صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عوامل ایجاد اطمینان روحی

Hybrid View

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۷
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    2 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نیشخند عوامل ایجاد اطمینان روحی




    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام
    همه ما می دانیم که انسان در دنیا به طور معمول با مشکلات و رنج هایی درگیر است. می خواستم بدانم این مشکلات و گرفتاری های بر اثر چیست و برای ایجاد اطمنیان درونی چه راه کاری وجود دارد.؟
    لطفا استاد کافی پاسخگو باشند.
    تشکر

  2. تشکر


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    5,116
    مورد تشکر
    10,656 پست
    حضور
    169 روز 23 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    18



    با نام و یاد دوست

    عوامل ایجاد اطمینان روحی

    کارشناس بحث: استاد کافی


    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    عوامل ایجاد اطمینان روحی

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دکتر «شنایدر» چنین می نویسد:
    «آیا چه چیزی بیش از هر چیز دیگر در بدبختی آدم سهیم است؟ من به عنوان یک پزشک می توانم به این سوال جواب بدهم: این چیز بیماری است، که مدت درازی طول کشیده باشد. اگر درباره آن فکر کنید کمی دچار ترس می گردید. چون هزار بیماری است که خمیره آدمی در معرض آن هاست و یکی از آن ها به اندازه 999تای دیگر شیوع دارد، 50 درصد از کسانی که در کشورهای ایالات متحده آمریکا نزد پزشک می روند دچار این بیماری هستند و بعضی می گویند که این رقم از 50 درصد هم بیش تر است.
    در کلینیک اوکسز در نیواورلئان از پانصد بیماری که پیاپی به آن جا رجوع کرده بودند گزارشی تهیه شد و این نتیجه به دست آمد که 77 درصد آنان به این بیماری دچار بودند شخص به هر سن و در هر مرحله ای از زندگی که باشد ممکن است به آن مبتلا شود از این گذشته تشخیص و مداوای این بیماری به صورت وحشتناکی پرخرج است.
    من از گفتن نام آن به سرعت خودداری می کنم، چون ممکن است سوء فهمی برای شما حاصل شود؛ خصوصیت اول آن، این است که یک بیماری واقعی نیست رسم بر این جاری شده است که آن را بیماری عصبی بنامند و اکنون آن را بیماری روان تنی می نامند و این یک بیماری به آن معنی نیست که بیمار فکر کند به راستی مریض است، رنجی که از آن می برید، همان اندازه سخت است که از قولنج کیسه صفرا می برید.
    بیماری روان تنی چیزی نیست که از میکروب یا ویروس و یا رشد بی جای بافت های بدن تولید شده باشد بلکه از اوضاع و احوال زندگانی روزانه نتیجه می شود هر وقت کسی از قشر ضخیم و نفوذناپذیری از وسواس ها، دشواری ها، گرفتاری ها، پوشیده شده که نمی تواند از آن بیرون بیاید و وارد عالم سرور و آرامش شود می گوییم به بیماری روان تنی مبتلا شده است.(1)
    فروید می گوید:
    «انسان وحشی بهتر از انسان متمدن کام های خود را ارضا می کرد و زندگی او از تشویش و اضطراب های روحی برکنار بود و دچار بیماری های روانی نمی گردید اما از آن روز که تمدن و صنعت قدم به عرصه وجود نهاد و بشر شهرنشین شد کسالت روحی شدیدی برای او پدید آمد.(2)
    پی نوشت:
    1.کلیدهای خوش بختی، ص258.
    2.روان شناسی در خدمت سیاست، ص131.

    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۱/۲۴ در ساعت ۲۲:۲۶

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    عوامل رنج های روحی
    یکی از عوامل پیدایش تشویش خاطر، حس افزون طلبی است. در محیط هایی که اندیشه مردم تنها بر محور مادیت دور می زند و شاخص سعادت و بدبختی را ثروت و لذایذ ناپایدار مادی تشکیل می دهد و هر کس برای ارضای این خواسته درونی تلاش پی گیر و مداوم دارد، بی شک زندگی اش توام با فشار و رنج دایم است.

    زیرا کوشش های یک فرد به هر اندازه وسیع و گسترده باشد، نمی تواند حرص بی پایان او را اشباع سازد، و خلأ فکری اش را پر نماید و به همه آمال و آرزوهایش لباس تحقق بپوشاند، و در بسیاری از موارد نیز میان تمایلات و هدف های او، سدهای نیرومندی ایجاد می شود که قادر بر شکستن آن ها نیست و در نتیجه دچار وسوسه و ناراحتی های مختلف می گردد و تشتت فکری اعصاب و روانش را به سختی می آزارد.
    از سوی دیگر دلبستگی او به امور ناپایداری است که هر لحظه در آستانه نابودی و فنا قرار دارند و لذا زیبایی های زودگذر و مورد علاقه اش نمی توانند به زندگی پر تلاطم او سکون بخشند و بی شک چنین فردی در خود احساس خوش بختی نخواهد کرد.
    ادامه دارد...


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یکی بر اثر فقدان ایمنی مالی و کمبود اقتصادی بی قراری دایم دارد، دیگری از فزونی ثروت بیمناک است و هزاران گرفتاری مالی، او را در محاصره گرفته است؛ گروهی انجام تعهدات خود را به واسطه عوامل نامساعد فوق العاده دشوار تصور می کنند و به خود حق می دهند که همواره بیمناک باشند بعضی دیگر روی پاره ای از جزئیات به قدری تکیه می کنند که خود و اطرافیانش را بیزار و خسته می سازند.
    اینان اصولا افرادی هستند که ناراحنی شان برای ظهور و بروز پی بهانه می گردد و دایما دنبال وسیله تازه ای هستند که ناله و شکایت را آغاز کنند.
    مخصوصا شامگاهان دشواری های زندگی چهره هولناک تری به خود می گیرند و چون در این هنگام خستگی ناشی از کارهای روزانه بر روی عقل پرده ای می کشد و نیروی قضاوتش را دچار رکود می سازد در چنین موقعی نیروی قضاوت به قوت خود باقی نیست، در حالی که قوه تخیل همچنان مشغول فعالیت است لذا افکار موهوم و تخیلات بیهوده میدان را برای تاخت و تاز بی رقیب می بیند و به شدت آدمی را می آزارند.
    کسی که بر اثر پاره ای اشتباهات کوچک، دستخوش هراس و اندیشه های بی جا می شود، باید بداند که اگر کاری که نبایست صورت بگیرد انجام شد فکر را با سوهان اضطراب ساییدن بی حاصل است وانگهی حق ندارد از مصایبی که در نتیجه اعمال گذشته اش به وقوع پیوسته شکایت کند.
    هر کسی بذری کاشت باید حاصل آن را بردارد، حال اگر بذر بدی افشانده مقصر کیست؟ آیا باید گناه را به گردن روزگار گذاشت؟ اگر انسان بخواهد از اشتباه خود هراسان شود و عواقب و آثار ناشی از آن را به مراتب بزرگ تر ببیند از چاره جویی باز می ماند چه فکر را نمی توان در دوجا تقسیم کرد.


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قدر مسلم این است که با شور و هیجان نمی توان به حل مسائل زندگی موفق شد؛ بی قراری مهارت کسی را که کار غلطی انجام داده بیش تر نمی کند تاسف و حسرت در گذشته اثری ندارد و جریان ایام را که با سیر دایمی خود در تاریکی فنا فرو رفته است، تغییر نمی دهد. تنها نتیجه ای که شخص از این افکار سیاه می برد، این است که زندگی اش تاریک و فعالیتش فلج می شود.
    آسایش خاطر لازم است تا بتوان با سرانگشت تدبیر، سررشته را پیدا کرد و آن را گشود و کوشید که دیگر اشتباه تکرار نشود؛ آری با طرز فکر خردمندانه است که انسان می تواند خصوصیات اخلاقی خود را تحت دیسیپلین در آورد.


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    توجه بی حد به آینده مجهول
    میزان توجهی که انسان نسبت به آینده یا حال مبذول می دارد در آسایش روحی وی بسیار موثر است. هستند کسانی که فوق العاده نسبت به آینده اهمیت می دهند و در نتیجه فرصت بهره مندی از زمان حال را از دست خواهند داد و یا این که در زمان حال ممکن است خطری آن ها را تهدید نکند، با وجود این، بیم دارند مبادا در آینده حادثه ناگواری برایشان روی دهد و وحشتی به همان شدت که به هنگام وجود خطر حقیقی دل انسان را فرا می گیردبر روحشان چیره می شود.
    ولی باید توجه داشت که گذشته تاثیری در زمان حال ندارد و آینده هم غیر قابل پیش بینی است، حوادث آینده که بایستی انسان را متالم و ناراحت کند آن هایی است که وقوعشان 100 درصد قطعی باشد، ولی ناگفته پیداست که این گونه حوادث اندک است؛ زیرا کم تر اتفاق می افتد که جریان رویدادها کاملا با پیش بینی انسان تطبیق کند.


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یکی از محققان سازمان فنی کارنگی می نویسد:
    درست دقت و فکر بکنید در بین دوستانتان حتی در خانواده خودتان کسانی که فکر مثبت دارند بیش تر مورد توجه شما هستند و شما دوست دارید که بیش تر با آنان باشید و البته منفی بافانی هم هستند که شما را به زحمت و دردسر می اندازند.
    کسانی که دارای فکر مثبت هستند خوشحال تر و زنده تر و فعال ترند، اینان کارها را انجام می دهند و عملی می سازند ممکن است بسیار هم اشتباه کنند.
    اما آن قدر هوش و فراست دارند که به اشتباه خود واقف شده و به اصلاح آن بپردازند. آن قدر هم اراده قطعی دارند که دوباره شروع به کار و مجاهده کنند اینان وقت خود را به این نحو ضایع نمی سازند که در باب چیزهایی که هرگز واقع نمی شود پریشان حواس و نگران و ناراحت بشوند.
    در هر 24 ساعت در حدود بیش از بیست میلیون سنگ های آسمانی واردجو زمینی می شود، اما هیچ ثبت درست و قابل اعتمادی در هیچ جا دیده نشده که شخصی بر اثر سقوط یکی از این سنگ های آسمانی کشته شده باشد.


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مارک تواین گفته است:
    «من مرد پیری هستم و با بسیاری از دشواری ها و مشکلات آشنا هستم؛ اما بیش تر از آن ها هرگز اتفاق نیفتاده است.»
    «زندگی نهری از مشکلات است که مدام جریان دارد و هر یک از آن مشکلات محتاج تصمیمی است، حتی خیلی از مسائلی که خودمان را با آن ها مشغول داشته و علاقه مند می داریم و اجازه می دهیم که ما را غمگین کنند و وضع زندگی ما را چندین ساعت یا گاهی تمام روز خراب کنند، در واقع کم اهمیت بوده و تاثیری ندارند. مشکل کار این است که گویا ماقادر نیستیم که در همان وقت خودش به کم اهمیتی آن توجه و تفکر کنیم.(1)
    وانگهی این خطرات احتمالی چه تحقق پیدا کند یا نکند هراس و دلهره کنونی به جز کاهش نیروی جسمی و معنوی چیزی عاید شخص نخواهد ساخت؛ ممکن است در مراحل مختلف عمر، آدمی با حوادثی روبه رو شود که راه موفقیت را مسدود کنند.
    این گونه حوادث تازگی ندارد و برای همه اتفاق می افتد، ما که نمی توانیم ناموس ابدی دنیا را تغییر دهیم و به دلخواه خویش درآوریم این مربوط به خطرات خارجی است. ولی خطری که از داخل انسان را تهدید می کند از خطرات خارجی دست کمی ندارد و گاهی هم شدیدتر از خطرات خارجی است.
    در درون هر فردی قوه وجود دارد که ادامه زندگی اش را مورد تهدید قرار می دهد خطری که بدین سان در درون انسان انباشته می گردد همان اضطراب و تشویش است که گاهی ممکن است شخصی که گرفتار این چنین محرک داخلی است از وجود آن هم آگاه نباشد.
    اگر آن نیروی بدنی و فکری که به واسطه بیقراری و هراس از رویدادهای تخیلی نابود می گردد در کارهای مثبت به مصرف برسد چه نتایج گران بها و درخشانی که از آن به بار نمی آید.
    هر کس به خاطر می آورد که چقدر از اوقات پرارزش خود را درباره چگونگی مقابله با پیش آمدهای احتمالی صرف کرده است اگر موارد استثنایی کناره گذارده شوند باید گفت دشواری ها و سختی هایی که به سوی هر کس می آیند در برابر فلاکت هایی که تصورشان او را رنج می دهند بسیار ناچیز است.
    پی نوشت
    1.تفکر صحیح، ص108


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۱/۲۵ در ساعت ۱۵:۰۰

  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,533
    مورد تشکر
    3,140 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آشفتگی خاطر در تمام کارهایی که به دست انجام می گیرد، اثر سوء خود را نمایان می سازد و گاهی انسان به طورناآگاه راه های انحرافی و عکس العمل های غیر عاقلانه ای را در پیش می گیرد. زیان دیگری که تشویش خاطر به دنبال دارد، آن است که حس اعتماد و اطمینان را از شخص می رباید.
    بیش تر مردم عادت کرده اند که همواره از روزگار و بخت بلند خویش بنالند و هیچ وقت از زندگانی احساس رضایت نکنند انان تصور می کنند مادامی که کارهایشان روبه راه و ثروتشان فراوان نشده باشد و وسایل رفاه و آسایش کاملی در اختیار نداشته باشند، نمی توانند از زندگی بهره برگیرند سعادت را در افق دوردست اینده می بینند و سرمایه عمر را که همان دقایق گذرای امروز است، به خاطر رویای آینده از دست می دهند.
    در حالی که اگر به سعادت خود علاقه مند باشند، می توانند راز خوش بختی را در همین زندانی محقر و آرامی که دارند کشف کنند، زیرا اساس زندگانی بر امروز استوار است و فردا که در آرزوی وصول آن هستند و در دیده شان جلوه بهشت دارد همین که رسید باز به صورت جهنم هول انگیز امروز خودنمایی می کند.

    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۱/۳۰ در ساعت ۲۰:۱۵

صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود