صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مراجعه کردن به افراد به ظاهر مقدس

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,259
    مورد تشکر
    3,820 پست
    حضور
    48 روز 15 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    4- در برخی از روایات گفت‌وگویی میان امام و برخی از شیعیان در مورد ستارگان شکل می‌گیرد و امام در مورد ستارگان توضیحاتی می‌دهد و به نوعی مباحث ستاره‌شناسی را با یکدیگر مطرح می‌کنند: هشام خفّاف مى گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود:

    «كَيْفَ بَصَرُكَ بِالنُّجُومِ قَالَ قُلْتُ مَا خَلَّفْتُ بِالْعِرَاقِ أَبْصَرَ بِالنُّجُومِ مِنِّي فَقَالَ كَيْفَ دَوَرَانُ الْفَلَكِ عِنْدَكُمْ قَالَ فَأَخَذْتُ قَلَنْسُوَتِي عَنْ رَأْسِي‏ فَأَدَرْتُهَا قَالَ فَقَالَ إِنْ كَانَ الْأَمْرُ عَلَى مَا تَقُولُ فَمَا بَالُ بَنَاتِ النَّعْشِ وَ الْجَدْيِ وَ الْفَرْقَدَيْنِ لَا يُرَوْنَ يَدُورُونَ يَوْماً مِنَ الدَّهْرِ فِي الْقِبْلَةِ قَالَ قُلْتُ هَذَا وَ اللَّهِ شَيْ‏ءٌ لَا أَعْرِفُهُ وَ لَا سَمِعْتُ أَحَداً مِنْ أَهْلِ الْحِسَابِ يَذْكُرُهُ فَقَالَ لِي كَمِ السُّكَيْنَةُ مِنَ الزُّهَرَةِ جُزْءاً فِي ضَوْئِهَا قَالَ قُلْتُ هَذَا وَ اللَّهِ نَجْمٌ مَا سَمِعْتُ بِهِ وَ لَا سَمِعْتُ أَحَداً مِنَ النَّاسِ يَذْكُرُهُ فَقَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ فَأَسْقَطْتُمْ نَجْماً بِأَسْرِهِ فَعَلَى مَا تَحْسُبُونَ ثُمَّ قَالَ فَكَمِ الزُّهَرَةُ مِنَ الْقَمَرِ جُزْءاً فِي ضَوْئِهِ قَالَ قُلْتُ هَذَا شَيْ‏ءٌ لَا يَعْلَمُهُ إِلَّا اللَّه‏ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ فَكَمِ الْقَمَرُ جُزْءاً مِنَ الشَّمْسِ فِي ضَوْئِهَا قَالَ قُلْتُ مَا أَعْرِفُ هَذَا قَالَ صَدَقْت‏...(4)

    نظر تو درباره ستارگان چیست؟» گفتم: در عراق کسى نیست که از من به ستارگان آگاه‌تر باشد. فرمود: «چرخش فلک نزد شما چگونه است؟» هشام مى‌‏گوید: من کلاه خود را از سرم برداشتم و آن‌را چرخى دادم. امام(علیه السلام) فرمود: «اگر چنین است که تو مى‏ گویى پس چرا بنات النعش و جدى و فرقدان در همه دهر یک روز به سوى قبله نچرخند؟» گفتم: این مسئله‌‏اى است که از آن آگاهى ندارم و از هیچ‌یک از اهل حساب هم چنین چیزى را نشنیدم. امام فرمود: «ستاره سکینه چند جزء از تابندگى زهره را دارد؟» هشام گفت: به خدا سوگند این ستاره‌‏اى است که تاکنون نشنیده‌‏ام و نشنیدم کسى از مردم نام آن‌را ببرد. امام فرمود: «سبحان اللَّه، شما یک ستاره را به کلّى نادیده گرفته ‏اید، پس بر چه اساس حساب مى‌‏کنید؟» سپس فرمود: «زهره چند جزء از پرتو ماه را دارد؟» هشام گفت: این چیزى است که جز خدای عزّ و جلّ کسى از آن آگاهى‏ ندارد. فرمود: «ماه چند جزء از پرتو خورشید را دارد؟» گفتم: این را هم نمى‌‏دانم. فرمود: «راست گفتى...»


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۱۱/۲۱ در ساعت ۱۶:۲۸

  2. تشکر


  3. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,259
    مورد تشکر
    3,820 پست
    حضور
    48 روز 15 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    5- امام صادق (علیه السلام) در مطالبی به مفضبل، بحث تفکر در ستاره‌ها و جهان بالا و شگفتی‌های آنها را لازم می‌شمرد و می‌فرماید:

    «فَکِّرْ فِی هَذِهِ النُّجُومِ الَّتِی تَظْهَرُ فِی بَعْضِ السَّنَةِ وَ تَحْتَجِبُ فِی بَعْضِهَا کَمِثْلِ الثُّرَیّ اوَ الْجَوْزَاءِ وَ الشِّعْرَیَیْنِ‏ وَ سُهَیْلٍفَإِنَّهَا لَوْ کَانَتْ‏ بِأَسْرِهَا تَظْهَرُ فِی وَقْتٍ وَاحِدٍ لَمْ یَکُنْ لِوَاحِدٍ فِیهَا عَلَى حِیَالِهِ دَلَالاتٌ یَعْرِفُهَا النَّاسُ وَ یَهْتَدُونَ بِهَا لِبَعْضِ أُمُورِهِمْ کَمَعْرِفَتِهِمُ الْآنَ بِمَا یَکُونُ مِنْ طُلُوعِ الثَّوْرِوَ الْجَوْزَاءِ إِذَا طَلَعَتْ وَ احْتِجَابِهَا إِذَا احْتَجَبَتْ فَصَارَ ظُهُورُ کُلِّ وَاحِدٍ وَ احْتِجَابُهُ فِی وَقْتٍ غَیْرِ الْوَقْتِ الْآخَرِ لِیَنْتَفِعَ النَّاسُ بِمَا یَدُلُّ عَلَیْهِ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْهَا عَلَى حِدَتِهِ وَ مَا جُعِلَتِ الثُّرَیَّا وَ أَشْبَاهُهَا تَظْهَرُ حِیناً وَ تَحْتَجِبُ حِیناً إِلَّا لِضَرْبٍ مِنَ الْمَصْلَحَةِ وَ کَذَلِکَ جُعِلَتْ بَنَاتُ نَعْشٍ‏ظَاهِرَةً لَا تَغِیبُ لِضَرْبٍ آخَرَ مِنَ الْمَصْلَحَة ... (5)

    اکنون تفکّر کن در ستاره‏‌ها که بعضى از سال ظاهر مى‌‏شوند و گاهى پنهان مى‏‌شوند؛ مانند ثریا، جوزا، دو شعرا و سهیل؛ زیرا که اگر همگى در یک وقت ظاهر مى‌‏شدند، استدلال به ظهور هر یک بر فصول و احوال مختلفه نمى‌‏توانست کرد چنان‌چه به طلوع بعضى استدلال مى‏‌کنند بر نضج میوه‏‌ها، و به بعضى بر بار گرفتن شتران، و به‏ بعضى به دخول بعضى از فصل‌ها و چنان‌چه بعضى از کواکب را گاه باطن و پنهان قرار داده و بعضى را دایم الظهور گردانیده که هرگز پنهان نمى‌‏گردد؛ مانند بنات النعش صغرى که هفت ستاره‌‏اند و این به جهت مصالحی است...»

    از مجموع اینها حکم جواز و حتی ارزش تفکر و پژوهش در نجوم آن به دست می‌آید. با این حال، از این مطالب استثنائاتی وجود دارد که نشاء الله در ادامه بدان خواهیم پرداخت.
    پی نوشت:
    ‏1.کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 8، ص 195، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
    2. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار(ط- بيروت)،دار إحياء التراث العربي‏، بيروت‏، 1403 ق‏،ج55،ص235.
    3. فرج المهموم في تاريخ علماء النجوم‏، ابن طاووس، على بن موسى‏، دار الذخائر،قم، 1368ق،ص100.
    4.کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 8، ص 352، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
    5.مفضل بن عمر، توحيد المفضل‏
    ، داورى‏، ایران،قم،ص134

    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۱۱/۲۱ در ساعت ۱۶:۲۹

  4. تشکر


  5. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۹
    نوشته
    2,433
    مورد تشکر
    3,428 پست
    حضور
    91 روز 17 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط کافی نمایش پست
    4- در برخی از روایات گفت‌وگویی میان امام و برخی از شیعیان در مورد ستارگان شکل می‌گیرد و امام در مورد ستارگان توضیحاتی می‌دهد و به نوعی مباحث ستاره‌شناسی را با یکدیگر مطرح می‌کنند: هشام خفّاف مى گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود:

    «كَيْفَ بَصَرُكَ بِالنُّجُومِ قَالَ قُلْتُ مَا خَلَّفْتُ بِالْعِرَاقِ أَبْصَرَ بِالنُّجُومِ مِنِّي فَقَالَ كَيْفَ دَوَرَانُ الْفَلَكِ عِنْدَكُمْ قَالَ فَأَخَذْتُ قَلَنْسُوَتِي عَنْ رَأْسِي‏ فَأَدَرْتُهَا قَالَ فَقَالَ إِنْ كَانَ الْأَمْرُ عَلَى مَا تَقُولُ فَمَا بَالُ بَنَاتِ النَّعْشِ وَ الْجَدْيِ وَ الْفَرْقَدَيْنِ لَا يُرَوْنَ يَدُورُونَ يَوْماً مِنَ الدَّهْرِ فِي الْقِبْلَةِ قَالَ قُلْتُ هَذَا وَ اللَّهِ شَيْ‏ءٌ لَا أَعْرِفُهُ وَ لَا سَمِعْتُ أَحَداً مِنْ أَهْلِ الْحِسَابِ يَذْكُرُهُ فَقَالَ لِي كَمِ السُّكَيْنَةُ مِنَ الزُّهَرَةِ جُزْءاً فِي ضَوْئِهَا قَالَ قُلْتُ هَذَا وَ اللَّهِ نَجْمٌ مَا سَمِعْتُ بِهِ وَ لَا سَمِعْتُ أَحَداً مِنَ النَّاسِ يَذْكُرُهُ فَقَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ فَأَسْقَطْتُمْ نَجْماً بِأَسْرِهِ فَعَلَى مَا تَحْسُبُونَ ثُمَّ قَالَ فَكَمِ الزُّهَرَةُ مِنَ الْقَمَرِ جُزْءاً فِي ضَوْئِهِ قَالَ قُلْتُ هَذَا شَيْ‏ءٌ لَا يَعْلَمُهُ إِلَّا اللَّه‏ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ فَكَمِ الْقَمَرُ جُزْءاً مِنَ الشَّمْسِ فِي ضَوْئِهَا قَالَ قُلْتُ مَا أَعْرِفُ هَذَا قَالَ صَدَقْت‏...(4)

    نظر تو درباره ستارگان چیست؟» گفتم: در عراق کسى نیست که از من به ستارگان آگاه‌تر باشد. فرمود: «چرخش فلک نزد شما چگونه است؟» هشام مى‌‏گوید: من کلاه خود را از سرم برداشتم و آن‌را چرخى دادم. امام(علیه السلام) فرمود: «اگر چنین است که تو مى‏ گویى پس چرا بنات النعش و جدى و فرقدان در همه دهر یک روز به سوى قبله نچرخند؟» گفتم: این مسئله‌‏اى است که از آن آگاهى ندارم و از هیچ‌یک از اهل حساب هم چنین چیزى را نشنیدم. امام فرمود: «ستاره سکینه چند جزء از تابندگى زهره را دارد؟» هشام گفت: به خدا سوگند این ستاره‌‏اى است که تاکنون نشنیده‌‏ام و نشنیدم کسى از مردم نام آن‌را ببرد. امام فرمود: «سبحان اللَّه، شما یک ستاره را به کلّى نادیده گرفته ‏اید، پس بر چه اساس حساب مى‌‏کنید؟» سپس فرمود: «زهره چند جزء از پرتو ماه را دارد؟» هشام گفت: این چیزى است که جز خدای عزّ و جلّ کسى از آن آگاهى‏ ندارد. فرمود: «ماه چند جزء از پرتو خورشید را دارد؟» گفتم: این را هم نمى‌‏دانم. فرمود: «راست گفتى...»

    اینها جواب هم داده شده یا نه!؟
    خدایا هر چند هر از گاهی از زندگی خسته میشوم‌ و‌ هر بار با پیدایش نکته ای امید به زندگی میدهی، اما تشنگی ما را برطرف کن.
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    یا الله و یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی الی دینک
    الهی العفو و لک الحمد

  6. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,259
    مورد تشکر
    3,820 پست
    حضور
    48 روز 15 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط کربلائی نمایش پست
    اینها جواب هم داده شده یا نه!؟
    خدایا هر چند هر از گاهی از زندگی خسته میشوم‌ و‌ هر بار با پیدایش نکته ای امید به زندگی میدهی، اما تشنگی ما را برطرف کن.
    باسمه تعالی
    سلام علیکم
    در روایت مذکور که حضرت پاسخی ارائه نفرمودند، و صرفا در صدد بیان این مطلب بودند که در عالم ستارگان و سیارات، حقایق شگفتی وجود دارد، ولیکن می توان به متخصصین علم نجوم مراجعه نمود و در این زمینه نظر آنان را جویا شد.


  7. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,259
    مورد تشکر
    3,820 پست
    حضور
    48 روز 15 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اما ادامه مطلب
    ب: پیش‌بینی وقایع به وسیله علم نجوم
    در قدیم الایام مرسوم بوده که به وسیله ستارگان از آینده پیش‌بینی می کردند. این نحوه استفاده و فراگیری علم نجوم، مورد مخالفت اهل بیت (علیهم السلام) واقع شده. در این‌جا تعدادی از روایات که در این زمینه نقل شده‌اند را ذکر می‌کنیم:
    1- زندیقى از امام صادق(علیه السلام) پرسید که چه می‌فرمایى درباره کسى که گمان می‌کند، هر تدبیرى در این جهان بروز پیدا می‌کند، تدبیر ستاره‌های هفت‌گانه است؟ امام(علیه السلام) فرمود: «
    يَحْتَاجُونَ إِلَى دَلِيلِ أَنَّ هَذَا الْعَالَمَ الْأَكْبَرَ وَ الْعَالَمَ الْأَصْغَرَ مِنْ تَدْبِيرِ النُّجُومِ الَّتِي تَسْبَحُ فِي الْفَلَكِ وَ تَدُورُ حَيْثُ دَارَتْ مُتْعِبَةً لَا تَفْتُرُ وَ سَائِرَةً لَا تَقِفُ ثُمَّ قَالَ وَ إِنَّ كُلَّ نَجْمٍ مِنْهَا مُوَكَّلٌ مُدَبَّرٌ فَهِيَ بِمَنْزِلَةِ الْعَبِيدِ الْمَأْمُورِينَ الْمَنْهِيِّينَ فَلَوْ كَانَتْ قَدِيمَةً أَزَلِيَّةً لَمْ تَتَغَيَّرْ مِنْ حَالٍ إِلَى حَالٍ (1)

    نیاز دارند دلیلى بیاورند که تدبیر این جهان بزرگ و جهان کوچک‌تر همه از تدبیر ستارگانی است که در فلک می‌چرخند، و در جایگاه خود می‌گردند، و مجبورانی که ایست ندارند، و روندگانى که باز نایستند. راستى هر کدام از آن ستارگان گماشته‏اند و در فرمان دیگرى، چون بنده‏هایى واداشته و باز داشته، و اگر قدیم و ازلى بودند، از حالى به حالى دگرگون نمی‌شدند».
    2-زمانی که امام علی (علیه السلام) خواست به سوى نهروان برود منجمى آمد و گفت: یا امیر المؤمنین! در این ساعت مرو، سه ساعت از روز گذشت، برو. امیر المؤمنین فرمود: «چرا؟» گفت: اگر در این ساعت بروى به تو و یارانت آزار و زیان سختى می‌رسد، و اگر در آن ساعت که گفتم بروى پیروز می‌شوى و به هر چه خواهى می‌رسى. (2)
    آن‌حضرت فرمود: «آیا تصور مى‏کنى به ساعتى راهنمایى مى‏نمایى که هر کس در آن ساعت حرکت کند زیان و ضرر از او دور مى‏شود؟ و بر حذر مى‏دارى از ساعتى که هر کس در آن حرکت نماید زیان و ضرر وى را احاطه مى‏کند؟ آن‌کس که تو را در این گفتار تصدیق کند قرآن را تکذیب کرده، و به گمان خود از طلب یارى خدا در به دست آوردن مطلوب و دفع مکروه بى‏نیاز شده. بنابر گفتار تو سزاوار است کسى که به گفته تو عمل کند تو را ستایش نماید نه خدا را؛ زیرا به خیال تو، آن که او را به ساعتى راهنمایى کرده که در آن منفعت برده و از زیان در امان مانده، تویى». سپس رو به مردم کرد و فرمود: «اى مردم، از آموختن علم نجوم بپرهیزید مگر به عنوان ابزارى براى جهت یابى در خشکى یا دریا؛ زیرا نتیجه آموختن نجوم کهانت و پیش‌گویى است، و منجم چون کاهن، و کاهن همانند ساحر، و ساحر همچون کافر است، و کافر در جهنّم است. به نام خدا حرکت کنید». (3)

    پی نوشت:
    1. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار(ط- بيروت)،دار إحياء التراث العربي‏، بیروت،1403ق،ج55،ص223.
    2.مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 55، ص 224، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق.
    3.شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق، صبحی صالح، خطبه 79، ص 105، قم، هجرت، چاپ اول، 1414ق.








  8. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,259
    مورد تشکر
    3,820 پست
    حضور
    48 روز 15 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در این دو روایت، توضیحاتی وجود دارد که به وسیله آنها به وضوح می‌توان فهمید که مراد این دو روایت از نجوم، شناختن ستاره‌ها و پیش‌گویی کردن توسط آنها است.
    البته اگر گزارش و خبر از اوضاع فلکى و کواکب براساس اصول صحیح و قواعد علمى باشد، مانند خبراز پدیده خسوف و کسوف دادن و یا اگر اساس کار منجم تجربه قطعى باشد و بر این پایه خبر دهد که‏ کواکب دلالت دارند فلان پدیده رخ خواهد داد، گزارش از چنین امرى‏ صحیح است و قطعا حرام نیست‏.
    اما همان طور که از روایت اول مشخص است، اگر منجم، پدیده‏‌ها و رخدادهائى که به دلالت نجوم پدید مى ‏آیند را اثر مستقیم و مستقل اختران بداند (بدون استناد به خداوند) و از آن خبر دهد، چنین حکم و گزارشى حرام است و مساله تنجیم حرام در این بخش‏ت مرکز یافته است،
    بنابراین منجم، اگرتاثیر اوضاع فلکى را از خود افلاک بداند، یعنى نجوم، استقلال درتاثیر دارند، افلاک علت تامه به شما روند، فاعل بالاراده و صاحب‏اختیار جهان باشند و خالق پدیده‏ ها به حساب آیند، چنین عقیده ‏اى کفراست و با توحید افعالی در تعارض است.


  9. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,259
    مورد تشکر
    3,820 پست
    حضور
    48 روز 15 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    چند روز پیش یکی از دوستانم گفت فردی است که ریاضت کشیده و خبرهایی از آینده می دهد، البته با توضیحات مطرح شده، متوجه شدم این فرد آن چنان هم مقدس و پایبند به آداب شریعت نیست
    حال سوال من این است که اصلا خبر از آینده به وسیله افراد، مخصوصا چنین افرادی صحت دارد؟ آیا می شود به این ها اعتماد کرد؟ اصلا رفتن پیش فالگیر و گرفتن فال قهوه و .....گناه است یا خیر؟

    پاسخ:
    الف: همیشه به این نکته دقت کنید اینکه کسی قدرت بر کارهای خارق العاده مانند خبر دادن از امور غیبی و... داشته باشد، لزوما دلالت بر حق بودن او ندارد. زیرا باید بین تقویت نفس و تزکیه نفس، فرق قائل شد. زیرا ممکن است انسان با انجام بعضی از امور و ریاضت‌های غیرشرعی، نفس خود را قوی کند و کارهای خارق‌العاده انجام دهد، لکن این مساله، دلالت بر طهارت نفس و قرب انسان به حق‌تعالی ندارد، چنان‌که مرتاضان هندی و بعضی از مدعیان عرفان که تعبدی به احکام شریعت ندارند این چنین‌اند.
    در واقع هر قوّتی دلالت بر طهارت ندارد. برای تقریب به ذهن می‌شود مثال زد که هم گاو حیوان قوی‌ای است و هم خوک، لکن اولی علاوه بر قوت، طهارت هم دارد، ولی دومی در کنار قوتش، نجاست دارد، بلکه نجس العین است.
    البته تزکیه و طهارت نفس، تقویت نفس را نیز در پی دارد. مانند انیباء و ائمه دین (علیهم السلام) و اولیاء الهی، که علاوه بر پاکی و طهارت نفس، صاحب معجزه و کرامت هم بودند، لکن عکسش درست نیست، که هر کس نفس قوی‌ای داشته باشد، لزوما نفس پاک و طاهری هم دارد. مانند بعضی از هندوها و مرتاضان هندی که با ریاضت‌های آن‌چنانی، قوت نفس را به‌دست آورده‌اند، ولی چون در مسیر شریعت نیستند، نفسشان پاک و طاهر نیست.
    لذا حق‌تعالی در سوره «الشمس» بعد از یازده بار قسمی که یاد می‌کند، و قرار است مطلب بسیار مهمی ذکر شود، می‌فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها (1) به ترديد كسى كه نفس را [از آلودگى پاك كرد و] رشد داد، رستگار شد» یا در بیان دیگر می‌فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّی (2) حقّا فلاح و رستگارى يافت آن كسى‌كه تزكيه نفس كرد.» و نمی‌فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ اقواها» و یا «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَقَوَّی» در واقع رستگاری در گرو تزکیه نفس و طهارت نفس است، نه تقویت نفس.
    بنابراین، آن‌چه مهم جلوه می‌کند، تزکیه و طهارت نفس است، که آن‌هم در گرو تعبد و تقید به دستورات شریعت و احکام دین به دست ‌می‌آید و به فرموده علامه طباطبایی(ره): «بزرگترین ریاضت دینداری است. لذا کاری‌که مرتاضان هندی انجام می‌دهند و بعضی قوایشان را نابود می‌کنند، این هنر نیست! هنر آن است‌که شهوت و غضب و سایر قوا باشند اما تحت کنترل دستورات دین و عقل قرار بگیرند.»(3)
    هر امری برای خود میزانی دارد. به عنوان مثال:
    فشار سنج میزان فشار خون
    دما سنج میزان دمای هوا
    باد سنج میزان فشار هوا
    تب سنج میزان تب
    در مورد این نوع افرادی که در سوال مطرح نمودید، ملاک حق و باطل بودن این نوع اشخاص، میزانی است به نام شریعت. اگر اعمال و رفتارشان سر سوزنی از شریعت و آموزه های دینی، تخطی داشته باشد، به هیچ عنوان قابل اعتماد نمی باشند، ولو اهل انجام دادن کارهای خاص هم باشند.
    این معیار و میزان در مکاشفات هم جاری است، همه ی مكاشفاتى كه براى سالكان در منازل گوناگون روى مى‏ دهد درست و راهگشا نيستند. برخى از اين مكاشفات به ويژه در آغاز سلوك، نادرست و با تصرّف شيطان روى مى ‏دهند.

    بنابراین سالک لازم است معیار و میزان مناسب برای سنجش مکاشفات خود در دست داشته باشد، تا از طریق آن منبع بتواند مکاشفه خود را مورد بررسی قرار دهد، و به درستی یا نادرستی آن واقف شود، البته عوامل متعددی می تواند در بروز مكاشفات نادرست موثر باشد از جمله: اعتقادات نادرست، رفتار نادرست، پاكسازى نكردن قلب از آلودگي‌ها و هواها، پشت کردن به دین و آموزه‌‏هاى دينى و در پيش گرفتن ریاضتهای غير شرعى و...
    بر همین اساس، سالک باید مکاشفه ی خود را به شریعت عرضه کند و با بررسی آن نسبت به درستی اش آگاهی پیدا کند، اگر آنچه که در مکاشفه حاصل شده مطابق با شرع باشد، مکاشفه رحمانی و در غیر این صورت، مکاشفه اش شیطانی خواهد بود.
    ب: این که آن شخص هم خبر از آینده داده، هم محل تامل است. این نوع افراد، با نوع سوالاتی که می پرسند و یا مباحث روان شناسی ای که به کار می گیرند، به یک سری اطلاعاتی دست پیدا می کنند که خود مراجعه کننده، ناخواسته به او داده و لذا تصور می شود که آن شخص، از آینده خبر می دهد.
    ج: مراجعه نمودن به چنین افرادی اشکال دارد و حتی برخی مراجع، حرام دانسته اند.

    پی‌نوشت:
    1.شمس/9.
    2.اعلی/14.
    3.محیطی،علی،صراط سلوک،نشر قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)،ص131.


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۹/۰۱/۱۰ در ساعت ۲۲:۰۲


صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود