صفحه 8 از 8 نخست ... 678
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: به سؤال نفر قبل جواب بده؛ و یک سؤال بپرس...

  1. #71

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۷
    نوشته
    71
    مورد تشکر
    164 پست
    حضور
    4 روز 1 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    براستی که زندگی همه اش خاطره است؛ اما همه زندگی در خاطر نمی ماند.
    شاید نیاز به قدری تأمل داشته باشید. می دانم با کمی حوصله و ذوق می توانید یکی از به یادماندنی ترین خاطرات خود را در میان حجم عظیم سرگذشت زندگیتان و لحظات آن جدا کنید و بازگو نمایید.


    و می دانم که کاربران گرامی نیز از خواندن خوش ترین خاطرات شما، خاطری خوش خواهند یافت.
    ما نیز به رسم یادبود برای بهترین خاطره ها جوایزی تقدیم نخواهیم کرد و بقیه را نیز بی نصیب خواهیم گذاشت.

    خاطرات شما می تواند از گذشته های دور باشد. راستی که کودکی هم عالمی دارد. شاید دوست داشته باشید از دوران تحصیل خودتان بنویسید.

    شاید هم بهترین خاطرات شما در خانه و در کنار فامیل اتفاق افتاده باشد. شاید شما از آنهایی هستید که بهترین یادبودهای زندگی شان را از روزهای تنهایی دارند. شاید وقتی نوشته شما را بخوانیم تازه متوجه شویم که شادترین فراز زندگی شما از یک مسافرت برجای مانده باشد.

  2. تشکر


  3. #72

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۸
    نوشته
    180
    مورد تشکر
    344 پست
    حضور
    25 روز 7 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    32



    سلام.

    در حال حاضر تلخترین خاطره برایم، از رونق افتادن همین کانون است. شیرین خاطره، مربوط به زمانی است که به دینم یقین پیدا کردم.

    از چه حیواناتی می ترسید؟
    با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم/////////که شهیدان که‌اند این همه خونین کفنان


    گفت حافظ من و تو محرم این راز نه‌ایم/////از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان

  4. تشکر


  5. #73

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۸
    نوشته
    180
    مورد تشکر
    344 پست
    حضور
    25 روز 7 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    32



    شیر و خرس

    اولین و قدیمیترین خاطره ای که از کودکی خود به یاد می آورید، چیست؟
    با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم/////////که شهیدان که‌اند این همه خونین کفنان


    گفت حافظ من و تو محرم این راز نه‌ایم/////از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان

  6. تشکر


  7. #74

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۷
    نوشته
    71
    مورد تشکر
    164 پست
    حضور
    4 روز 1 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شعله هایی که با آب روشن شدند:

    عاشورا برای من ، روز عزاداری است زیرا بیانگر شهید شدن اعضای خانواده پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در صحرای کربلا در عراق است؛ به ویژه حضرت امام حسین (علیه السلام)، نوه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) .

    حضرت زینب(سلام الله علیها) ، نوه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) ، به عنوان اسیر گرفته شدند، اما با وجود تلاش های بسیار برای تحقیر ایشان،این بانوی بزرگوار همچنان قوی بودند و در ملاقات با مسئول مستبد شهید کردن خانواده اش، با قدرت صحبت کرد.


    هر ساله در ایام محرم ، هنگام تلاش برای فهم کلمات عربی که شیخ در مسجد ما می خواند ، به تار و پود الیاف فرش خیره می شوم. من اغلب به اطرافیانم تکیه می کنم تا ترجمه ای را به فارسی نجوا کنند. اما گاهی ، بدون نیاز به ترجمه ، در اعماق قلبم احساس درک می کنم.

    من از کودکی در مراسم عاشورا شرکت کرده ام. این مراسم در سراسر جهان در اجتماعات بزرگ و کوچک در جوامع مختلف برگزار می شود. وقتی که بزرگ شدم ، نفهمیدم که چرا هر سال برای عزاداری دور هم جمع می شویم.

    با این وجود هر سال محرم را ، مانند بسیاری از دوستانم ، که یا نمازخوان بودن یا نه ،یا حجاب داشتند،و یا علاقه زیادی به اسلام داشتند ، پیش بینی می کردیم و منتظر انرژی ای بودیم که از بازگو کردن داستان های امام حسین( علیه السلام) و حضرت زینب(سلام الله علیها) ،دو تا نوه ی پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، حاصل می شد.

    "عطش" كلمه ای است كه در طی سال ها و سال ها که شنیدم به مفهومش پی بردم و در هنگام کشمکش های شخصی به آن می اندیشیدم. در روزهای گرم و مرطوب تابستان ... یا در ماه رمضان ، به خودم یادآوری می کنم که چگونه فرزندان امام حسین (علیه السلام) از آب محروم شدند و چطور کودکان تا به امروز در فلسطین،سوریه، یمن هنوز هم گرسنه و تشنه مانده اند.

    وقتی شیخ به آتش زدن چادرهای خاندان امام حسین (علیه السلام) اشاره می کند ، من به هزاران چادر پناهندگان اطراف مدیترانه فکر می کنم.

    وقتی سخنران از زینب (سلام الله علیها) یاد می کند ، من به زن ها و مردانی فکر می کنم که در برابر بی عدالتی سخن می گویند ، و نسل روشنگری را پرورش می دهند. من به قدرت زنی فکر می کنم که توسط مردان و زنان به طور یکسان جشن گرفته می شود.

    یادآوری می کنم که همیشه در اسلام برای زنان الگوهای مهمی وجود داشته است. یادآوری می کنم که مبارزه برای عدالت به پایان نرسیده است و من زیبایی را در فعالیت و ترویج آموزش ، صلح و انسانیت بیش از هر چیز دیگری دیده ام.

    طرفداران محرم در قلب من مانند شعله هستند . من برای دوباره شنیدن داستانی که بارها و بارها شنیده ام ، به مسجد جذب می شوم،با این حال پیام های آن بی پایان است. این با درک عمیق فداکاری، فصاحت سخنان امام حسین(علیه السلام) در مواجهه با خطرجدی ، و وقار و قدرت خواهرش ، حضرت زینب(سلام الله علیها) با وجود آن فاجعه ،آغاز می شود.

    حضرت زینب(سلام الله علیها) ، باعث فروپاشی حکومت ستمگر اموی شد ، که با کلمات و سخنان پر قدرتش از اسپانیا به چین رسید.

  8. تشکر


  9. #75

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۷
    نوشته
    71
    مورد تشکر
    164 پست
    حضور
    4 روز 1 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    او کسی ست که نامش در اعمال ، سخنان و حجابی از زنانگی ، عظمت ، شعف و کرامت تجلی می یابد. اگر یک موقع در مورد توانایی زنی که حجاب دارد شک کردم،فقط به زینب نگاه می کنم.

    وقتی داستان حضرت زینب(سلام الله علیها) را در پی درگذشت برادرش و بسیاری از نزدیکانش می شنویم ،انرژی و احساسی که درفضای اتاق به وجود می آید ، یکی از مواردی است که فقط وقتی تجربه کرده باشید، می توانید درک کنید.

    می بینم مادرم هرسال عینک خود را بر
    می دارد تا اشک هایش را پاک کند. من درحالی که از دیدن ناراحتی او غمگیم می شوم ، می پرسم” ( مادر ، حال شما خوب است؟) .

    وقتی که بزرگ تر شدم و اشک های او و همینطور اشک های خودم را دیدم ،فهمیدم که این اشک ها از تحسین و عشق مطلق است.

    همانطور که حضرت زینب( سلام الله علیها) با چنان فصاحتی بیان کرد ، "من چیزی جز زیبایی ندیده ام."

    به مدت 13 شب می نشینم و آنچه را که می توانم از شیخ به زبان عربی درک کنم ،گوش می دهم. بعضی اوقات فقط ترجمه های زمزمه شده را می فهمم. من کلمات "شمشیر" ، "عطش" ، "عشق" و "شجاعت" را درک می کنم.

    عاشورا داستان خونریزی قبیله نیست. بلکه داستانی است درباره عشق و ایثار ، حفظ شجاعت و عزت در مواجهه با کسانی که معنای آن کلمات را نمی دانند.

    پس از شنیدن مداحی های عاشورا ،وقتی در راه خانه در ماشین هستیم، در قلبم احساس قدرت می کنم. ما زیاد صحبت نمی کنیم ، اما قلب هایمان به معنای جدیدی از عشق و همدلی پی می برند.

    امیدواریم که عشق ما به چنین افراد خالصی،مانند خانواده پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) ،دل های ما را روشن و درک ما را بیشتر کند. این چشم های مارا باز می کند به طوری که مشکلات و مسائلمان که مانند کوه بودند تبدیل می شوند به گرد و خاک و در مقابلمان کوچک می شوند.

    امید این است که با هر محرم ، فرصت تأمل در مورد خدا را پیدا می کنیم و به عنوان بندگانش سعی می کنیم بهتر شویم تا روزی بتوانیم بخشی از حقیقت ، عزت و زیبایی را که توسط خانواده پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تجسم یافت را به تصویر بکشیم.


    من این را می دانم که سخنانم، بدون توجه به اینکه با چه زبانی ست ، نمی توانند فضیلت های بیان شده در صحرای کربلا و پس از آن را بیان کند. من فقط می توانم آنچه را که می دانم و تجربه کرده ام را بیان کنم اما این از قدرت و عمق تجربه من کم نمی کند.

    من همیشه یک دانش آموز می مانم ، همیشه یاد می گیرم ، و همیشه در حال رشد هستم. و در سفر من ، تنها چیزی که می دانم این است که من باید اطلاعات بیشتری درمورد واقعه کربلا داشته باشم و هرگز از انجام این کار خسته نمی شوم.

  10. تشکر


  11. #76

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۸
    نوشته
    180
    مورد تشکر
    344 پست
    حضور
    25 روز 7 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    32



    نقل قول نوشته اصلی توسط Twilight1398 نمایش پست
    شیر و خرس

    اولین و قدیمیترین خاطره ای که از کودکی خود به یاد می آورید، چیست؟
    سلام. لطفاً نفر بعد به این سؤال جواب بدهد.
    با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم/////////که شهیدان که‌اند این همه خونین کفنان


    گفت حافظ من و تو محرم این راز نه‌ایم/////از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان

صفحه 8 از 8 نخست ... 678

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود