صفحه 4 از 4 نخست ... 234
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: غرض از «ریاضت»

  1. #31

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,086
    مورد تشکر
    3,636 پست
    حضور
    43 روز 12 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شیخ الرییس درمورد اسبابی که باعث ایجاد تمرکز می شود می فرماید:
    از جمله چیزهایی که به عارف سالک کمک می کند تا بر موانع درونی و چیرگی بر خیال دست یابد کلمات و متن هایی است که همراه نغمه، نوا، و لحن به مخاطب القا می شود این کلمات و متون اگر مشتمل بر محتوای درست باشد به نحوی که اگر انسان آن را بشنود دلش آرام گیرد موجب می شود نفس آدمی بر قوای درونی خود و قوه وهم خود چیره شود و اجازه ندهد خیال زمام امور را به دست گیرد.
    عبارت شیخ الرییس درباره این امر این گونه است: «ثم نفس الکلام الواعظ من قائل زکی بعبارة بلیغة و نغمه رخیمة و سمتٍ رشید» شیخ در این عبارت بر کلام همراه موسیقی تمرکز می کند و تاثیر آن را بر شنونده در برطرف کردن خیال های مزاحم گوشزد می نماید همچنین تاکید می کند اگر این کلام با چهار ویژگی همراه باشد تاثیرگذاری آن بیشتر خواهد بود.
    ویژگی نخست آن است که گوینده و خواننده آن کلام پاک باشد خواننده هایی که ارزشمدار نیستند و برای ارزش های الهی و انسانی آن ارزشی را که باید قایل باشند قایل نیستند هر چند متنی را که می خوانند متن خوبی باشد و محتوای خوبی را القا کند نمی توانند نقشی را که گفتیم به خوبی انجام داده تاثیر مطلوب را در شنونده ایجاد کنند از این رو گوش کردن به چنین آثاری که از دهان و قلب پاک بیرون نمی آید لطفی ندارد.
    برای مثال باید گفت هم آب زلال پاک صورت می دهد و صورت انسان در آن منعکس می شود و هم آب نجس به این معنی که انسان هم می تواند تصویر خود را در آب پاک ببیند و هم در بول یا آبی که نجاسات دیگر نجس شده ولی بدون تردید این دو در یک سطح نیستند معقول نیست انسان پاکی که می خواهد به طرف پاکی برود هدف خود را در ناپاکان جستجو کند.
    ویژگی دوم آن است که گوینده کلام خودش را در عبارت رسا و روشنی ارائه کند تا مخاطب با آن رابطه برقرار کند و به راحتی هدف را بفهمد و به مطلوب پی ببرد نه اینکه برای فهماندن و ارائه اثر خود از عبارت های پیچیده و معماگونه استفاده کند تا انرژی و نیروی مخاطب صرف حل آن معماها و گشودن آن گره های عبارتی شود و در نتیجه از هدف اصلی باز بماند.


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۱۰/۲۴ در ساعت ۱۵:۵۲

  2. #32

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,086
    مورد تشکر
    3,636 پست
    حضور
    43 روز 12 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ویژگی سوم آن است که گوینده و خواننده برای تاثیرگذاری از نغمه ای استفاده کند که نفس مخاطب را برای پذیرش آماده و دل او را نرم کند چون هر آهنگی متناسب با خود اثر ویژه ای دارد.
    ویژگی چهارم به نوع و نحوه مطالبی مربوط می شود که همراه الحان و نغمه ها به مخاطب القا می شود مطالبی که حق و قابل قبول باشد کم نداریم، همه قرآن حق است روایاتی که از امامان معصوم(علیهم السلام) نقل شده حق است.
    بنابراین کسی که می خواهد در مخاطب خود تاثیر بگذارد و او را از اوهام برهاند و به عالم قدس و ملکوت سوق دهد باید از مطالب و مفاهیم مناسب استفاده کند
    اگر خوب دقت کرده باشید خواهید دید که یکی از این چهار ویژگی به شخص گوینده یا خواننده و یا نوازنده مربوط می شود و آن عبارت است از پاکی و طهارت؛ یکی هم به الفاظ و عبارات مربوط می شد که همان رسایی عبارات بود و دیگری هم به چگونگی و نوع صوت و موسیقی مربوط می شد که عبارت بود از نرم بودن صوت که در انسان ایجاد آرامش می کند و آخری هم به مفاهیم و مطالب مربوط می شد و آن عبارت بود از مناسب بودن سخنان.
    بی شک اگر کسی که می خواهد با الحان و نغمه ها به تمرکز برسد از این چهار امر غفلت نکند و همه آن ها را در نظر داشته باشد در رسیدن به مقصود موفق خواهد بود.



    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۱۰/۲۴ در ساعت ۱۵:۵۲

  3. #33

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۸
    نوشته
    15
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    3 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام و خسته نباشی و تشکر از کارشناس محترم جناب استاد کافی
    شما در پست های قبل همچین مطلبی را آورده بودید (البته کسی که می خواهد از راه ذکر و عبادت به تمرکز و توحد برسد و از شر پراکندگی رهایی یابد باید دست کم چهل روز با راهنمایی و نظارت استادی که با پیچ و خم برنامه های سیر و سلوک و به ویژه ریاضت آشناست برنامه ویژه ای را از اذکار، اعمال و عبادات بگذرانند) منظور از این چهل روز همان اربعین کلیمی است؟ در مورد اربعین کلیمی و آداب و اعمال آن توضیح بفرمایید.


  4. تشکر


  5. #34

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,086
    مورد تشکر
    3,636 پست
    حضور
    43 روز 12 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط arafeh نمایش پست
    سلام و خسته نباشی و تشکر از کارشناس محترم جناب استاد کافی
    شما در پست های قبل همچین مطلبی را آورده بودید (البته کسی که می خواهد از راه ذکر و عبادت به تمرکز و توحد برسد و از شر پراکندگی رهایی یابد باید دست کم چهل روز با راهنمایی و نظارت استادی که با پیچ و خم برنامه های سیر و سلوک و به ویژه ریاضت آشناست برنامه ویژه ای را از اذکار، اعمال و عبادات بگذرانند) منظور از این چهل روز همان اربعین کلیمی است؟ در مورد اربعین کلیمی و آداب و اعمال آن توضیح بفرمایید.
    باسمه تعالی
    با سلام
    بله اگر سالک بخواهد از طریق ذکر و عبادت به تمرکز برسد و از تفرق رهایی یابد لازم است حداقل برای چهل شبانه روز با ارشاد استادی لایق برنامه ای از اذکار و اعمال را تجربه کند تا مطالب از حالت ذهنیت خارج شده و به عینیت نزدیک گردد.
    این اربعین را اربعین کلیمی می نامند چون منسوب به موسای کلیم(علی نبینا و آله و علیه السلام) است.
    خداوند در قران می فرماید: «وَوَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ۚ (1) یا موسی برای سی شب قرار گذاشتیم و آن سی شب را با ده شب دیگر کامل کردیم پس میقات پروردگارش در چهل شب به سر امد.»
    همچنین خداوند می فرماید:
    «وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَىٰ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً (2) و آن گاه که با موسی چهل شب قرار گذاشتیم.» در این ایه به اصل اربعین به طور کلی اشاره شده ولی در سوره اعراف این اربعین به سی شب و ده شب تجزیه شده است و از این جا معلوم می شود که این میقات در اصل نزد خدا چهل شب بوده است. همان طور که در سوره بقره آمده است.
    هنگامی که به بنی اسراییل گفته شد قرار است موسی(علیه السلام) برای دیدار و سخن گفتن با خدا به کوه طور برود مدت این وعده را بنابر مصلحتی سی شب اعلام کردند و بنا بود موسی بعد از سی شب به سوی قومش بازگردد ولی خداوند بر آن مدت، ده شب دیگر را افزود که سرش هم آزمودن قوم موسی بود که در این مدت بنی اسراییل خودشان را نشان بدهند و معلو گردد که در نبودن موسی و دیرکردن او آیا بر ایمان خودشان ثابت قدم می مانند یا این که به بهانه دیر رکدن موسی (علیه السلام) دست از ایمان خود برمی دارند و دنبال گوساله پرستی و بت پرستی و... می روند که متاسفانه بنی اسراییل از این آزمون سربلند بیرون نیامدند.
    و این سی شب و ده شب عبارت است از همه ماه ذی القعده و دهه اول ذی الحجه. اهل سیر و سلوک به پیروی از حضرت موسی (علیه السلام) که در این مدت به عبادت خدا پرداخت تا شایسته شد تورات را از خداوند بگیرد از اول ماه ذی القعده تا پایان دهه اول ذی الحجه خود را به آداب و اعمالی ملزم می کنند تا شایسته درک فیوضات الهی گردند و همه این روزها و شب هایی را که آداب و اعمالی دارد و التزام به آن اعمال و آداب نقش بسیاری در تلطیف باطن دارد و سالک را تجرید می کند و از امور زاید دور می نماید اربعین کلیمی می نامند و مشایخ فن آن را به شاگردان و مریدان خود سفارش می کنند.
    پی نوشت
    1. اعراف/ 142
    2.بقره/51



  6. #35

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,086
    مورد تشکر
    3,636 پست
    حضور
    43 روز 12 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نکته مهم مربوط به اصل اربعین و عدد چهل می شود که این عدد در آشکار شدن استعدادها و پا گرفتن ملکات و شکل گیری باطن انسان تاثیر بسزایی دارد و هر کس هر کاری را که برای چهل بار یا هر روز برای مدت چهل شبانه روز انجام دهد این کار تاثیر خودش را در نفس انسان می گذارد و میان نفس و آن کار نوعی سنخیت به وجود می آورد از این رو در آیات و روایات به این عدد توجه ویژه ای شده است از جمله همان روایتی که تاکید می کند هر کس برای چهل شبانه روز اخلاص داشته باشد و اعمال خویش را برای خدا انجام دهد و هیچ انگیزه ای جز نزدیک شدن به خدا را در نظر نگیرد چشمه های حکمت از قلب او می جوشد و بر زبانش جاری می گردد.
    «مَنْ‏ أَخْلَصَ‏ لِلَّهِ‏ أَرْبَعِينَ‏ صَبَاحاً ظَهَرَتْ يَنَابِيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ.»(1)
    همچنین روایات بسیار دیگری وجود دارد که هر کدام به نحوی به اهمیت و تاثیر این عدد اشاره می کنند.
    نکته دیگر آن که گر چه روز و شب این اربعین هر دو اهمیت دارند و برای شب و روز آن هر دو آداب و اعمالی آورده شده ولی آن چه در این اربعین اهمیت بیشتری دارد شب های این اربعین است که زمان تمرکز و آرامش، اطمینان و توحد پیدا کردن است در روزهای این اربعین انسان بیشتر به کارهای روزمره می پردازد که توحد و تمرکز او را کم می کند ولی در شب برای ایجاد تمرکز و برطرف کردن پراکندگی موفق تر است از این رو خداوند درباره اربعین کلیمی می فرماید:
    «وَاعَدْنَا مُوسَىٰ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً» در این عبارت صحبت از چهل شب است و بر روز تاکیدی صورت نمی گیرد.
    البته نکته ای که هست این است که سالک باید بداند هر چند در اربعین کلیمی و سایر اربعین ها شب ها اهیت بسیاری دارد ولی چیزی که شب ها را برای سالک پربار و ثمربخش می کند مراقبه ای است که سالک در طول روز دارد به این معنی که اگر سالک در روزها مراقبه داشته باشد و در هر حالتی که هست از خداوند حاضر و ناظر و حضور و مراقبه او غافل نشود و مواظب رفتار خودش باشد این امر موجب می شود در شب هنگامی که برای او تمثلاتی رخ می دهد و مشاهدات و معایناتی نصیبش می شود تمثلات او شریف تر و مشاهدات و معاینات او زلال تر و واردات او صاف تر و پاک تر باشد.
    ولی اگر این گونه نباشد بلکه در روز سالک به چیزهای دیگر مشغول باشد مثلا هرزه بگوید، هرزه بشنود، هرزه ببیند و... این امر موجب می شود که خیر و برکت از شب های او برود و توفیق شب ها را از دست بدهد برای چنین شخصی یا تمثلی رخ نمی دهد و مشاهدات و معایناتی ندارد و یا اگر تمثلی رخ دهد همه آمیخته با خیالات است، تمثلات او زلال و پاکیزه و مشاهدات او صاف و بی غش نیست و فایده ای بر آنها مترتب نیست.
    پی نوشت
    1. جامع الأخبار( للشعيري)، شعيري، محمد بن محمد، قرن 6، ناشر: مطبعة حيدرية، نجف ، ص94


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۷/۱۶ در ساعت ۱۵:۳۹

  7. #36

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,086
    مورد تشکر
    3,636 پست
    حضور
    43 روز 12 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    علامه حسن زاده آملی از علامه طباطبایی نقل می کرد که ایشان می فرمود هر چه مراقبه ام در روز بیشتر باشد در شب زلال تر و صاف تر می گیرم و تمثلاتم قوی تر و پاک تر است و هر چه مراقبه ام در روز ضعیف تر و کمتر باشد در شب تمثلاتم کج و معوج می شود.
    نکته دیگر این است که سالک در اربعین باید میانه رو باشد و راه افراط را پیش نگیرد و به جسم و روحش صدمه وارد نکند چون همان گونه که تفریط سالک را محروم می کند افراط نیز در نهایت به ضرر سالک تمام می شود چه بسا کسانی بودند که نخست خیلی تند رفتند و بعدها گرفتار شدند که هم موجب ازار و اذیت خود گردیدند و هم ارامش و راحتی را از نزدیکان خودشان گرفتند از این رو شخصی که می خواهد وارد اربعین کلیمی شود باید نیاز بدن را تامین کند به اندازه بخوابد و به اندازه بخورد و بالاتر از توان خودش بر خودش تحمیل نکند که پشیمانی در پی دارد و به نتیجه هم نمی رسد.
    رهرو آن نيست كه گه تند و گهي خسته رود... رهرو آنست كه آهسته و پيوسته رود.
    نه چندان بخور کز دهانت برآید / نه چندان که از ضعف جانت برآید(1)

    نکته دیگر هم این است که شخص مرتاض هنگامی که در این اربعین یا دیگر اربعین ها به ذکر می نشیند و حال توجه و تمرکز
    به خود می گیرد باید دقت کند زمانی را به این کار اختصاص دهد که معده پر نباشد و همچنین خالی خالی هم نباشد که هر دو امر مزاحم توحد و تمرکزند، هنگامی که معده خالی خالی باشد توجه نفس به معده جلب می شود.همچنین هنگامی که معده پر باشد نفس مشغول است. از این رو نمی تواند به سادگی خود را از ماده و توجه به جهان ماده جدا کند و به ملکوت التفات نماید. اگر هم انصرافی صورت گیرد تمثلاتی که رخ می دهد به رنگ حالت هایی است که نفس مشغول آن هاست مانند فرد گرسنه که خواب می بیند دارد نان سنگک با کباب می خورد یا کسی که تشنه است خواب می بیند که دارد شربت آبلیمو و به لیمو می نوشد هیچ یک از این تمثلات اعتبار ندارد و بی ارزش است.
    آداب و اعمالی که در این اربعین لازم است سالک آن ها را زیر نظر و با اجازه استاد خود انجام دهد این است:
    1-تا جایی که ممکن است روزها روزه باشد یعنی از اول ماه ذی القعده تا نهم ذی الحجه روزه بگیرد آن هم روزه ای که روزه باشد نه این که تنها دهانش را ببندد و دیگر هیچ که بی تردید چنین روزه ای فایده ندارد.
    2-در هر شبانه روز دست کم یک جزو قرآن را با توجه و رو به قبله بخواند و اگر خسته نشود با حالت ایستاده بهتر است.

    پی نوشت
    1.سعدی


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۱۰/۲۴ در ساعت ۱۵:۱۶

  8. #37

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,086
    مورد تشکر
    3,636 پست
    حضور
    43 روز 12 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    تلطیف سرّ چیست؟ چه چیزهایی باعث تلطیف سر می شود؟
    پاسخ:
    تلطیف سرّ یکی از اهداف ریاضت است و به معنای ایجاد سنخیت بین سالک و مقصود وی است.
    برای تلطیف سر اسبابی وجود دارد که به لطیف شدن سرّ و باطن سالک می انجامد.
    «ابوعلی سینا» می فرماید دو چیز است که موجب تلطیف سرّ است: «الفکر اللطیف و العشق العفیف (1) فکر لطیف، عشق عفیف»
    الف:«خواجه نصیرالدین طوسی» ذیل فرمایش «شیخ الرئیس بوعلی سینا» که به فکر لطیف اشاره کرده می فرماید:
    «فکر لطیف فکری است که سه خصوصیت داشته باشد:
    1- از نظر چگونگی معتدل باشد یعنی صرف امور مفید و باارزش گردد و در جای مناسب به کار گرفته شود.
    2- در اندازه و کمیت هم معتدل باشد؛ نه کم باشد و نه بسیار، فکر کردن برای روح مانند آب و خوراک برای جسم است و همان طور که افراط و تفریط در خوردن و نوشیدن به مریضی جسم منتهی می شود، افراط و تفریط در اندازه فکر هم به بیماری روح و روان آدمی منجر می گردد.
    3- هنگامی انجام فکر، معده نه پر باشد و نه خالی، چون در این گونه حالات، نفس، دل مشغولی پیدا می کند، و از هدف باز می ماند.»(2)
    ب:اما نسبت به عشق عفیف:
    همان گونه که فکر، کار عقل است، عشق کار دل است؛ در فکر عقل آدمی به کار می افتد، ولی در عشق دل آدمی میدان را به دست می گیرد، و رتق و فتق امور را انجام می دهد، و همان طور که فکر به شرط لطیف بودن، سرّ انسان را لطیف می کند، عشق، هم به شرط عفیف بودن به لطافت سرّ می انجامد.
    آن عشقی که راه رسیدن به عشق حقیقی یعنی حق تعالی است، عشق عفیف نام دارد، البته آن هم در بستر مشروع خود، زیرا کسی که خواستار نزدیکی و قرب به خداوند است، نمی‌تواند با پیمودن راهی که مورد قبول او نیست به این مقام برسد. عشق اگر در محدوده شرع و قوانین شرعی در آید به صفت عفت و پاکی مزین می شود و از افراط و تفریط دور می باشد، این نوع از عشق در تلطیف سر، لطافت روح، و ایجاد سنخیت میان نفس آدمی و ملکوت موثر است.(3)

    پی نوشت:
    1. شرح الاشارات و التنبيهات للمحقق الطوسى‏، الخواجة نصير الدين الطوسى‏، نشر البلاغة،ج3،ص338.
    2.همان.
    3.ریاضت در عرف عرفان، رمضانی، حسن، آیت اشراق، فم، صص124-143.


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۱۰/۲۴ در ساعت ۱۵:۲۱

  9. #38

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,086
    مورد تشکر
    3,636 پست
    حضور
    43 روز 12 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    آیا سالک باید راز دار باشد و از سیر و سلوک و مکاشفات خود چیزی نگوید، یا می تواند آن ها را فاش نماید؟
    پاسخ:
    هنگامی که عارف سالک، از اسرار و امور غیبی آگاه می شود، و رازی از رازهای الهی یا سرّی از اسرار بندگان خدا برای او آشکار می شود، باید مواظبت کند و در عین حالی که برای او دشوار است، از آگاهی به دست آمده سوء استفاده نکند.

    مشکلات افشاء اسرار
    الف: خودبینی
    ممکن است سالک، با افشاء اسرار، دچار نوعی خودبینی شود و بر دیگران فخر بفروشد. بدون تردید این خود برای سالک دام است که خیلی ها به آن مبتلا شده یا می شوند. سالک مرتاض باید در این مرحله خودش را از افتادن در این دام دور کند و با ریاضت و زحمتی بسیار به خود بفهماند که او کسی نیست هر چه هست مربوط به خداست.
    ب: عمل به خلاف وظیفه
    مشکل دیگر آن است که ممکن است شخصی که برای او چنین حالتی رخ داده و به برخی از اسرار پی برده، با به دست آوردن اطلاعات غیبی خلاف وظیفه عمل کند و بدین ترتیب نظام دنیای تکلیف و تشریع را که ضامن حفظ نظام عمومی انسان ها و روابط آن هاست به هم بریزد.
    چه بسا افراد هنگامی که از سرانجام کاری اگاه می شوند دیگر فکر نمی کنند تکلیف آن ها چیست؟ بلکه با در نظر گرفتن سرانجام ظاهری کار از انجام دادن تکلیف و وظایفی که به عهده آن هاست سرباز می زنند و یا دست کم در به جا آوردن تکالیف سست می شوند این جاست که آداب سلوک ایجاب می کند سالک در چنین حالتی مواظب باشد خلاف وظیفه خود عمل نکند و این خود نوعی ریاضت و تربیت است که سالک باید علی رغم این که برخی از اسرار را می داند از انجام دادن وظیفه خودسرپیچی نکند خواه این وظیفه مربوطبه خودش باشد که باید آن را انجام دهد و خواه مربوط به تعامل با دیگران.
    بسیار دشوار است که انسان علی رغم آگاهی ای که دارد آن را نادیده بگیرد و دنبال این باشد که تکلیف او چیست و وظیفه او چه امری را ایجاب می کند این گونه عمل کردن ریاضت، تمرین و تربیت ویژه ای می خواهد و تاشخص به ورزیدگی لازم دست نیافته باشد نمی تواند این گونه عمل کند.
    ج: اختلاف افکنی
    یکی دیگر از مشکلاتی که در آگاهی از اسرار و امور غیبی وجود دارد این است که ممکن است شخصی که حالتی برایش رخ می دهد، اگر آن اسرار را بدون در نظر گرفتن مصالح شخصی و نوع انسان ها افشا کند، روابط افراد با یکدیگر، به هم بریزد.
    مصلحت افراد جامعه و تعامل اجتماعی آن ها ایجاب می کند که آن ها بسیاری از چیزها را ندانند و از خیلی امور خبر نداشته باشند، آن گاه اگر شخصی به طریقی از آن امور آگاه شود نباید آن اسرار را فاش کند، افشا کردن آن خبر و بازکردن آن اسرار بسیاری از کارها را خراب می کند و بسیاری از مصالح را نابود می کند.
    بنابراین عارف سالک، علی رغم اینکه از حقایق و اسراری آگاه می شود و به باطن افراد راه پیدا می کند باید نگهدار آن اسرار باشد و این خود ریاضت می خواهد و تا شخص ورزیده نباشد نمی تواند خویشتن داری کند.(1)
    پی نوشت:
    1. ریاضت در عرف عرفان، رمضانی حسن،آیت اشراق، قم،صص152،157.



    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۱۰/۲۴ در ساعت ۱۵:۲۱

  10. #39

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,086
    مورد تشکر
    3,636 پست
    حضور
    43 روز 12 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    یک سالک، برای دارا بودن تمرکز چه باید بکند؟
    پاسخ: درباره این مسئله میان صاحب نظران نوعی اختلاف است. برای مثال برخی برای ایجاد تمرکز سفارش کرده اند، انسان، نقطه خاصی را در نظر بگیرد، و به مدت سه تا پنج دقیقه نگاه خود را به آن بدوزد،
    به هیچ چیز فکر نکند، و همه حواس و قوای خود را در همان نقطه متمرکز کند، و در روزهای بعد هر روز یک یا دو دقیقه بر مدت پیشین بیافزاید.
    برخی دیگر سفارش کرده اند، شیء خاصی از اشیای محسوس را در نظر بگیرد، و حواس خود را به مدت پنج دقیقه در آن شی متمرکز کند، و در روزهای بعد بر مدت آن بیفزاید.
    گروهی دیگر نظر گروه پیشین را تکمیل کرده و گفته اند اگر آن شی محسوس به صورت یکی از اسمای الهی باشد، بهتر و مفیدتر است، بدین معنی که اسمی از اسمای حسنای الهی را از سنگ و چوب بتراشد و آن را در برابر خود قرار دهد و حواس خود را در آن متمرکز کند
    راه دیگر آن است که انسان، برای ایجاد تمرکز چشم خود را ببندد و صورت خود را در موطن خیال مجسم کند، و مدتی بر آن مداومت نماید، تا نتیجه مطلوب بدست آید.
    سرانجام عده ای قائلند که مطمئن ترین و بی خطرترین راه برای ایجاد تمرکز، ذکر و عبادت است، که اگر با آداب ویژه همراه باشد، در تمرکز و نفی خاطرات قلبی و خطورات ذهنی تاثیر بسزایی دارد.
    در این میان، نگه داشتن حضور قلب در نماز، جوهره ای است که ارزش نماز به آن وابسته است، و دارای مراحلی است:
    الف: نخستین مرحله اش این است که کار را از محسوسات شروع کنیم؛ یعنی در نماز که امری معنوی است، آدابی را که در حد محسوسات است و موجب تمرکز و توحد در امری محسوس است، مراعات کنیم تا به نخستین مرحله از مراحل تمرکز و توحد دست یابیم، تا بعدها در مراحل دیگر آن را تقویت کنیم.
    به عنوان نمونه، شخص نمازگزار هنگام خواندن حمد و سوره، به این طرف و آن طرف نگاه نکند، و نگاهش را به جای سجده متمرکز کند. این خود مرحله ای از تمرین تمرکز است.
    همچنین هنگام رکوع نگاهش را به میان دو قدم پا بدوزد، و هنگام سجده نگاهش را به نوک بینی متمرکز کند، و هنگام خواندن قنوت اگر انگشتر به دست دارد، به نگین انگشتر و اگر انگشتر بدست ندارد به کف دست نگاه کند.
    همچنین هنگام خواندن تشهد به زانوها نگاه کند، و درباره دیگر حواس هم باید همین طور عمل کند، یعنی جایی را برای نماز خواندن بگزیند، که قوای سامعه، شامه، لامسه به امور غیرعادی مشغول نگردند.
    ب: شخص نمازگزار لازم است، به مفهوم الفاظی که در حالت نماز بر زبان جاری می کند، توجه نماید.
    ج: تصور این که این نماز، آخرین نماز عمر انسان است، تاثیر بسزایی در این زمینه دارد.
    د: توجه به اسرار اجزاء و شرایط نماز.
    ه: انتخاب مکانی مناسب و به دور از سر و صدا.
    رعایت این نوع آداب، کمک کننده است که انسان دارای تمرکز، گردد.


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۱۰/۲۶ در ساعت ۱۷:۳۳

  11. #40

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,086
    مورد تشکر
    3,636 پست
    حضور
    43 روز 12 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    اربعین کلیمی و آداب و اعمال آن توضیح بفرمایید.
    پاسخ:
    اربعین را اربعین کلیمی می نامند چون منسوب به حضرت موسی (علیه السلام) است.
    خداوند در قرآن می فرماید: «وَ وَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ۚ (1) یا موسی برای سی شب قرار گذاشتیم و آن سی شب را با ده شب دیگر کامل کردیم، پس میقات پروردگارش در چهل شب به سر آمد.»
    همچنین خداوند می فرماید: «وَ إِذْ وَاعَدْنَا مُوسَىٰ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً (2) و آن گاه که با موسی چهل شب قرار گذاشتیم.»
    هنگامی که به «بنی اسرائیل» گفته شد، قرار است حضرت موسی (علیه السلام) برای دیدار و سخن گفتن با خدا به کوه طور برود، مدت این وعده را بنابر مصلحتی سی شب اعلام کردند، و قرار بود حضرت موسی (علیه السلام)، بعد از سی شب به سوی قومش بازگردد، ولی خداوند بر آن مدت، ده شب دیگر را افزود، و سرّش آزمودن «بنی اسرائیل» بود، که در نبودن پیامبرشان و دیرکردن او، آیا بر ایمان خودشان ثابت قدم می مانند، یا این که به بهانه دیرکردن حضرت، دست از ایمان خود می‌کشند، و دنبال گوساله پرستی و بت پرستی و... می روند؟، که متأسفانه از این آزمون، سربلند بیرون نیامدند.
    آن سی شب و ده شب، عبارت است از ماه «ذی القعده» و دهه اول «ذی الحجه».
    اهل سیر و سلوک، به پیروی از حضرت موسی (علیه السلام) که در این مدت به عبادت خدا پرداخت، تا شایسته شد «تورات» را از خداوند بگیرد؛ از اول ماه «ذی القعده» تا پایان دهه اول «ذی الحجه» خود را به آداب و اعمالی ملزم می کنند، تا شایسته درک فیوضات الهی گردند، و همه این روزها و شب هایی را که آداب و اعمالی دارد، و التزام به آن اعمال و آداب، نقش بسیاری در تلطیف باطن دارد، و سالک را تجرید می کند، و از امور زاید دور می نماید، اربعین کلیمی می نامند.
    نکاتی در مورد اربعین کلیمی
    الف: اهمیت شب های اربعین کلیمی
    اگر چه روز و شب این اربعین هر دو اهمیت دارند، و برای شب و روز آن هر دو آداب و اعمالی آورده شده، ولی آن چه در این اربعین اهمیت بیشتری دارد، شب های این اربعین است، که زمان تمرکز و آرامش، اطمینان و توحد پیدا کردن است.
    در روزهای این اربعین، انسان بیشتر به کارهای روزمره می پردازد، که توحد و تمرکز او را کم می کند، ولی در شب، برای ایجاد تمرکز و برطرف کردن پراکندگی موفق تر است، از این رو خداوند در آیه فوق، درباره اربعین کلیمی می فرماید:«وَاعَدْنَا مُوسَىٰ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً» در این عبارت صحبت از چهل شب است و بر روز تاکیدی صورت نمی گیرد.
    ب: مراقبه روزهای اربعین کلیمی
    سالک باید بداند هر چند در اربعین کلیمی، و سایر اربعین ها، شب ها اهیت بسیاری دارد، ولی چیزی که شب ها را برای سالک پربار و ثمربخش می کند، مراقبه ای است که سالک در طول روز دارد؛ به این معنی که اگر سالک در روزها مراقبه داشته باشد، و در هر حالتی که هست از خداوند حاضر و ناظر و حضور و مراقبه او غافل نشود، و مواظب رفتار خودش باشد، این امر موجب می شود، در شب هنگامی که برای او تمثلاتی رخ می دهد، و مشاهدات و معایناتی نصیبش می شود، تمثلات او شریف تر و مشاهدات و معاینات او زلال تر و واردات او صاف تر و پاک تر باشد.
    ج: تعادل در آداب اربعین
    نکته دیگر این است که سالک در اربعین باید میانه رو باشد، و راه افراط را پیش نگیرد، و به جسم و روحش صدمه وارد نکند، چون همان گونه که تفریط سالک را محروم می کند، افراط نیز در نهایت، به ضرر سالک تمام می شود.
    پی نوشت:
    1. اعراف/ 142
    2.بقره/51.





    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۱۰/۲۷ در ساعت ۱۴:۲۲

صفحه 4 از 4 نخست ... 234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود