جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: جایگاه موعظه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۸
    نوشته
    13
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    2 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جایگاه موعظه




    به نام خداوند جان آفرین
    سلام
    در مورد موعظه و جایگاه آن در تعالیم اسلامی توضیح بفرمایید

  2. تشکر


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    5,295
    مورد تشکر
    10,847 پست
    حضور
    173 روز 2 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    18



    با نام و یاد دوست

    جایگاه موعظه

    کارشناس بحث: استاد کافی


    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    جایگاه موعظه

  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,241
    مورد تشکر
    3,820 پست
    حضور
    48 روز 8 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط نوید57 نمایش پست
    به نام خداوند جان آفرین
    سلام
    در مورد موعظه و جایگاه آن در تعالیم اسلامی توضیح بفرمایید
    باسمه تعالی
    با سلام
    موعظه از ريشه وعظ به معناى پند و اندرز، دعوت به بندگى و خشوع، و نهى از زشتى و گناه همراه با ترساندن از فرجام بدى هاست (1)موعظه در فرهنگ و معارف اسلامی و آموزه‌‌های وحیانی از جایگاه والا و مهمی برخوردار است. وعظ و موعظه یکی از نیازهای ما آدمیان است. حکمای یونان قدیم شیوه های انتقال سخن را تحت عنوان «صناعات خمس» مطرح می کردند که ابتدای آن با حکمت سخن گفتن است که یک رشته موضوعات برهانی عقلی و منطقی را در بر می گیرد ولی همه جا حکمت به کار نمی آید گاه لازم است انسان فروتر سخن بگوید. انسان وقتی سخن می گوید باید مخاطبان خود را نیز در نظر بگیرد؛ باید سفره را که پهن می کند در آن همه چیز موجود باشد.
    حکمت منطقی سخنی است که صغری و کبری دارد. با قیاس منطقی آغاز می شود و از پی آن نتیجه گیری و استدلال عقلی می آید. بعد از حکمت موعظه قرار دارد که مواد آن را ادله عقلی تشکیل نمی دهد، موعظه ذهن مخاطب را در نکات عقلی که نیاز به تنظیم و کاووش دارد فرو نمی برد بلکه مواد موعظه را مقبولات و چیزهایی تشکیل می دهند که انسان با لحظه ای اندیشیدن به پسندیدگی آنها اذعان می کند؛ یک سری مطالب پسندیده، زیبا، دلنواز، دلنشین، نثر و نظم و یک سلسله مطالب اخلاقی و اجتماعی قابل دیدن و محسوس ارکان موعظه را تشکیل می دهند.
    در واقع موعظه»؛ یعنى استفاده کردن از عواطف انسان‌ها؛ چرا که موعظه، و اندرز بیشتر جنبه عاطفى دارد که با تحریک آن می‌توان توده‌هاى عظیم مردم را به طرف حق متوجه ساخت.موعظه دعوت به نيكى توأم با خيرخواهى و رقت قلب است
    موعظه یکی از کاربردترین و عمیق ترین روش برای ارشاد و هدایت است .
    خداوند به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می گوید:
    «ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ۖ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ۚ (2) با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگاتر دعوت نما و با آنها به روشی که نیکوتر است استدلال و مناظره کن.»
    و نیز در قرآن آمده است:
    «يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ (3) اى مردم! براى شما از جانب پروردگارتان موعظه‌اى آمد و شفایى براى آن بیمارى که در دل دارید و راهنمایى و رحمتى براى مؤمنان»
    و می فرماید:
    «
    وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَىٰ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ(4) مردم را تذکر و پند بده؛ زيرا تذکر براي مؤمنين سودمند است.»
    موعظه یکی از راه های انتقال سخن و گویا یکی از نیازهای وجود ما آدمیان است. گاه بر وجود آدمیان از غوغای زندگی غبارهایی می نشیند و حاجتمند است تا سخنی بشنود و غبار از روح و دل بزداید در این هنگام چیزی که بسیار نافع و مفید است موعظه است.
    موعظه، فطرت انسان را بیدار می‌کند و در دل می‌نشیند و از دلیل و برهان و امر و نهى‌ بیشتر تأثیر دارد. پند و انذار‌پذیرى‌ استعدادى‌ است که در جان انسان نهاده شده و براى‌ قبول تربیت آماده‌اش ساخته است. ممکن است کسى‌ از تعلیم دیگران بی‌نیاز باشد امّا هیچ‌کس نیست که از موعظه بی‌نیاز باشد. حتى‌ دانشمندان و افراد صالح نیز گاه گاه به موعظه نیازمند می‌شوند..
    در حقیقت موعظه زنگ بیدار باش آدمی از خواب غفلت و سپس به حرکت واداشتن او به سوی اهداف متعالی فردی و اجتماعی است.امام علی(علیه السلام) فرمود: «موعظه، نفوس انسان‌ها را صاف و نورانى‌ می‌کند»(5)
    همچنین آن حضرت در سفارش به فرزند گرامی‌اش امام حسن(علیه السلام) می‌فرماید:
    «احی قلبک بالموعظه(6) دلت را با پند و اندرز زنده بدار»
    امام راحل(ره) درباره ضرورت و اهمیت موعظه می‌فرماید: «انسان باید هم خودش، خودش را موعظه کند، و هم در معرض موعظه (دیگران) واقع شود. هم انسان‌ها احتیاج به موعظه دارند. هیچ انسانی نیست که محتاج نباشد به وعظ»(7)
    پی نوشت
    1.راغب اصفهانى، 1412ق، ج 1، ص 8762. نحل /125
    3. یونس/57
    4.ذاریات/55
    5.تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، ص 72، قم، دار الکتاب الإسلامی، چاپ دوم، 1410ق.
    6.نهج البلاغه، نامه 31
    7.صحیفه امام خمینی(ره)، موسسه تنظیم نشر، ج 14، ص 196


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۷/۲۰ در ساعت ۰۹:۲۷

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,241
    مورد تشکر
    3,820 پست
    حضور
    48 روز 8 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    لغت موعظه در کلام عرب به «زجر مع التخویف» معنا می گردد. در وعظ بازدارندگی وجود دارد. یعنی کسی که در مسند وعظ می نشیند مردم را از چیزهایی باز می دارد و کمی ایشان را بیم می دهد.
    مرحوم علّامه درباره نقش موعظه در تربيت، مى نويسد: «قرآن در اولين برخورد با مؤمنين، آنان را مى يابد كه دچار غفلت شده، باطن آنان به ظلمت هاى شك و ريب، تاريك شده و دل هايشان را به انواع رذايل و صفات و حالات خبيثه بيمار ساخته؛ ازاين رو، با مواعظ حسنه اندرز مى دهد تا از غفلت بيدار شوند و از هر نيت فاسد و عمل زشت نهى كرده و به سوى خير و سعادت وادارشان مى سازد.
    و در مرحله دوم، پاك سازى باطن آنان از هر صفت خبيث و زشت است و به طور دايم آفاتى را از عقل آنان و بيمارى هايى را از دل آنان، يكى پس از ديگرى زايل مى سازد، تا جايى كه بكلى رذايل باطنى انسان هاى مؤمن را برطرف كند. در مرحله سوم، به سوى معارف حقه و اخلاق كريمه و اعمال صالح راهنمايى مى كند، آن هم دلالتى با لطف و مهربانى؛ به اين معنا كه در دلالتش درجات را رعايت مى كند، به گونه اى كه دست آدمى را گرفته پا به پا مى برد و او را منزل به منزل نزديك مى كند تا در آخر به سرمنزل مقربين رسانيده، به فوز مخصوص به مخلصين رستگار سازد. و در مرحله چهارم، جامه رحمت بر آنان پوشانيده، در دار كرامت منزلشان مى دهد و به انبيا و صديقين و شهدا و صالحين ملحق نموده، تا در زمره بندگان مقرب خود در اعلى عليين جاى دهد.(1)
    بزرگان علما به وعظ کردن اهمیت می‌دادند و یکی از وظایف الهی خودشان را در راه تربیت مردم و انجام‌ رسالتی که بر عهده‌شان بوده است، همین می‌دانستند که موعظه کنند. کسی که می خواهد نصیحت کند و پند و اندرز دهد باید حسن نیت خود را به مخاطب ثابت کندو اعتقاد عینی و عملی او این باشد که هیچ قصد توهین و تحقیری در آنچه می گوید نیست.واعظ باید وقتی بر این مسند می نشیند برای اصلاح و سازندگی سخن بگوید.
    کسي که مي خواهد پند و اندرز بدهد بايد خودش عامل باشد و علاوه بر تذکر زباني، از نظر رفتار و کردار هم اهل عمل باشد.

    باور و عمل واعظ به محتواى موعظه يكى از شرايط پذيرش اندرز است.
    امام صادق عليه السلام فرمود:
    «إنّ العالم إذا لم يَعمَل بعلمِه زلّت مَوعظتُه عن القلوب كما يَزِلّ المطرُ عن الصفا(2) چنان چه عالم به علم خود عمل نكند، موعظه‏اش از قلوب زائل مى‌‏شود؛ چنان‏كه باران از جاى‌ صاف مى‌‏لغزد.»
    علّامه طباطبائى در اين باره مى نويسد: «چون راه خدا، با اعتقاد و عمل حق است، موعظه از كسى پذيرفته مى شود كه خود عامل آن باشد؛ ازاين رو، اندرز كسى كه خود به حق عمل نمى كند پذيرفته نمى شود. هرچند به زبان، دعوت به حق است، ولى در حقيقت، دعوت به خلاف حق است؛ زيرا حسن موعظه از جهت حسن اثر آن در احياى حق است و حسن اثر، زمانى است كه واعظ خودش به آنچه مى گويد متعظ و عامل باشد و در وعظ خود به اندازه اى حسن خلق نشان دهد كه كلامش در قلب شنونده اثر كند و قلب با مشاهده آن خلق و خو، رقت يابد و پوست بدنش جمع شود و گوشش آن را گرفته و چشم در برابرش خاضع شود. حسن الموعظة إنما هو من حيث حسن أثره فى الحق الذى يراد به بأن يكون الواعظ نفسه متعظا بما يعظ و يستعمل فيها من الخلق الحسن ما يزيد فى وقوعها من قلب السامع»(3)
    بى ترديد، اگر واعظ اين ويژگى را نداشته باشد، سخنانش صرف لقلقه اى بر زبان است كه اثر آن از قوه شنيدارى انسان تجاوز نمى كند.
    بايد موعظه در خفا و به صورت خصوصى‌ بر فرد القا شود تا بهتر مورد قبول قرار گيرد و به مقاومت و عناد كشيده نشود؛ مخصوصاً در مورد جوانان كه حساسيت دارند. مگر مواعظى‌‏كه به ‏طور عموم و كلى‌ گفته مى‌‏شود و فرد خاصى‌ مورد نظر نيست.
    موعظه بايد با كمال نرمى‌ و مدارا و به صورت خيرخواهى‌ و دل سوزى‌ انجام بگيرد، يعنى‌ از خشونت و ملامت و اظهار برترى‌ بايد جداً اجتناب نمود. رعايت ادب گفتارى و پرهيز از تندى و خشونت در گفتار، از آداب دعوت به خدا و زمينه ساز پذيرش نصيحت است؛ همان گونه كه خداى تعالى به موسى و هارون درباره نحوه سخن گفتن با فرعون براى دعوت به بندگى خدا مى فرمايد:
    «فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَينا لَعَلَّهُ يتَذَكَّرُ أَوْ يخْشى» (4)؛ به نرمى با او سخن بگوييد، شايد متذكر شود و از خدا بترسد. خداى تعالى سبب قبول رسالت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و حمايت از وى را مهربانى وى با مردم بيان كرده است و مى فرمايد: «اگر خشن و سنگ دل بودى، از اطراف تو پراكنده مى شدند.»(5)
    در نتیجه نحوه ادا و آهنگ سخن در ذهن مخاطب موثر است و می تواند آرامش دهد یا وسواس و دلهره ایجاد کند . پس باید به آهنگ سخن توجه کرد زیرا اگر بتوانیم از افتان و خیزان بودن سخن استفاده لازم را ببریم بسیاری از مقاصدمان حاصل می شود و بر دل ها تاثیر می گذارد.
    بنابراين، پند و موعظه را مى‌‏توان يكى‌ از روش‏هاى‌ مؤثر و سودمند تربيتى‌ دانست كه اوليا و مربيان مى‌‏توانند در بعضى‌ موارد از آن استفاده نمايند. ليكن مشروط به اين‏كه آداب پند دادن را بدانند تا موعظه آنان موعظه حسنه باشد و میزان وعظ پذیری افزایش یابد.
    پی نوشت
    1. المیزان فی تفسیر القرآن،طباطبائى،محمد حسین، 1417ق،چاپ پنجم، قم، جامعه مدرسين. ج 10، ص 80
    2.
    كافي( ط- دار الحديث)، كلينى، محمد بن يعقوب‏، 329ق، دارالحدیث، قم، 1429ق
    3.المیزان فی تفسیر القرآن طباطبائى، 1417ق، چاپ پنجم، قم، جامعه مدرسين، ج 17، ص 372
    4.طه/44
    5.آل عمران/ 159

    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۷/۲۰ در ساعت ۰۹:۵۱

  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,241
    مورد تشکر
    3,820 پست
    حضور
    48 روز 8 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پرسش:
    در مورد موعظه و جایگاه آن در تعالیم اسلامی توضیح بفرمایید
    پاسخ:
    «موعظه» یعنى استفاده کردن از عواطف انسان‌ها؛ چرا که موعظه، و اندرز بیشتر جنبه عاطفى دارد که با تحریک آن می‌توان توده‌هاى عظیم مردم را به طرف حق متوجه ساخت.موعظه دعوت به نيكى توأم با خيرخواهى و رقت قلب است
    موعظه یکی از کاربردترین و عمیق ترین روش برای ارشاد و هدایت است .
    خداوند به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
    «ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ۖ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ۚ (1) با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگاتر دعوت نما و با آنها به روشی که نیکوتر است استدلال و مناظره کن.»
    و نیز در قرآن آمده است:
    «يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ (2) اى مردم! براى شما از جانب پروردگارتان موعظه‌اى آمد و شفایى براى آن بیمارى که در دل دارید و راهنمایى و رحمتى براى مؤمنان»
    موعظه یکی از راه های انتقال سخن و گویا یکی از نیازهای وجود ما آدمیان است. گاه بر وجود آدمیان از غوغای زندگی غبارهایی می نشیند و حاجتمند است تا سخنی بشنود و غبار از روح و دل بزداید در این هنگام چیزی که بسیار نافع و مفید است موعظه است.
    موعظه، فطرت انسان را بیدار می‌کند و در دل می‌نشیند و از دلیل و برهان و امر و نهى‌ بیشتر تأثیر دارد. پند و انذار‌پذیرى‌ استعدادى‌ است که در جان انسان نهاده شده و براى‌ قبول تربیت آماده‌اش ساخته است. ممکن است کسى‌ از تعلیم دیگران بی‌نیاز باشد امّا هیچ‌کس نیست که از موعظه بی‌نیاز باشد. حتى‌ دانشمندان و افراد صالح نیز گاه گاه به موعظه نیازمند می‌شوند..
    در حقیقت موعظه زنگ بیدار باش آدمی از خواب غفلت و سپس به حرکت واداشتن او به سوی اهداف متعالی فردی و اجتماعی است.امام علی(علیه السلام) فرمود: «موعظه، نفوس انسان‌ها را صاف و نورانى‌ می‌کند»(3)
    همچنین آن حضرت در سفارش به فرزند گرامی‌اش امام حسن(علیه السلام) می‌فرماید:
    «احی قلبک بالموعظه(4) دلت را با پند و اندرز زنده بدار»

    مرحوم علّامه درباره نقش موعظه در تربيت، مى نويسد: «قرآن در اولين برخورد با مؤمنين، آنان را مى يابد كه دچار غفلت شده، باطن آنان به ظلمت هاى شك و ريب، تاريك شده و دل هايشان را به انواع رذايل و صفات و حالات خبيثه بيمار ساخته؛ ازاين رو، با مواعظ حسنه اندرز مى دهد تا از غفلت بيدار شوند و از هر نيت فاسد و عمل زشت نهى كرده و به سوى خير و سعادت وادارشان مى سازد.
    و در مرحله دوم، پاك سازى باطن آنان از هر صفت خبيث و زشت است و به طور دايم آفاتى را از عقل آنان و بيمارى هايى را از دل آنان، يكى پس از ديگرى زايل مى سازد، تا جايى كه بكلى رذايل باطنى انسان هاى مؤمن را برطرف كند. در مرحله سوم، به سوى معارف حقه و اخلاق كريمه و اعمال صالح راهنمايى مى كند، آن هم دلالتى با لطف و مهربانى؛ به اين معنا كه در دلالتش درجات را رعايت مى كند، به گونه اى كه دست آدمى را گرفته پا به پا مى برد و او را منزل به منزل نزديك مى كند تا در آخر به سرمنزل مقربين رسانيده، به فوز مخصوص به مخلصين رستگار سازد. و در مرحله چهارم، جامه رحمت بر آنان پوشانيده، در دار كرامت منزلشان مى دهد و به انبيا و صديقين و شهدا و صالحين ملحق نموده، تا در زمره بندگان مقرب خود در اعلى عليين جاى دهد.(5)
    بزرگان علما به وعظ کردن اهمیت می‌دادند و یکی از وظایف الهی خودشان را در راه تربیت مردم و انجام‌ رسالتی که بر عهده‌شان بوده است، همین می‌دانستند که موعظه کنند.
    کسی که می خواهد نصیحت کند و پند و اندرز دهد باید
    الف:داشتن حسن نیت
    واعظ باید حسن نیت خود را به مخاطب ثابت کند و اعتقاد عینی و عملی او این باشد که هیچ قصد توهین و تحقیری در آنچه می گوید نیست.
    ب: قصد اصلاح
    واعظ باید وقتی بر این مسند می نشیند برای اصلاح و سازندگی سخن بگوید.
    ج: عامل بودن
    کسي که مي خواهد پند و اندرز بدهد بايد خودش عامل باشد و علاوه بر تذکر زباني، از نظر رفتار و کردار هم اهل عمل باشد.

    باور و عمل واعظ به محتواى موعظه يكى از شرايط پذيرش اندرز است.
    امام صادق عليه السلام فرمود:
    «إنّ العالم إذا لم يَعمَل بعلمِه زلّت مَوعظتُه عن القلوب كما يَزِلّ المطرُ عن الصفا (6) چنان چه عالم به علم خود عمل نكند، موعظه‏اش از قلوب زائل مى‌‏شود؛ چنان‏كه باران از جاى‌ صاف مى‌‏لغزد.»
    د: مدارا نمودن
    موعظه بايد با كمال نرمى‌ و مدارا و به صورت خيرخواهى‌ و دل سوزى‌ انجام بگيرد، يعنى‌ از خشونت و ملامت و اظهار برترى‌ بايد جداً اجتناب نمود. رعايت ادب گفتارى و پرهيز از تندى و خشونت در گفتار، از آداب دعوت به خدا و زمينه ساز پذيرش نصيحت است؛ همان گونه كه خداى تعالى به موسى و هارون درباره نحوه سخن گفتن با فرعون براى دعوت به بندگى خدا مى فرمايد:
    «فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَينا لَعَلَّهُ يتَذَكَّرُ أَوْ يخْشی (7)؛ به نرمى با او سخن بگوييد، شايد متذكر شود و از خدا بترسد. خداى تعالى سبب قبول رسالت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و حمايت از وى را مهربانى وى با مردم بيان كرده است و مى فرمايد: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ (8) ای پیامبر!] پس به مهر و رحمتی از سوی خدا با آنان نرم خوی شدی، و اگر درشت خوی و سخت دل بودی از پیرامونت پراکنده می شدند.»
    در نتیجه نحوه ادا و آهنگ سخن در ذهن مخاطب موثر است و می تواند آرامش دهد یا وسواس و دلهره ایجاد کند . پس باید به آهنگ سخن توجه کرد زیرا اگر بتوانیم از افتان و خیزان بودن سخن استفاده لازم را ببریم بسیاری از مقاصدمان حاصل می شود و بر دل ها تاثیر می گذارد.
    بنابراين، پند و موعظه را مى‌‏توان يكى‌ از روش‏هاى‌ مؤثر و سودمند تربيتى‌ دانست كه اوليا و مربيان مى‌‏توانند در بعضى‌ موارد از آن استفاده نمايند. ليكن مشروط به اين‏كه آداب پند دادن را بدانند تا موعظه آنان موعظه حسنه باشد و میزان وعظ پذیری افزایش یابد.
    پی نوشت
    1. نحل /125
    2. یونس/57
    3.تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، قم، دار الکتاب الإسلامی، چاپ دوم، 1410ق، ص 72.
    4.نهج البلاغه، نامه 31
    5. المیزان فی تفسیر القرآن،طباطبائى،محمد حسین، 1417ق،چاپ پنجم، قم، جامعه مدرسين. ج 10، ص 80
    6.
    كافي (ط- دار الحديث)، كلينى، محمد بن يعقوب‏، 329ق، دارالحدیث، قم، 1429ق
    7.طه/44

    8.آل عمران/ 159





  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,241
    مورد تشکر
    3,820 پست
    حضور
    48 روز 8 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    در مورد موعظه و جایگاه آن در تعالیم اسلامی توضیح بفرمایید.
    پاسخ:
    «موعظه» یعنى استفاده کردن از عواطف انسان‌ها؛ چرا که موعظه، و اندرز بیشتر جنبه عاطفى دارد که با تحریک آن می‌توان توده‌هاى عظیم مردم را به طرف حق متوجه ساخت. موعظه دعوت به نيكى توأم با خيرخواهى و رقت قلب است، و از کاربردترین و عمیق ترین روش ها برای ارشاد و هدایت است.
    خداوند به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ۖ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ (1) با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگار دعوت نما و با آنها به روشی که نیکوتر است استدلال و مناظره کن.»
    و نیز در قرآن آمده است: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ وَ هُدًى وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ (2) اى مردم! براى شما از جانب پروردگارتان موعظه‌اى آمد و شفایى براى آن بیمارى که در دل دارید و راهنمایى و رحمتى براى مؤمنان»
    موعظه یکی از راه های انتقال سخن و گویا یکی از نیازهای وجود ما آدمیان است. گاه بر وجود آدمیان از غوغای زندگی غبارهایی می نشیند و حاجتمند است تا سخنی بشنود و غبار از روح و دل بزداید در این هنگام چیزی که بسیار نافع و مفید است موعظه است.
    موعظه، فطرت انسان را بیدار می‌کند و در دل می‌نشیند و از دلیل و برهان و امر و نهى‌ بیشتر تأثیر دارد. پند و انذار‌پذیرى‌ استعدادى‌ است که در جان انسان نهاده شده و براى‌ قبول تربیت آماده‌اش ساخته است. ممکن است کسى‌ از تعلیم دیگران بی‌نیاز باشد، امّا هیچ‌کس نیست که از موعظه بی‌نیاز باشد. حتى‌ دانشمندان و افراد صالح نیز گاه گاه به موعظه نیازمند می‌شوند..
    در حقیقت موعظه زنگ بیدار باش آدمی از خواب غفلت و سپس به حرکت واداشتن او به سوی اهداف متعالی فردی و اجتماعی است. امام علی (علیه السلام) فرمود: «الْمَوَاعِظُ صِقَالُ‏ النُّفُوسِ‏ وَ جِلَاءُ الْقُلُوب‏ (3) موعظه، نفوس انسان‌ها را صاف و نورانى‌ و جلاء دهنده قلوب است»
    همچنین آن حضرت، در سفارش به فرزند گرامی‌اش امام حسن (علیه السلام) می‌فرماید: «أَحْيِ قَلْبَكَ بِالْمَوْعِظَةِ (4) دلت را با پند و اندرز زنده بدار»
    مرحوم «علّامه طباطبایی» (رحمة الله علیه) درباره نقش موعظه در تربيت، مى نويسد: «قرآن در اولين برخورد با مؤمنين، آنان را مى يابد كه دچار غفلت شده، باطن آنان به ظلمت هاى شك و ريب، تاريك شده و دل هايشان را به انواع رذايل و صفات و حالات خبيثه بيمار ساخته؛ ازاين رو، با مواعظ حسنه اندرز مى دهد تا از غفلت بيدار شوند و از هر نيت فاسد و عمل زشت نهى كرده و به سوى خير و سعادت وادارشان مى سازد.
    و در مرحله دوم، پاك سازى باطن آنان از هر صفت خبيث و زشت است و به طور دايم آفاتى را از عقل آنان و بيمارى هايى را از دل آنان، يكى پس از ديگرى زايل مى سازد، تا جايى كه بكلى رذايل باطنى انسان هاى مؤمن را برطرف كند. در مرحله سوم، به سوى معارف حقه و اخلاق كريمه و اعمال صالح راهنمايى مى كند، آن هم دلالتى با لطف و مهربانى؛ به اين معنا كه در دلالتش درجات را رعايت مى كند، به گونه اى كه دست آدمى را گرفته پا به پا مى برد و او را منزل به منزل نزديك مى كند تا در آخر به سرمنزل مقربين رسانيده، به فوز مخصوص به مخلصين رستگار سازد. و در مرحله چهارم، جامه رحمت بر آنان پوشانيده، در دار كرامت منزلشان مى دهد و به انبيا و صديقين و شهدا و صالحين ملحق نموده، تا در زمره بندگان مقرب خود در اعلى عليين جاى دهد.(5)
    بزرگان علما به وعظ کردن اهمیت می‌دادند و یکی از وظایف الهی خودشان را در راه تربیت مردم و انجام‌ رسالتی که بر عهده‌شان بوده است، همین می‌دانستند که کنند.
    کسی که می خواهد نصیحت کند و پند و اندرز دهد، باید شرایطی را رعایت نماید:
    الف:داشتن حسن نیت
    واعظ باید حسن نیت خود را به مخاطب ثابت کند و اعتقاد عینی و عملی او این باشد که هیچ قصد توهین و تحقیری در آنچه می گوید نیست.
    ب: قصد اصلاح
    واعظ باید وقتی بر این مسند می نشیند برای اصلاح و سازندگی سخن بگوید.
    ج: عامل بودن
    کسي که مي خواهد پند و اندرز بدهد بايد خودش عامل باشد و علاوه بر تذکر زباني، از نظر رفتار و کردار هم اهل عمل باشد.
    باور و عمل واعظ به محتواى موعظه يكى از شرايط پذيرش اندرز است.
    امام صادق (عليه السلام) فرمود: «إنّ العالم إذا لم يَعمَل بعلمِه زلّت مَوعظتُه عن القلوب كما يَزِلّ المطرُ عن الصفا (6) چنان چه عالم به علم خود عمل نكند، موعظه‏ اش از قلوب زائل مى‌‏شود؛ چنان‏كه باران از جاى‌ صاف مى‌‏لغزد.»
    د: مدارا نمودن
    موعظه بايد با كمال نرمى‌ و مدارا و به صورت خيرخواهى‌ و دل سوزى‌ انجام بگيرد، يعنى‌ از خشونت و ملامت و اظهار برترى‌ بايد جداً اجتناب نمود. رعايت ادب گفتارى و پرهيز از تندى و خشونت در گفتار، از آداب دعوت به خدا و زمينه ساز پذيرش نصيحت است؛ همان گونه كه خداى تعالى به موسى و هارون درباره نحوه سخن گفتن با فرعون براى دعوت به بندگى خدا مى فرمايد:
    «فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَينا لَعَلَّهُ يتَذَكَّرُ أَوْ يخْشى (7) به نرمى با او سخن بگوييد، شايد متذكر شود و از خدا بترسد.»
    خداى تعالى سبب قبول رسالت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله) و حمايت از وى را مهربانى وى با مردم بيان كرده است و مى فرمايد: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ (8) [ای پیامبر!] پس به مهر و رحمتی از سوی خدا با آنان نرم خوی شدی، و اگر درشت خوی و سخت دل بودی از پیرامونت پراکنده می شدند.»
    در نتیجه نحوه ادا و آهنگ سخن در ذهن مخاطب موثر است و می تواند آرامش دهد یا وسواس و دلهره ایجاد کند. پس باید به آهنگ سخن توجه کرد، زیرا اگر بتوانیم از افتان و خیزان بودن سخن استفاده لازم را ببریم، بسیاری از مقاصدمان حاصل می شود و بر دل ها تاثیر می گذارد.
    بنابراين، پند و موعظه را مى‌‏توان يكى‌ از روش‏هاى‌ مؤثر و سودمند تربيتى‌ دانست كه اوليا و مربيان مى‌‏توانند در بعضى‌ موارد از آن استفاده نمايند. ليكن مشروط به اين‏كه آداب پند دادن را بدانند تا موعظه آنان موعظه حسنه باشد و میزان وعظ پذیری افزایش یابد. (9)
    پی نوشت:
    1.نحل /125.
    2.یونس/57.
    3.تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، قم، دار الکتاب الإسلامی، چاپ دوم، 1410ق، ص 72.
    4.شريف الرضي، محمد بن حسين‏، نهج البلاغة (للصبحي صالح)،هجرت‏،قم‏،1414،ص392.
    5.طباطبائى،محمد حسین،المیزان فی تفسیر القرآن،چاپ پنجم، قم، جامعه مدرسين. 1417ق،ج 10، ص 80.
    6.كلينى، محمد بن يعقوب‏، كافي (ط- دار الحديث)، 329ق، دارالحدیث، قم، 1429ق،ج1،ص109.
    7.طه/44.
    8.آل عمران/ 159.
    9.برای اطلاع بیشتر ر. ک تفسیر سوره لقمان، انصاری، محمد علی، مشهد، انتشارات بیان هدایت نور،صص81-83.





    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۸/۱۲ در ساعت ۲۰:۲۲


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود