جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شهود وجه الله و فناء

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۸
    نوشته
    11
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    2 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شهود وجه الله و فناء




    با عرض سلام و تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه
    از کارشناس محترم تقاضا دارم لطفا درباره شهود وجه الله و مراتب آن و فناء توضیحاتی بفرمایند.
    با تشکر و سپاس

  2. تشکر


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۸
    نوشته
    512
    مورد تشکر
    277 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با نام و یاد دوست

    شهود وجه الله و فناء

    کارشناس بحث: استاد کافی



  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,149
    مورد تشکر
    3,698 پست
    حضور
    45 روز 13 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مقدم67 نمایش پست
    با عرض سلام و تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه
    از کارشناس محترم تقاضا دارم لطفا درباره شهود وجه الله و مراتب آن و فناء توضیحاتی بفرمایند.
    با تشکر و سپاس
    باسمه تعالی
    باسلام
    اگر چه با تابش انوار ربوبی در وجود سالک ابواب مکاشفات و مشاهدات و تجلیات به روی او بازمی گردد ولکن این انوار در اصل برای جذب سالک به سوی حضرت حق، و برای هدایت وی به سوی وجه حق است. اصولا این انوار، انوار وجه حق است و با تابش در قلب و مشاعر سالک به اندازه ای که تابش می کند وی را به سوی وجه الله هدایت می نماید به عبارت روشن تر با تجلی این انوار در قلب و در مشاعر سالک به حقایق پشت پرده راه می یابد و عوالم بالا و حقایق و اسرار آنها برای او در حدی که از این تجلیات نوری برخوردار است مشهود و مکشوف می افتد و اثر اصلی این تجلیات نوری هدایت شدن سالک به سوی شهود وجه حق است و سالک به شهود وجه حق در مظاهر اسماء و نیز به شهود و فنا در مقام احدیت نایل می گردد. در واقع این انوار، انوار وجه حق است و انوار یا نوری که از وجه الله می تابد و نور وجه اوست و به وجه او منتهی می گردد به همان سو هدایت خواهد نمود و به سوی وجه الله مجذوب خواهد کرد.
    نورالهی وقتی در قلب و در مشاعر جلوه گر شد و سالک مراحل ابتدایی تجلیات نور را با عنایات ربوبی گذراند و به مراحل کامل تری از این تجلیات نایل آمد و در حقیقت، همین که تجلیات نوری در قلب و در مشاعر از مراحل ابتدایی گذشت و کامل تر گشت، سالک به شهود وجه الله در مجالی و مظاهر نازله آن می رسد و وجه حق را در این مجالی که مخلوقات حق هستند و به اندازه خود وجه او را نشان می دهند شاهد می گردد این مرحله، از مراحل ابتدایی شهود وجه الله در مظاهر و مجالی وجه است.
    آنچه سالک را به سوی مجالی وجه او می برد، نور او و به تعبیر بهتر، نور وجه اوست. نور وجه او به سوی وجه او می کشد و طبعا در مرحله ابتدایی سالک یا مظاهر نازله و با مجالی پایین تر از آن مواجه می شود و وجه او را در آنها مشاهده می کند این مجالی و مظاهر که سالک در مرحله اول به شهود وجه الله در آن نایل می گردد فوق زمان و مکان و فوق جهات است و به زمان و مکان و جهات و به موجودات زمانی و مکانی و به ما احاطه دارند و ما از آنها در حجاب بوده و آنها را نمی بینیم و نمی یابیم. یعنی چون ما از نوری که به سوی آنها هدایت می کند و حجاب را کنار زده و به آنها می رساند محروم بوده و فاقد آن نور هستیم، از نیل به این مجالی و مظاهر و از شهود وجه الله در آنها نیز محروم بوده و در غفلت می باشیم.
    بنابراین نورالهی متجلی در قلب و در مشاعر سالک را به سوی وجه الله می کشد و او را هدایت می کند، سالک وجه الله را می شناسد و از غفلت اسرارآمیز نجات می یابد، سالک را به خود می آورد و به او شعور تازه ای داده و به معرفت می رساند.
    سالک در این مرحله این حقیقت را عیناً و شهوداً می یابد که مجالی وجه او همه چیز هست و محیط به همه است و در حقیقت وجه الله با همه چیز و محیط به همه چیز است و چیزی نیست که در احاطه وجه او نبوده و با وجه او نباشد. در هر صورت سالکی که صادق و دردمند است و قلب وی پر از اشتیاق بوده و مدت ها در این اشتیاق بسر برده است، با نیل به شهود از ابتهاج خاصی برخوردار می شود که جز اهل آن از چگونگی این ابتهاج و لذت شهود کسی نمی تواند باخبر باشد.


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,149
    مورد تشکر
    3,698 پست
    حضور
    45 روز 13 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شهود وجه حق در مجالی و مظاهر نوریه به لحاظ اینکه خود این مجالی از نظر رتبه وجودی در طول یکدیگر قرار گرفته و بعضی بالاتر از بعضی است دارای مراتب می باشد و سالکان طریق به تناسب منزلت های خویش از مراتب مختلف آن با عنایات ربوبی برخوردار می گردند.
    با شهود وجه حق در مجالی مخلوقات بالاتر، و یا مجذوب شدن به سوی وجه حق اشتیاق سالک به شهود کامل تر و بهتر، همه وجود او را می گیرد و عشق به لقاء کامل تر همه قلب او را گرفته و آن را سرگشته تر می کند.
    او با هدایت مقام ربوبی به این حقیقت پی می برد که این مخلوقات بالاتر و موجودات نوری در عین اینکه مجالی و مظاهر وجه الله هستند و وجه او را نشان می دهند، حجاب های حق فانی بوده و جز حکایت جمال و جلال وجه او حکایت دیگری ندارند با این همه به اندازه خود خبر از وجه او می دهند و نه از وجه او آن چنان که هست و نیز با هدایت ربوبیت به این نکته باریک هم هدایت می شود که کنارزدن این حجابها و گذر نمودن از آنها و به عبارتی خرق این حجاب ها جز با عنایات خاصه الهی امکان پذیر نیست و او خود باید عنایتی بکند و نور نافذی به چشم دل ببخشد تا وی بتواند این حجاب ها را بشکافد و به آن سوی آنها راه یافته و وجه الله را بدون آنها و بی پرده مشاهده کند اینجاست که سالک مانند همیشه بلکه بیش از پیش به عنایات و الطاف مقام ربوبی نیازمند بوده و زبان به تضرع و تملق گشوده و طالب لطف و عنایت بوده و دوای درد خویش را از او می خواهد. با مجاهدت ها و تضرعها الطاف و عنایات ربوبی به فریاد او می رسد و انوار متجلی در قلب وی کامل تر می گردد و چشم دل از نور بالاتری بهره مند گشته و همه این حجب را کنار می زند و سالک به شهود وجه الله در مظاهر اسماء و صفات نایل می گردد یعنی از مجالی مخلوقات نوری بالاتر که در مرحله اول به شهود وجه الله در این مجالی نایل گشته بود می گذرد و به شهود کامل تر و بی پرده وجه الله می رسد.
    او در این مرحله به کلی از تعینات و رسوم خودی رها شده و وجه الخلقی خود را از خود دور کرده است والا با بقای تعینات و با حفظ نام و نشان خودی هرگز امکان وصول به این مرحله وجود ندارد.
    او در این مرحله همه اشیا را فانی در وجه الله دیده و فقط وجه او را می بیند به بیان روشن تر در این مرحله از شهود که سالک از عالم خلق گذشته و به عالم اسماء و صفات الهی قدم گذاشته و در عالم تجلیات اسمائی وارد شده است نه از وجه الخلقی خود او خبری مانده و نه از وجه الخلقی مخلوقات دیگر اثری به چشم می خورد هم خود او فانی در وجه الله گشته و هم همه موجودات. و به لحاظی معنی فناء او در وجه الله این است که خود جنبه وجه اللهی یافته و وجه الخلقی او و نیز احکام آن هالک گشته است و هر چه او دارد از حضرت حق است.
    طبعا شهود وجه الله در چنین مرحله ای معنی خاصی پیدا می کند یعنی هم سالک نظر به وجه الله می کند و هم این نظر از خود حق و به نور حق است.(دقت شود) و در اینجاست که باید گفت «و بک عرفتک» یعنی«با تو تو را شناختم» و نیز در اینجا باید گفت که شاهد و مشهود به یک نظر خود اوست.این مرحله از شهود یعنی شهود وجه الله در مظاهر اسماء و مجالی صفات مرحله بالاتری از شهود است و نیل به آن از هر کسی براورده نیست و به تعبیر صحیح این عنایت به هر کسی نمی شود آنچه مسلم است می باشد این است که رسول اکرم و ائمه اطهار صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین از این عنایت الهی برخوردار بودند، کما اینکه از عنایات بالاتر از آن نیز بهره مند بوده و اصولا خدای متعال و خود آنان می دانند که در چه مقام و منزلتی قرار گرفته اند.
    در هر صورت آنان از این مرحله شهود با عنایات ربوبی برخوردار بوده و شاهد وجه الله در مظاهر اسماء و صفات بودند در عبارت دیگر فانی در وجه الله بوده و وجه الله گشته و ناظر وجه الله بودند.


    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۱۰/۲۱ در ساعت ۱۶:۳۸

  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,149
    مورد تشکر
    3,698 پست
    حضور
    45 روز 13 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شهود وجه الله در مظاهر اسما دارای مراتب می باشد
    این مرحله از شهود نیز مانند مرحله قبلی دارای مراتب است. مراتب این شهود به مراتب اسمااللهی و منازل سالکین برمی گردد. به طوری که سابق اشاره کردیم اسماء الهی مراتب داشته و بعضی متفرع بر بعضی و نیز بعضی عام و بعضی خاص می باشد. اسم اعظم الهی از نظر رتبی مقدم بر اسماء دیگر و اسماء عام در مراتب مختلف مقدم بر اسماء خاص و اسماء ذات مقدم بر اسماء فعل است.
    در مراحل اولیه این شهود سالک با عنایات ربوبی به شهود وجه الله در مظاهر اسماء فعل آن هم در مراتب مختلف نایل می گردد و در مراحل بالاتر به شهود در مظاهر اسماء خاص و در مراحل عالیه به شهود در در مظاهر اسماء عام در مراتب مختلف نایل گشته و بالاخره فایز به شهود اسم اعظم الهی در درجات مختلف و به نحوی که امکان دارد می گردد. در حقیقت سالک با سیر در مراتب این شهود به سیر در عالم اسماء و صفات پذرداخته و متنعم در جنت اسما می باشد و به یک نظر او در این مقام در جمال و جلال الهی سیر می کند و عالمی دارد که نه در وهم آید و نه در تصور گنجد و نه در الفاظ و عبارات می آید.
    و اما اینکه شهود وجه الله یعنی چه؟ و نظر به وجه الله یعنی چه؟ و فنا در آن چه معنایی دارد و چه لذت و ابتهاجی در شهود و فنا هست؟ و سوالاتدیگر از این قبیل مسائل و موضوعاتی هستند که یافتنی و رسیدنی بوده و در قالب الفاظ و در محدوده مفاهیم ذهنی نمی آیند دریافت چگونگی آنها از عهده عقل و حس معمولی خارج است و اصولا از طور ادراکات معمولی بیرون بوده و به طور دیگری از ادراک نیاز دارد. البته عقل تا اندازه ای می تواند دریافت کند که نیل به جمال و جلال بی حد و بی نهایت و فناء در آن و به تعبیری شهودجمال بی حد و نظر به جمال بی نهایت و سیر در آن و نیز رها شدن از حدود و قیود کثرت ها و تعینها و خلاص شدن از شرور و بدی ها و وارد شدن به عالم جمع و وحدت و کمال و جمال فوز عظیم و بالاترین آرزوی انسان بوده و لذت ابتهاج فوق تصور را در بر دارد .لکن دریافت عقلی کجا و شهود عینی کجا؟ صور ذهنی کجا و حقایق عینی کجا؟ برای صاحبان بصیرت همین اندازه کافی است که قرآن کریم لقاء حق و شهود وجه الله و نظر به جمال ربوبی را مقصد اعلی بیان نموده و فوز عظیم می شمارد و از انسانها آن هایی را صاحبان عقل و بصیرت می داند و آنهایی را در فلاح می بیند و آنهایی را در صراط مستقیم می شمارد که مقصدی جز وجه الله ندارند.



    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۱۰/۲۲ در ساعت ۱۵:۳۲

  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,149
    مورد تشکر
    3,698 پست
    حضور
    45 روز 13 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در مقام شهود وجه الله در مظاهر اسماء که شرح آن تا حدودی گذشت سالک با هدایت انوار ربوبی در عین اینکه وجه الله را در مظاهر مختلف اسماء و صفات می بیند و به شهود وجه او در مراتب اسماء نایل می گردد به سرّ وحدت نیز می رسد. یعنی در همان حال که وجه حق را در مجالی مختلف اسماء مشاهده می کند و در جلوه های متنوع به شهود آن می رسد و به تعبیری در همان حال که به سیر در تجلیات اسمائی می پردازد و نظر به وجه الله در جلوات گوناگون اسماء و صفات می کند با هدایت انوار قاهر ربوبی به این حقیقت می رسد که همه این جلوه های متنوع یا همه این مجالی و مظاهرکه در مرحله اول جلوه های گوناگون و مظاهر مختلف وجه او به نظر می آید همه در حقیقت یکی است و همه به وجه واحد او می رسد. او که وجه الله را در مظاهر مختلف اسماء و صفات می بیند و شاهد وجه الله در جلوه های متنوع اسماء می باشد و وجه حق را گاهی در این جلوه و گاهی در آن جلوه، گاهی در این مظهر و گاهی در آن مظهر، گاهی در مجلای این اسم و گاهی در مجلای آن اسم مشاهده می نماید، با عنایات الهی به این واقعیت اسرارآمیز نایل می گردد که همه اینها یکی است و وجه الله واحد قهار است که در این جلوه و آن جلوه، و در این مظهر و آن مظهر و در مجلای این اسم و آن اسم متجلی می باشد. می بیند وجه واحد حق است که در این جلوه ها و در این مظاهر و مجالی مختلف و متنوع جلوه گر است و می بیند آنچه در همه اینها متجلی است، یک وجه است و آن وجه الله الواحد القهار است و می بیند همه اینها جلوه های وجه واحد اوست و حقیقت همه اینها یکی است.
    او در این مرحله از کثرات اسماء و صفات تا حدودی گذشته و به واحدیت رسیده و به شهود وجه الله در مقام واحدیت نایل گشته است و به عبارتی به شهود وجه الله در مظهر اسم واحد فایز گردیده است. در مقام واحدیت کثرات اسمائی به صورتی که توضیح دادیم در بین نیست. همه اسماء و صفات حق در حضرت واحدیت یا در مقام واحدیت، با تجلی واحدی متجلی است یعنی همه اسماء حسنی و صفات علیا و همه کمالات الهی با یک وجود و به نحو جمع و وحدت در این مقام که مقام واحدیت است، موجود می باشد و وجه حق در این مقام همه جمال و جلال را با یک تجلی در بردارد. همه آنچه از جمال و جلال الهی در مظاهر اسماء و صفات برای سالک قبل از نیل به این مرحله مشهود بود، در این مرحله به نحو جمع وحدت مشهود می گردد و او هر حسن و هر جمالی را در وجه واحد حق و نیز هر کبریا و جلالی را در وجه الله مشاهده می کند و همه را یکی می بیند. در این مرحله از شهود کثرات خلق و امر و کثرات اسمائی از میان برخاسته و همه تعینات مصداقی و مفهومی کنار رفته است. سالک در این مرحله همه مخلوقات را فانی در وجه الله الواحد یافته و نور وجه واحد حق را قاهر بر همه می بیند و همه را به شهود و عیان در وجه حق و قائم به وجه حق می یابد و مخاطب به خطاب «لمن الملک الیوم» می گردد و جواب می دهد که: «لله واحد القهار» و این همان حقیقتی است که در قیامت کبری برای همه مکشوف و مشهود می افتد.



  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,149
    مورد تشکر
    3,698 پست
    حضور
    45 روز 13 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به هر حال در روز قیامت همه حجاب ها کنار رفته و این حقایق که قبلا در پشت پرده بود و برای انسان ها و بعضی دیگر از مخلوقات به صورت عینی و شهودی روشن نبود، روشن و عینی می گردد و برای همه مشهود می افتد که همه انسانها و آسمان و زمین و همه موجودات در محضر خدای واحد قهار و در احاطه کامل او بودهو چیزی از آنها از او پوشیده نبوده و اینکه همه قائم به او و از او می باشند و همه ملک او هستند. البته در همه اوقات این چنین است ولکن مشهود نیست و در قیامت با کنار رفتن حجاب ها مشهود می گردد.
    الان همه چیز در محضر حضرت حق و در احاطه او و قائم به او و از او است و به تعبیری الان همه چیز فانی در وجه الله الواحد القهار است ولکن حجاب در بین هست و ما نمی بینیم و نمی یابیم. اگر انسان مشمول عنایات خاصه ربوبی گردد و عنایات او حجاب یا حجاب ها را از میان بردارد و به قلب و چسم قلب از نور نافذ و قاهر و هدایت کننده خود افاضه کند الان هم شاهد وجه الله الواحد القهار می گردد و همه چیز را فانی در وجه او می بیند و روشن از نور وجه او و سرچشمه گرفته از نور او و قائم به وجه او می یابدو بالاخره خطاب «لمن الملک الیوم» را به گوش قلب می شنود و جواب می دهد که «لله الواحد القهار» و یا اینکه جواب را نیز از خود او می شنود و یا به لحاظ اینکه خود نیز در این مرحله فانی در وجه واحد قهار است جوابی را که می دهد هم از خود می بیند و هم از او، زیرا به طوری که قبلا اشاره کردیم در مقام فناء فی وجه الله آنچه از انسان است به یک نظر از او و به یک نظر از وجه حق است. به بیان دیگر اگر انسان از صورت اولیه و از اصل خویش برخوردار گشته و به موطن اولی خود برگردد و چهره فانی خود در وجه حق را بیابد شاهد وجه الله واحد بوده و نور وجه او را قاهر بر همه چیز می بیند. او در این موطن اصلی چشم دیگری دارد که آنچه را حق است می بیند و نه آنچه را که باطل است و حق می نماید و پرده به روی حق است؛ آنچه حق است وجه الله الواحد است و آنچه باطل است و حق می نماید موجودات سرابی و حجب مخلوقات است.
    او در موطن اصلی خویش به چشم دل وجه الله الواحد را که حق است می بیند و اگر خواست به جلوات نازله انوار وجه الله نظری بیاندازد با هدایت همین انوار به آنها متوجه شده و از آن سو به جلوات نازله انوار وجه او که همان مخلوقات در مراتب مختلف است نظر می کند و مخلوقات را در حالی که جلوه هایی از انوار وجه او هستند می بیند و با چهره جدیدی آنها را مشاهده می کند و نه به نحوی که ما می بینیم یا با چهره باطل آنها.(دقت شود) به عبارت دیگر آنها را در حالی که فانی در وجه الله الواحد می باشند می یابد و نه در حالی که حجاب وجه او هستند انسان در موطن اصلی خویش چنین است و نه چنان که می بینیم و می بینید.


  12. تشکر


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,149
    مورد تشکر
    3,698 پست
    حضور
    45 روز 13 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باز شدن ابواب بی شمار حقایق و اسرار به روی انسان در مقام شهود حضرت واحدیت
    از جمله موضوعاتی که لازم است در اینجا متذکر شویم باز شدن ابواب بی شمار حقایق و اسرار به روی انسان در مرحله شهود وجه الله الواحد القهار است. حقایق وجود و اسرار الهی در چنین مرحله ای با عنایات ربوبی و با هدایت انوار وجه او برای انسان معلوم و مشهود می گردد. اصولا باید گفت انسان در این مرحله از دید دیگر و یا از نوع دیگری از علم و درک برخوردار می گردد. یعنی نه تنها علم و درک او کامل تر می گردد بلکه از علم و درک صحیح و درستی بهره مند می باشد او در این مرحله هم حقایق را درک می کند و می یابد و هم به نحو صحیح درک نموده و درست می یابد از طرفی حقایق و اسرار برای وی معلوم می گردد و از طرفی آن چنان که هست معلوم می شود.
    او در این مرحله به لحاظ اینکه همه موجودات و مخلوقات در وجه الله و در انوار قاهر آن فانی و مستهلک هستند به هنگام توجه و استغراق در شهود وجه الله هیچ یک از موجودات و مخلوقات را نمی بیند و گویی چیزی جز وجه واحد قهار، و جز جمال و جلال بی نهایت او وجود ندارد، آن هم جمال و جلالی که در وهم نگنجد و در تصور نیاید و با توصیف نمی توان تعریف کرد و با سیر و شهود عینی نیز نمی توان به ابعاد و به نهایت و عمق آن رسید زیرا که تصور کردنی نبوده و با توصیف هم حق آن ادا نشود و نهایت و حدی ندارد و به هنگام توجه به موجودات و مخلوقات یعنی آنجا که می خواهد آنها را ببیند و قصد آنها را می کند به لحاظ اینکه در افق بالاتری قرار گرفته و از آن سو به آنها نظر می کندو نه از این سو و به لحاظ اینکه از جانب حق به سوی خلق می آید و از مرتبه حضرت واحدیت و به نور وجه او به طرف مخلوقات حرکت می کند همه موجودات و مخلوقات را با چهره های حق و حقیقی آنها می بیند.
    یعنی موجودات و مخلوقات را جلوات انوار وجه الله در مراتب مختلف و متنوع می بیند و هر کدام را جلوه ای می یابد که به نوعی از وجه الله خبر می دهد و نه به نحوی که خود را به صورت یک حقیقت مستقل و یا یک واقعیت نشان بدهد. کما اینکه برای آنان که از این سو به مخلوقات نظر می کنند این چنین است و آنان این مخلوقات را به صورت واقعیت ها و حقیقت های مستقل می یابندکه گویی اینها برای خود و به جای خود چیزی هستند نه اینکه وجه الله را نشان دهند و خود را عرضه نکنند و از او خبر دهند و حجاب او نباشند.
    چقدر فرق است بین این دو نوع درک و دید که یکی به هر چیزی نظر می کند وجه الله را به او نشان می دهد و به سوی آن هدایت می کند و خبری از آن دارد، و دیگری به هر چیزی نظر می کند خود همان چیز را می بیند و بس، و آن را یک واقعیت می یابد و دیگر نه خبری را که همان چیز با خود دارد می یابد و نه هدایت آن را می فهمد و نه آنچه را که نشان می دهد می بیند فاصله زیادی هست بین آنکه قبل از هر چیزی و بعد از هر چیزی و با هر چیزی وجه الله را می بیند و می گوید: «ما رایت شیئاً الا و رایت الله قبله و بعده و معه» و بین آنکه این همه اشیاء و موجودات را می بیند و همه را واقعیت های مستقل می یابدو به زور استدلال نیز نمی تواند گوشه ای از آنچه را که این اشیا و موجودات با خود دارند بفهمد و نمی تواند حتی به کمک عقل به گوشه ای از آنچه این اشیا با تمام وجود از آن می گویند راه بیابد و بالاخره آینه وجه او را ندیده و صور در آن را حقایق می داند آیا این دو با یکدیگر فاصله زیادی ندارند؟ و آیا بدان معنی نیست که انسان در مقام شهود وجه الله الواحد از دید دیگر و از درک دیگری برخوردار گشته است؟ و آیا در چنین مقامی همه چیز صورت دیگری پیدا نمی کند و ابواب بی شماری از حقایق وجود و اسرار الهی به روی انسان باز نمی شود و نظام هستی معنی دیگری نمی یابد و....؟
    در چنین مقامی این جمله معنی خود را پیدا می کند که در دعای کمیل می گوید: «
    و بنور وجهک الذی اضاء له کل شیء....، یعنی پروردگارا بنور وجه تو که همه چیز با آن روشن گشته است از تو مسئلت می نمایم که.....»و همین طور جملات دیگری که در ادعیه ماثوره به چشم می خورد و مشابه همین جمله است معنی خود را پیدا می کند
    برای کسی که در چنین مقامی است روشن می باشد زیرا او به خوبی می یابد که موجودات در مقام فناء فی وجه الله الواحد القهار چهره های قبلی و کاذب خود را ندارند و آنها با آن چهره ها که داشتند هالک گشته و از میان رفته اند و با چهره های دیگری هستند که چهره های حق و حقیقی آنها بوده و فانی در وجه الله است. او می یابد که در این مقام و در این مرحله هم همه چیز هالک گشته و فقط وجه او باقی است، و هم همه چیز به سوی او برگشته هر کدام نیز موقعیت خاص خود را داشته و جزای خویش را نایل است. و او می یابد که در قیامت نیز این چنین خواهد بود و آنچه در پس پرده هاست ظاهر خواهد شد.


  14. تشکر


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,149
    مورد تشکر
    3,698 پست
    حضور
    45 روز 13 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شهودی دیگر و فناء در فناء
    بعد از طی مراحل اسماء و بعد از طی مرتبه واحدیت شهود دیگری هست که شهود ذات در مقام احدیت است و برای خاصان می باشد و فناء در فناء را در بر دارد. شرح این مرحله اصولا ناممکن بوده و در حدی در لفظ و بیان می آید؛فنا از لحاظ لغوى، که برگرفته از دیدگاه عرفى است، به معناى نابودى و انقطاع وجود است،معنای اصطلاحی "فنا" با واژۀ لغوی آن یکی نیست. در اصطلاح یعنی خود را ندیدن و نیافتن. البته نه به معنای از خود بی گانگی، بلکه
    انسان در ساحت پروردگار خود را هیچ نمی‌بیند و فقط به خدا می‌اندیشد. سالک در مراتب شهود و مراحل فناء فی وجه الله سیر می کند، ولی در این مرحله فناء خود نیز فانی گشته و طبعا شهود او نیز شهود دیگری می باشد.
    رسول اکرم و ائمه اطهار صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین با عنایات خاصه الهی از این مرحله و نیز از شهود وجه الله الواحد و از مراتب دیگر شهود برخوردار بودند.
    از آن جا که بین انسان و خدا، جز
    گناه و خودبینی چیزی حایل نیست، تعلق به غیر خدا حجاب محسوب می‌شود و این حجاب‌های ظلمانی مانع از رسیدن به موطن حق می‌شود. حال اگر هیچ گناه و حجاب و تعلقی نباشد و اصل توجه انسان به هستیِ خود، رخت بر بندد، آن گاه شهود حق به طور محدود، ممکن گشته و پس از آن، مقام فنا حاصل می‌شود.ممكن است انسان به جايى برسد كه بين او و معبودش چيزى جز نور اسما و صفات حق تعالی حايل و فاصل نباشد. نيز ممكن است به جايى برسد كه حتى اين حجاب‌هاى نورانى نيز خرق گردد. سالك، از اين حجاب‌ها نيز عبور مى‌كند و محو كلى مى‌شود. آن وقت هر چه مى‌بيند. تماماً حق است. و هر چه مى‌شنود عين حق است. گويى با چشم حق مى‌بيند، با گوش حق مى‌شنود و به لسان حق نطق مى‌كند؛ اين است منتهاى فنای فی اللَّه.
    زمانی سالک به مقام «فنای فی الله» می رسد در مقام فنا که «دارالقرار» و مقصد سیر و سلوک سائران و عارفان است، سالک نه تنها غیر و «ماسوی الله» را نفی می کند بلکه اصلا آنها و حتی خود را نمی بیند تا آن را نفی کند؛ زیرا اثبات «ثابت» و نفی «منفی» ، دو چیز است و این تعدد و کثرت با وحدت شهود راستین، سازگار نیست. وقتی سالک به مقام فنا بار یابد، فانی در شهود ذات اقدس خداوند است و بس و نه تنها خود را نمی بیند، بلکه توحید و فنای خود را هم نمی بیند و فقط «الله» و هویت مطلقه الهی را می بیند


  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,149
    مورد تشکر
    3,698 پست
    حضور
    45 روز 13 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    لطفا درباره شهود وجه الله و مراتب آن و فناء توضیحاتی بفرمایند:



    پاسخ:
    الف: شهود وجه الله، مرحله ای از شهود است که سالک از عالم خلق گذشته، و به عالم اسماء و صفات الهی قدم گذاشته، و در عالم تجلیات اسمائی وارد شده است؛ نه از وجه الخلقی خود او خبری مانده، و نه از وجه الخلقی مخلوقات دیگر اثری به چشم می خورد، هم خود او فانی در وجه الله گشته و هم همه موجودات، و به لحاظی معنی فناء او در وجه الله این است که خود جنبه وجه اللهی یافته و وجه الخلقی او و نیز احکام آن هالک گشته است، و هر چه او دارد از حضرت حق است.
    این مرحله از شهود یعنی شهود وجه الله در مظاهر اسماء و مجالی صفات مرحله بالاتری از شهود است.
    شهود وجه الله در مظاهر اسماء، دارای مراتب می باشد.
    در مراحل اولیه این شهود سالک با عنایات ربوبی به شهود وجه الله در مظاهر اسماء فعل آن هم در مراتب مختلف نایل می گردد و در مراحل بالاتر به شهود در مظاهر اسماء خاص و در مراحل عالیه به شهود در مظاهر اسماء عام در مراتب مختلف نایل گشته و بالاخره فایز به شهود اسم اعظم الهی در درجات مختلف و به نحوی که امکان دارد می گردد. در حقیقت سالک با سیر در مراتب این شهود به سیر در عالم اسماء و صفات پذرداخته و متنعم در جنت اسما می باشد و به یک نظر او در این مقام در جمال و جلال الهی سیر می کند، و عالمی دارد که نه در وهم آید و نه در تصور گنجد و نه در الفاظ و عبارات می آید.
    در مقام شهود وجه الله در مظاهر اسماء، سالک با هدایت انوار ربوبی، وجه الله را در مظاهر مختلف اسماء و صفات می بیند و شاهد وجه الله در جلوه های متنوع اسماء می باشد و وجه حق را گاهی در این جلوه و گاهی در آن جلوه، گاهی در این مظهر و گاهی در آن مظهر، گاهی در مجلای این اسم و گاهی در مجلای آن اسم مشاهده می نماید، با عنایات الهی به این واقعیت اسرارآمیز نایل می گردد که همه اینها یکی است و وجه الله واحد قهار است که در این جلوه و آن جلوه، و در این مظهر و آن مظهر و در مجلای این اسم و آن اسم متجلی می باشد. می بیند وجه واحد حق است که در این جلوه ها و در این مظاهر و مجالی مختلف و متنوع جلوه گر است و می بیند آنچه در همه اینها متجلی است، یک وجه است و آن وجه الله الواحد القهار است و می بیند همه اینها جلوه های وجه واحد اوست و حقیقت همه اینها یکی است.
    به هر حال در روز قیامت همه حجاب ها کنار رفته و این حقایق که قبلا در پشت پرده بود و برای انسان ها و بعضی دیگر از مخلوقات به صورت عینی و شهودی روشن نبود، روشن و عینی می گردد و برای همه مشهود می افتد که همه انسانها و آسمان و زمین و همه موجودات در محضر خدای واحد قهار و در احاطه کامل او بوده و چیزی از آنها از او پوشیده نبوده و اینکه همه قائم به او و از او می باشند و همه ملک او هستند. البته در همه اوقات این چنین است ولکن مشهود نیست و در قیامت با کنار رفتن حجاب ها مشهود می گردد.
    ب: از آن جا که بین انسان و خدا، جز گناه و خودبینی چیزی حایل نیست، تعلق به غیر خدا حجاب محسوب می‌شود و این حجاب‌های ظلمانی مانع از رسیدن به موطن حق می‌شود. حال اگر هیچ گناه و حجاب و تعلقی نباشد و اصل توجه انسان به هستیِ خود، رخت بر بندد، آن گاه شهود حق به طور محدود، ممکن گشته و پس از آن، مقام فنا حاصل می‌شود.ممكن است انسان به جايى برسد كه بين او و معبودش چيزى جز نور اسما و صفات حق تعالی حايل و فاصل نباشد. نيز ممكن است به جايى برسد كه حتى اين حجاب‌هاى نورانى نيز خرق گردد. سالك، از اين حجاب‌ها نيز عبور مى‌كند و محو كلى مى‌شود. آن وقت هر چه مى‌بيند. تماماً حق است. و هر چه مى‌شنود عين حق است. گويى با چشم حق مى‌بيند، با گوش حق مى‌شنود و به لسان حق نطق مى‌كند؛ اين است منتهاى فنای فی اللَّه.
    زمانی سالک به مقام «فنای فی الله» می رسد در مقام فنا که «دارالقرار» و مقصد سیر و سلوک سائران و عارفان است، سالک نه تنها غیر و «ماسوی الله» را نفی می کند بلکه اصلا آنها و حتی خود را نمی بیند تا آن را نفی کند؛ زیرا اثبات »ثابت» و نفی «منفی» ، دو چیز است و این تعدد و کثرت با وحدت شهود راستین، سازگار نیست. وقتی سالک به مقام فنا بار یابد، فانی در شهود ذات اقدس خداوند است و بس و نه تنها خود را نمی بیند، بلکه توحید و فنای خود را هم نمی بیند و فقط «الله» و هویت مطلقه الهی را می بیند.(1)
    پی نوشت:
    1.برای اطلاع بیشتر ر. ک، شجاعی، مقالات،محمد،سروش،تهران1385، صص317،341.




    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۸/۱۱/۱۵ در ساعت ۲۱:۵۵

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود