جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: روش های پرطرفدار در عرفان های نوظهور

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۸
    نوشته
    7
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    1 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    روش های پرطرفدار در عرفان های نوظهور




    سلام
    یکی از روش های پرطرفدار در عرفان های نوظهور روش خلسه، مدیتیشن و یوگا و تمرکز است لطفا در مورد این روش ها توضیحاتی بفرمایید.


  2. تشکر


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۸
    نوشته
    512
    مورد تشکر
    280 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با نام و یاد دوست

    روش های پرطرفدار در عرفان های نوظهور

    کارشناس بحث: استاد کافی


  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,259
    مورد تشکر
    3,820 پست
    حضور
    48 روز 15 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضایت نمایش پست
    سلام
    یکی از روش های پرطرفدار در عرفان های نوظهور روش خلسه، مدیتیشن و یوگا و تمرکز است لطفا در مورد این روش ها توضیحاتی بفرمایید.
    باسمه تعالی
    باسلام
    کیوپیت از عرفان پژوهان معاصر می گوید: عرفان یعنی معرفت برتر و رمز و راز، این معرفت برتر به وسیله این چند شیوه حاصل می شود.(1)
    1-خلسه: یعنی از خود بیرون آمدن و به نوعی جهیدن در وضع عالی تر. استیس از محققان بزرگ غربی در حوزه عرفان می گوید: خلسه حالتی برای ذهن است که ممکن است بدون علت و بی سیر و سلوک باشد یا علتی داشته باشد. برای مثال بر اثر عملی مثل یوگا مراقبه یا حتی بر اثر استعمال مواد شیمیایی مانند سانتونین(ماده سفیذ زردفام، بی طعم و بو) برای انسان پدید آید.(2)
    اما در عرفان اسلامی؛
    خلسه عرفانی و ملکوتی، حالتی ناب است که حاصل رهایی انسان از من محدود و پر از عذاب، و رسیدن به من حقیقی و اتحاد با آن است. در واقع کیفیتی است عرفانی که در آن خود انسان با خودِخود او به اتحاد می رسد.
    2-مدیتیشن: این واژه در فارسی به مراقبه ترجمه می شود ولی ترجمه آن به تمرکز، ژرف نگری و درون پویی مناسب تر است. به طور کلی مدیتیشن فنون و روش تسلط بر ذهن است. هدف مراقبه کنترل ذهن توسط تکنیک های درون نگرانه برای رسیدن به شادی، آگاهی و آرامشی عمیق و طولانی و غیر وابسته به غیر است. است.بسیاری از آیین‌های درون‌انگارانه و برخی از دین‌های بزرگ به خصوص ادیان شرقی نظیر هندوئیسم و بوداگرایی آیین‌های درون‌پویی را نیز دربرمی‌گیرند. از روش های معروف مراقبه شرقی، مراقبه متعالی(تی. ام) و ذاذن است.
    در درون‌پویی‌ها با تمرکز ذهن و آزاد کردن نیروی چاکرا یا شاکرا به آرامش روحی و جسمی می‌رسند و توانایی کنترل این نیرو را بدست می‌آورند. مدیتیشن اندیشه ممتد روی موضوع تمرکز است. در کنار آن اذکار طرح می شود تا ذهن از حالت تفرقه بیرون رود و به حواس جمعی برسد. اهل مدیتیشن معتقدند با تمرکز می توان با جریان کلی عالم متحد شد.
    3-یوگا: عمل حبس و ضبط نفس برای تسلط بر بدن و نفس است. اصل این روش حدود دو قرن قبل میلاد توسط شخصی به نام پانتجلی در هند برای رهایی از تناسخ تاسیس شد. پانتجلی می گوید: یوگا در حقیقت تسلط بر امواج فکری و تسلط ذهنی است که این تسلط با رعایت چند اصل و قاعده تامین می شود:
    1-پرورش عادات روحی؛ 2-تحصیل عادات منظم مطالعه و عبادت؛ 3-نشستن در حالت سکوت به قصد آرامش؛ این طرز خاص نشستن کمک بدنی به تمرکز ذهن است. 4- تمرین های تنفسی و حبس نفس ؛ این عمل نوعی ورزش قفسه سینه و دستگاه تنفس است که به تمرکز ذهن می انجامد. 5-تمرکز و توجه به باطن.
    یوگی ها می گویند با این کار روزانه حواس مسدود می شود و شخص به آرامش می رسد. ذهن در این حالت از شکل نفس فردی و منیت بیرون می آید و با نفس کیهانی(نفس کلی) متحد و این کار موجب رهایی از چرخه تناسخ می شود.(3)
    پی نوشت
    1.دان کیوپیت، عرفان پس از مدرنیته، ص48
    2. والتر استیس، عرفان و فلسفه، ص64-68
    3.جلال الدین فارسی، تعالی شناسی، ج2، ص176-177

    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۱۰/۰۹ در ساعت ۱۸:۰۸

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,259
    مورد تشکر
    3,820 پست
    حضور
    48 روز 15 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    توضیح بیشتر درباره یوگا و مدیتیشن اینکه ذهن آدمی در وضعیت عادی و روزمره فعالیت های مختلفی از قبیل ادراک حسی، حافظه، یادآوری، اندیشه، استدلال ورزی، انتزاع و تعمیم مفاهیم دارد. وقتی انسان می خوابد تمام این فعالیت ها متوقف می شو.د و انسان به آرامش می رسد. طرفداران تمرکز، یوگا و خلسه می گویند اگر انسان بخواهد به چنین آرامشی برسد باید فعالیت های ذهنی خود را در حال بیداری نیز مثل حالت خواب متوقف کند. یوگا و مدیتیشن فعالیتی است در راستای توقف حس و ذهن و فکر. توقف فعالیت های ذهن موجب پدید آمدن حالت خلسه یعنی آگاهی بی متعلق یا آگاهی محض می شود.
    لذا آنچه در خلسه و مراقبه و یوگا رخ می دهد توقف ذهن است از همه عملیاتی که در وضع عادی زندگی روزمره انجام می گیرد. این فعالیت (توقف ذهن) تا جایی ادامه می یابد که هیچ محتوای ذهنی و روانی برای ذهن باقی نمی ماند؛ به تعبیری دیگر ذهن و فکر، هیج متعلقی جز خودش ندارد. بلکه خلا محض و آگاهی محض است. پس هم خلا است و هم ملأ. خلأ به علت فقدان تعلق برای ذهن و ملأ به علت وجود آگاهی محض.
    توضیح اینکه آگاهی روزمره ما همواره متعلق دارد. این متعلق ممکن است احساس جسمانی یا صورت ذهنی یا تامل روی فکر و خیال های مان باشد، اما وقتی همه این مدرکات جسمی یا ذهنی را از ضمیر خود زدودیم و به فراموشی سپردیم تا نفس به ادراک موضوعات نپردازد طبعا به خویشتن خویش اشعار و ادراک می یابد. خود در آیینه خود جلوه می نماید. وقتی کثرات و متعلق های متکثر کنار رفت و انسان از قید من رها شد نفس و روح انسان خود را نشان می دهد.
    آنها خودشان ادعا می کنند تجربه ما مثل سایر عارفان فوق طور عقل است. چون هیچ چیز در ذهن و ضمیر نیست بنابراین هیچ تفرقه و تشتتی در کار نیست از این رو مورد تجربه«وحدت بی تمایز» و «واحد بلاثانی» و هستی بیکرانه است.
    استیس می نویسد:
    «فرض کنید کسی بکوشد روزانه حواس جسمانی خود را مسدود کند، برای مثال چشم، گوش، بینی، و زبان را ببندد تا هیچ احساسی نتواند به ضمیر آگاهش برسد یعنی تمام صور حسی . ذهنی و خیالی را از لوح ضمیرش بزداید و همه شیوه های استدلال و میل و خواهش را از آن طرد کند، در این صورت از ضمیر یا آگاهی او چه می ماند؟ مسلما هیچ محتوای ذهنی یا روانی باقی نخواهد ماند و آنچه می ماند تهی واره بلکه خلا محض است. در اینجا این هوشیاری به هیچ موضوع و محتوای تجربی ناظر نیست و هیچ محتوایی غیر از خودش ندارد و چون چنین تجربه ای فاقد محتواست عرفا غالبا آن را تعبیر به خلا یا نیستی می کنند ولی گاه «یگانه و نامتناهی »نیز می خوانند.»(1)
    پی نوشت
    1.والتراستیس؛ عرفان و فلسفه، ص81-82


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۱۰/۰۹ در ساعت ۲۰:۵۲

  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,259
    مورد تشکر
    3,820 پست
    حضور
    48 روز 15 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تحلیل و ارزیابی
    البته با مدیتیشن و یوگا می توان تا حدی از زندگی روزمره خارج شد و خود را از ذهن مشغولی و دل مشغولی بازداشت. آیا این به معنای آن است که انسان با خروج از عالم مادی، به عالم غیب و ملکوت و معنا نیز ورود پیدا کرده است؟ هرگز خروج از عالم مادی، دلیل بر ورود به عالم غیرمادی نیست زیرا هر یک از این عوامل(مدیتیشن و یوگا....) برای اهداف دنیوی تعریف شده است. اساساً این امور یکسری تکنیک هایی برای تمرکز ذهن و حس هستند که نوعی آرامش ذهنی نیز به دنبال دارند. از این رو یک مسلمان به این انگیزه می تواند انجام دهد ولی باید مواظب باشد که جهان بینی و فکری که پشت این اعمال نهفته است به فکر و ذهن او سرایت نکند.
    هواداران این تکنیک ها به بهانه هایی از جمله طرفداری از عرفان و تجربه شهودی با فعالیت های ذهن و عقل و حس انسان مخالفت می ورزند. اگر استفاده از نیروهای خدادای چون حواس ، ذهن و فکر مضر هستند چرا خداوند آنها را آفریده است؟ آیا وجود اینها لغو است؟ امروزه برای مویی که در فلان جای بدن انسان روییده می شود عمیق ترین حکمت ها را می فهمند حالا بزرگ ترین نیروی وجود آدمی یعنی فکر، عقل و ذهن را که مشخصه انسان از حیوان هستند به اسم عرفان باید به کناری نهاد؟
    آنچه انسان از عرفان انتظار دارد کسب آرامش قلبی است نه صرفا تمرکز ذهنی، توضیح اینکه انسان سه نیرو دارد: حس، عقل و قلب که هر سه مشغول اند. انسان هم ذهن مشغولی دارد هم حس مشغولی که باید در هر سه جنبه به آرامش برسد. چه بسا مراقبه و خلسه تنها در سطح حس و عقل انسان را به آرامش برساند، اما آنچه انسان را به طمانینه و «سکونت قلبی» می رساند چیزی است که متناسب با فضای غیبی و ملکوتی باشد و آن نماز است، چنان که قرآن طمانینه قلبی را صرفا درباره ذکر خدا به کار گرفته است: «الا بذکرالله تطمئن القلوب» مظهر ذکر خدا نماز است، چنان که فرمود: «اقم الصلوه لذکری»
    برخی ناشیانه میان عمل مدیتیشن با نماز در اسلام مقایسه می کنند این مقایسه از اساس نابجاست.
    ر.ک. کتاب عرفان واره ها، مسلم گریوانی، ناشر: موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، چاپ 1396، ص321-325

    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۱۰/۱۰ در ساعت ۱۳:۴۷

  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,259
    مورد تشکر
    3,820 پست
    حضور
    48 روز 15 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    یکی از روش های پرطرفدار در عرفان های نوظهور، روش خلسه، مدیتیشن و یوگا و تمرکز است؛ لطفا در مورد این روش ها توضیحاتی بفرمایید.
    پاسخ:
    توضیح این نوع روش ها بدین صورت است:
    1-خلسه: یعنی از خود بیرون آمدن و به نوعی جهیدن در وضع عالی تر. «استیس» از محققان بزرگ غربی در حوزه عرفان، می گوید: «خلسه حالتی برای ذهن است که ممکن است بدون علت و بی سیر و سلوک باشد یا علتی داشته باشد. برای مثال بر اثر عملی مثل یوگا، یا حتی بر اثر استعمال مواد شیمیایی مانند سانتونین (ماده سفید زردفام، بی طعم و بو) برای انسان پدید آید.» (1)
    2-مدیتیشن: این واژه در فارسی به مراقبه ترجمه می شود، ولی ترجمه آن به تمرکز، ژرف نگری و درون پویی مناسب تر است. به طور کلی مدیتیشن، فنون و روش تسلط بر ذهن است. هدف مراقبه کنترل ذهن توسط تکنیک های درون نگرانه برای رسیدن به شادی، آگاهی و آرامشی عمیق و طولانی و غیر وابسته به غیر است. بسیاری از آیین‌های درون‌انگارانه و برخی از دین‌های بزرگ به خصوص ادیان شرقی نظیر هندوئیسم و بوداگرایی آیین‌های درون‌پویی را نیز دربرمی‌گیرند.
    3-یوگا: عمل حبس و ضبط نفس برای تسلط بر بدن و نفس است. اصل این روش حدود دو قرن قبل میلاد توسط شخصی به نام «پانتجلی» در هند برای رهایی از تناسخ تاسیس شد. «پانتجلی» می گوید: یوگا در حقیقت تسلط بر امواج فکری و تسلط ذهنی است که این تسلط با رعایت چند اصل و قاعده تامین می شود:
    1-پرورش عادات روحی؛ 2-تحصیل عادات منظم مطالعه و عبادت؛ 3-نشستن در حالت سکوت به قصد آرامش؛ این طرز خاص نشستن، کمک بدنی به تمرکز ذهن است. 4- تمرین های تنفسی و حبس نفس؛ این عمل، نوعی ورزش قفسه سینه و دستگاه تنفس است، که به تمرکز ذهن می انجامد. 5-تمرکز و توجه به باطن.(2)
    نکته مهم: ممکن است انسان با مدیتیشن و یوگا، بتواند تا حدی از زندگی روزمره خارج شود و خود را از ذهن مشغولی و دل مشغولی بازدارد، اما آیا این به معنای آن است که انسان با خروج از عالم مادی، به عالم غیب و ملکوت و معنا نیز ورود پیدا کرده؟ هرگز خروج از عالم مادی، دلیل بر ورود به عالم غیرمادی نیست؛ زیرا هر یک از این عوامل (مدیتیشن و یوگا....) برای اهداف دنیوی تعریف شده است. اساساً این امور یکسری تکنیک هایی برای تمرکز ذهن و حس هستند، که نوعی آرامش ذهنی نیز به دنبال دارند.
    هواداران این تکنیک ها، به بهانه هایی از جمله طرفداری از عرفان و تجربه شهودی، با فعالیت های ذهن و عقل و حس انسان مخالفت می ورزند. اگر استفاده از نیروهای خدادادی چون حواس، ذهن و فکر مضر هستند، چرا خداوند آنها را آفریده است؟ آیا وجود اینها لغو است؟
    آنچه انسان از عرفان انتظار دارد کسب آرامش قلبی است، نه صرفا تمرکز ذهنی، توضیح اینکه انسان سه نیرو دارد: حس، عقل و قلب که هر سه مشغول اند.
    چه بسا خلسه، مدیتیشن، و یوگا، در سطح حس و عقل، انسان را به آرامش برساند، اما آنچه انسان را به طمأنینه و «سکونت قلبی» می رساند چیزی است که متناسب با فضای غیبی و ملکوتی باشد و آن نماز و ذکر خدا است، چنان که قرآن، طمأنینه قلبی را صرفا درباره ذکر خدا به کار گرفته است: «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُ‏ الْقُلُوب‏ (3) آگاه باشيد كه با ياد خدا دلها آرامش مى ‏يابد.» و مظهر ذکر خدا، نماز است. چنان که فرمود: «وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري‏ (4) و نماز را براى ياد من بپادار.»
    برخی ناشیانه میان عمل مدیتیشن، با نماز در اسلام مقایسه می کنند؛ که این مقایسه از اساس نابجاست. (5)

    پی نوشت:
    1.والتر استیس، عرفان و فلسفه، ترجمه بهاء الدین خرمشاهی، نشر علمی فرهنگی،تهران،1360،ص64-68.
    2. فارسی، جلال الدین،تعالی شناسی، نشر اندیشه، حوزه هنری سازمان تبلیغات تهران: 1376،
    ج2،ص176-177
    3.رعد/28.
    4.طه/14.
    5.ر.ک. گریوانی، مسلم، عرفان واره ها، تبار شناسی و نقد مبانی فکری، موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، چاپ 1396، ص321-325



    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۹/۰۱/۲۹ در ساعت ۲۰:۵۸


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود