صفحه 1 از 13 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علت نابرابری خون مسلمان و غیر مسلمان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۸
    نوشته
    283
    مورد تشکر
    302 پست
    حضور
    7 روز 6 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    علت نابرابری خون مسلمان و غیر مسلمان




    سلام خسته نباشین
    همونطور که مستحضر هستین در دین اسلام
    اگر که یه مسلمان به هردلیل یا حتی بی دلیل
    یه غیر مسلمان رو عمدا به قتل برسونه ،قاتل
    قصاص نمیشه و حتی اگه محکوم به پرداخت
    دیه هم بشه رقم قابل توجهی نیاز نیست که
    بپردازه(یک رقم بسیار ناچیز در مقایسه با
    دیه کامل مسلمان و اونم در صورتی که مقتول اهل کتاب باشه)

    ایا علت این نابرابری چیه؟

    ضمنا توجه کنین مقصود سوال درمورد
    یه مسلمان عادی و معمولیه
    یعنی شهروند عادی جامعه و نه حاکم شرع یا قاضی!
    یعنی قتل عمدی که به دست یک شهروند
    عادی مسلمان بر یک غیر مسلمان صورت بگیره


  2. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    1,104
    مورد تشکر
    1,863 پست
    حضور
    23 روز 7 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4



    با نام و یاد دوست

    علت نابرابری خون مسلمان و غیر مسلمان

    کارشناس بحث: استاد مسلم




  3. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    712
    مورد تشکر
    1,883 پست
    حضور
    30 روز 21 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و احترام


    نقل قول نوشته اصلی توسط Shiny Star نمایش پست
    همونطور که مستحضر هستین در دین اسلام
    اگر که یه مسلمان به هردلیل یا حتی بی دلیل
    یه غیر مسلمان رو عمدا به قتل برسونه ،قاتل
    قصاص نمیشه و حتی اگه محکوم به پرداخت
    دیه هم بشه رقم قابل توجهی نیاز نیست که
    بپردازه(یک رقم بسیار ناچیز در مقایسه با
    دیه کامل مسلمان و اونم در صورتی که مقتول اهل کتاب باشه)

    ایا علت این نابرابری چیه؟

    ضمنا توجه کنین مقصود سوال درمورد
    یه مسلمان عادی و معمولیه
    یعنی شهروند عادی جامعه و نه حاکم شرع یا قاضی!
    یعنی قتل عمدی که به دست یک شهروند
    عادی مسلمان بر یک غیر مسلمان صورت بگیره
    اعدام در برابر قتل دو صورت دارد یا به خاطر افساد فی الارض است، یعنی یک حق عمومی جامعه است که کسی که دارد با قتل در زمین فساد می کند باید کشته شود، در این نوع اعدام تفاوتی میان مسلمان و غیر مسلمان نیست، کسی که مسلمان باشد ولو با کشتن غیر مسلمان اگر مصداق فساد در زمین تشخیص داده شود اعدام میشود.
    و یک وقت قصاص است که جرم جنبه عمومی و اجتماعی ندارد، بلکه جنبه خصوصی داشته و خداوند این حق را به اولیای دم داده است. این حکم قصاص از باب برتری یک انسان بر دیگری نیست تا گمان کنید که اسلام مسلمانان را برتر از غیر ایشان دانسته، چرا که حتی اگر یک انسان مومن و ارزشمند و دانشمندی که هزاران نفر به او نیاز دارند یک انسان بیکار و بی عار را کشته باشد باز هم اولیای دم حق دارند او را قصاص کنند، حکم در اینجا ناظر به ارزش گذاری انسان ها نیست، بلکه جنبه بازدارندگی آن موضوعیت دارد، همانطور که می فرماید: «وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْباب‏»؛ و براى شما در قصاص، حيات و زندگى است، اى صاحبان خِرد(بقره:179)

    اسلام دنبال کشتن قاتل نیست، و به همین خاطر اعدام قاتل هم در گرو فلسفه و مصلحت اندیشی های پسینی اسلام است، همانطور که می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى‏ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى‏ بِالْأُنْثى‏ فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخيهِ شَيْ‏ءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسانٍ ذلِكَ تَخْفيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ رَحْمَة»؛ (بقره:178)
    اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! حكم قصاص در مورد كشتگان، بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن، پس اگر كسى از سوى برادر (دينى) خود، چيزى به او بخشيده شود، (و حكم قصاص او، تبديل به خونبها گردد،) بايد از راه پسنديده پيروى كند. (و صاحب خون، حال پرداخت كننده ديه را در نظر بگيرد.) و او [قاتل‏] نيز، به نيكى ديه را (به ولى مقتول) بپردازد (و در آن، مسامحه نكند.) اين، تخفيف و رحمتى است از ناحيه پروردگار شما.

    در این آیه می بینید که اسلام کشتن آزاد در برابر آزاد، عبد در برابر عبد، و زن را در برابر زن قرار داده است، چرا که به دنبال حفظ مردان آزاد در جامعه است که نیروی پیشرفت یک جامعه و سرپرستان تک تک خانواده ها محسوب میشوند. این تفاوت ها از باب برتری نیست، بلکه از بابت توجه به نقش اجتماعی انسان هاست. یکی دیگر از این قواعد دین در برابر دین است، یعنی در صورتی قاتل اعدام میشود که با مقتول به لحاظ دینی در یک مرتبه باشند.

    به نظر میرسد حکمت تفاوت قائل شدن اسلام در این خصوص تقویت جبهه اسلام و جلوگیری از ضعف آن در برابر غیر مسلمانان است، طبیعتا یکی از مهمترین فاکتورهای قدرت افراد و آحاد یک جامعه هستند، و اسلام به همین خاطر همواره بر افزایش جمعیت تاکید کرده است، و از آن طرف حتی در صورت وقوع قتل راه را برای گرفتن دیه و بخشودن باز گذاشته است تا افراد کمتری خصوصا مسلمانان کمتری اعدام شوند.

    البته نباید گمان کنید که اسلام به هر قیمتی خواهان حفظ هر مسلمانی است ولو آنکه جانی باشد، همانطور که عرض کردم حکم کسی که در زمین فساد کند اعدام است چه مسلمان باشد و چه نباشد، اما اگر کسی اهل قتل و جنایت نیست، اما یک مرتبه کار از دستش در رفته است اینجا اسلام خواهان حفظ اوست، تا خود را در برابر غیر مسلمانان تضعیف نکند.
    اسلام در برابر غیر مسلمانان همواره از موضع قوت وارد شده است: «لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرينَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ سَبيلاً»؛ خداوند هرگز كافران را بر مؤمنان تسلّطى نداده است‏­(نساء:141) به همین خاطر هر چه که موجب ضعف مسلمانان در برابر غیر ایشان میشود را نفی کرده و از همین جهت است که حاکمیت را مختص مسلمان می داند و به جزیه دادن اهل کتاب حکم کرده است.

    نکته دیگر اینکه امروزه جامعه غیر مسلمان غربی به بهانه حقوق بشر به حکم اعدام و قصاص از سوی اسلام بسیار خرده می گیرند، بنابراین از آنجا که این حکم حق اولیای دم است، و خود ایشان چنین حکمی را قبول ندارند طبیعتا نمیتوانند توقعی در این خصوص داشته باشند، چون این حکم را قبول ندارند، اما مسلمانان با توجه به تعالیم خود قصاص را حق خویش می دانند، و طبیعتا نسبت به آن می توانند توقع داشته باشند.
    اما با این حال اسلام نسبت به چنین جرمی بی توجه نیست، اما حکم عمومی برای آن صادر نکرده، بلکه مجازات آن را تعزیری قرار داده است، یعنی قاضی با توجه به روحیات و سابقه قاتل، علت و انگیزه قتل، و تاثیر آن حکم صادر خواهد کرد.

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89
    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))


  4. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۸
    نوشته
    283
    مورد تشکر
    302 پست
    حضور
    7 روز 6 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست
    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و احترام




    اعدام در برابر قتل دو صورت دارد یا به خاطر افساد فی الارض است، یعنی یک حق عمومی جامعه است که کسی که دارد با قتل در زمین فساد می کند باید کشته شود، در این نوع اعدام تفاوتی میان مسلمان و غیر مسلمان نیست، کسی که مسلمان باشد ولو با کشتن غیر مسلمان اگر مصداق فساد در زمین تشخیص داده شود اعدام میشود.
    و یک وقت قصاص است که جرم جنبه عمومی و اجتماعی ندارد، بلکه جنبه خصوصی داشته و خداوند این حق را به اولیای دم داده است. این حکم قصاص از باب برتری یک انسان بر دیگری نیست تا گمان کنید که اسلام مسلمانان را برتر از غیر ایشان دانسته، چرا که حتی اگر یک انسان مومن و ارزشمند و دانشمندی که هزاران نفر به او نیاز دارند یک انسان بیکار و بی عار را کشته باشد باز هم اولیای دم حق دارند او را قصاص کنند، حکم در اینجا ناظر به ارزش گذاری انسان ها نیست، بلکه جنبه بازدارندگی آن موضوعیت دارد، همانطور که می فرماید: «وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْباب‏»؛ و براى شما در قصاص، حيات و زندگى است، اى صاحبان خِرد(بقره:179)

    اسلام دنبال کشتن قاتل نیست، و به همین خاطر اعدام قاتل هم در گرو فلسفه و مصلحت اندیشی های پسینی اسلام است، همانطور که می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى‏ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى‏ بِالْأُنْثى‏ فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخيهِ شَيْ‏ءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسانٍ ذلِكَ تَخْفيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ رَحْمَة»؛ (بقره:178)
    اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! حكم قصاص در مورد كشتگان، بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن، پس اگر كسى از سوى برادر (دينى) خود، چيزى به او بخشيده شود، (و حكم قصاص او، تبديل به خونبها گردد،) بايد از راه پسنديده پيروى كند. (و صاحب خون، حال پرداخت كننده ديه را در نظر بگيرد.) و او [قاتل‏] نيز، به نيكى ديه را (به ولى مقتول) بپردازد (و در آن، مسامحه نكند.) اين، تخفيف و رحمتى است از ناحيه پروردگار شما.

    در این آیه می بینید که اسلام کشتن آزاد در برابر آزاد، عبد در برابر عبد، و زن را در برابر زن قرار داده است، چرا که به دنبال حفظ مردان آزاد در جامعه است که نیروی پیشرفت یک جامعه و سرپرستان تک تک خانواده ها محسوب میشوند. این تفاوت ها از باب برتری نیست، بلکه از بابت توجه به نقش اجتماعی انسان هاست. یکی دیگر از این قواعد دین در برابر دین است، یعنی در صورتی قاتل اعدام میشود که با مقتول به لحاظ دینی در یک مرتبه باشند.

    به نظر میرسد حکمت تفاوت قائل شدن اسلام در این خصوص تقویت جبهه اسلام و جلوگیری از ضعف آن در برابر غیر مسلمانان است، طبیعتا یکی از مهمترین فاکتورهای قدرت افراد و آحاد یک جامعه هستند، و اسلام به همین خاطر همواره بر افزایش جمعیت تاکید کرده است، و از آن طرف حتی در صورت وقوع قتل راه را برای گرفتن دیه و بخشودن باز گذاشته است تا افراد کمتری خصوصا مسلمانان کمتری اعدام شوند.

    البته نباید گمان کنید که اسلام به هر قیمتی خواهان حفظ هر مسلمانی است ولو آنکه جانی باشد، همانطور که عرض کردم حکم کسی که در زمین فساد کند اعدام است چه مسلمان باشد و چه نباشد، اما اگر کسی اهل قتل و جنایت نیست، اما یک مرتبه کار از دستش در رفته است اینجا اسلام خواهان حفظ اوست، تا خود را در برابر غیر مسلمانان تضعیف نکند.
    اسلام در برابر غیر مسلمانان همواره از موضع قوت وارد شده است: «لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرينَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ سَبيلاً»؛ خداوند هرگز كافران را بر مؤمنان تسلّطى نداده است‏­(نساء:141) به همین خاطر هر چه که موجب ضعف مسلمانان در برابر غیر ایشان میشود را نفی کرده و از همین جهت است که حاکمیت را مختص مسلمان می داند و به جزیه دادن اهل کتاب حکم کرده است.

    نکته دیگر اینکه امروزه جامعه غیر مسلمان غربی به بهانه حقوق بشر به حکم اعدام و قصاص از سوی اسلام بسیار خرده می گیرند، بنابراین از آنجا که این حکم حق اولیای دم است، و خود ایشان چنین حکمی را قبول ندارند طبیعتا نمیتوانند توقعی در این خصوص داشته باشند، چون این حکم را قبول ندارند، اما مسلمانان با توجه به تعالیم خود قصاص را حق خویش می دانند، و طبیعتا نسبت به آن می توانند توقع داشته باشند.
    اما با این حال اسلام نسبت به چنین جرمی بی توجه نیست، اما حکم عمومی برای آن صادر نکرده، بلکه مجازات آن را تعزیری قرار داده است، یعنی قاضی با توجه به روحیات و سابقه قاتل، علت و انگیزه قتل، و تاثیر آن حکم صادر خواهد کرد.

    مرسی جناب مسلم
    بایستی بگم تصورشو نداشتم در اولین پستتون به همون نقطه ای برسین که من قصد داشتم طی پستهای مکرر و بعد از بحثهای فراوان بهش برسم
    واقعا ازتون ممنونم که کار خودمو خودتونو راحت کردین

    من درین تاپیک به موضوع برده و ازاد و موضوع نابرابری دیه زن و مرد ورود نمیکنم اگرچه جای بحث فراوانه اما در حوصله این موضوع نمیگنجه

    به بحث افساد فی الارض هم ورود نمیکنم
    پوزیشن اجتماعی و بار معلوماتی قاتل و مقتول هم به هیچ عنوان مورد بحث ما نیست

    و مستقیم میرم سراغ بحث اصلی..
    اونطور که شما فرمودین زمانی قاتل اعدام میشه که با مقتول در یه مرتبه باشن اما قاتل مسلمان با مقتول غیرمسلمان در یه مرتبه نیستن این یعنی که طبق فرمایش شما و برطبق دین شما مرتبه و جایگاه فرد مسلمان ولو اینکه مرتکب قتل عمد شده باشه بالاتر از مرتبه و جایگاه فرد غیرمسلمانه
    به همین دلیل اعدام صورت نمیگیره!

    هدف ازین حکم تقویت جبهه مسلمان در مقابل جبهه غیرمسلمانه و اینکه تاجای ممکن باید بر حفظ جان مسلمان کوشش بشه و تاجایی که امکانش هست مسلمانان کمتری اعدام بشن
    چرا؟!

    دلیلش واضحه چون حفاظت از جان مسلمانان سبب میشه عدد اونا کاهش پیدا نکنه و کمیت عددی مساله مهمیه که همواره مدنظر رهبران و حاکمان اسلامی بوده و هست
    علاوه بر اینکه خود جنابعالی با فرمایشاتتون عینا برین واقع صحه گذاشتین(و شهامت شما در اعتراف به این واقعیت رو تحسین میکنم) شواهد فراوانی گواه برین مطلب هستن که دین اسلام محتاج کمیت عددی مسلمینه
    اگه بقول شما مسلمونای زیادی از دست برن چه اتفاقی میوفته؟
    بدنه اسلام دچار ریزش میشه و کاهش کمیت عددی مسلمین به نفع دینی که ذاتا استیلا طلب باشه نیست
    اسلام به ذاته خواهان حاکمیته و محمد بن عبدالله از ابتدای کارش اسلام رو اینگونه طراحی کرده بوده

    برخلاف نظریات بعضیا که اصرار دارن بگن‌ اسلام سیاسی رو قبول ندارن و اسلام یه دین شخصیه!
    اتفافا برعکس! اسلام کاملا تمامیت خواهانه و حاکمیت گرایانه ساخته شده و حاکمیت طلبی جزء لاینفک اسلامه که نمیشه ازش جدا کرد

    همچی دینی با همچی ساختاری یقینا نیاز به جمعیت کثیر داره
    مجبوره که عددگرا باشه وگرنه شانسی برا سلطه طلبی نخواهد داشت

    اما پیامبر شما و رهبران دینی شما دچار یه اشتباه محاسباتی بزرگ شدن
    حکومت(چه با حاکمان برحق و چه ناحق) نیاز به فضای ارام و رضایت عمومی و برقراری امنیت داره که بتونه پابرجا بمونه

    هر انسان از هردین و ایینی و یا حتی بی دین بهرحال خانواده و خویشانی داره که بهش عشق میورزن و دوستش دارن
    خانواده مقتول(غیرمسلمان) وقتی که شاهد ناعدالتی دادگاه اسلامی و تبعیض در مجازات قاتل باشن(به زبان ساده وقتی که ببینن قاتل فرزندشون صرفا به مجازات تعزیری محکوم شده و همون دادگاه در مواردی که مقتول مسلمان باشه حکم به قصاص میده) بدیهتا نمیتونن این ناعدالتی رو تحمل کنن پس خودشون دست به کار انتقام میشن
    بنابراین شخصا وارد عمل میشن که به هرطریق ممکن قاتل مسلمان(که شما دوست دارین جانش حفظ بشه) رو به سزای عملش برسونن

    و از اونجایی که مردم عادی معمولا در امر انتقام گیری سلیقه ای عمل میکنن ورود اونا به صحنه و اقداماتشون سبب بلبشو میشه
    خیلی وقتا ممکنه در جریان این انتقام جوییهای شخصی ،خشک و تر باهم بسوزن و بیگناهان قربانی بشن
    یا فرضا بمبی در جایی منفجر کنن که به جای یک مسلمان دهها مسلمان از دست برن و این نه تنها به ضرر حاکمیت اسلامیه که روی کمیت عددی مسلمین حساب باز کرده بوده بلکه دور از انصاف و انسانیت هم هست
    چون در جریان اینجور انتقام جوییها چه بسیار مسلمینی که تقصیری نداشتن قربانی میشن و این از نگاه ما هم جای تاسف و افسوس داره

    یه ضرب المثل ساده میگه جایی که سطل آشغال نباشه همه جا سطل آشغال میشه!

    یعنی شهرداری موظفه با قرار دادن سطل آشغال در نقاط مختلف شهر از الودگی شهر جلوگیری کنه وگرنه خب طبیعیه که مردم اگه ببینن سطل آشغال وجود نداره زباله هاشونو در سطح شهر پخش کنن و خیلی ببخشین همه جا رو کثافت بگیره

    جایی هم که مجری قانون درست و صحیح عمل نکنه هر ادمی شخصا میشه مجری قانون و نتیجش این میشه که خون و خونریزی همه جا رو فرا بگیره

    همونطور که در مثال قبلی شهرداری مقصر اصلی بود درین وضعیت هم قانون اسلام مقصر اصلیه و نتیجه نهایی هم به زیان حاکمان اسلامی و امت اسلامی و درحقیقت خود اسلام خواهد بود

    و اینکه اشاره کردین جامعه غیرمسلمان غرب به حکم‌ قصاص خرده میگیره
    یعنی اونو قبولش نداره
    بگذریم که جامعه غیرمسلمانان در غرب و در جهان معاصر خلاصه نمیشه
    اما با فرض پذیرش سخن شما خب پس اگه فرضا جامعه غیرمسلمان ذاتا قصاص رو قبول نداشته باشه و توقعی هم درین خصوص نداشته باشه پس اگه یه فرد غیرمسلمان ،یه فرد مسلمان رو به قتل برسونه هم باز با درنظر گرفتن اینکه غیرمسلمانان قصاص رو قبول ندارن پس مسلمانان حق ندارن قاتل غیرمسلمان رو قصاص کنن که اگه کردن پس متقابلا اگه جای قاتل و مقتول عوض بشه هم حکم مربوطه بایستی که قصاص باشه
    همه چیز رو نمیشه باهم داشت جناب مسلم!

    اینجا درواقع صحبت از عدالت و برابریه که اگه رعایت نشه سبب اعتراض و خشم خانواده مقتول و درنهایت سبب به راه افتادن موجی از انتقامها و تخریب امنیت و بالا رفتن تلفات در جامعه اسلامی و در کل باعث همون تبعاتی میشه که در سطرهای بالاتر توضیح دادم

  5. تشکر


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    712
    مورد تشکر
    1,883 پست
    حضور
    30 روز 21 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب

    نقل قول نوشته اصلی توسط Shiny Star نمایش پست
    مستقیم میرم سراغ بحث اصلی..
    اونطور که شما فرمودین زمانی قاتل اعدام میشه که با مقتول در یه مرتبه باشن اما قاتل مسلمان با مقتول غیرمسلمان در یه مرتبه نیستن این یعنی که طبق فرمایش شما و برطبق دین شما مرتبه و جایگاه فرد مسلمان ولو اینکه مرتکب قتل عمد شده باشه بالاتر از مرتبه و جایگاه فرد غیرمسلمانه
    به همین دلیل اعدام صورت نمیگیره!

    هدف ازین حکم تقویت جبهه مسلمان در مقابل جبهه غیرمسلمانه و اینکه تاجای ممکن باید بر حفظ جان مسلمان کوشش بشه و تاجایی که امکانش هست مسلمانان کمتری اعدام بشن
    چرا؟!

    دلیلش واضحه چون حفاظت از جان مسلمانان سبب میشه عدد اونا کاهش پیدا نکنه و کمیت عددی مساله مهمیه که همواره مدنظر رهبران و حاکمان اسلامی بوده و هست
    علاوه بر اینکه خود جنابعالی با فرمایشاتتون عینا برین واقع صحه گذاشتین(و شهامت شما در اعتراف به این واقعیت رو تحسین میکنم) شواهد فراوانی گواه برین مطلب هستن که دین اسلام محتاج کمیت عددی مسلمینه
    اگه بقول شما مسلمونای زیادی از دست برن چه اتفاقی میوفته؟
    اینها که فرمودید درسته اما نتیجه ای که در ادامه از آن گرفته اید توأم با بدبینی و نوعیحس منفی نسبت به اسلام هست، لحن سخنان شما در ادامه نشان می دهد که در قضاوت دچار پیش فرض های احساسی هستید؛ خواهش می کنم دلتان را از حب و بغض ها خالی کنید و به عنوان یک بحث علمی به مسئله نگاه کنید، این سخنان:

    نقل قول نوشته اصلی توسط Shiny Star نمایش پست
    دینی که ذاتا استیلا طلب باشه
    نقل قول نوشته اصلی توسط Shiny Star نمایش پست
    اسلام به ذاته خواهان حاکمیته
    نقل قول نوشته اصلی توسط Shiny Star نمایش پست
    محمد بن عبدالله از ابتدای کارش اسلام رو اینگونه طراحی کرده بوده
    نقل قول نوشته اصلی توسط Shiny Star نمایش پست
    اسلام کاملا تمامیت خواهانه و حاکمیت گرایانه ساخته شده و حاکمیت طلبی جزء لاینفک اسلامه
    این سخنان علی رغم اینکه اشکال محسوب نمیشوند، اما با این حال در لحن شما به گونه ای بیان شده اند که انگار نقطه ضعف و اشکالاتی علیه دین اسلام هستند.
    اصلا دین بدون حاکمیت دین جامعی نخواهد بود، طبیعتا هر دین جامعی خواهان حاکمیت خواهد بود تا بتواند ادیشه های خودش را پیش ببرد، این که آیا آن دین دین حق است یا باطل حرف دیگری است، اما حاکمیت طلبی برای پیش برد افکار و اندیشه ها برای هر دین و مکتب فکری یک امر لازم است.


    همچنین این که اسلام در نظام حقوقی که ترسیم کرده است، مسلمان را تا زمانی که مفسد فی الارض نباشد اعدام نمی کند و این را هم به جهت تقویت درونی خویش به لحاظ کمّی دنبال کرده باشد به خودی خود دچار اشکال نیست.
    هر نوع مکتب یا قانونی ممکن است برای تقویت خودش نسبت به معتقدین خودش نگاه حمایتی داشته باشد، این غیر منطقی نیست، شما ببینید مثلا حکومت ها هر نوع اجتماعی را برای حمایت از خویش می پذیرند، اما تجمعات علیه حکومت را کنترل می کنند. ان یک اصل بدیهی است که نوع نگرش مکتب های فکری متفاوت است و تقویت خویش ا دنبال می کنند، و هر کسی حرفی غیر از این بزند قطعا دروغ می گوید، اما ما شفاف بیان می کنیم اسلام به دنبال گسترش کمّی و البته کیفی خودش است.

    بنابراین اصل این حمایت کاملا منطقی است، فقط سخن در این است که آیا اصل آن دین و اصل آن اعتقاد و تفکر قابل دفاع است یا خیر؟ یعنی حمایت اسلام از مسلمانان منطقی است، فقط سخن در این است که آیا اسلام اعتقاد حق است یا خیر. اگر کسی حق بودن آن را پذیرفت طبیعتا حمایت های آن را هم منطقی خواهد یافت.

    قصاص و کشتن در برابر کشتن مسئله ای نیست که بگوییم مجازات عادلانه در هر صورتی فقط این است و جز این نیست، تا سپس بخواهیم به خاطر مقید بودن آن در اسلام بر این دین خرده بگیریم، امروزه می بینیم که بسیاری از غربی ها به این حکم اشکال می گیرند، چون ملاک قطعی عقلی در این خصوص وجود ندارد تا حکم اسلام با آن سنجیده شود و بگوییم اسلام مخالف عقل حکم کرده است،
    بنابراین اسلام به عنوان یک مکتب حقوقی مستقل می تواند نگاهی با قید و بند به این حکم داشته باشد بدون اینکه متهم به انحراف شود. برای کسی که اسلام را پذیرفته خود این اسلام هست که به عنوان مبنا می تواند معیار سنجش سایر رفتارها و احکام حقوقی قرار بگیرد.

    و باز نکته دیگر این که در اسلام ادعا این است که این قوانین از سوی خالق جهان هستی آمده که مالک هستی است، جان تمام انسان ها به دست اوست، بنابراین باید بر سر این بحث کرد که آیا اسلام از جانب خداوند آمده است یا خیر، وگرنه اگر فرض بر این باشد که اسلام از جانب خالق هستی و مالک انسان ها آمده است، دیگر نمیشود ایراد گرفت که چرا خداوند بین ارزش حیات انسان ها تفاوت قائل شده است، چون او مالک حقیقی است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط Shiny Star نمایش پست
    ما پیامبر شما و رهبران دینی شما دچار یه اشتباه محاسباتی بزرگ شدن
    حکومت(چه با حاکمان برحق و چه ناحق) نیاز به فضای ارام و رضایت عمومی و برقراری امنیت داره که بتونه پابرجا بمونه

    همانطور که در پست پیشین هم عرض کردم کشتن و قصاص برای اسلام موضوعیت ندارد، آنچه موضوعیت دارد جبه بازدارندگی آن است، ترس از مجازات آن است، به همین خاطر بعد از وقوع قتل تأکید شدید بر بخشش به جای اعدام به صورت کلی دارد، چه مسلمان و چه غیر مسلمان.
    بنابراین اینطور نیست که اسلام در جایی که مسلمانان قاتل باشند به دنبال تبرئه باشد و در جایی که غیر مسلمانان قاتل باشند به دنبال کشتن! این نوع احساس، احساس درستی نیست.

    اما تمامی احکام دائر مدار اهم و مهم است، یعنی همواره امر اهم بر امر مهم مقدم شده است، همانطور که برای زنده ماندن که اهمیت بیشتری دارد خوردن چیزهای حرام جایز و حتی واجب میشود، اینجا هم بحث بی ارزشی جان غیر مسلمانان نیست، بلکه حکم دائر مدار ضعف و اقتدار اسلام در برابر کشته شدن یک شخص است، اسلام با مجازات تعزیری به جای اعدام هم مانع ضعف اسلام شده است و هم قاتل را مجازات کرده است؛ و اگر قاتل یک انسان مفسد در زمین باشد حتی اگر مسلمن هم باشد اعدام میشود چرا که اسلام به دنبال کمّیت بی کیفیت نیست.

    از طرفی کشتن غیر مسلمان بدون مجازات نیست، بلکه قاضی با توجه به سابقه قاتل، انگیزه قتل، و سایر شرایط و نیز احساس این که عدم مجازات می تواند زمینه گستردگی این جرم را ایجاد کند می تواند مجازات های سنگینی را با توجه به تعزیری بودن آن تعیین کند. و از طرف دیگر از آنجا که خود این حکم قصاص بازدارنده است، لذا مانع از تحریک و فتنه انگیزی و دست به انتقام زدن غیر مسلمانان خواهد شد.



    نقل قول نوشته اصلی توسط Shiny Star نمایش پست
    اگه فرضا جامعه غیرمسلمان ذاتا قصاص رو قبول نداشته باشه و توقعی هم درین خصوص نداشته باشه پس اگه یه فرد غیرمسلمان ،یه فرد مسلمان رو به قتل برسونه هم باز با درنظر گرفتن اینکه غیرمسلمانان قصاص رو قبول ندارن پس مسلمانان حق ندارن قاتل غیرمسلمان رو قصاص کنن که اگه کردن پس متقابلا اگه جای قاتل و مقتول عوض بشه هم حکم مربوطه بایستی که قصاص باشه
    همه چیز رو نمیشه باهم داشت جناب مسلم!
    طبیعتا تفاوت های حقوقی بین ادیان و سایر مکاتب و قوانین حقوقی دنیا وجود دارد، اما فصل الخطاب آن قانونی است که حاکمیت را به دست گرفته است. به عنوان مثال کسانی که قوانین لیبرالیستی بر جامعه شان حکمفرماست می توانند بر فرض این بحث را مطح کنند که لیبرالیسم برتر است یا اسلام، اما اگر بر فرض قوانین اسلام حاکم شد نمیتوانند اشکال بگیرند چرا قوانین اسلامی را اجرا می کنید؟
    سخن ما هم در جایی است که اسلام حاکم جامعه باشد، اما در جایی که اسلام حاکم نباشد طبیعتا قتل مسلمان هم اعدام نمیشود.

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89
    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  7. تشکرها 2


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۸
    نوشته
    283
    مورد تشکر
    302 پست
    حضور
    7 روز 6 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست
    با سلام و عرض ادب



    اینها که فرمودید درسته اما نتیجه ای که در ادامه از آن گرفته اید توأم با بدبینی و نوعیحس منفی نسبت به اسلام هست، لحن سخنان شما در ادامه نشان می دهد که در قضاوت دچار پیش فرض های احساسی هستید؛ خواهش می کنم دلتان را از حب و بغض ها خالی کنید و به عنوان یک بحث علمی به مسئله نگاه کنید، این سخنان:






    این سخنان علی رغم اینکه اشکال محسوب نمیشوند، اما با این حال در لحن شما به گونه ای بیان شده اند که انگار نقطه ضعف و اشکالاتی علیه دین اسلام هستند.
    اصلا دین بدون حاکمیت دین جامعی نخواهد بود، طبیعتا هر دین جامعی خواهان حاکمیت خواهد بود تا بتواند ادیشه های خودش را پیش ببرد، این که آیا آن دین دین حق است یا باطل حرف دیگری است، اما حاکمیت طلبی برای پیش برد افکار و اندیشه ها برای هر دین و مکتب فکری یک امر لازم است.


    همچنین این که اسلام در نظام حقوقی که ترسیم کرده است، مسلمان را تا زمانی که مفسد فی الارض نباشد اعدام نمی کند و این را هم به جهت تقویت درونی خویش به لحاظ کمّی دنبال کرده باشد به خودی خود دچار اشکال نیست.
    هر نوع مکتب یا قانونی ممکن است برای تقویت خودش نسبت به معتقدین خودش نگاه حمایتی داشته باشد، این غیر منطقی نیست، شما ببینید مثلا حکومت ها هر نوع اجتماعی را برای حمایت از خویش می پذیرند، اما تجمعات علیه حکومت را کنترل می کنند. ان یک اصل بدیهی است که نوع نگرش مکتب های فکری متفاوت است و تقویت خویش ا دنبال می کنند، و هر کسی حرفی غیر از این بزند قطعا دروغ می گوید، اما ما شفاف بیان می کنیم اسلام به دنبال گسترش کمّی و البته کیفی خودش است.

    بنابراین اصل این حمایت کاملا منطقی است، فقط سخن در این است که آیا اصل آن دین و اصل آن اعتقاد و تفکر قابل دفاع است یا خیر؟ یعنی حمایت اسلام از مسلمانان منطقی است، فقط سخن در این است که آیا اسلام اعتقاد حق است یا خیر. اگر کسی حق بودن آن را پذیرفت طبیعتا حمایت های آن را هم منطقی خواهد یافت.

    قصاص و کشتن در برابر کشتن مسئله ای نیست که بگوییم مجازات عادلانه در هر صورتی فقط این است و جز این نیست، تا سپس بخواهیم به خاطر مقید بودن آن در اسلام بر این دین خرده بگیریم، امروزه می بینیم که بسیاری از غربی ها به این حکم اشکال می گیرند، چون ملاک قطعی عقلی در این خصوص وجود ندارد تا حکم اسلام با آن سنجیده شود و بگوییم اسلام مخالف عقل حکم کرده است،
    بنابراین اسلام به عنوان یک مکتب حقوقی مستقل می تواند نگاهی با قید و بند به این حکم داشته باشد بدون اینکه متهم به انحراف شود. برای کسی که اسلام را پذیرفته خود این اسلام هست که به عنوان مبنا می تواند معیار سنجش سایر رفتارها و احکام حقوقی قرار بگیرد.

    و باز نکته دیگر این که در اسلام ادعا این است که این قوانین از سوی خالق جهان هستی آمده که مالک هستی است، جان تمام انسان ها به دست اوست، بنابراین باید بر سر این بحث کرد که آیا اسلام از جانب خداوند آمده است یا خیر، وگرنه اگر فرض بر این باشد که اسلام از جانب خالق هستی و مالک انسان ها آمده است، دیگر نمیشود ایراد گرفت که چرا خداوند بین ارزش حیات انسان ها تفاوت قائل شده است، چون او مالک حقیقی است.




    همانطور که در پست پیشین هم عرض کردم کشتن و قصاص برای اسلام موضوعیت ندارد، آنچه موضوعیت دارد جبه بازدارندگی آن است، ترس از مجازات آن است، به همین خاطر بعد از وقوع قتل تأکید شدید بر بخشش به جای اعدام به صورت کلی دارد، چه مسلمان و چه غیر مسلمان.
    بنابراین اینطور نیست که اسلام در جایی که مسلمانان قاتل باشند به دنبال تبرئه باشد و در جایی که غیر مسلمانان قاتل باشند به دنبال کشتن! این نوع احساس، احساس درستی نیست.

    اما تمامی احکام دائر مدار اهم و مهم است، یعنی همواره امر اهم بر امر مهم مقدم شده است، همانطور که برای زنده ماندن که اهمیت بیشتری دارد خوردن چیزهای حرام جایز و حتی واجب میشود، اینجا هم بحث بی ارزشی جان غیر مسلمانان نیست، بلکه حکم دائر مدار ضعف و اقتدار اسلام در برابر کشته شدن یک شخص است، اسلام با مجازات تعزیری به جای اعدام هم مانع ضعف اسلام شده است و هم قاتل را مجازات کرده است؛ و اگر قاتل یک انسان مفسد در زمین باشد حتی اگر مسلمن هم باشد اعدام میشود چرا که اسلام به دنبال کمّیت بی کیفیت نیست.

    از طرفی کشتن غیر مسلمان بدون مجازات نیست، بلکه قاضی با توجه به سابقه قاتل، انگیزه قتل، و سایر شرایط و نیز احساس این که عدم مجازات می تواند زمینه گستردگی این جرم را ایجاد کند می تواند مجازات های سنگینی را با توجه به تعزیری بودن آن تعیین کند. و از طرف دیگر از آنجا که خود این حکم قصاص بازدارنده است، لذا مانع از تحریک و فتنه انگیزی و دست به انتقام زدن غیر مسلمانان خواهد شد.





    طبیعتا تفاوت های حقوقی بین ادیان و سایر مکاتب و قوانین حقوقی دنیا وجود دارد، اما فصل الخطاب آن قانونی است که حاکمیت را به دست گرفته است. به عنوان مثال کسانی که قوانین لیبرالیستی بر جامعه شان حکمفرماست می توانند بر فرض این بحث را مطح کنند که لیبرالیسم برتر است یا اسلام، اما اگر بر فرض قوانین اسلام حاکم شد نمیتوانند اشکال بگیرند چرا قوانین اسلامی را اجرا می کنید؟
    سخن ما هم در جایی است که اسلام حاکم جامعه باشد، اما در جایی که اسلام حاکم نباشد طبیعتا قتل مسلمان هم اعدام نمیشود.

    سلام اقای مسلم
    پست شما رو دقیق خوندم
    با اجازتون در اولین فرصتی که میسر بشه پاسخهای خودمو اینجا خدمت شما مینویسم
    با تشکر

  9. تشکر


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۸
    نوشته
    283
    مورد تشکر
    302 پست
    حضور
    7 روز 6 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست
    با سلام و عرض ادب



    اینها که فرمودید درسته اما نتیجه ای که در ادامه از آن گرفته اید توأم با بدبینی و نوعیحس منفی نسبت به اسلام هست، لحن سخنان شما در ادامه نشان می دهد که در قضاوت دچار پیش فرض های احساسی هستید؛ خواهش می کنم دلتان را از حب و بغض ها خالی کنید و به عنوان یک بحث علمی به مسئله نگاه کنید، این سخنان:






    این سخنان علی رغم اینکه اشکال محسوب نمیشوند، اما با این حال در لحن شما به گونه ای بیان شده اند که انگار نقطه ضعف و اشکالاتی علیه دین اسلام هستند.
    اصلا دین بدون حاکمیت دین جامعی نخواهد بود، طبیعتا هر دین جامعی خواهان حاکمیت خواهد بود تا بتواند ادیشه های خودش را پیش ببرد، این که آیا آن دین دین حق است یا باطل حرف دیگری است، اما حاکمیت طلبی برای پیش برد افکار و اندیشه ها برای هر دین و مکتب فکری یک امر لازم است.


    همچنین این که اسلام در نظام حقوقی که ترسیم کرده است، مسلمان را تا زمانی که مفسد فی الارض نباشد اعدام نمی کند و این را هم به جهت تقویت درونی خویش به لحاظ کمّی دنبال کرده باشد به خودی خود دچار اشکال نیست.
    هر نوع مکتب یا قانونی ممکن است برای تقویت خودش نسبت به معتقدین خودش نگاه حمایتی داشته باشد، این غیر منطقی نیست، شما ببینید مثلا حکومت ها هر نوع اجتماعی را برای حمایت از خویش می پذیرند، اما تجمعات علیه حکومت را کنترل می کنند. ان یک اصل بدیهی است که نوع نگرش مکتب های فکری متفاوت است و تقویت خویش ا دنبال می کنند، و هر کسی حرفی غیر از این بزند قطعا دروغ می گوید، اما ما شفاف بیان می کنیم اسلام به دنبال گسترش کمّی و البته کیفی خودش است.

    بنابراین اصل این حمایت کاملا منطقی است، فقط سخن در این است که آیا اصل آن دین و اصل آن اعتقاد و تفکر قابل دفاع است یا خیر؟ یعنی حمایت اسلام از مسلمانان منطقی است، فقط سخن در این است که آیا اسلام اعتقاد حق است یا خیر. اگر کسی حق بودن آن را پذیرفت طبیعتا حمایت های آن را هم منطقی خواهد یافت.

    قصاص و کشتن در برابر کشتن مسئله ای نیست که بگوییم مجازات عادلانه در هر صورتی فقط این است و جز این نیست، تا سپس بخواهیم به خاطر مقید بودن آن در اسلام بر این دین خرده بگیریم، امروزه می بینیم که بسیاری از غربی ها به این حکم اشکال می گیرند، چون ملاک قطعی عقلی در این خصوص وجود ندارد تا حکم اسلام با آن سنجیده شود و بگوییم اسلام مخالف عقل حکم کرده است،
    بنابراین اسلام به عنوان یک مکتب حقوقی مستقل می تواند نگاهی با قید و بند به این حکم داشته باشد بدون اینکه متهم به انحراف شود. برای کسی که اسلام را پذیرفته خود این اسلام هست که به عنوان مبنا می تواند معیار سنجش سایر رفتارها و احکام حقوقی قرار بگیرد.

    و باز نکته دیگر این که در اسلام ادعا این است که این قوانین از سوی خالق جهان هستی آمده که مالک هستی است، جان تمام انسان ها به دست اوست، بنابراین باید بر سر این بحث کرد که آیا اسلام از جانب خداوند آمده است یا خیر، وگرنه اگر فرض بر این باشد که اسلام از جانب خالق هستی و مالک انسان ها آمده است، دیگر نمیشود ایراد گرفت که چرا خداوند بین ارزش حیات انسان ها تفاوت قائل شده است، چون او مالک حقیقی است.




    همانطور که در پست پیشین هم عرض کردم کشتن و قصاص برای اسلام موضوعیت ندارد، آنچه موضوعیت دارد جبه بازدارندگی آن است، ترس از مجازات آن است، به همین خاطر بعد از وقوع قتل تأکید شدید بر بخشش به جای اعدام به صورت کلی دارد، چه مسلمان و چه غیر مسلمان.
    بنابراین اینطور نیست که اسلام در جایی که مسلمانان قاتل باشند به دنبال تبرئه باشد و در جایی که غیر مسلمانان قاتل باشند به دنبال کشتن! این نوع احساس، احساس درستی نیست.

    اما تمامی احکام دائر مدار اهم و مهم است، یعنی همواره امر اهم بر امر مهم مقدم شده است، همانطور که برای زنده ماندن که اهمیت بیشتری دارد خوردن چیزهای حرام جایز و حتی واجب میشود، اینجا هم بحث بی ارزشی جان غیر مسلمانان نیست، بلکه حکم دائر مدار ضعف و اقتدار اسلام در برابر کشته شدن یک شخص است، اسلام با مجازات تعزیری به جای اعدام هم مانع ضعف اسلام شده است و هم قاتل را مجازات کرده است؛ و اگر قاتل یک انسان مفسد در زمین باشد حتی اگر مسلمن هم باشد اعدام میشود چرا که اسلام به دنبال کمّیت بی کیفیت نیست.

    از طرفی کشتن غیر مسلمان بدون مجازات نیست، بلکه قاضی با توجه به سابقه قاتل، انگیزه قتل، و سایر شرایط و نیز احساس این که عدم مجازات می تواند زمینه گستردگی این جرم را ایجاد کند می تواند مجازات های سنگینی را با توجه به تعزیری بودن آن تعیین کند. و از طرف دیگر از آنجا که خود این حکم قصاص بازدارنده است، لذا مانع از تحریک و فتنه انگیزی و دست به انتقام زدن غیر مسلمانان خواهد شد.





    طبیعتا تفاوت های حقوقی بین ادیان و سایر مکاتب و قوانین حقوقی دنیا وجود دارد، اما فصل الخطاب آن قانونی است که حاکمیت را به دست گرفته است. به عنوان مثال کسانی که قوانین لیبرالیستی بر جامعه شان حکمفرماست می توانند بر فرض این بحث را مطح کنند که لیبرالیسم برتر است یا اسلام، اما اگر بر فرض قوانین اسلام حاکم شد نمیتوانند اشکال بگیرند چرا قوانین اسلامی را اجرا می کنید؟
    سخن ما هم در جایی است که اسلام حاکم جامعه باشد، اما در جایی که اسلام حاکم نباشد طبیعتا قتل مسلمان هم اعدام نمیشود.

    سلام مجدد
    با توجه به تعدد مباحثی که مطرح فرمودین من به صورت شماره بندی شده پاسخها رو عرض میکنم:

    ۱- ممنون از اینکه یاداوری کردین بحث علمیه اما مطمئن باشین خود من لااقل به اندازه شما به حفظ اصول بحث و جلوگیری از هر عاملی که بخواد اونو از مسیر صحیح خارج کنه اهمیت میدم و البته امیدوارم که بحث همچنان علمی و منطقی جلو بره

    من از ابتدای ورودم به این انجمن خواهان و پیشنهاد دهنده بحث بودم قاعدتا اگه کمترین ضعفی به لحاظ توان علمی در خودم احساس میکردم اصلا پیشنهاد بحث نمیدادم و عضو این انجمن هم نمیشدم که اصلا انگیزه عضو شدنم بخاطر بحث با شما روحانیون بود

    ۲- مرز مشخصی بین بحث عقلانی و احساسی ترسیم نشده و اگه بنا به ادعا باشه هرکدام‌ از طرفین‌ بحث میتونن طرف مقابلشونو به پیشفرضهای احساسی متهم کنن و اصولا ادعا کار ساده ایه جناب مسلم

    ۳- چه با حب و بغض و چه بدون حب و بغض ،اونچه که من گفتم جنابعالی هم در کلامتون تایید کردین!
    من گفتم دین شما استیلا طلب و حاکمیت گرا و.. شمام به تاکید میگین هر دین جامعی خواهان حکومته!
    اینا که در معنا هیچ فرقی باهم ندارن
    بحث ما بر سر مفاهیمه نه واژه ها!

    ۴- میفرمایین دینی که جامعیت داره خواهان تاسیس حکومته که بتونه افکار و اندیشه هاشو پیش ببره
    درسته؟!
    و حالا اگه پیروان همه ادیان همین تفکر رو داشته باشن و از همه ابزارهای در دسترسشون برا رسیدن به این هدف استفاده کنن و در اوج و نهایت توانشون برا این مساله بجنگن چی میشه؟
    نتیجش میشه جنگهای عقیدتی بسیار خونین و فجیع و وحشتناک!

    این اسمش جامعیت نیست بلکه به تعبیر خیلی معقولانه تری اسمشو تمامیت خواهی میشه گذاشت
    وگرنه یک تفکر پویا اولا دنبال یارگیری و عددافزایی نیست و برا ادم جمع کردن دست و پا نمیزنه
    دوما(با فرض اینکه دین موردنظر خیلی به یارگیری اهمیت بده) بازهم اگه مروجین عاقلی داشته باشه برا گسترش دادنش به دنبال تشکیل حکومت و تحت سلطه قرار دادن مردم نیستن
    دین اگه حرف ارزشمند و بدردبخوری برا گفتن داشته باشه حتی با حداقل ابزارهای تبلیغاتی میتونه طی مرور زمان گسترش پیدا کنه



    اما چه بسیارند مسلمونایی که با مبانی اسلام مشکل دارن و چه در کلام و چه در عملکردشون اصل و اساس اسلام رو رد میکنن اما تحت اسم و عنوان مسلمون هستن و وجودشون باعث بالا رفتن عدد شماهاست
    اسلام ازین سیاهی لشکر چه نصیبی میتونه ببره جز چنگ و دندون نشون دادن به غیرمسلمانها(به تعبیر جنابعالی تقویت جبهه اسلام) و ایجاد اقتدار کاذب و توخالی؟!

    ۶- اینکه فرمودین هر دین یا قانونی برا تقویت خودش ممکنه به معتقدینش نگاه حمایتی داشته باشه از دو جنبه قابل بررسیه:

    اول اینکه دین یا قانون مورد اشاره که اصلا به دینی که خواهان تقویت خودش باشه کار ندارم چون عملا نمیتونه مردم گرا باشه و دولت یا نهاد یا سازمان رو مثال میزنم
    اگه یه دولت یا نهاد یا سازمان در هرکجای دنیا ماهیتا مردم گرا و دموکراتیک باشه خب اگه به پیروانش نگاه حمایتی داشته باشه(البته صرف نظر از نوع حمایتش) ذاتا مشکلی نداره چون اون دولت یا نهاد یا سازمان به ذاته نگاه مردم گرایانه داره و تقویت و استحکامش به نفع همه مردمه
    و عملا نمیشه بر نگاه حمایتگرانه اون دولت یا نهاد یا سازمان به معتقدینش انتقادی وارد کرد

    طبیعیه هر نهادی که حامی انسان باشه مطلوب و محبوب انسانهاست دلیلشم اینه که ماها هممون انسان هستیم و بدیهتا از هرچیزی که حمایتمون کنه خوشحال میشیم و در این مورد میشه گفت که حمایت اندر حمایت اتفاق افتاده
    یعنی نهاد مربوطه ذاتا حامی انسانهاست و از حامیان خودش هم حمایت میکنه!
    پس هرچی که شدت و میزان حمایت از حامیانش بیشتر بشه بازهم به نفع همه انسانهاست

    دوم اینکه اینجا بحث مهمی پیش میاد که ایا از این نگاه حمایتگرانه حقی از کسی تضییع نمیشه؟
    به کسی مستقیم یا غیرمستقیم اسیبی وارد نمیشه؟
    این حمایت سبب ایجاد هیچ شکاف و نقصان و خللی در هیچ ساختار دیگه ای نمیشه؟

    هر روش و شیوه ای میشه به کار بست به شرطی که انسان عاقل به عواقبش هم نگاه کنه
    یه معیار غیرقابل انکار وجود داره و اونم اینه که اگه طرف مقابل هم بخواد عین همین شیوه رو پیاده کنه چه تعارضات و تخاصمهایی ممکنه رخ بده یا نده؟!
    بنظر میاد این بهترین معیار برا تشخیص صحیح یا ناصحیح بودن یه روش یا یه قانون یا یه حکم باشه

    جمله ای که به یکی از شاخصترین رهبران فکری شماها(علی بن ابی طالب) منتسب شده که گفته:
    چیزی که به خودت نمیپسندی به دیگران روا مدار

    صرف نظر از اینکه چه انگیزه و منظوری ازین جمله داشته و ایا مقصودش از(دیگران) دقیقا چه کسانی بوده و ایا منظورش همه انسانها بودن یا نه.. به ذاته جمله درستیه و میتونه معیار مناسبی برا سنجش درست یا غلط بودن هر عمل یا رفتاری باشه

    ۷- بله این درسته که همواره امر اهم بر امر مهم مقدم شده
    و اما شمایی که میفرمایین مجازات قاتل مهمه اما اهم حفظ اقتدار اسلامی و جلوگیری از ضعف جبهه اسلامیه!
    عجب! یعنی با اعدام یه نفر قاتل کلیت اسلام دچار ضعف میشه و اقتدارش به چالش کشیده میشه؟!
    فکر نمیکنین اشکال اصلی از خود اسلام باشه که اینچنین سست بنیاده و مجبوره اقتدارشو با حفظ جان یک قاتل به نمایش بزاره؟
    ایا شما کمیت ازین بی کیفیتتر هم سراغ دارین؟!

    ۸- میفرمایین کشتن غیر مسلمان بدون مجازات نیست!
    ما هم میدونیم که بدون مجازات نیست اما مجازات مربوطه به قدری ضعیفه که عملا قدرت بازدارندگی انچنانی نداره

    ۹- درسته که دین شما با قانون قصاص برای خون مسلمان سعی کرده بازدارندگی ایجاد کنه و این بازدارندگی بطور نسبی موثر هستش اما بهرحال تضمینی و مطلق نیست و شیوع بی عدالتی باعث خشم عمومی میشه و گاهی ممکنه که این خشم عمومی به قدری گسترده بشه که تبدیل به جریان بشه
    و اگه رهبران اسلامی ،عاقبت اندیش و خردمند بودن بایستی اینو میدونستن که همواره سرکوبگری روش موثری نیست و سیاست پیشگیرانه بهتر جوابگوست و در اینجا سیاست پیشگیرانه همون اجرای عدالت و رعایت تساوی در مجازات قاتله(صرف نظر از دین و عقاید مقتول)

    ۱۰- درسته که ما هم به هیچ عنوان بر مظلوم کشی و انتقام جوییهای سلیقه ای و فله ای صحه نمیزاریم و این شیوه مطلوب و مورد تایید ما نیست اما شمایی که اعتراضات احتمالی غیرمسلمانها به بی عدالتیهای اسلامی رو فتنه انگیزی تعبیر میکنین بفرمایین که برا بی عدالتی چه تعبیری دارین؟

    ایا این بی عدالتی مصداق فتنه انگیزی نیست؟

    یا فقط اعتراض مظلومان(که مورد تبعیض قرار گرفته و خون عزیزانشون با توجیهات دینی شما پایمال شده باشه) رو تحت عنوان فتنه انگیزی تعریف میکنین و پیشاپیش مجازات سنگین و بازدارنده براشون درنظر میگیرین؟
    اگرچه بازهم تاکید میکنم انتقام جویی اگه منجر به اسیب یا مرگ افراد بی تقصیر و بیگناه بشه هرگز مورد تایید ما نیست
    اما بر ذات(اعتراض برای احقاق حق) هیچگونه انتقادی وارد نیست و درواقع اون مجری قانون که عدالت رعایت نمیکنه خودش منبع و کانون و مسبب فتنه انگیزیه

    ۱۱- عجیبه که شما مسلمونها برطبق دینتون باور دارین کسانیکه مسلمان و یا اهل کتاب نباشن مهدورالدم هستن
    یعنی خونشون قیمت نداره
    اما وقتی وهابیت در مورد شیعیان همین حرف رو میزنه و متاسفانه ریختن خون شماها رو مباح اعلام میکنه فریاد خشمتون بلند میشه و تا حد نهایت از اونا اعلام بیزاری میکنین
    درحالیکه وهابیون(که البته هرگز مورد تایید ما نیستن) برا این حرفشون(مهدورالدم نامیدن شیعیان) استدلالهایی دارن و با قاطعیت از استدلالهاشون دفاع میکنن(دقیقا عین شماها)
    و اما دارین میبینین که استدلالهای اونا نتایج جالبی برا شماها نداشته و نداره!
    پس چرا کاری رو که دوست ندارین در حقتون انجام بشه در حق دیگران انجام میدین؟

    ۱۲- بله ملاک عقلی برا حکم قصاص وجود نداره و میشه که مجازاتهای دیگه ای غیر از قصاص برا قاتل تعیین و اجرا بشن
    مساله این نیست که قصاص ملاک عقلی داره یا نداره
    بحث بر سر تبعیض و بی عدالتیه که قطعا در هر شکل و ساختاری که باشه نفرت انگیزه
    بحث اینجاست که وقتی یه مسلمان یه مسلمان دیگه رو به قتل میرسونه حکم پیشفرض در دین شما قصاصه(که درصورت رضایت اولیاء دم حکم لغو و یا تبدیل به دیه میشه) و اما اگه یه مسلمان یه غیرمسلمان رو به قتل برسونه حکم پیشفرض قصاص نیست و این به وضوح نشون میده که بین دو انسان(دوتا مقتول) تبعیض قائل شدین و عدالت رعایت نکردین
    این یعنی عدم تساوی خون دو انسان و صورت مساله بسیار واضحه و جایی برا توجیه نیست

    جالبه که حتی اگه بنا به پرداخت دیه(خونبها) باشه هم خونبهای مقتول مسلمان با خونبهای مقتول غیرمسلمان تفاوت بسیار قابل ملاحظه ای داره که تازه اگه مقتول اهل کتاب باشه خونبها ۸۰۰ درهمه و این رقم کجا و خونبهای مقتول مسلمان کجا؟!
    اینجا دیگه به وضوح مشخص میکنه قبل از اینکه بحث بقول شما تضعیف جبهه اسلام باشه بحث بر سر تفاوت قیمت خون انسانها در مکتب فکری شماست

    ۱۳- شما واضحا قیمت خون هم کیشان خودتونو بالاتر میدونین و این هیچ فرقی با تفکرات مذموم نژادپرستانه که خودتونم بشون انتقاد وارد میکنین نداره و در معنا یکیست

    اگه درین خصوص به تفاوت دیه زن و مرد مسلمان اشاره کنین و بگین کمتر بودن رقم دیه ربطی به ارزش جان اون انسان نداره من در جواب میگم که اصلا مقایسه جالبی نیست
    چون در بحث تفاوت دیه زن و مرد(اگرچه شدیدا جای انتقاد داره اما درین بحث محل پرداختن به اون انتقادها نیست) ظاهرا توجیه شماها اینه که چون مردها سرپرست خانواده هستن این تفاوت دیه به نفع خانواده ها و حتی همون زنان مسلمان میتونه باشه
    پس اینجا هم این تفاوت باز به نفع خود مسلمینه(البته طبق توجیه شماها) اما تفاوت بسیار قابل توجه خونبهای مسلمان و غیرمسلمان رو چگونه میخواین توجیه کنین جز اینکه ارزش جان انسانها رو با ملاک دین و عقایدشون تعیین میکنین و کسانیکه هم کیش شما نباشن قیمت خونشون کمتر از اوناییه که هم کیش شما باشن
    ایا توجیهی غیر ازین داره؟

    ضمن اینکه خود جنابعالی میفرمایین اسلام ادعا داره که از جانب خداست و خدای موردنظر شما مالک همه انسانهاست پس نمیشه ایراد گرفت که چرا بین ارزش حیات انسان ها تفاوت قائل شده
    پس همین جمله شما به وضوح نشون میده که این تفاوت و نابرابری در اجرای حکم به علت نگاه دین اسلامه که بین ارزش حیات انسانها تفاوت قائل شده

    چنانچه من همین مطلب رو در سطرهای قبلی و در بحث تفاوت خونبها به شما اثبات کردم که این تفاوت حکم به علت تفاوت در ارزش جان انسانهاست و خودتونم با ادعای خدایی بودن اسلام و تعریف موجودی بنام خدا که در باور شما مالک انسانهاست بر همین سخن من صحه گذاشتین
    خودتون برا چند لحظه تصور کنین اگر که همه مردم دنیا از هر دین و مکتب فکری تصمیم بگیرن با همین معیار جلو برن و براساس اینکه دین اونا از یه قدرت ماورایی سرچشمه میگیره جان انسانها رو رده بندی کنن و ارزش حیات انسانها رو در پیوند با ایدئولوژی خودشون ارزیابی کنن اونوقت چه شرایطی پیش میاد؟

    ۱۴- بله شما میفرمایین فصل الخطاب اون قانونی هست که حاکمیت رو به دست گرفته اما درنظر داشته باشین که گستره هیچ حاکمیتی کل دنیا رو شامل نمیشه و ایضا هیچ حاکمیتی تضمین برا بقای دائمی نداره
    پس اگه در اجرای قوانینش عدالت رعایت نکنه و در برخی موارد تبعیض قائل بشه این خطا که ناشی از تکبر نابجا و مستی قدرته یقینا در نقطه دیگه ای از زمین و یا در زمانهای بعدی تلافی میشه و ضمنا همونطور که در پست قبلی موکدا عرض کردم این شیوه ناعادلانه میتونه عمر حکومت مربوطه رو هم کوتاه کنه

    ۱۵- اینکه اسلام دنبال کشتن قاتل نیست و اجرای حکم قصاص بخاطر جنبه بازدارندگی اونه رو کاملا واقف هستم
    و دقیقا بحث ما بر سر همینه که پیامبر شما از بیم اینکه مبادا قتل و کشتار در بین مسلمین رواج و تعدادشون کاهش پیدا کنه مجازات سنگینی مثل قصاص رو وضع کرده(ایه ای که میگه قصاص برای شما حیات است هم دقیقا به همین اشاره میکنه)

    اما درخصوص کشتار غیرمسلمونا این مساله بازدارندگی مدنظرش نبوده و بنابراین حکم قصاص وضع نکرده!

    ۱۶- درمورد تعزیری بودن مجازات قتل غیرمسلمانها هم عموما مجازات سنگینی نیست و همونطور که اشاره کردم و خودتونم واقف هستین ۸۰۰ درهم اونم درمواردی که مقتول اهل کتاب بوده باشه

    و ضمنا اگه مجازات تعزیری اضافه تری مثل زندان یا شلاق باشه و حتی اگه احیانا در برخی موارد این مجازات به نسبت سنگین هم باشه حاکم اسلامی بخاطر بیم از تهدید شدن تمامیت حکومتش و ترس از همون اعتراضها و حتی خشم برخی از مسلمونها از وقوع جنایت مربوطه(اگر که ظاهر قتل خیلی فجیع بوده باشه یا اثرات فجیعی بر جامعه اسلامی گذاشته باشه) ،در اینجا حاکم شرع بطور مقطعی و برا حفظ ارکان اسلام شاید مجازات نسبتا سنگینی(که صدالبته به اندازه قصاص سنگین نیست) برا اون قاتل درنظر بگیره که اینجا هم هدف به ذاته این نیست که جان بقیه غیرمسلمانها حفظ بشه و این مجازات تعزیری نسبتا سنگین سبب بازدارندگی و عدم تکرار جرم بشه که نتیجتا به نفع بقای سایر غیرمسلمونها باشه
    خیر اینطور نیست! بلکه بازهم هدف اصلی ،بقای خود اسلامه

    ۱۷- اشاره کردین به تاکید اسلام بر بخشش به عوض انتقام!
    خود این موضوع که تاکید بر بخشش بجای انتقام یا عکس این حالت هرکدام چه تاثیراتی در جامعه دارن یه بحث جداگانه میطلبه و اینجا مجالش نیست
    اما در راستای این بحث باید بگم علت تاکید اسلام بر بخشیدن قاتل هم باز بخاطر حفظ جان مسلمانهاست همونطور که خود شما هم در پست قبلیتون به صراحت عنوان کردین
    ویرایش توسط مدیر اجرایی_فرهنگی : ۱۳۹۸/۰۹/۱۲ در ساعت ۱۲:۴۹ دلیل: تبلیغ

  11. تشکر


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    712
    مورد تشکر
    1,883 پست
    حضور
    30 روز 21 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و احترام

    نقل قول نوشته اصلی توسط Shiny Star نمایش پست
    با توجه به تعدد مباحثی که مطرح فرمودین من به صورت شماره بندی شده پاسخها رو عرض میکنم:

    ۱- ممنون از اینکه یاداوری کردین بحث علمیه اما مطمئن باشین خود من لااقل به اندازه شما به حفظ اصول بحث و جلوگیری از هر عاملی که بخواد اونو از مسیر صحیح خارج کنه اهمیت میدم و البته امیدوارم که بحث همچنان علمی و منطقی جلو بره

    من از ابتدای ورودم به این انجمن خواهان و پیشنهاد دهنده بحث بودم قاعدتا اگه کمترین ضعفی به لحاظ توان علمی در خودم احساس میکردم اصلا پیشنهاد بحث نمیدادم و عضو این انجمن هم نمیشدم که اصلا انگیزه عضو شدنم بخاطر بحث با شما روحانیون بود

    ۲- مرز مشخصی بین بحث عقلانی و احساسی ترسیم نشده و اگه بنا به ادعا باشه هرکدام‌ از طرفین‌ بحث میتونن طرف مقابلشونو به پیشفرضهای احساسی متهم کنن و اصولا ادعا کار ساده ایه جناب مسلم

    ۳- چه با حب و بغض و چه بدون حب و بغض ،اونچه که من گفتم جنابعالی هم در کلامتون تایید کردین!
    من گفتم دین شما استیلا طلب و حاکمیت گرا و.. شمام به تاکید میگین هر دین جامعی خواهان حکومته!
    اینا که در معنا هیچ فرقی باهم ندارن
    بحث ما بر سر مفاهیمه نه واژه ها!
    شما متاسفانه علی رغم این که سخنان بنده را نصیحتی برادرانه بود به خود نگرفته و با قاطعیت خودتان را مبرّای از آن دانستید اما همچنان دارید با پیش فرض ها، و قضاوت های عجولانه در مورد دین سخن می گویید. یکی از آفت های رشد انسان غرور علمی است، من از درون شما خبر ندارم، اما تعبیر «اگر کمترین ضعفی به لحاظ علمی در خودم احساس می کردم اصلا پیشنهاد بحث نمی دادم... اصلا انگیزه عضو شدنم به خاطر بحث با شما روحانیون بود» در ظاهر نشان از دو امر دارد، یکی غرور علمی، و دیگری اینکه هدف از بحث مناظره و شکست و پیروزی است، نه کشف حق! در حالی که چنین نیتی برای ورود به بحث به لحاظ اخلاقی صحیح نیست.

    - در هر صورت عمده سخنانتان یا نشأت گرفته از این پیش فرض هاست یا حواشی ای که ارتباطی با تاپیک ندارند.
    مثلا در لفافه می خواهید از شیطان پرستی دفاع کنید در حالی که ربطی به تاپیک ندارد! علاوه بر این که از تمرکز آن بر کیفیت دفاع می کنید در حالی که هر چقدر یک اعتقاد منحرفانه تر باشد، تمرکز روی آن خطرناک تر و بدتر است.

    - پای وهابیت را به بحث باز می کنید در حالی که باز هم اصلا ربطی به بحث ندارد! بحث بر سر جواز کشتن غیر مسلمانان نیست تا بحث کشتار مسلمانان را وسط بکشیم! بحث بر سر عدم قصاص قاتل است. اسلام نه اجازه کشتن غیر مسلمانان را داده، و نه این جرم را بدون مجازات گذاشته است. این ارتباطی با وهابیت که کشتن مسلمانان را نه تنها جرم نمی دانند، بلکه واجب می دانند بسیار متفاوت است.

    - یک جای دیگر بحث تفاوت در حکم قصاص را به بحث تبعض نژاد ربط دادید در حالی که اسلام نوعی تفکرهست، نه نژاد! هر نژادی می تواند وارد این مکتب شود.
    بنابراین خواهش می کنم بر سوالتان متمرکز بشوید، و از این حواشی بی ربط که ما را از بحث دور می کند بپرهیزید. سوال شما صرفا سوال از فلسفه ی تفاوت میان مجازات قاتل مسلمان و غیر مسلمان است.

    اما اینکه عرض کردم با پیش فرض به بحث ورود می کنید در مواضع متعددی از کلامتان به وضوح دیده میشود:

    - این که یک تفکر به دنبال حکومت برای گسترش فکرش باشد را به بدترین حالت ممکن یعنی تحمیل فکر و اعتقاد معنا کردید، آیا این جز پیش فرض های بدبینانه است؟
    اینکه اسلام در کنار کیفیت به دنبال کمیّت باشد نه تنها مذموم نیست بلکه کاملا منطقی است، بله اگر اسلام دنبال گسترش مسلمانان به هر قیمتی بود حرف شما درست می بود، اما اسلام تصریح فرموده است که اعتقادات اجبار بردار نیست: «لا اکراه فی الدین» و تمرکزش کاملا بر بحث های منطقی و ایمان آوردن اختیاری است، اسلام کسی را به اجبار مسلمان نمی کند، اما طبیعتا کسانی را که آزادانه ایمان آورده اند تحت چتر حمایتی خویش قرار می دهد و با توجه به کثرت دشمنان به مسئله کمیّت مسلمانان عنایت ویژه ای دارد. خب این رویکرد کجا و رویکرد شما که اسلام دنبال گسترش به هر قیمتی است کجا!

    با این حال اگر مسلمانی فاسد شده باشد و قتل کردنش حتی قتل غیر مسلمانان به قصد فساد باشد، چنین مسلمانی در نگاه اسلام ارزش حیات و حمایت ندارد و حکم به اعدام او صادر می کند؛ این رویکرد اسلام برای کسی که دنبال حق و بی طرف باشد کاملا منطقی است.

    - موضع دیگری که نشان از پیش فرض های احساسی شما دارد این است که شما به جای تمرکز روی سخن بنده در مورد اهم و مهم مسئله را به گونه ای تقلیل دادید که انگار سخن از کشتن یک قاتل در برابر حفظ اسلام است!! میگویید آیا اعدام یک قاتل موجب ضعف در ساختار اسلام میشود! در حالی که سخن از ی قانون است، نه یک مصداق! اینها نشان میدهد شما مشی بی طرفانه ندارید، دنبال اشکال گرفتن و مچ گیری هستید نه بحث علمی.

    - همچنین بدون اینکه اسلام صرفا توصیه به بخشش مسلمانان کرده باشد شما خودتان این توصیه ها را کانالیزه کرده و در بخشش مسلمانان منحصر می کنید در حالی که اسلام به صورت عمومی توصیه کرده است و در دعوت به بخشش هرگز میان مسلمان و غیر مسلمان تفاوتی نگذارده است.

    - و نیز عدالت را به معنای تساوی حقوقی می گیرید در حالی که چنین نیست، هرگز به لحاظ حقوقی عدالت به معنای یکسان بودن نیست، همان کسانی که دم از برابری حقوقی می زنند می پذیرند که در یک اداره باید وظائف و حقوق متناسب با اهداف و متفاوت از یکدیگر باشد، اما نوبت به جامعه که میرسد گمان می کنند اگر در جامعه حقوق کاملا یکسان نباشد بی عدالتی است!

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89
    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  13. تشکر


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۸
    نوشته
    283
    مورد تشکر
    302 پست
    حضور
    7 روز 6 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست
    با سلام و احترام



    شما متاسفانه علی رغم این که سخنان بنده را نصیحتی برادرانه بود به خود نگرفته و با قاطعیت خودتان را مبرّای از آن دانستید اما همچنان دارید با پیش فرض ها، و قضاوت های عجولانه در مورد دین سخن می گویید. یکی از آفت های رشد انسان غرور علمی است، من از درون شما خبر ندارم، اما تعبیر «اگر کمترین ضعفی به لحاظ علمی در خودم احساس می کردم اصلا پیشنهاد بحث نمی دادم... اصلا انگیزه عضو شدنم به خاطر بحث با شما روحانیون بود» در ظاهر نشان از دو امر دارد، یکی غرور علمی، و دیگری اینکه هدف از بحث مناظره و شکست و پیروزی است، نه کشف حق! در حالی که چنین نیتی برای ورود به بحث به لحاظ اخلاقی صحیح نیست.

    - در هر صورت عمده سخنانتان یا نشأت گرفته از این پیش فرض هاست یا حواشی ای که ارتباطی با تاپیک ندارند.
    مثلا در لفافه می خواهید از شیطان پرستی دفاع کنید در حالی که ربطی به تاپیک ندارد! علاوه بر این که از تمرکز آن بر کیفیت دفاع می کنید در حالی که هر چقدر یک اعتقاد منحرفانه تر باشد، تمرکز روی آن خطرناک تر و بدتر است.

    - پای وهابیت را به بحث باز می کنید در حالی که باز هم اصلا ربطی به بحث ندارد! بحث بر سر جواز کشتن غیر مسلمانان نیست تا بحث کشتار مسلمانان را وسط بکشیم! بحث بر سر عدم قصاص قاتل است. اسلام نه اجازه کشتن غیر مسلمانان را داده، و نه این جرم را بدون مجازات گذاشته است. این ارتباطی با وهابیت که کشتن مسلمانان را نه تنها جرم نمی دانند، بلکه واجب می دانند بسیار متفاوت است.

    - یک جای دیگر بحث تفاوت در حکم قصاص را به بحث تبعض نژاد ربط دادید در حالی که اسلام نوعی تفکرهست، نه نژاد! هر نژادی می تواند وارد این مکتب شود.
    بنابراین خواهش می کنم بر سوالتان متمرکز بشوید، و از این حواشی بی ربط که ما را از بحث دور می کند بپرهیزید. سوال شما صرفا سوال از فلسفه ی تفاوت میان مجازات قاتل مسلمان و غیر مسلمان است.

    اما اینکه عرض کردم با پیش فرض به بحث ورود می کنید در مواضع متعددی از کلامتان به وضوح دیده میشود:

    - این که یک تفکر به دنبال حکومت برای گسترش فکرش باشد را به بدترین حالت ممکن یعنی تحمیل فکر و اعتقاد معنا کردید، آیا این جز پیش فرض های بدبینانه است؟
    اینکه اسلام در کنار کیفیت به دنبال کمیّت باشد نه تنها مذموم نیست بلکه کاملا منطقی است، بله اگر اسلام دنبال گسترش مسلمانان به هر قیمتی بود حرف شما درست می بود، اما اسلام تصریح فرموده است که اعتقادات اجبار بردار نیست: «لا اکراه فی الدین» و تمرکزش کاملا بر بحث های منطقی و ایمان آوردن اختیاری است، اسلام کسی را به اجبار مسلمان نمی کند، اما طبیعتا کسانی را که آزادانه ایمان آورده اند تحت چتر حمایتی خویش قرار می دهد و با توجه به کثرت دشمنان به مسئله کمیّت مسلمانان عنایت ویژه ای دارد. خب این رویکرد کجا و رویکرد شما که اسلام دنبال گسترش به هر قیمتی است کجا!

    با این حال اگر مسلمانی فاسد شده باشد و قتل کردنش حتی قتل غیر مسلمانان به قصد فساد باشد، چنین مسلمانی در نگاه اسلام ارزش حیات و حمایت ندارد و حکم به اعدام او صادر می کند؛ این رویکرد اسلام برای کسی که دنبال حق و بی طرف باشد کاملا منطقی است.

    - موضع دیگری که نشان از پیش فرض های احساسی شما دارد این است که شما به جای تمرکز روی سخن بنده در مورد اهم و مهم مسئله را به گونه ای تقلیل دادید که انگار سخن از کشتن یک قاتل در برابر حفظ اسلام است!! میگویید آیا اعدام یک قاتل موجب ضعف در ساختار اسلام میشود! در حالی که سخن از ی قانون است، نه یک مصداق! اینها نشان میدهد شما مشی بی طرفانه ندارید، دنبال اشکال گرفتن و مچ گیری هستید نه بحث علمی.

    - همچنین بدون اینکه اسلام صرفا توصیه به بخشش مسلمانان کرده باشد شما خودتان این توصیه ها را کانالیزه کرده و در بخشش مسلمانان منحصر می کنید در حالی که اسلام به صورت عمومی توصیه کرده است و در دعوت به بخشش هرگز میان مسلمان و غیر مسلمان تفاوتی نگذارده است.

    - و نیز عدالت را به معنای تساوی حقوقی می گیرید در حالی که چنین نیست، هرگز به لحاظ حقوقی عدالت به معنای یکسان بودن نیست، همان کسانی که دم از برابری حقوقی می زنند می پذیرند که در یک اداره باید وظائف و حقوق متناسب با اهداف و متفاوت از یکدیگر باشد، اما نوبت به جامعه که میرسد گمان می کنند اگر در جامعه حقوق کاملا یکسان نباشد بی عدالتی است!

    سلام اقای مسلم
    پست شما رو خوندم و در اولین فرصت پاسخهای خودمو خدمت شما ارائه میدم
    با تشکر

  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۸
    نوشته
    283
    مورد تشکر
    302 پست
    حضور
    7 روز 6 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست
    با سلام و احترام



    شما متاسفانه علی رغم این که سخنان بنده را نصیحتی برادرانه بود به خود نگرفته و با قاطعیت خودتان را مبرّای از آن دانستید اما همچنان دارید با پیش فرض ها، و قضاوت های عجولانه در مورد دین سخن می گویید. یکی از آفت های رشد انسان غرور علمی است، من از درون شما خبر ندارم، اما تعبیر «اگر کمترین ضعفی به لحاظ علمی در خودم احساس می کردم اصلا پیشنهاد بحث نمی دادم... اصلا انگیزه عضو شدنم به خاطر بحث با شما روحانیون بود» در ظاهر نشان از دو امر دارد، یکی غرور علمی، و دیگری اینکه هدف از بحث مناظره و شکست و پیروزی است، نه کشف حق! در حالی که چنین نیتی برای ورود به بحث به لحاظ اخلاقی صحیح نیست.

    - در هر صورت عمده سخنانتان یا نشأت گرفته از این پیش فرض هاست یا حواشی ای که ارتباطی با تاپیک ندارند.
    مثلا در لفافه می خواهید از شیطان پرستی دفاع کنید در حالی که ربطی به تاپیک ندارد! علاوه بر این که از تمرکز آن بر کیفیت دفاع می کنید در حالی که هر چقدر یک اعتقاد منحرفانه تر باشد، تمرکز روی آن خطرناک تر و بدتر است.

    - پای وهابیت را به بحث باز می کنید در حالی که باز هم اصلا ربطی به بحث ندارد! بحث بر سر جواز کشتن غیر مسلمانان نیست تا بحث کشتار مسلمانان را وسط بکشیم! بحث بر سر عدم قصاص قاتل است. اسلام نه اجازه کشتن غیر مسلمانان را داده، و نه این جرم را بدون مجازات گذاشته است. این ارتباطی با وهابیت که کشتن مسلمانان را نه تنها جرم نمی دانند، بلکه واجب می دانند بسیار متفاوت است.

    - یک جای دیگر بحث تفاوت در حکم قصاص را به بحث تبعض نژاد ربط دادید در حالی که اسلام نوعی تفکرهست، نه نژاد! هر نژادی می تواند وارد این مکتب شود.
    بنابراین خواهش می کنم بر سوالتان متمرکز بشوید، و از این حواشی بی ربط که ما را از بحث دور می کند بپرهیزید. سوال شما صرفا سوال از فلسفه ی تفاوت میان مجازات قاتل مسلمان و غیر مسلمان است.

    اما اینکه عرض کردم با پیش فرض به بحث ورود می کنید در مواضع متعددی از کلامتان به وضوح دیده میشود:

    - این که یک تفکر به دنبال حکومت برای گسترش فکرش باشد را به بدترین حالت ممکن یعنی تحمیل فکر و اعتقاد معنا کردید، آیا این جز پیش فرض های بدبینانه است؟
    اینکه اسلام در کنار کیفیت به دنبال کمیّت باشد نه تنها مذموم نیست بلکه کاملا منطقی است، بله اگر اسلام دنبال گسترش مسلمانان به هر قیمتی بود حرف شما درست می بود، اما اسلام تصریح فرموده است که اعتقادات اجبار بردار نیست: «لا اکراه فی الدین» و تمرکزش کاملا بر بحث های منطقی و ایمان آوردن اختیاری است، اسلام کسی را به اجبار مسلمان نمی کند، اما طبیعتا کسانی را که آزادانه ایمان آورده اند تحت چتر حمایتی خویش قرار می دهد و با توجه به کثرت دشمنان به مسئله کمیّت مسلمانان عنایت ویژه ای دارد. خب این رویکرد کجا و رویکرد شما که اسلام دنبال گسترش به هر قیمتی است کجا!

    با این حال اگر مسلمانی فاسد شده باشد و قتل کردنش حتی قتل غیر مسلمانان به قصد فساد باشد، چنین مسلمانی در نگاه اسلام ارزش حیات و حمایت ندارد و حکم به اعدام او صادر می کند؛ این رویکرد اسلام برای کسی که دنبال حق و بی طرف باشد کاملا منطقی است.

    - موضع دیگری که نشان از پیش فرض های احساسی شما دارد این است که شما به جای تمرکز روی سخن بنده در مورد اهم و مهم مسئله را به گونه ای تقلیل دادید که انگار سخن از کشتن یک قاتل در برابر حفظ اسلام است!! میگویید آیا اعدام یک قاتل موجب ضعف در ساختار اسلام میشود! در حالی که سخن از ی قانون است، نه یک مصداق! اینها نشان میدهد شما مشی بی طرفانه ندارید، دنبال اشکال گرفتن و مچ گیری هستید نه بحث علمی.

    - همچنین بدون اینکه اسلام صرفا توصیه به بخشش مسلمانان کرده باشد شما خودتان این توصیه ها را کانالیزه کرده و در بخشش مسلمانان منحصر می کنید در حالی که اسلام به صورت عمومی توصیه کرده است و در دعوت به بخشش هرگز میان مسلمان و غیر مسلمان تفاوتی نگذارده است.

    - و نیز عدالت را به معنای تساوی حقوقی می گیرید در حالی که چنین نیست، هرگز به لحاظ حقوقی عدالت به معنای یکسان بودن نیست، همان کسانی که دم از برابری حقوقی می زنند می پذیرند که در یک اداره باید وظائف و حقوق متناسب با اهداف و متفاوت از یکدیگر باشد، اما نوبت به جامعه که میرسد گمان می کنند اگر در جامعه حقوق کاملا یکسان نباشد بی عدالتی است!

    سلام مجدد
    از اونجایی که جنابعالی یکسری فرمایشاتی خطاب مستقیم به من نوشتین که ربط انچنانی به بحث اصلی نداشت من قبل از اینکه به بحث اصلی برسم ابتدا پاسخهای مربوطه رو عرض میکنم:

    ما بحث عقیدتی رو با هدف روشن کردن جنبه های مختلف یه موضوع خاص و رسیدن به نتیجه گیری منطقی انجام میدیم نه برا کشف حق!

    حق و حقیقت برا ما کشف و شناسایی شده و قطعا داخل بحث با شما دنبال کشف شدنش نمیگردیم!
    قاعدتا شما هم هدفتون از ورود به بحث ،کشف حق نیست!
    مگه اینکه شخص شما هنوز حق رو از دیدگاه خودتون کشف نکرده باشین
    و سوال اینجاست که ایا شما به چه هدفی وارد بحث میشین؟
    اگه هدفتون کشف حق باشه که پس در مبانی اعتقادی مورد ادعاتون تردید دارین و اگه هدفتون چیزی غیر از کشف حق باشه پس چرا توقع دارین طرف مقابلتون درین بحث یا درموارد مشابهش دنبال کشف حق باشه؟!

    درخصوص بیطرفی که خیلی بر اون تاکید میکنین ایا شمایی که خودتون چه درین بحث و چه در سایر بحثهای عقیدتی ،بیطرف نیستین چرا از بیطرف نبودن طرف مقابلتون متعجب میشین و از باب انتقاد بر بیطرف نبودنش انگشت میزارین؟

    این دیگه واضحه که شما بیطرف نیستین و کاملا جانبدارانه از مبانی اسلام و احکام و قواعدش دفاع میکنین
    و بازهم واضحه که شخص منم بیطرف نیستم و ادعای بیطرفی هم نکردم
    اما شمایی که بنظر میرسه بیطرفی رو مطلوب میدونین بهتر نیست سعی کنین قبل از هرکسی خودتون بیطرف باشین؟!

    من نخواستم چیزی در لفافه بگم
    من شیطان پرستم و دین شما پروایی از ریختن خون ما نداره اما متقابلا مکتب فکری ما نسبت به شما مسلمونها و سایر ادیان و مکاتب ،نگاه اخلاقی و انسانی داره و بدون درنظر گرفتن دین عقیده نژاد جنسیت تبار رنگ پوست زبان لهجه و.. ارزش خون همه انسانها رو برابر میدونه

    اینکه ما به رغم داشتن دشمنان فکری و عقیدتی و به رغم اینکه به کرات زیربار تهمتها شایعه سازیها و اهانتهای بیشمار مسلمونها مسیحیها و.. قرار داریم بااینحال مخالفین فکریمونو تهدید نمیکنیم و جان کسی رو کم ارزش یا بی ارزش تلقی نمیکنیم و به بهانه نگاه حمایتی به همفکرانمون ،شرایط به قتل رسیدن پیروان سایر ادیان و مکاتب رو تسهیل و ساده سازی نمیکنیم نشونه وجدان و اخلاق مداری و انسانیت مستتر در تفکر ماست
    و اینکه ما برا بقا و دوام تفکرمون اولا احتیاجی به حکومت گری نداریم
    و دوما نیازی به تکاپو و دست و پا زدن برا یارگیری و عددافزایی نداریم
    و سوما هیچ ترس و واهمه ای از اندیشه مخالفمون نداریم که مجبورمون کنه به ابزارهای تهدیدگرانه و ضدانسانی متوسل بشیم



    این سبک نگاه کردنتون به علت خطای شناختیه که رهبران فکریتون براتون ایجاد کردن و به ذهنتون(خود حق بینی القایی) وارد کردن درحالیکه شما چه بخواین و چه نخواین ناگزیر هستین بپذیرین درین دنیای پهناور هرکسی عقیده و طرزفکری داره و بسیاری هستن که بر حقانیت مبانی فکریشون اطمینان دارن درحالیکه نوع نگاهشون کاملا متفاوت از شماهاست
    پس نتیجه میشه که تولرنس و تحمل عقاید دیگران کار عاقلانه تر و مقرون به صرفه تریه

    البته هیچ انسان عاقلی با بحثهای عقیدتی و وارد کردن انتقاد(ولو بر اصل و اساس عقاید طرف مقابلش) مشکلی نداره
    اما علت منحرف نامیدن سایر مکاتب چیه؟
    علتش احتمالا ریشه در همون توهم بزرگ منشی داره و توهم بزرگ منشی هم ریشه در جهل عقیدتی..

    و حالا میرم سراغ بحثمون..

    میفرمایین چرا پای وهابیت رو به بحث کشیدم درحالیکه ربطی به موضوع بحث نداشت!

    اتفاقا موضوع بیربطی نبود البته اگه شما با پیش کشیده شدن این مساله مشکل دارین اون یه بحث دیگه س!

    اما خود شمایی که میفرمایین بحث ما فلسفه تفاوت میان مجازات قاتل مسلمان و غیر مسلمانه! خب پس خودتون چرا در پستهای قبلی مباحثی مث نگاه غربیها به حکم قصاص و تجمعات حکومتی و.. رو پیش کشیدین؟!
    ایا مباحث مطروحه از سمت شما ربطی به فلسفه تفاوت مجازات قتل مسلمان و غیرمسلمان داشت؟!

    درخصوص وهابیت هم من مثال زدم که قبح این حکم اسلام رو براتون روشن کنم
    مساله خیلی واضحه
    وهابیت اعلام میکنه ریختن خون شیعیان مجاز و مباحه(اینو از خودشون مستقیم و بی واسطه شنیدیم)
    یعنی اونا با اعلام این حکم ،شرایط کشتار شیعیان رو تسهیل میکنن و به همفکرانشون چراغ سبز میدن که اگه مرتکب همچی کاری بشین مجازاتی در پی نخواهد داشت
    همین حکم سبب میشه که متاسفانه وهابیها به راحتی به خودشون اجازه بدن خون شیعیان رو بر زمین بریزن

    شما هم میاین و با حذف حکم قصاص و دیه(همسطح مسلمین) برا به قتل رسوندن غیرمسلمونها شرایط رو تسهیل و ساده سازی میکنین و به اینصورت چراغ سبز میدین که اگه مسلمان مرتکب همچی کاری شد عواقب سنگینی در انتظارش نخواهد بود

    این حکم شما چه فرقی با اون حکم وهابیت مبنی بر مجاز دونستن قتل شیعیان داره؟

    ایا شما از عواقب این حکم وهابیت رضایت دارین؟

    ایا از تبعاتش راضی هستین؟

    پس چرا کاری میکنین که دوست ندارین در حقتون انجام بشه؟
    و چرا از تفکری دفاع میکنین که ذات و ماهیتش خوشایند شما هم نیست و اگر فراگیر بشه شدیدا به ضرر خود شما هم خواهد شد؟

    اگر هم تاکید شما اینه که وهابیت ریختن خون شیعیان رو واجب اعلام کرده(اگرچه ما از زبان اونا همچی چیزی نشنیدیم) بازهم من به شما میگم چه با اعلام واجب القتل بودن پیروان یه دین و مذهب و عقیده خاص و چه با اعلام مهدورالدم بودن پیروان یه دین و مذهب و عقیده خاص در هر دوحالتش باورمندان همچی تفکری شرایط به قتل رسوندن پیروان اون دین و عقیده رو تسهیل و ساده سازی کردن و صدالبته کسانی که معتقد به بی ارزش یا کم ارزش بودن خون مخالفین عقیدتیشون باشن بااین طرزفکرشون نهایتا تیشه به ریشه خودشون میزنن
    و این چیزیه که من در پستهای قبلی هم تاکید کردم

    هرکسی با هرنوع نگاهی که به دیگران داره بایستی که انتظار همونجور نگاه رو از سمت دیگران داشته باشه

    فرمودین چرا تبعیض عقیدتی رو با تبعیض نژادی مقایسه میکنم؟!
    من تاکید کردم این دو مورد در معنا یکی هستن نه لزوما در ساختار ظاهریشون!

    میفرمایین از هر نژادی میتونن به اسلام وارد بشن
    خب بله! و البته از هر دین و عقیده ای هم میتونن داخل یه نژاد خاص باشن
    درسته؟
    مساله اینجاست که قانونگذار بر چه چیزی تعصب داشته باشه
    مثلا کسی که دچار تعصب نژادی باشه همه چیز رو در حمایت از نژاد موردپسندش متمرکز میکنه و مثلا اگه بر نژاد زرد تعصب داشته باشه و یه مسلمان زردپوست و یه مسلمان سیاهپوست هر دو جرم مشابه مرتکب بشن این شخص نژادپرست به علت نوع تعصبش مسلمان سیاهپوست رو به مجازات سنگینتری میرسونه و در حق مسلمان زردپوست که جرم مشابه مرتکب شده ارفاق قابل ملاحظه ای انجام میده

    و وقتی مورد اعتراض قرار بگیره میگه که از هر دینی داخل نژاد من هست!
    و نژاد مورد تایید من شامل مسلمان مسیحی بودایی یهودی و.. میشه
    پس کارم قابل توجیهه!

    اما ایا انصافا قابل توجیهه؟!

    ایا در همچی مثالی خود شخص جنابعالی به همچی شیوه ناعادلانه و زننده ای اعتراض نمیکنین؟

    با این اوصاف به نظر میاد عاقلانه و بی دردسرترین شیوه این باشه که انسانها فارغ از رنگ و نژاد و زبان و دین و قومیت و.. همگی انسان دیده بشن و به هرگونه تبعیضی اعم از نژادی و دینی و غیره خاتمه داده بشه
    درین صورت هیچ بحث و مناقشه ای وجود نخواهد داشت اما اگه غیر ازین باشه هرنوع برتری جویی قطعا منجر به اعتراض دیگران و وقوع تنشها و درگیریها و اشوبها و مشکلات بی پایان خواهد شد

    میفرمایین اسلام دنبال کمیت و گسترش به هرقیمتی نیست و به ایه لااکراه فی الدین استناد میکنین
    و ضمنا میگین که اسلام صرفا با اعدام یک قاتل دچار ضعف نمیشه و بحث از یک قانونه نه یک مصداق
    من پاسخ هر دوی اینا رو در یه قالب ارائه میدم:

    ببینین بحث اینجاست که اسلام همونطور که به دفعات تاکید کردم و خودتونم واقف هستین ماهیتا حاکمیت طلبه
    و درین راستا از تمام ابزارها و امکاناتی که بتونه در اختیار بگیره استفاده میکنه
    خب واضحه که اسلام مجبوره بگه لااکراه فی الدین!
    یه ساختار حاکمیت گرا حتی با یه عقل حداقلی هم اینو میفهمه که تواناییهاش محدودن
    فرض بگیریم اسلام بخواد همه رو اجبارا دعوت کنه ایا اصلا تواناییشو داره؟
    مگه میشه دل و ذهن کسی رو به زور و اجبار با یه عقیده خاصی هماهنگ کرد؟
    اصلا مگه شدنیه؟!

    شما جوری این ایه رو نقل میکنین که انگار اسلام لطفی در حق مردم کرده که اونا رو به اجبار وارد اسلام نکرده!
    نه رهبران اسلامی و نه رهبران هیچ دین و عقیده دیگه ای توانایی ورود به حریم ذهن افراد رو ندارن و نتیجتا نمیتونن کسی رو به پذیرش دین موردنظر وادار کنن!

    حتی اگه بفرمایین مثلا اگه اسلام میخواست میتونست مردم رو با شکنجه وادار کنه که شهادتین بگن!
    بله ظاهر قضیه اینه که میتونست
    اما رهبران یه ایدئولوژی تمامیت خواه قاعدتا درین حد عقل و هوش دارن که بفهمن این روش شدیدا به زیان حاکمیت خودشون میشه
    چون تک تک این افرادی که با شکنجه مجبور به ادای شهادتین شدن بی هیچ تردیدی دشمنان کینه توز و پر از نفرتی هستن که به قلب سرزمین اسلامی اورده و اسکان داده شدن و از وارد کردن هیچ ضربه ای به پیکره حکومت اسلامی دریغ نمیکنن

    پس اسلام چاره دیگه ای جز لااکراه فی الدین نداره

    نکته اینجاست که اسلام به علت ذات حاکمیت گرایی از هر امکانی که در اختیار داشته باشه برا یارگیری و بالا بردن کمیت عددیش استفاده میکنه

    به عنوان مثال کسی که از پدرمادر مسلمان تولد شده باشه و از اسلام بیرون بره و این مساله رو اعلام کنه محکوم به اعدامه(چون اگه اعلام نکنه که بازم مربوط به حریم ذهنشه و رهبران اسلامی توان ورود به حریم ذهنی افراد رو ندارن)
    پس در اینجا هم اسلام از بیم اونکه مبادا فرزندان خانواده های مسلمان مسیری رو نه بر حکم وراثت بلکه بنا بر تشخیص خودشون انتخاب کنن ،مجازات مرگ تعیین کرده که کمیت عددی کاهش پیدا نکنه

    و جالب اینجاست که تحت حکومت اسلامی اگه بطور عمومی از کسی راجع به دین سوال بشه و جواب بده که من با تحقیق شخصی از اسلام خارج شدم حکم این شخص اعدامه
    اما اگه در جواب بگه من صرفا بخاطر مسلمون بودن والدینم مسلمون هستم در اونصورت هیچگونه تنبیهی برین شخص صورت نخواهد گرفت(یکی از مصادیق کمیت بی کیفیت)

    و بسیاری مثالهای دیگه که درین موضوع نمیگنجن و همه و همه نشون میدن اسلام با حداکثر تواناییش تلاش میکنه بر کمیت عددیش افزوده بشه حتی اگه این کمیت فاقد کیفیت باشه(به عنوان مثال ترس از اعلام خروج از اسلام که باعث میشه خیلیها جرات بیانش رو نداشته و در حکم سیاهی لشکر جامعه اسلامی حضور داشته باشن درحالیکه دل و ذهنشون با اسلام نیست)

    و اما چرا اسلام به حفظ جان مسلمان قاتل احتیاج داره و ترجیح میده با صرف نظر از قصاص کسی که غیرمسلمان رو به قتل رسونده از اعدام مسلمانها جلوگیری کنه؟
    درسته که میفرمایین صحبت از قانونه نه مصداق!

    اما نیازی به بازی با کلمات نیست
    قانون بر جامعه مترتب میشه و جامعه هم از افراد تشکیل شده
    هر فرد مسلمان چه قاتل و چه غیرقاتل برا حاکمیت اسلامی در حکم یک عدده و کم شدن هر یک ازین عددها در نهایت به زیان حاکمیت اسلامیه
    همونطور که یه تاجر مال دوست کهنه کار برا هر ریال از پولش اهمیت قائل میشه و البته این نشان از هوش و تدبیر حرفه ای این شخص داره ولو اینکه عملکرد حرفه ایش کاملا غیرانسانی و غیراخلاقی باشه

    درخصوص افساد فی الارض هم که گفتین اگه به قتل رسوندن غیرمسلمان توسط مسلمان مصداق فساد در زمین باشه دیگه زندگی اون مسلمان ارزشی نداره و فاسد شده و حاکم اسلامی حکم اعدامشو میده

    من در پست قبلی خاطرنشان کردم که این مورد دلیل بر این نیست که اسلام نگران از دست رفتن جان غیرمسلمونها باشه که اگه بود از ابتدا مجازات قاتلین رو همسطح میکرد و با اجرای حکم قصاص در همچی مواردی از تکرار اینجور قتلها جلوگیری میکرد و بقول معروف بازدارندگی ایجاد میکرد که نکرد!

    بلکه همونطور که در پست قبلی تاکید کردم اگر هم به صورت موردی قتل یه غیرمسلمان به مثابه فساد در زمین باشه یعنی که اون قتل در اون مقطع سبب بازخوردهایی شده که در نهایت به زیان حکومت اسلامیه و تهدید برا تمامیت حکومتش به حساب میاد پس شخص قاتل تحت عنوان فساد در زمین اعدام میشه
    و در اینجا فساد یعنی چی؟
    ایا این قتل ذاتا نوعی فساد در زمین بوده؟ اگه که بوده پس یعنی کشتن غیرمسلمونها به معنای فساد در زمین هستش؟
    پس علی القاعده باید تمام مواردی که در اون غیرمسلمان به دست مسلمان کشته میشه قاتل مفسد فی الارض نام بگیره و اعدام بشه
    پس چرا اینطور نیست؟
    پس اگه بطور موردی مسلمان قاتل غیر مسلمان رو به نام مفسد فی الارض اعدام کنن عنوان(فساد) فقط یک معنی داشته و اونم خرابکاری در جهت بی حیثیت کردن حاکمیت اسلامی بوده ولاغیر

    و درمورد بخشش جای انتقام که در پست قبلی نوشتم نمیخوام بهش ورود کنم چون یه بحث جداگانه میطلبه
    اما چون شما فرمودین که تاکید اسلام بر بخشش ،یه توصیه عمومیه و کانالیزه به بخشیده شدن مسلمین نیست
    پس لازم شد یه مقدار راجع بهش توضیح بدم
    در مکتب ما توصیه شده که انتقام از بخشش بهتره
    هدفی که مکتب ما دنبال میکنه اینه که اگر انسانها مجبور به پذیرش عواقب اعمالشون باشن قبل از انجام هرکاری یه مقداری بیشتر فکر میکنن
    یعنی میدونن که انجام هرکاری مقابله به مثل رو به دنبال داره و بنابراین سنجیده تر عمل میکنن

    و اما در مکتب اسلام توصیه شده که بخشش از انتقام بهتره
    و حالا هدف اسلام چیه؟
    هدفی که اسلام از این توصیه دنبال میکنه دوتا جنبه داره:
    اول اینکه با بخشیدن قاتل(اگر که مسلمان باشه) کمیت عددی مسلمین کاهش پیدا نکنه و ولی دم مسلمان رو تشویق میکنه که به نفع اسلام و علیرغم میل درونیش به انتقام از قاتل ،صرفا برا کسب ثواب و پیروی از توصیه اسلام ،پا بر تمایل درونیش بزاره و قاتل رو عفو کنه و از اعدام و حذف فیزیکی مسلمان قاتل صرف نظر کنه

    دوم اینکه با بخشیدن قاتل(اگر که غیرمسلمان باشه) یه جور نمایش مهربانی به راه بندازه که شاید اون شخص غیرمسلمان از اینهمه بخشندگی اسلامی به وجد بیاد و جذب اسلام بشه!

    درخصوص مورد اول که بازهم در راستای عددافزایی مسلمینه

    و در خصوص مورد دوم هم که مربوط به بخشیدن غیرمسلمان قاتل باشه اصلا اون شخص غیرمسلمان تحت لوای حکومت اسلامی خونش ارزش و قیمتی نداره که بخشیده شدنش اتفاق مهمی باشه یا که مسلمین بتونن ازین به اصطلاح بخشندگی و مهربانیشون به عنوان برگ برنده استفاده کنن
    چون اون شخص حتی با بخشیده شدن و برگشتن به جامعه هم باز تامین جانی نداره و قانون اسلامی هیچ مجازات قابل ملاحظه ای برا بازدارندگی از به قتل رسیدنش درنظر نگرفته

    شما سوالات منو در پست قبلیم بی جواب گذاشتین
    سوالی که به تاکید از شما پرسیدم اینه که شما لطفا همین تقلیل مجازات قاتل تحت عنوان اینکه قاتل جزیی از بدنه امت اسلامه و بایستی تحت چتر حمایت حاکمیت اسلامی قرار بگیره و تبعیض در مجازات دو نفر قاتل با توجیه تفاوت ایدئولوژیکی مقتولین رو درنظر بگیرین و بعدش بفرمایین که ایا اگه همین شیوه و دقیقا با همین توجیهات اما در سوی مخالفش و در برخورد با شما مسلمین انجام بشه ایا میپسندین یا که معترض میشین؟

    به بیان واضحتر اگه در هر گوشه از جهان یه مسلمان توسط یه غیرمسلمان به قتل برسه و دادگاه اون کشور به علت دین مقتول که اسلام بوده در مجازات قاتل تخفیف قائل بشه حال انکه اگه مقتول مسلمان نبود مجازات سنگینتری در انتظار قاتل بود ،ایا شما به همچی حکمی اعتراض نمیکنین؟

    ایا این حکم رو مصداق ناعدالتی درنظر نمیگیرین؟

    ایا اعتراض نمیکنین که پس عدالت چی شد؟

    و اونوقت اگه به شما بگن عدالت به معنای تساوی نیست و یک مشت توجیهات ایدئولوژیکی در توجیه این مدعیاتشون ارائه بدن جوابتون چی خواهد بود؟

    و اصلا ایا میپذیرین و دست از اعتراض میکشین؟

    اگه یه مسلمان ادعا کنه که در همچی موقعیتی به نشانه رضایت سکوت میکنه یقینا داره دروغ میگه و از محالاته که شماها در همچی موقعیتهایی سکوت کنین و دست از اعتراض بردارین!

    پس برا چندمین بار سوالمو تکرار میکنم چرا کاری که دوست ندارین در حقتون انجام بشه در حق دیگران انجام میدین؟

    میفرمایین عدالت به معنای یکسان بودن نیست و اینهم به نوعی بازی با کلماته
    بله میدونیم که واژه عدالت لزوما برا تساوی بین اشخاص استفاده نمیشه
    اما عدالت تعریف و ساختاری داره که حق و حقوق افراد رو بر حسب میزان تخصص و تلاش و جایگاه اجتماعی و اعمال و افعالی که در سطح جامعه انجام دادن یا بر اونها انجام گرفته بطور یکسان درنظر بگیره
    به عنوان مثال اگه یه کارمند روزی ۴ ساعت و کارمند دیگه با همون سطح تخصص و تجربه روزی ۸ ساعت کار کنه طبق یه قانون عادلانه دومی دوبرابر اولی حقوق میگیره
    مولفه های دیگه ای که دخیل هستن مثل میزان تخصص و تجربه و.. که همه موارد کاملا برا همه مردم دنیا قابل قبول و توجیه شده هستن و هیچ فرد نرمالی به بالاتر بودن حقوق یه کارمند با تجربه نسبت به یه کارمند کم تجربه اعتراضی وارد نمیکنه

    اما اگه همون اداره یا سازمان تصمیم بگیره که از فردا حقوق کارمندانشو بر مبنای رنگ پوست یا چشم یا قد و وزن اونا محاسبه کنه اونوقته که هر فرد نرمالی معترض میشه و این حرکت رو نشانه بی عدالتی میدونه
    و اونوقت دیگه جایی برا دفاع کردن نیست و دیگه اینجا رییس اداره نمیتونه بگه که عدالت به معنای تساوی نیست!
    چون برا عدم تساوی حقوق کارمندانش از مولفه هایی استفاده کرده(رنگ پوست و چشم و..) که مولفه های مورد قبول مردم نیستن و صرفا برا خودش و کسانیکه مث خودش فکر میکنن معنا دارن!

    اما اگه برحسب ساعات کاری و میزان تجربه و تخصص کارمندانش حقوق اونا رو رتبه بندی کنه هیچ انسان عاقلی اونو مصداق بی عدالتی درنظر نمیگیره و اینجا میشه گفت که بقول شما عدالت همیشه به معنای یکسان بودن نیست

    پس اگه در تعریف عدالت منطقهای عمومی و عقل پسند رعایت نشن یعنی که عدالت رعایت نشده

    وگرنه اگه هرکسی برحسب تفاوتهای فیزیکی یا قومیتی یا ایدئولوژیک بین انسانها تبعیض قائل بشه و اسمشو عدالت بزاره و توجیه کنه که عدالت همیشه به معنی یکسان بودن نیست اونوقته که با هزاران عدالت جورواجور که هرکدام به شدت با همدیگه در تعارض هستن روبرو خواهیم شد
    یعنی اگه همه مردم دنیا بخوان طبق توجیه شما عدالت رو تعریف کنن جهان به سمت انارشیزم میره که چه در مفهوم و چه در عمل ،در سوی کاملا مخالف عدالت قرار داره

    و درنهایت اینو بگم..
    درسته که ما برطبق باورهامون جان همه انسانها رو از هر دین و مکتبی که باشن یکسان ارزش گذاری میکنیم و هرگز به خودمون اجازه نمیدیم زندگی کسیو بخاطر دین و عقایدش مورد تهدید قرار بدیم
    اما با توجه به نگاه غیرانسانی مسلمونها نسبت به خودمون ،لزومی هم نمیبینیم که باهاشون همدرد باشیم و از شنیدن حوادثی که براثر بلایای طبیعی و جنگها و غیره سر مسلمونها میاد متاثر شده و بخاطر کمک به اونا دچار زحمت و اذیت بشیم
    وقتی از نگر اسلام ریختن خون ما اتفاق کم اهمیتی تلقی میشه که مجازات قابل توجهی نداره پس مسلمونها نبایستی انتظار داشته باشن که ما در رنجها و مصائبی که بر اونا وارد میشن همدرد و غمخوارشون باشیم که اگه اینطور باشه توازن بهم میخوره و عقلانیت زیرسوال میره
    ویرایش توسط مدیر اجرایی_فرهنگی : ۱۳۹۸/۰۹/۱۲ در ساعت ۱۲:۵۷ دلیل: تبلیغ

  16. تشکر


صفحه 1 از 13 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود