جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: طینت و عالم ذر و جبر و اختیار

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۸
    نوشته
    15
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    4 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    طینت و عالم ذر و جبر و اختیار




    دیدم روایاتی رو که از طینت بد و خوب صحبت می کنند و این که خدا کافر رو کافر و مومن رو مومن آفریده

    این یعنی جبر!

    اما با این حال علما از این روایات دفاع می کنند و در همون حال از اختیار داشتن انسان حرف می زنن!!

    چطوری میشه ...

  2. تشکرها 2


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    5,295
    مورد تشکر
    10,842 پست
    حضور
    173 روز 1 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    18




    با نام و یاد دوست

    طینت و عالم ذر و جبر و اختیار

    کارشناس بحث: استاد عامل


    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    طینت و عالم ذر و جبر و اختیار

  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    183
    مورد تشکر
    397 پست
    حضور
    3 روز 23 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1




    بسم الله الرحمن الرحيم
    با عرض سلام و احترام


    قبل از شروع بحث بايد تذكر داد كه روايات طينت با توجه به تعدد آنها(مرحوم مجلسي 67 حديث در اين زمنيه نقل كرده است(1)) و اينكه تعداد قابل توجهي(9 حديث) از اين روايات صحيح يا حسن هستند، نمي توان از نظر سندي اين روايات را مردود دانست و بايد براي جمع اين دسته از رويات با مباني اماميه مبني بر عدالت خداوند كه برگرفته از آيات و روايات محكمي است، چاره اي انديشيد. بدين ترتيب بايد ديد آيا خلقت طينت مومن از عليين يا خلقت كافر از ماده پست، حاكي از جبر است يا بحث طينت تنها در حد مقتضي است نه علت تامه براي سعادت يا شقاوت انسان.


    در اين راستا اشاره به برخي از روايات باب طينت قضاوت را راحت تر مي كند، به عنوان مثال مرحوم كليني در كتاب شريف كافي بعد از خلقت طينت مومن از عليين و كافر از سجين، اين امر را سبب تمايل مومن و كافر به خير و شر بيان كرده و در مورد مومن نقل مي كند: «فقلوبهم تهوي الينا»؛ قلوب مومنين به سمت ما(ائمه طاهرين) متمايل است.(2) بنابراين طينت خوب يا بد تنها مقتضي براي اعمال خير و شر است، نه علت تامه آن تا سبب جبر شود. به عبارت ديگر همانطوركه محيط و وراثت سبب تفاوت در خلقت انسان شده و به تبع آن شرايط انسان ها نيز در عمل فرق مي كند، طينت نيز همين نقش را بازي مي كند. البته اين مساله با تفاوت محاسبه اعمال انسان ها حل شده و عدالت برقرار مي گردد، به طوري كه خداوند متعال از كسي كه در محيط خوب رشد كرده خيلي بيشتر از كسي كه در محيط بد بوده انتظار دارد و به همين دليل در روايت وارد شده كه خداوند از هفتاد گناه جاهل مي گذرد قبل از اينكه از يك گناه عالم بگذرد.(3)


    علاوه بر اينكه برخي روايات طينت نيز ناظر به علم الهي پيش از خلقت انسان است، به عنوان مثال امام موسي بن جعفر(عليه السلام) در شرح حديث «السعید سعید فی بطن امه و الشقی شقی فی بطن امه»؛ سعادتمند در شكم مادر خود خوشبخت است و بدبخت نيز در شكم مادر خود نگونبخت است.(4) مي فرمايد: «شقي كسي است كه خداوند متعال مي داند او حتي در حالي كه در شكم مادرش است، در آينده اعمال اشقياء را انجام مي دهد».(5) بر اين اساس علم خداوند متعال به اينكه كسي در آينده اعمال خير يا شر انجام مي دهد، او را مجبور به انجام آن اعمال نكرده و اختيار از انسان سلب نمي شود، چرا كه اين علم با در نظر گرفتن اختيار انسان بوده و يكي از عوامل موثر، علاوه بر محيط و وراثت، اختيار انسان است و تا اختيار انسان نباشد، علت تامه براي تحقق افعال او شكل نمي گيرد و علم الهي نيز ناظر به تمام شرايط و علل است.


    بنابراين اولا؛ وجود طينت در حد اقتضاء و يا علت ناقصه است و ثانيا؛ سعادت و شقاوتي كه مستند به طينت انسان ها شده است، ناظر به علم الهي به سرانجام انسان هاي سعيد و شقي است و منافاتي با اختيار انسان ندارد.



    پي نوشت ها:
    1. مجلسى، محمدباقر، (1403)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، دوم، بیروت، دار إحياء التراث العربي، ج5، صص225-260.
    2. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، (1407)، الکافی، چهارم، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ج1، ص390.
    3. همان، ج1، ص47.
    4. حويزي، عبدعلي، (1415)، تفسير نورالثقلين، چهارم، قم، اسماعيليان، ج2، ص18.
    5. همان، ج 2، ص396.

    طینت و عالم ذر و جبر و اختیار

  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۸
    نوشته
    15
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    4 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست

    بسم الله الرحمن الرحيم
    با عرض سلام و احترام


    قبل از شروع بحث بايد تذكر داد كه روايات طينت با توجه به تعدد آنها(مرحوم مجلسي 67 حديث در اين زمنيه نقل كرده است(1)) و اينكه تعداد قابل توجهي(9 حديث) از اين روايات صحيح يا حسن هستند، نمي توان از نظر سندي اين روايات را مردود دانست و بايد براي جمع اين دسته از رويات با مباني اماميه مبني بر عدالت خداوند كه برگرفته از آيات و روايات محكمي است، چاره اي انديشيد. بدين ترتيب بايد ديد آيا خلقت طينت مومن از عليين يا خلقت كافر از ماده پست، حاكي از جبر است يا بحث طينت تنها در حد مقتضي است نه علت تامه براي سعادت يا شقاوت انسان.


    در اين راستا اشاره به برخي از روايات باب طينت قضاوت را راحت تر مي كند، به عنوان مثال مرحوم كليني در كتاب شريف كافي بعد از خلقت طينت مومن از عليين و كافر از سجين، اين امر را سبب تمايل مومن و كافر به خير و شر بيان كرده و در مورد مومن نقل مي كند: «فقلوبهم تهوي الينا»؛ قلوب مومنين به سمت ما(ائمه طاهرين) متمايل است.(2) بنابراين طينت خوب يا بد تنها مقتضي براي اعمال خير و شر است، نه علت تامه آن تا سبب جبر شود. به عبارت ديگر همانطوركه محيط و وراثت سبب تفاوت در خلقت انسان شده و به تبع آن شرايط انسان ها نيز در عمل فرق مي كند، طينت نيز همين نقش را بازي مي كند. البته اين مساله با تفاوت محاسبه اعمال انسان ها حل شده و عدالت برقرار مي گردد، به طوري كه خداوند متعال از كسي كه در محيط خوب رشد كرده خيلي بيشتر از كسي كه در محيط بد بوده انتظار دارد و به همين دليل در روايت وارد شده كه خداوند از هفتاد گناه جاهل مي گذرد قبل از اينكه از يك گناه عالم بگذرد.(3)


    علاوه بر اينكه برخي روايات طينت نيز ناظر به علم الهي پيش از خلقت انسان است، به عنوان مثال امام موسي بن جعفر(عليه السلام) در شرح حديث «السعید سعید فی بطن امه و الشقی شقی فی بطن امه»؛ سعادتمند در شكم مادر خود خوشبخت است و بدبخت نيز در شكم مادر خود نگونبخت است.(4) مي فرمايد: «شقي كسي است كه خداوند متعال مي داند او حتي در حالي كه در شكم مادرش است، در آينده اعمال اشقياء را انجام مي دهد».(5) بر اين اساس علم خداوند متعال به اينكه كسي در آينده اعمال خير يا شر انجام مي دهد، او را مجبور به انجام آن اعمال نكرده و اختيار از انسان سلب نمي شود، چرا كه اين علم با در نظر گرفتن اختيار انسان بوده و يكي از عوامل موثر، علاوه بر محيط و وراثت، اختيار انسان است و تا اختيار انسان نباشد، علت تامه براي تحقق افعال او شكل نمي گيرد و علم الهي نيز ناظر به تمام شرايط و علل است.


    بنابراين اولا؛ وجود طينت در حد اقتضاء و يا علت ناقصه است و ثانيا؛ سعادت و شقاوتي كه مستند به طينت انسان ها شده است، ناظر به علم الهي به سرانجام انسان هاي سعيد و شقي است و منافاتي با اختيار انسان ندارد.



    پي نوشت ها:
    1. مجلسى، محمدباقر، (1403)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، دوم، بیروت، دار إحياء التراث العربي، ج5، صص225-260.
    2. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، (1407)، الکافی، چهارم، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ج1، ص390.
    3. همان، ج1، ص47.
    4. حويزي، عبدعلي، (1415)، تفسير نورالثقلين، چهارم، قم، اسماعيليان، ج2، ص18.
    5. همان، ج 2، ص396.



    ولی در برخي از اين روايات بيان شده است كه اگر طينت شيعيان كه از عليين است بهحال خود رها مي شد و با طينت دشمنان اهل بيت (ع) در هم نمي آميخت سيئه و گناهي از
    آنها صادر نمي شد و اگر طينت سجين دشمنان اهل بيت (ع) با طينت شيعيان آميخته
    نمي شد از آنها هيچ حسنه اي سر نمي زد و آنها نه شهادتين بر زبان مي راندند و نه نماز بر پاي مي داشتند و نه روزه مي گرفتند.
    پس تاثیر طینت بیشتر از اقتضاءاست. اگر طینت سالم بود، فقط اعمال خوب صادر می شد و اگر الان صادر نمیشه به خاطر این هست که طینت مخلوط شده.

    به این آدرس بروید حدیثش هست: جلد 5بحارالانوار، صفحه230.

    اینهم حدیث:

    قال : يا إبراهيم إن الله تبارك وتعالى لم يزل عالما قديما خلق الاشياء لا من شئ ومن زعم أن الله عزوجل خلق الاشياء من شئ فقد كفر لانه لو كان ذلك الشئ الذي خلق منه الاشياء قديما معه في أزليته وهويته كان ذلك أزليا ; بل خلق الله عزوجل الاشياء كلها لا من شئ ، فكان مما خلق الله عزوجل أرضا طيبة ، ثم فجر منها ماءا عذبا زلالا ، فعرض عليها ولايتنا أهل البيت فقبلتها ، فأجرى ذلك الماء عليها سبعة أيام حتى طبقها وعمها ، ثم نضب ذلك الماء عنها ، [٢] وأخذ من صفوة ذلك الطين طينا فجعله طين الائمة : ، ثم أخذ ثفل ذلك الطين فخلق منه شيعتنا ، ولو ترك طينتكم ياإبراهيم على حاله كما ترك طينتنا لكنتم ونحن شيئا واحدا.قلت : يا بن رسول الله فما فعل بطينتنا؟ قال : أخبرك يا إبراهيم خلق الله عز وجل بعد ذلك أرضا سبخة[٣] خبيثة منتنة ، ثم فجر منها ماءا أجاجا ، آسنا ، مالحا ، فعرض عليها ولايتنا أهل البيت ولم تقبلها فأجرى ذلك الماء عليها سبعة أيام حتى طبقها وعمها ، ثم نضب ذلك الماء عنها ، ثم أخذ من ذلك الطين فخلق منه الطغاة وأئمتهم ، ثم مزجه بثفل طينتكم ، ولو ترك طينتهم على حاله ولم يمزج بطينتكم لم يشهدوا الشهادتين ولا صلوا ولا صاموا ولا زكوا ولا حجوا ولا أدوا أمانة ولا أشبهوكم في الصور ، وليس شئ أكبر على المؤمن من أن يرى صورة عدوه مثل صورته.

  8. تشکرها 2


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    183
    مورد تشکر
    397 پست
    حضور
    3 روز 23 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط ابوحیان نمایش پست
    این آدرس بروید حدیثش هست: جلد 5بحارالانوار، صفحه230.
    مرحوم مجلسي اين روايت را از كتاب شريف علل الشرايع(1) نقل كرده كه سند آن چنين است: أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ السَّيَّارِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مِهْرَانَ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي حَنَانُ بْنُ سَدِيرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ اللَّيْثِيِ

    سند اين روايت بسيار ضعيف است؛ زيرا «حنان بن سدير» واقفي است و «محمد بن عبدلله مهران» هم اهل غلو و ضعيف است و حتي او را كذاب معرفي كرده اند، «احمد بن محمد سياري» هم غالي و ضعيف است. بنابراين از نظر سندي اين روايت قابل اعتنا نيست. و بايد اين دست روايات را حتي اگر سند محكمي هم داشته باشند با محكمات از آيات و روايات معنا كرد. به همين دليل بزرگاني مانند علامه طباطبايي طينت را همانند محيط و ژنتيك مقتضي دانسته اند نه علت تامه براي انجام اعمال.

    پي نوشت:
    1. ابن بابويه، محمد بن على، علل الشرائع، كتاب فروشى داورى - قم، چاپ: اول، 1385، ج‏2 ؛ ص606.

    طینت و عالم ذر و جبر و اختیار

  10. تشکرها 2


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    183
    مورد تشکر
    397 پست
    حضور
    3 روز 23 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1

    جمع بندی




    پرسش:
    آیا روایات طینت حاکی از جبر است؟


    پاسخ:
    قبل از شروع بحث بايد تذكر داد كه روايات طينت با توجه به تعدد آنها(مرحوم مجلسي 67 حديث در اين زمنيه نقل كرده است(1)) و اينكه تعداد قابل توجهي(9 حديث) از اين روايات صحيح يا حسن هستند، نمي توان از نظر سندي اين روايات را مردود دانست و بايد براي جمع اين دسته از رويات با مباني اماميه مبني بر عدالت خداوند كه برگرفته از آيات و روايات محكمي است، چاره اي انديشيد. بدين ترتيب بايد ديد آيا خلقت طينت مومن از عليين يا خلقت كافر از ماده پست، حاكي از جبر است يا بحث طينت تنها در حد مقتضي است نه علت تامه براي سعادت يا شقاوت انسان.

    در اين راستا اشاره به برخي از روايات باب طينت قضاوت را راحت تر مي كند، به عنوان مثال مرحوم كليني در كتاب شريف كافي بعد از خلقت طينت مومن از عليين و كافر از سجين، اين امر را سبب تمايل مومن و كافر به خير و شر بيان كرده و در مورد مومن نقل مي كند: «فقلوبهم تهوي الينا»؛ قلوب مومنين به سمت ما(ائمه طاهرين) متمايل است.(2) بنابراين طينت خوب يا بد تنها مقتضي براي اعمال خير و شر است، نه علت تامه آن تا سبب جبر شود. به عبارت ديگر همانطوركه محيط و وراثت سبب تفاوت در خلقت انسان شده و به تبع آن شرايط انسان ها نيز در عمل فرق مي كند، طينت نيز همين نقش را بازي مي كند. البته اين مساله با تفاوت محاسبه اعمال انسان ها حل شده و عدالت برقرار مي گردد، به طوري كه خداوند متعال از كسي كه در محيط خوب رشد كرده خيلي بيشتر از كسي كه در محيط بد بوده انتظار دارد و به همين دليل در روايت وارد شده كه خداوند از هفتاد گناه جاهل مي گذرد قبل از اينكه از يك گناه عالم بگذرد.(3)

    علاوه بر اينكه برخي روايات طينت نيز ناظر به علم الهي پيش از خلقت انسان است، به عنوان مثال امام موسي بن جعفر(عليه السلام) در شرح حديث «السعید سعید فی بطن امه و الشقی شقی فی بطن امه»؛ سعادتمند در شكم مادر خود خوشبخت است و بدبخت نيز در شكم مادر خود نگونبخت است.(4) مي فرمايد: «شقي كسي است كه خداوند متعال مي داند او حتي در حالي كه در شكم مادرش است، در آينده اعمال اشقياء را انجام مي دهد».(5) بر اين اساس علم خداوند متعال به اينكه كسي در آينده اعمال خير يا شر انجام مي دهد، او را مجبور به انجام آن اعمال نكرده و اختيار از انسان سلب نمي شود، چرا كه اين علم با در نظر گرفتن اختيار انسان بوده و يكي از عوامل موثر، علاوه بر محيط و وراثت، اختيار انسان است و تا اختيار انسان نباشد، علت تامه براي تحقق افعال او شكل نمي گيرد و علم الهي نيز ناظر به تمام شرايط و علل است.

    البته برخی روایات نیز طینت را فراتر از اقتضاء مطرح کرده اند(6) که این روایات سند قابل استنادی نداشته و راویان آن ضعیف یا غالی هستند(7)، از سوی دیگر حتی اگر روایتی با سند صحیح هم وجود داشته باشد با توجه به محکمات از آیات و روایات باید تبیین شود و آنچه از محکمات عقلی و شرعی در دست است، دلالت بر اختیار انسان و علت ناقصه بودن طینت است.

    بنابراين اولا؛ وجود طينت در حد اقتضاء و يا علت ناقصه است و ثانيا؛ سعادت و شقاوتي كه مستند به طينت انسان ها شده است، ناظر به علم الهي به سرانجام انسان هاي سعيد و شقي است و منافاتي با اختيار انسان ندارد.


    پي نوشت ها:
    1. مجلسى، محمدباقر، (1403)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، دوم، بیروت، دار إحياء التراث العربي، ج5، صص225-260.
    2. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، (1407)، الکافی، چهارم، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ج1، ص390.
    3. همان، ج1، ص47.
    4. حويزي، عبدعلي، (1415)، تفسير نورالثقلين، چهارم، قم، اسماعيليان، ج2، ص18.
    5. همان، ج 2، ص396.
    6. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج5، ص230.
    7. سند اين روايت بسيار ضعيف است؛ زيرا «حنان بن سدير» واقفي است و «محمد بن عبدلله مهران» هم اهل غلو و ضعيف است و حتي او را كذاب معرفي كرده اند، «احمد بن محمد سياري» هم غالي و ضعيف است. بنابراين از نظر سندي اين روايت قابل اعتنا نيست.

    طینت و عالم ذر و جبر و اختیار


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود