جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پیامبر (ص) و علاقه به لهو و لعب در منابع روایی اهل سنت

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۸
    نوشته
    1,953
    مورد تشکر
    3,010 پست
    حضور
    69 روز 11 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پیامبر (ص) و علاقه به لهو و لعب در منابع روایی اهل سنت




    سلام

    پیامبر ص از قومی عبور کرد که مشغول بازی و رقص بودند حضرت به آنها فرمود به کار خود جدی ادامه دهید تا یهود و نصاری بدانند در دین ما آزادی هست، ابن ابی الحدید

    در مورد این راوی تحقیقاتی کردم و محبت او درباره امیرالمومنین ع ،را یافتم.

    اما باز در این باره مشورت میکنم و میپرسم.

    متشکریم
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    یا الله و یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی الی دینک
    الهی العفو و لک الحمد

  2. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    5,245
    مورد تشکر
    10,754 پست
    حضور
    172 روز 4 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    18




    با نام و یاد دوست

    پیامبر (ص) و علاقه به لهو و لعب در منابع روایی اهل سنت

    کارشناس بحث: استاد صدرا


    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    پیامبر (ص) و علاقه به لهو و لعب در منابع روایی اهل سنت

  3. تشکر


  4. #3
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    231
    مورد تشکر
    574 پست
    حضور
    8 روز 23 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط کربلائی نمایش پست
    سلام

    پیامبر ص از قومی عبور کرد که مشغول بازی و رقص بودند حضرت به آنها فرمود به کار خود جدی ادامه دهید تا یهود و نصاری بدانند در دین ما آزادی هست، ابن ابی الحدید

    در مورد این راوی تحقیقاتی کردم و محبت او درباره امیرالمومنین ع ،را یافتم.

    اما باز در این باره مشورت میکنم و میپرسم.

    متشکریم
    با سلام و عرض ادب
    یکی از نتایج دور ماندن از معارف غنی اهل بیت (علیهم السلام) توسط عامه و تبیین سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) از سوی مکتب خلفا و پس از آن توسط بنی امیه؛‌ ارائه ی چهره ای وارونه از سیرت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در صحیح ترین منابع روایی عامه است.

    پیامبری که مظهر همه ی کمالات والای انسانی است و در ادب و اخلاق امام خلایق است به گونه ای ترسیم شده که تفاوت چندانی در اخلاق و رفتار آنحضرت با حاکمان فاسق بنی امیه نیست.

    علاقه به تماشای رقص سیاهان حبشی و تشویق آنان و انجام چنین امری در مسجد و شرکت در جشن عروسی و تماشا و گوش فرا دادن به صدای خوانندگان زن و حضور آوازه خوانان در منزل آنحضرت و ...گوشه ای از مکارم اخلاق آنحضرت به نقل عامه است.

    صاحبان صحیحین این اخبار را در کتابهای صحیح خود؟! روایت نموده اند. به عنوان نمونه در باب تماشای رقص سیاهان در مسجد، مسلم در صحیح خود هفت روایت در باب: « الرُّخْصَةِ فِي اللَّعِبِ، الَّذِي لَا مَعْصِيَةَ فِيهِ، فِي أَيَّامِ الْعِيد»،[1]«باب جواز بازی و سرگرمی غیر گناه در روز عید» آورده است.

    در یکی از این اخبار به نقل از عایشه آمده است: «رسول خدا به حجره ی من داخل شد در حالی که دو دختر انصار در نزد من بودند و در مورد واقعه ی جنگ بعاث آواز غنایی می خواندند. پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) در بستر دراز کشیدند و روی خود را به سوی دیگری برگردانیدند. ناگهان ابوبکر وارد شد و بر من نهیب زد و گفت: مزمار شیطان! نزد رسول خدا! و در خانه ی ایشان؟! رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به ابوبکر رو نمود و فرمود: «آنان را به حال خود واگذار». چون ابوبکر سرگرم کار دیگری شد به دختران اشاره کردم و آنان بیرون رفتند.
    در روز عید سیاه پوستان با نیزه و سپر بازی می کردند یا من از ایشان پرسیدم یا آنحضرت به من فرمود: «دوست داری به بازی آنان بنگری»؟ گفتم بله. پس رسول خدا (صلی الله علیه وآله) مرا پشت سر خویش ایستانید به صورتی که گونه های من به گونه های ایشان تماس داشت و در این حال می فرمود: «بازی کنید ای بنی ارفدة» تا آنکه از دیدن آن خسته شدم. فرمود: « بس است»؟ گفتم: آری. فرمود: «پس برو».[2]

    در خبر دیگری باز به نقل از عایشه آمده است: «چون حبشیان وارد مدینه شدند روز جشنی در مسجد می رقصیدند، پس رسول خدا (صلی الله علیه وآله) مرا برای تماشای آنان دعوت نمود و من نیز در حالی که سرم را بر روی شانه ی آنحضرت گذاشته بودم به رقص آنان نگاه می کردم تا آنگاه که از نگاه کردن به آن منصرف شدم».[3]

    در روایت دیگری به نقل از «ابوهریرة» آمده است: «در حالی که حبشیان با سلاح خود در حضور پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) بازی و رقص می نمودند عمر وارد شد و سنگریزه برداشت و به طرف آنان انداخت. پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند: «ای عمر! ایشان را به حال خود رها کن»![4]

    چنانکه در این اخبار مشاهده می گردد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) نه تنها به غنای دختران آوازه خوان گوش داده و رقص سیاهان حبشه در مسجد را به همراه همسرش به نظاره نشسته؛ بلکه آنان را تشویق بدین امر نیز نموده؛ و این در حالی است که ابوبکر با دیدن دختران آوازه خوان و وسایل لهوی آنان، آن اسباب را مزمار شیطان دانست و در مورد رقص سیاهان در مسجد نیز عمر سنگریزه به سوی آنان پرتاب نمود؛ اما با وجود این پیامبر (صلی الله علیه وآله) آن دو را از این برخورد بازداشت؟ و فرمود آنان را به حال خود واگذار.


    [1] مسلم بن حجاج، صحيح مسلم، 5جلد، ج2، ص607، دار الحديث - مصر - قاهره، چاپ: 1، 1412 ه.ق.

    [2] . مسلم بن حجاج، صحيح مسلم، 5جلد، ج2، ص609، دار الحديث - مصر - قاهره، چاپ: 1، 1412 ه.ق. :« «عَنْ عَائِشَةَ. قَالَتْ: دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ وَ عِنْدِي جَارِيَتَانِ تُغَنِّيَانِ بِغِنَاءِ بُعَاثٍ‏. فَاضْطَجَعَ عَلَى الْفِرَاشِ. وَ حَوَّلَ وَجْهَهُ. فَدَخَلَ أَبُو بَكْرٍ فَانْتَهَرَنِي. وَ قَالَ: مِزْمَارُ الشَّيْطَانِ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ؟ فَأَقْبَلَ عَلَيْهِ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ. فَقَالَ «دَعْهُمَا» فَلَمَّا غَفَلَ‏ غَمَزْتُهُمَا فَخَرَجَتَا. وَ كَانَ يَوْمَ عِيدٍ يَلْعَبُ‏ السُّودَانُ‏ بِالدَّرَقِ‏ وَ الْحِرَابِ. فَإِمَّا سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ. وَ إِمَّا قَالَ «تَشْتَهِينَ تَنْظُرِينَ؟» فَقُلْتُ: نَعَمْ. فَأَقَامَنِي وَرَاءَهُ. خَدِّي عَلَى خَدِّهِ. وَ هُوَ يَقُولُ «دُونَكُمْ يَا بَنِي أَرْفِدَةَ» حَتَّى إِذَا مَلِلْتُ قَالَ «حَسْبُكِ‏؟» قُلْتُ: نَعَمْ. قَالَ «فَاذْهَبِي».

    [3] . مسلم بن حجاج، صحيح مسلم، 5جلد،ج2، ص609، دار الحديث - مصر - قاهره، چاپ: 1، 1412 ه.ق.: «عَنْ عَائِشَةَ. قَالَتْ: جَاءَ حَبَشٌ يَزْفِنُونَ‏ فِي يَوْمِ عِيدٍ فِي الْمَسْجِدِ. فَدَعَانِي النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ. فَوَضَعْتُ رَأْسِي. عَلَى مَنْكِبِهِ. فَجَعَلْتُ‏ أَنْظُرُ إِلَى لَعِبِهِمْ. حَتَّى كُنْتُ أَنَا الَّتِي أَنْصَرِفُ عَنْ النَّظَرِ إِلَيْهِمْ».

    [4] مسلم بن حجاج، صحيح مسلم، 5جلد، ج2، ص610، دار الحديث - مصر - قاهره، چاپ: 1، 1412 ه.ق.: «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ. قَالَ: بَيْنَمَا الْحَبَشَةُ يَلْعَبُونَ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ بِحِرَابِهِمْ. إِذْ دَخَلَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ. فَأَهْوَى إِلَى الْحَصْبَاءِ يَحْصِبُهُمْ بِهَا. فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ «دَعْهُمْ. يَا عُمَرُ!».
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۸/۰۲/۲۶ در ساعت ۱۰:۳۹
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

  5. #4
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    231
    مورد تشکر
    574 پست
    حضور
    8 روز 23 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط کربلائی نمایش پست
    سلام

    پیامبر ص از قومی عبور کرد که مشغول بازی و رقص بودند حضرت به آنها فرمود به کار خود جدی ادامه دهید تا یهود و نصاری بدانند در دین ما آزادی هست، ابن ابی الحدید

    متشکریم
    ابن ابی الحدید و نقل داستان تماشای رقص سیاهان توسط پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)

    در خطبه ی هشتاد و چهارم «نهج البلاغه» امام علی (علیه السلام) به مکر «عمرو عاص» پاسخ داد و فرمودند: «شگفتا از پسر نابغه‏![1] ميان مردم شام‏ گفت كه من اهل شوخى و خوشگذرانى بوده، و عمر بيهوده مى‏ گذرانم! حرفى از روى باطل گفت و گناه در ميان شاميان از انتشار داد، مردم آگاه باشيد! بدترين گفتار دروغ است. عمرو عاص سخن مى ‏گويد، پس دروغ مى‏ بندد، وعده مى‏ دهد و خلاف آن مرتكب مى‏ شود در خواست مى‏ كند و اصرار مى‏ ورزد، اما اگر چيزى از او بخواهند، بخل مى ‏ورزد، به پيمان خيانت مى‏ كند و پيوند خويشاوندى را قطع مى ‏نمايد. پيش از آغاز نبرد در هياهو و امر و نهى بى مانند است تا آنجا كه دست‏ها به سوى قبضه شمشيرها نرود. اما در آغاز نبرد، و برهنه شدن شمشيرها، بزرگ‏ترين نيرنگ او اين است كه عورت خويش آشكار كرده، فرار نمايد[2]


    «ابن ابی الحدید» در ذیل این خطبه به نقل روایاتی با موضوع مزاح رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و صحابه و بزرگان در آثار صحیح و مستفیض اهل سنت پرداخته با هدف بیان قبیح نبودن مزاح مشروع.[3]


    وی سپس به نقل داستان «اصحاب دِرَكْلَةِ» پرداخته است. «درکله» بازی ای بود که حبشیان انجام داده که انجام آن به همراه رقص جمعی بوده است. این گروه وارد مدینه شده و در مسجد نیز به نمایش کار خویش پرداخته که در این جریان پیامبر (صلی الله علیه وآله) به همراه همسر خود نظاره گر و مشوق رقص آنان بوده است و در پایان هدف خود از تائید چنین امری را آزادی و عدم سختگیری دین اسلام بیان نموده است»
    .

    «أنه مر على أصحاب الدركلة وهم يلعبون ويرقصون فقال: جِدُّوا یا بنی اَرفِدَةَ حتّی یَعلَمَ الیهودُ اَنَّ فی دینِنا فُسحَةٌ»: «
    رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به اصحاب دِرکِلَه گذر کرده، (دید) آنان بازی می‌کنند و می رقصند! آنگاه گفت: در کارتان بکوشید ای بنی ارفده تا یهود بدانند که در دین ما گشایش هست».[4]

    مصدر اصلی روایت «ابن ابی الحدید» کتاب مسند «حارث بن ابی اسامة» (متوفی:281هـ) و «مسند احمد بن حنبل» (متوفی: 241هـ) است.[5]


    نتیجه: این نقل نقلی باطل و دروغ و موضوع است که به اعتقاد ما توسط عمال بنی امیه جعل و منسوب به پیامبر (صلی الله علیه وآله) شده است.

    موفق باشید.


    [1]. امام در این خطبه او را فرزند نابغه خواند؛‌زیرا پدر او به واسطه ی فساد جنسی مادرش مشخص نبود. وقتى عمرو متولد شد، ابو لهب، امية بن خلف، هشام بن مغيره، ابو سفيان و عاص بن وائل، هر كدام ادعا داشتند كه عمرو، فرزند اوست. و در نهایت مادرش عاص بن وائل را به عنوان پدر او معرفی نمود.

    [2] شريف الرضى، محمد بن حسين، نهج البلاغة / ترجمه دشتى، 1جلد، مشهور - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1379ش.: «و من خطبة له (عليه السلام) في ذكر عمرو بن العاص. عَجَباً لِابْنِ النَّابِغَةِ يَزْعُمُ لِأَهْلِ الشَّامِ أَنَّ فِيَّ دُعَابَةً وَ أَنِّي امْرُؤٌ تِلْعَابَةٌ أُعَافِسُ وَ أُمَارِسُ لَقَدْ قَالَ بَاطِلًا وَ نَطَقَ آثِماً أَمَا وَ شَرُّ الْقَوْلِ الْكَذِبُ إِنَّهُ لَيَقُولُ فَيَكْذِبُ وَ يَعِدُ فَيُخْلِفُ وَ يُسْأَلُ فَيَبْخَلُ وَ يَسْأَلُ فَيُلْحِفُ وَ يَخُونُ الْعَهْدَ وَ يَقْطَعُ الْإِلَّ فَإِذَا كَانَ عِنْدَ الْحَرْبِ فَأَيُّ زَاجِرٍ وَ آمِرٍ هُوَ مَا لَمْ تَأْخُذِ السُّيُوفُ مَآخِذَهَا فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ كَانَ أَكْبَرُ (أَكْبَرَ) مَكِيدَتِهِ أَنْ يَمْنَحَ الْقَرْمَ سَبَّتَهُ أَمَا وَ اللَّهِ إِنِّي لَيَمْنَعُنِي مِنَ اللَّعِبِ ذِكْرُ الْمَوْتِ وَ إِنَّهُ لَيَمْنَعُهُ مِنْ قَوْلِ الْحَقِّ نِسْيَانُ الْآخِرَةِ إِنَّهُ لَمْ يُبَايِعْ مُعَاوِيَةَ حَتَّى شَرَطَ أَنْ يُؤْتِيَهُ أَتِيَّةً وَ يَرْضَخَ لَهُ عَلَى تَرْكِ الدِّينِ رَضِيخَةً».
    [3]. ونحن نذكر من بعد، ما جاء في الأحاديث الصحاح والآثار المستفيضة، المتفق على نقلها مزاح رسول الله صلى الله عليه وآله ومزاح الاشراف والأفاضل والأكابر من أصحابه والتابعين له، ليعلم أن المزاح إذا لم يخرج عن القاعدة الشرعية لم يكن قبيحا.

    [4]. ابن أبي الحديد، شرح نهج البلاغة،‌ج6، ص331، ناشر : دار إحياء الكتب العربية - مؤسسة مطبوعاتي إسماعيليان.:«‌ «وفى الحديث الصحيح المتفق عليه : أنه مر على أصحاب الدركلة وهم يلعبون ويرقصون فقال: جِدُّوا یا بنی اَرفِدَةَ حتّی یَعلَمَ الیهودُ اَنَّ فی دینِنا فُسحَةٌ».قال أهل اللغة : الدركلة ، بكسر الدال والكاف : لعبة للحبش فيها ترقص . وبنو أرفدة : جنس من الحبش يرقصون».

    [5] . این حدیث به صورت کامل در مسند حارث نقل شده است. «حَدَّثَنَا أَبُو عُبَيْدٍ , ثنا أَبُو مُعَاوِيَةَ , عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ إِسْحَاقَ , عَنِ الشَّعْبِيِّ , رَفَعَهُ إِلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَرَّ عَلَى أَصْحَابِ الدِّرَكْلَةِ قَالَ: «خُذُوا يَا بَنِي أَرْفِدَةَ حَتَّى يَعْلَمَ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى أَنَّ فِيَ دِينِنَا فُسْحَةً». (بغية الباحث عن زوائد مسند الحارث: أبو محمد الحارث بن محمد المعروف بابن أبي أسامة (م 282)، ج2، ص826، ح866، تحقيق: د. حسين أحمد صالح الباكري، مركز خدمة السنة والسيرة النبوية، المدينة المنورة، الطبعة: الأولى، 1413 هـ؛‌ أحمد بن أبي بكر بن إسماعيل البوصيري، إتحاف الخيرة المهرة بزوائد المسانيد العشرة، ج6، ص162، الناشر : دار الوطن – الرياض). ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، 50جلد، ج41، ص349، ح24855،‌مؤسسة الرسالة - لبنان - بيروت، چاپ: 1، 1416 ه.ق.: «حَدَّثَنَا سُلَيْمَانُ بْنُ دَاوُدَ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ: قَالَ لِي عُرْوَةُ، إِنَّ عَائِشَةَ، قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَوْمَئِذٍ:" لَتَعْلَمُ يَهُودُ أَنَّ فِي دِينِنَا فُسْحَةً، إِنِّي أُرْسِلْتُ بِحَنِيفِيَّةٍ سَمْحَةٍ».
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۸/۰۲/۲۶ در ساعت ۱۱:۳۷
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۸
    نوشته
    1,953
    مورد تشکر
    3,010 پست
    حضور
    69 روز 11 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست
    ابن ابی الحدید و نقل داستان تماشای رقص سیاهان توسط پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)

    در خطبه ی هشتاد و چهارم «نهج البلاغه» امام علی (علیه السلام) به مکر «عمرو عاص» پاسخ داد و فرمودند: «شگفتا از پسر نابغه‏![1] ميان مردم شام‏ گفت كه من اهل شوخى و خوشگذرانى بوده، و عمر بيهوده مى‏ گذرانم! حرفى از روى باطل گفت و گناه در ميان شاميان از انتشار داد، مردم آگاه باشيد! بدترين گفتار دروغ است. عمرو عاص سخن مى ‏گويد، پس دروغ مى‏ بندد، وعده مى‏ دهد و خلاف آن مرتكب مى‏ شود در خواست مى‏ كند و اصرار مى‏ ورزد، اما اگر چيزى از او بخواهند، بخل مى ‏ورزد، به پيمان خيانت مى‏ كند و پيوند خويشاوندى را قطع مى ‏نمايد. پيش از آغاز نبرد در هياهو و امر و نهى بى مانند است تا آنجا كه دست‏ها به سوى قبضه شمشيرها نرود. اما در آغاز نبرد، و برهنه شدن شمشيرها، بزرگ‏ترين نيرنگ او اين است كه عورت خويش آشكار كرده، فرار نمايد[2]


    «ابن ابی الحدید» در ذیل این خطبه به نقل روایاتی با موضوع مزاح رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و صحابه و بزرگان در آثار صحیح و مستفیض اهل سنت پرداخته با هدف بیان قبیح نبودن مزاح مشروع.[3]


    وی سپس به نقل داستان «اصحاب دِرَكْلَةِ» پرداخته است. «درکله» بازی ای بود که حبشیان انجام داده که انجام آن به همراه رقص جمعی بوده است. این گروه وارد مدینه شده و در مسجد نیز به نمایش کار خویش پرداخته که در این جریان پیامبر (صلی الله علیه وآله) به همراه همسر خود نظاره گر و مشوق رقص آنان بوده است و در پایان هدف خود از تائید چنین امری را آزادی و عدم سختگیری دین اسلام بیان نموده است»
    .

    «أنه مر على أصحاب الدركلة وهم يلعبون ويرقصون فقال: جِدُّوا یا بنی اَرفِدَةَ حتّی یَعلَمَ الیهودُ اَنَّ فی دینِنا فُسحَةٌ»: «
    رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به اصحاب دِرکِلَه گذر کرده، (دید) آنان بازی می‌کنند و می رقصند! آنگاه گفت: در کارتان بکوشید ای بنی ارفده تا یهود بدانند که در دین ما گشایش هست».[4]

    مصدر اصلی روایت «ابن ابی الحدید» کتاب مسند «حارث بن ابی اسامة» (متوفی:281هـ) و «مسند احمد بن حنبل» (متوفی: 241هـ) است.[5]


    نتیجه: این نقل نقلی باطل و دروغ و موضوع است که به اعتقاد ما توسط عمال بنی امیه جعل و منسوب به پیامبر (صلی الله علیه وآله) شده است.

    موفق باشید.


    [1]. امام در این خطبه او را فرزند نابغه خواند؛‌زیرا پدر او به واسطه ی فساد جنسی مادرش مشخص نبود. وقتى عمرو متولد شد، ابو لهب، امية بن خلف، هشام بن مغيره، ابو سفيان و عاص بن وائل، هر كدام ادعا داشتند كه عمرو، فرزند اوست. و در نهایت مادرش عاص بن وائل را به عنوان پدر او معرفی نمود.

    [2] شريف الرضى، محمد بن حسين، نهج البلاغة / ترجمه دشتى، 1جلد، مشهور - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1379ش.: «و من خطبة له (عليه السلام) في ذكر عمرو بن العاص. عَجَباً لِابْنِ النَّابِغَةِ يَزْعُمُ لِأَهْلِ الشَّامِ أَنَّ فِيَّ دُعَابَةً وَ أَنِّي امْرُؤٌ تِلْعَابَةٌ أُعَافِسُ وَ أُمَارِسُ لَقَدْ قَالَ بَاطِلًا وَ نَطَقَ آثِماً أَمَا وَ شَرُّ الْقَوْلِ الْكَذِبُ إِنَّهُ لَيَقُولُ فَيَكْذِبُ وَ يَعِدُ فَيُخْلِفُ وَ يُسْأَلُ فَيَبْخَلُ وَ يَسْأَلُ فَيُلْحِفُ وَ يَخُونُ الْعَهْدَ وَ يَقْطَعُ الْإِلَّ فَإِذَا كَانَ عِنْدَ الْحَرْبِ فَأَيُّ زَاجِرٍ وَ آمِرٍ هُوَ مَا لَمْ تَأْخُذِ السُّيُوفُ مَآخِذَهَا فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ كَانَ أَكْبَرُ (أَكْبَرَ) مَكِيدَتِهِ أَنْ يَمْنَحَ الْقَرْمَ سَبَّتَهُ أَمَا وَ اللَّهِ إِنِّي لَيَمْنَعُنِي مِنَ اللَّعِبِ ذِكْرُ الْمَوْتِ وَ إِنَّهُ لَيَمْنَعُهُ مِنْ قَوْلِ الْحَقِّ نِسْيَانُ الْآخِرَةِ إِنَّهُ لَمْ يُبَايِعْ مُعَاوِيَةَ حَتَّى شَرَطَ أَنْ يُؤْتِيَهُ أَتِيَّةً وَ يَرْضَخَ لَهُ عَلَى تَرْكِ الدِّينِ رَضِيخَةً».
    [3]. ونحن نذكر من بعد، ما جاء في الأحاديث الصحاح والآثار المستفيضة، المتفق على نقلها مزاح رسول الله صلى الله عليه وآله ومزاح الاشراف والأفاضل والأكابر من أصحابه والتابعين له، ليعلم أن المزاح إذا لم يخرج عن القاعدة الشرعية لم يكن قبيحا.

    [4]. ابن أبي الحديد، شرح نهج البلاغة،‌ج6، ص331، ناشر : دار إحياء الكتب العربية - مؤسسة مطبوعاتي إسماعيليان.:«‌ «وفى الحديث الصحيح المتفق عليه : أنه مر على أصحاب الدركلة وهم يلعبون ويرقصون فقال: جِدُّوا یا بنی اَرفِدَةَ حتّی یَعلَمَ الیهودُ اَنَّ فی دینِنا فُسحَةٌ».قال أهل اللغة : الدركلة ، بكسر الدال والكاف : لعبة للحبش فيها ترقص . وبنو أرفدة : جنس من الحبش يرقصون».

    [5] . این حدیث به صورت کامل در مسند حارث نقل شده است. «حَدَّثَنَا أَبُو عُبَيْدٍ , ثنا أَبُو مُعَاوِيَةَ , عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ إِسْحَاقَ , عَنِ الشَّعْبِيِّ , رَفَعَهُ إِلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَرَّ عَلَى أَصْحَابِ الدِّرَكْلَةِ قَالَ: «خُذُوا يَا بَنِي أَرْفِدَةَ حَتَّى يَعْلَمَ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى أَنَّ فِيَ دِينِنَا فُسْحَةً». (بغية الباحث عن زوائد مسند الحارث: أبو محمد الحارث بن محمد المعروف بابن أبي أسامة (م 282)، ج2، ص826، ح866، تحقيق: د. حسين أحمد صالح الباكري، مركز خدمة السنة والسيرة النبوية، المدينة المنورة، الطبعة: الأولى، 1413 هـ؛‌ أحمد بن أبي بكر بن إسماعيل البوصيري، إتحاف الخيرة المهرة بزوائد المسانيد العشرة، ج6، ص162، الناشر : دار الوطن – الرياض). ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، 50جلد، ج41، ص349، ح24855،‌مؤسسة الرسالة - لبنان - بيروت، چاپ: 1، 1416 ه.ق.: «حَدَّثَنَا سُلَيْمَانُ بْنُ دَاوُدَ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ: قَالَ لِي عُرْوَةُ، إِنَّ عَائِشَةَ، قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَوْمَئِذٍ:" لَتَعْلَمُ يَهُودُ أَنَّ فِي دِينِنَا فُسْحَةً، إِنِّي أُرْسِلْتُ بِحَنِيفِيَّةٍ سَمْحَةٍ».
    خدا نیامرزشان بحقی که نزد لا الا اله الله داریم در قبول یک یس و طه ص و آل او، انشالله با همان یس و طه ای که به‌مردم معرفی کردند محشور شوند و فرقانی بینمان باشد که آزار آنها به ما نرسد، بحرمت حق موحدان
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    یا الله و یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی الی دینک
    الهی العفو و لک الحمد

  7. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 233
    آخرين نوشته: ۱۳۹۶/۱۱/۲۴, ۱۴:۴۰
  2. پاسخ: 26
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۹/۰۸, ۱۹:۴۰
  3. کلیپ هایی برای تلنگر
    توسط کیمیای محبت در انجمن کلیپ صوتی
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۸/۱۱, ۱۳:۱۷
  4. ذکری برای رهایی از نگاه به نامحرم
    توسط شهیده در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۲۰, ۰۵:۳۶
  5. باستان گرایی و افتخار به اجداد
    توسط مدیر تدوین در انجمن جمع ‏بندی‏ های نهایی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۸, ۰۶:۰۵

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود