صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کرامات حضرت معصومه(سلام الله علیها)

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    29,115
    مورد تشکر
    40,276 پست
    حضور
    121 روز 15 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    این کرامت که به حد تواتر رسیده از این قرار است: که یکی از خدام آن حضرت بنام میرزا اسد الله، به سبب ابتلای به مرضی انگشتان پایش سیاه شده بود؛ جراحان اتفاق نظر داشتند که باید پای او بریده شود تا مرض به بالاتر از آن سرایت نکند،
    قرار شد که فردای آن روز پای او را جراحی نمایند.
    میرزا اسد الله گفت: حال که چنین است امشب مرا ببرید حرم مطهر دختر موسی بن جعفر علیه‌السلام. او را به حرم بردند؛
    شب هنگام خدام در حرم را بستند و او پای ضریح از درد پا می‌نالید تا نزدیک صبح،
    ناگهان خدام صدای میرزا را شنیدند که می‌گوید: در حرم را باز کنید حضرت مرا شفا داده، در را باز کردند دیدند او خوشحال و خندان است. او گفت:
    در عالم خواب دیدم خانمی مجلله آمد به نزد من و گفت چه می‌شود ترا؟
    عرض کردم که این مرض مرا عاجز نموده و از خدا شفای دردم یا مرگ را می‌خواهم، آن مجلله گوشه مقنعه خود را بر روی پای من کشید و فرمود: شفا دادیم ترا. عرض کردم شما کیستید؟ فرمودند: مرا نمی‌شناسی؟! و حال آن‌که نوکری مرا می‌کنی؛ من فاطمه دختر موسی بن جعفرم.
    بعد از بیدار شدن، قدری پنبه در آن‌جا دیده بود آن را برداشته و به هر مریضی ذره‌ای از آن را می‌دادند و به محل درد می‌کشید، شفا پیدا می‌کرد.
    او می‌گوید: آن پنبه در خانه ما بود تا آن وقتی که سیلابی آمد و آن خانه را خراب کرد و آن پنبه از بین رفت و دیگر پیدا نشد.

    کرامات حضرت معصومه(سلام الله علیها)


  2. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    29,115
    مورد تشکر
    40,276 پست
    حضور
    121 روز 15 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    آقای حیدری کاشانی (واعظ) نقل می‌کند که یکی از رفقای روحانی ایشان در محضر آیت الله بهاءالدینی (ره) نقل می‌کرد:
    که روزی دیدیم بر روی مردمک چشم دختر ده ساله ما دانه کوچکی پیدا شده،
    وقتی به دکتر متخصص مراجعه کردیم؛ بعد از معاینه، ایشان اظهار نمودند که باید عمل شود ولی عمل خطر دارد.
    دختر، وقتی این را شنید بنا کرد ناراحتی کردن و این‌که من عمل نمی‌خواهم و می‌گفت: مرا به حرم حضرت معصومه علیهاالسلام ببرید.
    این را گفت و با سرعت به طرف حرم دوید،
    ما هم به دنبال او آمدیم تا رسید به حرم، شروع کرد به گریه کردن و خطاب به بی بی گفت: یا حضرت معصومه من عمل نمی‌خواهم و چشم خود را به ضریح حضرت می‌مالید و حال عجیبی داشت،
    ما هم از دیدن این منظره منقلب شدیم، بعد از این حالت توسل، او را بغل کردم و دلداری دادم و به او گفتم: خوب خواهی شد،
    او را داخل صحن حرم مطهر بردم، ناگهان نگاهم به چشم او افتاد دیدم هیچ گونه اثری از آن دانه خطرناک وجود ندارد.

    کرامات حضرت معصومه(سلام الله علیها)


  3. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    29,115
    مورد تشکر
    40,276 پست
    حضور
    121 روز 15 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    آقای حیدری کاشانی می‌فرماید: روزی که ما در منزل چیزی برای پذیرایی نداشتیم عده‌ای از کسانی که در شهرستان محل تبعید ما (بیرجند) با ما آشنا بودند، به منزل ما آمدند، من متحیر بودم که چکنم؟
    آمدم حرم و همان داخل صحن عرض کردم: بی بی جان خودتان وضع ما را می‌دانید،
    این را که گفتم در وسط حرم در حال حرکت بودم که صدای خانمی را - که مرا صدا می‌کرد - شنیدم، ایستادم،
    او مبلغی پول به من داد و گفت این مال شماست. من به حرکت خود ادامه دادم؛
    مجددا" آن خانم مرا صدا زد و مبلغ دیگری پول به من داد و گفت: این هم مال شماست.
    اینجا بود که رو کردم به گنبد حضرت و عرض کردم: بی بی جان، بسیار متشکرم.
    برگشتم به خانه و با آن مبلغ وسایل پذیرایی لازم را فراهم نمودم. خانم ما (که از بی پولی ما مطلع بود)
    گفت: پول را از کجا تهیه کردی؟
    گفتم: فاطمه معصومه علیهاالسلام عنایت فرمود.

    کرامات حضرت معصومه(سلام الله علیها)


  4. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    29,115
    مورد تشکر
    40,276 پست
    حضور
    121 روز 15 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    بار دیگر شبانگاهان دست فیاض الهی از آستین کریمه اهل بیت به درآمد وچراغی به روشنی خورشید ولایت فراروی عاشقان دلسوخته بر افروخت.
    سخن از گفـته‌های دور نمی‌باشد بلکه حقیقی است محقق در جمعه شب ۲۳/۲/۷۳ آری بار دیگر در آن شب شاهد گشوده شدن خزائن غیب گشتیم و نزول رحمت الهی: آن که مورد عنایت قرار گرفت
    مسافری بود از راه دور، دختری چهارده ساله از اهالی ماکو، از شهرهای آذربایجان که خود با ما چنین سخن می‌گوید: رقیه امان الله پور هستم از اهالی (شوط) ماکو، چه ار ماه پیش بر اثر یک نوع سرماخوردگی از هر دو پا فلج شدم؛
    خانواده‌ام مرا به بیمارستان‌های مختلف در شهرهای ماکو، خوی و تبریز بردند، ولی همه پزشکان پس از عکس‌برداری و انجام آزمایش مکرر، از درمانم عاجز شدند و من دیگر نمی‌توانستم پاهایم را حرکت دهم
    تا این‌که چهارشنبه شب (۲۱/۲/۷۳) در عالم رویا دیدم که خانمی سفید پوش سوار بر اسبی سفید به طرف من آمدند و فرمودند:
    چرا از همان ابتدای بیماری پیش من نیامدی تا شفایت دهم؟
    با اضطراب از خواب پریدم و جریان خواب را با عمو و عمه‌ام در میان گذاشتم و آن‌ها نیز بلافاصله مقدمات سفر به قم را فراهم آوردند. لذا روز جمعه (۲۳/۲/۷۳) ساعت ۳۰/۷ دقیقه بعد از ظهر به حرم مطهر مشرف شدیم.
    پس از نماز ، مشغول خواندن زیارتنامه شدم که ناگهان صدای همان خانمی که در خواب دیده بودم به گوشم رسید که فرمود: بلند شو، راه برو، که شفایت دادم. من ابتدا توجهی نکردم و باز مجددا" همان صدا با همان الفاظ تکرار شد؛ این بار به خود حرکتی دادم و مشاهده کردم که قادر به حرکت می‌باشم
    و مورد لطف آن بی بی دو عالم قرار گرفته‌ام.
    (این کرامت از زبان فرد شفا یافته با صدا و تصویر توسط سمعی و بصری آستانه مقدسه ضبط شده است.)

    کرامات حضرت معصومه(سلام الله علیها)


  5. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    29,115
    مورد تشکر
    40,276 پست
    حضور
    121 روز 15 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    خواهر پروین محمدی اهل باختران در سال سوم دبیرستان مبتلا به تشنج اعصاب شدند و پس از بی اثر بودن معالجات مکرر و ناامیدی از همه جا همراه خانواده عازم مشهد مقدس می‌شوند به امید شفا از امام رضا (علیه‌السلام).
    اکنون مادر ایشان این کرامت را اینگونه بیان می‌فرمایند: وقتی به قم رسیدیم با خود گفتم خوبست اول به زیارت خواهر امام رضا (ع) برویم اگر جواب نداد به مشهد می‌رویم؛ ساعت ۲ بعد از نیمه شب بود که به قم رسیدیم؛ ساعت ۹ صبح به حرم مشرف شدیم و دختر را که به‌سختی خوابش می‌برد و در اثر تشنج اعصاب دچار مشکلاتی می‌شد با حال توجه و توسل به حضرت معصومه (س)، به نزدیک ضریح بردم و براحتی خوابید.
    پس از مدتی که نماز ظهر و عصر گذشت
    بوی عطر عجیبی حرم را گرفت و دیدم دست راست دخترم سه مرتبه به صورتش کشیده شد و رنگ او برافروخته شد
    و گوشه چادر او را که به ضریح بسته بودم باز شد؛
    در همین حال دخترم به راحتی از خواب بیدار شد و گفت مادر کجاییم؟
    گفتم: حرم حضرت معصومه (س). گفت: مادر گرسنه‌ام!!
    من که ماه‌ها بود حسرت شنیدن این کلمه را از او داشتم، گفتم: برویم بیرون حرم؛
    با هم داخل صحن حرم شدیم از او پرسیدم: احساس ناراحتی نمی‌کنی؟ گفت: نه، الحمد الله خوب هستم.
    و من احساس کردم که حالت او طبیعی شده است و از حضرت معصومه تشکر می‌نماییم.
    (این کرامت روز پنجشنبه ۷۳/۴/۲ هـ. ش واقع شده که ضبط صوتی، تصویری گفتگوی یاد شده در واحد سمعی، بصری آستانه موجود است.)

    کرامات حضرت معصومه(سلام الله علیها)


  6. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    29,115
    مورد تشکر
    40,276 پست
    حضور
    121 روز 15 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    روز چهاردهم شعبان برابر با ۲۶ دیماه ۱۳۷۳هـ. ش و در آستانه عید بزرگ نیمه شعبان بارگاه ملکوتی کریمه اهل بیت علیهم‌السلام پذیرای میهمانی است که از راه دور آمده، او همسایه برادر است که به دعوت خواهر او به امید شفا به این بارگاه رو آورده است، او امیر محمد کوهی ساکن مشهد و کارمند سابق اداره امور اقتصادی و دارایی آن شهر است که داستان خود را چنین بیان می‌کند:
    سه سال بود که به بیماری فلج مبتلا بودم و قادر به حرکت نبودم و با ویلچر حرکت می‌کردم؛ پیش اطباء متخصص مشهد و تهران رفتم و مراحل مختلف درمان را (از عکس و آزمایش و سی تی اسکن و غیره) گذراندم و بارها در بیمارستان بستری شدم و در مجالس دعا و توسل در حرم مطهر حضرت رضا علیه‌السلام به قصد شفا شرکت کردم ولی عنایتی نشد
    در همین اواخر به خاطر ناراحتی زیاد خود و خانواده‌ام به حرم مشرف شدم و با سوز دل عرض کردم: آقا! شما غیر مسلمانان را محروم نمی‌کنید پس چرا به من شیعه توجه نمی‌فرمایید؟! آقا یا جوابم را بده یا می‌روم قم و به خواهرتان شکایت می‌کنم و او را واسطه قرار می‌دهم؛
    آنگاه خطاب به حضرت معصومه علیهاالسلام عرض کردم: من که همسایه برادر شما هستم و فردی عائله‌مندم و در عمر خود خیانتی نکردم و در حد توان درستکار بودم چرا ایشان مرا شفا نمی‌دهند؟
    بعد از این توسل و عرض گلایه در عالم خواب خانمی را دیدم به من فرمود: شما باید به قم بیایی تا شفایت دهم.
    عرض کردم شما که به خانه ما آمدی و میهمان ما هستی همین‌جا شفایم بده؛ من پولی ندارم که به قم بیایم.
    فرمود: شما باید به قم بیایی.
    من خوابم را به عیال و فرزندانم نقل کردم، پس از مدتی پسرم به من گفت:پدر! ما که همه دارایی خود را در راه معالجه شما خرج کردیم، من مبلغی - را از فروختن چند جعبه نوشابه‌ای که در خانه داشتیم - تهیه نمودم؛
    این را خرج سفر کنید و به قم بروید، امیدوارم که شفا پیدا کنید.
    من راهی قم شدم، پس از رسیدن به قم وضو گرفتم و وارد حرم شدم؛ از دو نفر تقاضا کردم زیر بغل‌های مرا گرفته و کنار ضریح ببرند؛ مرا کنار ضریح بردند (خسته بودم و ناتوان) بعد از زیارت و التجاء بسیار همان کنار ضریح پتوی خود را به سر کشیده، خوابم برد.
    در عالم خواب خانمی را دیدم با چادر مشکی و روبندی سبز رنگ به من فرمود: پسرم خوش آمدی، اکنون شفا یافتی برخیز، تو هیچ بیماری نداری.
    عرض کردم: من بیمار و زمین گیرم. ایشان پیاله گلی پر از چای را به دست من داد و فرمود: بخور.
    من چای را خوردم؛ ناگهان از خواب بیدار شدم دیدم می‌توانم روی پا بایستم،
    از جا برخاستم و خود را به ضریح مقدس رساندم و بالاخره در این روز، عیدی خود را از بی بی گرفتم.
    (این کرامت ضبط صوتی و تصویری شده و در سمعی، بصری آستانه موجود است.)

    کرامات حضرت معصومه(سلام الله علیها)


  7. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    859
    مورد تشکر
    5,988 پست
    حضور
    171 روز 3 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    34



    شفاعت همه ی شیعیان


    آیت اللّه حاج سید محمد وحیدی(ره) از یکی از سادات برقعی نقل فرمودند که گفته بود: شبی در عالم رؤیا محضر مقدس حضرت معصومه (سلام الله علیها) رسیدم. مانع و حجابی در بین نبود. احساس کردم که من محرم ایشان هستم و ایشان عمه ی سادات برقعی می باشند. از محضر مقدسشان سؤال کردم:«آیا شما به اهل قم، شفاعت خواهید فرمود؟» حضرت در پاسخ فرمودند: «میرزای قمی(ره) برای شفاعت اهل قم کافی است. من برای همه ی شیعه شفاعت می کنم.

    این رؤیای صادقه، یادآور حدیثی از امام صادق (علیه السلام) است که می فرماید: «تدخَل بشفاعَتِها شیعَتی الجنّة بأجمعهم؛ به شفاعت او - حضرت فاطمه ی معصومه (سلام الله علیها) - همه ی شیعیانم وارد بهشت خواهند شد.»

    حضرت زهرا سلام الله عليها :«مَنْ اَصْعَدَ اِلیَ اللّه ِ خالِصَ عبادتِهِ اَهْبَطَ اللّه ُ الیهِ اَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ؛ هر کس عبادت خالصانه خود را نزد خدا بالا بفرستد، خداوند هم برترین مصلحت خود را برای او فرو می فرستد».

    حضرت آیت الله بهجت(ره): ما آمده ایم زندگي كنيم تا قیمت پیدا کنیم، نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم.


صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود