جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بر اهل بیت امام حسین (ع) در شام چه گذشت؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۸
    نوشته
    2,063
    مورد تشکر
    3,144 پست
    حضور
    75 روز 23 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بر اهل بیت امام حسین (ع) در شام چه گذشت؟




    سلام
    در شام چه به اهل بیت اسیر گذشت!؟

    راهنمایی کنید

    متشکریم
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    یا الله و یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی الی دینک
    الهی العفو و لک الحمد

  2. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    1,045
    مورد تشکر
    1,833 پست
    حضور
    21 روز 20 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4



    با نام و یاد دوست

    بر اهل بیت امام حسین (ع) در شام چه گذشت؟

    کارشناس بحث: استاد ممسوس




  3. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    225
    مورد تشکر
    480 پست
    حضور
    23 روز 7 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و احترام

    یکی از وقایع سخت و سنگین که بر اهل بیت بسیار سخت گذشت واقعه کربلا و شهادت امام حسین و یاران ایشان بود. اما این واقعه به همین جا خاتمه نیافت و وقایع سخت تر دیگری در راه بود. از جمله ورود اسرای اهل بیت به شهر شام و توهینها و جسارتها به اهل بیت امام حسین علیه السلام به گونه ای که وقتی از امام سجاد سوال شد کدام مصیبت بر شما سخت تر و ناگوار بود؟ امامی که سر بریده پدر را بر نیزه دیده بود تن بی سر پدر را بر زمین دیده بود نفرمود سر بریده و یا تن بی سر بلکه فرمود انچه بر ما سخت تر بود شام بود و ان را سه بار بیان فرمود. الشام الشام الشام
    حضرت امام زین العابدین که در شام فرمود: یا لیت امی لم تلدنی و لم اکن یزید یرانی فی البلاد اسیرا
    یعنی ای کاش مادرم مرا نزاییده بود تا اینکه کسی مانند یزید مرا اسیر ببیند



  4. تشکر


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    225
    مورد تشکر
    480 پست
    حضور
    23 روز 7 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    يكي از مصائب رنج آور حادثه عاشورا، جريان اسارت اهل بيت امام حسين(علیه اسلام) و در رأس آن‌ها حضرت امام سجاد(ع) و حضرت زينب(س) مي‌باشد. عبيدالله بن زياد پس از كسب تكليف از يزيد بن معاويه در خصوص اسراي كربلا، دستور اعزام آن‌ها را به سوي شام صادر كرد. طبري مي‌نويسد:

    «عبيدالله بن زياد دستور داد زنان و كودكان حسين(ع) را آماده كنند و دستور داد طوق آهنين به گردن علي بن حسين(ع) نهادند. سپس آن‌ها را همراه محفز بن ثعلبه عايذي و شمر بن ذي الجوشن روانه كرد كه پيش يزيد بروند».(1)

    «ابن زياد، علي بن حسين(ع) و زناني كه همراهش بودند را با زحر بن قيس، محقن بن ثعلبه و شمر بن ذي الجوشن يزيد بن معاويه به شام فرستاد(2)

    «وقتي اسراي كربلا نزديك شهر دمشق رسيدند، ام كلثوم نزد شمر بن ذي الجوشن رفت و گفت: ما را از دروازه‌اي ببر كه تماشاچيان كمتر حضور داشته باشند و به سپاه بگو اين سرها را از محل‌ها دورتر ببرند تا نگاه مردم كمتر به ما بيفتد. اما شمر در اثر خباثت و پليدي كه داشت دستور داد سرها را بالاي نيزه‌ها زدند و در ميان محمل‌‌ها قرار دادند و آنان را از ميان تماشاچيان عبور دادند».(3)

    پی نوشت:
    1. تاريخ طبري، ترجمه ابوالقاسم پاينده، تهران، اساطير، ج 7 ص 3072
    2. دينوري،اخبار الطوال، ترجمه محمود مهدوي، تهران، ني، ص 305

    3. سید بن طاووس، لهوف، ترجمه بخشایشی، قم، دفتر نشر نوید اسلام، 1381، ص 207









  6. تشکر


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    225
    مورد تشکر
    480 پست
    حضور
    23 روز 7 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اهل بيت را سه روز پشت دروازه شام نگه داشتند، شهر را زيور بستند، به گونه‌اي كه چشمي نديده بود. سپس پانصد هزار نفر از مردم شام از زن و مرد با دف و طبل و بوق و دهل از خانه‌هايشان بيرون آمدند، در حالي كه جامه نو پوشيده بودند و خود را آراسته بودند به ديدن اسرار رفتند. بيرون شهر، محشري به پا شد. مردم ميان هم موج مي‌زدند. چون روز برآمد سرها را به شهر وارد كردند. و هنگام ظهر با رنج فراوان از ازدحام جمعيت به در خانه (قصر) يزيد بن معاويه رسيدند.(1) شيخ عباس قمي مي‌نويسد:

    «اسراي كربلا را پس از ورود به دمشق در پله كان مسجد (محلي كه توقف گاه اسيران بود) نگه داشتند، پيرمردي از اهل شام نزد اسرا آمد و گفت: حمد، خدا را كه شما را كشت و نابود كرد و آشوب را خاموش كرد... چون سخنش تمام شد، امام سجاد(ع) به او فرمود: قرآن خدا را خوانده‌اي. گفت: آري فرمود: اين آيه را خوانده‌اي:

    «قل لا اسئلكم عليه اجراً الا المودةَ في القربي»(2)
    «بگو من بر اجر رسالتم چيزي از شما جز مودت و دوستي با اهل بيتم و خويشانم نمي‌خواهم»؟

    گفت: آري فرمود: ما خويشان پيامبريم ... سپس حضرت فرمود: اين آيه را خوانده‌اي:

    «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا»(3)
    «خداوند مي‌خواهد رجس و پليدي را از شما اهل بيت دور سازد و شما را پاكيزه گرداند»؟

    گفت: بله خوانده‌ام. حضرت فرمود: اهل بيت ما هستيم ... مرد شامي دستانش را به سوي آسمان بلند كرد و گفت: خدايا من از دشمنان آل محمد و كشندگان آنان بيزاري مي‌جويم».(4)

    پی نوشت:
    1. عماد الدین طبری، کامل بهایی، بی تا، بی جا، مکتب رضوی، ص 293

    2. شوری 23
    3. احزاب 33
    4. نفس المهموم شیخ عباس قمی، ترجمه محمد باقر کمره ای، نشر جمکران قم، 1370، ص 555-556


  8. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود