جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: رابطه پایبندی خانواده به اصول دینی و پایین آمدن بزهکاری در فرزندان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۸
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    12 پست
    حضور
    1 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    رابطه پایبندی خانواده به اصول دینی و پایین آمدن بزهکاری در فرزندان




    سلام و خسته نباشید
    پای بندی خانوتده به اصول اخلاقی اعتقادی تا چه حد در پیشگیری از بزه کاری نوجوانان موثر است؟

  2. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۸
    نوشته
    148
    مورد تشکر
    56 پست
    حضور
    2 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با نام و یاد دوست

    رابطه پایبندی خانواده به اصول دینی و پایین آمدن بزهکاری در فرزندان

    کارشناس بحث: استاد بدیع


    وَوَصَّیْنَا الإنْسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا

  3. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۶
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    490 پست
    حضور
    13 روز 11 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط تائبین نمایش پست
    سلام و خسته نباشید
    پای بندی خانوتده به اصول اخلاقی اعتقادی تا چه حد در پیشگیری از بزه کاری نوجوانان موثر است؟
    با سلام خدمت شما و همه کاربران گرامی

    در ساخت شخصیت انسان و تعیین رفتار او سه عامل تاثیرگذار است. عوامل وراثتی، عوامل محیطی و اختیار. خانواده مهم ترین عنصر محیطی و قوی ترین عامل تربیتی در شکل گیری شخصیت فرزندان است. از اینرو مولفه های مختلف خانوادگی در آینده کودک تاثیرگذار هستند.

    وجود یا عدم وجود اختلاف و مشاجره بین والدین، اعتیاد و عدم اعتیاد والدین، وجود یا عدم وجود پیوند عاطفی متقابل میان فرد و خانواده، ازهم‌گسیختگی خانوادگی، قومیّت، پایگاه اقتصادی- اجتماعی، منطقه محل سکونت، شیوه‌ تربیتی مستبدانه و یا سهل‌گیرانه توأم با غفلت، تحصیلات پایین والدین، نوع شغل والدین، میزان درآمد و هزینه‌های زندگی، وضعیت نامناسب اقتصادی، فضاهای کوچک زندگی، زندگی در محله‌های شلوغ، نوع تملک مسکن، جدایی والدین، فوت والدین و انحرافات مجرمانه والدین یا نزدیکان و نهایتا میزان پای‌بندی خانواده به مسائل مذهبی همگی در بزهکار شدن و یا نشدن فرزند تاثیرگذار هستند.

    تاثیر پایبندی اعضای خانواده به مسائل دینی و اخلاقی در کاهش و پیشگیری بزه در فرزندان در قالب تحقیقات مختلف بررسی و اثبات شده است. دلیل این تاثیرگذاری را در این موارد میتوان یافت:



  4. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۶
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    490 پست
    حضور
    13 روز 11 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دینداری و باورهای اعتقادی به بخش مهمی از نیازهای روحی انسان پاسخ میدهد. دینداری به انسان احساس آرامش میدهد و در او ارزشمندی ایجاد میکند. این در حالی است که احساس حقارت عامل بسیاری از شرور و ناهنجاری ها است.

    امام جواد(علیه السلام) میفرماید:
    «مَنْ هَانَتْ‏ عَلَيْهِ‏ نَفْسُهُ‏ فَلَا تَأْمَنْ شَرَّهُ؛ هر كه براى خود شخصيّت و ارزشى قائل نباشد از شرّ او آسوده مباش.»(1)

    پی نوشت:
    1. تحف العقول، ص483.


  5. تشکر


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۸
    نوشته
    184
    مورد تشکر
    226 پست
    حضور
    5 روز 10 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط بدیع نمایش پست
    دینداری و باورهای اعتقادی به بخش مهمی از نیازهای روحی انسان پاسخ میدهد. دینداری به انسان احساس آرامش میدهد و در او ارزشمندی ایجاد میکند. این در حالی است که احساس حقارت عامل بسیاری از شرور و ناهنجاری ها است.

    امام جواد(علیه السلام) میفرماید:
    «مَنْ هَانَتْ‏ عَلَيْهِ‏ نَفْسُهُ‏ فَلَا تَأْمَنْ شَرَّهُ؛ هر كه براى خود شخصيّت و ارزشى قائل نباشد از شرّ او آسوده مباش.»(1)

    پی نوشت:
    1. تحف العقول، ص483.

    سلام اقای بدیع
    اگر منظور شما از دیندار بودن مسلمان بودن باشه چرا فکر میکنین کسی که دیندار(مسلمان) نباشه احساس حقارت داره؟!

    حال انکه شماها غرور و سربلندی ما رو هیچوقت نمیتونین تجربه کنین

    خوددوستی و خودستایی بخش مهمی از مکتب ماست
    ما خودمون رو بنده هیچکس نمیدونیم و در نتیجه به درگاه هیچکسی خودمون رو خوار و خفیف نمیکنیم

    مسلمانها حتی اگر پیش مردم رفتار ذلت مندانه بروز ندهند اما بهرحال یک خدایی رو تعریف کردند که در مقابلش سر خم کرده و صریحا ابراز حقارت میکنند

    درحالیکه ما پیش احدی سر خم نمیکنیم و اگر مشکلی پیش پای ما قرار بگیره با کمک عقلمون به حل اون میپردازیم
    نه با خواهش و تمنا و تکرار جمله انا عبدک الذلیل به درگاه خدای ذهن شما!

    اگر میخواین راجع به نقش بازدارندگی اسلام نسبت به بزهکاری نوجوانها صحبت کنین من خدمت شما عرض میکنم اگر گاهی نقشی داشته باشه به خاطر ایجاد دو نوع ترس هستش که البته هر دو ضعیف و بی اعتبار و کم دوام هستند:

    ۱- ترس فرزندان نسبت به طرد شدن از خانواده مذهبی در صورت ارتکاب بزه
    صرف نظر از تعریف بزه که قطعا تعریف ما و شما از این واژه یکسان نیست، این ترس اگرچه موقتا میتواند بازدارندگی داشته باشد اما طی مرور زمان اگر زیرساختهای تربیتی و زیرساختهای جامعه معیوب باشند و اگر انتخاب نهایی فرزند چیز دیگری باشد وی به دامان بزهکاری خواهد افتاد ولو اینکه از سوی خانواده طرد شود

    ۲- القا کردن ترسهای غیر واقعی به فرزندان مثلا در ارتباط با جهان پس از مرگ که این مورد هم میتواند طی مرور زمان رنگ ببازد یا گرفتار توجیهات شود
    چیزی که به عینه قابل مشاهده است خیلی از مسلمانها مرتکب کارهایی میشوند که میدانند طبق دینشان موجب عقوبت خواهد بود اما با یکسری توجیهاتی آن را موجه و قابل قبول میسازند

    کلا پرهیز از بزه(بنابر تعریف عمومی این واژه) نبایستی به علت ترس از والدین یا ترس از جهنم و این چیزها باشد
    چون اینگونه ترسها دوام انچنانی ندارند
    بلکه ترس از بزه باید به علت عواقب وجدانی ،قانونی و روانی این عمل باشد که این نوع ترس قطعا پایداری خیلی بهتری خواهد داشت

    مثال: من دزدی نمیکنم چون نمیخواهم در خلوت خودم از خودم بیزار باشم و نمیخواهم به چنگ قانون بیوفتم و نمیخواهم تصویر زشت عملی که انجام دادم مدام در ذهنم تکرار شود و خواب و بیداری مرا مختل کند
    وای از غرور تازه به دوران رسیده ای
    وقتی میان طایفه ای پست می رود

    هرچند مضحک است و پر از خنده های تلخ
    بر ما هرآنچه لایقمان هست می رود

    این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست
    تیریست بی نشانه که از شست می رود

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۶
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    490 پست
    حضور
    13 روز 11 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Shiny Star نمایش پست
    سلام اقای بدیع
    اگر منظور شما از دیندار بودن مسلمان بودن باشه چرا فکر میکنین کسی که دیندار(مسلمان) نباشه احساس حقارت داره؟!

    حال انکه شماها غرور و سربلندی ما رو هیچوقت نمیتونین تجربه کنین

    خوددوستی و خودستایی بخش مهمی از مکتب ماست
    ما خودمون رو بنده هیچکس نمیدونیم و در نتیجه به درگاه هیچکسی خودمون رو خوار و خفیف نمیکنیم
    سلام به شما
    احساس ارزشمندی که حاصل پیوند عمیق با قدرت و زیبایی مطلق است با احساس غروری که از تصور خودبنیادی پدید آمده باشد متفاوت است. اولی میتواند انسان را در ابتهاج و عزتی قرار دهد که حاضر نشود با هیچ خطایی آن را در مخاطره قرار دهد. دومی میتواند فرد را به خودمحوری و تعریف قواعد خودخواسته سوق دهد.



    نقل قول نوشته اصلی توسط Shiny Star نمایش پست
    مسلمانها حتی اگر پیش مردم رفتار ذلت مندانه بروز ندهند اما بهرحال یک خدایی رو تعریف کردند که در مقابلش سر خم کرده و صریحا ابراز حقارت میکنند
    کرنش و خضوع اگر در برابر کسی باشد که شایستگی آن را داشته باشد عظمت و بزرگی می آورد. همانطوری که بزرگی و تکبّر در برابر او حقارت و حماقت است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Shiny Star نمایش پست
    درحالیکه ما پیش احدی سر خم نمیکنیم و اگر مشکلی پیش پای ما قرار بگیره با کمک عقلمون به حل اون میپردازیم
    نه با خواهش و تمنا و تکرار جمله انا عبدک الذلیل به درگاه خدای ذهن شما!
    متوجه ارتباطش با بحث نشدم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Shiny Star نمایش پست
    اگر میخواین راجع به نقش بازدارندگی اسلام نسبت به بزهکاری نوجوانها صحبت کنین من خدمت شما عرض میکنم اگر گاهی نقشی داشته باشه به خاطر ایجاد دو نوع ترس هستش که البته هر دو ضعیف و بی اعتبار و کم دوام هستند:

    ۱- ترس فرزندان نسبت به طرد شدن از خانواده مذهبی در صورت ارتکاب بزه
    صرف نظر از تعریف بزه که قطعا تعریف ما و شما از این واژه یکسان نیست، این ترس اگرچه موقتا میتواند بازدارندگی داشته باشد اما طی مرور زمان اگر زیرساختهای تربیتی و زیرساختهای جامعه معیوب باشند و اگر انتخاب نهایی فرزند چیز دیگری باشد وی به دامان بزهکاری خواهد افتاد ولو اینکه از سوی خانواده طرد شود

    ۲- القا کردن ترسهای غیر واقعی به فرزندان مثلا در ارتباط با جهان پس از مرگ که این مورد هم میتواند طی مرور زمان رنگ ببازد یا گرفتار توجیهات شود
    چیزی که به عینه قابل مشاهده است خیلی از مسلمانها مرتکب کارهایی میشوند که میدانند طبق دینشان موجب عقوبت خواهد بود اما با یکسری توجیهاتی آن را موجه و قابل قبول میسازند

    کلا پرهیز از بزه(بنابر تعریف عمومی این واژه) نبایستی به علت ترس از والدین یا ترس از جهنم و این چیزها باشد
    چون اینگونه ترسها دوام انچنانی ندارند
    بلکه ترس از بزه باید به علت عواقب وجدانی ،قانونی و روانی این عمل باشد که این نوع ترس قطعا پایداری خیلی بهتری خواهد داشت

    مثال: من دزدی نمیکنم چون نمیخواهم در خلوت خودم از خودم بیزار باشم و نمیخواهم به چنگ قانون بیوفتم و نمیخواهم تصویر زشت عملی که انجام دادم مدام در ذهنم تکرار شود و خواب و بیداری مرا مختل کند
    تصور نکنید دست یک متدین و مسلمان از این ابزارها خالی است و یا از نظر دینی محدودیتی در بهره مندی از آن وجود دارد. شما به خاطر اینکه از ابزارهای دینی و فرامادی دست خود را کوتاه کرده اید مجبور هستید تمرکزتان را بر ابزارهای درونی قرار دهید. اما یک مسلمان میتواند به عنوان مکمل از هر دو استفاده کند. یعنی هم ضمانت اجرای بیرونی و هم درونی.

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۸
    نوشته
    184
    مورد تشکر
    226 پست
    حضور
    5 روز 10 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط بدیع نمایش پست
    سلام به شما
    احساس ارزشمندی که حاصل پیوند عمیق با قدرت و زیبایی مطلق است با احساس غروری که از تصور خودبنیادی پدید آمده باشد متفاوت است. اولی میتواند انسان را در ابتهاج و عزتی قرار دهد که حاضر نشود با هیچ خطایی آن را در مخاطره قرار دهد. دومی میتواند فرد را به خودمحوری و تعریف قواعد خودخواسته سوق دهد.





    کرنش و خضوع اگر در برابر کسی باشد که شایستگی آن را داشته باشد عظمت و بزرگی می آورد. همانطوری که بزرگی و تکبّر در برابر او حقارت و حماقت است.



    متوجه ارتباطش با بحث نشدم.



    تصور نکنید دست یک متدین و مسلمان از این ابزارها خالی است و یا از نظر دینی محدودیتی در بهره مندی از آن وجود دارد. شما به خاطر اینکه از ابزارهای دینی و فرامادی دست خود را کوتاه کرده اید مجبور هستید تمرکزتان را بر ابزارهای درونی قرار دهید. اما یک مسلمان میتواند به عنوان مکمل از هر دو استفاده کند. یعنی هم ضمانت اجرای بیرونی و هم درونی.

    سلام اقای بدیع
    شما فرمودین:

    "احساس ارزشمندی که حاصل پیوند عمیق با قدرت و زیبایی مطلق است با احساس غروری که از تصور خودبنیادی پدید آمده باشد متفاوت است. اولی میتواند انسان را در ابتهاج و عزتی قرار دهد که حاضر نشود با هیچ خطایی آن را در مخاطره قرار دهد. دومی میتواند فرد را به خودمحوری و تعریف قواعد خودخواسته سوق دهد."


    از اونجا که تعاریف متعددی میتوان برای "خطا کاری" مطرح کرد پس این قاعده که شما میفرمایین قاعده محکم و دقیقی نیست

    اما درین واقعیت هیچ تردیدی نمیتوان کرد که حقارت(احساس کوچکی) در تضاد با خوددوستی است بنابراین کسی که خودش را بیش از همه جهانیان دوست بدارد هرگز احساس حقارت را تجربه نمیکند
    اصل مطلب مورد تاکید من همین بود

    چه از نگاه شما خدای موردنظرتان شایستگی کرنش و خضوع داشته باشد یا نداشته باشد در هر حال خیلی تفاوت هست بین کسی که سرش را پیش احدی خم نمیکند با آن کسی که اینکار را انجام میدهد

    چیزی که عجیب است برعکس خوانی شما ازین قضیه است:
    انکه کرنش میکند احساس غرور دارد و انکه کرنش نمیکند احساس حقارت!!!

    قبول بفرمایین که این یک تعریف عجیب و خلاف واقع است

    شما فرمودین:

    "تصور نکنید دست یک متدین و مسلمان از این ابزارها خالی است و یا از نظر دینی محدودیتی در بهره مندی از آن وجود دارد. شما به خاطر اینکه از ابزارهای دینی و فرامادی دست خود را کوتاه کرده اید مجبور هستید تمرکزتان را بر ابزارهای درونی قرار دهید. اما یک مسلمان میتواند به عنوان مکمل از هر دو استفاده کند. یعنی هم ضمانت اجرای بیرونی و هم درونی. "


    ما دست خود را از ابزارهای فرامادی کوتاه نکردیم بلکه هیچ باوری به این ابزارها نداریم
    خدای شما برای ما موجودیتی ندارد پس لزومی به تمسک جستن از کسی که ما آن را فاقد موجودیت میبینیم نداریم

    ضمن اینکه اگر انسان نسبت به خودش عاشق باشد(حسی که شما هرگز تجربه اش نکرده و نمیکنید) به شدت از انجام کارهایی که باعث کاهش این عشق شود پروا دارد
    ارامش وجدان و یک خلوت شخصی برای تحسین و ستایش از خودمان دو رکن مهم برای ما به شمار میروند و اگر ازاری به دیگران برسانیم یعنی که این دو رکن اساسی(ارامش وجدان و ستایش از خود) را خدشه دار کرده ایم

    اگرچه قبول دارم شما مسلمانها هم به ارامش وجدان اهمیت میدهید اما بهرحال شما کفه "رضایت خدایتان" را بسیار بسیار سنگینتر از کفه "رضایت از خود" میبینید و ما کفه "رضایت از خود" را قویا مدنظر قرار میدهیم
    و در عین حال بیم از بازخوردهای منفی اشتباهاتمان(به شکل شخصی و اجتماعی و قانونی و روانی) هم عوامل مهمی در بازدارندگی به شمار میروند
    علی الخصوص که ما هرگز دوست نداریم هیچ عاملی باعث خلل در ارامش و لذتمان شود
    وای از غرور تازه به دوران رسیده ای
    وقتی میان طایفه ای پست می رود

    هرچند مضحک است و پر از خنده های تلخ
    بر ما هرآنچه لایقمان هست می رود

    این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست
    تیریست بی نشانه که از شست می رود

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۱۱/۲۵, ۱۱:۵۰
  2. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۱۱/۰۲, ۰۹:۱۸
  3. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۹/۱۸, ۰۹:۲۶
  4. جمع بندی رد عصمت از آدم تا خاتم نبیین صلوات الله علیه
    توسط عــــلی در انجمن نبوت عامه
    پاسخ: 161
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۱/۲۶, ۰۸:۴۵
  5. حرمیین عسکریین بازگشایی شد+عکس
    توسط iranproud در انجمن تصاویر دیدنی
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۲/۰۱, ۰۸:۲۸

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود