جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اثبات حقانیت امیرالمؤمنین (ع) با استناد به ایمان حضرت زهرا (س)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۸
    نوشته
    179
    مورد تشکر
    342 پست
    حضور
    25 روز 1 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    32

    اثبات حقانیت امیرالمؤمنین (ع) با استناد به ایمان حضرت زهرا (س)




    سلام

    استدلال موجود در این تاپیک:

    دینداری حضرت زهرا هنگام شهادت؛ برهان قاطع امامت امیرالمؤمنین (استدلال علامه امینی را به یاد بسپارید)

    مناقشه پذیر است و به نظر منطقی نمی آید.
    از کارشناس محترم خواهشمندم توضیحات لازم را بفرمایند.
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۸/۰۵/۲۷ در ساعت ۱۴:۵۲ دلیل: درج لینک تاپیک
    با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم/////////که شهیدان که‌اند این همه خونین کفنان


    گفت حافظ من و تو محرم این راز نه‌ایم/////از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان

  2. تشکرها 2


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    991
    مورد تشکر
    1,774 پست
    حضور
    21 روز 10 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4



    با نام و یاد دوست



    اثبات حقانیت امیرالمؤمنین (ع) با استناد به ایمان حضرت زهرا (س)


    کارشناس بحث: استاد صدرا



  4. تشکر


  5. #3
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    247
    مورد تشکر
    597 پست
    حضور
    10 روز 2 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Twilight1398 نمایش پست
    سلام

    استدلال موجود در این تاپیک:

    دینداری حضرت زهرا هنگام شهادت؛ برهان قاطع امامت امیرالمؤمنین (استدلال علامه امینی را به یاد بسپارید)

    مناقشه پذیر است و به نظر منطقی نمی آید.
    از کارشناس محترم خواهشمندم توضیحات لازم را بفرمایند.
    با سلام و عرض ادب

    هر چند مطالب این داستان حکایت از عدم صحت آن داشته؛ اما صرف نظر از صحت و عدم صحت آن، استدلال به این حدیث بر اساس همه ی نقلهای آن بیانگر حقانیّت مذهب اهل بیت (علیهم السلام) است.

    توضیح:

    روایت «مرگ جاهلی» در متون روایی اهل سنت به دو صورت نقل شده است:
    الف) کسی که از طاعت امام خارج شده و از جماعت فاصله بگیرد به مرگ جاهلی مرده است:

    · «مَنْ خَرَجَ مِنَ الطَّاعَةِ، وَفَارَقَ الْجَمَاعَةَ فَمَاتَ، مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»؛(1) «هر کس که از اطاعت حاکم خارج شود و جماعت را ترک نماید و در این حال بمیرد، مرگ او همچون مرگ جاهلیت است».

    ب) کسی که بیعت با امام نداشته و یا کسی که امامی ندارد به مرگ جاهلی مرده است:
    · «مَنْ خَلَعَ يَدًا مِنْ طَاعَةٍ، لَقِيَ اللهَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا حُجَّةَ لَهُ، وَمَنْ مَاتَ وَلَيْسَ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ، مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»؛(2) «کسی که از اطاعت حاکم دست بردارد، خداوند را ملاقات می کند در حالی که برای کار خویش حجت و دلیلی ندارد و هر کس بمیرد و بیعتی بر گردن نداشته باشد با مرگ جاهلیت مرده است».

    ·
    «من مات وليس له إمام مات ميتة جاهلية»؛(3) کسی که بمیرد و برای او امامی نباشد به مرگ جاهلی مرده است».

    بر اساس اعتقاد اهل سنت خلافت و امامت ابوبکر خلافت و امامتی مشروع بوده است؛ خلافتی که با بیعت جمهور اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله) شکل گرفت؛ لذا خارج شدن از مسیر آنان و نپذیرفتن خلافت مورد نظر آنان؛ زندگی جاهلانه بوده که در صورت استمرار آن به مرگ جاهلی نیز ختم می گردد.

    «ابن تیمیه» در تبیین مشروعیت امامت «ابوبکر» به سخنی از «احمد بن حنبل» اشاره نموده که وی در پاسخ «اسحاق بن ابراهيم بن هانی» در مورد معنای امامت در این روایت،‌بیان داشته:‌ «تدري ما الإمام؟ الذي يجتمع المسلمون عليه كلهم. يقول: هذا إمام، فهذا معناه»؛ (4) «مي دانی امام كيست؟ امام كسی است كه مسلمانان همگی بر امامتش اجتماع نمايند، اين امام است و معنايش همين است».

    بر اساس چنین اعتقادی (5) کسانی که با ابوبکر بیعت نکردند، قهرا از مصادیق این روایت خواهند بود؛ و از آنجا که حضرت زهرا (سلام الله علیها) خلافت «ابوبکر» را نپذیرفته و با حالت قهر و خشم نسبت به وی و عمل اصحاب از دنیا رفته می بایست از مصادیق این روایت باشد.
    شاهد بر این مدعا نکته ای از روایت «صحیح مسلم» است.

    در این روایت آمده است:
    «فاطمه (علیها السلام) پس از آنکه ابوبکر به خواسته وی عمل نکرد از وی غضبناک شد و دیگر تا زمان وفاتش با وی سخن نگفت. فاطمه (علیها السلام) پس از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شش ماه زنده بود پس از وفاتش علی (علیه السلام) او را شبانه دفن نمود و ابوبکر را بر این امر آگاه نساخت و خود بر او نماز خواند.

    علی (علیه السلام) در زمان حیات فاطمه (علیها السلام) مورد اقبال و توجه مردم بود؛‌ امّا زمانی که فاطمه (علیها السلام) وفات نمود علی از چشم مردم افتاد و مردم به وی توجهی نمی کردند؛ پس علی (علیه السلام) (پس از این رفتار مردم)‌ خواهان بیعت با ابوبکر شد (وسرانجام با وی بعت نمود)... پس از بیعت علی (علیه السلام) ‌با ابوبکر مردم به علی (علیه السلام) روی آوردند و گفتند: به حق رسیدی! و مسلمانان با این عمل علی (علیه السلام)‌ که به امر معروف روی نمود به وی نزدیک شدند».(6)


    بر اساس این روایت عدم بیعت با ابوبکر، امری منکر بوده که علی (علیه السلام) در نهایت متوجه آن شد؛لذا از عمل گذشته ی خویش اعراض نمود و به معروف بازگشت و در نتیجه اقبال و توجه مردم به خود را بدست آورد.

    به عبارت دیگر زندگی علی (علیه السلام)‌ تا قبل از بیعت بر خلاف معروف بوده و پس از بیعت او به معروف و حق رجوع نموده که نتیجه ی همه ی این مطالب آن خواهد بود که «فاطمه» با عدم پذیرش خلافت «ابوبکر» در زندگی جاهلانه ای بوده است؛‌ امری که نتیجه آنرا کسی از اهل سنت پذیرا نیست، در نتیجه می بایست خلافت ابوبکر خلافتی غاصبانه و بدون ملاک شرعی باشد واین اصحاب بودند که از مسیر حق منحرف شده چنانکه در احادیث ارتداد صحابه آمده است.

    پی نوشت:

    1. مسلم بن حجاج، صحيح مسلم، 5جلد، دار الحديث - مصر - قاهره، چاپ: 1، 1412 ه.ق، ج3، ص1477، ح1848.

    2. مسلم بن حجاج، صحيح مسلم، 5جلد، دار الحديث - مصر - قاهره، چاپ: 1، 1412 ه.ق، ج3، ص1437، ح1851.

    3. صحیح ابن حبان، باب طاعة الأئمة، مؤسسة الرسالة – بيروت، ج10، ص434، ح4573.

    4. ابن تيمية، منهاج السنة النبوية،‌ مؤسسة قرطبة ، الطبعة لأولى، ج1، ص365.

    5. چنین اعتقادی باطل است؛ زیرا امام علی (علیه السلام) و جماعت پیرو خود از بیعت ابتدایی با خلیفه سرباز زده و آنگاه که مصلحت اسلام را در بیعت ظاهری دانسته با «ابوبکر» بیعت نموده که این بیعت به معنای مشروعیت بخشی به خلیفه نخواهد بود.

    6. مسلم بن حجاج، صحيح مسلم، 5جلد، دار الحديث - مصر - قاهره، چاپ: 1، 1412 ه.ق، ج3، ص1380،‌ح1758.: «فَأَبَى أَبُو بَكْرٍ أَنْ يَدْفَعَ إِلَى فَاطِمَةَ شَيْئًا. فَوَجَدَتْ‏ فَاطِمَةُ عَلَى أَبِي بَكْرٍ فِي ذَلِكَ. قَالَ: فَهَجَرَتْهُ. فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّيَتْ. وَ عَاشَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ سِتَّةَ أَشْهُرٍ. فَلَمَّا تُوُفِّيَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ لَيْلًا. وَ لَمْ يُؤْذِنْ بِهَا أَبَا بَكْرٍ. وَ صَلَّى عَلَيْهَا عَلِيٌّ. وَ كَانَ لِعَلِيٍّ مِنْ النَّاسِ وِجْهَةٌ، حَيَاةَ فَاطِمَةَ. فَلَمَّا تُوُفِّيَتْ اسْتَنْكَرَ عَلِيٌّ وُجُوهَ النَّاسِ. فَالْتَمَسَ مُصَالَحَةَ أَبِي بَكْرٍ وَ مُبَايَعَتَهُ. وَ لَمْ يَكُنْ بَايَعَ تِلْكَ الْأَشْهُرَ. فَأَرْسَلَ إِلَى أَبِي بَكْرٍ؛ أَنْ ائْتِنَا. وَ لَا يَأْتِنَا مَعَكَ أَحَدٌ (كَرَاهِيَةَ مَحْضَرِ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ) ... فَسُرَّ بِذَلِكَ الْمُسْلِمُونَ. وَ قَالُوا: أَصَبْتَ. فَكَانَ الْمُسْلِمُونَ إِلَى عَلِيٍّ قَرِيبًا، حِينَ رَاجَعَ الْأَمْرَ الْمَعْرُوفَ».

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۸/۰۵/۳۱ در ساعت ۰۹:۰۶
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

  6. تشکرها 2


  7. #4
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    247
    مورد تشکر
    597 پست
    حضور
    10 روز 2 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در حدیث مشهور حوض که در صحیحین آمده است می خوانیم:
    «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ عَنْ النَّبِيِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وآله وَسَلَّمَ) قَالَ بَيْنَا أَنَا قَائِمٌ إِذَا زُمْرَةٌ حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَيْنِي وَبَيْنِهِمْ فَقَالَ هَلُمَّ فَقُلْتُ أَيْنَ قَالَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ قُلْتُ وَمَا شَأْنُهُمْ قَالَ إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ عَلَى أَدْبَارِهِمْ الْقَهْقَرَى ثُمَّ إِذَا زُمْرَةٌ حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَيْنِي وَبَيْنِهِمْ فَقَالَ هَلُمَّ قُلْتُ أَيْنَ قَالَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ قُلْتُ مَا شَأْنُهُمْ قَالَ إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ عَلَى أَدْبَارِهِمْ الْقَهْقَرَى فَلَا أُرَاهُ يَخْلُصُ مِنْهُمْ إِلَّا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ»؛[1] «از رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) (در مورد قيامت ) نقل شده است که فرمودند : در اين هنگام که من ايستاده ام عده اي ( را مي آورند) وقتي ايشان را مي شناسم شخصي بين من و ايشان آمده پس مي گويد بياييد . پس مي گويم به کجا؟ پس مي گويد: قسم به خداوند به سوي آتش. مي گويم ايشان را چه شده است؟ مي گويد ايشان بعد از تو به سوي گذشتگانشان به عقب بازگشتند. سپس گروه دیگری را می آورند... (به همین شکل)، پس نمي بينم از ايشان کسي نجات يابد مگر مانند شتراني که رها شده اند ( بسيار کم).

    در روایت دیگری «سهل بن سعد» مي گويد، پيامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند:
    «إنّى أفرطُكم عَلى الحَوضِ مَنْ وَرَدَ، شَرِبَ وَمَنْ لَمْ يَظْمأ أبداً،ولْيَردنّ علىّ أقوامُ أعرفُهُم ويَعرفوننى ثمّ يُحالُ بينى وبينَهُم فأقول إِنّهُم مِنّى فَيُقال لا تَدرى ما أحدَثُوا بَعدكَ فأقُول سُحقاً لمن بدّل بعدى»؛[2] «من پيشتاز شما به سوى حوض هستم، هر كس بر آن وارد شد، از آن مي نوشد، و آن كس كه نوشيد هرگز تشنه نمي شود. در آنجا، گروهى بر من وارد مي شوند كه من آنان را مي شناسم و آنان نيز مرا مي شناسند، ولى آنان را از من دور مي كنند...، من مي گويم: آنان از من هستند. گفته مي شود: نمى دانى بعد از تو چه بدعت هايى را به وجود آوردند. در اين موقع مى گويم، نابودى بر آنان كه پس از من، آيين مرا دگرگون كردند».

    که صریح این روایات بیانگر انحراف بیشتر اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) است و این انحراف گسترده جز با انحراف از امام حق سازگاری ندارد؛ چنانکه برزخی از عالمان بزرگ اهل سنت بدان اعتراف نموده اند.[3]

    جهت اطلاع بیشتر. ر.ک: (http://askdin.com/thread/%D9%85%D8%B...84%DB%8C%D8%AA)

    موفق باشید.


    [1] .صحیح البخاری، کتاب الرقاق، باب53، حدیث الحوض، ح6458.

    [2] .همان، ح6454.

    [3] . الذهبی، سير أعلام النبلاء، دار الحديث- القاهرة، ج14، ص269.: «وَلأَبِي المُظَفَّر يُوْسُف سِبْطِ ابْنِ الجَوْزِيّ فِي كِتَاب "رِيَاض الأَفهَام" فِي مَنَاقِب أَهْلِ البَيْت قَالَ: ذَكَرَ أَبُو حَامِدٍ فِي كِتَابِهِ "سِرّ العَالمين وَكشف مَا فِي الدَّارين" فَقَالَ فِي حَدِيْث: "مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ، فعليٌّ مَوْلاَهُ" أَنَّ عُمَر قَالَ لعلِي: بخٍ بخٍ، أَصْبَحتَ مَوْلَى كل مؤمنٍ ومؤمنة. قال أبو حامد: وهذا تسليم ورضا، ثُمَّ بَعْد هَذَا غَلَبَ عَلَيْهِ الهَوَى حُباً لِلرِّيَاسَة، وَعَقْدِ البُنُوْد، وَأَمرِ الخِلاَفَة وَنَهيهَا، فَحملهُم عَلَى الخلاَف، فَنبذُوهُ وَرَاءَ ظُهُوْرهِم، وَاشتَرَوْا بِهِ ثَمناً قليلاً، فَبِئس مَا يَشترُوْنَ، وَسَرَدَ كَثِيْراً مِنْ هَذَا الكَلاَم الفَسْلِ الَّذِي تَزعمُهُ الإِمَامِيَّة، وَمَا أَدْرِي مَا عُذْرُهُ فِي هَذَا؟ وَالظَّاهِر أَنَّهُ رَجَعَ عَنْهُ، وَتبع الحَقَّ، فَإِنَّ الرَّجُل مِنْ بُحُوْرِ العِلْمِ، وَاللهُ أَعْلَمُ».
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

  8. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود