تنهایی نیز می توان دوستی با ارزش برای خود برگزید این دوست «کتاب» و اندیشیدن در اموری است که سبب رشد و تعالی فکر می گردد؛ از راه دقت در نوشته های بزرگانی که هم اکنون قرن هاست جهان را وداع گفته و در آغوش خاک خفته اند، با افکار و دانش و شخصیت واقعی شان آگاه می شویم و از تعالیمشان بهره می گیریم.
    پیشرفت ها و ترقیات اعجاب انگیز بشر در علوم و فنون گوناگون، نتیجه یک جهش ناگهانی نیست، بلکه محصول تجربیات و آزمایشات وی طی دوران متمادی و طولانی است که به وسیله کتب و رسالات معارف و علوم گذشتگان به نسل های بعدی انتقال یافته است، با این که شخصیت افتخار آمیز متفکران در تاریکی و ابهام تاریخ پنهان گشته است، ولی چکیده افکار و آثار آن ها در چهار دیوار«کتاب» همچنان محفوظ مانده است.
    با مطالعه این آثار گویی از فواصل قرون عبور می کنید و با عناصر برجسته ای که اکنون نشانی از آن ها باقی نیست آشنا می گردید و با بررسی در زوایای اثارشان می توانید به حقایقی بزرگ دست یابید.
    یکی از مزایای مطالعه این است که هر فردی چه ثروتمند و چه تهی دست، می توانند یکسان از مصاحبت با شخصیت های عالی مقام برخوردار گردند و اوقات خویش را طی تماس و معاشرت با قهرمانان با پاکی بگذرانند و تنها با برخورداری از سواد عمومی برای هر کس امکان مصاحبت با آنان میسر خواهد بود و همچنین به وسیله مطالعه هم می توان از رنج تنهایی نجات یافت و هم از آرامش خاطر برخوردار شد.
    امیرمومنان (علیه السلام) فرمودند: «مَنْ‏ تَسَلَّى‏ بِالْكُتُبِ‏ لَمْ‏ تَفُتْهُ‏ سَلْوَة (1) هر کس روح خود را با کتاب تسلی بخشد آرامش خاطر از وی سلب نخواهد شد.»
    امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
    «یاتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانُ هَرْجٍ‏ لَا يَأْنَسُونَ‏ فِيهِ‏ إِلَّا بِكُتُبِهِم‏ (2) روزگار پر از فتنه ای بر مردم خواهد شد که جز به کتابهایشان انس و آرامش نگیرند.»

    یکی از دانشمندان اروپایی می گوید:
    «انسان به اقتضای فطرت از تنهایی می گریزد و از عزلت نفرت دارد، همیشه می خواهد با دوستان بیامیزد و با آشنایان بنشیند و برخیزد؛ گویی هستی او ناقص است و رشته های نامرئی وجود او را با دیگران به هم پیوسته و بدون آن آرام و قرار ندارد؛ بدون تردید، کتاب برای انسان بهترین مونس و مصاحب است؛ زیرا مصاحبت کتاب، ما را از محیط مردم عادی به دنیایی از افکار و تصورات عالی می برد و با مردمان بزرگ هم نشین می کند.

    برای ایام تنهایی و بیچارگی مونس و مصاحبی بهتر و با وفاتر از کتاب نیست؛ معاشرت ابنای زمان غالبا زیان آور است، از این جهت که غالبا ما را تابع تمایلات خود می کنند و خود مطیع هوس می شوند و در نتیجه ما را به وادی فشاد می کشانند ولی کتاب چون پیری جهان دیده ما را اندرز می دهد و به وسیله سخنان حکمت آمیز نفوذ هوس را از روحمان برطرف می کند.

    «تایلر »می گوید:
    «کتاب برای جوانان رهنمایی است که آن ها را به طرف فضیلت و شرافت می کشاند زیرا جوانی مخلوطی از هیجان و غرور است و برای پیران مایه تسلیتی است که آن ها را از محنت بدبختی رهایی می دهد زیرا که پیری دوره وحشت زندگی است.»(3)

    پی نوشت:
    1.غرر الحكم و درر الكلم‏، تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، دار الكتاب الإسلامي، قم‏،1410 ق‏،ص598.
    2.الكافي (ط- الإسلامية)، كلينى، محمد بن يعقوب‏، 329 ق‏،دار الكتب الإسلامية، تهران‏، 1407 ق‏،ج1،ص52.
    3.در آغوش خوش بختی، لرد آویبوری،ترجمه ابوالقاسم پاینده، ص46-48.


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۱/۲۷ در ساعت ۲۱:۳۰


  9. #29

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حتی بررسی تاریخ زندگی شخصیت های برجسته ای که تحولات و دگرگونی های ثمربخشی در جهان به وجود آورده و سرنوشت بشری را تغییر داده اند، در تزکیه نفس انسان بی تاثیر نیست و می تواند حقیقت زندگی را به شخص الهام کند و سرمشق ارزنده ای از مزایای برجسته روحی به او ببخشد.

    اگر حوادث و رویدادهای تاریخی و کیفیت رفتار شخصیت های جاودانی جلب توجه می کنند و در مطالعه کننده شور و علاقه برمی انگیزند غالبا به علت ارتباط و پیوندی است که مطالعه کنندگان با احساسات و افکار شخصیت های بزرگ دارند.
    چنان که کیفیت اخلاقی هر فردی از راه شناخت وضع درونی دوستان و مصاحبان او قابل درک است همچنین نوع کتبی که هر کس انتخاب می کند و بدان عشق می ورزد به منزله دهلیزی است که از راه آن می توان به طرز تفکر و اعماق روح او راه یافت.
    همان گونه که برای احتراز از خطر ناشی از تماس های نامتناسب می بایست در انتخاب دوست هوشیار بود، در برگزیدن کتاب نیز باید مراقبت فراوان مبذول داشت.
    هر کتابی قابل مطالعه نیست و ارزش صرف وقت را ندارد زیرا نه تنها از چنین مطالعاتی سودی نمی توان برد بلکه افکار زهر آگینی که در صفحات برخی کتب نقش بسته روان پاک را مسموم می سازند و مخصوصا جوانان و افرادی که هنوز هویت اخلاقی آنان کاملا شکل نگرفته و استوار نگردیده و روحشان پذیرای هر نقشی است، به سرعت تسلیم مندرجات آن می گردند و به راه گمراهی و سقوط کشیده می شوند.

    متاسفانه در عصر ما کتاب های بی مغز و گمراه کننده که نتایج شوم و آثار زیان بارشان بر جوانان به هیچ وجه پوشیده نیست رواج فراوان یافته است؛ این گونه کتاب ها به مشابه راهزنان نامریی هستند که به حریم مغز و دل افراد گام می نهند و با سرعت اعجاب آوری به ربودن اساس معتقدات و فضایل انسانی خواننده می پذدازند.
    اغلب کتاب های پست و مبتذل از جمله سرگرمی های زیادی از جوانان است و به همین علت روز به روز گرایش آن ها به جنبه های فانتزی زندگی افزایش می یابد آن چه برای این گروه مطرح است محتوای کتاب از نظر آموزندگی و نتیجه نیست بلکه یک سری مطالب سکرآور نظیر غالب تبهکاری ها و فانتزی های عشقی، شرط اساسی در گزینش کتاب است.
    بدیهی است هنگامی که مواد خواندنی بر اساس دقت و بصیرت صورت نگیرد و بهره برداری خواننده از مطالعه، تنها سرگرم شدن و هوسبازی باشد گذشته از تضییع عمر مایه گمراهی و فساد اخلاق و به هدر رفتن نیروهای سازنده آن ها خواهد بود.

    «ریموند پیچ» روان شناس غربی می گوید:
    «مساله مطالعه باید مورد نظر جوانان باشد امروز که روزنامه های گوناگون و انواع و اقسام نشریات هفتگی و ماهانه و...... مهم ترین منبع مطالعه جوانان می باشد، باید گفت که به نسبت دوران گذشته کم تر با عقول و افکار برجسته روبرو می شویم.
    هنگامی که دختران و جوانان، کتاب های سبک و یاوه را برای مطالعه انتخاب می کنند کم کم ذوق شناسایی آن چه را که زیبا و پرارج و عالی است از دست می دهند؛ کتاب های بد، احساساتی چون خشم و غضب و هیجان خواننده را در خواننده برمی انگیزند و او را به پرتگاهی که پایانش گرداب های فساد اخلاق است نزدیک می کنند این کتاب ها اراده را ضعیف می سازند تنبلی فکری را به وجود می آورند زندگی معنوی را به پستی می کشانند.»(1)
    غذای واقعی انسان، معارف و علومی است که به دست می آورد، لذا باید در انتخاب آن دقت نماید. در روایت آمده است که یکی از اصحاب امام باقر (علیه السلام) از آن حضرت، در مورد طعام در آیه شریفه «فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِه‏ (2) انسان بايد به غذاى خويش بنگرد» سوال نمود و حضرت فرمودند: «عِلْمُهُ الَّذِي يَأْخُذُهُ مِمَّنْ يَأْخُذُه‏ (3) (مراد از طعام) علمی است که از دیگران فرا می گیرد»
    پس مطالعه کتاب ها کاری ارزنده و مفید است که علاوه بر این که به دید درونی انسان روشنی خاص می بخشند، ممکن است فصل جدیدی در زندگی انسان ها بگشایند و رشته فعالیت ها و مجاهداتشان را در خط نوینی بیفکنند که شخصیت روانی آن ها را به طور قاطع ثمربخش سازند چه بسیارند افراد جامعه بشری که نیروی اخلاقی و روحی و درایت خود را از همین منابع غنی و پرفیض کسب کرده و به سوی مجد و تعالی کشیده شده اند. (4)
    پی نوشت:
    1.ما و فرزندان، ص83.
    2.عبس/24.
    3.الكافي (ط- الإسلامية)، كلينى، محمد بن يعقوب‏، 329 ق‏،دار الكتب الإسلامية، تهران‏، 1407 ق‏،ج1،ص50.
    4. برای اطلاع بیشتر ر. ک رسالت اخلاق در تکامل انسان، موسوی لاری، سید مجتبی، قم، موسسه بوستان کتاب.



    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۱/۲۲ در ساعت ۱۰:۳۰


  10. #30

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۷
    نوشته
    11
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام آرامش بخش هستی
    سلام
    از جناب استاد کافی تشکر می کنم که مبسوط و کامل به سوال بنده پاسخ دادند.
    ممنون


صفحه 3 از 4 نخست 1234 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود