صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: وداع بارمضان درآینه شعر

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    793
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    13

    وداع بارمضان درآینه شعر




    افسوس که ایام شریف رمضان رفت
    سی عید به یک مرتبه از دست جهان رفت

    افسوس که سی پاره این ماه مبارک
    از دست به یک باره چو اوراق خزان رفت

    شد زیر وزبر چون صف مژگان، صف طاعت
    شیرازه جمعیت بیداردلان رفت

    بی قدری ما چون نشود فاش به عالم
    ماهی که شب قدر در او بود نهان رفت

    با قامت چون تیر در این معرکه آمد
    از بار گنه با قد مانند کمان رفت

    بر داشت ز دوش همه کس بار گنه را
    چون باد سبک آمد و چون کوه گران رفت

    از رفتن یو سف نرود بر دل یعقوب
    آن ها که به صائب ز وداع رمضان رفت
    ویرایش توسط مرصاد : ۱۳۸۷/۰۷/۱۰ در ساعت ۱۶:۳۰
    [SIGPIC][/SIGPIC]
    اللهم انی اسئلک بحق روح ولیک
    علی بن ابی طالب
    الذی مااشرک بالله طرفه عین ابدا
    ان تعجل فرج ولیک القائم المهدی
    --------------------------------------
    همه نام بسیج در گمنامی است و عزت او در مظلومیت او و افتخار او حضور در صحنه های حساس در روز های حادثه.... بسیجی دلگیر نباش ،تو خار چشم دشمنی....



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
    صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....





  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    141
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اون که تو رو از دست من برده کیه
    ای دل دیوونه ی من دردت چیه
    باز دوباره وقت خداحافظیه
    داره بارون می باره
    زیر بارون بیا تا دعا کنیم
    صاحب سفره مونو صدا کنیم
    بیا تا خدا خدا خدا کنیم
    داره بارون می باره
    شب آخر شب بارون غمه
    هر چقدر گریه کنی بازم کمه
    قرار بعدی ما محرمه
    داره بارون می باره



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    دل مرده مي‏شوم باز با غمزه گناهي.
    گرچه به ماه غفران بسته است دست شيطان ....
    رمضان گذشت از من چه كنم كه بينوايم.
    دل من ز حبّ دنيا نگذشت اي خدايم ...


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    آمديم از سفر دور و دراز رمضان
    پي نبرديم به زيبايي راز رمضان

    هر چه جان بود سپرديم به آواز خدا
    هر چه دل بود شكستيم به ساز رمضان

    سر به آيينه «الغوث» زدم در شب قدر
    آب شد زمزمه راز و نياز رمضان

    ديدم اين «قدر» همان آينه «خلّصنا»ست
    ديدم آيينه‌ام از سوز و گداز رمضان

    بيش از اين ناز نخواهيم كشيد از دنيا
    بعد از اين دست من و دامن ناز رمضان

    نكند چشم ببندم به سحرهاي سلوك
    نكند بسته شود ديده باز رمضان

    صبح با باده شعبان و رجب آمده بود
    آن كه ديروز مرا داد جواز رمضان

    شام آخر شد و با گريه نشستم به وداع
    خواب ديدم نرسيدم به نماز رمضان


    علیرضا قروه


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نغمه ريزيد غياب مه نو آخر شد
    باده خرم عيد است که در ساغر شد

    روز عيد است, سوي ميکده آييد به شکر
    که ببخشند هر آنکس که در اين دفتر شد

    ساقي از ميمنت عيد دهد باده صاف
    جرعه گيريد چو معشوق به خم رهبر شد

    مطربا نغمه عيدانه زن و دست فراز
    که ز هر پرده نغزت هله اي ديگر شد

    صد کنم شکر بر اين عيد که از عرش رسيد
    صد کشم رشک که ايام صيام آخر شد

    فرصتي بود که اين تيرۀ ِ دل صاف شود
    نعمتي بود که بر تشنه لبان کوثر شد

    آتشي بود که در سردي سوزان وجود
    دم گرمي شد و در مجمر دل اخگر شد

    واي بر ما که از اين جام نگيريم لبي
    حيف زان آتش اگر سوخت و خاکستر شد

    حاليا عيد شد و رونق مي افزون گشت
    مستي افزون کند اين باده چو پر شکر شد



    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    11,935
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    33 روز 6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    406
    آپلود
    94
    گالری
    278




    عید صیام آمد و ماه صیام رفت
    لطف تمام آمد و فیض تمام رفت
    شد عید فطر و لطف خدا باز تازه شد
    گرد غم گناه ز جان عوام رفت



    ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

    و

    چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

    تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

    پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    عيد آمد و عيد آمد وآن بخت سعيد آمد
    برگير و دهل مي‌زن‌، كان ماه پديد آمد



    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    72
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برگ تحویل می‌کند رمضان
    بار تودیع بر دل اخوان
    یار نادیده سیر، زود برفت
    دیر ننشست نازنین مهمان
    غادر الحب صحبةالاحباب
    فارق‌الخل عشرة الخلان
    ماه فرخنده، روی برپیچید
    و علیک السلام یا رمضان
    الوداع ای زمان طاعت و خیر
    مجلس ذکر و محفل قرآن
    مهر فرمان ایزدی بر لب
    نفس در بند و دیو در زندان
    تا دگر روزه با جهان آید
    بس بگردد به گونه گونه جهان
    بلبلی زار زار می‌نالید
    بر فراق بهار وقت خزان
    گفتم انده مبر که بازآید
    روز نوروز و لاله و ریحان
    گفت ترسم بقا وفا نکند
    ورنه هر سال گل دهد بستان
    روز بسیار و عید خواهد بود
    تیر ماه و بهار و تابستان
    تا که در منزل حیات بود
    سال دیگر که در غریبستان
    خاک چندان از آدمی بخورد
    که شود خاک و آدمی یکسان
    هردم از روزگار ما جزویست
    که گذر می‌کند چو برق یمان
    کوه اگر جزو جزو برگیرند
    متلاشی شود به دور زمان
    تاقیامت که دیگر آب حیات
    بازگردد به جوی رفته روان
    یارب آن دم که دم فرو بندد
    ملک الموت واقف شیطان
    کار جان پیش اهل دل سهلست
    تو نگه دار جوهر ایمان

    ویرایش توسط basir : ۱۳۸۸/۰۶/۲۸ در ساعت ۱۶:۳۵


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,334
    تشکر:
    1
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    57



    وداع بارمضان درآینه شعر

    افسوس که ایام شریف رمضان رفت.
    این عید به یک مرتبه از دست جهان رفت.

    پروردگارا به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند...
    عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند...
    بگریم برای کسانی که هرگز غمم را نخوردند...
    محبت کنم به کسانی که محبتی در حقم نکردند


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود