صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: از گناه کردن خسته شده ام

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۸
    نوشته
    11
    مورد تشکر
    14 پست
    حضور
    2 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    از گناه کردن خسته شده ام




    سلام....
    گناهان زیاد مرتکب شدم و الان بسیار خستم چجوری میشه خوب زندگی کرد ؟گناه نکرد؟ و به خدا رسید چجوری میشه ارامش پیدا کرد و خدا را در زندگیم ببینم؟
    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۶/۲۵ در ساعت ۲۱:۲۴

  2. تشکر


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    1,045
    مورد تشکر
    1,833 پست
    حضور
    21 روز 20 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4



    با نام و یاد دوست

    از گناه کردن خسته شده ام

    کارشناس بحث: استاد کافی


  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,915
    مورد تشکر
    3,503 پست
    حضور
    37 روز 21 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط arafeh نمایش پست
    سلام....
    گناهان زیاد مرتکب شدم و الان بسیار خستم چجوری میشه خوب زندگی کرد ؟گناه نکرد؟ و به خدا رسید چجوری میشه ارامش پیدا کرد و خدا را در زندگیم ببینم؟
    باسمه تعالی
    با عرض سلام و خسته نباشید
    وقتی غذای مسموم وارد بدن می شود، مزاج سالم آن را بر نمی تاید و یا کسی که سرما خورده و زکام شده، از استشمام بوی خوش عطر محروم است.
    این که مرقوم فرمودید آز گناه کردن خسته شده اید و یا آرامش خود را از دست داده اید، به این جهت است که گناه سمی است که به روح آسیب می زند و آن را بیمار می نماید.
    برای این که وجود خویش را از آلودگی گناه، حفظ کنید، راهی جز کنترل و تعدیل غرایز و تمایلات نفسانی ندارید. برای حل مشکل فوق به نکات زیر توجه کنید:

    1- کنترل فکر
    امیرالمومنین (علیه السلام) می فرمایند: «مَنْ‏ كَثُرَ فِكْرُهُ‏ فِي‏ الْمَعَاصِي‏ دَعَتْهُ‏ إِلَيْهَا (1) آن كه در گناهان، بسيار انديشه كند، [اين كار،] او را به گناه مى كشانَد»

    بنابراین به شدت مراقب افکار منفی و گناه آلود باشید و هر موقع افکار منفی به سراغ شما می آید به جای دامن زدن و توجه کردن به آن، سریعا انصراف ذهنی بدهید. یعنی با تغییر مکان دادن، و خود را به کاری مشغول کردن، با کسی صحبت کردن، سوره ناس و صلوات را داشتن، ان افکار را از ذهن خارج کنید.
    2- از بیکاری و تنهایی خود داری نمایید. زیرا این دو امر، زمینه بروز افکار منفی و گناه را فراهم می نماید.
    حتما باید شبانه روز خود را با برنامه ریزی صحیح و متناسب با وضع روحی و جسمی خود پر کنید و هیچ ساعت بیکاری نداشته باشید تا نفس شما را مشغول کند. در اوقات بیکاری وسوسه‌های نفس و شیطان به سراغ انسان می‌آید و او را به فکر گناه و سپس به خود گناه می‌کشاند.
    3-مراقب دوستان نا اهل باشید. دوستانی که باعث می‌شوند انسان گناه را مزمزه کند، در واقع دشمن هستند و باید از آن‌ها پرهیز نمود.
    4-اهل محاسبه نفس باشید، یعنی هر شب قبل از خواب اعمال روزانه خود را مرور کنید، از اول صبح تا همان لحظه ای که می خواهید استراحت کنید. اگر خطایی نداشتید که سجده شکر به جا بیاورید و اگر خطایی داشتی، همان شب توبه کنید و در قدم بعدی به علت بروز ان خطا پی ببرید، یعنی چی شده که ان خطا را انجام دادید، آن علت را از بین ببرید و همچنین برای خود جریمه سنگین مشخص کنید، تا سختی آن جریمه مانع ارتکاب مجدد گناه شود. اگر این رویه را هر شب داشته باشید، به مرور بر هوای نفس خود غلبه خواهید کرد.

    5-هیچ گناهی را کوچک نشمارید.
    6-بدانید که همواره در محضر خدای بزرگ هستید، او بر سراسر وجود شما اشراف دارد و از ظاهر و باطن شما آگاه است.
    7-مطالعه پیرامون زندگی پارسایان و زاهدان و مطالعه کتب اخلاقی را فراموش نکنید.

    پی نوشت:
    1.تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، تصنيف غرر الحكم و درر الكلم‏، دفتر تبليغات‏، ايران؛ قم‏، 1366 ش‏، ص186.

    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۶/۲۹ در ساعت ۱۲:۰۰

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۸
    نوشته
    11
    مورد تشکر
    14 پست
    حضور
    2 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    با تشکر از پاسخ کارشناس محترم
    لطفا درباره محاسبه نفس و اهمیت آن توضیح بفرمایید؟ و آیا زمان محاسبه نفس فقط در هنگام خواب است؟

  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,915
    مورد تشکر
    3,503 پست
    حضور
    37 روز 21 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط arafeh نمایش پست
    سلام
    با تشکر از پاسخ کارشناس محترم
    لطفا درباره محاسبه نفس و اهمیت آن توضیح بفرمایید؟ و آیا زمان محاسبه نفس فقط در هنگام خواب است؟
    باسمه تعالی
    با عرض سلام و خسته نباشید
    امام صادق علیه السلام برای ورع، يازده اصل و پايه ذكر كرده‌اند، و اولين آن را محاسبه نفس بیان نموده‌اند:
    «اَصْلُ الْوَرَعِ دَوَامُ مُحَاسَبَةِ النَّفْسِ(1) اصل و ریشه ورع،دوام محاسبه نمودن نفس است.»
    اصل محاسبه که یکی از ملزومات اخلاقی و از راه‌های مهم مبارزه با نفس اماره قلمداد می‌گردد، اساس تهذیب و تصفیه باطن است. انسان تا محاسبه نفس نکند، به عیوب خود پی نمی‌برد، و تا به عیوب خویش آگاه نشود، در صدد اصلاح نفس بر نخواهد آمد.
    لذا امیرمؤمنان علی علیه السلام در فرمایشی فرمودند:
    «ثَمَرَةُ الْمُحَاسَبَةِ إِصْلَاحُ النَّفْس‏(2) میوه و نتیجه حساب گری، اصلاح نفس است»
    امام صادق علیه السلام در بیانی طریقه محاسبه نفس را بیان فرموده‌اند:
    «يا ابنَ جندب، حَقٌّ على كُلِّ مُسْلِم يَعْرِفُنا أنْ يَعرِضَ عَمَلَهُ في كلِّ يوم و لَيْلَة على نَفْسِهِ فَيَكُونُ محاسِبَ نَفْسِهِ، فَاِنْ رَأى حَسَنةً إِسْتَزادَ مِنْها و إنْ رَأى سَيِّئَةً اسْتَغْفَرَ مِنْها لِئَلاّ يُخُزى يَومَ القيمةِ(3) اى پسر جندب، بر هر مسلمانى كه ما را مى‌شناسد، لازم است كه در هر روز و شب، اعمالش را بر خود عرضه بدارد و از نفس خود حساب بكشد؛ اگر كار خوبى در آنها يافت، بر آن بيفزايد و اگر كار زشتى يافت، طلب بخشايش نمايد تا در قيامت دچار رسوايى نگردد.»
    در واقع محاسبه عبارت است از اینکه وقت معینی را در شبانه روز برای خود معین کند و در آن وقت به حساب نفس خود برسد و طاعات و معاصی خویش را بسنجد.(4)
    طبق اين روايت، انسان بايد در محاسبه نفس خود توجه داشته باشد، که اگر كار خوبى انجام داده، و از عهده وظایف خویش برآمده، آن‌را لطفی از جانب خدا بداند، و از او توفيق بخواهد كه آن امور را بيش‌تر انجام دهد، و اگر هم لغزش و خطایی در اعمال خود مشاهده نماید، در صدد توبه و تدارک بر آید.
    مثلا، اگر عمل واجبی از او فوت شده، قضا نمايد يا اگر حقى از كسى ضايع ساخته، ادا كند و يا چنان‌چه كار زشت ديگرى انجام داده، آن را جبران نمايد.
    حدیث شریفی نیز از امام موسی کاظم(علیه السلام) در تثبیت این حقیقت نقل شده است:
    « لَيْسَ‏ مِنَّا مَنْ‏ لَمْ‏ يُحَاسِبْ‏ نَفْسَهُ فِي كُلِّ يَوْمٍ فَإِنْ عَمِلَ خَيْراً [حَسَناً] اسْتَزَادَ اللَّهَ مِنْهُ وَ حَمِدَ اللَّهَ عَلَيْهِ وَ إِنْ عَمِلَ شَرّاً اسْتَغْفَرَ اللَّهَ مِنْهُ وَ تَابَ إِلَيْهِ.(5) هر که نفس خویش را در هر روز محاسبه ننماید از ما نیست پس اگر حسنه ای انجام داده توفیق افزودن بر آن را از خدای متعال طلب نماید و اگر گناهی مرتکب شده استغفار کند و به سوی خدا توبه نماید.»
    البته زمان محاسبه نفس، فقط هنگام خواب نیست. بلکه مهم انجام دادن این محاسبه می باشد.
    پی نوشت:
    1.نورى، حسين بن محمد تقى‏، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل‏،مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏،قم‏،1408 ق، ج11،ص271
    2.تميمى آمدى، عب
    د الواحد بن محمد،غرر الحكم و درر الكلم‏،،دار الكتاب الإسلامي‏،قم‏،1410 ق‏، ص329
    3.ابن شعبه حرانى، حسن بن على،تحف العقول‏، جامعه مدرسين‏،قم‏،1404 / 1363 ق‏، ص301
    4.نراقی،ملااحمد، معراج السعاده،ص694
    5.
    الكافي( ط- الإسلامية)، كلينى، محمد بن يعقوب‏، 329ق،محقق: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد،دار الكتب الإسلامية، تهران‏، 1407ق، ج2، ص453

    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۷/۰۳ در ساعت ۱۹:۲۷

  9. تشکرها 2


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۸
    نوشته
    11
    مورد تشکر
    14 پست
    حضور
    2 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا
    یکی از گناهان خودستایی است، در این زمینه می توانید توضیحاتی داشته باشید؟
    ممنون


  11. تشکر


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,915
    مورد تشکر
    3,503 پست
    حضور
    37 روز 21 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط arafeh نمایش پست
    به نام خدا
    یکی از گناهان خودستایی است، در این زمینه می توانید توضیحاتی داشته باشید؟
    ممنون
    باسمه تعالی
    با سلام
    یکی ازآسب هایی که نفس آدمی به آن دچار می شود و از مهم ترین و اصلی ترین موانع رشد نفس و تعالی روح انسان است در زیان فارسی «خودستایی» و در زبان قرآن«تزکیة النفس» خوانده می شود. در قرآن خودستایی یا تزکیه به دو نوع محمود و مذموم تقسیم می شود که در ادامه به بررسی آن می پردازیم البته قبل از ورود به مباحث اصلی نیاز به طرح مقدماتی است که به بیان آن می پردازیم.
    جریان محبت در آفرینش
    نگاهی که عارفان به مسئله خلقت بر پایه محبت دارند نگاهی دلنشین و دلچسب است همان که حافظ شیرازی گفته اند:
    در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد / عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
    در متون دینی و مذهبی ما نیز چنین سخنانی وجود دارد و اساسا ارباب عرفان و معرفت این مفاهیم را از محتویات دینی استخراج کرده اند و چنین نغز و شیرین در قالب ادب منتقل نموده اند. این مبحث که اساس و ریشه اصلی آفرینش محبت است فرازها و بخش هایی دارد که بی تردید دور از دسترس عمده انسان هاست یعنی فراخنای این موضوع که جذبه حبی ذات حق سلسله جنبان خلقت است بحث بسیار دشوار و پیچیده ای است و به بیان اهل دل موضوعی است بسیار دیریاب؛ خداوند در حدیث قدسی می فرماید:
    «كنت‏ كنزا مخفيا فأحببت أن أعرف، فخلقت الخلق لکی أعرف(1) من گنج پنهانی بودم و دوست داشتم که شناخته شوم پس مخلوقات را آفریدم تا شناخته شوم.»
    پی نوشت
    1. بحار الأنوار( ط- بيروت)،مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏؛ دار إحياء التراث العربي‏، بيروت‏1403 ق‏، ج84، ص344




  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,915
    مورد تشکر
    3,503 پست
    حضور
    37 روز 21 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پس سرچشمه جریان محبت در هستی، ذات پاک حضرت سبحان است که در مراحل بعدی از خداوند متعال به سوی خلق جریان می یابد.و هنگامی که بندگان با محبت الهی نواخته می شوند آن ها نیز این عشق را تجربه می کنند و دلداده حضرت محبوب می شوند اینجاست که نغمه«یحبهم و یحبونه(1) آن ها را دوست دارد و آنان نیز او را دوست دارند» به نوا در می اید؛ به تعبیر مولوی در مثنوی معنوی:
    عاشقی گر زین سر و گر زان سر است/ عاقبت ما را بدان سر رهبر است
    اما آخرین ساحت محبت جریان یافتن آن میان آدمیان است که پیوندها را مستحکم کرده و جامعه بشری را قوام می بخشد.
    از رشحات جریان محبت در هستی«حب نفس» است یعنی محبت انسان به خویشتن خویش، حبی که خداوند در فطرت آدمیان قرار داده و از اصیل ترین غرایض و تمایلات درونی انسان ها است. این حب ذات و محبت انسان به خویش در واقع عامل و انگیزه بقای انسان است زیرا با وجود آن می توان زندگی را با تمام سختی ها و دشواری هایش پذیرفت. اگر آدمیان خودگرا نبودند و خود دوستی نداشتند شانه هایشان زیربار رنج زندگی خمیده می شد ولی با وجود حب نفس تمام این مصائب تحمل پذیر است.
    پس محبت به خود و به بیان اهل معنا«حب ذاتی یا حب نفس» از اصیل ترین غرایض درونی انسان است که در زبان فارسی به آن «خودگرایی» می گویند.
    خودگرایی یکی از تمایلات نهادینه در وجود انسان است؛ اما این غریزه درونی گاه از اعتدال خارج می شود از همکاری با دو عیار عقل و شرح سر بر می تابد جانب افراط را پیش می گیرد و تبدیل به موضوع دیگری می شود موضوعی که می توان از آن تعبیر به خودخواهی کرد که طی آن آدمی همه چیز را بر محوریت خود می خواهد و معیارش سود و زیان خویش است.چنین آدمی لذت ها را تنها برای خود می خواهد و حاضر است بسیاری از حقایق امور را در پس این خود محو و پنهان کند.
    اما گاه انسان در اینجا متوقف نمی شود و در سیر قهقهرایی خود به مرحله بسیار مهلک «خودپرستی » می رسد انسان در این حالت به جایی می رسد که جز خود پدیده دیگری را نمی بیند و هر چه غیر خود است را منکر می شود چنین انسانی اسیر دست بسته نفس خویش است و نه حقی را می بیند و نه حقیقتی. تمام وجود برای او محو در خویشتن خویش می شود و لحظه ای نمی تواند از جذبه نفس خود خارج شود.
    پس افراط در آن غریزه اصیل درونی، انسان را به خودستایی و خودپرستی می کشاند در واقع خودستایی حالتی است که انسان می خواهد خویشتن محوریت یافته و بت شده خود را تثبیت کرده و همگان را تحت تاثیر این اندیشه قرار دهد.
    اگر با دقت بیشتری به این موضوع بنگریم در می یابیم که خروج از اعتدال یکی از اختلالات عمده شخصیتی انسان است و خودستایی حالتی است که ریشه در تعادل نداشتن انسان است و خودستایی حالتی است که ریشه در تعادل نداشتن وجود آدمی دارد این حالت در واقع انحرافی نفسانی و نوعی مرض روحی است که کمبودهای درونی انسان در سایه آن ظاهر شده و فرد می کوشد خلا درونی خویش را با ادعا و ستایش خویش پر کند.

    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۶/۲۹ در ساعت ۱۵:۴۶

  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,915
    مورد تشکر
    3,503 پست
    حضور
    37 روز 21 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خودستایی از منظر قرآن کریم
    خودستايى و خود را برگزيده و ممتاز دانستن، مورد نكوهش قرآن است. در این قسمت به بررسی ایاتی از قرآن کریم می پردازسم که به مبحث خودستایی اشاره دارند.
    «فَلا تُزَکوا أَنْفُسَکمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقی(1) خودستایی مکنید، او بهتر از شما پرهیزکاران را می شناسد.»
    «أَ لَمْ تَرَ إِلىَ الَّذِینَ یُزَکُّونَ أَنفُسَهُم بَلِ اللَّهُ یُزَکىّ‌ِ مَن یَشَاءُ وَ لَا یُظْلَمُونَ فَتِیلاً(2) آیا ندیدى کسانى را که خودستایى مى‌کنند؟!(این خودستاییها، بى‌ارزش است) بلکه خدا هر کس را بخواهد، ستایش مى‌کند و کمترین ستمى به آنها نخواهد شد.»
    امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند:
    «قبح الصّدق ثناء الرّجل على نفسه(3) «زشت‌ترین راستى، ستایش کردن مرد است بر نفس خود.»
    پس مبادا نفس خود را با خودستایی به گرداب هلاکت بیاندازیم و از مقام انسانیّت دور شویم زیرا خودستایی، موجب غرور و غفلت می شود امام علی(علیه السلام) می فرماید: «
    امام علی (ع) فرمود:
    «مَنْ مَدَحَ نَفْسَهُ فَقَدْ ذَبَحَهَا (4) کسی که خودستایی می کند، در واقع خود را ذبح کرده است.»

    1-تزکیه راهکار رستگاری
    «قد افلح من زکاها (5) هر کس نفس خود را پاک و تزکیه کرده رستگار شده است.»
    این آیه به صورت «قد افلح من تزکی» در سوره مبارکه اعلی نیز تکرار شده است. گفتنی است از راه های برون رفت از خودستایی تزکیه است. تزکیه در قرآن کریم با مفهوم فلاح و رستگاری گره خورده است.
    تزکیه از ریشه «زکی، زکو» گرفته شده است که در کلام عرب به دو معناست. اول تطهیر و پاک سازی و دوم رشد و نمو هنگامی که کشاورزی علف های هرز را از مزرعه اش خارج می کند تا رشد و بالندگی گیاهان اصلی دچار اختلال نشود این عمل را «تزکیه» می گویند. البته با اندکی دقت می توان گفت این دو معنا با هم در ارتباط اند و هر جا تطهیر صورت می گیرد رشد و بالندگی را نیز به دنبال خواهد داشت به بیان دیگر تا آفات دفع نشوند زمینه رشد و محصول دهی فراهم نخواهد شد.
    وجود انسان نیز به گونه ای است که اگر رذایلش زدوده شود فضایل جایگزین آن می شود و این همان فرآیند «تزکیه» است.
    بنابراین بر طبق این آیه راه فلاح و رستگاری با تزکیه پیموده می شود و انسان می تواند با تزکیه جان و روح خویش به این مهم دست یابد.
    پی نوشت
    1.نجم/32
    2.نساء/49
    3.
    خوانساری، جمال الدین؛ شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غرر الحکم، دانشگاه تهران، 1366 ش، 7 جلد، ج‌2، ص 389
    4.
    غررالحكم، ح 7058
    5.شمس/9


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۶/۳۰ در ساعت ۱۱:۲۳

  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,915
    مورد تشکر
    3,503 پست
    حضور
    37 روز 21 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پس از شناخت رذیله اخلاقی خودستایی، گام بعدی شناخت راهکارهای رهایی از این دام مهیب است.با توجه به آیات و روایات می توان سه راه حل برای رفع این آفت ارائه نمود.
    1-اصلاح نگاه توحیدی
    اولین و اساسی ترین راه برای رهایی از خودستایی آن است که انسان با اصلاح نگاه وحدانی خویش مفهوم توحید را در وجود خودبازبینی و بازسازی کند. قران کریم نیز به این راه برای پیشگیری و درمان این رذیله اخلاقی اشاره کرده است. در حقیقت قرآن انسان را از نگاه فردمحوری به سوی بینش جمع گرایانه سوق می دهد و به او می آموزد که:
    «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ (1) ای مردم، ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم.»
    اگر قرار است بین انسان ها امتیاز و تفاوتی باشد باید مبنای خردورزانه و متشرعانه داشته باشد نه آنکه از امیال و هواهای نفسانی سرچشمه بگیرد. این گرایش از فردگرایی به جمع گرایی انسان را چون قطره ای به دریا پیوند می دهد و خودمحوری مذموم فرد را از میان می برد و انسان را در جایگاه واقعی خویش می نشاند. با نگاهی عمیق تر می توان این نکته را دریافت که ریشه اصلی این اختلال در درک نادرست مفهوم توحید است.
    انسان موحد تمام زیبایی های خلقت و تمام فعل و انفعالات و جنبش های عالم را از حضرت حق می داندو بر این اساس هر آنچه را در وجود خویش دارد به پای نفس خود نمی نویسد تا مبادا به مرحله خودستایی برسداو اساسا این عمل را مشرکانه می داند و معتقد است اگر نعمت و فضیلتی است از اوست.
    پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: «اگر شخصی در نفس خود، نسبت به عملى خودستایى دید، بیاندیشد و با خود بگوید: عمل من بوسیله دست و عضوى از اعضایم و با قدرت و اراده‌ام انجام گرفته که همه اینها آفریده خدایند. اوست که مرا آفریده و اعضا و جوارح، قدرت و اراده را به من داده است، پس چگونه من خودستایى کنم، پس در تمام اینها منّت از آن خداست.»(2)
    وقتی انسان بدین مقام برسد و همه چیز را از قلم صنع صانع متعال بداند به جای ستایش و ثنای خویش به حمد و ثنای آن محبوب ازلی و ابدی می پردازد و خودستایی در وجود او جای خویش را به حق ستایی می دهد.
    در واقع کسانی که از تنگنای نفس می گذرند و خودمحوری را به خدا محوری مبدل می سازند به ستایش ماندگار خداوند مزین می شوند که نتیجه ای نیک در خروج از حباب خودستایی است.
    پی نوشت
    1.حجرات/13
    2.
    عطائى،محمد رضا ؛‌مجموعه ورام، آداب و اخلاق در اسلام، آستان قدس‌مشهد، 1369 ش،اول‌،ص 456




صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود