صفحه 4 از 5 نخست ... 2345 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عوامل ایجاد اطمینان روحی

  1. #31

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,747
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «دکتر آویبوری» دانشمند انگلیسی می گوید:
    «در روزگار بدبختی و بیچارگی دین بهترین وسیله ای است که می تواند ما را تسلیت داده، فشار مصایبمان را سبک تر سازد؛ انسان ابدیت کوچک است و ماورای او ابدیت دیگری وجود دارد دین می خواهدنمونه ای از ان ابدیت بزرگ را در روح انسان ایجاد کند.
    مسلما دین برای فراغت خاطر و آرامش فکر، بیش از آن چه بتوانیم تصور کنیم مفید است افکار مذهبی با ظرافت و زیبایی خود، ما را از قیود زندگانی عادی رهایی داده، از این دنیای خاکی بالا می برد و در دنیای عالی تر و وسیع تر و روشن تر و دل نوازتری سر می دهد.
    دین به ما نمی گوید به دنیا بی اعتنا باشیم بلکه می گوید در زندگی، متین و شرافتمند و عفیف باشیم عنان خود را به دست هوس ندهیم و جان خویش را به آتش حرص و آز نسوزانیم و با برق ستمگری خرمن امید دیگران را خاکستر نکنیم.
    دین می خواهد برای خودپرستی ما که چون دیوی مهیب تنوره زنان، دایما در فضا اوج می گیردحدی معین کندکه از آن بالاتر نرود و موجودیت دیگران را بازیچه قرار ندهند دین به ما می گوید زندگی را با فضیلت بگذرانیم و تقوا را راهنمای خود سازیم، برای این که روحمان آرام و وجدانمان آسوده باشد و از سرچشمه سعادت سیراب شویم.

    زندگی دستخوش خوادث است چیزی که مورد توجه ما قرار می گیرد مانند خودمان دایما متغیر است و شاید در جزر و مد حوادث از میان بروددر آن هنگام، ظلمتی وحشت انگیز روحمان را فرا می گیرد و احساس می کنیم که از زندگی سیر شده ایم؛ دیگر به چیزی علاقه نداریم؛ نه امید داریم و نه بیم، این بحران عجیب اگر با ضعف نفس توام شود و به انتحار منتهی می شود.


  2. #32

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,747
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «مارکوس» می گوید:
    «اگر خدایی باشد چه شیرین است مرگ و اگر نباشد چه تلخ است زندگی.در بعضی مواقع، تخیلات و افکار مذهبی ما را از حدود زندگانی مادی بالاتر برده و در آسمان ها پرواز می دهد. فکر حود را از قیود زندگانی رهایی داده، در اسرار ابدیت و رموز حیات و مرگ و دقایق کائنات فکر کنید تنها به این وسیله می توانیم از اظطراب های زندگی رهایی یافته، اوهام کودکانه خود را زیر پای گذاشته، بر روی آن بالا رویم و در عالم افکار و تصورات جمال و ظرافت و مسرت و سعادت را پیدا کنیم.»(1)
    «دیل کارنگی» می نویسد:
    «پدرم زیر بار قرض و گرفتاری و فلاکت و بدبختی رفته بود، که سلامت خود را از دست داد. پزشک به مادرم گفت: بیش از شش ماه از عمر پدرم باقی نمانده است پدرم مکررا تصمیم گرفت به وسیله طناب به زندگی خود خاتمه بخشد یا خود را تسلیم امواج رودخانه کند؛ سال های بعد پدرم برای من تعریف کرد و گفت:
    یگانه عاملی که در آن موقع من را از انتحار بازداشت ایمان راسخ و استوار مادرت بود. او عقیده داشت که اگر خداوند را دوست بداریم و از اوامرش اطاعت کنیم همه کارها اصلاح خواهد شد.حق با او بود سرانجام همه کارها اصلاح شد.
    پدرم 42 سال دیگر به خوشی زندگی کرد در سراسر آن سال های پر رنج و دشوار مادرم هرگز نگران نمی شد مشکلان و گرفتاری ها را به درگاه خداوند می برد و در آن خانه خلوت و کوچک روستایی به درگاه الهی دعا می کرد که محبت و پشتیبانی خود را از ما دریغ ندارد.

    همان طوری که فواید و خاصیت برق و آب و غذای خوب در زندگی من موثر و مهم است منافع و نیکی های مذهب نیز کمال ارزش و اهمیت را دارد؛ برق و آب و غذا در فراهم ساختن یک زندگی بهتر و کامل تر و راحت تر به من کمک می کند، ولی فایده و ارزش دین به مراتب از همه این ها بیش تر است.
    دین به من ایمان و امید و شهامت می بخشد و هیجان و اضطراب و ترس و نگرانی را از من دور می سازد و برای زندگی ام مسیر و هذفی تعیین می کند؛ دین سعادت و خوش بختی من را تا حد زیادی تکمیل می نماید و سلامت فراوانی به من ارزانی می دارد و کمک می کند تا در میان طوفان و گردیاد حبات، زندگی آرام و ساکتی برای خود ایجاد کنم.»(2)

    پی نوشت
    1.در جست و جوی خوش بختی، ص207، 213، و 217
    2.
    آیین زندگی


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۱/۲۵ در ساعت ۱۷:۳۶

  3. #33

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,747
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «اینشتین» دانشمند معروف قرن بیستم، پس از تقسیم بندی مذاهب، ضمن تشریح نوع سوم مذهب که آن را مذهب هستی می نامد در مورد احساسی که از آن به انسان دست می دهد چنین می نویسد:
    «در این مذهب فرد به کوچکی آمال و هذف های بشر و عظمت و جلالی که در ماورای پدیده ها در طبیعت و افکار تجلی می نماید؛ حس می کند او وجود خود را یک نوع زندان می پندارد چنان که می خواهد از قفس تن پرواز کند و تمام هستی را یک باره به عنوان یک حقیقت واحد دریابد.»(1)
    علت ناآرامی و تشویش خاطر بسیاری از مردم را باید در طرز فکر و برداشت آن ها از زندگی جست و جو کرد؛ آنان تصور می کنند به این جهت گام در این جهان گذارده اند که بی قید و شرط از لذایذ آن بهره مند شوند و چون با واقعیاتی برخلاف آن چه که تصورش را داشتند مواجه می گردند غالبا از کائنات و موجودات و وضع خود گله و شکایت می کنند.
    همان طوری که آتش به کمک آب خاموش می گردد رنج ها و دشواری های ما نیز به وسیله توجه و تفکر در رنج ها، بدبختی های دیگران فراموش می شوند ولی بعضی ها به غلط تصور می کنند هر چه رنج و مشقت است گریبان آنها را گرفته و روزگار مجالشان نمی دهد که از زیر بار مصایب کمر راست کنند در صورتی که درباره دیگران قضاوتی غیر از این دارند و چنین می پندارند که آن ها همواره قرین رفاه و آسایشند و از مصایب زندگی سهمی ندارند.
    پی نوشت
    1.
    دنیایی که من می بینم، ص57



  4. #34

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,747
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    توقعات نامحدود
    گسترش دادن دامنه توقعات سبب می شود که انسان دایما با اندوه و ناآرامی دست به گریبان باشد؛ کسانی که دیده واقع بین دارند مال و ثروتی را که از حد اعتدال بگذرد مانع خوش بختی و آسایش خاطر می دانند خوش بختی و بدبختی و آسایش و ناآرامی معیار خاصی دارد که مال و ثروت و شکوه و مقام در آن موثر نیست در جهان ما توانگران تنگ نظری هستند که در عین ثروتمندی گرسنگی می کشند و روی آسایش را نمی بینند و بسیارند بی نوایان مستمندی که از غم بی ابی ماتم می گیرند.
    به گفته شاعر نکته سنج
    فغان که کاسه زرین بی نیازی را / گرسنه چشمی ما کاسه گدایی کرد.

  5. #35

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,747
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    امیرمومنان(علیه السلام) فرمود: «هیچ گنجی بی نیاز کننده تر از قناعت نیست و هیچ ثروتی نمی تواند مانند احساس رضایت جلو فلاکت و بدبختی را بگیرد؛ هر کس به درآمدی که نیازمندی های رندگی اش را رفع کند قانع باشد؛ از آشفتگی خاطر، رهیده و بدین وسیله شادکامی و آسایش خاطر خود را منظم ساخته است.»(1)
    از نظر پژوهندگان حیات روانی بشر نیز بالا رفتن سطح توقعات مایه پریشانی و ناخرسندی خاطر می گردد در حالی که رعایت اصل اعتدال و قناعت به آدمی آرامش و امنیت خاطر خاصی می بخشد.
    در بهداشت روانی اصلی است به نام اصل شادکامی که می گوید:
    «هر چه توقع کم تر آرامش بیش تر و هر چه توقع بیش تر آرامش کم تر. به مقداری که ما از توقعات خودمان بکاهیم از احتمال ناکامی ها و شکست های خودکاسته ایم و در نتیجه از بیم و امیذ و بی قراری و ناآرامی و انتظار جانکاهی که قبل از نیل به موفقیت ها دست به گریبان می شود خود به خود کاسته می گردد در واقع اصل شادکامی چیزی جز همان اصل قناعت نیست.
    لیکن باید توجه داشت که منظور از اصل شادکامی و قناعت، این نیست که بشر دست بر دست خود نهد و از هر گونه فعالیت و تکاپو اجتناب ورزد بلکه منظور از اصل شادکامی شناخت حدود و استعدادها و امکانات خود و قناعت به ظرفیت و توانایی خویشتن است؛ یعنی آن که شخص پای توقع از حد توانایی خویش فراتر ننهد و بی جا و بی حساب نخواهد.»(2)
    پی نوشت
    1.
    نهج البلاغه فیض الاسلام، ص1250
    2.
    آن سوی چهره ها، ص46 و 47



  6. #36

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,747
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دلبستگی به زندگی جاویدان
    اسلام، دل را به زندگی جاویدان سوق می دهد هر چند ایمان به رستاخیز که یک ایمان زنده حقیقی است شخصیت انسان را از محیط حس بالا می برد؛ و نیروهای او را برای تحقق بخشیدن و عملی ساختن ایده های عالی بشری برمی انگیزد، در عین حال آدمی را از بهره مندی از متاع دنیا باز نمی دارد، اما جلوخودکامگی نفس را برای چپاول این بهره ها در میدان وسیع زندگی می گیرد و نیروی آزمندی و حرص دیوانه وار او را تحت کنترل و موازانه قرار می دهد.
    وقتی شخص واقعا معتقد شود که فرصت دنیا کم و محدود و بهره های آن هم ناچیز است و لذایذ واقعی در این ایام کوتاه دنیا به دست نمی آید آن گاه متاع این جهان در نظرش جلوه ای خیره کننده نخواهد داشت.
    و افسوس و حسرت نخواهد خورد که بیش از اندازه آن را به دست نیاورده، لذا به اضطراب و اندوه و ترس دچار نمی گردد و از آرامش قلبی و آسودگی و راحتی اعصاب و وجدان برخوردار است که بی شک همین اعتماد و آرامش بر لذت او از بهره های زندگی که از روی عقل و متانت از آن ها استفاده می کند خواهد افزود. بنابراین یک انسان باایمان می داند که این بهره ها وسایلی هستند برای رسیدن به هدف های عالی تر و بهتر و هدف و غایت زندگی نیستند؛ که آدمی تمامی عمر خود را برای کسب آن ها صرف کند و از این گذشته تعادل روح خود را نیز از دست بدهد.

    فشار جانکاه اندوه و اضطراب به فرسودگی و بیماری جسم انسان منجر خواهد شد. باید هر کس به خاطر حفظ بهداشت و سلامت جسمانی خود، نگذارد نگرانی و غم بر روحش چیرگی یابد و وجودش تحت سلطه و نفوذ قوای تخریبی وجود او گیرند.
    امام علی (علیه السلام) می فرماید: «اندوه و نگرانی ساختمان بدن آدمی را ویران می سازد.»(1)
    بر اساس تحقیقات علمی دانشمندان برخی از بیماری های جسمی معلول نگرانی ها و هیجان های روانی است.
    پی نوشت
    1.غررالحکم، ص23




  7. #37

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,747
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    روان شناس شهیر«مان» می گوید:
    «پژوهش هایی که در باب جنبه فیزیولوژیک هیجان ها به عمل آمده نشان می دهد که هنگام برانگیختگی هیجانی همه ارگانیزم تحریک می شود: ضزبان قلب و کار غدد عرق و شیره های معده و امواج مغز و تراوش غدد داخلی همه در وضع هیجانی تغییراتی نشان می دهند به خصوص تراوش «آدرتین »اهمیت بسیار دارد؛ زیرا قند جگر را می کند و سوخت تازه ای برای مصرف در اختیار ارگانیزم می گذارد.
    رشته جدیدی از علم روان پزشکی به نام طب روان تنی از بیماری های تن بحث می کند که بر اثر علل روانی به خصوص اضطراب بوجود می آیند یکی از تحقیقاتی که در این رشته شده است نشان داده که از 75 بیمار که دچار زخم معده بودند 63 نفر آن ها دچار اضطراب بسیار شدید بودند....
    در این مورد دیده شد در پایان دو هفته که بیمار دچار اضطراب شدید بود خون ریزی های خفیفی در دیوار معده او پدید آمد و تراوش اسید فزونی یافت و چیزی که شبیه به زخم کوچکی بود پدید آمد؛ به نظر می رسد که زخم معده معمولا با اضطراب و تعارض روانی که موجب فعالیت شدید معده می شود شروع می گردد و خون ریزی و سوراخ شدن جدار معده که سیر طبیعی تکوین زخم معده(اولسر) است، به دنبال آن می آید.(1)
    چیزی که دنیای انسان واقع بین را از جهان ناپختگان متمایز می سازد، عبارت از تخیل است؛ یک فرد سطحی و کم عمق و ظاهر بین آن چنان شیفته نیروی تخیل خویش است که هر دم بر دلش امواج آرزوها و خواسته های بی پایان استیلا می یابد و همین که جریان حوادث را بر خلاف خواسته های خود دید، تاریکی وحشت انگیزی روحش را در بر می گیرد سررشته را از دست می دهد و اگر این بحران عجیب با ضعف نفس توام باشد ممکن است منجر به انتحار گردد.
    پی نوشت
    1.اصول روان شناسی، ص129و 136




  8. #38

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,747
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در حالی که انسان واقع بین که از قید و بند اندیشه های کودکانه و بی اساس رهاست نظرش وسیع و گسترده است اشیا را نیمه تمام نمی بیند و نمی گذارد در زندگی عملی اش تخیلات افسونگر و موهوم دخالت و نفوذ کنند بلکه می کوشد خود را با محیط طبیعی و اجتماعی و بالاخره با حقایق زندگانی بیرونی و درونی تطبیق دهد.
    اگر کسی واقعا دارای شخصیتی متعادل و روحیه ای متوازن باشد، همچون بید از هر بادی نمی لرزد؛ این که برخی از افراد در اوقات فراغت بی درنگ احساس ناراحتی می نمایند برای آن است که نیروی معنوی آن ها کافی نیست و پناهگاه نیرومندی ندارد لذا برای اتلاف وقت به تفریحات زیان بار و ناسالم روی می آورند.
    ولی انسان هر قدر از جهت قوای درونی نیرومندتر باشد، کم تر احساس احتیاج به دنیای خارج می کند هر کشوری که کم تر به صادرات کشورهای خارجی نیاز داشته باشد اساس و بنیان اقتصادی اش استوارتر است؛ کسی هم که دارایی درونی اش به قدر کافی باشد و دایما به استمداد از خارج ناگزیر نشود می تواند خود را از فعالیت های خطرناک و رفتار ویرانگر نجات بخشد و مشخصات اخلاقی خویش را تعدیل نماید و خلاصه تاثیر عوامل خارجی را بر روی نفس تغییر دهد.
    «ژان ژاک روسو» می گوید:
    «بدبخت ترین انسان آن کسی است که فکر می کند فاقد همه چیز است زیرا بدبختی این نیست که انسان از لحاظ چیزی کمبود داشته باشد بلکه این است که احساس کند به چیزی که ندارد، نیازمند می باشد دنیای واقعی حدودی دارد ولی دنیای تخیلی حد و انتهایی ندارد، ما که نمی توانیم اولی را وسیع تر سازیم باید بکوشیم که دومی را محدود نماییم زیرا تمام ناراحتی هایی که ما را واقعا بدبخت می کند از اختلاف میان این دو سرچشمه می گیرد.
    این دوراندیشی است که ما را همیشه متوجه آینده می سازد و این، منبع واقعی تمام بدبختی هایمان محسوب می شود؛ موجودی مانند انسان که او این قدر زودگذر است، چرا باید وسواس داشته باشد که همیشه تمام فکر و ذکر خود را متوجه آینده بسیار دوری که هرگز فرا نمی رسد نماید و دوره حال را که قطعیت دارد نادیده بگیرد این وسواس از این رو مضر است که با گذشتن سن به طور پیوسته تشدید می گردد و به مرحله ای می رسد که پیرمردان که همیشه شکاک تر، دوراندیش تر و خسیس تر از سایرینند ترجیح می دهند امروز از لوازم زندگی چشم بپوشند تا صد سال دیگر از لحاظ چیزهای زاید زندگی کمبودی پیدا ننمایند.
    بدین ترتیب بشر خود را به همه چیز وابسته می سازد و زمان و مکان و اشیا را مهم می پندارد، فردیت ما دیگر کوچک ترین قسمتی از وجودمان را تشکیل نمی دهدبه عبارت دیگر هر یک از ما وجود خود را در تمام سطح زمین گسترش می دهد و به همه چیز حساس می شود در این صورت آیا تعجب آور نیست که دردهایمان زیاد شود؟
    بسیارند بازرگانانی که اگر کسی به هندوستان دست بزند آن ها در پاریس فریاد می کشند. ما در جایی که هستیم وجود نداریم بلکه در جایی که نیستیم به سر می بریم اگر چیزی که به خاطر آن زندگی می کنیم به جای بماند دیگر دلیلی ندارد که از مرگ این همه واهمه داشته باشیم ای انسان زندگی را در درون خودت محدود کن دیگر بدبخت نخواهی شد.(1)
    پی نوشت
    1.امیل، ص90-93




  9. #39

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,747
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امام صادق(علیه السلام) فرمود:
    «اصْبِرُواعَلَى‏ الدُّنْيَافَإِنَّمَا هِيَ سَاعَةٌ فَمَا مَضَى مِنْهُ فَلَا تَجِدُ لَهُ أَلَماً وَ لَا سُرُوراً وَ مَا لَمْ يَجِئْ فَلَا تَدْرِي مَا هُوَ وَ إِنَّمَا هِيَ سَاعَتُكَ الَّتِي أَنْتَ فِيهَا فَاصْبِرْ فِيهَا عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ وَ اصْبِرْ فِيهَا عَنْ مَعْصِيَةِ اللَّهِ»(1)؛ «در حقیقت مجموع عمر انسان در دنیا بیش از ساعتی نیست از این ساعت آن چه گذشته، از میان رفته است و لذت و رنجی از آن احساس نمی کنید و آن چه از آینده باقی است برای شما معلوم نیست سرمایه گران بها و پرارزش عمر تنها همان لحظاتی است که اکنون در اختیار دارید بنابراین سعی کنید مالک نفس خود شوید و برای رستگاری و اصلاح خویش صمیمانه تلاش نمایید در اطاعت و فرمان برداری از اوامر الهی پایداری به خرج دهید و از آلودگی به گناه و نافرمانی از دستورات الهی بپرهیزید.»
    اگر توجه به گذشته و آینده به خاطر فرار از دشواری های زمان حال باشد به نظر روان شناسان بیماری یا مقدمه بیماری روانی است چنان که می گوید:
    «اگر قرار باشد که به زمان حاضر توجه نشود و از فرصت هایی که برای شخص فراهم می شود استفاده نگردد و دایما به خود و دیگران بگوید:
    «راست است که من در درس خود خوب نیستم ولی صبر کن وقتی وارد زندگی شدم ببین چه خواهم کرد همه آنهایی که در درس شکست خوردند در زندگی واقعی موفق شده اند من راجع به آینده خود خواب ها و خیالاتی دارم.»
    این نوع تفکر می رساند که شخص می خواهد از زندگی حقیقی و زمان خودش فرار کند؛ روان شناس به خوبی می داند که این مطالب با حقیقت وفق نمی دهد و جز استدلال غیر منطقی چیز دیگری نیست، این نوع تفکر راجع به آینده مضر می باشد و به احتمال قریب به یقین، شخص صاحب این طرز تفکر مانند زمان حاضر با عدم موفقیت مواجه شود.
    پی نوشت
    1.
    اصول کافی، ج2، ص454

  10. #40

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,747
    مورد تشکر
    3,387 پست
    حضور
    34 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سرور آزادگان جهان حسین بن علی (علیه السلام) فرمود:
    «اگر برای مردم عاقل و خردمند حادثه ای رخ دهد اندوهگین نمی شود بلکه با حزم و دوراندیشی زنگار رنج را از دل می زداید و به مدد نیروی خرد چاره جویی می کند.»
    ما با نیرویی که در اختیار داریم می توانیم با ناسازگاری ها و ناکامی هایی که از هر سو به ما روی آورده اند، به مبارزه برخیزیم هرگاه در این پیکار وقفه ای حاصل گردد این نیروی راکد همچون بار سنگینی آدمی را رنج می دهد و شخص ناگزیر است که بیهوده این نیرو را به مصرف برساند.
    یکی از راه هایی که برای نجات از فشار هیجان و آشفتگی خاطر موثر است، پرداختن به کارهای مثبت می باشد. کسانی که هنگام تضاد کشمکش های داخلی، قوای خود را به انجام عمل مفیدی صرف می کنند به هنگام اشتغال به کار آسوده اند و وقتی ثمرات کار خود را نیز می بینند شادمان می گردند و در خویشتن احساس رضایت می کنند و به همین جهت مسلم است که بسیاری از این فعالیت ها اگر چه راه حل موقت و نسبی به نظر می رسد واکنش سودمند و رضایت بخشی است و دست کم، ذهن در پرتو آن به طور موقت مثلا از یک گرفتاری شخصی، که لاینحل به نظر می رسد رهایی می یابد، مخصوصا اگر به اقدامی دست زند که متضمن نفعی برای دیگران باشد که در این صورت برای خود او نیز نتیجه بخش خواهد بود زیرا ممکن نیست کسی که برای دیگران سودمند است برای خویشتن مفید نباشد به علاوه از گام نهادن در جاده های ناصواب و زیان بار نیز مصون خواهد ماند.


صفحه 4 از 5 نخست ... 2345 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود