صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: رذیله ای به نام غرور

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,633
    مورد تشکر
    3,315 پست
    حضور
    32 روز 12 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به مردم هشدار می دهد که از پیروی هوس ها اجتناب کنند.

    «إيّاكُم وَ الهَوى فَإنَّ الهَوى‏ يُعمِي‏ وَ يُصِمّ ‏(1)
    از هوس ها بپرهیزید که هوس آدمی را کور و کر می سازد.»

    غرور و برتری طلبی غالبا مانع می شود که انسان به محدودیت ها و نارسایی های خود پی ببرد و به حدود توانایی خویش واقف گردد؛ چیزی که مانع از رشد و استقلال شخصیت و سبب توقف رشد روانی و فلج شدن آن می شود.
    همان بی اطلاعی به نارسایی های وجودی است که آدمی هیچ گاه در صدد جبران این نارسایی ها و ترمیم نقایص خود که در بسیاری از موارد به سهولت قابل ترمیم و جبران است، همت نگمارد.
    علی (علیه السلام) فرمود:
    «الرَّاضِي‏ عَنْ‏ نَفْسِهِ‏ مَسْتُورٌ عَنْهُ عَيْبُهُ وَ لَوْ عَرَفَ فَضْلَ غَيْرِهِ كَسَاهُ [لَسَاءَهُ‏] مَا بِهِ مِنَ النَّقْصِ وَ الْخُسْرَانِ (2) مغرور از خود راضی از نارسایی ها و نواقص خود بی خبر است اگر به برتری دیگران پی می برد نارسایی ها و نواقص خود را ترمیم می کرد.»

    امیرمومنان (علیه السلام) غرور و خودپسندی افراد از خودراضی را دلیل نارسایی عقل آن ها می داند و می فرماید:
    «رِضَا الْمَرْءِ عَنْ‏ نَفْسِهِ‏ بُرْهَانُ‏ سَخَافَةِ عَقْلِه‏ (3) غرور و خودپسندی هر کس دلیل کوتاهی و ضعف عقل اوست.»

    «اسپینوزا» فیلسوف معروف اروپایی می گوید:
    «کسی که بر خود جاهل است از اساس تمام فضایل بی خبر است و در نتیجه از هیچ فضیلتی آگاه نیست و نیز عمل بر طبق فضیلت چیزی جز عمل بر وفق خرد نیست و هر کس به راهنمایی خرد عمل می کند لزوما باید آگاه باشد از این که خرد را راهبر خود ساخته است پس، آن که بر خود جاهل است و در نتیجه .... به کلی از تمام فضایل بی خبر است، به هیچ وجه نمی تواند بر طبق فضیلت عمل کند یعنی کاملا دچار ناتوانی عقل است بنابراین بالاترین درجه غرور بالاترین درجه ضعف عقل است.»(4)
    پی نوشت:
    1.نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله)،دنياى دانش‏، تهران‏،ص355.

    2.تصنيف غرر الحكم و درر الكلم‏، تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، دفتر تبليغات‏، ايران؛ قم‏،1366 ش‏،ص307.
    3.همان.
    4.فلسفه نظری، ص106.




  2. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,633
    مورد تشکر
    3,315 پست
    حضور
    32 روز 12 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امکان دارد چیزهایی که به نظر ما جلوه حقیقت دارد، واقعا حقیقت نباشد. زیرا با محک عقل و خرد می توان واقعیات را تشخیص داد. کسانی که نیروی بینایی آنها، ضعیف می شود، برای جبران ضعف دید، به عینک متوسل می گردند.
    اما کسی که دچار تیرگی عقل است با عینک نمی توان آن تیرگی را رفع کند؛ برای برطرف ساختن آن بایستی به باطن توجه نمود، و به تجزیه و تحلیل نفس پرداخت و با مراقبت و دقت، استعدادهای واقعی را از هوس های پر زیان و افسونگر باز شناخت.
    بسیارند کسانی که انرژی های روحی خود را بدون بهره جویی از آن ها در جهت بهبود وضع شخصی و اجتماعی تلف می سازند، بدون آن که حتی اطلاعات سطحی و کم عمقی از نیروهای شگرف و توانایی های درون خویش داشته باشند؛ مگر آن که زمینه مساعدی برای ظهور استعدادهای پرثمر آن ها پیدا شود و در این راه چه توانایی های پر فایده ای که بر اثر بی اطلاعی از چگونگی نیرومندی شان بیهوده به هدر می روند.
    اگر شخص به نواقص و عیوب خود پی برد و بدان اهمیتی نداد و یا آن ها را قابل اغماض و چشم پوشی شمرد، در حکم آن است که نواقص را برای وجود خویش لازم دانسته است. البته آزمایش احوال درونی مستلزم دقت و صرف وقت است.
    اگر کسی تصور نماید که در مدت کوتاهی، می تواند خصائص روانی و نقاط ضعف و نارسایی های خویش را درک کند و تشخیص دهد، تصور بیهوده ای است، زیرا خودشناسی و مشاهده بعضی قیافه های وحشتناک باطنی و درونی داشتن صبر و تحمل و روشن بینی و شجاعت بسیار می خواهد، و این حاصل نمی شود، مگر به تدریج و مراقبت لازم و حوصله.
    امام علی(علیه السلام) فرمودند: «هر کس به جست و جوی نارسایی و نقص روانی خود بپردازد بدان دست خواهد یافت.»(1)


    پی نوشت:
    1.غررالحکم، ص614


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۲/۲۶ در ساعت ۱۳:۴۲

  3. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,633
    مورد تشکر
    3,315 پست
    حضور
    32 روز 12 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اسلام، معیارها و شیوه های مطمئن و رسایی برای ارضای نیازمندی های روانی در اختیار بشر می گذارد، و به وسیله برنامه هایی جامع و همه جانبه، به تهذیب و اصلاح فطرت می پردازد، ضوابط و کنترل کننده هایی که اسلام برای تعدیل خواسته ها قرار داده، روان و خرد را جلا می بخشد، و آدمی را به حقیقت می رسانند؛ زیرا اگر احساسات بدون کنترل باشند، نه تنها به دیگران صدمه می زنند، بلکه در داخل نفس نیز آشوب و طوفان برپا می کنند، و تصادم و کشمکش های درونی به سقوط و انحطاط آدمی منجر می گردد.

    خویشتن دوستی یکی از عواملی است که اهمیت شگرف آن را در زندگی نمی توان ناچیز شمرد، و اگر به سوی یک مقصد عالی متوجه شود، انسان را به کسب فضایل وادار می کند.
    البته بین خویشتن دوستی با خودپرستی (نارسیسم) تفاوت فاحشی وجود دارد. آن چنان که خویشتن دوستی نشانه عظمت روح و وسعت شخصیت است، و آدمی را به فروتنی و از خودگذشتگی وا می دارد، خودپرستی دایره افکار را محدود و طبع انسان را به رذالت و پستی می کشاند.

    امام علی (علیه السلام) فرمود: «کسی که برای نفس خود عظمت و بزرگی قائل باشد، فروتنی او از همه بیش تر است.»(1)

    «ژاگو » می گوید:
    «خودپرستی عبارت از قربانی کردن دیگران، برای رسیدن به آمال و سعادت شخصی است، در صورتی که خودبینی یکی از حالات روحی است، که به واسطه تصمیم به توسعه شخصیت تشخیص داده می شود، خودپرستی همیشه با ضعف مفرطی همراه است، در صورتی که خودبینی با نیروی فوق العاده ای توام می باشد.
    اگر مصمم شده اید که از تحمیل اراده دیگران نسبت به خود، جلوگیری کنید و این تحمیل مخالف تندرستی، قوا، موفقیت و نفوذ شخص شماست، شما آدمی خودبین هستید.
    ولی این گفتار ما چنین نتیجه نمی دهد، که شما در مقابل زبونی و تیره بختی دیگران، هیچ حساسیت و تاثری از خود بروز ندهید، بلکه فقط توصیه می کنیم که به عوض این که قوای خود را در هزاران جهت مختلف صرف کنید، آن ها را برای مواقع مساعدی ذخیره نمایید، خودبینی باعث از بین بردن از خودگذشتگی نمی گردد، بلکه آن را تحت قاعده معینی درمی آورد و آدمی با کمال میل برای خشنود کردن یک دوست یا دستگیری از بیچاره آماده می شود.
    از نظر اخلاقی کسی که قوایش برای حفظ شجاعت و آرامش اعصابش در بحبوحه مشکلات کافی نباشد، باید از زمره ناتوانان دوری جسته و در گروه نیرومندان وارد شود، وگرنه به زودی در خود ضعفی احساس خواهد کرد که کم جراتی و سست عنصری او، از آن جا سرچشمه خواهد گرفت؛ وطیفه هر کس است که تمنیات و خواهش های دیگران را به اجابت رساند، از سوی دیگر وسیله ساده ای برای سنجش اندازه صحیح در موضوع خودبینی و از خودگذشتگی وجود دارد و آن عبارت از کوشیدن برای کارکردن، خواه برای عموم و خواه در مواقع مخصوص است.
    جای تردید نیست که اگر افراد یک ملت در صدد توسعه شخصیت خود برآیند، به زودی منتها درجه تعادل و استفاده و فعالیت نصیب آنان خواهد گشت؛ بنابراین هیچ چیز از تربیت روحی منصفانه تر نیست. این خودبینی است که صفت از خودگذشتگی را به منتها درجه پرورش می دهد، در حقیقت دیانت اخلاقی از تعادل روحی زاییده می شود.»(2)

    اسلام هر راهی را که به مصلحت و مقتضای این انگیزه نیرومند که متکی بر پایه بسیار استواری است، پیش پای انسان ها قرار می دهد و بیش از هر چیز به تلطیف آن اهتمام می ورزد؛ اما همین انگیزه را به عنوان یک حس مخرب و نابود کننده، که از شهوات سرکش الهام بگیرد، به رسمیت نمی شناسد. در حقیقت آن کس که زمام خود را به دست این حس رهبری نشده و ویرانگر بسپارد، اساس نیک بختی خود را متزلزل نموده و نیز پایان ملالت باری خواهد داشت.
    حب نفسی، مطلوب و مورد نظر اسلام است، که در جاده ای مستقیم و دور از هر گونه انحراف و کجروی سیر کند و اخلالگر نباشد. به راهی برود که در سایه آن خوش بختی دنیا و سعادت جاودانی که مافوق آن هیچ چیز متصور نیست، تامین شود.
    مسلمانی که با فکری باز و روشن بینی خاص، حقیقت را دریافت، هرگز حاضر نمی شود پاداش، جاودانگی و همیشگی را با لذایذ فناپذیری که حتی کامرانی و استفاده از آن ها با انواع رنج و نگرانی آمیخته است، مبادله کند.
    دوستی و محبت واقعی، نسبت به خویش، این نیست که آدمی در برابر شهوات پست و مخرب، با ذلت و خواری سر به اطاعت فرود آورد، و سرانجام خود را گرفتار کیفر دردناک و عذاب ابدی سازد.
    این چنین خویشتن دوستی هرگز سزاوار مقام والای بشری نیست.

    پی نوشت:
    1.غررالحکم، ص195.
    2.قدرت اراده، ص70 و 71.





    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۲/۲۶ در ساعت ۱۵:۵۷

  4. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,633
    مورد تشکر
    3,315 پست
    حضور
    32 روز 12 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اسلام می خواهد آدمی درجات مختلف دوستی را در زندگی احراز نماید، و شایستگی خویش را برای به دست آوردن مراتب آن به اثبات برساند؛ ابتدا روح و جان مردم را سرشار از محبت الهی می سازد و به آن ها می آموزد که عشق به خداوند را بر محبت هر چیز دیگر ترجیح دهند، همان عشقی که در دنیای حقیقی مهم ترین فنر حیات است و خدایی که نعمت زندگی و همه نیروها و مزایا را بدو عطا کرده است و با توجه به این همه بخشش و لطف، کسی شایسته تر از مقام الوهیت برای ابراز محبت و خلوص نیست؛ این حقیقت وقتی کاملا برای ما آشکار می شود، که کلیه درجات عشق و محبت را از محبت ناپایدار، تا محبت حقیقی و جاودان مورد توجه قرار دهیم.
    خداوند متعال برای افراد اجتماع، از محبت و علاقه عمیق قلبی نسبت به یکدیگر سهمی قرار داده است؛ خداوند انسان ها را از یک جان آفریده، از این رو باید همدیگر را دوست بدارند، و مهر و عواطف و احساسات پاک را نثار هم کنند؛ چرا که در آفرینش و داشتن مصالح مشترک برادرند، و خدای سبحان حق این برادری را چنان به صورتی دلپذیر گوشزد می کند، که باطن و وجدان را به جنبش و حرکت وامی دارد و برای سوق دادن بشر چنین محبت پاک و باصفایی، شوق ها و محرک هایی را ارائه می دهد.
    بدین وسیله است که در نهاد آدمی، یک حب ذات هماهنگ و متوازنی به وجود می آورد و به چنان پایه ای می رساند که در سایه این تعادل از قید و بند غرور و خودپرستی برهد و هرگز گرایش افراطی به ذات خویش پیدا نکند.
    بزرگی و کبریایی مختص ذات خداوندی است که در حریم مقدسش احتیاج و نیازمندی راه ندارد، بلکه کلیه موجودات از هر جهت به او نیازمندند:
    يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ ۖ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ(1) ای مردم شما محتاج خداوندید، تنها ذات بی همتای اوست که غنی و بی نیاز است.»

    انحراف از برنامه های آسمانی است که انسان را به غرور و نخوت گرفتار می کند قرآن کریم طی خطابی فرد مغرور را به زبونی و حقارت خود متوجه می سازد و روح پرنخوتش را از اوج تخیلات واهی به پایین می کشد:
    «وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَلَنْ تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولًا»(2) هرگز با ناز و غرور بر زمین گام مگذار زیرا تو نه می توانی کره زمین را بشکافی و نه در سربلندی به کوه میرسی.»
    کسی که به مبدا اعلای هستی نظر دوخته است، در موقع فراخی نعمت، حالت انبساط مغرورانه بر او چیرگی نمی یابد؛ زیرا اسلام به تواضع و میانه روی دعوت می کند و چنین استعلای متکبرانه ای را دوست نمی دارد.
    «وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ (3) هرگز به تکبر و ناز از مردم رخ متاب و با تبختر بر روی زمین قدم برمدار زیرا خداوند مردم متکبر خودستا را دوست ندارد.»

    احساس برتری شخص مسلمان، مربوط به موفقیت در زندگی و ساعات آسایش و خوشی نیست، بلکه او از نخستین لحظه ای که ایمان در کانون قلبش جایگزین شد، احساس فضیلت و برتری می کند. ارزش های ساختگی و فریبنده و دروغین او را متزلزل نمی سازد. او نسبت به واقعیات زندگی هوشیار است، روان آزاد و روشن بینش در وجود او اعتدالی پدید می آورد که بتواند خود را از سطح پست مادی به اوج رفعت برساند، و برای استفاده از عالم ماده در بهره های زمینی غرق نگردد.
    ممکن نیست که ارزش های کاذب بر ارزش های خدادادی انسان مسلمان و ادراکات و جانش مسلط شوند چه این ها خیلی کوچک تر از آنند که موجب برتری طلبی او گردند و همچنین او، دیگر در برابر هیچ کس خوار و ناتوان نیست، و از هر خضوع ذلت آوری که شخصیتش را تنزل و سقوط دهد، اجتناب خواهد ورزید.
    تنها خضوعش در برابر ذات اقدس کبریایی است و در سایر حالاتش نیرومند و استوار است.
    خداوند به ساحبان ایمان توصیه می فرماید که در تمام مراحل و موقعیت ها این مزیت را همواره برای خود نگه دارند: «وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (4) شما اگر ایمان داشته باشید از همه برترید.»
    «اِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ...(5) اگر به شما آسیبی وارد شد به دشمنان شما نیز آسیب رسیده، این روزگار را دست به دست بین مردم می گردانیم.»
    پی نوشت:
    1.
    فاطر/15.
    2.اسراء/37.
    3.لقمان/18.
    4.آل عمران/139.
    5.آل عمران/140.



  5. تشکر


  6. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,633
    مورد تشکر
    3,315 پست
    حضور
    32 روز 12 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قرآن این برتری را هنگامی به آن ها گوشزد می کند که آن ها در جنگ شکست خورده اند، و دشمن پیروز شده است. زیرا این برتری از ایمان به خدا و ارتباط با مبدا حقیقت سرچشمه گرفته، و آنان را به صورت قدرت فعالی در آورده است، نه این که این برتری هنگام پیروزی بر دشمن به دست آمده باشد، و در لحظه شکست آن را از دست بدهند.

    آنان به این جهت بر دیگران تفوق داشتند، که معتقد بودند: ایمان عالی ترین مزیت ها و سرمایه های بشری است، و در نتیجه جوشش ایمان احساس می کردند، که از تمام حصارهایی که گرداگردشان را فرا گرفته، بیرون آمده و بر آن ها استعلا یافته اند.
    این احساس و درکها از راهنمایی قرآن سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست می آمد.

    غرور و خودپسندی، سد راه ترقی و تکامل و مانع پیشروی در مسیر زندگی است، رضایت خاطری که فرد مغرور، از کارهای خود احساس می کند، سبب عقب ماندگی و رکود و درجازدن او خواهد شد. همان طوری که از خود راضی نبودن و داشتن همت والاتر در زندگی، عامل تعالی و ترقی روز افزونی است.


    امام علی(علیه السلام) این نکته جالب را طی جملاتی کوتاه بیان فرموده است:

    «الا عجاب یَمنَعُ الازدیاد (1) نخوت و غرور مانع تکامل و ترقی انسان است.»

    «مَنْ‏ أَنِفَ‏ مَنْ‏ عَمَلِهِ‏ اضْطَرَّهُ ذَلِكَ إِلَى عَمَلٍ خَيْرٍ مِنْهُ (2‏) کسی که کار و عمل خود را خوب بپسندد، برای او محرکی می شود که به کارهای کامل تر و بهتر اقدام کند.»

    و نیز می فرماید:
    «مَنْ‏ أَعْجَبَ‏ بِحُسْنِ‏ حَالَتِهِ‏ قَصُرَ عَنْ حُسْنِ حِيلَتِهِ (3‏) هر کس در مورد خوبی وضع و خصوصیات خود گرفتار غرور و نخوت شود، هرگز موفق به اصلاح خویشتن نخواهد شد.»

    محقق معروف «ویلیام جون ریلی» می نسد:
    «من دریافته ام و به این نتیجه رسیده است، که بعضی افکار و عقاید مزاحم و مضری که در مغزم هست، افکار و عقایدی که باعث ناراحتی فکری و اندوه نمی شوند و بیش از عقاید دیگری، سبب رنج و عذابم می گردند، آن دسته از عقایدی است که مربوط به رابطه با خودم می باشند. حال چگونه این مطلب را درک کنیم؟ خوب، اجازه بدهید که نظر خودم را راجع به صدای خودم بیان کنم: زیرا چیزی که اغلب مردم دوست دارند صدای خودشان است، تنها چیز خوبی که به داشتن آن مطمئن بودم ، داشتن یک صدای دلنشین بود.

    من سخنرانی های بسیار در محضر عموم کرده، و حتی در هجده سالگی یک مدال طلا هم از این بابت گرفته بودم، من فکر می کردم که صدایم خوش آهنگ و مرتب و خوش نواست.

    یک روز نوار ضبط شده صدای خودم را که در موضوعی برای رادیو سخنانی گفته بودم، گرفتم و به طوری که دیگران آن را می شنیدند، درست و حسابی گوش دادم و این نخستین باری بود که صدای خویش را به عنوان مستمع می شنیدم.
    خدا روز بد ندهد، ناگهان تکان خوردم و مبهوت شدم. صدایم خیلی ضعیف تر از آن بود که فکر می کردم و مثل ناله ای می نمود، خفیف، نامرتب، غیرمتناسب بی رنگ، و نچسب و گوش خراش بود؛ زحمت افزاتر، این که وقتی آن را می شنیدم، چندین نفر دیگر هم در اطاق بودند.
    خیلی ناراحت شدم و به این حضار توضیح دادم، که وقتی این سخنرانی را می کرده ام، حالم به جا نبوده و هنگامی که صدا را ضبط می کرده اند، من هنوز از فن رادیو و ضبط صوت اطلاعی نداشته ام.

    اما وقتی که متوجه نبودم، نوارهای دیگری هم از صدای ناهنجار مرا نواختند و باز همان صداهایی که رگ جان را می گسست، از آن ها برآمد، بالاخره پس از شنیدن تمام نوارهای صدای خودم، می بایستی این نظریه را قبول می کردم، که عقیده چندین ساله ام راجع به صدای خودم غلط بوده است.
    برای نخستین بار خودپسندی را کنار گذاشتم، جهد کافی کردم که صدایم را مرتب کنم، آن را بهبود بخشم...

    این مساله تجربه صدایم، یک چیزی به من می آموخت، و آن این که ممکن است برای بهبود نفس خود، یک مجادله دامنه دار بزرگی آغاز کنم، و تا وقتی که من خفت قبول این نقص خود را تحمل ننمودم، شروع به پیشرفت و ترقی و اصلاح خویش نکردم.

    شکستن خودپسندی، و غرور بیهوده، آدمی را به واقع بینی و حقیقت می رساند، و سبب پیشرفت و ترقی می شود. فقط وقتی که ما به حقایق توجه کنیم و افکار و عقاید واهی درباره (کمالات خویش را از) خود دور کنیم، این کار مایه اصلاح و پیشرفت می گردد، وگرنه در جهل و تاریکی می مانیم و ذات دوست داشتنی خود را از اصلاح و ترقی باز می داریم.»(4)
    پی نوشت:
    1. نهج البلاغة (للصبحي صالح)، شريف الرضي، محمد بن حسين‏،هجرت‏، قم‏،1414 ق‏،ص718.
    2.ليثى واسطى، على بن محمد، عيون الحكم و المواعظ،محقق / مصحح: حسنى بيرجندى، حسين‏،دار الحديث‏، قم‏، 1376 ش،ص460.
    3.همان، ص462
    4.تفکر صحیح، ص50-53.








  7. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,633
    مورد تشکر
    3,315 پست
    حضور
    32 روز 12 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به علت اختلال در بینش فرد مغرور، گاهی او کمالاتی را به خود نسبت می دهد که واقعا فاقد آن هاست.

    امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «کسی که در مورد کارهای خود دچار غرور و خودخواهی می شود، از راه راست هدایت منحرف گردیده، و به گمراهی گراییده است، و برخلاف واقع ادعاهایی می کند و بدون توجه به حقیقت چیزهایی را به خود می بندد.»(1)

    خودپرست مغرور مانند کرم ابریشم محصور در میان تارهایی است که به نیروی توهم به دور خود تنیده است و چنان از باده خودپرستی سرمست می باشد که تصور می کند وجودش محور جهان مادی است.

    امام علی(علیه السلام) فرمودند: «افرادی که از باده غرور و غفلت سرمست شده اند، خیلی دیرتر از مست شدگان از شراب، هوش و ادراک و واقع بینی خود را باز می یابند.»(2)
    پی نوشت:
    1.سفینة البحار، ج2، ص161.
    2.غررالحکم، ص440.



صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود