جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آشنایی با فقه - حدیث حل

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۸
    نوشته
    1,902
    مورد تشکر
    2,963 پست
    حضور
    67 روز 7 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آشنایی با فقه - حدیث حل




    سلاماعیاد مبارکدلیل نام‌گذاری حدیث حل و‌موارد استفاده را بفرمایید.متشکریم
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    یا الله و یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی الی دینک
    الهی العفو و لک الحمد

  2. تشکر


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    5,137
    مورد تشکر
    10,666 پست
    حضور
    170 روز 6 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    18




    با نام و یاد دوست

    آشنایی با فقه - حدیث حل

    کارشناس بحث: استاد مستنبط


    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    آشنایی با فقه - حدیث حل

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۵
    نوشته
    101
    مورد تشکر
    172 پست
    حضور
    3 روز 5 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط کربلائی نمایش پست
    دلیل نام‌گذاری حدیث حل و‌موارد استفاده را بفرمایید.متشکریم
    علیکم السلام
    اسعد الله ایامکم

    حدیث حل
    یکی از معانی حل، حلال بودن و جواز است. کتاب "العین" می نویسد: «و الحِلُّ: الحَلَال نفسه»، حل، همان حلال است[1].
    در اصطلاح فقهی، حدیث حل اشاره به روایت شریفی است از امام صادق (علیه السلام) که می فرماید:‏ «كُلُّ شَيْ‏ءٍ هُوَ لَكَ حَلَالٌ حَتَّى تَعْلَمَ أَنَّهُ حَرَامٌ‏ بِعَيْنِهِ»، هر چیزی بر تو حلال است تا زمانی که علم پیدا کنی که عینا حرام است[2]. این روایت، بر برائت شرعی دلالت دارد یعنی هر چیزی که در حلال بودن آن شک شود، محکوم به حلیت است. تنها وقتی حلیت به حرمت و لزوم اجتناب تبدیل می شود که علم یا بینه کافی بر خلاف آن پیدا شود.



    پی نوشت:

    1. فراهيدى، خليل بن احمد، كتاب العين، ج 3، ص 28، ماده حلل، 8 جلد، نشر هجرت، قم - ايران، دوم، 1410 ه‍ ق

    2. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - الإسلامية)، ج 5، ص 313، ح 40 - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.







    ویرایش توسط مستنبط : ۱۳۹۸/۰۱/۲۵ در ساعت ۲۲:۴۳

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۵
    نوشته
    101
    مورد تشکر
    172 پست
    حضور
    3 روز 5 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط کربلائی نمایش پست
    حدیث حل
    حدیث حل و مثالی از کاربردهای آن در زندگی:
    در گذشته، برای تهیه پنیر، شیر را داخل شکمبه بزغاله شیرخوار می ریختند. طبیعی است که معمولا بزغاله شیرخوار را ذبح نمی کنند و شکمبه ای که با ذبح شرعی در بازار باشد، اندک خواهد بود. از این رو احتمال استفاده از شکمبه بزغاله های شیرخوار مرده در تولید پنیرهایی که در بازار وجود دارد، بالا می رود. عبد الله بن سلیمان، با توجه به این شبهه و احتمال، درباره پنیر از امام باقر (علیه السلام) می پرسد: «سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنِ الْجُبُنِّ فَقَالَ لِي لَقَدْ سَأَلْتَنِي عَنْ طَعَامٍ يُعْجِبُنِي ثُمَّ أَعْطَى الْغُلَامَ دِرْهَماً فَقَالَ يَا غُلَامُ ابْتَعْ لَنَا جُبُنّاً وَ دَعَا بِالْغَدَاءِ فَتَغَدَّيْنَا مَعَهُ وَ أُتِيَ بِالْجُبُنِّ فَأَكَلَ وَ أَكَلْنَا مَعَهُ فَلَمَّا فَرَغْنَا مِنَ الْغَدَاءِ قُلْتُ لَهُ مَا تَقُولُ فِي الْجُبُنِّ فَقَالَ لِي أَ وَ لَمْ تَرَنِي أَكَلْتُهُ قُلْتُ بَلَى وَ لَكِنِّي أُحِبُّ أَنْ أَسْمَعَهُ مِنْكَ فَقَالَ سَأُخْبِرُكَ عَنِ الْجُبُنِّ وَ غَيْرِهِ كُلُّ مَا كَانَ فِيهِ حَلَالٌ وَ حَرَامٌ فَهُوَ لَكَ حَلَالٌ حَتَّى تَعْرِفَ الْحَرَامَ بِعَيْنِهِ فَتَدَعَهُ»، امام علیه السلام در جواب می فرمایند: از غذایی پرسیدی که از آن خوشم می آید (اعجاب مرا برانگیخته است)، سپس امام درهمی به خدمتکار نوجوان داد و فرمود پسرجان، برای ما مقدار پنیر بخر. سپس صدا زدند تا غذا بیاورند و با حضرت غذا خوردیم، در این میان، پنیر آوردند و حضرت از آن خوردند و ما هم با ایشان از آن پنیر خوردیم. وقتی از غذاخوردن دست کشیدیم، به حضرت عرض کردم: نظرتان درباره پنیر چیست؟ در جوابم فرمود: مگر ندیدی که از آن خوردم؟ عرض کردم: همین طور است، اما دوست دارم جواب را از خودتان بشنوم، حضرت فرمود: حکم پنیر و غیر پنیر را خواهم گفت: هر چیزی که نمی دانی حلال است یا حرام، (به شکل نامعین، هم حلال آن پیدا می شود و هم حرام آن)، بر تو حلال است تا زمانی که بدانی کدام یک عینا حرام است.(1)

    پی نوشت:

    1. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - الإسلامية)، ج 6، ص 339، ح 1 - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.



  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۵
    نوشته
    101
    مورد تشکر
    172 پست
    حضور
    3 روز 5 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مستنبط نمایش پست
    برائت شرعی
    نقل قول نوشته اصلی توسط کربلائی نمایش پست
    موارد استفاده
    أصالة البراءة
    أحد الاصول العملية و يعني الحكم بعدم لزوم إتيان ما يحتمل وجوبه شرعا و عدم لزوم الاجتناب عمّا يحتمل حرمته شرعا، و تسمّى البراءة الأصلية و أصل البراءة.
    إن كان النظر في هذه البراءة إلى الحاكم و هو العقل سميت أصالة البراءة العقلية، و إن كان النظر إلى كون الحاكم هو الشرع سمّيت أصالة البراءة الشرعية أو النقلية،[1]

    پی نوشت:
    1. بدرى، تحسين، معجم مفردات أصول الفقه المقارن، ص 63 - تهران، چاپ: اول، 1428 ق.


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۵
    نوشته
    101
    مورد تشکر
    172 پست
    حضور
    3 روز 5 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مستنبط نمایش پست
    أصالة البراءة العقلية
    نقل قول نوشته اصلی توسط مستنبط نمایش پست
    أصالة البراءة الشرعية أو النقلية
    أصالة البراءة الشرعية:
    عبارة عن حكم الشارع بعدم التكليف الفعلي أو بالإباحة و الرخصة في فعل أو ترك، شكّ في حكمه الواقعي.
    أصالة البراءة العقلية:
    عبارة عن حكم العقل بعدم استحقاق العقوبة على ما شكّ في حكمه و لم يكن عليه دليل، و ذلك لأن العقاب على التكليف المشكوك قبيح عقلا، و عليه قامت قاعدة قبح العقاب بلا بيان‏[1].

    پی نوشت:
    1.
    حسينى، محمد، الدليل الفقهى تطبيقات فقهية لمصطلحات علم الأصول، ص 53 و 53 - دمشق، چاپ: اول، 2007 م.




  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۵
    نوشته
    101
    مورد تشکر
    172 پست
    حضور
    3 روز 5 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط کربلائی نمایش پست
    حدیث حل و‌ موارد استفاده را بفرمایید.
    نقل قول نوشته اصلی توسط مستنبط نمایش پست
    أصالة البراءة
    أحد الاصول العملية و يعني الحكم بعدم لزوم إتيان ما يحتمل وجوبه شرعا و عدم لزوم الاجتناب عمّا يحتمل حرمته شرعا، و تسمّى البراءة الأصلية و أصل البراءة.
    إن كان النظر في هذه البراءة إلى الحاكم و هو العقل سميت أصالة البراءة العقلية، و إن كان النظر إلى كون الحاكم هو الشرع سمّيت أصالة البراءة الشرعية أو النقلية،[1]
    اصالت حلیت و اصول عملیه (تعریف اصول عملیه):
    حدیث حل، مستند اصل عملی برائت است.
    توضیح آنکه اصول عملیه مجموعه قواعدی است که هنگام شک، حکم شرعی و وظیفه عملی فرد را مشخص می‌کند. گاهی فقیه بعد از جستجو در ادله (قرآن، سنت، عقل، اجماع) به حکم شرعی دست نمی یابد. در این موارد شارع مقدس، اصولی را تعیین کرده است که وظیفه فرد را در مقام عمل مشخص می کند؛ به این اصول، اصول عملیه گفته می شود. اصول عملیه چهار اصل است: برائت، استصحاب، احتیاط، تخییر.
    اصالت حلیت، که در این روایات از آن صحبت شده است، بر برائت شرعی دلالت دارد.



  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۵
    نوشته
    101
    مورد تشکر
    172 پست
    حضور
    3 روز 5 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط کربلائی نمایش پست
    موارد استفاده حدیث حل
    نقل قول نوشته اصلی توسط مستنبط نمایش پست
    أصالة البراءة
    أحد الاصول العملية و يعني الحكم بعدم لزوم إتيان ما يحتمل وجوبه شرعا و عدم لزوم الاجتناب عمّا يحتمل حرمته شرعا، و تسمّى البراءة الأصلية و أصل البراءة.
    إن كان النظر في هذه البراءة إلى الحاكم و هو العقل سميت أصالة البراءة العقلية، و إن كان النظر إلى كون الحاكم هو الشرع سمّيت أصالة البراءة الشرعية أو النقلية،
    تعریف اصالت برائت:
    اصالت برائت یکی از اصول عملیه است. اصالت برائت یعنی: چیزی که احتمال وجوب شرعی دارد [اما ثابت نشده و دلیل معتبر دیگری ندارد]، محکوم به عدم وجوب و انجام دادن است. همین طور چیزی که احتمال حرمت شرعی آن می رود [اما هنوز در حد احتمال است و دلیل معتبر دیگری ندارد] حرمت و لزوم اجتناب بر آن بار نمی شود.

    اصالت برائت عقلی، اصالت برائت شرعی:
    در جاری شدن برائت اگر نظر به این باشد که حکم کننده عقل است یا شرع، برائت عقلی یا شرعی خواهد بود. اگر نظر به حکم عقل داشته باشیم که به جاری شدن برائت در جایی حکم کند، برائت عقلی واقع شده و اگر نظر به حکم شرعی جریان برائت داشته باشیم، برائت شرعی یا نقلی خواهد بود.

    ویرایش توسط مستنبط : ۱۳۹۸/۰۱/۲۸ در ساعت ۱۶:۴۵

  12. تشکر


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۵
    نوشته
    101
    مورد تشکر
    172 پست
    حضور
    3 روز 5 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مستنبط نمایش پست
    أصالة البراءة الشرعية:
    عبارة عن حكم الشارع بعدم التكليف الفعلي أو بالإباحة و الرخصة في فعل أو ترك، شكّ في حكمه الواقعي.
    أصالة البراءة العقلية:
    عبارة عن حكم العقل بعدم استحقاق العقوبة على ما شكّ في حكمه و لم يكن عليه دليل، و ذلك لأن العقاب على التكليف المشكوك قبيح عقلا، و عليه قامت قاعدة قبح العقاب بلا بيان
    تعریف تفصیلی تر از برائت عقلی و شرعی:
    اصالت برائت شرعی در جایی است که در حکم واقعی شک باشد و در این حالت شارع مقدس حکم می کند که تکلیفی که بالفعل شده باشد، در کار نیست یا حکم می کند به اباحه یا رخصت در انجام دادن یا ترک کردن. (برائت مربوط به جایی است که در اصل وجود تکلیف شک داشته باشیم و در شکهایی که در اصل وجود تکلیف شکی نیست، جاری نمی شود).
    اصالت برائت عقلی: عقل در موارد شک در اصل حکم که دلیلی بر وجود حکم نداریم، حکم می کند که در اینجا دلیلی برای استحقاق عقوبت نداریم. به این حکم عقل، برائت عقلی گویند. دلیل این حکم عقل این است که عقاب کردن بخاطر ترک تکلیف مشکوک، نزد عقلا قبیح است. قاعده قبح عقاب بلا بیان (بدون اینکه بیانی برای آن رسیده باشد)، از همین حکم عقل گرفته شده است.



  14. تشکر


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۵
    نوشته
    101
    مورد تشکر
    172 پست
    حضور
    3 روز 5 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مستنبط نمایش پست
    در اصطلاح فقهی، حدیث حل اشاره به روایت شریفی است از امام صادق (علیه السلام) که می فرماید:‏ «كُلُّ شَيْ‏ءٍ هُوَ لَكَ حَلَالٌ حَتَّى تَعْلَمَ أَنَّهُ حَرَامٌ‏ بِعَيْنِهِ»، هر چیزی بر تو حلال است تا زمانی که علم پیدا کنی که عینا حرام است[2]. این روایت، بر برائت شرعی دلالت دارد یعنی هر چیزی که در حلال بودن آن شک شود، محکوم به حلیت است. تنها وقتی حلیت به حرمت و لزوم اجتناب تبدیل می شود که علم یا بینه کافی بر خلاف آن پیدا شود.
    کاربر محترم در زمانی که تاپیک بسته بود، سوال زیر را پرسیده اند.
    برای پاسخ گویی و استفاده عمومی، سوال شان بازنشر می شود:

    اگر موردی که از طرف مجتهد، حل قلمداد شود و بعد خلافش ثابت شود، تکلیف چیست!؟ برخی اعمال واجب، باید اعاده گردد!؟
    اگر موضوعی برای افرادی مشخص باشد و برای افرادی که عهده دار مسئولیتی در انجام واجبات هستند، مشتبه یا مقلد، حدیث حل دخالتی دارد!؟
    اگر خلافش ثابت شود، تکلیف واجبات در چیست!؟ و فرد عالم به موضوع گردد، تکلیف چیست!؟


    ویرایش توسط مستنبط : ۱۳۹۸/۰۲/۰۴ در ساعت ۱۶:۰۶

  16. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 233
    آخرين نوشته: ۱۳۹۶/۱۱/۲۴, ۱۴:۴۰
  2. تفاسیر روایی شیعه به ترتیب قرن تالیف
    توسط یوسف در انجمن انواع تفسیر
    پاسخ: 13
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۸/۰۲, ۱۶:۰۵
  3. باستان گرایی و افتخار به اجداد
    توسط مدیر تدوین در انجمن جمع ‏بندی‏ های نهایی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۸, ۰۶:۰۵
  4. جلوه هایی از حقیقت هماهنگ میان قران و علی علیه السلام
    توسط mehrnosh در انجمن معرفی کتاب و مجلات قرآنی
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۱, ۰۸:۲۸

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود