صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: موانع غفلت

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,970
    مورد تشکر
    3,555 پست
    حضور
    40 روز 1 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط امید به خدا نمایش پست
    سلام و تشکر از کارشناس محترم استاد کافی عزیز
    استاد لطفا اقسام و انواع غفلت و همچنین آثارغفلت چه در این دنیا و چه آن دنیا را هم توضیح بفرمایید.
    باسمه تعالی
    باسلام
    همان طور که گفتیم غفلت آن است که چیزی حاضر باشد ولی انسان بدان توجه نکند و آن را فراموش کند، گفتنی است که غفلت مورد بحث غفلتی است که بی توجهی و فراموشی در آن نسبت به امر موجود و حاضر فاقد عذر موجه و مقبول باشد در مقابل غفلت معذور و غیر مذموم که بی توجهی و فراموشی در آن معلول عدم ابلاغ و عدم اتمام حجت باشد. روشن است غالبا منشا غفلت ها عدم دقت شخص غافل و بی توجهی او به مغفول است بعد از اتمام حجت و با وجود آگاهی در ضمیرش این غفلت مذموم و منهی است که در آیات و روایات چنین غفلتی سخت مورد سرزنش و نکوهش قرار گرفته است.
    غفلت از زوایا و نگاه های مختلف به اقسام متعدد و مختلفی تقسیم می شود. به عنوان مثال از نظر سن و مراحل زندگی به غفلت های دوران نوجوانی و جوانی و کهنسالی تقسیم می شود که هر یک دارای موارد و مصادیق خاص آن مرحله می باشد ضمن این که در هر سه مرحله غفلت های مشترکی وجود دارد هم چنین انسان ها به اعتبار قشر و حرفه و شغل و... موارد غفلتشان مختلف . متعدد است اما غفلت را می توان به دو دسته فردی و اجتماعی نیز تقسیم کرد که هر گاه غفلت بر فرد یا افرادی از انسان ها ی جامعه ای عارض گردد آن را غفلت فردی گویند و گاهی غفلت همه افراد جامعه یا اکثر آنان را فرا می گیرد که چنین غفلتی را غفلت اجتماعی می گویند و هر یک از این موارد تبعات شوم و آثار زیان باری را به دنبال دارد؛ بدیهی است که غفلت اجتماعی در اثر غفلت فردی افراد یک قوم و جمعیت و جامعه به وجود می آید. غفلت چه از نوع فردی آن و چه از نوع اجتماعی آن دارای درجات و مراتبی است و این گونه نیست که غفلت در همگان یکسان و مساوی باشد بعضی مرتبه غفلتشان ضعیف و برخی متوسط و گروهی دچار غفلت شدیدی می باشند.
    1-غفلت علمی و فرهنگی
    رفتار، کردار، گفتار، اداب عادی، دانش یابی، مراسم، معاشرت، پرستش و عبودیت و روابط سالم یک جامعه بیانگر فرهنگ و باورهای مورد فبول انسان های آن جامعه است جامعه ای که در امور فوق و مشابه آن در چارچوب هدایت های الهی و دستورات معصومین(علیهم السلام) حرکت کنند دارای فرهنگ و سلوکی ستودنی، سازنده و عزت بخش است اما اگر از محور دین و معارف وحی و ارزش های انسانی فاصله بگیرد به ذلت و نیستی و غفلت علمی و فرهنگی دچار می شود.
    2-غفلت سیاسی و اجتماعی
    سیاست یعنی تدبیر هوشمندانه و جامع برای اجرای عدالت و حفظ کشور و افراد آن از فروپاشی و بی نظمی و نابه سامانی داخلی و خارجی.
    سیاست مداری از اصول قطعی زندگی همه امامان بوده است این سیاست سیاست رحمانی مثبت و صحیح است که همه انبیا هم دارا بودند نه سیاست شیطانی و تزویر و خدعه معاویه ای.
    براساس معنای فوق سیاست در اسلام نه به معنای دنیاستیزی است و و نه دنیا طلبی بلکه اداره دنیا و استفاده عادلانه و بهینه از ذخایز و امکانات آن در بین افراد جامعه.به عبارت دیگر سیاست به معنای آشتی دادن دنیا و آخرت و ساختن پل از دنیا به سوی آخرت است. سیاست به مفهوم تدبیر و اداره و اصلاح امور است که همه پیشوایان معصوم(علیهم السلام) آن را تایید می کنند. اگر حضور در صحنه های سیاسی همراه با ویژگی های فوق باشد چنین جامعه ای همیشه زنده، پویا و پیروز است و بر عکس اگر جامعه ای دچار غفلت و عدم حضور به موقع در صحنه های اجتماعی و یا سیاسی و یا حضور فاقد بینش وزیرکی شود این جامعه دچار غفلت سیاسی شده و با زیان های جبران ناپذیری مواجه می گردد.مصایبی که بر اسلام و مسلمانان وارد شده نقطه آغازش این بوده که عناصر نادان و غفلت زده و مقدس نما از یک سو از بیعت با رهبری شایسته( علی بن ابیطالب علیه السلام) امتناع ورزیدند و به راحتی دست بیعت به عناصر بی هویت دادند آن هم نه به حکم اجبار بلکه با اختیار و نتیجه این غفلت و نادانی موجب شد تا سرنوشتی اسفناک برای بشریت رقم بخورد که نتیجه آن سلطه حکومت خودکامگان و جباران بود که اثار شوم آن در تاریخ ماندگار شد.

    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۸/۱۶ در ساعت ۱۴:۰۱


  2. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,970
    مورد تشکر
    3,555 پست
    حضور
    40 روز 1 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    3-غفلت اخلاقی و عملی
    بهره مند ساختن انسان ها از مکارم اخلاق مهم ترین هدف و فلسفه بعثت پیامبران(علیهم السلام) بوده است تا بشریت را به سمت و سوی کمال و قرب الهی که هدف نهایی آفرینش است رهنمون سازند.اخلاق و تربیت اسلامی با ویژگی و بعد متعالی خود و برتری که بر دیگر مکاتب اخلاقی دارد تضمین کننده سعادت انسان در همه عنصرها و قرن ها و ره توشه همه ره پویان راه کمال است و فراگیری علمی و تخلق عملی به آن یکی از فرایض اولیه در کنار شرایع و عقاید به شمار می آید.
    اما غفلت و بی توجهی به معنویت و اخلاق است که تمدن جهان را به پرتگاه سقوط و بشریت را به نابودی کشانده است تاسف بارتر این که مسلمانان و جوامع اسلامی با وجود برخورداری از برترین و سازنده ترین اصول تربیتی و دستورالعمل های اخلاقی و خودسازی دچار غفلت اخلاقی و تربیتی شده و اسیر خواسته های نفسانی شده و با فاصله گرفتن از اصول و معارف اخلاقی دینی در پرتگاه سقوط روحی و روانی قرار گرفته اند و دچار غفلت اخلاقی شده اند.
    4غفلت نظامی و دفاعی
    جهاد قانون عمومی در عالم آفرینش است و همه موجودات زنده جهان اعم از نبات و حیوان با جهاد موانع را از سر راه خود برمی دارند تا بتوانند به کمال مطلوب خود برسند؛ قرآن مجید مسلمانان را آگاه و هوشیار می سازد که در انتظار نمانید تا دشمن به شما حمله کند و آن گاه آماده مقابله شوید بلکه از پیش باید به حد کافی آمادگی در برابر هجوم های احتمالی دشمن داشته باشید تا موجودیت مسلمانان محفوظ و عظمت و افتخارات آنان حراست شود.
    «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ (1) در برابر آنها (دشمنان)آنچه در توان دارید از نیرو آماده سازید و هم چنین اسب های ورزیده (برای میدان نبرد) تا به وسیله آن دشمن خدا و دشمن خود را بترسانید.»
    قرآن با صراحت به چنین دستورالعمل شگرفی درباره آمادگی رزمی و بیداری نظامی و هشیاری دفاعی و بصیرت امنیتی در حفظ و حراست از ارزش های مادی و معنوی اسلام و ممالک اسلامی داد سخن می دهد تا مسلمانان دچار غفلت در زمینه فوق نشوند و ذلت و شکست بر آنان سایه نیفکند.
    در تاریخ انبیا مواردی از غفلت های نظامی که پیروان آنان مرتکب شدند و دچار سرگردانی و زیان شدید گردیدند بسیار است.
    5-غفلت اقتصادی و معیشتی
    انسان پیوسته با آرزوها، خواسته ها، و میل های درونی زندگی می کند و هر لحظه در درون خود آرزوهایی دارد و به اموری گرایش پیدا می کند چه ارزوهای مثبت و سازنده و چه آرزوهای بازدارنده و منفی و نیز برای تامین نیازهای اقتصادی و معیشتی شیوه های مختلفی را دنبال می کند تا به زندگی عادلانه ای برسد حال اگر سیستم اقتصادی با شکست مواجه شود فاصله غنی و فقیر بیشتر گشته و گاهی بعضی افراد برای رسیدن به آرزوهای بزرگ به هر دری می زنند و برای به دست آوردن درآمدی سهل الوصول و زیاد از هر راهی که شد وارد می شوند هر چند پایمال شدن حقوق همنوعان و دیگران و حرام خواری و.... که در این مسیر سخت دچار غفلت اقتصادی ومعیشتی می شوند. اسلام توصیه ها و سفارش های سازنده در رسیدن به نیازهای مادی و معیشتی از راه صحیح و حلال آن داده است تا گرفتارغفلت اقتصادی و معیشتی و آثار زیان بار آن نشود.
    6-غفلت از خدا:
    از نظر اسلام هیچ چیز به اندازه یاد خدا دارای اهمیت و ارزش نیست بلکه همه امور ارزشمند دیگر برای توجه انسان به خداست.در تعالیم اسلامی موارد مشخصی وجود دارد که هر فرد مومنی باید در آنها به یاد خدا باشد تا امور روزمره او را به کلی از یاد خدا غافل نگرداند مانند نمازهای یومیه که زا مهم ترین و موثرترین مواردی است که فکر و روح انسان را از دل مشغولی های زندگی خارج و به درگاه الهی معطوف می کند.غفلت از خدا ریشه و بستر غفلت های دیگر است.

    اگر انسان از خود مراقبت کرده پیوسته به یاد خدا باشد می تواند غفلت را از خود بزداید منشا هر آفتی که از بیرون دامنگیر ما می شود ناشی از غفلت درون ما است.غفلت از خدا و آیات او با تهذیب روح سازگار نیست زیرا روح انسان هر لحظه در برابر خاطرات تلخ و شیرین حالت تازه دارد و حکم جدیدی طلب می کند کسی که از پدیده های درون خود غافل باشد از درک موضوعات اخلاقی عاجز است و ان گاه از تشخیص احکام اخلاقی آن ناتوان است و در این صورت ناخواسته به دام گناه می افتد.
    7-غفلت از مرگ و معاد و حسابرسی
    غفلت از مرگ در واقع فراموشی و غفلت از اراده شکشت ناپذیر الهی در مورد زندگی و مرگ انسان هاست که هر کس را مهلت معینی در کار است و هر گاه به سرآید باید از این دنیا رهسپار عالم دیگر گردد.
    پی نوشت
    1.انفال/60



    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۸/۲۴ در ساعت ۱۰:۰۰


  3. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,970
    مورد تشکر
    3,555 پست
    حضور
    40 روز 1 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    و اما آثار خانمان سوز و زیان بار غفلت
    آثار دنیوی
    غفلت، نه تنها در آخرت موجب عذاب است، بلکه در همین دنیا نیز انتقام الهی را به همراه دارد. نمونه بارز آن، انتقام خداوند از فرعون و فرعونیان است: «فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَـهُمْ فِی الْیَمِّ بِأَنَّهُمْ کَذَّبُوا بِـءَایَـتِنَا وَکَانُوا عَنْهَا غَـفِلِینَ(1) «سرانجام از آنها انتقام گرفتیم و آنان را در دریا غرق کردیم؛ زیرا آیات ما را تکذیب کردند و از آن غافل بودند.»غفلت از خداوند از مهم‌ترین عوامل ارتکاب معاصی و خسران عظیم در دنیا و آخرت است. اکنون به بررسی مضرات و پیامدهای غفلت می‌پردازیم.
    1-ارتکاب گناه و جرات بر آن: در صدور گناه سه عامل اساسی دخیل است: ضعف ایمان، ضعف اراده، غفلت
    منظور از جرأت بر گناه بی اهمیتی به گناه، ارتکاب بدون دغدغۀ گناه و سهل انگاری در انجام گناه است، که در بین این سه عامل غفلت در ارتکاب گناه و زمینه سازی معصیت نقش مهم و کلیدی را دارد و در روایات به عنوان یکی از شعب فسق و گناه تعبیر شده است و در نتیجه تمام اثار و تبعات ویرانگر گناه ریشه اش غفلت است در واقع انسان گناهکار از عظمت خداوند متعال و حاکم بودن ایشان بر همۀ اعمال خود غفلت ورزیده، خود را صاحب منصب دانسته، تجری پیدا کرده و در نتیجه از انجام هیچ گناهی إبا ندارد.
    2-بروز وساوس شیطانی: هیچ دلی از وساوس شیطانی فارغ و آزاد نیست بلکه مانند خون در بدن انسان جاری است و همه آن را مانند هوا در ظرف فرا گرفته است همان گونه که اگر بخواهیم ظرفی را از هوا خالی کنیم راهی جز پرساختن آن از چیز دیگر نیست و باید مثلا از آب پر شود تا از هوا خالی گردد ظرف دل انسان نیز چنین است اگر آن را مشغول یاد خدا و تفکر در امور دینی بکنیم ممکن است آمد و شد شیطان را بکاهیم وگرنه هر لحظه که از خدا غافل مانیم در آن دم دچار وسوسه شیطان می شویم وسوسه های نفس و شیطان همانند میکروب های بیماری زا هستند که در همه وجود دارند، ولی در بنیه ها و جسم های ضعیف می توانند فعالیت کنند. اما آن هایی که جسم سالم و نیرومند و قوی دارند ،بر میکروب ها غلبه می کنند و این در حالی است که گنهکاران و غافلان برادران شیطان و در دام او گرفتارند.
    خدای متعال در آیه 36 سوره زخرف می‌فرماید: «کسی که از یاد خدای رحمان روی گردانید، شیطانی بر او می‌گماریم که همواره همراهش باشد.»
    3-گمراهی و هدایت گریزی: همه پیامبران(علیهم السلام) برای هدایت انسان ها به سوی سعادت و نیک بختی و نجات آنان از گمراهی و ضلالت به غفلت زدایی پرداختند آنان که به پیروی از انبیا پرده غفلت را از دل و جان خود کنار زدند هدایت شدند و آنان که اصرار بر گمراهی داشتند دچار تاریکی و ظلمت شدند.اضلال وگمراهی که افراد به آن دچار شده‌اند تنها حاصل غفلت و رفتار نادرست و غلطی است که افراد در زندگی خود در پی می‌گیرند، رویکرد نادرست و غیر دینی و اخلاقی که موجبات محرومیت رحمت الهی را به دنبال خواهد داشت.
    امیرمومنان(علیه السلام) در سفارش های اخلاقی به فرزندش امام حسن(علیه السلام) می فرماید: « آگاه باش فرزندم بیداری و توجه به انسان نورانیت دل می بخشد و غفلت و بی توجهی انسان را دچار ظلمت و تاریکی قلب می کند.»(2)
    4-رهایی زبان: در ایات و روایات تربیتی اسلام انسان ها به حفظ و کنترل زبان و نیز کم گویی و خوش گویی و عفت زبان دعوت و سفارش شده اند تا آن جا که زیربنای سعادت و عزت بشری و نیز نشانه شخصیت علمی و عملی انسان ها در نوع سخن گفتن آنان دانسته شده است و روشن است که کنترل زبان از اثار توجه و بصیرت انسان هاست اما اگر انسان از توجه؛ بصیرت و یاد خدا غافل ماند دچار عواقبی خطرناک از جمله بیهوده گویی و انواع گناه های زبان می گردد.
    5-زندگی سخت در دنیا: حضرت آدم و حوا (علیها السلام) در بهشت از نعمت های بی کران الهی بهره مند بودند و بدون دغدغه و اضطراب و رنج و زحمت در سایه الطاف الهی به خوبی زندگی می کرده اند خداوند به ان دو درباره وسوسه های خطرناک و غفلت زای شیطان هشدا داد لیکن آنها بر اثر پیروی از نغمه های شوم و غفلت زای شیطان ملعون از ان جایگاه پاک و ممتاز محروم شدند و به دستور الهی به سوی زمین هبوط کردند بنبابراین آنان که در این دنیا از خدا اعراض کنند دچار چنینی زندگی سخت می شوند هر چند به ظاهر این سختی و رنج های دنیایی و روحی آنان را دیگران احساس نکنند.
    6-دل مردگی و افسردگی روحی: غفلت زدگان و از خدا بی خبران به موجودی خودخواه تبدیل گشته و تنها به منافع مادی خویشتن می اندیشند و یا گمشده و سرگردان در زندگی تکلیف خویش را نمی دانند به این سو و آن سو کشیده می شوند و برای زندگی در این دنیا هیچ فلسفه و حکمت و مفهومی قائل نیستند و دنیا و حیات در آن پوچ و هیچ می انگارند و دچار افسردگی و مردگی قلب می شوند و به آینده ناامید و در نتیجه از هر گونه بهجت و نشاط روحی محروم می گردند و گرفتار دغدغه های فکری و اضطراب های روحی می شوند
    پی نوشت
    1.اعراف/136
    2.بحار الأنوار( ط- بيروت)، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، 1110ق، ناشر داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1403ق، ج74، ص237


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۸/۲۴ در ساعت ۱۰:۰۱


  4. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,970
    مورد تشکر
    3,555 پست
    حضور
    40 روز 1 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    7-محرومیت از حضور قلب: حضور قلب و خشوع دل روح عبودیت و نماز به شمار می آید و آنچه از آثار ارزنده نماز در معارف دینی آمده مربوط به نماز و عبادتی استکه واجد حضور قلب و تعظیم الهی باشد و عبادت و نمازی که از روی غفلت و بی توجهی انجام گیرد آن آثار را به دنبال ندارد ، همه انبیا و اوصیای الهی در حال عبادت و نماز تمام توجه شان به محضر ربوبی بود و از این دنیا و آنچه در آن است غفلت داشتند.
    8-خودفراموشی: خودفراموشی معلول خدافراموشی و غفلت از یاد ربوبی است.
    پس غفلت خودفراموشی است و منشا خودفراموشی خدافراموشی است.امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «إِيَّاكُمْ وَ الْغَفْلَةَ فإنما [فَإِنَّهُ‏] مَنْ غَفَلَ‏ فَإِنَّمَا يَغْفُلُ‏ عَلَى نَفْسِه‏(1) بر شما باد به فاصله گرفتن از غفلت همانا کسی که غفلت ورزد از خویشتن غفلت کرده است.»
    غفلت و بی خبری از یاد خداوند شیاطین را قرین انسان می سازد و آنان بر گرده او سوار می شوند و او را به هر راهی که بخواهند می برند.
    9-محرومیت از افاضات الهی: مهم ترین اثر و نتیجه یاد خدا جلب نظر الهی است و در مقابل بنده ای که خواب غفلت دل او را فرا گرفت از هر گونه لذت عادی و معنوی دور و از نتایج ارزشمند و روحی آن محروم می گردد.
    10-خودآزاری و ظلم به خویشتن: بدیهی است که تمام اثار زیان بار و عواقب خطرناک غفلت متوجه شخص غافل است و موجب سقوط و هلاکت خود را فراهم می اورد بنابراین جنایت بزرگ بر خویش غفلت ورزی و خودفراموشی است.
    11-بی اعتنایی به نیازمندان: خدای مهربان بندگانش را دوست دارد و خدمت گزاران بندگان خود را نیز دوست دارد اما یکی از موانع رسیدگی و توجه به نیازمندان غفلت است. امیرمومنان(علیه السلام) درباره غفلت زدگان به فرزندش امام حسن(علیه السلام) می فرماید: «ً وَ لَا يُجِيبُونَ‏ سَائِلًا قَدِ اسْتَوْلَتْ عَلَيْهِمْ سَكْرَةُ الْغَفْلَة(2) اهل غفلت خواسته های مستمندان را نشنیده می گیرند و نیاز نیازمندان را اجابت نمی کنند همانا سرتا پای وجودشان را مستی غفلت و بی خبری فراگرفته است.»
    12-وقت کشی و فرصت سوزی: در اسلام توصیه و سفارش اکید درباره بهره وری صحیح از عمر شده و تاکید کرده است تا انسان عمر گران بهای خویش را صرف امور باطل و بی فایده و هلاکت امیز نکند بلکه از این عمر در جهت ارتقای مقام روحی و خودسازی و کسب فضائل ارزشمند انسانی و دینی بهره ببرد و پیوسته حرکتی رو به رشد و تکامل داشته باشد. یکی از آثار زیان بار و خسارت بار غفلت زدگی وقت کشی و فرصت سوزی است یعنی به جای استفاده از فرصت های طلایی آن را به اموری واهی تباه می سازد.
    13-قساوت قلب و عدم استجابت دعا: یکی از اثار و نتایج نامطلوب غفلت ورزی قساوت قلب و دوری از رافت و نرمی دل است.
    غفلت چشم باطن را کور کرده و دل را می میراند و یکی از آثار سوء غفلت در ابتدا سلب توفیق دعا و نیایش و سپس جلوگیری از استجابت آن است.
    14-واگذار شدن به خویشتن: از مناجات رسول خدا(صلی الله علیه و اله و سلم) با خدای خود این بود: «بار الها به اندازه چشم برهم زدن (یک لحظه) مرا به خودم وامگذار.» این سخن بیان گر نکوهش و خطیر بودن قطع رابطه بین انسان و خداست که نتیجه آن رانده شدن از درگاه الهی و دور گشتن از رحمت حق است و غفلت زمینه ساز چنین انقطاعی است و این از خطرناک ترین آثار و زیان بارترین تبعات غفلت و فراموشی حق تعالی است که منشا اثار خطرناک بسیار دیگر است.
    پی نوشت
    1.بحار الأنوار( ط- بيروت)، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، 1110ق، ناشر داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1403ق، ج69، ص237
    2.همان، ج74، ص234


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۸/۱۸ در ساعت ۱۲:۵۱


  5. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,970
    مورد تشکر
    3,555 پست
    حضور
    40 روز 1 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آثار زیان بار اخروی
    و آن گاه که با خواری تمام از چنگال عواقب شوم دنیوی رهایی پیدا می کنند دچار آثار زیان بار و شکنجه های روز رستاخیز می شوند و آه حسرت سر می کشند. غفلت از خدا و فراموشی حق آثار بسیار شوم اخروی نیز دارد که به برخی از آنها به اختصار اشاره می شود:
    1-نابینامحشور شدن: غفلت زدگان بی خبر ان گاه که در قیامت نابینا محشور می شوند سوال می کنند:
    «قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَىٰ وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا *قَالَ كَذَٰلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا ۖ وَكَذَٰلِكَ الْيَوْمَ تُنْسَىٰ(1) می گوید: پروردگارا! برای چه مرا نابینا محشور کردی، در حالی که [در دنیا] بینا بودم؟ [خدا] می گوید: همین گونه که آیات ما برای تو آمد و آنها را فراموش کردی و غافل شدی و از مشاهده آن چشم پوشیدی این چنین امروز فراموش می شوی.»
    2-حسرت و پشیمانی: انسان غافل از آن جا که بی توجهی بر او حاکم است دست به اعمال زشت و گناهانی می زند که تبعات رنج اورش را در قیامت ملاحظه می کند چون که منشا ارتکاب آن اعمال را غفلت خویش می بیند از این رو آه حسرت می کشد از غفلتی که آخرت او سیاه کرده استو برای در امان ماندن از چنین حالت حسرت زا انبیا و اوصیا به درگاه الهی پناه می بردند
    3-دوزخ جایگاه غفلت زدگان: خسارت نهایی و اثر زیان بار غفلت آن است که جایگاه همیشگی غفلت زدگان در جهنم و دوزخ است.
    «إِنَّ الَّذِینَ لاَ یَرْجُونَ لِقَآءَنَا وَ رَضُواْ بِالْحَیَوةِ الدُّنْیَا وَ اطْمَأَنُّوا بِهَا وَ الَّذِینَ هُمْ عَنْ ءَایَـتِنَا غَـفِلُونَ * أُولَـآلـءِکَ مَأْوَلـهُمُ النَّارُ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ (2)

    آنها که ایمان به ملاقات ما [و روز رستاخیز] ندارند و به زندگی دنیا خشنود شدند و بر آن تکیه کردند و آنها که از آیات ما غافل اند، [همه] آنها جایگاهشان آتش است، به خاطر کارهایی که انجام می دادند.»
    همان گونه که قبلا متذکر شدیم غفلت گاهی بر فرد یا افرادی از انسان ها عارض می گردد و گاهی همه افراد جامعه یا عمده آنان را فرا می گیرد جامعه ای که دچار چنین غفلتی بشود علاوه بر آثار زیان بار فردی گرفتار تبعات شوم و عذاب های جمعی و اجتماعی نیز می شود.اگر این غفلت در جامعه فراگیر شود و جامعه از خدا روی گرداند آن جامعه در تنگنای عجیبی گرفتار می شود و خود را محبوس و زندانی می بیند و پشت مردم غفلت زده زیر این بار سنگین خم می شود.

    پی نوشت
    1.طه/125و 126
    2.یونس/7

    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۸/۱۹ در ساعت ۱۳:۰۸

  6. تشکر


  7. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۷
    نوشته
    27
    مورد تشکر
    32 پست
    حضور
    7 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام استاد بی زحمت اوصاف و نشانه های غافلان را نیز بفرمایید.
    ممنون

  8. تشکرها 2


  9. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,970
    مورد تشکر
    3,555 پست
    حضور
    40 روز 1 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط امید به خدا نمایش پست
    سلام استاد بی زحمت اوصاف و نشانه های غافلان را نیز بفرمایید.
    ممنون
    باسمه تعالی
    باسلام
    غفلت از خداوند، به معنای غفلت از خود و بسیاری چیزهای دیگر است؛ چرا که انسان غافل با غفلت خویش با وجود ارتباط فقری خود با خداوند، امکان اتصال آگاهانه بامبدأ وجودی و بقایی خود را از میان می‌برد و تنها از رحمت رحمانی و تکوینی الهی نسبت به خود بهره می‌برد و از عنایات و رحمت رحیمی بی‌بهره می‌ماند. این گونه است که زندگی سختی را برای خود رقم می‌زند و همانند کسی می‌باشد که با آنکه در خانه از همه امکانات روشنایی برخوردار است اما کلید اتصال‌های برق و روشنایی را نمی‌زند و در تاریکی مطلق به سر می‌برد، هر چند که هر از گاهی نوری چون آذرخش محیطش را روشن می‌کند و به زودی به خاموشی می‌گراید و او را در تاریکی بدتری تنها می‌گذارد.این تصویری است که آموزه‌های وحیانی قرآن از انسان‌های غافل از خدا به نمایش می‌گذارد.
    در قرآن و روایات اسلامی درباره غافلان تعبیرات بسیار تند و خطرناکی به چشم می خورد که بعضی درباره توحید و خداپرستی می باشد و برخی در ارتباط با خویشتن و پاره ای در رابطه با خویشان و خانواده و مواردی در نوع معاشرت و ارتباط با مردم و قسمتی درباره دید و نگرش غافلان نسبت به دنیا و موجودات و عالم طبیعت است که به اختصار به مواردی از آن علایم اشاره می شود تا از راه شناخت آنها با چهره غفلت زدگان با استفاده از آیات قرآن و روایات معصومین(علیهم السلام) بیشتر آشنا شویم.
    الف) آیات قرآن مجید
    1-قلب مرده، چشم نابینا و گوش ناشنوا:
    در آیات زیر چند خصوصیت و ویژگی غافلان را بیان می فرماید که قلب هایشان مرده، چشم هایشان نابینا و گوش هایشان ناشنوا گردیده است یعنی همه اینها قلب و چشم و گوش را دارند ولی بر اثر غفلت و عادت به گناه و حب دنیا حقیقت را درک نمی کنند.
    «وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ ۖ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ (1) و مسلماً بسیاری از جنّیان و آدمیان را برای دوزخ آفریده ایم [زیرا] آنان را دل هایی است که به وسیله آن [معارف الهی را] در نمی یابند، و چشمانی است که توسط آن [حقایق و نشانه های حق را] نمی بینند، و گوش هایی است که به وسیله آن [سخن خدا و پیامبران را] نمی شنوند، آنان مانند چهارپایانند بلکه گمراه ترند؛ اینانند غافلانند که بی خبر و غافل [ازمعارف و آیات خدای] اند.
    «أُولَٰئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ (2) اینان کسانی هستند که خدا بر دل و گوش و چشمشان مُهر [شقاوت] زده، و اینان بی خبران و غافلان واقعی اند.
    قلب در اصطلاح قرآن به معنای روح و فکر ونیروی عقل است یعنی با اینکه استعداد تفکر دارند و همچون بهائم و چهارپاین فاقد شعور نیستند در عین حال از این وسیله سعادت بهره نمی گیرند و فکر نمی کنند در عوامل و نتایج حوادث اندیشه نمی نمایند و این وسیله بزرگ رهایی از چنگال بدبختی را بدون استفاده در گوشه ای از وجودشان رها می سازند و با وجود برخورداری از چشمانی روشن و حقیقت بین از آنها بهره نمی گیرند و با آنها چهره حقایق را نمی نگرند و هم چون نابینایان از کنار آنها می گذرند . نشانه دیگر غافلان از دیدگاه این آیات این که با داشتن گوش سالم سخنان حق را نمی شنوند و هم چون کران خود را از شنیدن حق محروم می سازند.
    در نتیجه: اینان در حقیقت هم چون چهارپایانند چرا که امتیاز آدمی از چهارپایان در فکر بیدار و چشم بینا و گوش شنواست که متاسفانه آنها همه را از دست داده اند بلکه آنها از چهارپایان نیز گمراه تر و پست تر می باشند چرا که چهارپیان دارای این استعدادها و امکانات نیستند ولی آنها با داشتن عقل سالم و چشم بینا و گوش شنوا امکان هر گونه ترقی و تکامل را دارند اما بر اثر هواپرستی و گرایش به پستی ها این استعدادها را بلااستفاده می گذارند و بدبختی آنان از همین جا آغاز می گردد که با وجود هر گونه امکانات سعادت و هدایت باز هم گمراهند. اینان همانا غافلان و افراد بی خبری هستند که در بیراهه های زندگی سرگردانند و خود به خاطر عدم بهره برداری از امکانات هدایت خویشتن جایگاه دوزخ و عذاب را برای خود اختیار و کسب می کنند. روشن است که اینان با وجود این که چشمه آب حیات کنار دستشان است ولی از تشنگی فریاد می کنند و درهای سعادت بر رویشان باز است اما حتی به آن نگاه نمی کنند جایگاه عذاب و هلاکت را برای خود انتخاب و با دست خود وسایل بدبختی خویش را فراهم می نمایند و نعمت های گران بهای عقل، چشم و گوش را به هدر می دهند نه این که خداوند اجبارا آنها را در صف دوزخیان قرار داده باشد.
    بارها در قرآن مجید غافلان بی خبر به چهارپایان و حیوانات بی شعور دیگر تشبیه شده اند و نکته تشبیه آنها به چهارپایان شاید این باشد که آنها تنها به خواب و خوراک و شهوت جنسی می پردازندو هدف عدالت اجتماعی و قوانین بشر را رسیدن به آب و نان و زندگی مرفه مادی می پندارند اما اگر چهارپایان چیزی نمی فهمند و گوش شنوا و چشم بینا ندارند دلیلش عدم استعداد آنهاست اما از آنها بیچاره تر انسانی است که خمیرمایه همه سعادت ها در وجود او نهفته است ولی کارش به جایی می رسد که در حد یک چهارپا سقوط می کند.

    پی نوشت
    1.اعراف/179
    2.نحل/108




  10. تشکر


  11. #18

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,970
    مورد تشکر
    3,555 پست
    حضور
    40 روز 1 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    2-غافلان خشنود به زندگی دنیا و اسیر شیطان و ناآگاه از عمق دنیا هستند:«إِنَّ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ أُولَٰئِكَ مَأْوَاهُمُ النَّارُ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (1) مسلماً کسانی که دیدارِ [قیامتِ] ما [و محاسبه شدن اعمالشان] را امید ندارند و به زندگی دنیا خشنود شده اند و به آن آرام یافته اند و آنانکه از آیات ما بی خبرندآنانند که به کیفر گناهانی که همواره مرتکب می شدند، جایگاهشان آتش است.»
    «وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ(2) و هر کس خود را از یاد [خدای] رحمان به کوردلی و حجاب باطن بزند، شیطانی بر او می گماریم که آن شیطان ملازم و دمسازش باشد.
    «
    يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ (3) [تنها] ظاهری [محسوس] از زندگی دنیا را می شناسند و آنان از آخرت [که سرای ابدی و دارای نعمت های جاودانی و حیات سرمدی است] بی خبرند.»
    3- کبرورزی، هدایت گریزی و انحراف پذیری: «
    سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ(4)به زودی کسانی را که در روی زمین به ناحق گردنکشی و تکبّر می کنند از [فهم] آیاتم بازمی دارم که اگر هر آیه ای را ببینند، به آن ایمان نمی آورند و چون راه هدایت را مشاهده کنند، آن را راه و رسم زندگی نگیرند و اگر راه گمراهی را ببینند، آن را راه و روش خود گیرند؛ این [بازداشتن از فهم آیاتم] به سبب آن است که آیات ما را تکذیب کردند و از آنها غافل و بی خبر بودند. »
    ب)احادیث
    1-کوردلی، اشتباه کاری، بازیگری و فراموشی حق:
    رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «أَمَّا عَلَامَةُ الْغَافِلِ‏ فَأَرْبَعَةٌ الْعَمَى وَ السَّهْوُ وَ اللَّهْوُ وَ النِّسْيَان‏(5) نشانه های غافل چهار چیز است: کوردلی، اشتباه کاری ، بازیگری و فراموشی حق.»
    2-پندناپذیری و آرزوگرایی:
    رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:«َ أَغْفَلُ‏ النَّاسِ‏ مَنْ‏ لَمْ‏ يَتَّعِظْ بِتَغَيُّرِ الدُّنْيَا مِنْ حَالٍ إِلَى حَال‏(6) غافل ترین مردم کسی است که از دگرگونی های دنیا پند نگیرد.
    و امام علی(علیه السلام) فرمود«:
    «َ مَنْ‏ غَفَلَ‏ غَرَّتْهُ‏ الْأَمَانِيُ‏ وَ أَخَذَتْهُ الْحَسْرَةُ إِذَا انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ بَدَا لَهُ مِنَ اللَّهِ مَا لَمْ يَكُنْ يَحْتَسِب‏(7) آدم غافل مغرور آرزوها می شود و پس از آشکار شدن قیامت دچار حسرت می گردد و چیزهایی که به حساب نمی آورد برایش ظاهر می شود که در پرونده او به حساب آمده است.»
    3-آخرت گریزی:«
    دَخَلَ‏ سُوقَ‏ الْبَصْرَةِ فَنَظَرَ إِلَى‏ النَّاسِ‏ يَبِيعُونَ وَ يَشْتَرُونَ فَبَكَى بُكَاءً شَدِيداً ثُمَّ قَالَ يَا عَبِيدَ الدُّنْيَا وَ عُمَّالَ أَهْلِهَا إِذَا كُنْتُمْ بِالنَّهَارِ تَحْلِفُونَ وَ بِاللَّيْلِ فِي فِرَاشِكُمْ تَنَامُونَ وَ فِي خِلَالِ ذَلِكَ عَنِ الْآخِرَةِ تَغْفُلُونَ فَمَتَى تُجَهِّزُونَ الزَّادَ وَ تُفَكِّرُونَ فِي الْمَعَاد(8) حسن بصری در حدیثی می گوید: امیرمومنان(علیه السلام) وارد بازار بصره شد و دید مردم سخت مشغول خرید و فروشند به شدت گریست سپس گفت ای بندگان دنیا و تلاش گران دنیاپرست روز خود را که به خرید و فروش سپری می کنید و شب را نیز در رخت و خواب با خواب به صبح می رسانید و در خلال این امور از آخرت غافل هستید پس چه وقت برای آخرت زاد و توشه برمی دارید؟ و چه هنگام به فکر معاد می افتید؟»
    4-همنشین با گنهکاران و فرار از پیشوایان دینی: امام آگاهی بخش حضرت علی(علیه السلام) درباره دوری از گمراهان می فرماید: «وَ هُوَ فِي‏ مُهْلَةٍ مِنَ‏ اللَّهِ‏ يَهْوِي مَعَ الْغَافِلِينَ وَ يَغْدُو مَعَ الْمُذْنِبِينَ بِلَا سَبِيلٍ قَاصِدٍ وَ لَا إِمَامٍ قَائِدٍ. حَتَّى إِذَا كَشَفَ لَهُمْ عَنْ جَزَاءِ مَعْصِيَتِهِمْ وَ اسْتَخْرَجَهُمْ مِنْ جَلَابِيبِ غَفْلَتِهِمُ اسْتَقْبَلُوا مُدْبِراً وَ اسْتَدْبَرُوا مُقْبِلًا فَلَمْ يَنْتَفِعُوا بِمَا أَدْرَكُوا مِنْ طَلِبَتِهِمْ وَ لَا بِمَا قَضَوْا مِنْ وَطَرِهِمْ إِنِّي‏ أُحَذِّرُكُمْ‏ وَ نَفْسِي‏ هَذِهِ الْمَنْزِل(9) چند روز از طرف خدا به گمراه مهلت داده شد و او با غافلان و بی خبران در راه هلاکت قدم می نهد و تمام روزها را با گناهکاران سپری می کنند بی آنکه از راهی برود تا به حق برسد و یا پیشوایی برگزیند که راهنمای او باشد و تا آن زمان که خداوند کیفرگناهان را می نماید و آنان را از پرده غفلت بیرون می آورد به استقبال چیزی می روند که بدان پشت کرده بودند (آخرت) و پشت می کنند بدانچه روی آورده بودند(دنیا) پس نه از آنچه آرزو می کردند و بدان رسیدند سودی بردند و نه از آنچه حاجت خویش بدان روا کردند بهره ای به دست آوردند من شما و خود را از این گونه غفلت زدگی می ترسانم.
    پی نوشت
    1.یونس/7و8
    2.زخرف/36
    3.روم/7
    4.اعراف/146
    5.بحار الأنوار( ط- بيروت)، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، 1110ق، ناشر داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1403ق،ج1، ص122
    6.همان، ج68، ص324
    7.همان،ج69، ص90
    8.همان، ج74، ص422
    9.نهج البلاغه،(دشتی) خطبه 153، ص200


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۸/۲۲ در ساعت ۱۰:۴۲

  12. تشکر


  13. #19

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    5,970
    مورد تشکر
    3,555 پست
    حضور
    40 روز 1 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    5-بی توجهی به مرگ و تکلیف گریزی و اصرار و جرات بر گناه
    هم چنین امیزمومنان(علیه السلام) در بیان چند خصوصیت و علائم غافلان می فرماید: «وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يَوْماً وَ قَدْ تَبِعَ جِنَازَةً فَسَمِعَ رَجُلًا يَضْحَكُ- فَقَالَ كَأَنَ‏ الْمَوْتَ‏ فِيهَا عَلَى‏ غَيْرِنَا كُتِبَ، وَ كَأَنَّ الْحَقَّ عَلَى غَيْرِنَا وَجَبَ، و........(1) در حالی که آن حضرت در پی جنازه ای می رفت و شنید که مردی از غافلان می خندد فرمود: گویی مرگ برای غیرما نوشته شده، و حق جز بر ما واجب گردیده و گویا این مردگان مسافرانی هستند که به زودی باز می گردند در حالی که بدن هایشان را به گورها می سپاریم و میراث شان را می خوریم گویا ما پس از مرگ آنان جاودانه ایم آیا چنین است که اندرز هر پنددهنده ای از زن و مرد را فراموش می کنیم و خود را نشانه تیرهای بلا و آفات قرار دادیم.»
    امام علی(علیه السلام) می فرماید:
    «یا ایها الانسان ما جرّء ک علی ذنبک و ما غرّک بربک و ما انسک بهلکَة نفسک(2) ای انسان چه چیز تو را بر گناه جرات داده و در برابر پروردگارت مغرور ساخته و بر نابودی خود علاقمند کرده است؟ آیا بیماری تو را درمان نیست؟ و خواب زدگی تو بیداری ندارد/. چرا آن گونه که به دیگران رحم می کنی به خود رحم نمی کنی؟»

    هم چنین امیرمومنان(علیه السلام) درباره اوصاف و سرزنش غفلت زدگان فرمود:
    یاد مرگ از دل های شما رفته و آرزوهای فریبنده جای آن را گرفته و دنیا بیش از آخرت شما را تصاحب کرده است و متاع زودرس دنیا بیش از متاع جاویدان آخرت در شما نفوذ کرده و دنیازدگی قیامت را از یادتان برده است؛ همانا شما برادران دینی یکدیگرید چیزی جز درون پلید و نیت زشت شما را از هم جدانساخته؛ نه یکدیگر را یاری می دهید و نه خیرخواه یکدیگرید در بی اعتنایی به آخرت و دوستی دنیا یکدل شده اید شما را چه شده است که با به دست آوردن متاعی اندک از دنیا شادمان می گردید و از متاع بسیار آخرت که از دست می دهید اندوهناک نمی شوید؟
    از کسانی مباشید که بدون عمل صالح به آخرت امیدوار است و توبه را با آرزوهای دراز به تاخیر می اندازد که غافلان چنین اند.
    چون درباره دنیا سخن می گوید گویی از بهترین زاهدان است اما در رفتار و عمل همانند دنیاپرستان می باشد؛ در پنددادن مبالغه می کند اما خود پندپذیر نمی باشداگر نعمت به او برسد سیر نمی شود و در محرومیت قناعت ندارد ، از آنچه به او رسیده شکرگزار نیست و از آنچه مانده زیاده طلب است ( وبرای به دست آوردن آنچه به او نرسیده سخت در تکاپو و کوشش است.)
    دیگران را پرهیز می دهد اما خود پروا ندارد (دیگران را نهی از بدی ها می کنند اما خود از منکرات کناره گیری ندارد) به فرمانبرداری امر می کند اما خود فرمان نمی برد(خودشان اهل عمل نیستند)؛ به زبان گناهکاران را دشمن دارد اما خود یکی از گناهکاران است؛ گناه دیگران را بزرگ می شمارد اما گناهان بزرگ خود را کوچک می پندارد اگر بیمار شود پشیمان از بدرفتاری های خود در روزگار سلامتی می باشد و اگر تندرست باشد سرگرم خوش گذرانی هاست و پس از عافبت یافتن خود را ایمن از عذاب فردا می بیند. نفس بر او چیرگی دارد و او با قدرت یقین بر نفس چیره نمی گردد.
    برای دنیای زودگذر تلاش و رقابت دارد اما برای آخرت جاویدان آسان می گذرد؛ از غیر خدا می ترسد اما از پروردگار خود نمی هراسد.
    پی نوشت
    1.
    .بحار الأنوار( ط- بيروت)، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، 1110ق، ناشر داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1403ق، ج6، ص136
    2.نهج البلاغه(دشتی) خطبه 223، ص325

    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۰۸/۲۳ در ساعت ۱۶:۲۳

  14. تشکر


صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود