جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا می توانیم به امیرالمومنین نفس الله بگویم؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۸
    نوشته
    1
    تشکر:
    1
    حضور
    5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا می توانیم به امیرالمومنین نفس الله بگویم؟




    آیا می توانیم به امیرالمومنین نفس الله بگویم؟ از لحاظ حدیث و قرآن مشکل نیست و آیا این لقب در حدیث آمده است

  2. تشکر


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    5,259
    مورد تشکر
    10,768 پست
    حضور
    172 روز 12 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    18



    با نام و یاد دوست



    آیا می توانیم به امیرالمومنین نفس الله بگویم؟


    کارشناس بحث: استاد حافظ


    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۸/۰۳/۱۳ در ساعت ۱۴:۳۴
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    آیا می توانیم به امیرالمومنین نفس الله بگویم؟

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    30
    مورد تشکر
    51 پست
    حضور
    23 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام بر جناب وصایا؛
    نقل قول نوشته اصلی توسط wasaya نمایش پست
    آیا می توانیم به امیرالمومنین نفس الله بگویم؟ از لحاظ حدیث و قرآن مشکل نیست و آیا این لقب در حدیث آمده است
    قبل از هر سخن، از تأخیری که پاسخگویی رخ داد عذرخواهی می‌کنم.

    در زیارتی خطاب به امیر‌المؤمنین علیه‌السلام می‌گوییم:

    السَّلَامُ‏ عَلَىنَفْسِ‏ اللَّهِ تَعَالَى الْقَائِمَةِ فِيهِ بِالسُّنَنِ وَ عَيْنِهِ الَّتِي مَنْ عَرَفَهَا يَطْمَئِنُّ السَّلَامُ عَلَى أُذُنِ اللَّهِ الْوَاعِيَةِ فِي الْأُمَمِ وَ يَدِهِ الْبَاسِطَةِ بِالنِّعَم‏
    در این جملات، نه تنها امیر‌المومنین علیه السلام، گوش و دست و چشم خداست بلکه نفس خداست.

    بنابراین از منظر نصوص دینی ما می‌توانیم چنین نسبتی به ایشان بدهیم.

    همچنین، بر اساس مفاد حدیث قرب نوافل و قرب فرائض، اگر چه تعبیر به « نفس الله» را نمی‌توان یافت ولی معنا و مفهوم آن به خوبی قابل برداشت است
    مفاد این حدیث گویای این است که بنده با انجام واجبات و مستجبات به نقطه‌ای می‌رسد که از خود جسمانی و مادی خویش غافل و منصرف شده، خداوند به جای آلات ادراکی او می‌نشیند در نتیجه، بنده با چشم و گوش و دست خدا –البته به معنای غیر مادی- می‌بیند و می‌شنود و به فعالیت می‌پردازد و گویا این خداست که شخصیت او را فرا گرفته است
    در نتیجه این دگرگونی، بنده، شخصیتی منحاز و مستقل از شخصیت قبلی خویش پیدا کرده و وجودش حقانی -الهی- می‌گردد در این مرحله‌ است که می‌توان او را خلیفه و جانشین خدا خواند.

    این خلافت، مصحح این حقیقت است که چنین انسانی اگر چه در اصل و ذات خویش مخلوق خدا و متمایز از خداست ولی در اموری همان خداست؛ زیرا جانشینی و خلیفه‌ی الهی اگر مقام و رتبه‌ای فرمایشی و تعارفی نباشد، گویای همین واقعیت است.

    از همین رو، در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام آمده است: قال أمير المؤمنين عليه السّلام:
    «أنا حبل اللّه المتين، و أنا عروة اللّه الوثقى و كلمة التقوى، و أنا عين اللّه و لسانه الصادق و يده‏ ...»

    در حدیثی از نبی‌مکرم اسلام در توضیح این کریمه قرآنی: «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ‏» (النساء- 80) آمده است:

    «من رآنى فقد رأى الحق‏» هر کس مرا دید خدا را دیده‌است و این همان تحقق عملی و عینی نسبت نفس خدا بودن است.
    در قرآن نیز می‌خوانیم:


    «الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ»

    اگر نبی یا امام معصوم، نفس خدا نمی‌بود چگونه می‌توان گفت هر کس با پیامبر صلی الله علیه و آله بیعت کند همانا و به تحقیق با خدا بیعت کرده‌ است! مگر می‌توان برای نفس خدا بودن معنایی جز این در نظر گرفت؟













  6. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود