جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفاوت بین نفس انسان «پیر» و «جوان»

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۷
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    17 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تفاوت بین نفس انسان «پیر» و «جوان»




    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و خسته نباشید
    چرا نفس یک انسان جوان او را به تعلقات مادی و شهوات دعوت میکند و نفس یک انسان پیر دیگر به شهوات و تعلقات مادی بی اهمیت است؟ آیا بین نفس این دو فرقی هست؟


  2. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    1,045
    مورد تشکر
    1,833 پست
    حضور
    21 روز 20 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4



    با نام و یاد دوست

    تفاوت بین نفس انسان «پیر» و «جوان»

    کارشناس بحث: استاد بدیع




  3. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۶
    نوشته
    241
    مورد تشکر
    469 پست
    حضور
    11 روز 20 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط عادل66 نمایش پست
    با سلام و خسته نباشید
    چرا نفس یک انسان جوان او را به تعلقات مادی و شهوات دعوت میکند و نفس یک انسان پیر دیگر به شهوات و تعلقات مادی بی اهمیت است؟ آیا بین نفس این دو فرقی هست؟
    با سلام خدمت شما و همه همراهان گرامی

    انسان تا زمانی که در قید حیات مادی است در معرض لغزش های گوناگون است. تنها تفاوتی که در میان پیر و جوان وجود دارد در نوع لغزش ها و رذائلی است که ممکن است در معرض آن قرار گیرند.

    پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) میفرمایند:
    «يَهْرَمُ‏ ابْنُ‏ آدَمَ‏ وَ تَشِبُّ مِنْهُ اثْنَتَانِ الْحِرْصُ وَ الْأَمَل؛ انسان ها پیر می شوند اما دو خصلت در آنها جوان می گردد؛ حرص و آرزومندی.»(1)

    بنابراین به طور کلی میتوان گفت شهوات و تعلقاتی که منشا جسمی دارد با افزایش سن و تحلیل رفتن قوای جسمی کاهش پیدا میکند. همانطوری که در غریزه جنسی این گونه است. اما تعلقات و شهواتی که منشا آن جسم نیست بلکه نفس و روان انسان است اگر نفس کنترل و اصلاح نشده باشد با افزایش سن تقویت میشود. همانطوری که روایت شریف در مورد تعلق به دنیا و مال به آن اشاره کرده است.

    پی نوشت:

    1. تحف العقول، ص56.



  4. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۶
    نوشته
    241
    مورد تشکر
    469 پست
    حضور
    11 روز 20 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    البته رذائلی که جوانی اقتضای آن را دارد قابل اغماض تر از رذائلی هستند که ممکن است در پیری دچار فرد شود.

    امام صادق(علیه السلام) میفرماید:
    «شَابٌ‏ سَخِيٌ‏ مُرَهَّقٌ فِي الذُّنُوبِ‏ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ مِنْ شَيْخٍ عَابِدٍ بَخِيلٍ؛ جوان سخاوتمند آلوده به گناه در نزد خداوند محبوب تر از پیر عابد بخیل است.»(1)

    دلیل آن را در این روایت حضرت میتوان جستجو کرد.

    «إنّ العَبدَ لَفي فُسْحَةٍ مِن أمرِه ما بَينَهُ و بينَ أربعينَ سَنةً؛ فإذا بَلَغ أربعينَ سَنةً أوحَي اللهُ عزَّوجلَّ إلَي مَلَئكَتِه: إنّي قد عَمَّرتُ عَبدي عُمرًا فَغَلِّظا و شَدِّدا و تَحَفَّظا و اكتُبا عَليهِ قَليلَ عَمَلِه و كَثيرَهُ و صَغيرَهُ و كَبيرَه!؛ بنده تا سنّ چهل سالگي مورد عفو و مغفرت پروردگار است؛ و زماني كه به اين سنّ رسيد خداي متعال به دو ملك رقيب و عتيد كه موكّل بر اعمال و كردار او هستند وحي مي‌فرستد: من به تحقيق به بنده‌ام عمر كافي (جهت كسب معرفت و بلوغ عقلی) عنايت كردم، از اين پس ديگر او در كردار و اعمالش رها و آزاد نيست، بر او سخت گيريد و هر آنچه از او سر مي‌زند كم يا بسيار دقيقاً ثبت و ضبط نمائيد!»(2)

    پی نوشت ها:
    1. الكافی، ج‏4، ص41.
    2. الخصال، ص545.


  5. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۶
    نوشته
    241
    مورد تشکر
    469 پست
    حضور
    11 روز 20 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مرحوم امام(ره) برای اثبات تجرد نفس به قوی و راسخ شدن صفات نفسانی با افزایش سن استناد میکنند. در حالی که با افزایش سن قوای جسمی ضعیف میشود و اگر نفس ماهیت جسمانی داشت قوای آن نیز با افزایش سن ضعیف می شد. ایشان در این باره آورده اند:


    «پس گوييم كه به اتفاق اطبا و علما معرفة الاعضاء و حكم تجربه، تمام اجزاء بدن انسان، از امّ الدِماغ، كه مركز ادراكات و محل ظهور قواى نفس است، تا آخرين اجزاء كثيفه صلبه بدن، از سن سى و پنج سالگى يا سى سالگى به بعد رو به انحطاط و نقصان گذارد و به افق ضعف و سستى نزديك شود. و ما خود نيز تجربه كرديم كه ضعف و سستى در تمام قوا نمايان شود. ولى در همين موقع، يعنى از سن سى و چهل به بعد، قواى روحانيه و ادراكات عقليه كامل‏تر است و رو به ترقى و اشتداد است. از اين، نتيجه حاصل آيد كه قواى ادراكيه عقليه جسمانى نيست؛ چه اگر جسمانى بودى، چون ساير قواى جسمانى رو به ضعف گذاشتى. و نتوان توهم كرد كه از كثرت اعمال قواى فكريه و حصول تجربه قواى عقليه قوى گرديده، زيرا كه تمام قواى جسمانيه با كثرت اعمال آن و به كار انداختن آن رو به انحلال و زوال رود نه رو به قوت و كمال؛ و اين خود دليل بر اين است كه قواى عقليه جسم و جسمانى نيست.
    و نقض به حال كهولت كه قواى فكريه هم ناقص مى‏شود بى‏محل است، زيرا كه اولًا:

    هيچ‏يك از قواى جسمانى تا سن كهولت رو به اشتداد نيست تا آن‏كه گفته شود كه فلان محل از جسم مورد ادراكات عقليه است و تا سن كهولت رو به اشتداد و قوّت بوده، و اكنون كه ضعيف شده قوه فكر هم ضعيف شده. و ثانياً: آن ضعفِ در حالِ كهولت نيز راجع به فكر است كه از قواى حالّه در جسم است، يا آن‏كه احتياج به قواى جسمانيه دارد؛ و اما ادراكات محضه و ملكات‏ خبيثه يا فاضله در آن وقت نيز قوى‏تر از سابق است، گرچه اظهار يا ظهورش كمتر باشد. بالجمله، براى اثبات مدعاى ما همان قوّت ادراك در سن چهل پنجاه سالگى كفايت كند».(1)

    پی نوشت:
    1. شرح چهل حديث (اربعين حديث)(موسوعة الإمام الخميني 46 )، ص: 224.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود