جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: «توسل» از نگاه شیعه و اهل سنت

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۸
    نوشته
    23
    مورد تشکر
    23 پست
    حضور
    7 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    «توسل» از نگاه شیعه و اهل سنت




    لطفا اختلاف شیعه و سنی درباره توسل رو دقیقا توضیح بدید. دقیقا مشخص کنید در چه مواردی با هم اختلاف دارند.


  2. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۸
    نوشته
    512
    مورد تشکر
    280 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با نام و یاد دوست

    «توسل» از  نگاه شیعه و اهل سنت

    کارشناس بحث: استاد صدرا


    وَوَصَّیْنَا الإنْسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا


  3. #3
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    260
    مورد تشکر
    616 پست
    حضور
    10 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ابوحیان نمایش پست
    لطفا اختلاف شیعه و سنی درباره توسل رو دقیقا توضیح بدید. دقیقا مشخص کنید در چه مواردی با هم اختلاف دارند.
    با سلام و عرض ادب

    مشروعیت اصل توسل امری مورد اتفاق میان امت اسلام است؛ هرچند جواز برخی از صورتهای توسل امری اختلافی میان تفکرات سلفی وهابی و سایر مسلمانان است.


    توضیح:
    توسل دارای اقسامی بوده که برخی از آنها به اتفاق همه ی عالمان دینی حرام و برخی از صور آن به اتفاق جایز و برخی از صور آن نیز مورد اختلاف بوده که این صورتها عبارتند از:

    الف) توسل غیر مجاز:
    «توسل به طاغوت»،[1] و «توسل به بت ها»،[2] و «توسل به واسطه ها با دیدگاه استقلالی، به گونه ای که وسائط فیض در عرض خدا دیده شوند»،[3] از اقسام توسل غیر مجاز است.

    ب) توسل مجاز:
    «توسل به اسماء و صفات پروردگار»؛[4]
    «توسل به ایمان و اطاعت و اعمال صالح»؛[5]
    «توسل به قرآن کریم»؛[6]
    «توسل به پیامبر (صلی الله علیه وآله) در قیامت»، که این توسل همان طلب شفاعت از پیامبر (صلی الله علیه وآله) است.[7]
    «توسل به دعای پیامبر (صلی الله علیه وآله) و اولیای الهی در زمان حیات دنیوی»؛[8]

    ج) موارد مورد نزاع:

    «توسل به جاه و جایگاه و مقام و منزلت اولیای الهی»؛[9] این نوع از توسل از منظر وهابیان بدعت و حرام است.
    «توسل به دعای پیامبر (صلی الله علیه وآله) و اولیای الهی در مقطع حیات برزخی»؛[10] این نوع از توسل از منظر وهابیان بدعت و حرام و امری است که مقدمه ی شرک خواهد بود.
    «توسل به ذات در حال حیات برزخی»، به اینکه مستقیما از اولیای الهی امری درخواست شود و یا خدا را به حق آنان قسم دهیم که بیشتر توسلات به صورت اخیر است که این قسم از دیدگاه وهابیت به شکل درخواست مستقیم از ولی خدا موجب شرک بوده و به شکل قسم دادن خدا به شخص، امری حرام و بدعی تلقی می گردد.

    «ابن تیمیه» اولین کسی است که به این اختلاف دامن زد و اتهام شرک و بت پرستی را به سایر مسلمان داد؛ چنانکه «تقی الدین سبکی» (متوفی: 756هـ) از علمای شافعی مذهب معاصر ابن تیمیه، در این رابطه می نویسد: «بدان که جایز و نیکوست توسل و طلب کمک و طلب شفاعت از پیامبر (صلی الله علیه و آله) به سوی پروردگار سبحان امری جایز و نیکوست و جواز چنین امری براى هر مسلمانى، روشن و واضح است و عمل پيامبران و سيره صالحان گذشته و علما و دانشمندان حتى عوام بر او گواهى مى‏ دهد. هيچ آدم دين‏دارى اين كار را انكار نكرده و در هيچ زمان اين سخن باطل به گوش نرسيد تا اين كه ابن تيميّه با سخنان باطل خود، قضيّه را بر افراد ضعيف و نادان مشتبه ساخت و بدعتى را پايه‏ گذارى كرد كه در هيچ عصرى سابقه نداشته است.[11]

    از دیدگاه «ابن تیمیه» توسل به دعای پیامبر (صلی الله علیه و آله) پس از وفات آنحضرت بدعت و وسیله ای برای رسیدن به شرک است.[12]
    اما درخواست مستقیم اموری که مردم عادی قدرت بر اجابت آنرا نداشته چه در زمان حیات و چه در زمان ممات و حیات برزخی شرک صریح است. «ابن تیمیه» علاوه بر شرک آمیز خواندن چنین امری، حکم به قتل این افراد در صورت عدم توبه را نیز بیان نموده است.[13]


    [1] . النساء/60.: «يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ»؛ «مى‏خواهند براى داورى نزد طاغوت و حكّام باطل بروند؟! با اينكه به آنها دستور داده شده كه به طاغوت كافر شوند».

    [2] . الاعراف/195-194.: «إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ؛ أَ لَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِها أَمْ لَهُمْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها قُلِ ادْعُوا شُرَكاءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلا تُنْظِرُون»؛ «آنهايى را كه غير از خدا مى‏خوانيد (و پرستش مى‏كنيد) بندگانى همچون خود شما هستند، آنها را بخوانيد و اگر راست مى‏گوئيد بايد به شما پاسخ دهند (و تقاضايتان را بر آورند)؛ آيا (آنها لا اقل همانند خود شما) پاهايى دارند كه با آن راه بروند؟ يا دستهايى دارند كه با آن چيزى را بگيرند (و كارى انجام دهند)؟ يا چشمانى دارند كه با آن ببينند؟ يا گوشهايى دارند كه با آن بشنوند؟ (نه، هرگز، هيچكدام) بگو (اكنون كه چنين است) اين بتهايى را كه شريك خدا قرار داده‏ايد (بر ضد من) بخوانيد و براى من نقشه بكشيد و لحظه‏اى مهلت ندهيد (تا بدانيد كارى از آنها ساخته نيست!)».

    [3] . المائدة/116.: «وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ»؛ « به يادآور زمانى را كه خداوند به عيسى بن مريم مى‏گويد: آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را دو معبود، غير از خدا، انتخاب كنيد».

    [4] . الاعراف/180.: «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها»؛‌ «و براى خدا، نامهاى نيك است خدا را به آن (نامها) بخوانيد».

    [5] . الرضی، نهج البلاغة، خطبه ی 110.: «إنَّ أَفضَلَ ما تَوسَّل بِه المُتوَسّلون الي اللَّهِ (سبحانه و تعالي) الإيمانُ بهِ و بِرَسولهِ، وَالجِهادُ فِي سَبيلهِ فإنَّهُ ذِرْوَةُ الإسلامِ، و کَلِمةُ الإخلاصِ فإنَّها الفِطرَةُ، و إقامُ الصَلوةِ فإنَّها المِلَّةُ، وَ إيتآءُ الزَکوةِ فإنَّها فَريضةٌ وَاجبةٌ، وَصَوْمِ شَهْرِ رمضانَ فإنَّه جُنَّةٌ مِن العِقابِ، وَ حجُّ البَيتِ وَ اعْتِمارُهُ فإنَّهما يَنْفِيانِ الفَقرَ وَ يَرْحَضَانِ الذَّنبَ، وَصِلَةُ الرَّحِمِ فإنّها مَثْرأَةٌ فَي المالِ و مَنسَأَةٌ في الأَجَلِ، وَ صَدَقةُ السِّرِ فإنَّها تُکَفِّرُ الخَطيئَةَ وَ صَدَقَةُ العَلانِيَةِ فَاِنَّما تدفَعُ السُّوءِ، وَ صَنآئِعُ المعروفِ فإنَّها تَقِي مَصَارعَ الهَوانِ.»

    [6] . احمد بن حنبل، مسند احمد، ج33، ص116.: «مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ‏ فَلْيَسْأَلِ اللَّهَ بِهِ‏».

    [7] . ابن تيمية، قاعدة جليلة في التوسل والوسيلة،‌ مكتبة الفرقان – عجمان، ج2، ص87.: «التوسل بدعائه وشفاعته، وهذا كان في حياته ويكون يوم القيامة يتوسلون بشفاعته».

    [8] . همان.

    [9] . محمد بن صالح العثيمين، فتاوى نور على الدرب، ج20، ص14.: «وأما التوسل بجاه النبي صلى الله عليه وسلم وهي المسألة الثانية فالراجح من أقوال أهل العلم أنه ليس بجائز، وأنه يحرم التوسل بجاه النبي صلى الله عليه وسلم، فلا يجوز للإنسان أن يقول: اللهم أسألك بجاه نبيك كذا وكذا، ذلك لأن الوسيلة لا تكون وسيلة إلا إذا كان لها أثر في حصول المقصود، وجاه النبي صلى الله عليه وسلم بالنسبة للداعي ليس له أثر في حصول المقصود، وإذا لم يكن له أثر لم يكن سبباً صحيحاً، والله عز وجل لا يدعى إلا بما يكون سبباً صحيحاً له أثرٌ في حصول المطلوب، فجاه النبي صلى الله عليه وسلم هو مما يختص به النبي صلى الله عليه وسلم وحده، وهو مما يكون منقبة له وحده، أما نحن فلسنا ننتفع بذلك، وإنما ننتفع بالإيمان بالرسول صلى الله عليه وسلم...».

    [10] . ابن تيمية، قاعدة جليلة في التوسل والوسيلة،‌ مكتبة الفرقان – عجمان، ج2، ص87.: «التوسل بدعائه وشفاعته، وهذا كان في حياته ويكون يوم القيامة يتوسلون بشفاعته».

    [11] . السبکی، شفاء السقام فی زیارة خیر الانام، ص293.: «اعلم: أنّه يجوز ويحسن التوسّل، والاستغاثة، والتشفّع بالنبيّ صلى الله عليه و آله و سلم إلى‏ ربّه سبحانه وتعالى‏. وجواز ذلك وحسنه من الامور المعلومة لكلّ ذي دين، المعروفة من فعل الأنبياء والمرسلين، وسير السلف الصالحين، والعلماء والعوامّ من المسلمين. ولم ينكر أحد ذلك من أهل الأديان، ولا سمع به في زمن من الأزمان، حتّى‏ جاء ابن تيمية، فتكلّم في ذلك بكلام يلبّس فيه على الضعفاء الأغمار، وابتدع ما لم يسبق إليه في سائر الأعصار».

    [12] . ابن تيمية، قاعدة جليلة في التوسل والوسيلة،‌ مكتبة الفرقان – عجمان، ج2، ص52.: «فإن هذا شرك أو ذريعة إلى الشرك. بخلاف ما يطلب من أحدهم في حياته من / الدعاء والشفاعة فإنه لا يفضي إلى ذلك، فإن أحداً من الأنبياء والصالحين لم يُعبد في حياته بحضرته، فإنه ينهى من يفعل ذلك بخلاف دعائهم بعد موتهم فإن ذلك ذريعة إلى الشرك بهم، وكذلك دعاؤهم في مغيبهم هو ذريعة إلى الشرك. فمن رأى نبياً أو ملكاً من الملائكة وقال له: "ادع لي" لم يفض ذلك إلى الشرك به، بخلاف من دعاه في مغيبه فإن ذلك يفضي إلى الشرك به كما قد وقع، فإن الغائب والميت لا ينهى من يشرك، بل إذا تعلقت القلوب بدعائه وشفاعته أفضى ذلك إلى الشرك به فدُعي وقصد مكان قبره أو تمثاله أو غير ذلك، كما قد وقع فيه المشركون ومن ضاهاهم من أهل الكتاب ومبتدعة المسلمين».

    [13] . زیارة القبور، ابن تیمیة، ص10، الإدارة العامة للطبع والترجمة – الریاض: «أن مطلوب العبد إن كان من الأمور التی لا یقدر علیها إلا الله تعالى مثل أن یطلب شفاء مریضه من الآدمیین... وأمثال ذلك فهذه الأمور كلها لا یجوز أن تطلب إلا من الله تعالى... ومن سأل ذلك مخلوقا كائنا من كان فهو مشرك بربه من جنس المشركین الذین یعبدون الملائكة والأنبیاء والتماثیل التی یصورونها على صورهم ومن جنس دعاء النصارى للمسیح وأمه .... ونحو ذلك مما لا یقدر علیه إلا الله عز و جل فهذا شرك صریح یجب أن یستتاب صاحبه فإن تاب وإلا قتل...».
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۸/۰۸/۱۵ در ساعت ۱۹:۴۴
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37


  4. #4
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    260
    مورد تشکر
    616 پست
    حضور
    10 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با توجه به مطالب فوق می گوئیم:

    بسیاری از عالمان اهل سنت؛ چنانکه در بیان «سبکی » آمد قائل به جواز توسل و طلب کمک از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)‌ و اولیای الهی بوده که چنین امری در بین گرایشات اهل تصوف اهل سنت نمود بیشتری دارد. (به عنوان نمونه در ایران حنفی مذهبان با گرایش بریلوی قائل به جواز توسل و استغاثه و طلب کمک از اولیای الهی حتی پس از وفاتشان هستند).


    در فقه حنفی جواز توسل به صورت قسم دادن خدا به حق مخلوق مورد اختلاف است.[1] همچنین بزرگان و گذشتگان از «دیوبندیه»[2] توسل به اولیای الهی پس از وفاتشان را جایز شمرده؛ چنانکه در كتاب المهند على المفند در پاسخ اين پرسش كه آيا جايز است كسى پس از وفات پيامبر«صلی الله علیه وآله» در دعا به آن حضرت متوسل شود، مى ‏نويسد:
    «عندنا و عند مشايخنا يجوزالتوسل فى الدعوات بالانبيأء و الصالحين من الاوليأ و الشهدأ والصديقين فى حياتهم و بعد وفاتهم بأن يقول فى دعائه اللهم انى أتوسل اليك بفلان أن تجيب دعوتى و تقضى حاجتى الى غير ذلك كما صرح به شيخنا و مولانا الشاه محمد اسحق الدهلوى ثم المهاجر المکی ثم بينه فى فتاواه شيخنا و مولانا رشيد احمد الگنگوهى...».[3]
    «از ديدگاه بزرگان و اساتيد ما توسل در دعاها به پيامبران،افراد شايسته از اوليا، شهدا و صديقين در حيات و پس از مرگ جايز است به اين صورت كه خدايا به واسطه فلان پيامبر يا بنده خوبت به تو متوسل مى‏شوم تا دعاى مرا اجابت و خواسته مرا بر آورده سازى. به اين ديدگاه مولانا محمد اسحاق دهلوى تصريح فرموده و مولانا رشيد احمد گنگوهى آن را در فتاواى خود روشن ساخته است».

    با این حال در دوران معاصر و با تبلیغات و سیطره ی علمی سلفیّه ی وهابی بر فضای علمی – تحقیقی اهل سنت، گروهی از اهل سنت حنفی و شافعی از نظر اعتقادی دیدگاه وهابیت در مساله ی توحید و شرک را پذیرفته و بر اساس آن توسل به اولیای الهی و درخواست از آنان را امری شرک آمیز دانسته؛ که در ایران می توان چنین امری را در گفتار برخی از چهره های علمی بلوچستان و هرمزگان و کردستان مشاهده نمود.


    موفق باشید.


    [1] . ابن عابدین، حاشية رد المختار على الدر المختار شرح تنوير الأبصار فقه أبو حنيفة، دار الفكر للطباعة والنشر، مكان النشر بيروت، ج6، ص397.: «قوله ( وكره قوله بحق رسلك إلخ ) هذا لم يخالف فيه أبو يوسف بخلاف مسألة المتن السابقة كما أفاده الإتقاني وفي التاترخانية وجاء في الآثار ما دل على الجواز قوله ( لأنه لا حق للخلق على الخالق ) قد يقال إنه لا حق لهم وجوبا على الله تعالى لكن الله سبحانه وتعالى جعل لهم حقا من فضله أو يراد بالحق الحرمة والعظمة فيكون من باب الوسيلة وقد قال تعالى { وابتغوا إليه الوسيلة } المائدة 35 وقد عد من آداب الدعاء التوسل على ما في الحصن وجاء في رواية اللهم إني أسألك بحق السائلين عليك وبحق ممشاي إليك فإني لم أخرج أشرا ولا بطرا الحديث اه».

    [2] . علمای حنفی شبه قاره ی هند.

    [3].خليل احمد سهارنپورى«م:1346ه»، المهند على المفند، همراه با ترجمه اردو، ص 36 ـ 37.اداره ي اسلامیات ،انار کلی لاهور.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۸/۰۸/۱۵ در ساعت ۲۰:۵۲
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37


  5. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۸
    نوشته
    2,357
    مورد تشکر
    3,371 پست
    حضور
    89 روز 10 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پس با این حساب، باز هم درست است تنها نقطه اشتراک ما، مسیر قبله.
    وای بحال تکذیب کنندگان
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    یا الله و یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی الی دینک
    الهی العفو و لک الحمد


  6. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۸
    نوشته
    23
    مورد تشکر
    23 پست
    حضور
    7 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    ممنونم
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست
    «توسل به جاه و جایگاه و مقام و منزلت اولیای الهی»؛[9] این نوع از توسل از منظر وهابیان بدعت و حرام است.
    چرا؟
    فرقی میان حیات و مرده بودن اولیای الهی نیست؟
    بدعت است یا شرک هم هست؟



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست
    «توسل به دعای پیامبر (صلی الله علیه وآله) و اولیای الهی در مقطع حیات برزخی»؛[10] این نوع از توسل از منظر وهابیان بدعت و حرام و امری است که مقدمه ی شرک خواهد بود.
    چرا؟ چون با حیات برزخی مخالفند؟
    آیاتی که از قبض روح حرف میزنند رو چطور توجیه می کنند؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست
    و یا خدا را به حق آنان قسم دهیم که
    این قسمت که ربطی به حیات برزخی ندارد؟ این را چرا حرام وشرک میدانند؟

    یک سوال کلی هم دارم که حرام بودن برخی از این موارد، مشخصه چون بدعت میدونند؛ اما چرا شرک میدونند در حالی که خودشون با اقسامی از توسل موافقند؟!

  7. تشکرها 2


  8. #7
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    260
    مورد تشکر
    616 پست
    حضور
    10 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ابوحیان نمایش پست
    چرا؟
    فرقی میان حیات و مرده بودن اولیای الهی نیست؟
    بدعت است یا شرک هم هست؟

    چرا؟ چون با حیات برزخی مخالفند؟
    آیاتی که از قبض روح حرف میزنند رو چطور توجیه می کنند؟

    این قسمت که ربطی به حیات برزخی ندارد؟ این را چرا حرام وشرک میدانند؟

    یک سوال کلی هم دارم که حرام بودن برخی از این موارد، مشخصه چون بدعت میدونند؛ اما چرا شرک میدونند در حالی که خودشون با اقسامی از توسل موافقند؟!
    سلام علیکم

    1. وهابیت با وجود روایات توسل به جاه، منکر جواز توسل به جاه و آبروی پیامبرند! و در چنین امری حیات و عدم حیات را دخیل نمی دانند. بر اساس برداشت ناصواب خویش معتقدند که جاه و و آبرو تنها برای پیامبر (صلی الله علیه و آله) نافع است نه برای غیر آنحضرت. آنان با انکار روایات مربوط معتقدند در این رابطه روایتی از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نرسیده؛ لذا آنان توسل به جاه پیامبر (صلی الله علیه وآله) و جاه و آبروی سایر انبیای الهی را بدعت و حرام می دانند.

    2. در مورد توسل به دعای پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز بر اساس پندار خویش معتقدند: این امر تنها مربوط به فقره ی حیات آنحضرت در دنیا و قیامت است؛ اما در فقره ی برزخ چون روایت و توصیه ای از آنحضرت نیست؛ چنین توسلی بدعت و حرام است.

    3. در مورد قسمت سوم اساسا وهابیت توسل مستقیم از شخص را شرک می دانند. بر این اساس معتقدند: چه در زمان حیات و چه پس از زمان وفات اگر شخصی به صورت مستقیم از ولی خدا چیزی را درخواست نماید که انجام آن ازقدرت نوع بشر خارج است (مثلا درخواست شفای بیماری که پزشکان از درمان او قطع امید کرده اند) چنین امری شرک صریح بوده که شخص را از حیطه ی اسلام خارج می نماید. لذا شخص انجام دهند باید از گناه خویش توبه نماید در غیر این صورت کشته می شود!! این برداشت خشک و جمود آمیز وهابیت از آموزه ی توحید و شرک و مساله ی بدعت و سنت است. آنان به واسطه ی برداشت خاص خود غیر وهابیان را متهم به شرک و بدعت می نمایند.

    4. وهابیت در مورد درخواست مستقیم معتقدند که چنین عملی شرک است؛ زیرا شما کار خارج از قدرت انسان را از انسان طلب می نمایید در حالی که تنها خدا قادر بر انجام ان است؛‌ لذا معتقدند شما با این عمل، کار خدایی را از غیر خدا طلب نموده اید و این شرک صریح است. گویا وهابیت آیات (مائده: 110و آل عمران:49) را ندیده اند که خدای متعال به عیسی (علیه السلام می فرماید : هنگامی که خلق می کنی.. مرده را زنده می کنی منتهی به اذن من و... در این صورت می بایست خداوند خود ابتداء تعلیم شرک به عیسی (علیه السلام) نموده و عیسی (علیه السلام) نیز چنین شرکی را به مردم آموخته باشد.

    موفق باشید.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۸/۰۹/۱۹ در ساعت ۲۰:۳۴
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۸
    نوشته
    23
    مورد تشکر
    23 پست
    حضور
    7 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست
    2. در مورد توسل به دعای پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز بر اساس پندار خویش معتقدند: این امر تنها مربوط به فقره ی حیات آنحضرت در دنیا و قیامت است؛ اما در فقره ی برزخ چون روایت و توصیه ای از آنحضرت نیست؛ چنین توسلی بدعت و حرام است.
    ممنون
    پس فقط بدعت میدانند نه شرک؟
    همیشه فکر میکردم بخش عمده اختلاف به خاطر اختلاف در حیات برزخی است. پس اینطور نیست.

  10. تشکر


  11. #9
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    260
    مورد تشکر
    616 پست
    حضور
    10 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ابوحیان نمایش پست
    ممنون
    پس فقط بدعت میدانند نه شرک؟
    همیشه فکر میکردم بخش عمده اختلاف به خاطر اختلاف در حیات برزخی است. پس اینطور نیست.
    سلام علیکم

    از نظر ابن تیمیه توسل به دعا پس از وفات بدعت و حرام می باشد؛ اما همین قسم از نظر گروهی از سلفیون معاصر نیز شرک آمیز قلمداد شده است.

    در مورد حیات برزخی، اساسا با وهابیت مشکلی نیست؛ زیرا آنان حیات برزخی را قبول دارند منتهی منکر امکان ارتباط برزخیان با اهل دنیا هستند. لذا فردی همچون البانی معتقد است پیامبر (صلی الله علیه و آله) در کنار قبر شریفش هم چیزی نمی شنود؛ و پس از بنای این اصل فاسد معتقد است خواندن پیامبر (صلی الله علیه و آله) علاوه بر لغو بودن موجب شرک نیز هست؟!

    موفق باشید.
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

  12. تشکر


  13. #10
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    260
    مورد تشکر
    616 پست
    حضور
    10 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:

    لطفا اختلاف شیعه و سنی درباره توسل رو دقیقا توضیح بدید. دقیقا مشخص کنید در چه مواردی با هم اختلاف دارند.

    پاسخ:

    مشروعیت اصل توسل امری مورد اتفاق میان امت اسلام است؛ هرچند جواز برخی از اقسام آن امری اختلافی میان تفکرات سلفی وهابی و سایر مسلمانان است.

    توضیح:
    توسل دارای اقسامی است که برخی از آنها به اتفاق همه ی عالمان دینی حرام و برخی به اتفاق جایز و برخی نیز مورد اختلاف بوده که این اقسام عبارتند از:

    الف) توسل غیر مجاز:
    «توسل به طاغوت»،(1) و «توسل به بت ها»،(2) و «توسل به واسطه ها با دیدگاه استقلالی، به گونه ای که واسطه در عرض خدا دیده شود»،(3) از اقسام توسل غیر مجاز است.

    ب) توسل مجاز:
    «توسل به اسماء و صفات پروردگار»؛(4)
    «توسل به ایمان و اطاعت و اعمال صالح»؛(5)
    «توسل به قرآن کریم»؛(6)
    «توسل به پیامبر (صلی الله علیه وآله) در قیامت»، که این توسل همان طلب شفاعت از پیامبر (صلی الله علیه وآله) است؛(7)
    «توسل به دعای پیامبر (صلی الله علیه وآله) و اولیای الهی در زمان حیات دنیوی»؛(8)

    ج) موارد مورد نزاع:
    «توسل به جاه و جایگاه و مقام و منزلت اولیای الهی»؛(9) این نوع از توسل از منظر وهابیت بدعت و حرام است.
    «توسل به دعای پیامبر (صلی الله علیه وآله) و اولیای الهی در مقطع حیات برزخی»؛(10) این نوع از توسل از منظر وهابیت بدعت و حرام و امری است که مقدمه ی شرک خواهد بود.
    «توسل به ذات در حال حیات برزخی»، به اینکه مستقیما از اولیای الهی امری درخواست شود و یا خدا را به حق آنان قسم دهیم که بیشتر توسلات به صورت اخیر است که این قسم از دیدگاه وهابیت به شکل درخواست مستقیم از ولی خدا موجب شرک بوده و به شکل قسم دادن خدا به شخص، امری حرام و بدعی تلقی می گردد.

    «ابن تیمیه» اولین کسی است که به این اختلاف دامن زد و اتهام شرک را به سایر مسلمان داد؛ چنانکه «تقی الدین سبکی» (متوفی: 756هـ) از علمای شافعی مذهب معاصر ابن تیمیه، در این رابطه می نویسد: «بدان که جایز و نیکوست توسل و طلب کمک و طلب شفاعت از پیامبر (صلی الله علیه و آله) به سوی پروردگار سبحان و جواز چنین امری براى هر مسلمانى، روشن و واضح است و عمل پيامبران و سيره صالحان گذشته و علما و دانشمندان حتى عوام بر او گواهى مى‏ دهد. هيچ آدم دين‏دارى اين كار را انكار نكرده و در هيچ زمان اين سخن باطل به گوش نرسيد تا اين كه ابن تيميّه با سخنان باطل خود، قضيّه را بر افراد ضعيف و نادان مشتبه ساخت و بدعتى را پايه‏ گذارى كرد كه در هيچ عصرى سابقه نداشته است.(11)

    از دیدگاه «ابن تیمیه» توسل به دعای پیامبر (صلی الله علیه و آله) پس از وفات آن حضرت بدعت و وسیله ای برای رسیدن به شرک است.(12)
    اما درخواست مستقیم اموری که مردم عادی قدرت بر اجابت آنرا نداشته، چه در زمان حیات و چه در زمان ممات و حیات برزخی شرک صریح است. «ابن تیمیه» علاوه بر شرک آمیز خواندن چنین امری، حکم به قتل این افراد در صورت عدم توبه نیز داده است.(13)

    با توجه به مطالب فوق می گوئیم:

    بسیاری از عالمان اهل سنت؛ چنانکه در بیان «تقی الدین سبکی» آمد، قائل به جواز توسل و طلب کمک از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)‌ و اولیای الهی بوده که چنین امری در بین گرایشات اهل تصوف اهل سنت نمود بیشتری دارد.
    در فقه حنفی جواز توسل به صورت قسم دادن خدا به حق مخلوق مورد اختلاف است.(14) همچنین بزرگان و گذشتگان از «دیوبندیه»(15) توسل به اولیای الهی پس از وفاتشان را جایز شمرده؛ چنانکه «سهارانپوری (متوفی: 1346هـ) از علمای حنفی مذهب شبه قاره هند در كتاب: «المهند على المفند» در پاسخ اين پرسش كه آيا جايز است كسى پس از وفات پيامبر«صلی الله علیه وآله» در دعا به آن حضرت متوسل شود، مى ‏نويسد:
    «عندنا و عند مشايخنا يجوزالتوسل فى الدعوات بالانبيأء و الصالحين من الاوليأ و الشهدأ والصديقين فى حياتهم و بعد وفاتهم...». (16)
    «از ديدگاه بزرگان و اساتيد ما توسل در دعاها به پيامبران، افراد شايسته از اوليا، شهدا و صديقين در حيات و پس از مرگشان جايز است...».

    با این حال در دوران معاصر و با تبلیغات و سیطره ی تبلیغی سلفیّه ی وهابی بر فضای فکری جامعه ی اهل سنت، گروهی از اهل سنت حنفی و شافعی مذهب از نظر اعتقادی دیدگاه وهابیت در مساله ی توحید و شرک را پذیرفته و بر اساس آن توسل به اولیای الهی و درخواست از آنان را امری شرک آمیز تلقی نموده اند؛ که در ایران می توان چنین امری را در گفتار برخی از چهره های علمی بلوچستان و هرمزگان و کردستان مشاهده نمود.

    پی نوشت:

    1. النساء/60.: «يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ»؛ «مى ‏خواهند براى داورى نزد طاغوت و حكّام باطل بروند؟! با اينكه به آنها دستور داده شده كه به طاغوت كافر شوند».
    2. الاعراف/195-194.: «إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ؛ أَ لَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِها أَمْ لَهُمْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها قُلِ ادْعُوا شُرَكاءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلا تُنْظِرُون»؛ «آنهايى را كه غير از خدا مى‏ خوانيد (و پرستش مى‏ كنيد) بندگانى همچون خود شما هستند، آنها را بخوانيد و اگر راست مى‏ گوئيد بايد به شما پاسخ دهند (و تقاضايتان را بر آورند)؛ آيا (آنها لا اقل همانند خود شما) پاهايى دارند كه با آن راه بروند؟ يا دستهايى دارند كه با آن چيزى را بگيرند (و كارى انجام دهند)؟ يا چشمانى دارند كه با آن ببينند؟ يا گوشهايى دارند كه با آن بشنوند؟ (نه، هرگز، هيچكدام) بگو (اكنون كه چنين است) اين بتهايى را كه شريك خدا قرار داده ‏ايد (بر ضد من) بخوانيد و براى من نقشه بكشيد و لحظه ‏اى مهلت ندهيد (تا بدانيد كارى از آنها ساخته نيست!)».
    3
    . المائدة/116.: «وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ»؛ « به يادآور زمانى را كه خداوند به عيسى بن مريم مى‏ گويد: آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را دو معبود، غير از خدا، انتخاب كنيد».
    4. الاعراف/180.: «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها»؛‌ «و براى خدا، نامهاى نيك است خدا را به آن (نامها) بخوانيد».
    5
    . الرضی، نهج البلاغة، خطبه ی 110.: «إنَّ أَفضَلَ ما تَوسَّل بِه المُتوَسّلون الي اللَّهِ (سبحانه و تعالي) الإيمانُ بهِ و بِرَسولهِ، وَالجِهادُ فِي سَبيلهِ فإنَّهُ ذِرْوَةُ الإسلامِ، و کَلِمةُ الإخلاصِ فإنَّها الفِطرَةُ، و إقامُ الصَلوةِ فإنَّها المِلَّةُ، وَ إيتآءُ الزَکوةِ فإنَّها فَريضةٌ وَاجبةٌ، وَصَوْمِ شَهْرِ رمضانَ فإنَّه جُنَّةٌ مِن العِقابِ، وَ حجُّ البَيتِ وَ اعْتِمارُهُ فإنَّهما يَنْفِيانِ الفَقرَ وَ يَرْحَضَانِ الذَّنبَ، وَصِلَةُ الرَّحِمِ فإنّها مَثْرأَةٌ فَي المالِ و مَنسَأَةٌ في الأَجَلِ، وَ صَدَقةُ السِّرِ فإنَّها تُکَفِّرُ الخَطيئَةَ وَ صَدَقَةُ العَلانِيَةِ فَاِنَّما تدفَعُ السُّوءِ، وَ صَنآئِعُ المعروفِ فإنَّها تَقِي مَصَارعَ الهَوانِ.»
    6. احمد بن حنبل، مسند احمد، مؤسسة الرسالة- لبنان، ج33، ص116.: «مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ‏ فَلْيَسْأَلِ اللَّهَ بِهِ‏».
    7
    . ابن تيمية، قاعدة جليلة في التوسل والوسيلة،‌ مكتبة الفرقان – عجمان، ج2، ص87.: «التوسل بدعائه وشفاعته، وهذا كان في حياته ويكون يوم القيامة يتوسلون بشفاعته».
    8. همان.
    9. محمد بن صالح العثيمين، فتاوى نور على الدرب، مکتبة الشاملة، ج20، ص14.: «وأما التوسل بجاه النبي صلى الله عليه وسلم وهي المسألة الثانية فالراجح من أقوال أهل العلم أنه ليس بجائز، وأنه يحرم التوسل بجاه النبي صلى الله عليه وسلم، فلا يجوز للإنسان أن يقول: اللهم أسألك بجاه نبيك كذا وكذا، ذلك لأن الوسيلة لا تكون وسيلة إلا إذا كان لها أثر في حصول المقصود، وجاه النبي صلى الله عليه وسلم بالنسبة للداعي ليس له أثر في حصول المقصود، وإذا لم يكن له أثر لم يكن سبباً صحيحاً، والله عز وجل لا يدعى إلا بما يكون سبباً صحيحاً له أثرٌ في حصول المطلوب، فجاه النبي صلى الله عليه وسلم هو مما يختص به النبي صلى الله عليه وسلم وحده، وهو مما يكون منقبة له وحده، أما نحن فلسنا ننتفع بذلك، وإنما ننتفع بالإيمان بالرسول صلى الله عليه وسلم...».
    10
    . ابن تيمية، قاعدة جليلة في التوسل والوسيلة،‌ مكتبة الفرقان – عجمان، ج2، ص87.: «التوسل بدعائه وشفاعته، وهذا كان في حياته ويكون يوم القيامة يتوسلون بشفاعته».
    11
    . السبکی، شفاء السقام فی زیارة خیر الانام، مطبعة مجلس، دائرة المعارف العثمانیة، ص293.: «اعلم: أنّه يجوز ويحسن التوسّل، والاستغاثة، والتشفّع بالنبيّ صلى الله عليه و آله و سلم إلى‏ ربّه سبحانه وتعالى‏. وجواز ذلك وحسنه من الامور المعلومة لكلّ ذي دين، المعروفة من فعل الأنبياء والمرسلين، وسير السلف الصالحين، والعلماء والعوامّ من المسلمين. ولم ينكر أحد ذلك من أهل الأديان، ولا سمع به في زمن من الأزمان، حتّى‏ جاء ابن تيمية، فتكلّم في ذلك بكلام يلبّس فيه على الضعفاء الأغمار، وابتدع ما لم يسبق إليه في سائر الأعصار».
    12. ابن تيمية، قاعدة جليلة في التوسل والوسيلة،‌ مكتبة الفرقان – عجمان، ج2، ص52.: «فإن هذا شرك أو ذريعة إلى الشرك. بخلاف ما يطلب من أحدهم في حياته من / الدعاء والشفاعة فإنه لا يفضي إلى ذلك، فإن أحداً من الأنبياء والصالحين لم يُعبد في حياته بحضرته، فإنه ينهى من يفعل ذلك بخلاف دعائهم بعد موتهم فإن ذلك ذريعة إلى الشرك بهم، وكذلك دعاؤهم في مغيبهم هو ذريعة إلى الشرك. فمن رأى نبياً أو ملكاً من الملائكة وقال له: "ادع لي" لم يفض ذلك إلى الشرك به، بخلاف من دعاه في مغيبه فإن ذلك يفضي إلى الشرك به كما قد وقع، فإن الغائب والميت لا ينهى من يشرك، بل إذا تعلقت القلوب بدعائه وشفاعته أفضى ذلك إلى الشرك به فدُعي وقصد مكان قبره أو تمثاله أو غير ذلك، كما قد وقع فيه المشركون ومن ضاهاهم من أهل الكتاب ومبتدعة المسلمين».
    13
    . زیارة القبور، ابن تیمیة، الإدارة العامة للطبع والترجمة – الریاض، ص10.: «أن مطلوب العبد إن كان من الأمور التی لا یقدر علیها إلا الله تعالى مثل أن یطلب شفاء مریضه من الآدمیین... وأمثال ذلك فهذه الأمور كلها لا یجوز أن تطلب إلا من الله تعالى... ومن سأل ذلك مخلوقا كائنا من كان فهو مشرك بربه من جنس المشركین الذین یعبدون الملائكة والأنبیاء والتماثیل التی یصورونها على صورهم ومن جنس دعاء النصارى للمسیح وأمه .... ونحو ذلك مما لا یقدر علیه إلا الله عز و جل فهذا شرك صریح یجب أن یستتاب صاحبه فإن تاب وإلا قتل...».
    14. ابن عابدین، حاشية رد المختار على الدر المختار شرح تنوير الأبصار فقه أبو حنيفة، دار الفكر للطباعة والنشر، مكان النشر بيروت، ج6، ص397.: «قوله ( وكره قوله بحق رسلك إلخ ) هذا لم يخالف فيه أبو يوسف بخلاف مسألة المتن السابقة كما أفاده الإتقاني وفي التاترخانية وجاء في الآثار ما دل على الجواز قوله ( لأنه لا حق للخلق على الخالق ) قد يقال إنه لا حق لهم وجوبا على الله تعالى لكن الله سبحانه وتعالى جعل لهم حقا من فضله أو يراد بالحق الحرمة والعظمة فيكون من باب الوسيلة وقد قال تعالى { وابتغوا إليه الوسيلة } المائدة 35 وقد عد من آداب الدعاء التوسل على ما في الحصن وجاء في رواية اللهم إني أسألك بحق السائلين عليك وبحق ممشاي إليك فإني لم أخرج أشرا ولا بطرا الحديث اه».
    15. علمای حنفی شبه قاره ی هند.
    16. خليل احمد سهارنپورى، المهند على المفند، اداره ي اسلامیات ،انار کلی لاهور، همراه با ترجمه اردو، ص 36 ـ 37
    .

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۸/۱۰/۱۶ در ساعت ۲۰:۵۹
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود