صفحه 3 از 5 نخست 12345 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عوامل ایجاد اطمینان روحی

  1. #21

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,900
    مورد تشکر
    3,500 پست
    حضور
    37 روز 18 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «دهگل» فیلسوف آلمانی می گوید:
    «تنازع قانون پیشرفت است صفات و سجایا در معرکه هرج و مرج و اغتشاش عالم، تکمیل و تکوین می شود و شخص فقط از راه رنج و مسئولیت و اضطراب به اوج علو می رسد؛ رنج هم امری معقول است و هم علامت حیات و محرک اصلاح می باشد.
    زندگی برای سعادت(آرامش و رضایت حاصل از آن) نیست، بلکه برای تکامل است؛ تاریخ جهان صحنه سعادت و خوش بختی نیست؛ دوره های خوش بختی صفحات بی روح آن را تشکیل می دهند؛ زیرا این دوره ها ادوار توافق بوده اند و چنین رضایت و خرسندی ورانبار سزاوار یک مرد نیست تاریخ در ادواری درست شده است که تناقضات عالم واقع به وسیله پیشرفت و تکامل حل شده است.»(1)
    برای آنکه فلزات را از موارد زاید پاک و خالص گردانند، آن ها را در کانون آتش جای می دهند؛ برای ادمی نیز مصایب زندگی همین خاصیت را دارد و او را زا آلایش ها منزه و پاک می سازد و برای ایفای وظایف انسانی اش آماده می کند و بالاخره جز در سایه رنجها، بقا و سعادت هیچ فردی تامین شدنی نیست.
    قران می فرماید:
    «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ»(2)«ما بشر را در آغوش رنجها و سختی ها آفریده ایم.»
    امام صادق(علیه السلام) فرمود: «انّ اشدّ الناس بلاء الأنبياء، ثمّ الذين يلونهم‏، الأمثل‏فالأمثل‏»(3)؛ «از لحاظ ابتلا به رنج و گرفتاری شدید انبیای الهی در راس همه مردم قرار دارند در مرتبه بعد افرادی که ازنظر فضیلت در سطح پایین تری هستند سپس هر کس که بافصیلت تر است به ترتیب از بالا و پایین.
    مولوی برای تفهیم این حقیقت چنین می گوید:
    گندمی را زیر خاک انداختند / پس ز خاکش خوشه ها برساختند
    بار دیگر کوفتندش ز آسیا/ قیمتش افزون و نان شد جان فزا
    باز نان را زیر دندان کوفتند/ گشت عقل و جان و فهم سودمند

    پی نوشت
    1.ویل دورانت، تاریخ فلسفه، ص249
    2.بلد/4
    3.
    بحارالانوار، 15، ص53


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۱/۲۵ در ساعت ۱۸:۰۲

  2. #22

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,900
    مورد تشکر
    3,500 پست
    حضور
    37 روز 18 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یکی از دانشمندان اروپایی می گوید:
    «مشقات و مشکلات، بیش از آسایش و راحتی، انسان را مورد آزمایش قرار می دهد و مزایا و محسناتی را که در نهاد او متمکن است آشکار می سازد.
    مشکلات و سختی به منزله سنگ محک اخلاق است؛ هم چنان که بعضی از نباتات را باید سایید تا بوی خوش و مطبوع آن ها استشمام شود، همان طور برخی از طبایع باید گرفتار دشواری ها گرداند تا ملکات و فضایل ذاتی آن ها تجلی کنند.
    هیچ آسایش و راحتی در این جهان نیست که رنج و مصیبتی مبدل نگردد همان طور نیز هیچ دشواری نیست که سرانجام به سعادت و خوش بختی منجر نشود؛ در مورد هر یک از این حالات نتیجه ای که عاید ما می شود منوط به استفاده یا سوء استفاده ای است که ما از آن می نماییم.
    سعادت و آسایش کامل در این جهان یافت نمی شود و اگر فرضا یافت شود ثمربخش نیست و هیچ گونه خیر و فایده ای برای انسان نمی تواند در برداشته باشد.
    در میان تعالیمی که تا امروز به بشر داده شده، از همه سبک تر و بی مایه تر تعلیمی است که آدمی را به آسایش و راحتی دعوت می کند، زیرا در تمام حالات شکست و مشکلات، استادی داناتر از خوشی و راحتی است و شکست، طبیعت شخص را اصلاح و تقویت می کند، رنج و سختی طبیعت را رام و آگاه می سازد؛ رسم و شکیبایی و بردباری را به شخص می آموزد و عالی ترین افکار و تخیلات را در مغز آدمی می پروراند


  3. #23

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,900
    مورد تشکر
    3,500 پست
    حضور
    37 روز 18 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    .«هپر» می گوید: چیست که باعث رشد و توسعه عمیق ترین افکار نوع بشر می گردد؟ علم و دانش نیست؟ لیاقت و کاردانی نیست؟ هیجان عواطف و احساسات هم نیست فقط رنج و محنت است که می تواند اعماق فکر انسان را بشکافد و شاید به همین جهت هم هست که این همه رنج در دنیا فراوان است، فرشته ای که مامور ابتلای مردم به رنج و مصیبت می باشد بیش از ملکی که بهبودی و درمان را در دنیا آورده به مردم این عالم خدمت کرده است.(1)
    پی نوشت
    1.ساموئیل اسمایلز، اخلاق، ج2، ص204 و 205




  4. #24

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,900
    مورد تشکر
    3,500 پست
    حضور
    37 روز 18 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اثر قطعی ایمان در آرامش روان
    تحقیق در تاریخ ترقی و پیشرفت بشر ثابت می کند که پایه های تمدن و فرهنگ انسانی همواره بر دوش کسانی بوده که نیروی ایمان تحمل بارهای سنگین و گران رنج و سختی را برایشان آسان ساخته و آثار سوء مصایب و رنج ها را از همین رهگذر در قلب نیرومند خود عقیم و بی اثر نموده اند.
    دانشمندان روان شناس عموما اعتراف دارند که در درمان ناراحتی های روحی و ایجاد اطمینان و آرامش درونی نیروی «ایمان» فوق العاده شگرف و اعجاب انگیز و ثمربخش است.
    در مواردی که دشواری های طاقت فرسا شخصیت انسان را در هم می کویند و اراده و امید را از وی می گیرند اتکای به خداوند در روح شکست خورده او اثر عمیق و غیر قابل انکاری می بخشد؛ ناکامی و گرفتاری ها و شکست ها هرگز نمی توانند در ضمیر پاک مردان الهی طوفان به پا کنند و آن ها را دچار زبونی و یاس و خودباختگی سازند.
    «یونگ» روان کاو معاصر می نویسد:
    «در مورد بیماران روحی که از 35 سال به بالا داشتند حتی یک نفر یافت نمی شد که مشکل روانی او در آخرین مرحله تحلیل به ایمان مذهبی مربوط نگردد بهتر است بگوییم که هر فرد از آنان به علت فقدان آن چه که دین زنده به اشخاص می دهد بیمار شده اند و هیچ کس از آن ها که نظر دینی و مذهبی خویش را باز نیافتند واقعا درمان نشده اند.»(1)
    پی نوشت
    1.جهان مادیات، ص41






  5. #25

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,900
    مورد تشکر
    3,500 پست
    حضور
    37 روز 18 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ایمان به خداوند برای ایجاد اعتدال در خواهش های نفسانی که خود منشا بسیاری از آشفتگی های روانی است دریچه اطمینانی می باشد.
    بر اثر ایمان به خدا، چهره زندگی کمال می یابد زیرا وقتی انسان معتقد گردید که با تمام شدن این زندگی همه چیز پایان نمی پذیرد در روانش آرامش خاصی پدید می آید و در سراسر زندگی به اعتدال گام برمی دارد.

    در نتیجه ایمان به خداوند و اجرای مقررات اخلاقی دین، حس افزون طلبی و ثروت اندوزی که یکی از عوامل تشویش خاطر است تعدیل خواهد شد و انسان به امید پاداش های بزرگ و بیم از کیفرهای سخت، از گرایش نامعقول و بی حد و حساب به سوی مادیات و تجمل پرستی اجتناب می ورزد و در نتیجه یک تعادل مطلوب و آرام بخش که شایسته مقام انسانی است در روانش به وجود می آید.
    همچنین عقیده به روز رستاخیز و حیات پس از مرگ بار فشار جان کاه تصور نیستی و فنای مطلق را از دوش آدمی برمی دارد چه او معتقد است که با فرا رسیدن مرگ دروازه جهان دیگری به رویش گشوده می شود و به زندگی ابدی و نعمت های جاویدانی دست می یابد که هرگز با خوشی های این جهان قابل قیاس نیست و از این راه عامل دیگر اضطراب خاطر که همان فنای محض است، از میان می رود.
    ایمان، نه تنها ناراحتی و تشویش را از قلب آدمی می زداید بلکه می تواند از هجوم هیجان و اضطراب به دل، نیز جلوگیری کند. قرآن از نقش پیش گیری ایمان چنین یاد می کند:
    «وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنينَ»(1)؛ «اگر ایمان داشته باشید نباید ترس و اندوه به خود راه دهید؛ زیرا شما با همین سرمایه ایمان بر دیگران برتری دارید.»
    در این آیه خاطرنشان شده است که ایمان در برابر عوامل ناراحتی روانی، زره محکمی برای روح می سازد و مصونیت خاصی در انسان بوجود می آورد . اگر شخص از داشتن یک ایمان کامل بی بهره باشد و عوامل ناراحتی در کانون جانش مسکن گزیند باز هم همان ایمان است که با اتکای به آن می توان خاطر را از بار غم آزاد ساخت و نقش رنج ها را از لوح دل زدود. قرآن می فرماید:
    «الا بذکر الله تطمئن القلوب»(2)؛«با اتکای به خداوند دل های پریشان، مطمئن و آرام خواهد شد.»
    قرآن ثبات و آرامش را از آن کسانی می داند که قلبی سرشار از ایمان داشته باشند.

    پی نوشت
    1.آل عمران/ 139
    2.رعد/28


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۱/۲۵ در ساعت ۱۸:۱۵

  6. #26

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,900
    مورد تشکر
    3,500 پست
    حضور
    37 روز 18 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امیرمومنان(علیه السلام) ضمن خطبه ای درباره ثمرات یاد خدا و اوصاف مردان خدا چنین می فرماید:
    «خداوند متعال یاد خود را مایه روشنی و صفای دل ها قرار داده است. با یاد اوست که دل ها پس از سنگینی، شنوا، و پس از تیرگی بینا و پس از طغیان و سرکشی به نرمی و ملایمت می گراید پیوسته چنین بوده که خداوند در فاصله های روزگار بندگان والایی داشته که با آن ها در اندیشه هایشان راز می گوید و در عقل و خردهایشان با آن ها سخن می گوید.»(1)
    هیچ نمی توان حال مردم با ایمان را در برخورد با حوادث و تلخ کامی های زندگی، با حال افراد مادی و بی دین مقایسه کرد، چه تفاوت میان آن ها از زمین تا آسمان است.
    پی نوشت
    1.نهج البلاغه، صبحی صالح، ص342




  7. #27

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,900
    مورد تشکر
    3,500 پست
    حضور
    37 روز 18 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به یکی از بانوان مسلمان در مدینه خبر رسید، که در جبهه جنگ «احد» سه تن از عزیران خود را از دست داده است؛ او برای حمل اجساد کشتگان، با شتری عازم جبهه احد گردید، پیکر بی جان و خونین عزیزان خود را بر شتر حمل کرد و به سوی مدینه بازمی گشت در نیمه راه به یکی از همسران رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) برخورد نمود همسر پیامبر که نگران حال آن حضرت بود پرسید چه اطلاعی از رسول خدا داری؟
    این بانوی مصیبت دیده در حالی که مهار شتر را در دست داشت و قطرات
    خون از اجساد بر زمین می چکید با متانت و آرامش خاصی که از ایمان محکم و استوارش سرچشمه می گرفت پاسخ داد: من مژده ای برای شما دارم و آن این که در جنگ به پیامبر آسیبی نرسیده است و در برابر چنین نعمت گران قدر و بزرگی هر گونه مصیبتی کوچک و قابل تحمل است.
    همسر پیامبر از او پرسید: این اجساد چه کسانی هستند؟ در پاسخ گفت: یکی جسد شوهرم، و دیگری فرزندم و سومی برادرم است و همه را با خود به مدینه می برم تا به خاک بسپارم.
    آیا کدام عامل جز ایمان می تواند به جان این مصیبت دیده این چنین سکون و آرامش وصف ناشدنی ببخشد؟


  8. #28

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,900
    مورد تشکر
    3,500 پست
    حضور
    37 روز 18 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ژان ژاک روسو مس نویسد:
    «اگر موجودات فناپذیری بودیم بسیار بدبخت می شدیم. بدون شک مردن کار مشکلی است ولی امید این که همیشه زندگی نخواهیم کرد و زندگی بهتری به ناراحتی ها و ناملایمات این زندگی مان پایان خواهد داد، دلپذیر و دل آرام می باشد.
    اگر فناپذیری روی زمین را به ما هدیه می کردند چه کسی حاضر می شد این هدیه غم انگیز را قبول نماید؟ در این صورت، در برابر ناملایمات سرنوشت و ظلم انسان ها چه امید و تسکینی برایمان باقی می ماند. جاهلی که هیچ چیز را پیش بینی نمی کند ارزش زندگی را به خوبی احساس نخواهد کرد و نمی ترسد آن را از دست بدهد، انسان روشنفکر زندگی بعد از مرگ را ارزنده تر از زندگی زمینی می داند و آن را ترجیح می دهد فقط افراد نیمه آگاه و به ظاهر عاقل هستند که تنها زندگی زمینی را در نظر می گیرند و مرگ را بزرگ ترین مصیبت انسان می دانند، لزوم مرگ در نظر انسان عاقل علتی برای تحمل ناملایمات زندگی محسوب می شود.»(1)
    پی نوشت
    1.امیل، ص91



  9. #29

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,900
    مورد تشکر
    3,500 پست
    حضور
    37 روز 18 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تسلیم و رضا
    کسی که از سرمایه ایمان بهره ای ندارد، در برابر عوامل نامساعد طبیعت به سختی آسیب پذیر است؛ او خود را اسیر طبیعت و محکوم قوای قعار آن می داند و اگر در نخستین صحنه نبرد با مصایب و دشواری ها عقب نشینی نکند، سرانجام در نقطه مخوف حمله امواج خروشان حوادث روزگار در گرداب ژرف و عمیقی فروخواهد رفت.
    اما آن که متکی به منطق دین است، در نظام آفرینش، هیچ چیز جز اراده خداوند را موثر نمی شناسد؛ او معتقد است که رنج های خارج از اختیار انسان، از جانب پروردگار مهربان و برای تطهیر قلب و تهذیب روحش مقدر گردیده، لذا هرگز اجازه نمی دهد که مصایب و مشکلات، قدرت روحی او را فلج کنند، بلکه در هر شرایطی متانت خود را همچنان حفظ خواهد کرد و کشتی وجود خود را در هر حادثه ای به استمداد از نیروی لایزال الهی، به ساحل آرامش و صفا و موفقیت و سعادت می رساند و حتی با سنگینی بار رنج ها، کامیابی ها و لذات روحی او افزایش خواهد یافت.
    جابربن عبدالله که یکی از شخصیت های پرورش یافته در مکتب اسلام بود وقتی به بیماری مبتلا گردید پیشوای پنجم مسلمین امام باقر(علیه السلام) به منظور عیادت به منزل جابر تشریف فرما شدند و از حال وی پرسش فرمودند جابر به عرض رسانید:
    خالتی یافته ام که پیری را بر جوانی و بیماری را بر تندرستی و مرگ را بر زندگی ترجیح می دهم.
    امام (علیه السلام) فرمودند:«اما ما خاندان پیامبر چنین نیستیم اگر خداوند بیماری، یا تندرستی ؛ جوانی یا پیری، مرگ یا زندگی را برای ما اراده فرماید از دل و جان می پذیریم و در برابر مصایب دنیا اصل رضا شیوه ماست.»


  10. #30

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,900
    مورد تشکر
    3,500 پست
    حضور
    37 روز 18 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «برتر راسل» می گوید:
    «تسلیم و رضا نیز در دست یابی به سعادت تاثیری دارد که کم تر از اهمیت سعی و تلاش نیست؛ مرد عاقل با آن که در مقابل حوادث ناگوار قابل اجتناب، عاطل نخواهد نشست، راجع به بدبختی هایی که چاره پذیر نیست وقت و قوای خود را تلف نخواهد کرد و حتی در برابر وقایع نامطلوبی که اجتناب پذیرند، اگر وقت و تلاشی که حصول این منظور ایجاب می کند مانع او در تعقیب هذف مهم تری شود راه تسلیم را پیشه خواهد کرد.
    بعضی ها با پشامد ناملایمتی حتی جرئی، پیوسته می خروشند و از حذت خشم می جوشند و بدین ترتیب مقداری از نیروی خود را که می شود صرف کار بهتری کرد، هدر می دهند.
    در تعقیب مقاصد واقعا مهم نیز شرط عقل نیست که انسان به قدری فکر و حواس خود را عمیقا به آن کار معطوف کند، که اندیشه شکست احتمالی؛ عامل تهدید همیشگی برای آرامش فکر و خیال باشد.
    لازمه توفیق و تاثیر در هر کار خطیری عاری بودن آن را از شایبه نگرانی و هیجان است؛ در واقع اضطراب و هیجان گاهی مانع پیشرفت و توفیق می شود، در این صورت روش صواب آن است که انسان تمام سعی خود را بنماید و سرانجام کار را به دست تقدیر بسپارد.»(1)
    البته منظور از حالت تسلیم و در پیش گرفتن راه بردباری در برابر تقدیر خداوند، آن دسته از حوادث ناگوار و غیر قابل پیش بینی است که از قلمرو قدرت و اندیشه انسان بیرون است وگرنه آن قسم از فلاکت و بدبختی هایی که معلول جوامع فاسد و وضع غلط و انحرافی اجتماع انسانی است، باید ریشه آن را در اعماق و زوایای آن جامعه جست و جو کرد.
    دگرگون ساختن چنین وضع فلاکت باری، در اختیار خود بشر قرار گرفته، لذا نباید تسلیم در برابر هر گونه تجاوز، نسبت به حق خویش را به عنوان شکیبایی و صبر در مقابل قضای الهی توجیه کرد.
    پی نوشت
    1.شاهراه خوش بختی، ص264


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۱/۲۵ در ساعت ۱۸:۳۲

صفحه 3 از 5 نخست 12345 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود