صفحه 5 از 5 نخست ... 345
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مراحل ورود به مرتبه ی عقل

  1. #41

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,922
    مورد تشکر
    3,503 پست
    حضور
    38 روز 3 ساعت نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به علم خاص خدای سبحان به ترتیب اشیای موجود در مراتب وجودی نظام هستی به حسب تعین علمی آن اشیا در حضرت علم خداوندی و جای دهی آن اشیا در مرتبه شایسته شان حکمت گویند چون خلق و ایجاد آفریدگار جهانیان عالمانه و حکیمانه است و در نظام احسن انجام می گیرد پس تمامی قضایا و وقایع این نظام بر پایه حسن تدبیر و کمال تقدیر انجام می گیرد از این رو هر واقعه ای از آن حیث که به خدای حکیم منسوب است نیکوست گر چه این نیک تدبیری چه بسا چهره ای پربلا دارد. بنابراین قضای الاهی بر پایه حکمت الاهی در جریان است.
    جریان قضای الاهی در نظام هستی برای هر کس برحسب جایگاه و رتبه ویژه اوست که از آن جمله مومنان و سالکانی هستند که با معرفت یقینی علم وحیانی و عمل راستین گره خورده اند هرگاه به مومنی طریقت پیما قضای ویژه او روی آورد، در موقعیت سلوکی رضا قرار می گیرد آنگاه می کوشد دل را در مقر وجه خاص سوق دهد و به وجهاللهی معطوف دارد و در اسم مناسب فضیلت(حکیم) متمرکز سازد و خدا را با اسم حکیم بخواند که هر چه از سوی خدای سبحان خوشایند یاناخوشایند باشد از سر حکمت و از باب حسن تدبیر است.
    امام صادق(علیه السلام) می فرماید:
    «آنگاه که دانستیم خدای عزیز و جلیل حکیم است تصدیق می کنیم که تمامی افعال او از روی حکمت است گرچه وجه آن برای ما روشن نشده باشد.»(1) این مومن سالک پیشه این امر جاری حکیمانه خدا را خیر می داند زیرا آن را مایه هدایت خاص الاهی و تقرب ربوبی می بیند چنانکه به تجربه دریافته چه بسا خدای سبحان او را به بلایی مبتلا می کند تا کفاره گناهان یا موجب سعه صدر گردد یا او را به هدف والایی که در دل دارد برساند و چه بسا خدای سبحان او را به نعمت دنیوی یا لذت معنوی متنعم می سازد تا او را در سیرالاهی تشویق نماید یا هدف او را تایید کند پس در چشم وی جریان قضا برای مومنان ریزش خیرالاهی است که خدای سبحان به حکمت بر آنان می باراند.
    رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «در هر قضای خدای عزیز و جلیل خیری برای مومن است.»(2)
    شگفتا که خدا برای مومن قضایی را حکم نمی کند جز آنکه برای او خیر است چه او را شاد کند و چه اندوهگین؛ اگر او را به بلا دچار کرد کفاره گناه اوست و اگر چیزی به او ببخشد و او را اکرام کند هدیه خداوندی به اوست پس عارفان هماره شادمانه با قضای الاهی معامله می کنند که رویم می گوید: «رضا استقبال قضا بود به شادی.»(3)
    پی نوشت
    1.
    مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج52، ص91
    2.
    حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص293
    3.
    ابوالقاسم قشیری، رساله قشیریه، ص300


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۷/۳۰ در ساعت ۱۳:۱۵

  2. #42

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,922
    مورد تشکر
    3,503 پست
    حضور
    38 روز 3 ساعت نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اگر سالک توجه به خدای حکیم را با بار معرفتی یاد شده مکرر سازد اندک اندک اسم حکیم بر دل حاکم می گردد و دل تحت تاثیر آن قرار می گیرد و رکن رکین رضا یعنی سرور شادمانهبه قضای الاهی به بار می نشیند در نتیجه رضا رشد کرده ملکه می گردد و آرامشی فراگیر دل را در بر می گیرد. محمدبن خفیف شیرازی می گوید: «رضا آرام دل است به حکم های او، موافقت دل به آنچه او بپسندد و اختیار کند.»(1) با این رضایت مندی از رسول خدای سبحان او بداند که خدا نیز از او راضی است چنانکه امام علی(علیه السلام) می فرماید: «نشانه رضایت مندی خدای سبحان از عبد رضای اوست به آنچه خدا برایش قضا ساخته است خوب یا بد.»(2)
    خدای متعال می فرماید: «کسی که به قضا و قدرم راضی و خشنود نیست پروردگاری جز من بجوید.» در این مقام راز این آیه برای وی گشوده می شود: «رضی الله عنهم و رضو عنه»(3)؛ خدا از ایشان خشنود و آنها از او خشنودند.»
    روزی امام محمدباقر(علیه السلام) به دیدار جاربن عبدالله انصاری رفته، از حال او پرسید وی گفت: «من در حالی هستم که پیری را بر جوانی و بیماری را بر سلامت و مرگ را بر حیات بیشتر دوست می دارم.» امام فرمود: «اگر خدا مرا پیر گرداند من پیری را دوست دارم و اگر جوانم گرداند جوانی را بیش از پیری دوست دارم. اگر بیمارم کند بیماری را دوست دارم و اگر شفایم دهد شفا و سلامتی را بیشتر دوست دارم اگر مرا بمیراند مرگ را دوست دارم و اگر مرا باقی بدارد بقا را دوست دارم.» در این همگام جابر با شنیدن این سخن صورت امام را بوسید و عرض کرد که رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
    «در آینده از من فرزندی را درک می کنی که نام او نام من است و علوم را می شکافد از این رو باقر علم اولین و آخرین نامیده شده است.(4)
    این نکته جای بسی دقت دارد که رضا به معنای بی توجهی نیست بلکه اهل رضا هنگام برزو بلا آن امر ناگوار را نه اینکه نبینند و ادراک نکنند و تلخی آن را نچشند بلکه چون آن را قضای مولای حکیم می دانند با نگاهی مبتهج بدان می نگرند و با قلبی شادمانه معامله می نمایند و بر آن قضا هیچ اعتراضی نکرده چنین زمزمه می کنند: «الهی رضا بقضائک و تسلیما لامرک» مانند کسی که از داروی تلخ می رنجد ولی چون می داند که طبیب آن دارو را حکیمانه برای درمانش تجویز کرده، ان را با رضایت می نوشد ابوعلی دقاق می گوید:
    «رضا به آن است که بلا نبیند و نداند رضا آن بود که بر حکم قضا اعتراض نکند.»(5)
    البته مقام رضا از برترین ظهورات عبودیت است پس عارفان سترگی چون خواجه عبدالله انصاری و عبدالرزاق کاشانی رضا را به وقوف صادق در بربابر اراده الاهی تعریف کرده اند.
    پی نوشت
    1.همان، ص298
    2.
    عبدالواحد آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ح6344
    3.
    مجادله/22
    4.
    زین الدین مکی عاملی(شهید ثانی) مسکن الفواد، ص87
    5.
    ابوالقاسم قشیری، رساله قشیریه، ص296





    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۷/۳۰ در ساعت ۱۳:۱۸

صفحه 5 از 5 نخست ... 345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود