جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بررسی منشأ اختلاف نظرهای فقهی فقهاء با آیات قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۸
    نوشته
    2,350
    مورد تشکر
    3,360 پست
    حضور
    89 روز 4 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بررسی منشأ اختلاف نظرهای فقهی فقهاء با آیات قرآن




    سلام
    چرا همه ی قوانینی که در جامعه اجرا می شود، همه رو مجتهد ها فتوا دادند چرا ؟
    پس فرمایشات و قوانین خدا کجا اجرا می شود ؟
    نوشته های قرآن تغییری نکرده ولی همه ی امر و نهی هایش و قوانینش تغییر کرده و اگر از قرآن برای شان بگوییم و از قرآن هم نشان بدهیم کسی قبول نمی کند ؟
    آیا این دین جدید نیست؟


    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۸/۱۱/۰۱ در ساعت ۱۴:۴۱
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    یا الله و یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی الی دینک
    الهی العفو و لک الحمد

  2. تشکر


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    1,344
    مورد تشکر
    2,003 پست
    حضور
    25 روز 18 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4



    با نام و یاد دوست

    بررسی منشأ اختلاف نظرهای فقهی فقهاء با آیات قرآن

    کارشناس بحث: استاد مشکور



  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    280
    مورد تشکر
    700 پست
    حضور
    8 روز 13 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما جمع بندی




    پرسش:
    چرا فتوای فقها و مجتهدین، جایگزین قوانین خدا در قرآن و سنت شده، بگونه ای که به حسب ظاهر کلام خدا در قرآن تغییری نکرده ولی اوامر و نواهی و قوانینش در مقام عمل تغییر کرده، گو اینکه دین جدید بر زندگی مردم حاکم است؟

    پاسخ:
    در پاسخ گفتنی است: فقهای معظم و مراجع عظام تقلید شیعه بر پایه و اساس چهار منبع اجتهاد می کنند که عبارتند از:

    الف- قرآن: اولین و مهمترین وسیله فهم و استنباط احکام الهی، کتاب خدا قرآن است.(1) بنابراین، «قرآن» منبع و ماخذ اصلی برای استنباط احکام شرعی و مقررات الهی است به طوری که هیچ حکمی نباید مخالف قرآن باشد.(2)
    ب- سنت: «سنّت» پس از قرآن، دومين منبع شناخت دين است، كه تبيين و تفسير كليات قرآن را بر عهده دارد. اگر آموزه هاي قرآن را به سه بخشِ اساسيِ عقايد، اخلاق و احكام تقسيم كنيم، «سنّت» ديدگاه هاي اسلامي را در اين سه بخش به تفصيل تبيين مي كند.(3) محدثان شيعه معتقدند: سنت علاوه بر قول و فعل و تقرير پيامبر (صلي الله عليه و آله)، امامان معصوم (عليهم السلام) را نيز در بر مي گيرد.(4) زیرا شيعه با توجه به دلائل قطعي اعم از عقلي و نقلي در امامت امامان دوازده­ گانه قايل به اين است که: همان دليلي که بر ضرورت وجود پيامبر و ارسال رُسُل دلالت دارد، ضرورت وجود اصل امامت و منصبي كه از جانب خدا بايد داده شود را نيز ثابت مي كند و روايات متواتر موجود نيز همانند برخي آيات قرآني مصداق آن را مشخص مي كنند.(5)
    ج- عقل: عقل، در میان تمام فرق شیعی از جمله حجت های الهی شمرده می‌شود و آیات فراوان و روایات بسیاری در شأن و منزلت آن وارد شده است.(6) و نیز حجت باطنی دانستن عقل در کنار حجت ظاهری امامت و نبوت.(7) بنابراین در بین تمام فرق شیعی در اصل حجیت عقل اختلافی وجود ندارد. و حجیت عقل از نظر شیعه به این معنی است که اگر در موردی عقل یک حکم قطعی داشت، آن حکم به حکم اینکه قطعی و یقینی است حجت است.(8) و این حجیت، از قرآن و روایات اخذ شده است.
    د- اجماع: اجماع به معنای اتفاق نظری است که در اثبات حکم شرعی مؤثر است. اهل سنّت علی‌رغم اختلاف تعابیرى که در توضیح و تفسیر اصطلاحى اجماع دارند، ولى در حجیّت اجماع اتفاق دارند و اجماع را در ردیف سایر ادله و منابع استنباط احکام قرار می‌دهند و آن‌را یکى از منابع مستقل براى رسیدن به حکم شرعى می‌دانند و حتى برخى از اهل سنت پا را فراتر گذاشته و در مقام تعارض اجماع و کتاب و سنت، اجماع را مقدّم دانسته و حتى مخالف آن‌را گمراه و کافر دانسته‌اند. اما علماى شیعه اجماع را دلیل مستقلى در مقابل کتاب و سنّت نمی‌دانند. ایشان اجماع را تنها از این جهت که کشف از قول معصوم می‌کند، حجّت می‌دانند.(9)

    در نتیجه چنانکه بیان شد، در حقیقت اجتهاد فقهای شیعه در همه مسائل فقهی، ریشه در کلام وحی داشته و مستقیم یا غیرمستقیم در راستای قرآن و سنت است از این رو آنچه در جامعه اسلامی و مسائل فقهی از طریق فقها بیان می شود در واقع، همان قوانین و مقررات الهی است که در زمانه غیبت، مکلف به عمل و رعایت آنها هستیم. بعلاوه این ادعا که «نوشته های قرآن تغییری نکرده اما امر و نهی ها و قوانینش تغییر کرده»، نه تنها فاقد پایه و اساس است بلکه خودشکن و پارادوکسیکال است. زیرا اولا طبق اعتقاد همه مسلمانان در آیات قرآن هیچ تحریف و تغییری راه نیافته فلذا قوانین و اوامر و نواهی آن نیز بدون تغییر بوده و ثانیاً چنانکه گفتیم اولین و مهم ترین منبع اجتهاد فقها خصوصاً نزد فقهای شیعی، آیات قرآن کریم است و سپس نوبت به سنت و عقل و اجماع می رسد، حال چگونه اعتنا و اهتمام به این منبع عظیم و قوانین و مقررات آن از دستور کار فقها خارج شود؟! و قوانین دیگری که با قرآن و سنت در تضاد هستند در جامعه ما رواج یابد؟!
    و نکته پایانی اینکه وقتی می گوییم اجتهاد، مسأله فهم عادی و سطحی از مصادیق مختلف آیات قرآن و حتی روایات دینی نیست، که مدعی شویم من از این آیات، اینگونه می فهمم و فهم من با آنچه که در نظرات فقها و مراجع عظام تقلید آمده تفاوت می کند؟!! بلکه فهم و درک صحیح، دقیق و اصولی آیات و روایات، روشمند بوده و یک فقیه باید شرایطی را برای این مهم احراز کند، این امر، مستلزم سالهای زیادی تحقیق و مطالعه و جد و جهد علمی و عملی(60، 70 ساله) در حوزه های مختلف علوم اسلامی است تا فقیه، به یک جامعیت علمی و دینی برسد و شایسته عنوان مرجعیت شیعه باشد. از این رو برای پرهیز از گرفتار نیامدن به تفسیر رأی باید در فهم صحیح آیات و روایات به نظر متخصصان امر، یعنی مفسران، فقها و عالمان دینی مراجعه کنیم.

    پی نوشت ها:
    1. «وَ نَزّلنَا عَلَیکَ الکِتَبَ تِبیَاناً لِّکُلّ شَیء وَ هُدیً وَ رَحمَةً وَ بُشریَ لِلمُسلِمیِن؛ (و ای پیامبر!) بر تو کتابی نازل کرده‌ایم که بیان‌کننده هر چیز و مایه هدایت و رحمت و بشارت برای مسلمانان است»، نحل، آیه 89.
    2. چنان که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: «ما وافق کتاب الله فخذوه و ما خالف کتاب الله فدعوه؛ آن چه موافق کتاب خدا (قرآن) است بگیرید و آن چه را مخالف آن است رها کنید.»، اصول کافی، کلینی، کتابفروشی علمیه اسلامیه، تهران، 1369، ج ۱، فضل العلم، ب ۲۳، ح ۱، ص ۶۹.
    3. ر.ك: نصيري، علي، درسنامة علم حديث، قم، انتشارات نصايح، چاپ اول، 1381، ص23.
    4. ر.ك: مظفر، اصول الفقه، بيروت، دارالتعارف للمطبوعات، چاپ چهارم، 1403ق، ج2، ص57.
    5. ر.ك: مصباح يزدي، محمد تقي، آموزش عقائد، قم، سازمان تبليغات اسلامي، چاپ چهاردهم، 1375، ج2ـ1، ص 204 الي 387.
    6. «وَما یذَّکرُ إِلاّ أُولُوا الأَلْبابِ»، آل عمران، آیه 7؛ «إِنّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِـیاً لَعَلَّکمْ تَعْقِلُونَ»، یوسف، آیه 2؛
    7. «الإمامُ الكاظمُ (عليه السلام): إنَّ للّه ِِ عَلَى النّاسِ حُجَّتَينِ: حُجَّةً ظاهِرَةً، و حُجَّةً باطِنَةً، فأمّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ و الأنبِياءُ و الأئمَّةُ عليهم السلام، و أمّا الباطِنَةُ فَالعُقولُ، امام كاظم عليه السلام : خداوند را بر مردمان دو حجت است: حجتى بيرونى و حجتى درونى. حجت بيرونى همان فرستادگان و پيامبران و امامان عليهم السلام هستند و حجت درونى همان خردها.»، اصول کافی، کلینی، پیشین، جلد 1، ص 16.
    8. مطهری، مرتضی، آشنایی با علوم اسلامی ۳ (اصول فقه - فقه)، انتشارات صدرا، تهران، 1377.
    9. شوکانی، علی بن محمد، ارشاد الفحول الی تحقیق الحق من علم الاصول، ص282، دمشق، بیروت، دار ابن کثیر 1424ق، به نقل از: دانشنامه اسلامی، مبحث اجماع.

    ویرایش توسط مشکور : ۱۳۹۸/۱۱/۱۳ در ساعت ۱۲:۳۳
    به نام حضرت دوست

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود