صفحه 2 از 5 نخست 1234 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عوامل ایجاد اطمینان روحی

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مارک تواین گفته است:
    «من مرد پیری هستم و با بسیاری از دشواری ها و مشکلات آشنا هستم؛ اما بیش تر از آن ها هرگز اتفاق نیفتاده است.»
    «زندگی نهری از مشکلات است که مدام جریان دارد و هر یک از آن مشکلات محتاج تصمیمی است، حتی خیلی از مسائلی که خودمان را با آن ها مشغول داشته و علاقه مند می داریم و اجازه می دهیم که ما را غمگین کنند و وضع زندگی ما را چندین ساعت یا گاهی تمام روز خراب کنند، در واقع کم اهمیت بوده و تاثیری ندارند. مشکل کار این است که گویا ماقادر نیستیم که در همان وقت خودش به کم اهمیتی آن توجه و تفکر کنیم.(1)
    وانگهی این خطرات احتمالی چه تحقق پیدا کند یا نکند هراس و دلهره کنونی به جز کاهش نیروی جسمی و معنوی چیزی عاید شخص نخواهد ساخت؛ ممکن است در مراحل مختلف عمر، آدمی با حوادثی روبه رو شود که راه موفقیت را مسدود کنند.
    این گونه حوادث تازگی ندارد و برای همه اتفاق می افتد، ما که نمی توانیم ناموس ابدی دنیا را تغییر دهیم و به دلخواه خویش درآوریم این مربوط به خطرات خارجی است. ولی خطری که از داخل انسان را تهدید می کند از خطرات خارجی دست کمی ندارد و گاهی هم شدیدتر از خطرات خارجی است.
    در درون هر فردی قوه وجود دارد که ادامه زندگی اش را مورد تهدید قرار می دهد خطری که بدین سان در درون انسان انباشته می گردد همان اضطراب و تشویش است که گاهی ممکن است شخصی که گرفتار این چنین محرک داخلی است از وجود آن هم آگاه نباشد.
    اگر آن نیروی بدنی و فکری که به واسطه بیقراری و هراس از رویدادهای تخیلی نابود می گردد در کارهای مثبت به مصرف برسد چه نتایج گران بها و درخشانی که از آن به بار نمی آید.
    هر کس به خاطر می آورد که چقدر از اوقات پرارزش خود را درباره چگونگی مقابله با پیش آمدهای احتمالی صرف کرده است اگر موارد استثنایی کناره گذارده شوند باید گفت دشواری ها و سختی هایی که به سوی هر کس می آیند در برابر فلاکت هایی که تصورشان او را رنج می دهند بسیار ناچیز است.
    پی نوشت
    1.تفکر صحیح، ص108


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۱/۲۵ در ساعت ۱۵:۰۰

  2. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    کرونین می نویسد:
    «فهرستی از چیزهایی که مایه تشویش و آشفتگی خود می دانید تهیه کنید وقتی که علل اضطراب خاطر بر روی کاغذ آمد ملاحظه خواهد شد که به طور عموم غالب آن ها مبهم، نامشخص و بی اهمیت است؛ ترازنامه آشفتگی ها و نگرانی های ما، در بیش تر حالات چنین تنظیم می شود:
    40درصد مصیبت هایی است که هرگز پیش نخواهد آمد و 30 درصد مربوط به غم های گذشته و آینده است که غمگساری همه جهانیان تغییری در آن ها نخواهد داد، 12 درصد هراس بی اساس برای از دست دادن سلامتی است؛ 10 درصد موضوع های جزئی و بی اهمیت است؛ 8درصد ممکن است واقعا مایه تشویش و اضطراب باشد؛ یک آزمایش عینی ما را راهنمایی می کند که به طور قطع چند مورد از این علل اخیر را حذف کنیم، از آن چه ما معمولا بیش از همه می ترسیم در واقع به ندرت پیش خواهد آمد.
    چه غبارهای غمی که از مالیخویای دل سوزی به حال خود، در دل ما می نشیند برای بیماری خودخواهی فقط یک درمان موجود است و بس؛ در زندگی بدان گونه تحولی ایجاد کنیم که خود را قطب و مرکز آن ندانیم بلکه دیگران را به حساب بیاوریم به این حقیقت پی ببریم که وجود ما جزئی است از جامعه بشری؛ زندگی ما وابسته و تابع خیر و شر، خانواده، جماعت، ملت، گروه هایی است که ما بدان تعلق داریم.
    پس از آخرین تجزیه و تحلیل مشکلات و نیافتن هیچ راه حلی، باز هم خود را دستخوش غم و اندوه قرار دادن، نوعی الحاد و کفر به شمار می رود، چه این یاس حاکی از بی اعتقادی به احتیاج به کمک خداوند است، هیچ حکمت و فلسفه ای، هر اندازه عالی و خردمندانه باشد، به حال کسی که خود را در زندان غم و اندوه اسیر سازد سودبخش نخواهد بود اگر حکمت را با پیروی از عقل به کاربریم زندگی خود را به اوجی خواهیم رسانید که دشمن شماره یک درونی ما را بدان دسترسی نخواهد بود و به آرامش حقیقی روحی نایل خواهیم شد.»(1)
    پی نوشت
    1.دانستنی های جهان علم، ص48-51




  3. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آشفتگی خاطر در تمام کارهایی که به دست انجام می گیرد، اثر سوء خود را نمایان می سازد و گاهی انسان به طورناآگاه راه های انحرافی و عکس العمل های غیر عاقلانه ای را در پیش می گیرد. زیان دیگری که تشویش خاطر به دنبال دارد، آن است که حس اعتماد و اطمینان را از شخص می رباید.
    بیش تر مردم عادت کرده اند که همواره از روزگار و بخت بلند خویش بنالند و هیچ وقت از زندگانی احساس رضایت نکنند انان تصور می کنند مادامی که کارهایشان روبه راه و ثروتشان فراوان نشده باشد و وسایل رفاه و آسایش کاملی در اختیار نداشته باشند، نمی توانند از زندگی بهره برگیرند سعادت را در افق دوردست اینده می بینند و سرمایه عمر را که همان دقایق گذرای امروز است، به خاطر رویای آینده از دست می دهند.
    در حالی که اگر به سعادت خود علاقه مند باشند، می توانند راز خوش بختی را در همین زندانی محقر و آرامی که دارند کشف کنند، زیرا اساس زندگانی بر امروز استوار است و فردا که در آرزوی وصول آن هستند و در دیده شان جلوه بهشت دارد همین که رسید باز به صورت جهنم هول انگیز امروز خودنمایی می کند.

    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۱/۳۰ در ساعت ۲۰:۱۵

  4. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    کسی که از زندگی کنونی خسته و بیزار است و در افق تاریک و مبهمی انتظار وضع بهتر و خوش تری دارد باید از خواب غفلت بیدار شود و آرمان گمشده خویش را در همین روزهای ملامت انگیز جست و جو کند، نه در آیینه خیال و آینده مجهول چه ، موانعی که بر سر راه تحقق آرمان هایش می بیند، مولود فکر خود اوست و کامیابی ها و موفقیت هایش در دل امروز نهفته است، اگر امروز بذری نیفشاند، فردا محصول آن را برداشت نخواهد کرد؛ عمر تکرارشدنی نیست و عمر دوباره به کسی نداده اند که بتوان خطاهای گذشته را جبران نمود.
    یک انسان خردمند، از دقایق گذران عمر که آرام و بی صدا همچون قطرات باران به دریای تاریک فنا و نابودی می ریزند حداکثر استفاده و بهر برداری را می کند و آن را رایان از دست نمی دهد؛ و در نتیه موقعیتش هر روز بهتر و افق زندیش روشن تر و روحش بزر تر می شود و در برابر پیشامدها و حوادث ناگوار زندگی، موقعیت خویش را همچنان حفظ می کند. اگر موج حادثه از سرش گذشت پایش نمی لغزدف از رویدادهای خوب فایده می برد و از حوادث بد درس عبرت می گیرد منتظر نیست هان دگرگون شود و پیشامدهای روزگار با نقش تصوراتش منطبق گردد و بالاخره ساعات عمر را چنان می ذراند که وقتی روز به پایان رسید، دیگر حسرت و ندامتی ندارد.


  5. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برخی دیگر به حال و آینده بی توجهند نه کاری به امروز دارند و نه انتظاری از فردا بلکه دایما در حسرت فرصت و موقعیت های مناسب و از دست رفته گذشته که در قبرستان نیستی مدفون شده، آرام و قرار ندارند، به جای این که با متانت و آرامش راه خود را در عرصه زندگی تعقیب نمایند، مانند گمشده ای در بیابان وسیع همواره به پشت سر می نرند و اشتباهات و حوادث شومی که در قدیم برایشان آمده از نظر می گذرانند و از این راه عمر خود را تباه می سازند.
    جای شگفتی است که وقتی اوقات کنونی را نیز از دست دادند برگذشتن آن حسرت می خورند.
    بی شک با یادآوری اشتباهات و حوادث ناگوار گذشته جان را در آتش غم و اندوه سوزانیدن، هیچ کاری از پیش نمی رود، به علاوه روح خسته و فرسوده و نیروهای حیاتی بیهوده به هدر می رود و شخص دیگر قادر نیست راه صحیح زندی را بر وفق مصالح خویش انتخاب کند.
    این که می گوییم باید زمان حال را مورد توجه قرار داد بدان معنی نیست که امروز انسان کاری کند که فردا نتیجه وخیم آن دامنگیرش شود و یا امروز آتشی بیفروزد که فردا به شعله های آن بسوزد بلکه نباید از حسرت گذشته و بیم آینده مشوش بود و آرامش خود را بر ان چه گذشته و خواهد گذشت برهم زد.

    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۱/۲۵ در ساعت ۱۵:۳۱

  6. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اتخاذ روش های انحرافی
    احتیاج و محرومیت رنج تولید می کند و به همین جهت توده مردم، همواره بر ضد احتیاج و محرومیت مشغول پیکارند اما کسانی که از هر جهت نیازمندی های مادی شان تامین می گردد، گرفتار یک نوع کسالت و رنج روحی می شوند و ناگزیر به مقتضای میل و خواسته های خود برای رستن از حالت بی قراری و هیجان غالبا شیوه ها و راه هایی را انتخاب می کنند که منجر به تباه شدن نیروی وحیانی و قوای عقلانی آن ها می گردد؛ مثلا به الکل یا دیگر مواد مخدر پناه می برند و به این بلاهای خانمان سوز مبتلا و آلوده می شوند تا به عقیده خود بتوانند مدت کوتاهی از رنج های درونی خلاصی یابد.
    غالب این اشخاص در چنین حالی برای رهایی از فشار غم و اندوه تنها علاجی که به نظرشان می رسد این است که بگویند: »من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم.» منظورشان این است که برای برانداختن غم و رهایی از شکنجه اندوه، جز این که به مستی و تخدیر الکل پناه ببریم، کار دیگری از ما برنمی آید.
    اما اینان در حقیقت بنیاد خود را برمی اندازند وگرنه همه می دانند که آلوده شدن به این گونه چیزها برای از بین بردن اضطراب و ناراحتی درونی، نتیجه خوبی به بار نمی آورد و همین که اثر تخدیر زایل شد، دوباره همان آزار روحی به سراغ شخص می آید و او را به سختی زیر فشار می گذارد به علاوه اثر عوامل تخدیری با ادامه استعمال آن ها به تدریج کاهش می یابد و خود نیز منشا بسیاری از بدبختیها و بیماری هایی می شوند، که گریبان شخص را می گیرند.

    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۱/۲۵ در ساعت ۱۵:۵۶

  7. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    روان شناسان عللی را که موجب پناه بردن انسان به الکل می شود چنین تشریع می کنند:
    «مردمی که الکل مصرف می کنند، قادر به ارضای خواسته های خود در دنیای پیچیده و بغرنج نیستند و بنابراین برای فرار از مشکلات و ایجاد تصورات واهی به مشروب خوردن می پردازند؛ الکل در سلسله اعصاب و نواحی مغزی زوداثر می کند و عادت به این کار موجب فاسد شدن دستگاه عاقله می گردد و کسی که مست است اعمال غیرطبیعی از او سر می زند و این کار برای او ضررهای جبران ناپذیر دارد او نه تنها به سلامت خود لطمه وارد آورده بلکه با فرار از مشکل به وسیله مایع زیان آور کاری از پیش نبرده و بالاخره احترام خود را نزد دوستان و خانواده و بستگان کم کرده است، وقتی به حالت معمولی بر می گردد، قدرت او برای مواجه شدن با مشکلاتش کم تر می ردد. با صرف الکل پیشرفتی در حل مشکل به دست نمی آید و شخص که برای فرار از مشکل، الکل را وسیله قرار داده، زحمت خود را افزون تر کرده و همین مشکل تر شدن مشکل، او را بر آن می دارد که مجددا به سوی الکل رو آورد.
    بعضی از حالات رویای روز و استعمال مشروب از لحاظ فرار از مشکل شبیه به هم هستند و البته استعمال مشروب ضررجسمی بیش تری در بردارد در این دو نوع فرار، شخص در صدد یافتن راه حل مشکل از طریق استدلال برنمی آید، بلکه می خواهد فرار کند و چون فرار همیشی نیست بالمال وارد دنیای حقیقی می شود که در آن موقع بیش از پیش ناهمساز و اندوهناک است.(1)
    پی نوشت
    1.روان شناسی برای زیستن، ص230




  8. #18

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جریان افکار و اندیشه ها در آسایش روحی انسان اثر عمیقی دارد؛ تزلزل و ترقی و خلاصه کیفیت روحی هر کس، بسته به طرز تفکر اوست و عوامل گوناگونی در چگونگی افکار و طرز تلقی اشیا موثرند؛ کسی که از عقل فعال برخوردار است همین که از عوامل مادی مایوس شد و نتوانست از جهان خارج استفاده کند در معرض هجوم طوفان نومیدی مطلق قرار نمی گیرد و دنیا در نظرش تاریک و سهمگین نمی شود بلکه بی درنگ دریچه روح را بر روی امور خارجی می بندد و در صدد بهره برداری از لذات معنوی برمی اید و بدین وسیله خود را به جهانی می برد که از اسارت ناراحتی برهد و از جرعه خوش بختی و آسایش سیراب شود.
    در حالی که کوته بینان برای رهایی از ناراحتی و تشویش خاطر به استفاده از عوامل خارجی پناه می برند اما از آن جا که تمایلات و خواسته های انسانی پیوسته در تحول و دگرگونی است و از سوی دیگر در این دنیای آشفته هیچ چیز ثابت و پایدار نمی ماند و اگر خوش بختی آدمی وابسته به امور خارجی باشد، دایما در معرض نابودی قرار می گیرد.
    چنین کسی مانند غریقی که در اقیانوس ژرفی افتاده است هر دم به خار و خسی چنگ می زند و به امواجی که هرگز نجات بخش نیستند توسل می جوید و سرانجام هیچ یک از عوامل گذران و ناپایدار، نمی توانند به او آرامش واقعی ببخشند.




    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۱/۲۵ در ساعت ۱۶:۱۲

  9. #19

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    کرلوس بدبختب این دسته از افراد را چنین تشریع می کند:
    «یکی برای فرار از کسالت، کاخ زیبای خویش را ترک می کند و بیهوده به وسایل متعدد متشبت می شود، دیگری با شتاب هر چه تمام تر از زن و فرزند خویش دور می شود؛ گویی برای خاموش کردن حریقی می شتابد ولی هنوز به مقصد نرسیده است که مجددا با دشمن خانمان سوز خویش یعنی ناراحتی و کسالت روحی روبه رو می گردد و آن گاه با همان شتابی که رفته بود باز می گردد و بدین طریق همواره چون دیوانگان گمراه و سرگردان است.»(1)
    پی نوشت
    1.افکار شوپنهاور، ص64



  10. #20

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آثار عمیق رنج ها
    اساسا آفرینش انسان طوری است که برای تامین نیازمندیهای زندگی خود ناچار باید بسیاری از مشکلات و ناراحتی های جسمی و روحی را تحمل کند، زیرا در طی همین تلاش و تکاپو که به خاطر فراهم ساختن وسایل رفاه مادی خویش به کار می برد، نیروی عقلی و روحی اش قدرت و اوج می گیرد و رو به تعالی و کمال می رود.
    سختی ها و رنج ها در زندی بشر دارای آثار عمیق و گسترده است، قوای روحی مردان بزرگ در زیر فشار مصیبت صیقلی می شود و در تاریکی های فلاکت بهتر تجلی می کند.
    اگر آدمی از روزهای نخستین حیات خود، از جهل و نادانی احساس ناراحتی نمی کرد هیچ گاه در مقام درمان این بیماری برنمی آمد و همچنان در تاریکی وحشیگری و جهالت باقی می ماند و امروز اثری از مظاهر عقل و ذوق و اخلاق به چشم نمی خورد همین احساس رنج از نادانی بوده که او را به مبارزه پیگیر با جهل واداشته است.
    تکامل همه جانبه انسان و پایه تمام ترقیات و پیشرفت های مدنی و اجتماعی از همین رهگذر پی ریزی شده است؛ بیش تر نهضت های بزرگ اجتماعی که طلیعه ترقی و آغاز جهش به سوی پیشرفت و تعالی بوده در نتیجه مشکلات و سختی های طاقت فرسا رخ داده است، گرچه در ظاهر، سختی ها و تندباد حوادث، تلخ و ناگوارند و لذات و خوشی ها، گوارا و پسندیده اند ولی در واقع قضیه کاملا برعکس می باشد زیرا پیروی از لذات و هوس ها، انحطاط و بدبختی به دنبال دارد، در حالی که درون مصایب و گرفتاری ها سعادت ها و نیکبختی ها نهفته است بین تحمل رنج و نیل به سعادت تلازم قطعی وجود دارد رابطه بین سختی ها و مصیبت ها و کمالات و سعادت ها رابطه علی و معلولی است.


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۱/۲۵ در ساعت ۱۶:۳۷

صفحه 2 از 5 نخست 1234 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود