جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خدا و قوانین فیزیک

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۵
    نوشته
    130
    مورد تشکر
    133 پست
    حضور
    10 روز 4 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خدا و قوانین فیزیک




    سلام

    من جایی خواندم بعضی از دانشمندان مثل تسلا خدا را همان قوانین فیزیک می دانند.

    آیا می توان گفت گفت این ایده هم میتونه درست باشه؟

    چون بالخره ما هیچ یک شناخت کاملی از خدا نداریم پس ممکنه یکی بگه از کجا معلوم واقعا این طور نباشه و ما چه اثباتی برای ردش داریم؟

    فقط خداست كه ...
    میشود با دهان بسته صدایش كرد...
    میشود با پای شكسته هم به سراغش رفت...
    تنها خریداریست كه اجناس شكسته را بهتر برمیدارد
    تنها كسی است كه وقتی همه رفتند میماند
    وقتی همه پشت كردند آغوش می‌گشاید
    وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت میشود
    و تنها سلطانیست كه دلش با بخشیدن
    آرام می‌گیرد ، نه با تنبیه كردن...

  2. تشکرها 2


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۸
    نوشته
    512
    مورد تشکر
    280 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با نام و یاد دوست

    خدا و قوانین فیزیک

    کارشناس بحث: استاد مسلم



  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    776
    مورد تشکر
    1,986 پست
    حضور
    31 روز 23 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و احترام


    نقل قول نوشته اصلی توسط صمیمی نمایش پست
    من جایی خواندم بعضی از دانشمندان مثل تسلا خدا را همان قوانین فیزیک می دانند.
    آیا می توان گفت گفت این ایده هم میتونه درست باشه؟
    چون بالخره ما هیچ یک شناخت کاملی از خدا نداریم پس ممکنه یکی بگه از کجا معلوم واقعا این طور نباشه و ما چه اثباتی برای ردش داریم؟
    ببینید ما هرگز دنبال این نیستیم که نام «خدا» را بر روی یک موجود بگذاریم تا خیالمان راحت شود خدایی هست!! ما دغدغه «وجود خدا» را داریم، نه اینکه «نام خدا» در جهان زنده باشد، ولو اینکه روی هر چیزی مثل قوانین باشد!!
    خدایی که ادیان آسمانی و براهین عقلی از آن سخن می گویند موجودی کامل، زنده و دارای حیات، عالم و آگاه و با قدرت و اختیار است. چنین اعتقادی است که ما نام «خدا» روی آن مینهیم، اگر کسی روی موجود دیگری نام «خدا» بگذارد هرگز معتقد به خدا نشده است!

    آنچه براهینی چون امکان و وجوب به ما می گویند این است که این موجودات امکانی و ممکن الوجود باید به یک واجب الوجود ختم شوند، و شاخصه واجب الوجود این است که هیچ نقصی در او راه ندارد و از هر جهت کامل است، بنابراین هیچ حرکت، تبدّل و تغییری در او راه ندارد.
    یا آنچه برهان نظم به ما می گوید این است که هدفمندی خلق اقتضا می کند خالقی که جهان را آفریده پیش از آفرینش آن به آنچه که انجامش را ارده کرده است علم و آگاهی داشته است.

    همچنین ادیان آسمانی او را خدای زنده ای معرفی می کنند که صدای بشر را می شنود، توبه ها را می پذیرد، و نسبت به بندگان محبت دارد:
    «قُل يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيم‏»؛ بگو: «اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده‏ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است‏.(زمر:53)
    در حالی که هیچ کدام از جهان مادی، انرژی، یا قوانین فیزیکی چنین شاخصه هایی ندارند.

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89
    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۷
    نوشته
    208
    مورد تشکر
    681 پست
    حضور
    20 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صمیمی نمایش پست
    سلام

    آیا می توان گفت گفت این ایده هم میتونه درست باشه؟
    سلام
    نه نمیتونه درست باشه
    نقل قول نوشته اصلی توسط صمیمی نمایش پست
    چون بالخره ما هیچ یک شناخت کاملی از خدا نداریم پس ممکنه یکی بگه از کجا معلوم واقعا این طور نباشه و ما چه اثباتی برای ردش داریم؟
    اثباتش ساده س.
    قوانین طبیعت هر چه که باشند بقای خودشون رو توضیح نمی دهند. یعنی برداشتن یک قانون و اضافه کردن نقیض آن به سیستم باعث تناقض منطقی نمی شود.
    آنچه که نمی توانم بگوییم مهمتر است.

  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۵
    نوشته
    130
    مورد تشکر
    133 پست
    حضور
    10 روز 4 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست
    آنچه براهینی چون امکان و وجوب به ما می گویند این است که این موجودات امکانی و ممکن الوجود باید به یک واجب الوجود ختم شوند، و شاخصه واجب الوجود این است که هیچ نقصی در او راه ندارد و از هر جهت کامل است، بنابراین هیچ حرکت، تبدّل و تغییری در او راه ندارد.
    سلام

    با حرفاتون موافقم و فقط در این بخش سوال دارم

    در برهان وجوب و امکان هما نطور که میدانید پیش فرض ما اثبات یک واجب الوجودی است که وجود برایش ضروری هست .تنها همین و بس.یعنی با استفاده از مقدمات این برهان نتیجه میشه همه پدیده های ممکن وجودشان به یک واجب الوجود وابسته هست که وجود برایش ضروریست.دیگر صحبت ازین نیست که این واجب الوجود از هر نظر کامل است و مثلا دارای علم و حیات و ... باشد.

    بنابراین این برهان فقط واجب الوجود رو ثابت میکنه نه واجبی که از هر نظر کامله و ما اون رو خدای معرفی شده دین بگذاریم.

    شما بفرمایید از کجا به این نتیجه رسیدید که واجب الوجود این برهان واجبی هست که از حیث کامله نه صرفا اینکه وجود داشتن براش ضروریه؟

    فقط خداست كه ...
    میشود با دهان بسته صدایش كرد...
    میشود با پای شكسته هم به سراغش رفت...
    تنها خریداریست كه اجناس شكسته را بهتر برمیدارد
    تنها كسی است كه وقتی همه رفتند میماند
    وقتی همه پشت كردند آغوش می‌گشاید
    وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت میشود
    و تنها سلطانیست كه دلش با بخشیدن
    آرام می‌گیرد ، نه با تنبیه كردن...

  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    776
    مورد تشکر
    1,986 پست
    حضور
    31 روز 23 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و احترام مجدد

    نقل قول نوشته اصلی توسط صمیمی نمایش پست
    در برهان وجوب و امکان هما نطور که میدانید پیش فرض ما اثبات یک واجب الوجودی است که وجود برایش ضروری هست .تنها همین و بس.یعنی با استفاده از مقدمات این برهان نتیجه میشه همه پدیده های ممکن وجودشان به یک واجب الوجود وابسته هست که وجود برایش ضروریست.دیگر صحبت ازین نیست که این واجب الوجود از هر نظر کامل است و مثلا دارای علم و حیات و ... باشد.

    بنابراین این برهان فقط واجب الوجود رو ثابت میکنه نه واجبی که از هر نظر کامله و ما اون رو خدای معرفی شده دین بگذاریم.

    شما بفرمایید از کجا به این نتیجه رسیدید که واجب الوجود این برهان واجبی هست که از حیث کامله نه صرفا اینکه وجود داشتن براش ضروریه؟

    همانطور که فرمودید واجب الوجود وجودی است که «وجود» و «هستی» برایش ضرورت دارد، چیزی که هستی برایش ضرورت دارد یعنی هیچ نیستی ای در او راه ندارد، یا به تعبیر فلاسفه «واجب الوجود از هر جهت واحب الوجود است» از هر جهت باید واجب الوجود و کامل باشد. بنابراین اگر واجب الوجود در یکی از اوصاف وجودی مثل علم و قدرت و مانند آن کامل نباشد یعنی در این حیطه ممکن الوجود است و خودش نیازمند یک واجب دیگر خواهد بود.
    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89
    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  11. تشکر


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۵
    نوشته
    130
    مورد تشکر
    133 پست
    حضور
    10 روز 4 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست
    همانطور که فرمودید واجب الوجود وجودی است که «وجود» و «هستی» برایش ضرورت دارد، چیزی که هستی برایش ضرورت دارد یعنی هیچ نیستی ای در او راه ندارد، یا به تعبیر فلاسفه «واجب الوجود از هر جهت واحب الوجود است» از هر جهت باید واجب الوجود و کامل باشد. بنابراین اگر واجب الوجود در یکی از اوصاف وجودی مثل علم و قدرت و مانند آن کامل نباشد یعنی در این حیطه ممکن الوجود است و خودش نیازمند یک واجب دیگر خواهد بود.
    سلام

    جناب مسلم در مقدمات این برهان گفته شده واجب اوجود یعنی بی نیاز از علت هستی بخش.یعنی سلسله علل به آن ختم میشه.پس اینجا صحبت این بوده که وجود واجب الوجود از خودشه نه از موجود دیگه.دیگر معنا و مفهوم اضافه ای برای این اصطلاح ذکر نشده که بگیم واجب الوجود یعنی اینکه علاوه ب راینکه وجود داشتن براش ضروریه وجود صفاتش نظیر علم و قدرت حیاتو .. هم براش ضروریه.این مواردیکه مفرمایید صفات واجب الوجود هستند که اثباتش از عهده این برهان خارج و باید توسط براهین دیگه اثبات شوند.

    فقط خداست كه ...
    میشود با دهان بسته صدایش كرد...
    میشود با پای شكسته هم به سراغش رفت...
    تنها خریداریست كه اجناس شكسته را بهتر برمیدارد
    تنها كسی است كه وقتی همه رفتند میماند
    وقتی همه پشت كردند آغوش می‌گشاید
    وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت میشود
    و تنها سلطانیست كه دلش با بخشیدن
    آرام می‌گیرد ، نه با تنبیه كردن...

  13. تشکر


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    776
    مورد تشکر
    1,986 پست
    حضور
    31 روز 23 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام بر صمیمی عزیز

    نقل قول نوشته اصلی توسط صمیمی نمایش پست
    جناب مسلم در مقدمات این برهان گفته شده واجب اوجود یعنی بی نیاز از علت هستی بخش.یعنی سلسله علل به آن ختم میشه.پس اینجا صحبت این بوده که وجود واجب الوجود از خودشه نه از موجود دیگه.دیگر معنا و مفهوم اضافه ای برای این اصطلاح ذکر نشده که بگیم واجب الوجود یعنی اینکه علاوه ب راینکه وجود داشتن براش ضروریه وجود صفاتش نظیر علم و قدرت حیاتو .. هم براش ضروریه.این مواردیکه مفرمایید صفات واجب الوجود هستند که اثباتش از عهده این برهان خارج و باید توسط براهین دیگه اثبات شوند.
    ببینید تمام این تحلیل هایی که عرض کردم در کتب فلسفی بیان شده، شما می توانید برای توضیح بیشتر در خصوص جمله معروف «واجب الوجود واجب من جمیع الجهات» تحقیق کنید.
    اما خلاصه توضیح و تحلیل آن این است که شما مگر نمی فرمایید سلسله علل به موجودی میرسد که وجودش از خودش است، خب چرا این موجود به دیگری نیاز ندارد؟ چون هستی و وجود عین ذاتش است و کسی برای ذاتیاتش نیازمند به غیر نیست. مثلا هر چیزی برای شور شدن نیازمند نمک هست اما شوری نمک از خودش است، به همین خاطر نمک در شوری بی نیاز است.

    خب حالا وقتی «هستی» و «وجود» برای خدا ذاتی و جداناپذیر شد، یعنی هیچ نیستی و عدمی در او راه ندارد. نمیشود که تمام یک شیء وجود و هستی باشد، در عین حال نیستی هم باشد! جهل و عجز اینها همه امور عدمی هستند، ما وقتی هستی را عین ذات یک موجود دانستیم نمیتوانیم بخش هایی از هستی و وجود را از او جدا کنیم. ملاک بی نیازی خدا به گونه ای که بتواند در رأس سلسله موجودات قرار بگیرد همین است که وجود عین ذاتش بوده و واجب است، بنابراین اگر در هر عرصه ای که به جای وجود، عدم و نیستی باشد در آن حوه خودش باید نیازمند به غیر باشد، بنابراین چنین موجودی خودش نیازمند بوده و نمیتواند خالق همه چیز باشد.

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89
    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  15. تشکر


  16. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    776
    مورد تشکر
    1,986 پست
    حضور
    31 روز 23 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    من جایی خواندم بعضی از دانشمندان مثل تسلا خدا را همان قوانین فیزیک می دانند. آیا این ایده هم میتواند درست باشد؟ چون بالاخره ما هیچ یک شناخت کاملی از خدا نداریم.

    پاسخ:

    ببینید ما هرگز دنبال این نیستیم که نام «خدا» را بر روی یک موجود بگذاریم تا خیالمان راحت شود خدایی هست!! ما دغدغه «وجود خدا» را داریم، نه اینکه «نام خدا» در جهان زنده باشد، ولو اینکه روی هر چیزی مثل قوانین باشد!! خدایی که ادیان آسمانی و براهین عقلی از آن سخن می گویند موجودی کامل، زنده و دارای حیات، عالم و آگاه و با قدرت و اختیار است. چنین اعتقادی است که ما نام «خدا» روی آن مینهیم، اگر کسی روی موجود دیگری نام «خدا» بگذارد هرگز معتقد به خدا نشده است!

    آنچه براهینی چون امکان و وجوب به ما می گویند این است که این موجودات امکانی و ممکن الوجود باید به یک واجب الوجود ختم شوند، و شاخصه واجب الوجود این است که هیچ نقصی در او راه ندارد و از هر جهت کامل است، چون هستی و وجود عین ذاتش است و کسی برای ذاتیاتش نیازمند به غیر نیست. مثلا هر چیزی برای شور شدن نیازمند نمک هست اما شوری نمک از خودش است، به همین خاطر نمک در شوری بی نیاز است.

    خب حالا وقتی «هستی» و «وجود» برای خدا ذاتی و جداناپذیر شد، یعنی هیچ نیستی و عدمی در او راه ندارد. نمیشود که تمام یک شیء وجود و هستی باشد، در عین حال نیستی هم باشد! جهل و عجز اینها همه امور عدمی هستند، ما وقتی هستی را عین ذات یک موجود دانستیم نمیتوانیم بخش هایی از هستی و وجود را از او جدا کنیم. ملاک بی نیازی خدا به گونه ای که بتواند در رأس سلسله موجودات قرار بگیرد همین است که وجود عین ذاتش بوده و واجب است، بنابراین اگر در هر عرصه ای که به جای وجود، عدم و نیستی باشد در آن حوزه خودش باید نیازمند به غیر باشد، بنابراین چنین موجودی خودش نیازمند بوده و نمیتواند خالق همه چیز باشد. همچنین از آنجا که واجب الوجود از هر جهت کامل است هیچ تغییر و تبدّلی هم در او راه ندارد.

    یا آنچه برهان نظم به ما می گوید این است که هدفمندی خلق اقتضا می کند خالقی که جهان را آفریده پیش از آفرینش آن به آنچه که انجامش را اراده کرده است علم و آگاهی داشته است.

    همچنین ادیان آسمانی او را خدای زنده ای معرفی می کنند که صدای بشر را می شنود، توبه ها را می پذیرد، و نسبت به بندگان محبت دارد:
    «قُل يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيم‏»؛ بگو: «اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده ‏ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مى‏ آمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است‏.(1) در حالی که هیچ کدام از جهان مادی، انرژی، یا قوانین فیزیکی چنین شاخصه هایی ندارند.
    بنابراین اینکه خداوند انرژی باشد نه با براهین عقلی سازگار است، و نه با آیات و روایات دینی.


    پی نوشت ها:
    1. زمر:53/39.
    ویرایش توسط مسلم : ۱۳۹۹/۰۳/۱۷ در ساعت ۱۵:۴۸
    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89
    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود